http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg
http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg








امام خمینی: همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند.

/ باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

وقتی خـــدا غـریـبـــه-ست، آدم شـدن مـحـالـه ...



وقتی خـــدا غـریـبـــه-ست، آدم شـدن مـحـالـه ...

با مردم بودن قریحه-ی ادبی وَ هنری را بیشتر رشد مـیـدهـد ...






نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 3 شهریور 1395 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

 

   شبیه پر کاهی شده باشی ... 

  سخت است که معتاد نگاهی شده باشی
دیوانه ی چشمــان سیاهی شده باشــی
اینکــه پســر رعیت ده باشی و آنوقت-
دلداده ی تک دختر شاهـی شده باشـی
در پیچ و خم عشق به سختی به در آیی -
از چاله،ولی راهی چاهی شده باشی
از دور تو را محکم و چون کوه ببینند
در خویش شبیه پر کاهی شده باشی
مانند دلیری که به دستش سپری نیست
بازیچه ی دستان سپاهی شده باشی
یـک عُمر بجنگی و در آخــر نتوانـی -
تا نامزد آن که بخواهی شده باشی
سخت است که ماه تو سراغ تو نیایـد
آنگاه که در حوضچه ماهی شده باشی
 «قیصر امین پور»
 

 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 2 شهریور 1395 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 یک گوشـَش دَره، یک گوشـَش دروازه ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

http://s2.picofile.com/file/8264860168/1_GUSHESH_DAREH_1_GUSHESH_DARV8ZEH_3.jpg

 

http://s1.picofile.com/file/8264860826/SHENEVANDEYE_XUB_6.jpg

 

http://s2.picofile.com/file/8264861750/SHENEVANDEYE_XUB_7.jpg

 

http://s1.picofile.com/file/8264862642/SHENEVANDEYE_XUB_3.jpg

 

http://s2.picofile.com/file/8264863026/SHENEVANDEYE_XUB_5.jpg

 

 

 

 پادشاهی کاخ بزرگی با وزیران و درباریان فراوان داشت.او از تمام نقاط حکما،خردمندان و هنرمندان را به قصرش فرا خوانده بود و وزرایش به دانایی و دیانت و کیاست مشهور بودند.
روزی از روز ها حکیمی به دربار پادشاه امد.پادشاه از دیدن او بسیار خوشحال شد و به او خوش آمد گفت.او را بسیار احترام کرد و پرسید:
ای راست کردار از برای چه به قصر آمده ای؟
حکیم پاسخ داد: پادشاها من شنیده ام که وزرای تان در خرد مندی و فرزانگی شهره عام و خاص هستند.به همین دلیل سه عروسک به اینجا آورده ام تا وزرای تان آن ها را بررسی کنند و بگویند کدام از همه بهتر است
پادشاه عروسک ها را به وزیر بزرگ خود،که از همه وزرا باهوش تر بود،داد.
وزیر به عروسک ها نگاه کرد و از پادشاه خواست که دستور دهد سیمی فولادی برایش بیاورند.پادشاه کمی تعجب کرد و با درخواست وزیر موافقت نمود.
وزیر سیم فولادی را گرفت و وارد گوش راست یکی از عروسک ها کرد،سیم فولادی از گوش چپ عروسک خارج شد و وزیر با لبخند به حکیم نگاه کرد و عروسک را به کناری گذاشت،سپس عروسک دوم را برداشت و سیم را داخل گوش راست آن کرد.این بار سیم از دهان عروسک خارج شد و وزیر باز هم لبخندی زد و عروسک دوم را نیز به کناری گذاشت،او عروسک سوم را برداشت و این بار نیز سیم را در گوش راست عروسک وارد کرد،اما سیم نه از دهان عروسک خارج شد و نه از گوشش.پادشاه و درباریان مشتاقانه به این صحنه می نگریستنند.
در همین حال،وزیر بزرگ رو به حکیم تعظیم کرد و گفت:ای بزرگوار،سومین عروسک از همه بهتر است.در حقیقت،سه عروسک نمادی از گروه های انسانی و درک و اگاهی آن ها هستند.انسان ها به سه گروه تقسیم می شوند:
اول کسانی هستند که سخنان را از گوشی گرفته و از گوش دیگر به در می کنند.دوم کسانی که سخنان را شنیده و درک می کنند تا بتوانند خوب صحبت کنند و سومین گروه انسان هایی هستند که سخنان را به گوش جان می شنوند و آنها را مانند گنجی در دل خود نگاه می دارند و به کار می گیرند.در بین این سه گروه،سومین از همه بهتر است.
حکیم به پادشاه برای داشتن چنین وزیر باهوشی تبریک گفت و آنان را برکت داد و قبل از اینکه قصر را ترک کند رو به درباریان کرد و گفت:در زندگی همیشه سخنان خردمندان را بشنوید و سعی کنید معنی آن ها را درک کرده و در ذهن خویش پرورش دهید و برای زندگی بهتر و زیباتر به کار گیرید.  ‌
 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1 شهریور 1395 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

 

 ریشه ترس از ازدواج در جوانان ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 ماهنامه «سپیده دانایی» دیدگاه دکتر محمد‌کاظم عاطف‌وحید ، روان‌شناس و عضو هیئت علمی انستیتو روان‌پزشکی تهران :

ریشه این مسئله را که عده‌ای از دختران یا پسران از ازدواج می‌ترسند، باید در سه عامل جست‌وجو کرد؛ عوامل خانوادگی، عوامل فردی و شخصیتی و عوامل اجتماعی.
 عوامل خانوادگی
 پایه‌های زندگی، آینده انسان‌ها، در خانواده، کودکی، و تجربیات سال‌های نخستین زندگی شکل می‌گیرد و بسیاری از کسانی که با ترس از ازدواج روبه‌رو هستند، خاطرات خوشی از آن سال‌‌ها ندارند، چون به طور مداوم شاهد درگیری، ناراحتی و اختلافات والدین‌شان بوده‌اند و فکر می‌کنند ازدواج یعنی فقط زجر و دعوا و لحظات خوشی در یک زندگی مشترک وجود ندارد. مخصوصا که والدین مدام به آن ها گفته‌اند به خاطر بچه‌ها زندگی را ادامه دادند و اگر بچه‌ها نبودند، از یکدیگر جدا می‌شدند. به همین دلیل هم حس می‌کنند ازدواج یعنی گیر افتادن و زندانی شدن. وقتی این افراد بزرگ‌تر و وارد جامعه می‌شوند، اختلافات خانوادگی و طلاق‌های بیشتری را هم می‌بینند و تفکرات منفی‌شان درباره ازدواج بیشتر می‌شود و به این نتیجه می‌رسند که باید از ازدواج اجتناب کنند.
 عوامل فردی
 درباره عوامل فردی نیز باید گفت که ازدواج، به استقلال ذهنی، عاطفی، فردی و اقتصادی نیاز دارد. اگر افراد نتوانند از نظر عاطفی از خانواده‌شان فاصله بگیرند و این وابستگی را کم کنند، در برخورد با ازدواج دچار مشکل می‌شوند و از ازدواج می‌ترسند. تعهد، یکی دیگر از پیش‌زمینه‌های لازم برای این کار است و افراد برای تعهد داشتن باید از خودگذشتگی داشته باشند تا از فرد سوم حمایت و مراقبت کنند، کسانی که می‌خواهند ازدواج کنند، این را می‌دانند یا باید بدانند که برای نگهداری زندگی مشترک، باید از بسیاری خواسته‌های فردی‌شان صرف‌نظر کنند و دست از یک‌سونگری بردارند و خودشان را در اختیار زندگی مشترک قرار دهند. وقتی دو نفر از دو خانواده، فرهنگ و تربیت متفاوت خانوادگی با یکدیگر ازدواج می‌کنند، باید بهای بیشتری به وجوه اشتراک‌شان دهند تا تفاوت‌های‌شان، بنابراین به‌طور طبیعی مرد یا زنی که فکر می‌کند طرف مقابلش باید با شرایط او کنار بیاید و انتظار دارد که خودش در هیچ موردی کوتاه نیاید، از ازدواج وحشت دارد؛ چون در زندگی مشترک افراد حاضرند برای زندگی با همدیگر از خواسته‌های شخصی‌شان عبور کنند و چیزهای جدیدی به دست بیاورند و زندگی مشترک را مهم‌تر می‌دانند؛ زندگی که قرار است در آن، نیازهای هر دو طرف برآورده شود.
عامل دیگر اعتماد به‌نفس پایین است. بسیاری از افرادی که از ازدواج می‌ترسند، حس می‌کنند نمی‌توانند با فرد دیگری ارتباطی مناسب و بر مبنای عشق و احترام برقرار کنند و ترجیح می‌دهند وارد هیچ رابطه‌ای نشوند.
گاهی کمبود یا نبود اعتماد به‌نفس موجب می‌شود افراد به طور مداوم فکر کنند از سوی همسر آینده‌شان طرد خواهند شد و به دلیل ترس از طرد شدن، تصمیم می‌گیرند ریسک ازدواج را نپذیرند تا بعدها طرد هم نشوند. البته در بسیاری موارد، چنین ترس‌هایی ریشه در تجربیات و مسائل خانوادگی نیز دارد؛ به این معنا که وقتی یک نفر شاهد خیانت یکی از والدین خود بوده و توسط آن ها ترک شده است، مدام این ترس را با خود به همراه دارد که کسانی که موجب به وجود آمدن و زندگی او شده‌اند، او را ترک کرده‌اند؛ بنابراین همسر او که غریبه است نیز او را طرد خواهد کرد. گاهی احساس بی‌ارزشی یا کم‌ارزشی نیز به ترس از ازدواج این افراد کمک می‌کند، طوری که آن ها مدام این جمله را تکرار می‌کنند که اگر فلانی بفهمد که من واقعاً چه کسی هستم، مرا ترک می‌کند؛ بنابراین فرد برای عدم آسیب پذیری دوباره سعی می‌کند اصلاً وارد رابطه جدیدی نشود.
 مسئله بعدی، تصور غلط بعضی افراد درباره خصوصیات فیزیکی‌شان است.
بسیاری از کسانی که از ازدواج می‌ترسند، تصور تحریف شده‌ای از بدن‌شان دارند و مثلاً فکر می‌کنند هیکل یا قد مناسبی ندارند یا از روابط جنسی، ترس و تصورات غلط دارند و همین مسائل به ظاهر بی‌اهمیت موجب دوری آنان از ازدواج می‌شود. گاهی خیلی از کسانی که از ازدواج می‌ترسند، نگران این هستند که خودمختاری یا کنترل زندگی‌شان را از دست بدهند، چون این افراد از نظر شخصیتی کسانی هستند که همیشه کنترل‌کننده‌ اند و می‌ترسند که با ازدواج مجبور باشند کنترل زندگی را به دست فرد دیگری بدهند، چون در زندگی مشترک، کنترل‌ها نسبی می‌شود و افراد باید بدانند که با ازدواج گاهی باید کنترل زندگی را به فرد مقابل دهند و گاهی هم خودشان کنترل را به دست بگیرند تا یک زندگی به تعادل برسد ولی وقتی کسی با تصور اشتباه خودمختاری ازدواج می‌کند، با مشکل و اختلاف روبه‌رو می‌شود. همچنین افرادی که شخصیت وابسته دارند، معمولاً به دلیل ترسِ از‌دست دادن وابستگی ترجیح می‌دهند هیچ وقت ازدواج نکنند، در حالی‌که هر تصمیمی که ما در زندگی می‌گیریم با ریسک همراه است و کسانی که ریسک‌پذیر نیستند، ازدواج نمی‌کنند چون وقتی به این مسئله فکر می‌کنند، بدترین شرایط را تصور می‌کنند.
 عوامل اجتماعی
دسته سوم عوامل اجتماعی است که موضوعات گوناگونی را در برمی‌گیرد؛ اما مهم‌ترین مسئله درباره عوامل اجتماعی، مسائل اقتصادی است؛ چون جوانان این را حس می‌کنند که وضعیت مالی تأثیر بسیار زیادی در یک ازدواج دارد، اما نبود اطمینان به آینده، بی‌ثباتی شغلی و دیگر شرایط نامناسب اجتماعی موجب ترس افراد از ازدواج می‌شود، مخصوصا که می‌دانند دیر یا زود، مسئولیت مالی و تربیتی یک بچه را هم باید قبول کنند و به این ترتیب این ترس تقویت می‌شود.
 چند راهکار پیشنهادی
راهکاری که این افراد باید به کار گیرند تا بر این ترس‌ها فائق بیایند، این است که در گام نخست، با این ترس مواجه شوند و سعی کنند بفهمند که ریشه ترس ‌هایشان در کجاست؟ بسیاری از این ترس ‌ها برای سال‌های متمادی در ذهن افراد ریشه دوانده، بزرگ شده است و به شکل مانع شدید و غیرقابل نفوذی جلوه می‌کند، در حالی‌که همان گونه که مشکلات و پیشینه‌های خانوادگی، تجربیات تلخ و شخصیت ضعیف افراد حقیقت دارد، به همان اندازه هم راه‌حل و راهکار پیش پای آن هاست و اگر بخواهند می‌توانند بر این ترس‌ها و مشکلات غلبه کنند. کافی است پس از ریشه‌یابی و مواجهه با ترس ‌ها، این مشکلات را با افراد معتمد و کسانی که می‌توانند به آن ها کمک کنند، در میان بگذارند. روان‌شناسان بالینی و کسانی که در امر زوج درمانی و خانواده درمانی تبحر دارند، با شیوه‌های درستی می‌توانند این افراد را راهنمایی کنند و به آن ها بگویند که چه میزان از ترس آن ها واقعی است و چه میزان به دلیل تحریف‌های فکری است.
نکته سوم
آن که افرادی که می‌خواهند ازدواج کنند، باید این را بپذیرند که نمی‌توانند همیشه همه‌چیز را کنترل کنند و امکان ندارد که همه مسائل ایده‌آل باشد و به دلخواه ما پیش برود و این بدان معنا نیست که افراد نمی‌توانند در ازدواج احساس خوشبختی کنند. نکته پایانی آن که تمام کسانی که تجربیات تلخی از دوران کودکی دارند، باید بدانند که باید به تفاوت‌ها توجه کنند
و این مسئله را در نظر داشته باشند که قادرند به شیوه‌ای غیر از آنچه والدین‌شان زندگی کرده‌اند، زندگی کنند و یک برنامه‌ریزی، تفکر و گفت ‌وگو با همسر آینده می‌تواند بسیاری از ترس‌ ها و دودلی‌ های آن ها را از بین ببرد.

 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 31 مرداد 1395 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

 

  شناخت بین شیشه وُ الماس بصیرت میخواهد ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 برای آدم نابینا الماس و شیشه یکیست ؛ اگر کسی قدرتو را ندانست ، فکر نکن تو شیشه ای، بلکه او نابیناست ...

 

*

 مَرد ر ِندی زنگ میزنه به یک برنامه پخش مستقیم رادیو، میگه: آقآآآ رادیوس؟
میگن: بله بفرمایید.
میگه:صدام دار ِد پخش میشه؟
میگن: بله.
میگه: تو نونوایی هم پخش میشه؟
میگن: بله.
میگه: محسن، بآبآ آ، نون نَسون! نَنـِت از روضه قیمه نذری اُوُرد ِس! ...

 

*

 ﺯﻥ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ : «ﭘﻮﻝ ﺗﻦ ﻓﺮﻭﺷﯽ-ﺍﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﻥ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﻗﺮﺽ ﺩﺍﺩﻡ ﺗﺎ تو مجلس نامزدی دخترش ﺁﺑﺮﻭﺩﺍﺭﯼ کنه»! ...

 اما بعداٌ بُغضی بزرگتر از هر غُده وُ عقده-ای، تو گلوم ترکید وُ تو خودم اشک ریختم! ...

 ﺩﺧﺘﺮﮎ بینوا ﻧﻤﯿﺪوﻧﺴﺖ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪ-ﺍﺵ ﺩﯾﺸﺐ ﭼﻪ ﻭﺣﺸﯿﺎﻧﻪ ﺗﻦ ﺳﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﺎﺭﺍﺝ بُرده بود! ...
 ﺭﻭﺳﺮﻳﺖ ﺭﺍ ﺳﻔﺖ ﺑﺒﻨﺪ ! ...

 ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﺖ ﭘﻮﺷﻴﺪﻩ ﺑﺎشه ! ...

ﺁﺭﺍﻳﺶ ﻧﻜﻦ !!!...
 اگه ﺭﺍهی ﺩﺍﺭه خوش بَر وُ رو هم نباش! ...

ﺩﺧﺘﺮﻙ!
ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻛﻦ ﺧﻮﻳﺶ ﺭﺍ ! ...
ﺍﻳﻨﺠﺎ «ﺍﻳﺮﺍﻥ»-ﺳﺖ!
ﺩﺭ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭ ﺩﺍﺭﻱ ، ﻭﻟﻲ ﺗﻨﻬﺎ ﺧﻮﺍﺳﺘﺎﺭ ﻳﻚ ﺷﺐ-اند ...
 ﺩﺭﺧﻴﺎﺑﺎﻥ ﺻﺪﻫﺎ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﻱ ﺷﺨﺼﻲ ﺩﺍﺭﻱ ،
ﺍﻣﺎ ﻣﻘﺼﺪ ﻫﻤﻪ ﻳﻚ ﻣﻜﺎﻥ ﺧﺎﻟﻴﺴﺖ ﻭُ ﺑﺲ ...
ﻛﻤﻲ ﻛﻪ ﻓﻜﺮ ﻛﻨﻲ ﻟﺮﺯﻩ ﺑﺮ ﺑﺪﻧﺖ ﻣﻲ ﺍﻓﺘﺪ ...
ﺩﺧﺘﺮﻙ!
ﺍﻳﻨﺠﺎ ﭼﺸﻤﻬﺎ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺗﺮ ﺍﺯ شکمﻫﺎﺳﺖ ...
ﺳﻴﺮﺍﺏ ﺷﺪﻥ ﭼﺸﻤﻬﺎ ﺧﻴﺎﻝ ﺑﺎﻃﻞ ﺍﺳﺖ ...
ﺍﺯ ﺩﻳﺪ خیلیها اگه ﺯﻳﺒﺎ ﺑﺎﺷﻲ «ﻫﺮﺯﻩ ﺍﯼ» ...
ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺵ ﻟﺒﺎﺱ ﺑﺎﺷﻲ «ﻓﺎﺣﺸﻪ ﺍﯼ» ...
ﺍﮔﺮ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺑﺎﺷﻲ «ﺧﺮﺍﺑﯽ» ...
ﺍﮔﺮ ﺳﺮﺩ ﺑﺎﺷﻲ میگن «نرخش بالاست» ! ...
ازنظر اینها تو «خریدنی» هستی ، با هر نرخی ...
 ﺩﺧﺘﺮﻙ!
ﺍﻳﻨﺠﺎ ﺯﻥ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﻝ ﺷﻴﺮ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﺪ ...
ﺍﻳﻨﺠﺎ ﺑﺎﻳﺪ «شیر-مرد» ﺑﺎﺷﻲ ﺗﺎ ﺑﺘﻮﺍﻧﻲ از چنگ گرگها سالم دَر بروی ...

 

*

  ﻳﻪ ﺧﺎﻧﻢ ﺳﻔﻴﺪ ﭘﻮﺳﺖ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﻭ دو ساله ، ﺗﻮﻯ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﭘﺮﻭﺍﺯﻫﺎﻯ ﺷﻠﻮﻍ ﻫﻮﺍﭘﻴﻤﺎﻳﻰ ﺍئرﻓﺮﺍﻧﺲ "Air France"، ﺑﻪ ﻣﺤﺾ ﺭﺳﻴﺪﻥ ﺑﻪ ﺻﻨﺪﻟﻴﺶ، ﺍﺯ ﻧﺸﺴﺘﻦ ﺑﺮ ﺭﻭﻯ ﺁﻥ‌ ﺧﻮﺩﺩﺍﺭﻯ ﻛﺮﺩ .
 صندلی ﺧﺎﻧﻢ ﻛﻨﺎﺭ ﻳﻚ ﺁﻗﺎﻯ ﺳﻴﺎﻩ ﭘﻮﺳﺖ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺧﺎﻧﻢ ﺍﺯ ﻧﺸﺴﺘﻦ ﺩﺭ کنار او ﺣﺎﻟﺶ ﺧﺮﺍﺏ ﻣﻴﺸﺪ! ... ﺧﺎﻧﻢ ﻓﻮﺭﺍ ﺧﺪﻣﻪ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﻣﻴﺰﻧﻪ ﻭ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﻳﻚ ﺟﺎﻯ ﺟﺪﻳﺪ ﻣﻴﻜﻨﻪ.
ﺧﺎﻧﻤﻪ ﮔﻔﺖ : ﻣﻦ ﺍﺻﻼ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻪ ﻧﺸﺴﺘﻦ ﻛﻨﺎﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﺮﺩ ﺳﻴﺎﻩ ﭘﻮﺳﺖ ﻧﻴﺴﺘﻢ .
  ﻣﻬﻤﺎﻧﺪﺍﺭ ﻫﻮﺍﭘﻴﻤﺎ ﮔﻔﺖ : ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺑﺪﻳﺪ ﻛﻪ ﻣﻦ ﺑﺮﺍﻯ ﻳﻚ ﺟﺎﻯ ﺩﻳﻜﺮ ﻧﮕﺎﻫﻰ ﺑﻪ ﻟﻴﺴﺖ ﻣﺴﺎﻓﺮﺍﻥ ﺑﻜﻨﻢ.
 ﺑﻌﺪ ﻣﺪﺕ ﻛﻮﺗﺎﻫﻰ ﻣﻬﻤﺎﻧﺪﺍﺭ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ که ﺩﺭ ﻗﺴﻤﺖ ﺩﺭﺟﻪ ﺩﻭ ﻫﻮﺍﭘﻴﻤﺎ ﻫﻴﭻ ﺟﺎﻯ ﺧﺎﻟﻰ ﺩﻳﮕﺮﻯ ﻧﻴﺴﺖ ... ﻭﻟﻰ به هرحال ﺑﺎ ﺧﻠﺒﺎﻥ ﺻﺤﺒﺖ میکنم. بعد از دقایقی مهماندار برگشت و گفت : «ﺟﻨﺎﺏ ﺧﻠﺒﺎﻥ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﻳﻚ ﺟﺎﻯ ﺧﺎﻟﻰ ﺩﺭ ﻗﺴﻤﺖ ﺩﺭﺟﻪ ﻳﻚ ﻣﻴﺒﺎﺷﺪ
ﻭﻟﻰ ﺩﺭ ﻗﻮﺍﻧﻴﻦ ﺷﺮﻛﺖهای ﻫﻮﺍﭘﻴﻤﺎﺋﻰ ﺑﻪ ﻫﻴﭻ ﻭﺟﻪ ﺍﻣﻜﺎﻥ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﻳﻚ ﻣﺴﺎﻓﺮ ﺍﺯ
ﻗﺴﻤﺖ ﺩﺭﺟﻪ ﺩﻭ ﺑﻪ ﻗﺴﻤﺖ ﺩﺭﺟﻪ ﻳﻚ ﻧﻴﺴﺖ. ﻭﻟﻰ ﺍﺯ ﻃﺮﻓﻰ ﻫﻢ ﻧﺸﺎﻧﺪﻥ ﻳﻚ ﻣﺴﺎﻓﺮ ﻣﺤﺘﺮﻡ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﻳﻚ ﺷﺨﺺ ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﻳﻨﺪ، ﻳﻚ ﺟﻨﺠﺎﻝ ﻭ ﺍﻗﺪﺍﻣﻰ ﻏﻴﺮ ﺍﻧﺴﺎﻧﻴﺴﺖ! ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﺩﻟﻴﻞ ﺟﻨﺎﺏ ﺧﻠﺒﺎﻥ ﺑﺎ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺍﺯ ﻗﺴﻤﺖ ﺩﺭﺟﻪ ﺩﻭ ﺑﻪ ﺩﺭﺟﻪ ﻳﻚ ﻣﻮﺍﻓﻘﺖ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ».
 به گفته مسافران اشک در چشمان مرد سیاهپوست جاری شده بود. ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺧﺎﻧﻢ ﻣﺴﺎﻓﺮ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺟﻮﺍﺑﻰ ﺑﺪﻫﺪ ، ﻣﻬﻤﺎﻧﺪﺍﺭ ﻫﻤﻮﺍﭘﻴﻤﺎ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻣﺮﺩ ﺳﻴﺎﻩ ﭘﻮﺳﺖ ﻧﻤﻮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﻟﺤﻦ ﻣﺤﺘﺮﻣﺎﻧﻪ ﺍﻯ ﮔﻔﺖ : «ﺁﻗﺎﻯ ﻣﺤﺘﺮﻡ! ﺍﮔﺮ ﻟﻄﻒ ﻛﻨﻴﺪ ﻭ ﻭﺳﺎﻳﻞ ﺷﺨﺼﻰ ﺧﻮﺩﺗﻮﻥ ﺭﻭ ﺟﻤﻊ ﻛﻨﻴﺪ ﺗﺎ ﻣﻦ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻗﺴﻤﺖ ﺩﺭﺟﻪ ﻳﻚ ﻫﺪﺍﻳﺖ ﻛﻨﻢ ... ﻫﻤﺎﻧﻄﻮﺭ ﻛﻪ ﺟﻨﺎﺏ ﺧﻠﺒﺎﻥ ﮔﻔﺘﻨﺪ، ﺍﺻﻼ ﻛﺎﺭ ﺍﻧﺴﺎنی و درستی نیست ﻛﻪ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﻳﻚ ﺷﺨﺺ ناخوشایند و نا محترم ﺑﻨﺸﻴﻨﻴﺪ»! بعد ﺍﺯ ﺑﻴﺎﻥ ﺍﻳﻦ ﺟﻤﻼﺕ، ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺴﺎﻓﺮﺍﻥ ﻛﻪ ﺷﺎﻫﺪ ﺍﻳﻦ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﺍﻳﻦ ﻋﻤﻞ ﺭﻭ ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ﺯﺩﻥ ﻫﺎﻯ ﻃﻮﻻﻧﻰ ﺗﺎﺋﻴﺪ ﻭ ﺗﺸﻮﻳﻖ ﻛﺮﺩﻧﺪ. ﻭ ﺁﻥ ﺧﻠﺒﺎﻥ که نامش (دنیس گورالیدو) بود ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﺩﻟﻴﻞ ﺍﻳﻦ ﺣﺮﻛﺖ ﺯﻳﺒﺎ ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺳِﻤﺖ ﺭﺋﻴﺲ ﺷﺮﻛﺖ ﻫﻮﺍﭘﻴﻤﺎﻳﻰ ائرﻓﺮﺍﻧﺲ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺷﺪ.
هنوز هم که در سال 2015 هستیم لوحهای تقدیر و سپاس از او در دیواره های دفتر کارش خودنمایی میکند.
ﻫﻤﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ تحصیلات عالی داشته باشند، ﺍﻣﺎ ﻫﻤﻪ " ﻓﻬﻤﯿﺪﻩ " ﻧﻤﯽ ﺷﻮﻧﺪ؛ «ﺑﺎﺳﻮﺍﺩﯼ ﯾﮏ ﻣﻬﺎﺭﺗﻪ ﺍﻣﺎ ﻓﻬﻤﯿﺪﮔﯽ ﯾﮏ ﻓﻀﯿﻠﺖ»! ...
 ﻫﻤﻪ ﯾﺎﺩ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﻫﻤﻪ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺯﯾﺒﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻨﺪ؛ «ﺯﻧﺪﮔﯽ ﯾﮏ ﻋﺎﺩﺗﻪ ﺍﻣﺎ ﺯﯾﺒﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ یك ﻓﻀﯿﻠﺖ» ...

  

 باز نویسی وََ تدوین : عـبـــد عـا صـی

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 25 مرداد 1395 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 وقتی مخالفان احمدی‌نژاد به او کمک می‌کنند ... 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

 

 روزنامه «آرمان»، متین مسلم ، تحلیلگر مسائل بین‌الملل : «ابتدا یادآوری كنم به این مطلب انتقادی وارد است كه اتفاقاً به بهانه آن نوشته شده. اما از آنجا كه به یك موضوع عمومی‌تر پرداخته شده، لاجرم چاره‌ای جزطرح آن نیست». محمود احمدی‌نژاد بی‌برو برگرد شخصیت رسانه‌ای جالبی است. او به طرز عجیبی می‌تواند توجهات را به سوی خود جلب كند؛ اما نه با كمك هواداران، بلكه توسط مخالفانش می‌تواند به این هدف برسد.
ماهیت تفكر سیاسی قرن پانزدهمی احمدنژاد مبتنی بر چهار اصل كلی است: ۱) عدم توجه به افكار عمومی و مخالفت‌ها ۲) متقابلا حضور در برابر افكار عمومی به هر قیمت ۳) ایجاد نقطه كور و ابهام در كانون دید طبقات اجتماعی ۴) به خدمت گرفتن زیركانه امكانات مخالفان و نیروی حاكم.
 از دو منظر ایدئولوژی و قدرت با كیفیتی از جنس احمدی‌نژاد، صرف اقلیت وحاشیه نشینی دلیلی برای بی‌اثر بودن در عرصه سیاست نیست و با بهره‌گیری از نقاط ضعف حریف و بهره‌گیری ازامكانات آن می‌توان خروجی حداكثری داشت.
در این كارزار روانی شرط اول، دیده شدن و مطرح بودن در افكار عمومی به هر قیمتی است. البته اطلاع نداریم برداشت او از جامعه ایرانی چیست؟ اما احمدی‌نژاد اعتقاد دارد افكار عمومی را مانند مسیر رودخانه می‌توان تغییر داد وحتی برخلاف قوانین مسلم فیزیك آن را به بالا هدایت كرد. بی‌شك تلاش رئیس‌جمهور پیشین ایران برای تاثیر‌گذاری بر افكار عمومی، صرف نظر از حس خوشایند ارضای روانی را الزاماً نباید به معنای تلاش فوری او برای بازگشت به قدرت ریاست‌جمهوری تلقی كرد.
 از نگاه او قدرت دارای یك ارزش ذاتی غیرقابل جایگزینی است كه نباید سطح آن را تا كسب پست ریاست‌جمهوری تنزیل داد. دقیقا به همین دلیل كشش روانی او با كسب منصب ریاست‌جمهوری نه تنها آرام نگرفت، بلكه این اژدهای منجمد خفته در وجود او كه «شخصیتی فرا‌ملی و بیشتر جهانی است» را زنده كرد. شخصیتی آسمانی به مثابه یك مصلح و منجی برای مردمش و جامعه بین‌المللی! آن‌گاه كه از آنچه «مشاركت در اداره جهان» توصیف می‌كند همواره و مكرر سخن می‌گوید و كوتاه نمی‌آید.
 او فارغ از هزینه‌هایی كه به مردم و كشورش طی ۸ سال تحمیل كرد و اكنون همان رویه را دنبال می‌كند، مبلغ و مدافع نوعی جهان گرایی قلابی و جعلی است كه باید با مخاطره آن نه صرفا به دلیل تلاش برای بازگشت به قدرت سیاسی، بلكه به دلیل جا افتادگی یك نحله فكری مقابله جدی كرد.
اما از نگاه احمدی‌نژاد «درب به پاشنه مورد نظر او می‌چرخد»، وقتی كه از موضع یك مصلح مقدس‌مآب و آسمانی، به رئیس‌جمهور اوباما نامه می‌نویسد و او را نصیحت می‌كند.
 او هفته گذشته، به مثابه سیاستمداری اخلاق محور، مشوق خوبی‌ها، دلسوز مردم و كشورش، مدافع صلح جهانی والبته یك مبلغی مذهبی كه علاقه‌ای به دنیا و قدرت ندارد! آقای رئیس‌جمهور را نصیحت اخلاقی و توصیه به راه راست كرد! احمدی‌نژاد در كنار لفاظی‌های حرفه‌ای و معمول خود، در انتهای نامه گویی كه آقای اوباما تنها منتظر دستور او بوده، از وی می‌خواهد: «پول‌های بلوكه‌شده ایران را به این كشور بازگرداند». اما زیركانه به نقش مستقیم خود دربلوكه شدن دارایی‌های ایران كه حسن روحانی اینك باید تاوانش را پس بدهد مطلقا اشاره‌ای نمی‌كند.
 هواداران رئیس‌جمهور پیشین ایران لازم نیست اعلام كنند اما بی‌تردید آنها نیز در خفا از خود سؤال خواهند كرد:« او از چه موضع و اعتباری حقوقی و ملی اقدام به نگارش چنین نامه‌ای كرده؟
در حالی كه حتی در گذشته به عنوان رئیس‌جمهوری جنجال‌آفرین كه كسی به او اهمیت نمی‌داد، مكاتبات مشابه اما بی‌جوابی با كاخ سفید انجام داده بود». با اشتراك نظر میان مخالفان و موافقان احمدی‌نژاد، بی‌شك و منطقا هدف او نمی‌تواند چیزی جز ایجاد عملیات روانی علیه دولت روحانی و متقابلاً مطرح شدنش در افكار عمومی باشد. بسیاری از ناظران امور ایران هدف اولیه او را تقریباً غیر محتمل می‌دانند، مگر آنكه رئیس روحانی مرتكب اشتباه فاحشی طی چند ماه آینده شود. در غیر این صورت به قول هاشمی رفسنجانی سیاستمدار بسیار پر نفوذ و قدرتمند ایران«مردم دیگر گول او رانخواهند خورد».
 اما در بُعد مربوط عملیات روانی و حضور در افكار عمومی
به باور من احمدی‌نژاد با كمك رسانه‌های مخالف خود بسیار موفق عمل كرده. رسانه‌هایی كه به بهانه هالیوود بازی‌های او درمطرح كردنش اصرار دارند. این شخصیت جنجالی چه چیزی جز این را می‌خواهد؟ آیا فكر می‌كنید نمی‌دانست نامه نوشتن به رئیس‌جمهور اوباما چه معنا و بازتابی خواهد داشت؟ احمدی‌نژاد، فرد بسیار با انگیزه و باهوشی است؛ شك نكنید. وادار كردن رسانه‌های ایران به توجه نشان دادن به او، این را ثابت می‌كند. آیا ما این را می‌خواهیم؟
 بی‌شك كسی كه در كنار برداشت آسمانی از خود! شوق بی‌حد و حصری برای مطرح شدن در رسانه‌ها دارد، شایسته این همه توجه مورد نظرش نیست. فكر می‌كنم او باید تحریم رسانه‌ای شود و در سطحی دیگر به چالش روانی و روشنگری اجتماعی علیه‌ش اقدام كرد. سكوت، بی‌اعتنایی و ندیدن، چون برف در برابر گرما، او را آب خواهد كرد، هرچند اعتراف می‌كنم كار بسیار بسیار سختی است.
 

 

http://s6.picofile.com/file/8232904292/DOSHMANE_D8NAA_BEH_AZ_N8D8N_DUST_2.jpeg

 

http://s7.picofile.com/file/8248731792/ENF8QE_MODAR_RES_AAYATOL_L8H_1.jpg

http://s4.picofile.com/file/7761385050/AKSE_SHOHADAA_AMAL_MYKONYM.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8217366284/ENTEX8B8T_AW8MFAR3BY_SHAF8HY_2.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8237529818/ENTEX8B8T_RUYE_KULE_D3GAR8N_1.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8241768642/CHUP8NE_DORUQGOO_1.jpeg

 

http://s6.picofile.com/file/8239244568/AHMADYNEJ8D_DEFAA_AZ_XATTE_QERMEZ_H8YE_XOD_4.jpg

 

 

http://s7.picofile.com/file/8239243526/AHMADYNEJ8D_DEFAA_AZ_FES8DE_K8B3NEYE_XOD_1.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8237196042/AHMADYNEJ8D_S8DEH_Z3STY_1.jpeg

 

http://s6.picofile.com/file/8239243226/AHMADYNEJ8D_SHOR8YE_SHAHR_3.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8225603484/EFSHAAGARY_2.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8229810984/AHMADYNEJ8D_TAXR3B_TAHD3D_1.jpeg

 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

نوشته شده در تاریخ شنبه 23 مرداد 1395 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

  تا سیه روی شود هر که در او غش باشد ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

http://s1.picofile.com/file/8263642292/OBAMA_FORSAT_TALABY_2.jpg

 

 

 

 به گزارش ایسنا، ساده‌لوح، عمروعاص، خائن، قیاس با بنی‌صدر و ... تنها نمونه‌هایی از توهین‌هایی است که وقت و بی‌وقت نثار رئیس‌جمهور می‌شود. هم در رسانه‌های مخالف دولت و هم در تریبون‌های رسمی و سخنرانی‌ها. هجمه‌ای که تنها چند روز بعد از گفت‌گوی زنده تلویزیونی رئیس‌جمهور که در آن با اطمینان از رسیدن به رشد 5 درصدی سخن گفت و تلاش کرد همچنان امید را در جامعه زنده نگه دارد، دوباره علیه او و دولتش آغاز شده و به نظر می‌رسد تا انتخابات 96 روز به روز بر میزان آن افزوده شود.
 هفته گذشته یکی از خطبای معروف خراسان از طریق تریبون رسمی نماز جمعه گفت: این آقای ساده‌لوح می‌گوید «ما با برجام عزت پیدا کردیم»! چه عزتی؟ این‌که شرکت مدلینگ ایتالیایی بیاید دختران و زنان‌تان را هرزه کند، جوانان‌تان را فاسد کند و این‌جا را بازار ترویج جنس‌های بنجل‌شان قرار دهد، واقعا عزت است؟ این عزتی است که در برجام پیش بردید؟ چرا این دستگاه‌ها و شرکت‌های دانش‌بنیان عظیم خارجی حاضر نیستند بیایند این‌جا سرمایه‌گاری کرده و بیایند این‌جا به شما جنس تحویل دهند؟
 از سوی دیگر رئیس یکی از مراکز تاریخ‌پژوهی که پیشتر در جریان حمله به سفارت عربستان خواستار محاکمه حسن روحانی شده و گفته بود که «اگر برای رئیس‌جمهوری حریم قائل نمی‌شدیم، در جریان حمله به سفارت سعودی آقای روحانی نیز باید محاکمه می‌شد» در سخنرانی خود در دانشگاه هنر تبریز اظهار کرد: آقای روحانی آگاهانه به صحنه آمده تا اصالت‌های اسلامی را از بین ببرد. این آقایان دنبال این هستند که کشور ما را به دوران ستمشاهی بازگردانند.
 وی همچنین بیان کرد: آن روزی که رهبری فرمودند من مذاکره را بیهوده می‌دانم و عمروعاص‌های امروز رهبری را مجبور به مذاکره کردند، روحانیت و ائمه جمعه باید در برابر مذاکره با شیطان نهضت به راه می‌انداختند اما کوتاهی کردند. ما امروز رسوایی مذاکره و برجام را دیدیم و الخیر ما فی الوقع. این‌ها برای هر سخنرانی رهبری دهن‌کجی نشان می‌دهند و باید مجازات شوند. روحانی نه تنها علیه رهبری بلکه به صورت عریان بر امام هم شمشیر بست. روحانی در حرم امام گفت که ما نباید مانند متحجرین خود را به مشتی کلمات بی‌روح امام محدود کنیم. خیانتی که آقای روحانی انجام داد بنی‌صدر نمی‌توانست بکند، باید مراقب بود.
 از طرفی کسی که این روزها به هر بهانه‌ای در یکی از اماکن مقدس به ایراد سخنرانی می‌پردازد و گویا اسبش را برای بازگشت به پاستور زین کرده، دولت روحانی را به ایجاد فشار علیه دولتش متهم می‌کند و دولت خود را مظلوم‌ترین دولت تاریخ می‌داند و با وجود سخنرانی‌های متعدد، همچنان اعتقاد دارد که در مقابل هجمه‌ها سکوت کرده است. پذیرفتن سکوت آن‌هم از سوی کسی که در مناظره‌ای زنده بدون ارائه سند، چند نفر از بزرگان نظام را متهم کرده کمی سخت به نظر می‌رسد. او در حین همین سکوت با اشاره به میزان ثروت‌های تمامی افراد دولت‌های نهم و دهم مدعی شد: تمامی ثروت این افراد یک صدم یک نفر از افراد دولت جدید نمی‌شود! این موضوع مشخص می‌کند چه کسی برای خود تلاش می‌کند و چه کسی تمامی تلاش خود را برای مردم دارد!
 در این میان فعالان سیاسی و نمایندگان فعلی و پیشین مجلس در گفت‌وگو با ایسنا و یا در سخنرانی‌های خود از رواج بداخلاقی ابراز نگرانی کردند. مسعود پزشکیان نایب رئیس مجلس شورای اسلامی در این باره بیان می‌کند: من توهین اخیر به رئیس‌جمهور را در راستای تخریب دولت و بهره‌برداری از آن در انتخابات آینده ریاست جمهوری می‌دانم البته افکار عمومی همواره عکس‌العمل معکوسی نسبت به این‌گونه توهین‌ها داشته‌اند. بر اساس نص صریح آیه قرآن هرگونه توهین محکوم است و حتی نباید به کسی که خدا را قبول ندارد فحش داد چه برسد به کسی که در یک مملکت در یک چارچوب قانونی با تایید مقام معظم رهبری، رئیس‌جمهور رسمی یک مملکت است. افرادی که از تریبون‌های رسمی این توهین‌ها را مطرح می‌کنند اعتبار آن جایگاه را پایین می‌آورند. این‌که کسی الفاظ نامناسبی نسبت به فردی به کار ببرد از نظر اعتقادی، قانونی و اخلاقی قابل قبول نیست و نتیجه هم این است که مردم روز به روز از این افراد دورتر می‌شوند.
 نکته‌ای که پزشکیان به آن اشاره می‌کند دقیقا همان چیزی است که توهین‌کنندگان شاید از سر غفلت آن را فراموش کرده‌اند. اهانت‌های این روزها به روحانی نه به خاطر این‌که حسن روحانی رئیس‌جمهور است، بلکه به خاطر این‌که او، "رئیس‌جمهور" است باید مورد توجه قرار گیرد. رئیس‌جمهور نماد اراده ملت در انتخابات است و حکم ریاست‌جمهوری‌اش با همین عنوان از سوی مقام معظم رهبری تنفیذ می‌شود. در این صورت آیا توهین به رئیس‌جمهور همان توهین به میلیون‌ها ایرانی و عالی‌ترین مقامات کشور به حساب نمی‌آید؟ البته در این میان با تفاوت قائل شدن میان انتقاد و توهین و افترا نباید جلوی انتقادات از سر دلسوزی را گرفت. به همین دلیل است کسانی که تریبون‌های رسمی را در اختیار دارند بیش از سایرین باید مراقب باشند تا سخنانشان بهانه‌ای به دست دشمنان جمهوری اسلامی ندهد چرا که ناگفته پیداست وقتی داخلین در نظام به رئیس‌جمهور آن نظام رسما توهین می‌کنند قطعا برنده این اتفاق، خارج‌نشینانی خواهند بود که منتظرند تا فحاشی‌ها را در بوق و کرنا کرده و وجهه کلی جمهوری اسلامی را خدشه‌دار کنند. رئیس‌جمهوری که زیر هجمه بدترین توهین‌ها باشد چگونه می‌تواند در مجامع بین‌المللی از منافع ملی دفاع کند؟
 در این باره بهرام پارسایی سخنگوی فراکسیون امید مجلس شورای اسلامی با اشاره به ضرورت پرهیز از طرح اظهارات تفرقه‌آمیز از تریبون‌های رسمی و لزوم حفظ حرمت مسئولان، وحدت داخلی را ضامن حفظ نظام می داند و می‌گوید: طرح اظهاراتی علیه رئیس جمهور که اولین مقام اجرایی کشور است آن هم از سوی کسانی که باید مردم را به تقوا و دینداری توصیه کنند، زیبنده نیست. البته افراد می‌توانند نظرات شخصی خود را مطرح کنند اما این‌گونه اظهارات نباید از تریبون‌های رسمی مطرح شود.
 اما واکنش سیاسیون به این اتفاقات نشان می‌دهد بیشتر آن‌ها بر عقیده‌اند که این صحبت‌ها بیش از آن‌که از سر دلسوزی باشد، رنگ‌وبوی انتخاباتی دارد. پروژه یک‌دوره‌ای شدن روحانی از مدت‌ها پیش کلید خورده و صحنه‌گردانان آن همان کسانی هستند که در آن دوران هشت‌ساله نه از بروز فساد اقتصادی ابراز نگرانی می‌کردند و نه رئیس‌جمهور را ساده‌لوح می دانستند. به نظر می‌رسد مخالفان تلاش می‌کنند با این توهین‌ها روحانی را به سمت بازی ناتمام کلامی کشانده و در یک سال پایانی دولت یازدهم او را سرگرم دفاع از خود کنند. هرچند شاید خودشان هم می‌دانند رئیس‌جمهور زبان برایی دارد، اما روحانی به خوبی تاکنون گرفتار این بازی نشده و تلاش می‌کند پس از به سرانجام رساندن پرونده ملال‌انگیز هسته‌ای و یک‌رقمی کردن نرخ تورم، رونق اقتصادی را هم به کشور بازگرداند و با دست پر به استقبال انتخابات 96 برود. او در گفت‌وگوی تلویزیونی خود هم تنها با بیان اینکه نباید آبروی مردم توسط رسانه‌ها و تریبون‌ها خدشه دار شود، گفت: ما باید کاری کنیم که اگر کسی اخلاق را زیر پا گذاشت و هتاکی کرد منزوی شود و گوش شنوایی برای او وجود نداشته باشد.
 فیاض زاهد استاد دانشگاه درباره این موضوع می‌گوید: مخالفان روحانی می‌خواهند رئیس جمهور را به یک زمین بازی بکشانند که عاقبت آن بازی، چیزی جز شکست رئیس جمهور نیست. آن‌ها جنگ پرخاشگرانه رسانه‌ای و لفظی را آغاز کرده‌اند تا تمرکز روحانی را از بین ببرند و او را شبیه خود کنند. اگر رئیس جمهور وارد این بازی شود شکست می‌خورد. اولا روحانی ابزار چنین بازی را ندارد، دوما او قدرت چنین بازی را ندارد و سوما حامیان رئیس جمهور بازی پرخاشگرانه روحانی را بر نمی‌تابند.
 معاون اول رئیس‌جمهور که به نظر می‌رسد این روزها در سخنرانی‌های خود وظیفه دفاع از روحانی را به عهده گرفته است با اشاره به این‌که رئیس‌جمهور و دولت یازدهم مظلوم‌ترین دولت و رئیس‌جمهور بعد از انقلاب هستند می‌گوید:‌ به گونه‌ای رئیس جمهور را مورد تهاجم قرار داده‌اند که این تهاجم‌ها بی‌سابقه است. آن هم رئیس جمهوری که در دور اول ریاست‌جمهوری خود گره‌های بزرگی را باز کرده است.
 اسحاق جهانگیری همچنین درنشست استانداران کشور اظهار می‌کند: حرف‌های بد و سخیفی راجع به شخصیت دوم کشور زده می‌شود درحالی‌که ما نجابت می‌کنیم و نمی‌گوییم این افراد چه شرایطی را برای کشور فراهم کرده‌اند. افرادی که علیه رئیس‌جمهور صحبت می‌کنند فراموش کرده‌اند منابع کشور را چگونه هدر دادند و چه رکود و تورم و هم‌چنین رکود تورمی در کشور ایجاد کرده‌اند. آن‌ها کم کم طلبکار شده اند و فراموش کرده‌اند چه فضای سیاسی در داخل کشور درست کردند که دو نفر که در طول انقلاب همواره با هم برادر بوده‌اند رو در روی هم قرار گرفته‌اند.
 معاون اول رئیس‌جمهور در حاشیه جلسه هیات دولت هم با اشاره به توهین‌های انجام گرفته به رئیس‌جمهور در روزهای اخیر تاکید می‌کند: به معاون حقوقی رئیس‌جمهور تذکر داده‌ایم تا از دستگاه قضا پیگیر این توهین‌ها باشد. تلاش ما این بوده که تا حد امکان وارد پیگیری قضایی این توهین‌ها نشویم الا در مواردی که آشکارا به رئیس‌جمهور و هیات دولت اهانت می‌شود. البته انتظار ما از دستگاه قضا این است که آن‌ها منتظر شکایت دولت نباشند. به هر حال حرمت رئیس‌جمهور باید رعایت شود و وقتی این توهین‌ها انجام می‌شود خود قوه قضائیه باید با آن برخورد کند.
 وی ادامه می‌دهد: در روزهای گذشته تعابیر بسیاری نسبت به رئیس‌جمهور به کار برده شد. آقای روحانی رئیس‌جمهوری است که 24 سال نماینده ولی‌فقیه در مهم‌ترین رکن تصمیم‌گیری نظام یعنی شورای عالی امنیت ملی کشور بوده و امروز نیز رئیس جمهور است. او مهم‌ترین موانع را از راه کشور برداشته و مذاکره‌ پیچیده هسته‌ای با شش کشور قدرتمند دنیا را به نتیجه رسانده است. امیدواریم فضای رسانه‌ای در حدی باشد که دولت نیز بتواند در حد مخالفین و منتقدین خود به رسانه‌ها دسترسی داشته باشد.
 از اشارات جهانگیری کاملا مشخص است که چه کسانی را مخاطب قرار داده است؛ مخالفینی که به جای انتقاد، رو به توهین آورده‌اند و مسئولین سابقی که برای به گردن نگرفتن مشکلات امروزی فرار به جلو می‌کنند. از طرفی معاون اول رئیس‌جمهور از قوه قضائیه هم درخواست چندان پیچیده‌ای ندارد. به نظر می‌رسد شایسته است دستگاه قضا برای دفاع از جایگاه ریاست‌جمهوری با توهین‌کنندگان به رئیس‌جمهوری اسلامی ایران برخورد قانونی را داشته باشد. اظهار امیدواری جهانگیری برای دسترسی دولتمردان به تریبون‌های رسمی هم از آن طنزهای تلخ تاریخ است و مخاطب را یاد دورانی می‌اندازد که سخنرانی و گفت‌وگوهای مقامات بدون هیچ محدودیتی به صورت زنده پخش می‌شد.
 عبدالله ناصری فعال سیاسی اصلاح‌طلب هم معتقد است که مخالفان دولت درصدد هستند که روحانی در انتخابات ریاست جمهوری موفق نشود، بنابراین به تخریب دولت روی آورده‌اند. این پدیده، پدیده جدیدی نیست و در دولت اصلاحات و دولت روحانی بارها دیده‌ایم که صداوسیما همیشه کارش این بوده که تریبون خود را در اختیار تندروها قرار دهد.
 همچنین علی‌اکبر مرتضوی‌کیاسری دبیر کل مجمع جانبازان و ایثارگران عنوان می‌کند: انتخابات پیش‌رو می‌تواند یکی از عوامل تاثیرگذار در بروز بداخلاقی‌ها باشد. البته شاهد بداخلاقی‌ها و رواج تهمت‌ها هستیم و انتخابات می‌تواند شدت این تهمت‌ها را افزایش دهد.
 در همین زمینه رسول منتجب‌نیا قائم ‌مقام حزب اعتماد ملی اظهار می‌کند: تجربه نشان داده که این اقدامات غیراخلاقی تاثیر معکوس دارد، مردم را حساس‌تر می‌کند و بیشتر آن‌ها را پای صندوق رای می‌آورد. این افراد با تهمت و تخریب می‌خواهند رئیس جمهور را منزوی کنند ولی بارها شکست خورده‌اند. مخالفان رئیس جمهور، موفقیت‌های وی را به عنوان ناکامی جلوه می‌دهند.
 آیت‌الله هاشمی رفسنجانی هم که مدتی سکوت کرده بود در سی‌وسومین اجلاس مدیران و روسای آموزش‌وپرورش کشور، برداشتن سایه تهدید و جلوگیری از گسترش تحریم را یکی از ارزنده‌ترین کارهای دولت روحانی می‌داند و با اشاره به دستاوردهای برجام در ابعاد داخلی و خارجی تصریح می‌کند: متأسفانه عده‌ای با اهداف سیاسی این دستاورد نظام را زیر سوال می‌برند، در حالی که ما قبل از آن در هواپیمایی، کشتیرانی، بیمه، فروش نفت، بانک و صادرات و واردات مشکلات واقعی داشتیم.
 رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه به دفاع از دولت یازدهم می‌پردازد و با اشاره به هوچی‌گری‌ها، سم‌پاشی و تخریب‌هایی که علیه روحانی می‌شود، تاکید می‌کند: باید کاری کنیم که کشور در دور دوم دولت آقای دکتر روحانی به اهداف بزرگ علمی برسد.
 از طرفی سخنان اخیر مقام معظم رهبری درباره برجام شاید برخی را دچار سوءبرداشت کرده که رئیس‌جمهور را این‌گونه نوازش می‌کنند. در حالی که رهبر معظم انقلاب بارها تاکید کرده‌اند نباید از حرف‌های ایشان تعابیر مختلف داشت چرا که دوپهلو صحبت نمی‌کنند.
 مصطفی کواکبیان عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در همایش امتداد و امید در آمل به این موضوع اشاره و عنوان می‌کند: برجام امید بخش بود و نتیجه خوبی از آن گرفته شد. باید دولت آمریکا بفهمد که نباید دست بر بدعهدی می‌زد البته برخی افراد از صحبت‌های اخیر رهبر انقلاب درباره برجام سوءاستفاده کردند.
 همچنین بهروز نعمتی عضو هیأت رئیسه مجلس یادآور می‌شود: متأسفانه الان حرمت‌شکنی رسم شده است. زمانی درباره مسئولی شایعه‌ای می‌سازند، روزی رئیس جمهور را جور دیگری معرفی می‌کنند یا کسی را ضد ولی‌فقیه معرفی می‌کنند. رهبری برای ما فصل‌الخطاب است. ایشان می‌گویند حتی حاضرم علیه خودم نقد بشنوم اما برخی نمی‌خواهند بشنوند. به اعتقاد من این یک فضای تصنعی برای انتخابات ریاست‌جمهوری است و استنباط این است که این‌ها موفق نمی‌شوند.
 در این میان واکنش مدیر مسئول سابق روزنامه جام جم هم قابل تامل است. به گفته بیژن مقدم در این قاعده کلی هیچ فرقی بین مسئول و غیرمسئول وجود ندارد. چه رئیس جمهور را مورد هتاکی قرار دهند و چه افراد عادی، چنین الفاظی شایسته ادبیات اسلامی ایرانی ما نیست. رئیس جمهور ما هم حق ندارد با منتقدینش تند صحبت کند. همه افراد می‌دانند که حرف‌هایشان را می‌توانند به چند صورت بزنند. اگر جدلی وجود دارد بر اساس آموزه‌های قرآنی باید به بهترین شکل بیان شود.
 سید رضا اکرمی عضو جامعه روحانیت مبارز هم با انتقاد از نحوه حملات به رئیس‌جمهور تاکید می‌کند: حتما آقای روحانی در دوران مسئولیتشان اشکالاتی را هم داشته‌اند اما اگر کسی نسبت به ایشان انتقاد دارد حق ندارد این انتقاد را به شکلی مطرح کند که منجر به توهین شود و این درباره سایر مسئولان هم صادق است.
 شاید کلام آخر را یکی از سابقون سیاست ایرانی یعنی دبیر کل حزب اصولگرای موتلفه اسلامی می‌زند. محمدنبی حبیبی در روز خبرنگار به صراحت تخریب دولت را حرام می‌داند و اظهار می‌کند: برخی دولتی‌ها انتقاد و یا حتی اعتراض را تخریب تلقی می‌کنند اما ما پشتیبانی اصولی از دولت را وظیفه خود می دانیم و در عین حالی که از دولت پشتیبانی اصولی می‌کنیم حق نقد راهم برای خود محفوظ می دانیم.
 گویا این روزها دیواری کوتاهتر از دیوار رئیس جمهور پیدا نمی‌شود، بیش از یک هفته‌ از توهین برخی سخنرانان تریبون‌های رسمی به "رئیس‌جمهور" قانونی کشور می‌گذرد. همان کسی که با مذاکراتش سایه جنگ و تحریم را از سر ایران برداشت و کشتی طوفان‌زده اقتصاد به ارث رسیده از دورانی آشفته را به ساحل ثبات و آرامش رساند. به قول پست اینستاگرامی معاون اول رئیس‌جمهور، روحانی این روزها «حقیقتا مظلوم واقع شده» و «حجم بالای هجمه‌ها و تخریب‌ها علیه شخص دوم کشور و رئیس‌جمهوری که بزرگترین گره‌ها را از کار کشور باز کرد در طول تاریخ بی‌سابقه است».
 به نظر می‌رسد فشار به دولت یازدهم و شخص رئیس‌جمهور تا انتخابات همچنان ادامه پیدا کند. در بازی سیاست همه تلاش می‌کنند رقیب خود را به انحای مختلف از میدان به در کنند اما در سیاست ایرانی اسلامی شاید بهتر باشد مخالفین به جای توهین و تخریب جایگاه "رئیس‌جمهور" به انتقادات سازنده بپردازند تا هم رعایت انصاف را کرده باشند و هم کمکی به حل مشکلات کشور کنند. توهین به "رئیس‌جمهور" می‌تواند مانند شمشیر دولبه‌ای رفتار کند که ممکن است روزگاری بر گردن همان توهین‌کنندگان قرار گیرد.
 شاید مخالفان روحانی اکنون در زمستان سیاسی خود به سر می‌برند اما کاش به گونه‌ای رفتار کنند که در پایان این زمستان، روسیاهی بر چهره هیچ‌کس نماند. روزگاری که «در آن دوران توهین به رئیس‌جمهور رونق فراوان داشته باشد» قطعا در تاریخ روسفید نخواهد بود.

 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

نوشته شده در تاریخ شنبه 23 مرداد 1395 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

  دوران بعد از طلاق ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

((( واقعیتهای زندگی مثل فیلمها یا سریالهای «هندی-آبگوشتی» نیست که تکرارشون  دل آدمو بزنه وَ یا بتونه وجودشون رو نادیده بگیره ؛ ویزیت دکتر یا مصرف دواهای تلخ وُ بد مزه رو هم برای حفظ زنذگی-مون مجبوریم هر طور شده تا رسیدن به سلامت ، بارها تحمل وُ تکرار کنیم. _ یک بنده-ی خدا )))

http://s2.picofile.com/file/8261409118/TAL8Q_2.jpg

 

http://s2.picofile.com/file/8261407126/TAL8Q_E_ET3Y8D_1.jpg

 

http://s1.picofile.com/file/8261407568/TAL8Q_3.jpg

 

http://s5.picofile.com/file/8129766842/TAL8Q_1.jpeg

 

http://s3.picofile.com/file/8220141134/TALL8Q_2.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8220161384/E_ETY8D_1.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8252375834/E_ETER8F8T_5.jpg

 

 

 

 این آمار كه مورد تأیید مراكز رسمی از جمله شورای عالی انقلاب فرهنگی است در بستر مواجهه زنان با مشكلات فرهنگی و اجتماعی، اقتصادی و روانی پس از طلاق مورد ارزیابی قرار گرفته است.
 روزنامه جوان نوشت:
گروهی از جامعه‌شناسان افسارگسیختگی طلاق در میان سایر پدیده‌های اجتماعی در كشور ما را پادتن‌سازی جامعه در برابر فشاری می‌دانند كه بستر فرهنگی به آن تحمیل كرده است. به بیان دیگر آمار بالای ثبت روزانه و ساعتی طلاق در سال‌های اخیر را حاصل دوران‌گذار جامعه به سمت برقراری تعادل ارزیابی می‌كنند و آن را یك فرآیند تكاملی اجتماعی می‌دانند اما این واكنش افراطی در برابر كنش تفریطی اجتماع ما از نگاه رصدگر دشمنان دور نمانده است، به طوری كه گسترش پدیده طلاق مورد بهره‌برداری برنامه‌ریزان خارجی قرار گرفته و بستر و فرصتی برای دشمنان فراهم كرده كه بتوانند برای گسست بنیان خانواده در ایران برنامه‌ریزی و از این طریق به صورت تضمین شده‌ای اهداف خود را دنبال كنند. در صورتی كه چنانچه به عنوان یك پدیده اجتماعی از ابتدا ابتكار برنامه‌ریزی در مورد آن در دست خود ما می‌ماند امروز به صورت تظاهرات بالینی قابل توجه نمود نمی‌كرد.
 دخالت مدیریت شده در پدیده طلاق
از سوی دیگر شكسته شدن قبح طلاق و شیوع گسترده طلاق توافقی یكی از نتایج این دخالت مدیریت شده در مراحل تكوینی بلوغ خانواده در مراحل ازدواج و طلاق است.
   
   یعنی زوجین با بروز هر مشكلی در مسیر زندگی با توافق بر سر مسائل مشترك مانند مهریه و سرپرستی فرزند یا فرزندان درخواست طلاق می‌دهند و این شیوه جدایی با صلح و سازش و بدون دردسر و پادرمیانی بزرگ‌ترها و همراه با جشن و شادی را به عنوان یك شیوه متمدنانه پذیرفته و اجرا می‌كنند، غافل از اینكه از مشكلات و مسائل پشت دیوار طلاق اطلاعی ندارند.
به عقیده كارشناسان هر شكستی تبعات روانی خاص خود را دارد و این مسئله در زنان و مردان تفاوتی نمی‌كند. طلاق نیز فارغ از توافقی یا غیرتوافقی بودن آن یك شكست به شمار می‌رود اما زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی جامعه، طلاق را برای زنان با آسیب‌های بیشتری همراه می‌كند.
بدری‌السادات بهرامی، روانشناس در این باره معتقد است: «زنان پس از طلاق دچار انزوا می‌شوند، چراكه حتی نزدیكان‌شان به دلایل فرهنگی و باورهای اشتباه از آنان دوری می‌كنند و حتی پس از جدایی از سوی جامعه و برخی افراد مورد بی‌حرمتی قرار می‌گیرند.» كارشناسان امور خانواده متفق‌القول هستند كه طلاق در جوامع سنتی مذموم است، بنابراین اكثر خانواده‌‌ها تلاش می‌كنند این اتفاق نیفتد، برخی تابع قوانین و سنت‌های خانوادگی‌شان هستند كه مثلاً عروس با لباس سفید می‌رود و با كفن برمی‌گردد. از طرفی زن و مرد نیاز به پشتوانه عاطفی دارند به خصوص زنان از این نظر تمایل بیشتری دارند كه حامی و پشتیبان عاطفی داشته باشند و چون زن برخلاف مرد انتخاب شونده است، درون خود این ترس را دارد كه مبادا پس از طلاق تنها بماند.
اگر زنی كه طلاق گرفته است دارای فرزند باشد مشكلات بیشتری در انتظار اوست به دلیل اینكه حق حضانت زنان بر كودكان با توجه به قانون مدنی تا هفت سالگی است. بنابراین جدایی از فرزند نیز از مشكلاتی است كه به شدت زنان را رنج خواهد داد و از سوی دیگر این مورد تبدیل به حربه‌ای شده است برای برخی از مردان سودجو تا با دادن حق حضانت به زنان در قبال گذشتن از حقوق مالی‌شان، آنها را از حقوق حقه خویش محروم ‌كنند و برخی دیگر از كودكان به عنوان ابزاری برای انتقام از همسران سابق خود استفاده و آنها را از دیدار كودكان خود محروم می‌كنند.
 طلاق زنجیره‌ای از آسیب‌های اجتماعی است
به اعتقاد این كارشناس سلامت خانواده، «پیامدهای اجتماعی مسئله بعدی زنان مطلقه است. نپذیرفتن فرزندان زنان مطلقه در ازدواج‌های بعدی، ترس از ازدواج با اینگونه از زنان با تصور داشتن مشكلات شخصیتی و وقوع طلاق مجدد، انتخاب به عنوان همسر دوم و صیغه‌ای، در امان نبودن از طعنه‌ها و كنجكاوی‌های اطرافیان، سرخوردگی اجتماعی و بسیاری دیگر از این دست امور، زنان مطلقه را با چالش مواجه می‌كند.»
همچنین اگر زنی مطلقه به هر دلیلی نتواند به خانه پدری بازگردد و از حمایت آنها بهره‌مند شود باید با مشكلات اقتصادی نیز دست و پنجه نرم كند، زنانی كه دارای درآمد و سرمایه مالی نیستند بعد از طلاق اگر از جانب فرد دیگری حمایت نشوند برای تأمین مسكن و مایحتاج زندگی خود نیز دچار مشكلاتی خواهند شد و اگر حضانت فرزندان را هم بر عهده گرفته باشند، اوضاع به مراتب سخت‌تر خواهد بود
و متأسفانه در بعضی از موارد دیده شده است كه این زنان برای تأمین نیازهای اقتصادی خود به سمت فعالیت‌های بزهكارانه كشیده شده‌اند. بنابراین طلاق زنجیره‌ای از آسیب‌های به‌هم پیوسته است، كه به‌رغم این همه قربانی، روزبه‌روز افزایش می‌یابد، اگرچه تمام افرادی كه طلاق را تجربه می‌كنند، با كشمكش‌های فردی و بین فردی متعددی مواجه هستند.
از سوی دیگر گرفتار شدن زنان مطلقه در چنبره مجموع یا بخشی از این مسائل، آنها را از طلاق پشیمان می‌كند، به طوری كه
طبق آخرین آمار اعلام شده پشیمانی زنان از متاركه تا 90 درصد طلاق‌ها را شامل می‌شود،
اگرچه جامعه آماری برآورد 90 درصدی پشیمانی زوجین و به ویژه زنان از طلاق مشخص نشده، با این حال رقم مذكور از سوی مراكز رسمی مانند شورای عالی انقلاب فرهنگی تأیید شده است.
 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

نوشته شده در تاریخ جمعه 22 مرداد 1395 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

http://s1.picofile.com/file/8263469892/F3LMH8YE_XOSHUNAT_VAHSHAT_1.jpg

 

http://s1.picofile.com/file/8263470776/F3LMH8YE_XOSHUNAT_VAHSHAT_4.jpg

 

http://s2.picofile.com/file/8263476734/F3LMH8YE_XOSHUNAT_VAHSHAT_3.jpg

 

http://s2.picofile.com/file/8263477718/F3LMH8YE_XOSHUNAT_VAHSHAT_5.jpg

 

http://s2.picofile.com/file/8263479192/F3LMH8YE_XOSHUNAT_VAHSHAT_6.jpg

 

 


 خبرآنلاین، وبلاگ زائری، محمدرضا : برگزاری هفته فیلم وحشت در شبکه تهران سیمای جمهوری اسلامی! موجب حیرت و تعجب فراوان بود و متأسفانه در میان اخبار پرسروصدا گم شد.
 این رویداد نامبارك بهانه-ای است تا پرسشهایی جدی به میان آید مانند این كه
مگر خطرات و آسیب های روانی فیلم های وحشت زا قابل تردید است؟
 و این كه
چرا نگاه سنتی دین داران، خشونت یا عصبانیت یا وحشت را كه بسیار مخرب و آسیب زاست به اندازه برهنگی و مسایل غیر اخلاقی بد نمی دانند؟ در حالی كه گاه آثار و عواقب سوء آن تا سالها برطرف نمی-شود و نتایج و پیامدهای بسیار منفی روحی دارد و چه بسا همین آسیب ها زمینه ساز برخی انحرافات اخلاقی هم باشد!
 روایات عجیب و نگران كننده ای كه در مورد عصبانیت و خشم داریم - در حالی كه كمتر مورد توجه قرار می گیرد - بسیار جدی تر از برخی مضامین است كه معمولا تكرار می شود و در رسانه ها مطرح می گردد.
 در ادبیات دینی و روایات معصومین علیهم السلام معمولا تهدید غضب و شهوت ( یعنی انحراف دو قوه و قدرت انسانی ) با هم ذكر می شود. در حالی كه برخورد ما با این دو موضوع همیشه با اختلاف سطح بسیار همراه است ، موضوعات غیر اخلاقی و مسأله شهوت را بسیار زشت و ناروا می دانیم ( در حدی كه گاه جوازات شرعی را هم تحمل نمی كنیم )
اما موضوعی مثل عصبانیت و خشم و غضب را نه تنها این قدر بد نمی بینیم بلكه گاه به شكل احمقانه-ای نشانه مردانگی و طبیعت مردی می دانیم!
 شبكه تهران هفته فیلم وحشت را رسما و علنا تبلیغ می كند و فیلمهایی را به نمایش می گذارد كه كارگردان یكی از آنها گفته من این فیلم را طوری ساخته-ام كه احساس اضطراب و ترس تا چند روز بیننده را رها نكند!
 چنین فیلمی به راحتی از سیمای جمهوری اسلامی پخش می شود و نه مدیران ارشد یا ناظرپخش و نه مسؤولان كشور و بزرگان و علما هیچیك احساس نگرانی شدید نمی كنند ، اما خدا نكند در همین سیمای جمهوری اسلامی ایران فیلمی پخش شود كه در لحظه ای از آن - فقط چند ثانیه - دست وبازوی زنی پیدا باشد!  با ترویج برهنگی همه كشور به هم می ریزد و همه از بر باد رفتن ایمان و دیانت مردمان احساس خطر می كنند، اما با ترویج اضطراب و وحشت كمتر كسی نگران می شود!
 چرا آسیب های روانی مانند وحشت و اضطراب را به اندازه برهنگی اثرگذار و ناپسند نمی دانیم ؟
 قطعا مدیران شبكه تهران نماز می خوانند و مدعی دینداری هستند اما آیا در برابر آسیب هایی كه همین شبها به مخاطبان -مخصوصا كودكان و نوجوانان -وارد كرده اند احساس مسؤولیت شرعی می كنند؟
 چرا در مورد موضوعی مانند برهنگی تصور خلاف شرع بودن داریم اما در مورد آفتی مثل خشم چنین نمی اندیشیم در حالی كه فرموده اند :
"الغضب مفتاح كل شر / خشم كلید همه بدی هاست "
 چگونه است كه در عرف اجتماعی مذهبی-مان آسیبهای روانی چون اضطراب و افسردگی و ترس را خلاف شرع و ضد-دین نمی دانیم و دینداری را به سطح نازل امور ظاهری فروكاسته ایم؟
 بسیار در این باره اندیشیده-ام ( لااقل سالهاست به خاطر بحث حجاب به طور جدی ذهنم درگیر این موضوع است ) و غیر از پاسخ های كلی و عمومی به جواب-هایی هم رسیده-ام كه متأسفانه اكثرا بسیار ناخوشایند است و ترجیح می دهم مطرح نكنم و به قلم نیاورم!
 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 21 مرداد 1395 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

  وضوی عاشقان ...  

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

http://s2.picofile.com/file/8263413576/HALL8J_MANSUR_1.jpg

 

http://s1.picofile.com/file/8263413892/MARD8NE_BEE_ED_DEAA_3.jpg

 

http://s2.picofile.com/file/8263414400/MARD8NE_BEE_ED_DEAA_1.jpg

 

http://s1.picofile.com/file/8263415176/MARD8NE_BEE_ED_DEAA_2.jpg

 

 

 بقای عمر در این خاکدان فانی نیست / جهان پر از غم و امید شادمانی نیست
 گل مراد از این آب و گل چه می جویی / که در ریاض جهان بوی کامرانی نیست
 برای صحبت یاران مهربان کریم / خوش است عمر دریغا که جاودانی نیست
 چو غنچه بسته دهن خون خور و مخند چو گل / که اعتماد بر این پنج روز فانی نیست
 دوام عیش و بقا میوه ایست بس شیرین / ولی چه سود که در باغ زندگانی نیست
 مرا تحمل جور زمانه هست و لیک / ز دوست طاقت دوری چنانکه دانی نیست
 بیا و از سر جان خیز ورنه رو بنشین / که کار اهل وفا غیر جانفشانی نیست
 بهار عمر به وقت خزان رسید حسین / دگر حلاوت نوباوه جوانی نیست

 «حسین منصور حلاج»

 

صبح بود. مردم را كنار زدم و او را دیدم. هزار تازیانه خورده بود و در وی اثر نكرده بود. او را روانه چوبه دار كردند. در راه درویشی خود را به او رساند و پرسید : عشق چیست؟
لبخندی زد و گفت :
امروز بینی و فردا و پس فردا. درویش نفهمید و من فهمیدم .
 امروز او را می كشند و فردا می سوزانند و پس فردا خاكسترش را به باد می دهند.
بندی كه به او بسته بودند ، سنگین بود و او می خرامید. به زیر دار رسید. بوسه-ای بر چوبه دار زد و گفت : " معراج مردان ، عشق است. "
جماعتی كه مریدانش بودند ، پرسیدند : چه گویی كه ما مقرانیم و منكرانی كه بر تو سنگ می زنند؟

گفت : از برای شما یك ثواب و ایشان را دو ثواب باشد.

می دانستم كه منظورش چیست . مردمی كه بر او سنگ می زدند از قوت و صلابتشان و توحیدشان بود و یارانش از حسن ظن . حسن ظن از فروع بود و توحید از اصول .
شبلی آمد . رو به او كرد و گفت : تصوف چیست؟
گفت : كمترین مقامش این است كه می بینی.
شبلی گفت :
مقام اعلایش چیست؟
گفت :
تو را بدان راه نیست.
شبلی سر بر زمین انداخت . هر كس سنگی برداشت و انداخت . شبلی گلی انداخت . آه از او بلند شد . در چشمانش افسوس را دیدم .
مریدی از مریدانش گفت : آخر این همه سنگ انداختند ، هیچ نگفتی ، از این گل آه بر می آوری؟
فرمود :
آنها نمی داند ، معذورند. از او سختم آمد كه می دانست و نمی بایست انداخت.
معتصم گفت : دستش ببرید.

دستانش را بریدند . بغضم تركید. او فقط لبخندی زد. مریدی گفت : چرا می خندی؟

فرمود : "
الحمدالله كه دست ما بریدند . مرد آن باشد كه دست صفات ما را كه كلاه همت از تارك عرش می رباید ، ببرد. "
امریه رسید : پاهایش را نیز ببرند . بریدند . اشكم سرازیر شد . ولی او تبسمی كرد و فرمود :
"
با این پای سفر خاكی می كردم ، قدمی دیگر دارم كه هم اكنون سفر دو عالم خواهم كرد ."
سپس خم شد و دو دست بریده را بر رویش مالید و سرخ روی شد . گفتند : چرا چنین كردی ؟
فرمود : "
نمازی كه عاشقان گذارند ، وضویش چنین باشد."
چشم هایش را در آوردند . چشمانم را بستم . فغان از مردم بلند شد . عده ای گریه می كردند و سنگ بر زمین انداختند و دیگران سنگ برداشتند و به او زدند . امر رسید : زبانش را در بیاورید .
فرمود : صبر كنید كه سخنی بگویم . روی به آسمان كرد و گفت :
"
بدین رنجی كه از برای من بر می دارند ، محرومشان مكن . و از این دولتشان بی نصیب مگردان . الحمدالله اگر دست و پای من بریدند و اگر سر از تنم جدا می كنند ، در مشاهده جمال تو بود. "
گوش و بینی او را بریدند و آخرین كلمه ای كه متكلم شد این آیه بود :
" آنانكه ایمان به روز رستاخیز ندارند ، از روی استهزا تقاضای ظهور آنرا با شتاب دارند ، اما مومنان سخت ترسناكند و می دانند آنروز بر حق است."

سپس به صلیبش كشیدند . در میان سر بریدن تبسمی كرد و جان داد و من را بی مراد كرد . دیگر مریدی بودم كه مرادش را بر دار كرده بودند.

او را فردایش پاره پاره كردند و فقط گردن و كمرش ماند.
از تكه هایش صوت انالحق آمد . تكه تكه اش كردند و باز صوت انالحق آمد . سوزاندنش و خاكسترش در دجله ریختند . از آن هم صوت اناالحق آمد . پس از آن دیگر كسی به این مقام نایل نشد.
حافظ درباره ی حلاج نوشت :
گفت آن یار كز او گشت سر دار بلند
جرمش این بود كه اسرار هویدا می كرد
...

 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 20 مرداد 1395 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 این هم از کرامات دولت فخیمه-ی انگلیس بود ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

http://s2.picofile.com/file/8263216600/G8VE_MOQAD_DAS_2.jpg

 

http://s2.picofile.com/file/8263217868/G8VE_MOQAD_DAS_6.jpg

 

http://s2.picofile.com/file/8263218526/G8VE_MOQAD_DAS_5.jpg

 

http://s2.picofile.com/file/8263219626/G8VE_MOQAD_DAS_1.jpg

 

http://s1.picofile.com/file/8263220076/G8VE_MOQAD_DAS_4.jpg

 


 به سال 1265 هجری قمری، قصابی در میدان «صاحب‌الامر» می‌خواست گاوی ذبح کند. گاو از زیر دست وی در رفت و به مسجد قایم گریخت. قصاب ریسمانی برد و در گردن گاو انداخت تا بیرون بکشد. گاو زور داد، قصاب به زمین خورد و در حال قالب تهی کرد. در این وقت بانگ صلوات مردم بلند شد و این امر معجزه‌ای تلقی شد.
پس آن چنان که افتد و دانی،بازار تا یک ماه چراغانی گردید. تبریز شهر «صاحب‌الزمان» به‌شمار آمد و مردم خود را از پرداخت مالیات و توجه به حکم حاکم معاف دانستند. گاو را به منزل مجتهد جامع‌الشرایط وقت،آقا میرفتاح، بردند و ترمه‌ای رویش کشیدند. مردم دسته دسته با نذر و نیاز به زیارت آن رفته و به شرف سم بوسی‌اش نایل آمدند و ترمه آن حیوان به تبرک همی ربودند. در عرض یک ماه مویی از گاو به جا نماند و همه به تبرک رفت.
لسان الملک سپهر در باره ی این بخش ماجرا می نویسد: میر فتاح مجتهد تبریزی عامل اصلی « فتنه تبریز و غوغای عامه » بود و شورش بظاهر مذهبی ، که در بوسیدن « سم گاو مقدس » بر دیگران پیشی گرفته بود . عوام مردم را واداشت تا در شهرهای آذربایجان بر سر کوچه و بازار از معجزات حضرت گاو داستان ها بسازند و نعره زنند که شهر تبریز مقدس و از مالیات دیوان و حکم معاف است . حتی چهره گاو را نقاشان زبر دست ترسیم کردند و به زائرین بقعه مبارکه فروختند و مردم نادان در خانه های خود شمایل گاو صاحب الزمان را آویختند . متولیان حضرت گاو از سر نادانی به جای کاه و یونجه به او نقل و نبات دادند و بعد از چندی گاو مقدس بیمار و بمرد . مردم با حزن و اندوه فراوان در حالیکه بر سینه خود می کوفتند تشییع جنازه مفصلی از آن « بزرگ مقام » کردند و در مکانی به خاک سپردند که هنوز به آرامگاه گاو صاحب الزمان برای اهل منبر معروف است .*
کور و لنگ، غرفه‌ها و شاه‌نشین‌های مسجد را پر کرده بودند. هر روز معجزه‌ و آوازی تازه بر سر زبان‌ها افتاد. بزرگان، پرده و فرش و ظرف به مسجد می‌فرستادند. کنسول انگلیس هم چهل‌چراغ فرستاد که هم‌اکنون زیر گنبد مسجد آویزان است.
حاج میرزا باقر، امام جمعه تبریز، که با کنسولگری انگلیس رابطه مستقیم داشت، فتوا داد که هر کس در جوار آن مسجد به‌خصوص باده بنوشد یا قمار کند واجب القتل خواهد بود و چون رسما شهر تبریز محل ظهور «امام زمان» اعلام شده بود، پس بنا به روایات و احادیث معتبر، مردم از پرداخت مالیات به دولت و اجرای قوانین وضع شده‌ی حکومتی معاف بودند.
بالاخره امیرکبیر نیرویی از تهران فرستاد که حاج میرزا باقر امام جمعه، و میرزا علی شیخ‌الاسلام و پسرش میرزا ابولقاسم، که هر سه از ملایان بانفوذ بودند دستگیر و تبعید کنند و با وجود مقاومت آن‌ها و حمایت عوام این مقصود حاصل و غایله تمام شد.
چون روشن شد که این فتنه‌ها نتیجه‌ی تحریک و دخالت مستقیم استیونس، کنسول انگلیس در تبریز بوده، امیرکبیر نامه‌ای به سفارت انگلیس در تهران می‌فرستد که بخشی از آن چنین است:
((. . . بعد از اینکه مردم اجامر و اوباش تبریز به جهت شرارت‌های خودشان در امور مملکتی و اتلاف مالیات دیوانی از برای خود مامن و بستی قرار گذاشته و خودسری‌ها کنند، عالیجاه مشارالیه به جهت تقویت آن‌ها و استحکام خیالاتشان چهل‌چراغی به مسجد صاحب‌الزمان فرستاد و بر آنجا توقف کرده، زیاده از حد باعث جرأت عوام و اشرار گشته و پای جسارت را بیشتر گذاشته‌اند تا از این خیالات خدا داند چه حادثات بروز و ظهور کند.))
برگرفته از کتاب : امیر کبیر و ایران ، دکتر فریدون آدمیت ، نشر خوارزمی ،۱۳۷۸

 

 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

(تعداد کل صفحات:316)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  




درباره وبلاگ




گر در طلب لقمه نانی،
نانی /
گر در طلب گوهر كانی،
كانی /
این نكته رمز اگر بدانی،
دانی /
هر چیز كه اندر پی آنی،
آنی ...

مـــولانـــا


امام خمینی:

همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. /

باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :