http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg
http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg


به حساب آوردن «داشته-های کوچک» هم هنر بزرگی است ...


وقتی خـــدا غـریـبـــه-ست، آدم شـدن مـحـالـه ...
وقتی خـــدا غـریـبـــه-ست، آدم شـدن مـحـالـه ...
با مردم بودن قریحه-ی ادبی وَ هنری را بیشتر رشد مـیـدهـد ...
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 7 مرداد 1394 توسط عـبـــد عـا صـی

 
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s3.picofile.com/file/8202896850/ESTEX8REH_1.jpeg

 

http://s6.picofile.com/file/8202896742/TAFAKKOR_TA_AQQOL_1.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8202896676/TAFAKKOR_.jpg

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 استاد رسول جعفریان : قریب به سه سال قبل در سفری همراه یکی از بزرگان فلسفه کشور به شیراز می رفتم. سالها بود خدمتشان نرسیده بودم. اولین سوالی که در فرودگاه از من پرسیدند این بود: راستی! فکرش را می کردی؟ فکرش را می کردی؟ بعد از آن در طول راه، کنار هم نشسته بودیم. باز هم همین سوال را چند بار پرسیدند. احساس کردم ذهن ایشان از این همه فساد و تباهی و ویرانی و از هم گسیختگی چنان درهم ریخته که نمی تواند آرام باشد و یکسره باید این پرسش را مطرح کند. ایشان برخی از یادداشتهای بنده را در نقد افکار و اندیشه ها و رفتارهای دولت احمدی نژاد خوانده بود و با توجه به سوابق فکری خودم و خودش که نزدیک به هم بودیم، می خواست بگوید که دیدی چه شد و کار به کجا رسید؟
راستش در باره خدمتی که آقای احمدی نژاد به ما کرد فکر می کردم. به خصوص از این جهت که چند روز قبل، دوستی که از من مصاحبه ای خواسته بود، وقتی برایش فرستادم، گفت بین دوستان صحبت بود که فلانی افکارش تغییر کرده است. اصلا انکار نکردم و گفتم که من از زمانی که در سال 63 اولین نگاشته خود را در باره مشروطه نوشتم، فکرم متناسب با آنچه که از مسیر انقلاب در ک می کردم ترسیم شده و ضد غربی بود. آن زمان به تدریج در مسیر فکری خاصی قرار گرفتم که دنیای غرب و شرق را به دو خط فکری کاملا جدا تقسیم می کرد.
این مبنا را بعدها در کتابی که تحت عنوان ذهنیت غربی در تاریخ معاصر ما داشتم ادامه دادم. مسیر فکری من تقریبا در همین سمت و سو و حواشی آن ادامه داشت. وقتی هاشمی را نقد می کردیم، روی ارزشهای انقلابی و اسلامی تکیه می کردیم. بعدها در مقابل خاتمی هم همین انتقادها را داشتیم. از اخلاقش خوشم می آمد. با خودش هم کما بیش دوست بودم. اما اندیشه را متوجه نقطه دیگری می دیدم. این بود تا رقابت احمدی نژاد و هاشمی شد. باز هم فکر قدیم ما در کار بود. هم فلسفی و دینی بود و هم سیاسی و انقلابی. همه را در طبق اخلاص گذاشتیم و به رغم دو دلی که بود، در دوره اول به احمدی نژاد رأی دادم.
بیش از همه و یا لااقل در کنار مسائل فکری، دلمان می خواست ایشان کسی باشد که هم ارزشهای دینی را نگه دارد، هم سلامت مالی داشته باشد و هم بدون آن که در مسائل فکری دینی مداخله کند، به اصلاح زندگی مردم بپردازد. اما هنوز چند ماهی نگذشته بود که آن آرزوها بر باد رفت. آدمی را دیدیم که به جای اصلاح کشور، در هوای اصلاح عالم است. نظریاتی ابراز می کند که هورقلیایی است. دنیایی را می بیند که ربطی به علم و دانایی ندارد. خیالاتی در سر دارد که گویی اصلا زمین را نمی شناسد. اولین بار یادداشت «کشور را با استخاره نمی توان اداره کرد» را نوشتم و دنبالش یادداشت های دیگر که شمار زیادی از آنها را که در طول هفت سال نوشتم، «کلک و کتاب» آورده ام.
اینجا است که می خواهم مفهوم این جمله را که «احمدی نژاد چه درسی به ما داد» توضیح بدهم. راستش تمام تصورات ما بر باد رفت. من احمدی نژاد را کاملا امتداد خط راست نمی دانم،
اما هماهنگ با راست عمل کرد و این جناح هم همه چیز خود را، همه سرمایه های خود در طبق اخلاص گذاشت و تقدیم احمدی نژاد کرد. او هم، همه را یکباره برداشت و با سرعت باد جلو رفت، رفت و رفت و رفت و چون چشمش را بسته بود، محکم به دیوار کوبید. درست مثل یک ماشین پر قدرتی که تمام میراث اخلاقی و ارزشی را در یک ماشین بریزد و به دیوار بزند. ماشین متوقف شد، بسیاری لت و پار شدند و تنها و به زحمت عده ای پیاده شدند.
اینها وقتی به اطراف نگاه کردند،
دیدند فکر مذهبی که خراب شده، به مراجع توهین شده و آنان کنار گذاشته شدند. به رهبری بی حرمتی شده، افکار منحط و خرافی جای افکار مترقی مطهری و طالقانی و بهشتی را گرفته بود. سلامت مالی که چه عرض کنم، آنچه این روزها رخ می دهد همه هویداست. من اصلا نسبت به شخص احمدی نژاد و این که او چیزی برده و خورده نه شاهدی دارم نه ادعایی، اما می دانم که چپاول به شکل های مختلف در حاشیه دولت بود و این را امروز قوه قضائیه با دستگیریهای اخیر نشان داده است.
حال باز هم می گویم خدمتی که احمدی نژاد کرد این بود که جریان راست را تا نقطه نتیجه گیری برد. جمعیت راست نشین را متفرق کرد. برخی تغییر کردند و برخی پایداری. جوری شد که آقای لاریجانی که در دوره خاتمی از روسای این جناح بود و با قدرت از مواضع آن دفاع می کرد امروز در جایگاهی دیگر است که دست کم میانه چپ و راست است. مرحوم عسکر اولادی که پنجاه سال در خط راست مانده بود، به نوعی عقب نشینی کرد و آن گونه شد که دیدیم و می بینیم. تقوایش کم مانند بود.
ما که دیگر هیچ و آن استاد فلسفه هم که ذکر خیرش در ابتدا رفت، استادی که نه فقط تجربه سیاسی شگفتی را پشت سر گذاشت، بلکه فکر می کنم از آن افکار و اندیشه هایی هم که داشت و روزگاری پشتوانه بخشی از جناح راست بود، دست شست یا لااقل در آنها تجدید نظر کرد، جای خود دارد. دوستانی هم داشتیم که و لو در خط راست ماندند، چون جنسا آدم های محافظه کاری بودند، اخلاقا خجالت کشیدند خود را منتسب به دولت احمدی نژاد کنند. اصلا در یک جمله عرض کنم، احمدی نژاد مخ خیلی ها را تکان داد.
این است خدمتی که احمدی نژاد کرد، ما و خیلی ها را مانند ناطق نوری از خواب بیدار کرد و بنده امروز ابایی ندارم که بگویم سالها افکار دیگری داشتیم و جور دیگری فکر می کردیم. این مرد نشان داد که مسیر این گونه تفکرات کجاست. باز هم عرض می کنم حتی امروز هم تعلقی به راست یا چپ ندارم، حالا بیشتر دلم می خواهد، بخوانم و بنویسم و بیشتر بدانم، اما اینها حکایت گذشته است که اگر دوستی این ادعا را می کند که مبانی فکری عوض شده به او بگویم که اولا که تغییر جای نگرانی ندارد و هیچ سماجتی برای ماندن در افکار قدیم نیست، ثانیا این که دیگر بحث چپ و راست نیست، بحث دانستن و شفافیت است.
بحثم اصلا مربوط به یک شخص به نام احمدی نژاد نیست. بحث نتیجه گیری از یک اندیشه و یک رفتار است. این که چگونه با دنیای بیرون برخورد می کند و چطور یک جریانی را که این قدر با تجربه است، استخوانهایش را خرد می کند و نشان می دهد که گرفتار پوسیدگی شده است. حالا راست مثل چپ که زمانی سرش به سنگ خورد، سرش به دیوار خورده، باید به فکر بازسازی خود باشد. تحولات جهانی ازعالم سیاست گرفته تا فکر، و درست همین پدید آمدن القاعده و داعش و خیلی از مسائل دیگر مانند شکست اخوان المسلمین و دنیایی از تحولات باید ما را به سمت و سوی نوعی اصلاح فکر پیش ببرد.
این روزها شکست خوردگان در عالم اسلامی زیادند. دیگر نه فکر نوی وجود ندارد و نه آثار تازه ای که موج ایجاد کند. حالا داعش است که در حال ایجاد موج است. بازگشت به افکار قدیم و صرفا تکیه به گذشته نه این که نشد باشد که صد البته داعش بازگشت به افکار خیلی قدیمی تر برگشت، بلکه یک الزام فکری برای ساختن دنیای بهتر برای مسلمانهاست. ما باید افسار خود را دست علم بدهیم نه دست احساساتمان.
ما باید نقشه راهمان را با ابزار عقل و دانایی، ترسیم کنیم نه صرفا بر اساس سوابق و گذشته مان. ما به هیچ روی نباید از تغییر نگران باشیم و بهراسیم. باید به آن افتخار کنیم. البته که ساختار شکنی زودرس هم سبب شکست جریان چپ در کشور شد، به همان میزان محافظه کاری هم دشواری های خاص خود را دارد. 

 

  تهیه وُ تدوین : عـبـــد عـا صـی 

 

 



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 5 مرداد 1394 توسط عـبـــد عـا صـی

 
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s3.picofile.com/file/8202571900/B3XABARY_X8BZADEH_2.gif

 

http://s6.picofile.com/file/8202571692/B3XABARY_X8BZADEH_3.jpeg

 

http://s6.picofile.com/file/8202572042/B3XABARY_X8BZADEH_1.jpeg

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 گفت : شنیده ای که ۲۳۳تن از نمایندگان مجلس در نامه‌ای به رئیس قوه قضائیه اعلام کردند که بر قوه قضائیه فرض است که در مبارزه نفس‌گیر ولی مقدس با مفاسد کار مبارزه را از بالا شروع کنند؟
گفتم : بله ! کار مبارزه با مفاسد عمری به درازای همه دولت ها در طول تاریخ و عرض جغرافیا دارد !
گفت: ولی داری خیلی اغراق می کنی !
گفتم : به هیچ وجه ! دولت پیشین خود را پاکدست ترین دولت تاریخ می دانست و رئیس دولت مدعی بود لیست فاسدان را در جیب خود دارد!و حتی رسالت تاریخی خود را مبارزه با مفاسد و فاسدان می دانست!
اما حالا روزی نیست که پرونده ای تازه از مفاسد پنهان آنان افشا نشود.
گفت : پس راه مبارزه قطعی و مستمر با مفاسد - اعم از اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی - به نظر شما چیست؟
گفتم : اگر بازهم نخواهی گفت اغراق می كنی ، من باور قطعی دارم كه اگر مسئولان صادقانه قصد مبارزه با همه انواع مفاسد را دارند، بیایند قلم و بیان مطبوعات را كاملا آزاد بگذارند ؛ در نتیجه در حتی كوتاه مدت چه بسیار دست های كثیف متجاوزان اقتصادی ، اجتماعی و... را می گیرند و رسوا می كنند . از آن گذشته چنین افرادی فاسد وقتی ببینند هزاران چشم و گوش روزنامه نگاران ، نویسندگان ، وبلاگ نویسان و...همه رفتارها و گفتارهای آنان را رصد می كنند ، هرگز جرات نمی كنند ذره ای انحراف در قول و عملشان پدیدار شود.
حتی اگر در دوران هشت ساله دولت پیشین،قلم و بیان مطبوعات ورسانه های حقیقی و مجازی آزاد بود،در همان روزهای اول طشت رسوایی متجاوزان به بیت المال از بام آزادی مطبوعات فرومی افتاد!
در جامعه ای كه آزادی قلم و بیان در مطبوعات ، كتاب ها و سایر رسانه های شنیداری و دیداری و نوشتاری جلوه گر باشد ، هر مقام و مسئول خود را در اتاقی شیشه ای می بیند كه همه حركات او زیر نظر و پیش چشم هزاران افراد دیده ور قرار دارد.
گفت : مثلا در كشورهایی كه به باور شما این نوع آزادی وجود دارد ، آیا از درصد مفاسد كاسته شده ؟
گفتم : صاحب نظران بر این باورند كه یافته های تحقیقات نشان داده كه در كشورهای استبدادی ، مفاسد ۳۳برابر كشورهای دموكراسی است .
گفت : آیا نمونه مستندی هم برای این ادعای خود دارید؟
گفتم : ذیلا نمونه هایی از كارهای شجاعانه ژورنالیست های ایرانی و خارجی را می بینید كه یكی از آن ها به جنگی خانمانسوز و ضد بشری پایان داد.
مجله لایف، در تاریخ 26 نوامبر 1965 ، تحت عنوان واقعیت عریان جنگ ویتنام عکسی از Paul Schutzers را روی جلد مجله خود منتشر كرد.
این عکس در زمان جنگ ویتنام چریک ویت کنگی را نشان می‌داد که به اسارت نیروهای آمریکایی درآمده. پس از انتشار این عکس و خبر مرتبط با آن در مجله لایف بود که مردم آمریکا به حمایت خود از جنگ ویتنام خاتمه دادند. Schutzers که یکی از بهترین عکاسان مجله لایف بود، سال 1967 درحالی که برای انجام عکاسی از جنگ اعراب و اسرائیل رفته بود، جان خود را از دست داد.
مقابله با آزاد اندیشی خبرنگاران در هر کشوری که همواره داعیه دار دموکراسی و جریان آزاد اطلاعات بوده است، موضوع جدیدی نیست. این نوع رفتار تأمل برانگیز قبل از هر چیز تلاش بیهوده ای است در جهت انزوای خبرنگاران و محدود کردن جریان آزاد اطلاع رسانی که در نتیجه آن شأن و منزلت خبرنگار به یغما رفته و مصداق تعبیر امپریالیستی «بهترین خبر، بی خبری است» تحقق پیدا می كند!! 

 

  عکس وُ تدوین : عـبـــد عـا صـی 

 

 



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 4 مرداد 1394 توسط عـبـــد عـا صـی

 
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s3.picofile.com/file/8202373942/NEG8HE_K8R3K8TORY_BAA_IN_HAME_MOSHKEL8T_CHERAA_H8LE_XAND3DAN_NAD8RY_1.jpeg

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 عبرت نیوز: امام جمعه موقت یزد : به گزارش خبرآنلاین از یزد، حجت الاسلام و المسلمین محمد حسن معزالدینی ظهر امروز پس از نماز ظهر و عصر در مسجد حظیره یزد با اشاره به اینکه حضرت علی علیه السلام زندگی خود را در سطح پایین قرار داده بود، گفت: حضرت علت این امر را احتمال وجود افراد ناتوان در جامعه ذکر می کند و می گوید مبادا کسی شب گرسنه سر به بالین بگذارد. این رفتار حضرت است که وی را پیش همه از جمله مسیحیان و یهودیان محبوب می کند و آنان درباره علی می نویسند.
وی گفت: فکر می کنم اگر امیرالمومنین الان حاضر بود، می گفتند تو ضد انقلابی! تو ضد پیغمبری! چرا؟ چون مسیحیان از تو تعریف می کنند! باید دید تو چه کرده ای که آنان از تو تعریف می کنند!
معزالدینی افزود: این افراد نمی دانند وقتی انسانی بزرگ شد و دل دریایی پیدا کرد، روح وسیع پیدا کرد، شعاع وجودش به همه پرتو افکنی می کند و مانند خورشید به همه نور و حرارت می دهد.
به مسائل حساسیت کاریکاتوری داریم
وی بیان داشت: این ایام که متعلق به امیرالمومنین است ببینیم حضرت نسبت به چه مسائلی حساسیت داشته؟ آیا جز راحتی مردم چیزی او را مشغول کرده است؟
حجت الاسلام معزالدینی گفت: علی حاکم مسلمین است ولی وقتی خلخال از پای زن یهودی در می آورند، می فرماید جا دارد انسان از این غصه بمیرد.
باید دفن اخلاق را اعلام کرد
وی گفت: پراکنده کردن اخلاق و ادب در جامعه نگرانی امیرالمومنین است ولی الان جامعه ما چگونه است؟ دوست و دشمن می گویند اخلاق در جامعه در حال جان دادن است و باید دفن اخلاق را اعلام کرد.
استاد برجسته حوزه علمیه یزد با تقبیح دشنام دادن حتی به دشمن تصریح کرد: امیرالمومنین عازم جنگ صفین بود که یک نفر به شامیان بد و ناسزا گفت، حضرت در حین جنگ واکنش نشان می دهد و می گوید دوست ندارم زبان تان لق باشد و فحش بدهید.
وی تاکید کرد: حضرت امیر حساسیت همه جانبه دارد، هم به عبادت مردم حساس است، هم به نان مردم، هم به اخلاق مردم و هم به اینکه مردم او را بت نکنند و تا حد پرستش بالا نبرند.
معزالدینی سپس گفت: ماها به چیز حساس هستیم؟
نواده شهید صدوقی با اظهار تاسف گفت: برخی روحانیون امروز به آستین کوتاه جوان و موسیقی حساس هستیم ولی به شکم های گرسنه ای که به تن فروشی افتاده حساس نیستیم.
وی گفت: بگوییم چرا آستین ها کوتاه شد ولی از آن طرف هم بگوییم چرا بیت المال کم آورد؟ متاسفانه به اسلام و ارزش ها نگاه کاریکاتوری داریم.
حجت الاسلام و المسلمین معزالدینی تاکید کرد باید به همه چیز حساس بود، امیرالمومنین هم به همه چیز حساس بود، هم به گرسنگی مردم، هم به بندگی مردم، هم به اخلاق مردم و هم به سرد شدن زندگی های مردم.
وی سپس گفت: در دارالعباده یزد چه کسی خبر دارد در خانواده ها چه می گذرد و مسائل اخلاقی در چه سطحی است؟
نواده شهید صدوقی در واکنش به گفته یکی از نمایندگان مجلس که ما دست کسی که توافق بد را امضا کند، می شکنیم، گفت: ما هم با این گفته موافقیم ولی ایکاش آن آقای نماینده دست کسانی که بیت المال را غارت کردند هم می شکست!
وی افزود: متاسفانه آنجا خفقان گرفته ایم ولی درمورد مذاکرات مدام حرف می زنیم. در حالیکه باید هر دو جا دست بشکنیم و این است تفاوت ما با امیرالمومنین.
بهبود روابط بالاتر از عبادات فردی
محمد حسن معزالدینی در پایان با تاکید بر بهبود روابط فردی و اجتماعی گفت: در روایات داریم که بهبود رابطه دو نفر از عبادات یکسال بالاتر است.
وی گفت: اگر عینک بدبینی را از جلوی چشممان برداریم خواهیم دید دنیا دنیای دیگری خواهد شد.
تنهایی اسرائیل
این استاد برجسته حوزه گفت: این آشوب ها و جنگ های منطقه بخاطر سیرآوری نداشتن مهاجمان است ولی اگر خود را کنترل کنند و فکر کنند که این کسانی که زیر بمب ها جان می دهند هم انسان هستند، آن موقع آن خلبان عربستانی خانه و زندگی مردم یمن را خراب نمی کند.
این استاد حوزه علمیه یزد همچنین با اشاره به راهپیمایی روز قدس گفت: این حضورها و راهپیمایی ها بالاخره دارد اثر می گذارد و اسرائیلی ها هیچ وقت مانند این زمان تنها نبوده اند و این خروش امت اسلام آنان را تنها کرده است. 

 

  تهیه وُ تدوین : عـبـــد عـا صـی 

 



نوشته شده در تاریخ شنبه 3 مرداد 1394 توسط عـبـــد عـا صـی

 
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s3.picofile.com/file/8201868384/AAZ8DYE_BAY8N_5.jpeg

 

http://s3.picofile.com/file/8201868526/AAZ8DYE_BAY8N_4.jpeg

 

http://s3.picofile.com/file/8201868600/AAZ8DYE_BAY8N_2.jpeg

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی گفت: خیال نکنیم با جلوگیری از اظهارنظر مخالف، انقلاب را حفظ کرده‌ایم.
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)- منطقه خراسان، علی مطهری عصر امروز ۱۴ اردیبهشت ماه در مراسم بزرگداشت هفته معلم که در آمفی تئاتر دانشگاه آزاد مشهد برگزار شد، با اشاره به مقام حضرت علی(ع) در موضوع امامت اظهار کرد: مقام امامت بالاتر از خود پیامبری و نبوت است و وقتی خداوند حضرت ابراهیم (ع) را آزمود و او از این آزمایش‌ها سرافراز بیرون آمد، مراتب عبودیت خود را ثابت کرد.
وی تعبیر مافوق دانستن امام را غلط خواند و افزود:
اگر امام مافوق انسان بود، دیگر امام قابل پیروی نبود، در حالی که امامان الگو هستند تا ما خودمان را مانند آنان بسازیم.
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی گفت: انسان نباید یک موجود یک بعدی باشد که فقط در یک مساله جلو برود و در بقیه مسائل رشد نکند، بلکه انسان باید در همه مسائل متعادل باشد و همچنین
کمال انسان در تواضع و تعادل اوست. اینکه بتواند استعدادهای وجودی خود را رشد دهد و اگر نمی‌تواند انسان کامل باشد لااقل انسان متعادل باشد.
وی با اشاره به سخنان شهید مطهری درمورد جامعه متعادل گفت: همانطور که انسان متعادل داریم، جامعه متعادل نیز داریم و اگر جامعه فقط در یک جهت رشد جلو برود باعث خواهد شد که جامعه تک بعدی شود.
مطهری یک از ویژگی‌های حکومت حضرت علی (ع) را دموکراسی بیان کرد و افزود: امام علی(ع) حتی با مخالفان خودش خیلی با محبت برخورد می‌کرد و خوارج را نه زندانی می کرد و نه سهمیه آنها را از بیت المال قطع می‌کرد، بلکه به آنان اجازه می‌داد اظهار نظر کنند و
می‌گفت «با عصانیت حجت خدا برپا نمی‌شود».
وی گفت:
حضرت علی (ع) تا زمانی که خوارج دست به سلاح نبردند با آنان نجنگید اما زمانی که آنان راهزنی کردند و دست به سلاح بردند امیرالمؤمنین نتوانست سکوت کند. در یک سخنرانی‌ حدود ۸ هزار نفر از خوارج از اعتقاد قبلی خود دست برداشتند و در انتها حدود ۷ نفر باقی مانده بودند که یکی از آنان ابن ملجم مرادی بود.
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی یادآور شد:
موضوع دیگر عدالتخواهی حضرت علی بود. او عدالت را برای خدمت به مردم می خواست و تاکید می‌کرد که خداوند از علما پیمان گرفت زمانی که جامعه به دو طبقه سیر و گرسنگان تبدیل شد علما مسولیت دارند.
مطهری افزود: درباره این موضوع که جود بهتر است یا عدل در نگاه اول علمای اخلاق می‌گویند جود بهتر است چون جود یک نوع از خودگذشتگی است، اما عدل به معنی هر چیزی را سر جای خود قرار دادن است.
با مقیاس فردی جود بهتر است و با مقیاس اجتماعی عدل ارزشمندتر است.
وی عنوان کرد:
زمانی که امیرالمؤمنین به خلافت رسید و تاکید بر برافراشتن پرچم عدالت کرد عده‌ای گفتند از امروز عدالت را برقرار کنید و کاری به گذشته نداشته باشید، اما ایشان گفتند که حق قدیم چیزی را باطل نمی‌کند. در عدل گشایشی است که همه را راضی می کند و عدالت نباید فدای مصلحت شود، عده‌ای به ایشان گفتند که بگذارید جای پایتان محکم شود، بعد به جنگ با معاویه بروید اما ایشان تاکید داشتند که عدالت نباید فدای مصلحت شود.
مطهری خاطرنشان کرد:
حضرت علی اصلاح داخل جامعه را مقدم بر امور دیگر می‌دانستند. در زمان پیامبر اگر فتوحاتی انجام می‌شد به موازات فتوحات بینش مردم هم بالا می‌رفت اما در زمان عثمان کم کم جهاد به تجارت زن و غنیمت تبدیل شد. دشمنانی که به جنگ با حضرت علی آمدند نمی‌دانستند که علی کیست و معاویه چه شخصیتی است. اصلا مصیبت دنیای اسلام هم همین است.
وی درباره نوع نگاه حکومت به مردم از منظر امیرالمؤمنین تصریح کرد: دو دیدگاه درباره نگاه حکومت به مردم وجود دارد، اینکه حکومت مالک یا امانتدار مردم است خیلی متفاوت است.
آنچه شهید مطهری در ابتدای پیروزی انقلاب بر آن تاکید داشتند عدالت بود و تاکید داشتند که اگر به عدالت توجه نداشته باشیم انقلاب ما با شکست مواجه خواهد شد و به روحانیت هشدار دادند که نگذارید پرچم اصلاحات اجتماعی به دست دیگران بیفتد.
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با اشاره به اینکه شهید مطهری بر استقلال فرهنگی تاکید داشتند، گفت: خیال نکنیم با جلوگیری از اظهار نظر مخالف، انقلاب را حفظ کردیم،
حتی شهید مطهری پیشنهاد دادند که یک استاد مارکسیست در دانشکده الهیات تدریس کند. از سوی دیگر استاد مدرسان اسلام هم عقایدش را بیان کنند تا دانشجویان انتخاب کنند. نام این آزادی تفکر است.
مطهری با بیان اینکه شهید مطهری برای تفکر آزادی ارزش بسیاری قائل بود، ادامه داد: آنقدر تفکر در نگاه شهید مطهری ارزش داشت که معتقد بود اگر کسی از روی تفکر به این نتیجه رسید که خدا و معاد وجود ندارد مورد عذاب نیست اگر چه به بهشت هم نمی‌رود. در دوران طلبگی برایشان شبهات درباره خدا، نبوت و معاد پیش آمده بود تا جایی که بر اثر برخی از این شبهات بیمار و در بیمارستان بستری شد و روزها فکر می‌کرد تا از این وضعیت خارج شود و بعد درباره این مسایل به یقین کامل رسید و البته یقین بعد از شک بسیار ارزشمند است.
 

 

  عکس وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی 

 

 



نوشته شده در تاریخ جمعه 2 مرداد 1394 توسط عـبـــد عـا صـی


مسعود بزم آرا :

درسهایی از یک بحران


این اتفاق تلخ را در بحث هسته ای تجربه کردیم . چه بسا اگر در اثنای پروسه طولانی مدت مذاکرات ، بحث در مورد مسئله هسته ای به میان کوچه و بازار ورود پیدا نمی کرد و از جانب حاکمیت و دولت ،حساسیت موضوع ـ خواسته یا ناخواسته ـ این چنین بالا نمی رفت ، بحرانی که بیش از یک دهه به طول انجامید ، در مدت زمان کوتاه تری به سرانجام می رسید و عواقب و اثرات منفی بسیار کم تری متوجه جمهوری اسلامی می شد .

مبارزه(رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام) سرویس بین الملل-مسعود بزم آرا:

طولانی ترین مذاکرات قرن به پایان رسید . ماراتنی نفسگیر که حاضرین آن در پی یک هدف بودند و آن چیزی نبود جز خروج از  بحرانی دوازده ساله . فارغ از ماحصل و نتیجه ای که این توافق برای طرفین به ارمغان خواهد آورد ، درس هایی در دل این مذاکرات نهفته است که از اهمیت بسیار بالایی برخوردار می باشد . سعی شده است که در این یادداشت به بررسی برخی از این نکات مهم که می تواند تجربه ای گرانبها برای آینده جمهوری اسلامی باشد پرداخته شود .

۱-    بدون شک موفقیت بدست آمده کنونی را بیش از همه مدیون ملتی هستیم که در انتخابات ریاست جمهوری با عزم راسخ خود تعیین کننده مسیری بودند که امروز شاهد به ثمر رسیدن آنیم . این همدلی بیش از پیش اهمیت رای و انتخاب مردم را در تعیین سرنوشت کشور نمایان می سازد . چه بسا اگر این اتحاد و همدلی بوجود نمی آمد ، بحران ده ساله تبدیل به بحرانی بیست ساله می شد و عواقب دو چندانی گریبان گیر جمهوری اسلامی می گشت . پس لازم است که ملت فهیم ایران از این تجربه شیرین درس گرفته و از آن در بزنگاه های مشابه پیش رو به خوبی بهره جویند .

۲-    فریاد و پرخاشگری همیشه شیوه صحیح مقابله با دشمن و مبارزه با استکبار نیست . گاهی می توان با لبخندی ظریف آنچنان رخنه ای بر پیکره استکبار وارد ساخت که اخم های گره کرده سالهاست در حسرت دست یافتن به آن هستند . دغدغه های انقلابی لزوما در رگ های باد کرده گردن نیست بلکه در فکر و اندیشه یک چهره متین و آرام نیز می توان ذغذغه های انقلابی را جست.

۳-    با شناخت کامل ابعاد مختلف شیوه درست اجرای حکومت اسلامی می توان در گردنه های حساس و حیاتی از روحیه صلح طلبی این نوع حکومت به نحو احسن بهره برد . حکومت اسلامی الزاما بدنبال نزاع و مقابله خصمانه نیست ، بلکه در برخی اوقات از صلح نیز استقبال می کند  . همانطور که امیرالمومنین علی (ع) در سفارش به مالک اشتر فرمودند : « هرگز پیشنهاد صلح ازطرف دشمن را که خشنودی خدا در آن است رد مکن که آسایش سپاهیان و آرامش فکری تو و امنیت کشور در صلح تامین می گردد . » . صلح حدبیه پیامبر اکرم (ص) و نرمش قهرمانانه امام حسن مجتبی (ع) مصادیق بارزی است که به خوبی نشان دهنده وجهه صلح جویانه حکومت اسلامی می باشد .

۴-    استفاده ابزاری از احساسات و عواطف جامعه برای پیشبرد اهداف ،  نه تنها مثمرثمر واقع نخواهد شد بلکه باعث پیچیده تر شدن موضوع و پدید آمدن موانع بیشتر در مسیر رسیدن به راه حل می شود  و حل آن را با مشکل مواجه خواهد کرد . کما اینکه این اتفاق تلخ  را در بحث هسته ای  تجربه کردیم . چه بسا اگر در اثنای پروسه طولانی مدت مذاکرات ، بحث در مورد مسئله هسته ای  به میان کوچه و بازار ورود پیدا نمی کرد و از جانب حاکمیت و دولت ،حساسیت موضوع ـ خواسته یا ناخواسته ـ این چنین بالا نمی رفت ، بحرانی که بیش از یک دهه به طول انجامید ، در مدت زمان کوتاه تری به سرانجام می رسید و عواقب و اثرات منفی بسیار کم تری متوجه جمهوری اسلامی می شد .

امید است که تجربه لازم و کافی را از این بحران دوازده ساله کسب کرده باشیم تا دگر بار شاهد بروز چنین اتفاقات تلخ و ناگواری نباشیم ان شاءالله  .

::::

 

  مطالب مرتبط:




نوشته شده در تاریخ جمعه 2 مرداد 1394 توسط عـبـــد عـا صـی

یک سوال از دلواپسان: اگر تحریم بد است، چرا از دولت قبل سوالی در اینباره نمی کردید؟


اخبار,اخبارسیاسی, قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد


تصویب قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد مبنی بر لغو قطعنامه‌های پیشین این شورا و تصویب برنامه جامع اقدام مشترک ایران و قدرت‌های جهانی، بار دیگر روزنه‌های امید دلواپسان را روشن کرد. آن‌ها به استناد بندهایی از این قطعنامه که به «ماشه» معروف شد و امکان بازگشت‌پذیری تحریم‌ها را محتمل نموده است، این قطعنامه را منافی منافع ایران می‌دانند.

در پاسخ کسانی که امکان بازگشت‌پذیری تحریم‌ها را دلیلی بر لغو توافق می‌دانند باید گفت که اگر به راستی از وجود تحریم‌ها ناراحت بوده و آنها را مایه رنج و سختی جامعه ایران می‌دانید؛ پس چرا تا دیروز که حکومت در اختیار شما بود سکوت کرده بودید؟ آیا زیان تحریم‌ها در این دو سال آشکار شده است؟ مگر تحریم‌ها در دوره این دولت تصویب شده‌اند؟ این منتقدان اگر در ادعای خود صداقت دارند، باید گریبان مردی را بگیرند که می‌گفت:«آن‌قدر قطعنامه بدهید تا قطعنامه‌دان‌تان پاره شود!»

این دوستان اگر راست می‌گویند، باید به تیم مذاکره‌کننده پیشین انتقاد کنند که چرا پس از شش سال مذاکرات پی‌درپی نه‌تنها پرونده ایران را از شورای امنیت خارج نکرد که حتی نتوانست مانع از تصویب تحریم‌های این شورا شود. اکنون بررسی توافق در مجلس، آخرین اقدام ایران پیش از اجرای برنامه جامع اقدام مشترک است. تأکید رهبری مبنی بر پیگیری توافق از روال قانونی نیز نشان از آن دارد که ایشان هم‌چون موارد پیشین بر فصل‌الخطاب بودن قانون تأکید دارد و طرحی برای کاربرد حُکم حکومتی در میان نیست که البته این را باید به قال نیک گرفت. 


 اخبار  سیاسی  -  مردم سالاری



اخبار مرتبط




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 31 تیر 1394 توسط عـبـــد عـا صـی

 
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s6.picofile.com/file/8201468742/ESHQ_NURE_2.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8201468976/ESHQ_NURE_1.jpg

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

نقش ِكاشیای نقاشی شدی / سنگ ِمسجدای بی نام ونشون

عطر ِسجاده ی نخ نمای من / شمع ِسقا خونه های این واون

پای منبرای كهنه گم شدی / توی كشكول ِكتابای عتیق

حل شدی درست مث یه حبه قند / ته استكانِ ِحرفای عمیق

پاتوق ِندیمه های بی گناه / نخ ِتسبیح ستاره ها شدی

مهرتُ گرفتی و روز ازل / از من ِبی سر وپا جدا شدی

تو كجایی كه فرشته ها می گن / من اگه توبه كنم میای پیشم

پر كن آغوشمُ از عطر ِتنت / من از این فاصله عاشق نمی شم

 

 «عـبدالجبار کاکایی»

 

  تهیه وُ تدوین : عـبـــد عـا صـی 

 

 



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 29 تیر 1394 توسط عـبـــد عـا صـی

 
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s3.picofile.com/file/8201143592/NAM8ZE_RAZMANDEG8N_2.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8201143300/NAM8ZE_RAZMANDEG8N_1.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8201145042/NAM8ZE_RAZMANDEG8N_3.jpg

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

دلم خوش است که این شهر، شهر قرآنی است / و دین مردم این منطقه،مسلمانی است
توریست خیز ترین جای خاک ایران است / که میزبان پناهندگان افغانی است

نمازخانه فراوان،نماز خوان اندک /
تعجب من از این داغ های ‌پیشانی است
کسی که قوم رئیس است، حکم او رسمی / و حکم دیگر اعضا همیشه پیمانی است
سرایدار اداره لیسانس تاریخ است / رئیس دیپلمه از رشته های انسانی ست
برای این که به یک پست خوب تر برسی / ملاک حفظ دو تا سوره با روان خوانی است

و طرح های زمین خورده علتش این است / که کار اکثر مسئول ها سخنرانی است
دوباره حاج فلانی به مکه خواهد رفت / علاج پول اضافیش،مکه درمانی است
همیشه مثل گداها لباس می پوشد / برای این که بگوید که وضع بحرانی است
اگرچه خانه اش از بافت های فرسوده است / ولی برای حسینیه ساختن،بانی است
برای سنگ به شیطان زدن به مکه نرو / بزن به آینه با سنگ،سنگ مجانی است
دلش خوش است به داغی که روی پیشانی است / دلم خوش است که این شهر،شهر قرآنی است ...

 

  تهیه وُ تدوین : عـبـــد عـا صـی 

 



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 28 تیر 1394 توسط عـبـــد عـا صـی

 
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s3.picofile.com/file/8200901318/NY8YESH_E_DOKTOR_ALI_SHAR3ATY_1.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8200901518/NY8YESH_E_1.jpg

 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

ﺩﺭ ﺷﺐ ﻗﺪﺭ ﺳﺎﻝ 1351 ؛ ﺣﺴﯿﻨﯿﻪ ﺍﺭﺷﺎﺩ :

ﺍﯼ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ .... ﺍﯼ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ....
ﺑﻪ ﻋﻠﻤﺎﯼ ﻣﺎ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ
ﻭ ﺑﻪ ﻋﻮﺍﻡ ﻣﺎ ﻋﻠﻢ
ﻭ ﺑﻪ ﻣﻮﻣﻨﺎﻥ ﻣﺎ ﺭﻭﺷﻨﺎﯾﯽ
ﻭ ﺑﻪ ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮﺍﻥ ﻣﺎ ﺍﯾﻤﺎﻥ
ﻭ ﺑﻪ ﻣﺘﻌﺼﺒﯿﻦ ﻣﺎ ﻓﻬﻢ
ﻭ ﺑﻪ ﻓﻬﻤﯿﺪﮔﺎﻥ ﻣﺎ ﺗﻌﺼﺐ
ﻭ ﺑﻪ ﺯﻧﺎﻥ ﻣﺎ ﺷﻌﻮﺭ
ﻭ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﻣﺎ ﺷﺮﻑ
ﻭ ﺑﻪ ﭘﯿﺮﺍﻥ ﻣﺎ ﺁﮔﺎﻫﯽ
ﻭ ﺑﻪ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﻣﺎ ﺍﺻﺎﻟﺖ
ﻭ ﺑﻪ ﺍﺳﺎﺗﯿﺪ ﻣﺎ ﻋﻘﯿﺪﻩ
ﻭ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﺎﻥ ﻣﺎ ﻧﯿﺰ ﻋﻘﯿﺪﻩ
ﻭ ﺑﻪ ﺧﻔﺘﮕﺎﻥ ﻣﺎ ﺑﯿﺪﺍﺭﯼ
ﻭ ﺑﻪ ﺑﯿﺪﺍﺭﺍﻥ ﻣﺎ ﺍﺭﺍﺩﻩ
ﻭ ﺑﻪ ﻣﺒﻠﻐﺎﻥ ﻣﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ
ﻭ ﺑﻪ ﻣﺤﺎﻓﻈﻪ ﮐﺎﺭﺍﻥ ﻣﺎ ﮔﺴﺘﺎﺧﯽ
ﻭ ﺑﻪ ﺩﯾﻦ ﺩﺍﺭﺍﻥ ﻣﺎ ﺩﯾﻦ
ﻭ ﺑﻪ ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﮔﺎﻥ ﻣﺎ ﺗﻌﻬﺪ
ﻭ ﺑﻪ ﻫﻨﺮﻣﻨﺪﺍﻥ ﻣﺎ ﺩﺭﺩ
ﻭ ﺑﻪ ﺷﺎﻋﺮﺍﻥ ﻣﺎ ﺷﻌﻮﺭ
ﻭ ﺑﻪ ﻣﺤﻘﻘﺎﻥ ﻣﺎ ﻫﺪﻑ
ﻭ ﺑﻪ ﻧﺸﺴﺘﮕﺎﻥ ﻣﺎ ﻗﯿﺎﻡ
ﻭ ﺑﻪ ﺭﺍﮐﺪﺍﻥ ﻣﺎ ﺗﮑﺎﻥ
ﻭ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﮔﺎﻥ ﻣﺎ ﺣﯿﺎﺕ
ﻭ ﺑﻪ ﮐﻮﺭﺍﻥ ﻣﺎ ﻧﮕﺎﻩ
ﻭ ﺑﻪ ﺧﺎﻣﻮﺷﺎﻥ ﻣﺎ ﻓﺮﯾﺎﺩ
ﻭ ﺑﻪ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﻣﺎ ﻗﺮﺁﻥ
ﻭ ﺑﻪ ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﻣﺎ ﻋﻠﯽ
ﻭ ﺑﻪ ﻓﺮﻗﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﺎ ﻭﺣﺪﺕ
ﻭ ﺑﻪ ﺣﺴﻮﺩﺍﻥ ﻣﺎ ﺷﻔﺎ
ﻭ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺑﯿﻨﺎﻥ ﻣﺎ ﺍﻧﺼﺎﻑ
ﻭ ﺑﻪ ﻓﺤﺎﺷﺎﻥ ﻣﺎ ﺍﺩﺏ
ﻭ ﺑﻪ ﻣﺠﺎﻫﺪﺍﻥ ﻣﺎ ﺻﺒﺮ
ﻭ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﺎ ﺧﻮﺩ ﺁﮔﺎﻫﯽ
ﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ  ﻣﻠﺖ ﻣﺎ ،
ﻫﻤﺖ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻭ ﺍﺳﺘﻌﺪﺍﺩ ﻓﺪﺍﮐﺎﺭﯼ ﻭ ﺷﺎﯾﺴﺘﮕﯽ ﻧﺠﺎﺕ ﻭ ﻋﺰﺕ ﺑﺒﺨﺶ.

 

  تهیه وُ تدوین : عـبـــد عـا صـی 

 

 



نوشته شده در تاریخ جمعه 26 تیر 1394 توسط عـبـــد عـا صـی

 
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s3.picofile.com/file/8200505692/MARD_EM8M_ALI_QAD3R_2.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8200505868/MARD_EM8M_ALI_1.jpg

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

مرد یعنی ناز هستی در وجود / مرد یعنی یک فرشته در سجود
مرد یعنی یک بغل آسودگی / مرد یعنی پاکی از آلودگی
مرد یعنی هدیه زن از خدا / مرد یعنی همدم و یک هم صدا
مرد یعنی عشق و هستی، زندگی / مرد یعنی یک جهان پایندگی
مرد یعنی فصل زیبای بهار / مرد یعنی زندگی در لاله زار
مرد یعنی عاشقی، دلدادگی / مرد یعنی راستی و سادگی
مرد یعنی عاطفه، مهر و وفا / مرد یعنی معدن نور و صفا
مرد یعنی راز، محرم، یک رفیق / مرد یعنی یار یکدل، یک شفیق
مرد یعنی جلوه مردان مرد / مرد یعنی همدم دوران درد
مرد یعنی حس خوش، حس عجیب / مرد یعنی بوستانی پر نصیب
مرد یعنی باغ های آرزو / مرد یعنی نعمتی در پیش رو
مرد یعنی بنده خوب خدا / مرد یعنی نیمی از زن ها جدا
مرد یعنی همسری خوب و شفیق / مرد یعنی بهترین یار و رفیق
مرد یعنی انفجار نورها / مرد یعنی نغمه روح و روان
مرد یعنی ساز موسیقی جان / مرد یعنی مرهم هر خستگی
مرد یعنی بهترین وابستگى ... 

  تهیه وُ تدوین : عـبـــد عـا صـی 

 

 



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 25 تیر 1394 توسط عـبـــد عـا صـی

 
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s3.picofile.com/file/8200301818/HAQ_VA_N8HAQ_3.jpeg

 

http://s3.picofile.com/file/8200302026/HAQ_VA_N8HAQ_2.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8200302500/HAQ_VA_N8HAQ_1.jpeg

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران - تهران
آیت الله محمود امجد : اگر در همه عالم بگردید امثال علمایی مانند علامه طباطبایی، آیت الله بهجت، آیت الله بروجردی و... را تنها در مکتب تشیع پیدا می کنید.
 «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ»(اى کسانى که ایمان آورده ‏اید از خدا پروا دارید و هر کسى باید بنگرد که براى فردا[ى خود] از پیش چه فرستاده است و [باز] از خدا بترسید در حقیقت ‏خدا به آنچه مى ‏کنید آگاه است )، تقوا را مهم ترین عامل نجات انسان و جامعه دانسته و ابراز داشت:
این چیزی که به نام اسلام در جامعه وجود دارد، با اسلام واقعی خیلی فاصله دارد .
 امروز معیارهای حق و باطل عوض شده است؛ باید همواره حرف حق را بگوییم. اسلام در جامعه نیست. امروز معیارهای حق و باطل عوض شده است. زن هایی که در برابر باطل بایستند، مرد هستند. و مردانی که در برابر باطل نمی ایستند، نامردند. یک یاعلی(ع) جامعه و انسان را تغییر می دهد. اما یاعلی(ع) گفتن هزینه دارد. وی با اشاره به این روایت امام علی (ع) که "لو احبنی جبل لتهافت" اگر کوهی مرا دوست داشته باشد پاره پاره خواهد گشت! گفت: با یک یاعلی(ع) واقعی، کوه تکه تکه می شود.
استاد امجد با اشاره به کمرنگ شدن تقوا در جامعه به طرح این پرسش پرداخت که: این همه تهمت و دروغ در جامعه کم است؟ این همه افترا در جامعه کم است؟
 قطعا در جامعه اختلاف سلیقه وجود دارد، اما باید تعامل باشد.
 اگر تمام شکنجه های این عالم را جمع کنند، به اندازه شکنجه هنگام جان دادن برای غیرمومن نیست. تنها راه فرار از شکنجه های آخرت تقواست. اگر تقوا پیشه کنیم مرگ راحت می شود.
 اگر فکر کنیم می توانیم هر گناهی انجام دهیم، و بعد از آن با ذکر یک صلوات خدا آن ها را ببخشد، دچار نفاق شده ایم. اگر با خودمان روراست نباشیم، منافقیم. ما مردودیم! مشروط هم نیستیم!
وی با یادآوری این که امیر مومنان که خود «قسیم النار و الجنه» است، از آتش جهنم بیمناک است؛ گفت: آنگاه ما چطور از آتش جهنم نمی هراسیم؟ نترسیدن از آتش جهنم، عرفان نیست. عرفان معنایی جز قرآن ندارد. باید به قرآن بازگردیم.  یک عمر با هوای نفس زندگی کرده ایم. بسیاری از منبر های ما از روی هوای نفس بوده است. باید همگی از هوای نفس توبه کنیم. تمام اخلاص اجتناب از محرمات است.
تمام پیامبران آمده اند تا بگویند، بدی نکنیم. باید بدانیم که خداوند ما را برای بهشت و جهنم خلق نکرده است. پروردگار بهشت را برای انسان آفریده است. خدا ما را برای «بقاء فی الله» و «فناء فی الله» آفریده است. ما با این خداوندی که دوست ماست و با ما معامله عاشقانه می کند، بدی می کنیم. با وجود این همه نعمت، چرا کفر نعمت می کنیم؟
 چون خدا می دانست که ما بشریم و اسیر هوای نفس خواهیم شد، انبیاء و بزرگان و اهل بیت را برای هدایت ما فرستاد. خدا و اهل بیت باید به داد ما برسند. چه کسی می تواند ادعا کند که از شهوت و غضب و هوای نفس می تواند فرار کند؟ خداوند انبیاء را به همین دلیل فرستاد.
ایشان در ادامه با اشاره به روایات مشهور در خصوص آمرزش گناهان از جانب پروردگار و اشاره
وی گفت: این عمامه به خودی خود پارچه است و علم و تقوا نمی آورد. آنچه اهمیت دارد تقواست. این مدرس حوزه علمیه با تأکید بر اهمیت مطالعه قرآن، نهج البلاغه و صحیفه سجادیه افزود: همه آنچه که برای نجات بشریت لازم است در این سه کتاب آمده است. کافی است این کتاب ها را در هر جای دنیا مطالعه کنیم تا به اسلام راستین خودتان پی ببرید.
اگر من بد هستم، یا کسی مثل من بد است؛ این ربطی به دین ندارد. اگر همه دنیا کافر شدند، شما مسلمان باشید. اگر همه دنیا هم کافر شدند با تکیه بر این سه کتاب می توانید دین خودتان را حفظ کنید و کسی نمی تواند شما را از دین منحرف کند.نسخ شفا بخش تمام بشریت در قرآن و نهج البلاغه و صحیفه سجادیه است.
توجه کنیم که همیشه عده ای چاپلوس اطراف قدرت هستند. اما ما باید رضایت خداوند مد نظرمان باشد. «بک یا الله» را تنها برای خدا بگوییم.
 امیرالمومنین راه آخرت را سخت و طولانی می داند. دعا انسان را از این سختی نجات می دهد. دعا بخوانید؛ چراکه یک انسان شناسی کامل در دعاها وجود دارد. خدا و پیامبر خدا ما را دوست دارند. اگر به جهنم برویم، شیطان خوشحال می شود. و اگر به بهشت برویم، پیامبر خوشحال می شود.
این استاد اخلاق و عرفان با اشاره به لزوم نوع دوستی و توجه به منزلت انسانی، به روا داری و پرهیز از ظلم و ستم به یکدیگر توصیه و خاطر نشان کرد: امشب وقت توبه است. با وجود هر گناهی که مرتکب شده ایم، از خدا بخواهیم که دست ما را بگیرد. حق را باید گرفت. اما اگر کسی نمی توانست حق ما را بدهد، او را نباید به زندان بیندازیم. بهتر است ببخشیم و گذشت کنیم. زندانیان بی گناه زیاد است. اگر به فکر بشر نباشیم، مسلمان نیستیم. حتی اگر یک نفر گرسنه در عالم باشد، ما مسئولیم.
ایشان با اشاره به اهمیت خضوع در برابر پروردگار و دوری از کبر و گناه فرمود: بسیاری از علما و فضلا و آیات در درگاه خداوند خاضع بودند و گریستند. علما می خواستند «آدم» شوند. باید خدابین باشیم؛ نه خودبین. کربلا رفتن خوب است. «بک یا الله» گفتن خوب است. اما مغز این رفتار مهم است. اگر در همه عالم بگردید امثال علمایی مانند علامه طباطبایی، آیت الله بهجت، آیت الله بروجردی و... را تنها در مکتب تشیع پیدا می کنید.
 اگر اخلاص در عمل نباشد، پوسته اعمال هیچ فایده ای ندارد. اصل و اساس تقواست و آنچه آدمی را نجات می دهد، جز تقوا نیست. البته شفاعت و دستگیری هم همواره هست. ما مجموعه ای از شهوت و غضبیم. تنها رحمت و محبت خداوند ما را نجات خواهد داد.
 باید دعا کنیم تا به شرور از خلق محتاج نشویم. به انسان دیگر نیاز داشتن کار بدی نیست. همه ما به پزشک و مهندس و معلم نیاز داریم. اما اگر مومن از گرسنگی بمیرد، بهتر است تا از غیر خدا بخواهد. مومن از کسی غیر خدا چیزی نمی خواهد. همچنین جز خدا هم چیز دیگری نمی خواهد.انشاالله خداوند مشکلات جوانان و مسائل مربوط به ازدواج جوانان را برطرف کند.
وی با اشاره به آفات و ناهنجاری های جامعه، دین گریزی را از پیامدهای تبلیغ و اشاعه نادرست دین و برخی کج روی ها دانست و تصریح کرد: هرکس کوچکترین زحمتی برای ما کشیده است و کوچک ترین خدمتی به ما و به بشریت کرده است، نسبت به ما حق دارد. انشاالله خداوند هرکسی را که به جامعه بشریت خدمت می کند سرافرازکند.
باید بدانیم که به هرکسی که خدمت می کند و کار مثبتی انجام می دهد، ولو اینکه محالف ما باشد و یا حتی مسلمان نباشد، باید کمک کرد. ضمن اینکه باید از مشکلات هم انتقاد کرد.
استاد امجد در پایان گفت: ما باید دست به دست همدیگر بدهیم. چرا که جامعه ما فلج شده است. آدم از این همه ناهنجاری دق می کند و می خواهد بمیرد. خداوند شاهد است که من اگر اختیار داشتم به غار می رفتم، تا نه چیزی ببینم و نه چیزی بشنوم. همه ما باید توبه کنیم. ما بد دین هستیم. ما باعث شده ایم تا جوانان دین گریز شوند. انشاالله به حق این شب های عزیز مشکلات جامعه و خصوصا جوانان مرتفع شود.
 

 متن کامل

  تهیه وُ تدوین : عـبـــد عـا صـی 

 

 



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 22 تیر 1394 توسط عـبـــد عـا صـی

 
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s6.picofile.com/file/8199586350/HARFH8YE_MAHRAM8NEH_5.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8199586550/HARFH8YE_MAHRAM8NEH_4.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8199586718/HARFH8YE_MAHRAM8NEH_2.jpg

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 حجت الاسلام و المسلمین ناصر نقویان : در امر به معروف و نهی از منکر مامور به نتیجه هستیم، بر خلاف برخی امور که معتقدیم مامور به تکلیف هستیم نه نتیجه باید گفت در امر به معروف باید از اثر بخش بودن تذکر خود در این خصوص مطمئن باشیم.
 برخوردهای سخت و تند در امر معروف اگر اثربخش و مثبت نباشد، نباید روا داشت.
 علمای بزرگ دین نیز در امر به معروف با لطافت عمل می کرده اند و تاثیرگذار هم بوده است.
ناصر نقویان در این زمینه
از یکی از سخنرانان رادیو که گفته بود باید روزه خواران اعدام شوند، به سختی انتقاد کرد و گفت:
یکبار سوار ماشینی شده بودم، راننده سیگار می کشید، به او لبخندی زدم و گفتم شما با خدا قهری؟ او خجالت کشید و سیگار را خاموش کرد.
 متاسفانه برخوردهای تند با جوانان در امر نماز موجب شده تا آنان نماز گریز شوند.
حجت الاسلام و المسلمین نقویان گفت که در یکجا وارد شده با تندی صحبت کنید و آن در مقابل حاکمان قلدر است که پول و قدرت دارند. اگر دیدید دارند خطا می کنند، تشر بزنید.
 آنجاست که همه می گویند چکار به اینکارها داری؟! منبرت را می گیرند! دیگر صداوسیما راهت نمی دهند! دادگاه می برندت! حقوقت را قطع می کنند! آنجاها اگر کسی مرد است، داد بزند!
 هر انسانی در هر مقامی نیاز به موعظه و نصیحت دارد، گفت: آقای معزالدینی تعریف می کردند مرحوم میرزای شیرازی پس از رسیدن به مرجعیت از ملا فتحعلی که صاحب فضل بود خواست او را بطور منظم موعظه کند.
حجت الاسلام نقویان دلیل این امر را احتمال لغزش همه افراد عنوان کرد و گفت: حتی آیت ا... بهجت هم شیطان مخصوص به خود دارد.
نقویان در ادامه سخنان خود به تماس آقای قرائتی با خود و دیدار با وی در منزلش اشاره کرد و گفت: در آنجا درباره انتقادات من بالای منبر پرسیدند و من پاسخ دادم اختلاس و رشوه ادارات ما را فراگرفته، حرف دروغی است؟ آقای قرائتی گفت حرفت حق است ولی هر حقی را باید هر جا گفت؟
خنده ام گرفت و گفتم مولوی می گوید حق نشاید گفت جز زیر لحاف! اگر من و شما اینجا 5 ساعت حرف حق بزنیم، چه فایده ای دارد؟!
وی گفت: وقتی کلی می گوییم در مملکت اسلامی نباید اختلاس باشد، اختلاس گر هم می خندد! اما اگر به فلان کس گفتیم با تو هستم، آنوقت است تو را به دادگاه ویژه روحانیت می برند!
آقای قرائتی در آنجا به من محبت داشت و گفت کمی آرامتر و من پذیرفتم!
نقویان گفت: برخی تصور می کنند نهی از منکر فقط در تذکر دادن به بدحجابی خلاصه می شود درحالیکه از منکرهای بزرگ غافلند.
این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه عزت و ذلت تنها در دست خداست، گفت:
برخی فکر می کنند با صداوسیما می شود عزیز شد! رئیس سابق صداوسیما به من می گفت گاهی اوقات پیش آمده که یک روحانی را به برنامه ای دعوت کرده ایم و در زیرنویس نوشته ایم حجت الاسلام، بعد دفتر آن روحانی تماس گرفته و گفته ایشان آیت ا... هستند! ضمنا درشت بنویسید!
نقویان در عین حال گفت که
خداوند حکیم است و شاید لازم بداند انسان در مقطعی سختی بکشد و در مشکلی باشد ولی ایمان انسان به خداوند، دل را در آن شرایط آرامش می بخشد.
وی گفت:
خداوند نقش های سخت در زندگی را به افراد توانمند می دهد.
حجت الاسلام نقویان با اشاره به برخی سنت های ناپسند در جامعه گفت:
برخی جوانان تا صبح در هیات ها پای فلان مداح سینه می زنند و عزاداری می کنند ولی هنوز یاد نگرفته اند باید به پدر و مادر احترام بگذارند.
وی گفت:
یک یاحسین می تواند یک هستی را جابجا کند ولی به شرط و شروطها!
ناصر نقویان همچنین از بمبگذاری اخیر در مسجدی در کویت بشدت انتقاد کرد.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین از یزد، این خطیب شهیر در بخشی از سخنرانی خود، از یک نوجوان دعوت کرد تا به بالای منبر بیاید و از او خواست تا قضیه رطب خوردن پیامبر و توصیه به نخوردن خرما را تعریف کند و سپس به او هدیه ای داد.
 

 متن کامل 

 

  تهیه وُ تدوین : عـبـــد عـا صـی 

 

 



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 21 تیر 1394 توسط عـبـــد عـا صـی

 
  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s6.picofile.com/file/8199414718/X8BE_R8HAT_1.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8199414834/X8BE_R8HAT_2.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8199415118/X8BE_R8HAT_3.jpg

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

پادشاه به نجارش گفت:فردا اعدامت می کنم. نجار آن شب نتوانست بخوابد. همسرش گفت:"مانند هرشب بخواب، پروردگارت یگانه است و درهای گشایش بسیار ."
کلام همسرش آرامشی بردلش ایجاد کرد و چشمانش سنگین شد و خوابید. صبح صدای پای سربازان را شنید، چهره اش دگرگون شد و با ناامیدی، پشیمانی و افسوس به همسرش نگاه کرد که: دریغا باورت کردم. بعد بادست لرزان در را باز کرد و دستانش را جلو برد تا سربازان زنجیرکنند. دو سرباز باتعجب گفتند: پادشاه مرده و از تو می خواهیم تابوتی برایش بسازی!
چهره نجار برقی زد و نگاهی از روی عذرخواهی به همسرش انداخت، همسرش لبخندی زد و گفت: "مانند هر شب آرام بخواب،زیرا پروردگار یکتا هست و درهای گشایش بسیارند. "
 

 

  تهیه وُ تدوین : عـبـــد عـا صـی 

 

 



نوشته شده در تاریخ شنبه 20 تیر 1394 توسط عـبـــد عـا صـی

 
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s6.picofile.com/file/8199166576/TABL3Q8TE_DORUQ3N_ENTEX8B8T_1.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8199166934/TABL3Q8TE_DORUQ3N_ENTEX8B8T_3.png

 

http://s6.picofile.com/file/8199167226/TABL3Q8TE_DORUQ3N_ENTEX8B8T_2.jpeg

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

گر به مجلس راه یابد پای من / هرچه ویرانی است عمران می کنم
می روم هر شب به میدان های شهر / هر چه ساعت بود میزان می کنم
مشکلات شهرتان را رتق و فتق / پشت میز و پشت فرمان می کنم
کوچه های تنگ را هر شب فراخ / هرچه بن بست است دالان می کنم
چاله های شهر را چاه عمیق / هرچه دالان را خیابان می کنم
مردها را اهل تجدید فراش / لطف ها در حق نسوان می کنم
تا کش آید پوز اعضای اوپک… / نفت را فی الفور ارزان می کنم
مرده ها را می کنم ساماندهی / شهرتان را باغ رضوان می کنم
شاعران شهر را در خانه ام / هفته ای یک بار مهمان می کنم
کارگردان های با احساس را / می برم مهمان مامان می کنم
تا که پررونق شود گردشگری / اصفهان را ارمنستان می کنم
شهردار از شهرضا می آورم / الغرض این می کنم آن می کنم
می شوم هر شب سوار بلدوزر / هر چه ناصافی است ویران می کنم
شهر تا راحت شود از چشم هیز / دیدنی ها را فراوان می کنم
می نویسم طنز بر دیوار و در / شهرتان را من نمکدان می کنم
تا که کار خلق فورا حل شود / کارمندان را دو چندان می کنم
هی تراکم می فروشم را به را / یاری انبوه سازان می کنم
شهرداری را همه رایانه ای / کارها را سهل و آسان می کنم
گر رقیبانم به من فرصت دهند / چاره کمبود سیمان می کنم
می کنم هی کارهای خوب خوب / دشمنانم را پشیمان می کنم
هفته ای یک شب کلیسا می روم / ارمنی ها را مسلمان می کنم
می فروشم کل اسراییل را / پول آن را خرج لبنان می کنم
یک سخنرانی به نفع مسلمین / در بلندی های جولان می کنم
مثل اقشار ضعیف اجتماع / نوش جان سویای سبحان می کنم
هم صدایی هم دلی هم زیستی / با سرای سالمندان می کنم 

  تهیه وُ تدوین : عـبـــد عـا صـی 

 

 



نوشته شده در تاریخ جمعه 19 تیر 1394 توسط عـبـــد عـا صـی

 
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s3.picofile.com/file/8198950442/ASBE_SARKASHE_NAFS_1.jpeg

 

http://s6.picofile.com/file/8198950692/ASBE_SARKASHE_NAFS_4.jpeg

 

http://s6.picofile.com/file/8198951250/ASBE_SARKASHE_NAFS_3.jpg

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

  به شیطان گفتم: «لعنت بر شیطان!» لبخند زد.
پرسیدم: «چرا می خندی؟»
پاسخ داد:«از حماقت تو خنده ام می گیرد»
پرسیدم: «مگر چه کرده ام؟»
گفت: «مرا لعنت می کنی در حالی که هیچ بدی در حق تو نکرده ام»
با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین می خورم؟!»
جواب داد: «نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده ای. نفس تو هنوز وحشی است؛ تو را زمین می زند.»
پرسیدم: «پس تو چه کاره ای؟»
پاسخ داد: «هر وقت سواری آموختی، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواری بیاموز!»

 

  تهیه وُ تدوین : عـبـــد عـا صـی 

 

 



(تعداد کل صفحات:189)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  

درباره وبلاگ

گر در طلب لقمه نانی،
نانی /
گر در طلب گوهر كانی،
كانی /
این نكته رمز اگر بدانی،
دانی /
هر چیز كه اندر پی آنی،
آنی ...

مـــولانـــا


امام خمینی:

همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. /

باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :