وقتی خـــدا غـریـبـــه-ست، آدم شـدن مـحـالـه ...
با مردم بودن قریحه-ی ادبی وَ هنری را بیشتر رشد مـیـدهـد ...
درباره وبلاگ


گر در طلب لقمه نانی،
نانی /
گر در طلب گوهر كانی،
كانی /
این نكته رمز اگر بدانی،
دانی /
هر چیز كه اندر پی آنی،
آنی ...

مـــولانـــا


امام خمینی:

همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. /

باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

مدیر وبلاگ : عـبـــد عـا صـی
مطالب اخیر







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
مصاحبه با خبرآنلاین

 

 

 

http://s6.picofile.com/file/8267024642/E_ET3Y8D_XOM8R_11.jpg

نیک صالحی، آفتاب : اصولا اکثر معتادان دارای احساسات افراطی و تفریطی هستند، در بعضی از مواقع احساسات خود را سرکوب و در نطفه خفه می کنند و در گاهی اوقات همان احساسات را آنقدر زیاد بروز می دهند، که هم برای خود و هم برای دیگران مشکل ساز می شوند. در مجموع اکثر معتادان با احساسات خود سر آشتی ندارند. از آنجا که بیمار مبتلا به اعتیاد روند فکری و احساسی طبیعی ندارد و اعتقادات و احساسات او غیر واقعی و منحرف است.بنابراین هیچ وسیلهء قابل اعتمادی برای ارزیابی خود ندارد و بیمار بنابر طبیعت اعتیاد که حالتی غیر عادی است در دنیای خود ساخته و با احساسات مجازی خود روزگار می گذراند و هیچگونه شناختی از وجود و احساسات واقعی خود که در زیر شخصیت ظاهری اش پنهان شده است، ندارد. یکی از دلایل مهم سرباز زدن معتاد از پذیرش احساسات واقعی خویشتن، نداشتن شناخت از شخصیت واقعی خود است. بیمار، همواره در میان دو قطب احساس حقارت و تصورات خودبزرگ بینانه سرگردان است. او تصور می کند که از همه برتر است، اما احساس او (حقارت) با فکرش مطابقت ندارد. افکار و احساسات معتادان، همیشه با یکدیگر در تضاد هستند، این مشکل باعث می شود که آنها حتی پس از ترک دراز مدت، در صورت حل نکردن این مشکلات، بار دیگر به مواد مخدر پناه ببرند و با مسخ احساسات و کند کردن افکار، آرامش پیدا کنند. برای حل این حالات پیشنهاد من این است که، ارزیابی شخصیتی امکان شناخت واقعی را از خود و کنترل احساسات را برای معتاد به ارمغان می آورد. حال احساس گناه و خجالت را در بیمار معتاد بررسی می کنیم. بطور کلی دو نوع احساس گناه و خجالت وجود دارد. ۱) واقعی ۲) غیر واقعی احساس گناه و خجالت واقعی مستقیما از فطرت پاک و وجدان ما سرچشمه می گیرد. این احساس زمانی خود را بروز می دهد که ما کاری را بر خلاف اصول و فواعد مورد قبول جامعه انجام داده باشیم، بنابر این از بابت آن احساس گناه کرده و خجالت می کشیم. که اینگونه احساس در همه آحاد جامعه وجود داشته و همه بطور یکسان آنرا درک می کنند. بیماران مبتلا به اعتیاد هم از این قاعده مستثنی نیستند ولی تفاوت عمده آنها با افراد معمولی اینست که این احساس در آنها بشدت قویتر و مخرب تر است و راه حلی را که هم برای رها شدن از این درد انتخاب می کنند، کاملا با افراد معمول جامعه فرق می کند. احساس گناه و خجالت غیر واقعی توسط شرایط گوناگونی ایجاد می شود، که ما هیچ نقش یا تقصیری در بوجود آمدن آن نداشته ایم. تفاوت بارز بیماران مبتلا به اعتیاد با افراد طبیعی در همینجا بخوبی ظاهر می شود. افراد سالم در اینگونه مواقع بخوبی به عدم نقش خود در این موارد پی برده و نیازی به درگیر کردن ذهن وفکر را در خود نمی بنند. ولی عکس این قضیه در معتادان اتفاق می افتد. آنها در بسیاری از این حالات خود را کاملا مقصر دانسته و سرزنش می کنند. لازم است در بیماران مبتلا به اعتیاد که در حال بهبودی هستند اینگونه شرایط را بطور کامل شناسایی کرده و از دام آن خلاصی یابند. از علایم دیگر بیماری اعتیاد، رنجش، تنفر و کینه است. معمولا افراد معتاد نسبت به خانواده، دوست، فامیل و جامعه لبریز از رنجش، کینه و تنفر است. ماجرا از این قرار است که معتاد در ذهن خود قوانینی خود ساحته وضع می کند که همه باید بر اساس این قوانین رفتار کنند و هنگامی که کسی این قوانین را زیر پا بگذارد، از او می رنجد، در حالیکه متوجه نیست که رنجش از دیگران به خاطر بی اعتنایی به قوانین شخصی ودرونی که خود وضع کرده، بی معنی و ناموجه است. افراد معتاد، با این اعتقاد رشد می کنند که با نبخشیدن دیگران، می توان آنها را تنبیه کرد. به بیان دیگر: اگر من تو را نبخشم، تو رنج خواهی برد. اما در واقع این من هستم که رنج می برم، منم که عقده ایی در دل دارم، منم که بی خوابم. فرد معتاد با نبخشیدن دیگران این رنجش در او قوت و قدرت گرفته و در نهایت تبدیل به کینه و تنفر می شود. او نمیداند که افراد کار خود را می کنند و آگاهیهای خود را دارند و سرزنشها و تحقیرها هم هیچ اثری ندارد، جز اینکه زندگی فرد معتاد روز بروز نابود می شود. افراد مبتلا به بیماری اعتیاد دایما سعی در عوض کردن آدمها دارند، حتی اگر سیل خانه شان را هم ببرد، سیل را هم نخواهند بخشید. او نمی داند که عملکرد جهان هستی بر اساس گناه و سرزنش استوار نیست، این واژها را ما انسانها ساخته ایم. امتناع از نبخشیدن افراد، رأی مثبتی است که معتادان به نابود کردن زندگی خود میدهند.با این اوصاف معتاد فردی است که درونش لبالب از رنجش، کینه و تنفر نسبت به اطرافیان(خانواده، فامیل، دوستان و جامعه) است. او نتنها درصدد کاهش این آلام برنمی آید، بلکه بصورت ناخودآگاه روز به روز بر آنها می افزاید. چون بیماری اعتیاد اینگونه می خواهد. از خصوصیات بارز دیگر معتادان خودبزرگ بینی و غرور میباشد، که در این نوشتار به آن میپردازیم. این خصوصیات یکی از عوارض بیماری اعتیاد است. خودبزرگ بینی یکی از وسایل دفاعی و زاییده غرور متورم است. تورم غرور در اثر نداشتن ارزش واقعی و درونی پدید می آید و جای خالی هویت واقعی را پر می کند. درست مثل کسی که در تاریکی از ترس سوت بزند و بدینوسیله به روی خود نیاورد که می ترسد. معتاد توخالی هم، با سعی در بزرگ جلوه دادن خود، خلاء درونی را بروی خود نمی آورد. از دیگر خصوصیات معتادان اینست که درجه تحمل و طاقت آنها نسبت به افراد معمولی و سالم کمتر است که به نوعی به خود بزرگ بینی آنها مربوط می شود. افراد سالم وقتی مشکلی برایشان اتفاق می افتد، سعی می کنند به بهترین وجه ممکن راه حلی برای آن بیابند، ولی معتادان در اینگونه مواقع درجه تحمل و طاقتشان بسیار اندک بوده و سریعا از شانس و اقبال خود شاکی می شوند، به تمام دنیا بد و بیراه می گویند و عاقبت فکر می کنند که این دنیا اصلا ارزش زندگی کردن ندارد و مرگ و خودکشی راه حل بهتری است. آنها در اثر فرار از مشکلات و مسایل روزمره، بزرگ کردن آنها و نداشتن تمرین در مورد حل مشکلات، روز به روز مقاومتشان کمتر و احساس حقارت و بیهودیگیشان بیشتر می شود. برای سرکوب این احساس و ترس از برملا شدن کوچک بودن وجودشان، سعی در بزرگ و قوی نشان دادن خود می کنند و به این طریق بر خود بزرگ بینی و غرور خویش می افزایند. از خصوصیات دیگر معتادان تفکر انتخابی است. این طرز تفکر که شاخه ایی از سیستم انکار است، به بیمار مبتلا به اعتیاد کمک می کند که بی توجه به واقعیات و هر دو روی سکه، توجه خود را فقط معطوف به یک روی آن بنماید. مثلا وقتی در خیابان مشغول خرید مواد مخدر است فکر می کند که گیر مأموران مبارزه با مواد مخدر نمی افتد و اگر برخلاف تفکر خود، دستگیر شود، آنوقت فکر می کند که یا او را لو داده اند، یا مأموران با او لجبازی دارند و فقط او را دستگیر میکنند. معتاد فکر نمی کند که با آن قیافه به اصطلاح تابلو و دربدر خیابانها دنبال مواد گشتن، طبیعتا نظر مأموران را جلب می کند و لو دادن، بدبیاری و لج بازی در کار نیست. معتاد در این حالت از اراده شخصی در مسیر نادرست، بصورت ناخودآگاه استفاده می کند و تمام انرژی خود را صرف آن عملی می کند که فکر می کند درست است و از داشتن حق انتخاب و تصمیم گیری که ودیعه خداوند برای هر انسانی است، سوءاستفاده می کند. فرد معتاد احساسات و نیازهای دیگران را در نظر نمی گیرد و بدون هرگونه ملاحظه و مراعاتی آنها را کنار گذاشته و فقط به دنبال خواسته خود است و با تمام قدرت هم اگر کسی بخواهد این حق را از او بگیرد، زیر پا له می کند و مانند طوفان و تندبادی بیرحم به زندگی، افراد، خانواده، دوستان و حتی غریبه ها تازیانه می زنند. در این حالت فرد معتاد چنان سرگرم تعقیب افکار و خواسته های آتی و اجباری خود است که رابطه اش با وجدان و خداوند کاملا قطع می شود. بروز این مجموعه عوامل باعث پیدایش بیماری اعتیاد میشود و فرد مبتلا به نیماری اعتیاد حتی قبل از اینکه مواد مخدر مصرف کند به این بیماری مبتلا شده و با آن دست به گریبان است. ● ترسهای شناخته شده و ناشناخته: خالق یکتا، تمامی بندگان خود را با آنکه دارای استعدادها، درجات هوش و قدرتهای بدنی متفاوتی هستند، در معنا یکسان خلق کرده است. هیچکس بر دیگری ارجح نیست و هرکس در جا و مکان خود محترم است.اینها حرفهایی است که همه میزنند، اما کسانی که این حرفها را در درون خود باور دارند، نیک بختانی هستند که دردنیا با همنوعان خود در صلح و صفا زندگی میکنند و در آخرت، در مقابل خالق خود روسفیدند، اما بقیه مردم که در کودکی عشق، عدالت، برادری و برابری را نیاموخته اند، معمولا یا خود را برتر و یا کمتر از دیگران میدانند و در واقع کسی که بقول معروف عقدهء حقارت دارد، در صورتی که کمی با خود صادق باشد و بتواند این ضعف خود را تشخیص دهد، برای رهایی از این عقده و بهبودی، شانس بسیار زیادی خواهد داشت. کسانی که احساس برتری میکنند افرادی هستند که به خاطر احساس بی ارزشی درونی و نداشتن هویت، همچنین نداشتن صداقت کافی برای تشخیص این ضعف، از نظام انکار که وسیله ایی دفاعی است، بهره میگیرند. آنها صفات خوب خود را به کمک انتخابی فکر کردن بزرگتر می بینند و خود مانع دیدن ضعفهای خویش میشوند. ترس اینگونه افراد از احساسات خود آنقدر زیاد است که از خود واقعی جدا میشوند و دنیایی ساختگی و مجازی برای خویشتن بنا میکنند. برای چنین افرادی، احساس برتری، وسیله اختفای حقارت است. اگر ما بتوانیم به بیماری اعتیاد، عریان شده از علایم اولیه و ظاهری آن نگاه کنیم، به این معنی که به آن جدا از مصرف مواد مخدر یا رفتارهای اجباری دیگر نگاه کنیم و آشکارترین شاخصه های آنرا حذف کنیم، به باتلاقی مملو از ترس خودمحورانه میرسیم. بنابراین افراد مبتلا به بیماری اعتیاد نصفه و نیمه زندگی میکنند، بدون اینکه کاملا زنده باشند. آنها از هر چیزی که باعث برانگیختن احساساتشان شود، می ترسند. می ترسند که دیگران آنها را دوست نداشته باشند، پس عقب نشینی کرده، منزوی میشوند و مواد مخدر مصرف میکنند تا حداقل با خودشان راحتتر باشند. دروغ گفتن و کلک زدن از ترس اینکه در شرایط یا مشکلی قرار گرفته که هزینه داشته باشد. آزار رساندن و صدمه به دیگران، برای حمایت خود. سوءاستفاده از دیگران و استثمار آنها از ترس اینکه مبادا تنها، منزوی و مطرود شوند. تعقیب خودخواهانه خواسته های خود از ترس اینکه، از هر چیزی به اندازه کافی نداشته باشند بدون اینکه در نظر داشته باشند که در این روند چه صدماتی به دیگران وارد میکنند. معتادان معمولا بخاطر حفظ چیز با ارزشی که دارند، بر سر اصول اساسی زندگی معامله میکنند. اصولا برای بهبودی لازم است که ترس خودمحورانه و خودخواهانه را از وجود بیرون کرد تا دیگر نیرویی برای انهدام و خرابی وجود نداشته باشد. در بحث مربوط به روانشناختی و روانکاوی اعتیاد هم به این نتیجه رسیدیم که اعتیاد یک بیماری مرکب و پیچیده است و علت و العلل آن ریشه در باورها و اعتقادات غلط فرد معتاد دارد. به همبن خاطر فرد معتاد همیشه از تنهایی شدیدی رنج میبرد، او حساس میکند که به هیچ جا تعلق ندارد. فرد معتاد به علت مشکلات روحی شدید از قبیل ترسهای ناشناخته و فلسفه های غلطی که دیگران به او خورانده اند، نیاز به در جمع بودن و در اجتماع زندگی کردن را بصورت ناخودآگاه کتمان میکنند و حتی امر به آنها مشتبه شده که واقعا میتوانند با تکیه بر اراده خود و بدون اتکا به کسی و یا هر مرجع دیگری در زندگی موفق شود. زمانی که معتاد به آخر خط یأس و انزوا میرسد، در آن لحظه تمام موجودیت، گذشته، حال و آینده، عشق و امید، مرگ و زندگی و این که اصولا در این دنیا چکاره هستم، در مقابلش جلوه گر شده و با خود فکر میکند که شاید گم کرده راه دیاری دیگر است که در اینجا سرگردان است. این سرگردانی و یأس در افراد مبتلا به افسردگی عمیق هم مشاهده میشود. در اینجا میخواهم خصوصیات بارز یک معتاد از لحاظ روانشناسی اشاره کنم. خصوصیات فرد معتاد عبارتند از : ۱) ترس شناخته شده و ناشناخته مفرط. ۲) خود بزرگ بینی ۳) غرور ۴) خود محوری ۵) احساسات کنترل نشده ( افراطی با تفریطی ) ۶) اراده بسیار بالا ولی بکارگیری آن در جهت منفی ۷) عدم تصمیم گیری صحیح ۸) عدم اعتقاد منطقی به نیروی برتر از خود ۹) نداشتن انگیزه برای انجام کارهای درست ۱۰) لبریز از رنجش در مورد اطرافیان( خانواده، دوستان، فامیل و اجتماع) ۱۱) کینه و تنفر عمیق ۱۲) داشتن احساس گناه و خجالت ۱۳) عدم روابط صحیح و منطقی ۱۴) روابط جنسی نادرست ۱۵) سوء استفاده از از اطرافیان( خانواده، دوستان، فامیل و اجتماع) و ده ها خصوصیت دیگر. البته گفتنی است که افراد معتاد دارای خصوصیات بسیار مثبتی نیز هستند که در جای خود در مورد آنها بحث خواهیم کرد. که یکی از این خصوصیات بارز بهره مندی هوشی بالای معتادان نسبت به سطح معمول جامعه است. با توجه به خصوصیات روحی روانی معتادان که در بالا نام برده شد، شکی باقی نیست که اعتیاد یک بیماری مرکب و پیچیده است. معتاد باید از همه چیز خسته شود تا میل به ترک در او پدید آید. رابطه او با مواد مخدر، مانند رابطه عاشق و معشوق است. تنها دلیلی که میتواند باعث شود که عاشق از معشوق دست بردارد، این است که از او خسته شود. این خستگی معتاد با مشکلات مالی، خانوادگی، جسمی، عاطفی، قانونی و همچنین تغییرات فیزیولوژیکی بدن او رابطه مستقیم دارد. هر چه بیشتر عرصه بر معتاد تنگ و تهیه مواد مخدر برایش مشکلتر شود، شانس او برای رسیدن به آخر خط بیشتر میشود. همزمان با این مشکلات، معمولا بیماری به مرحله مزمن رسیده و مقاومت بدن معتاد در برابر مواد مخدر بیشتر میشود. در نتیجه، روزبروز رسیدن به حالت سرخوشی گرانتر و مشکلتر شده و اضطراب، احساس ناامنی و خطر نیز، لذت سرخوشی را بر معتاد حرام میکند. آن عده از معتادانی که دیگر حالت سرخوشی به آنها دست نمیدهد و در واقع پس از مصرف به جای سرخوشی از حال میروند، شانس بسیار زیادی برای بهبودی و تغییر روش دارند. مطلب دیگر این است که اگر معتاد راه نجاتی در مقابل خود نبیند، حتی اگر میل به ترک هم داشته باشد، سیستم انکار اجازه نمیدهد که بقول معروف چیزی را گردن بگیرد. بهترین راه نجاتی که معتاد ممکن است در مقابل خود ببیند، شاهدی زنده است. معتاد بهبود یافته میتواند امید به بهبوی را در معتادی خسته بیدار کند. ممکن است بعضی از معتادان از لحاظ اقتصادی، اجتماعی و جسمی به نقطه ایی که آن را آخر خط کلاسیک مینامیم، نرسند و کار، کسب یا حرفه، خانواده، خانه، اتومبیل و موقعیت اجتماعی خود را حفظ کرده و فقط از لحاط عاطفی و معنوی به آخر خط رسیده باشند. تعریف آخر خط برای این دسته بطور خاص و برای معتادان دیگر نیز بطور عام میتواند به این صورت گفته شود: آخر خط نقطه ایی است که دیگر حالت، وضعیت و شرایط موجود برای فرد معتاد قابل قبول و توجیه نباشد. در دنیای امروز بسیاری از معتادان به آخر خط کلاسیک نمیرسند و در آخر خط عاطفی، به فکر چاره جویی و یافتن راه حل می افتند. درصد بالایی از انجمن AA و NA از این دسته تشکیل شده اند. برای آن دسته از معتادان که هنوز به آخر خط از هیچ جهتی نرسیده اند نیز اکنون شانس بهبودی وجود دارد و میتوان به کمک یکی از یافته های جدید علم روانشناسی که آن را روش مداخله Intervention مینامند، به گونه ایی مصنوعی، آخر خط بوجود آورد. احساس تنهایی و جدایی در معتادان شدید و کشنده است. این احساس را به کمک سیستم دفاعی انکار میتوان سرکوب کرد، اما لازم است درد آن به وسیله ای تخفیف داده شود. بعضی از مردم با بی توجهی به احساسات و مسایل خود و توجه به مسایل دیگران، این درد را تخفیف میدهند. آنها با وسایلی نظیر غیبت کردن، تحقیر کردن و عیب جویی از دیگران، خود را تسکین میدهند. اما کسانیکه دارای شخصیت افراطی هستند بنابر شخصیت خود، به مسکن های قویتری نیاز دارند. یکی از راههای تسکین لذت جویی است. لذت جویی از طریق مواد مخدر،( الکل هم ماده مخدر است ) روابط جنسی، قمار، پرخوری و طرق دیگر حاصل میشود. عوامل فوق که همگی باعث تغییر حالت احساس و فکر میشوند شخص را از حالتی که از آن بیزار است، بیرون میآورد. یکی از اولین چیزهایی که فرد افراطی( مستعد به اعتیاد ) شخصا تجربه و به نظر من از همان نقطه، اعتیاد را آگاهانه دنبال میکند، آن است که کشف میکند، اگر یکی خوبست، دوتا باید بهتر باشد. این همان نقطه ایست که اعتیاد جای خود را مستحکم کرده و معتاد اراده و رندگی خویش را بی آنکه خود بداند در اختیار ماده مخدر دلخواهش قرار داده است. او در این مرحله باور میکند که ماده مخدر دلخواهش( یا هرچیز و هر کس دیگری که بدان معتاد شده است ) مهمترین و بالاترین و شاید تنها نیاز اوست. این اعتقاد، به صورت اعتقاد ریشه ایی و اصلی در میآید و معتاد حتی در زمانی که بیماریش مزمن شده و مشکلات جسمی، روانی، اقتصادی، خانوادگی، اجتماعی و قانونی او را تهدید میکند، همچنان به اعتقاد خود وفادار باقی میماند. اکثر معتادان در ظول دوران آلودگی، بارها به دلایل مختلف به فکر ترک مواد مخدر میافتند، حتی گهگاه توقفهایی هم دارند، اما این دوران کوتاه مدت بوده و دوام چندانی ندارند. به اعتقاد من هر معتاد لازم است به آخر خط خود برسد تا بتواند جدا شدن از آنچه را که سالها تصور میکرده حلال مشکلاتش است، قبول کند. این به آخر خط رسیدن، با سر به سنگ خوردن تفاوت دارد. ما میدانیم که زندان رفتن، از دست دادن کار، خانه و خانواده و حتی بیماریهای مهلک و تصادف سخت، هیچکدام باعث ترک دایم مواد مخدر نمیشوند. هرکدام از این اتفاقات میتوانند باعث پیدایش تغییرات عظیمی در فردی عادی شوند، اما معتادان افراد عادی نیستند. افکار معتاد تحت تأثیر مغز میانی( لیمبیک سیستم ) که کنترل رفتار غریزی را عهده دار است قرار دارد و با قشر مخ که قسمت تکامل یافته مغز است سروکار چندانی ندارد. قشر مخ قسمتی از مغز است که با قضاوت، منطق، ادراک و معرفت سروکار دارد. این قسمت از مغز، روند فکری را که منجر به خلق سمفونی موزیکال، یا نوشتن برنامه های فضایی میشود، فعال میکند ویا شخص را به این نتیجه منطقی میرساند که در اثر مصرف مواد مخدر، همه چیز خود را از دست داده ام، شاید بهتر باشد که از این کار خود دست بردارم!

 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 29 مهر 1397 :: نویسنده : عـبـــد عـا صـی

 

 داستان ضرب المثل, افراد حریص و طماع

Related image

Image result for ‫اشرف خر‬‎


  اشرف خر  


 

جهت منبع مطلب یا عنوان اصلی به پیوند بالا اشاره کنید

 


 فراد حریص و طماع را «اشرف خر» گویند. این نام و عنوان مخصوصا به آن دسته از طمعكاران اطلاق می شود كه حرص و طمع و ولع آنها سرانجام به ندامت و پشیمانی منتهی می گردد.
 نه خود می خوردند و نه به دیگران می خورانند. نه خودشان از این رهگذر طرفی می بندند و نه آثاری كه نفع و مصلحت عامه بر آن مترتب باشد بر جای می گذارند. به عبارت دیگر از آن همه ثروت و اندوخته فقط ظلم و بد     نامی با خود به گور می برند. اكنون ببینیم اشرف كیست و چه خریت و حماقتی نشان داده كه به صورت اشرف خر ضرب المثل شده است.
 ملك اشرف بن تیمور تاش چوپانی معروف به اشرف از امرای جابر و سفاك چوپانیان در آذربایجان، و معاصر شیخ صفی الدین اردبیلی و شیخ صدرالدین موسی بود كه در حرص و طمع و بخل و امساك نظیر نداشت. به سكه طلا عشق می ورزید به قسمی كه پس از تحصیل قدرت هر جا و نزد هر كس از زر ناب و سكه های طلا اثر و نشانی می یافت آن را به زور و عنف می ستاند و در خزانه شخصی خود جای می داد.
 اگر چه شادروان عبدالله مستوفی معتقد است كه :«اشرف از القاب پادشاهان صفوی بود و واحد پول طلای كشور را به همین مناسبت اشرفی نامیده اند كه بعدها اشرف افغان به مناسبت اسم خود این تسمیه را ترویج كرد.» ولی  برخی از مورخان اعتقاد دارند كه شدت علاقه ملك اشرف به مسكوكات طلا موجب گردید كه سكه زر از آن تاریخ به نام اشرفیه تسمیه و نامگذاری شود و مقصود از كلمه اشرفی همان انتساب به ملك اشرف چوپانی می باشد.
 به قول فزونی استرا آبادی :«از بس كه اشرف از زر محفوظ بود تنكه اشرفی را به نام او منسوب ساختند.» كار ظلم و ستم ملك اشرف به حدی بالا گرفت كه علما و روحانیون و مشایخ بزرگ را نیز از خود رنجانید و حتی تصمیم گرفت شیخ صدرالدین موسی را كه غالبا از اعمال و تعدیاتش انتقاد می كرد دستگیر و زندانی كند. شیخ صدر الدین اضطرارا از اردبیل حركت كرد و به گیلان رفت. عده ای از علما و عرفای بزرگ كه از ظلم و ستم اشرف به ستوه آمده هر كدام به كشوری مهاجرت كرده بودند عاقبت با برخی از خلفای شیخ صدرالدین موسی از قبیل شمس الدین حافظ سلمانی و دیگران به همراهی قاضی محی الدین بردعی، از راه دربند قفقاز به جانب دشت قپچاق حركت كردند و در شهر غازان سرای كه پایتخت جانی بیك خان اوزبك پادشاه مغولی و مسلمان دشت قپچاق بود رحل اقامت افكنده در آنجا به وعظ و ارشاد خلق پرداختند.
 چون جانی بیگ خان از ورود علما و صلحای مزبور آگاهی یافت. از آنجا كه مسلمانی عادل و صاحبدل بود، یكی از روزهای جمعه به مجلس وعظ آمد و قاضی محی الدین در اثنای موعظه شرح ستمكاری های ملك اشرف چوپانی را به نوعی تقریر كرد كه جانی بیگ خان و اهل مجلس به گریه افتادند. قاضی محی الدین در ضمن سخنان خود مخصوصا به این حدیث اشاره كرد «كل لكم راع و كل كم مسئول عن رعیته» و گفت :«امروز كه خداوند به جانی بیگ خان قدرت عطا فرمود او مكلف است كه مصیبت و بلای اشرف را از سر مسلمانان آذربایجان دفع فرماید.»
 جانی بیگ خان كه مردی دیندار و فضل دوست بود آن چنان تحت تاثیر بیانات نافذ قاضی محی الدین بردعی قرار گرفت كه بی درنگ به تجهیز پرداخت و با سپاهی متشكل از ناراضیان و ستم كشیده ها و افراد ابواب جمع خود كه ظرف یك ماه جمع آوری كرده بود در سال 758 هجری از راه دربند قفقاز عازم آذربایجان شد. اغلب لشكریان جانی بیگ به علت بی برگ و نوایی، ركاب از چوب و لگام از ریسمان داشتند. با این چنین سپاه كه صد كس از ایشان را یك سرباز جنگی كفایت می كرد نخست به اردبیل رفت و روزی چند به انتظار ماند تا شیخ صدر الدین موسی از گیلان رسید، سپس جانب تبریز را در پیش گرفت و بر سر ملك اشراف تاخت.
 چون سكنه آذربایجان همه ناراضی بودند لذا پس از زد و خورد مختصری اشرف كه به خوی فرار كرده بود دستگیر شد و جانی بیگ خان بر اثر اصرار حكمران شروان و قاضی محی الدین بردعی فرمان داد شمشیری به پهلویش فرو بردند كه از آن طرف بیرون آمد و اموال و جواهر و زر سرخ و سفیدش را كه بر چهار صد استر ( قاطر) و هزار شتر بار كرده به سمت شهر خوی روانه كرده بود، جانی بیگ خان بدون كمترین زحمت و درد سر یك جا ضبط كرد و سر اشراف را بر در مسجد مراغیان تبریز آویخت.
 بیچاره بد بخت مدت چهار ده سال آن همه در راه تحصیل سكه اشرفی خون ریخت و ستم روا داشت، نخورد و انفاق نكرد، سر انجام همه به تاراج رفت و جانش را بر سر آن نهاد و دولت امرای چوپانی با كشته شدن او منقرض گردید. مستظرفی چون این واقعه شنید بر خریت و حماقت اشرف تاسف خورد و گفت :
 دیدی كه چه كرد اشرف خر  / او مظلمه برد و دیگری زر 

 

  تهیه و تدوین : عبد عا صی 

 

 

 






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
تشریح مهم

 

Image result for ‫زین حسن، تا آن حسن، صد گز رَسَن ‬‎

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Related image

Image result for ‫زین حسن تا آن حسن صد گز رَسَن ‬‎

Image result for ‫زین حسن تا آن حسن صد گز رَسَن ‬‎

 

 زین حسن، تا آن حسن، صد گز رَسَن 

 

 

جهت منبع مطلب یا عنوان اصلی به پیوند بالا اشاره کنید

 


غالبا اتفاق می افتد كه از دو ثروتمند كه هر دو صاحب مال و مكنت فراوان هستند یكی در خست و امساك حتی به جان خویش و عائله اش رحم نمی كند و بالمال جان بر سر تحصیل مال و ثروت می دهد ولی دیگری را چنان جود و سخایی است كه به قول استاد دكتر عبدالحسین زرین كوب :«حاتم طایی را به چیزی نمی گیرد و اگر تشنه ای را دریایی و ذره ای را خورشیدی بخشد این همه در چشم همتش به چیزی نمی آید.»

در چنین مواردی اگر پای قیاس و مقایسه این دو عنصر كه در دو قطب مخالف قرار دارند در میان آید از باب طنز و كنایه نیشخندی می زنند و می گویند : «زین حسن تا آن حسن صد گز رسن« و یا به اصطلاح عامیانه «این كجا و آن كجا.»

ابتدا فكر می كردم كه در این ضرب المثل عامیانه دو كلمه حسن را از باب رعایت قافیه استعمال می كنند و این مثل سائر نباید ریشه و اساس داشته باشد تا به دنبال آن پی جویی كنم ولی اخیرا به همت مولانا بر آن دست یافتم. تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.

سلطان محمد خوارزمشاه ندیم و مصاحبی داشت به نام حسن عمادالملك ساوه ای كه در اواخر عهد سلطان محمد از وزیران و مقربان خاصش بوده است.


عمادالملك در شفاعت گری و پایمردی و تحقق نیاز نیازمندان و تجلیل و بزرگداشت شاعران و نویسندگان، وزیری نیك اندیش و برای سلطان مایه ی نیكنامی بوده است. در یكی از روزهای جلوس سلطان كه بزرگان و خاصان دربار را پذیرفته بود شاعری با استجاره قبلی به حضور آمد و قصیده ای غرا با اشارات و استعارات و تشبیهات مناسب در مدح سلطان می خواند. چون سلطان هزار دینارش صله می فرماید، وزیرش حسن عمادالملك این مقدار صله را از جانب سلطان اندك و نادر برخورد نشان می دهد و برای شاعر ده هزار دینار از خزانه سلطان حاصل می كند. چون شاعر می پرسد :«كدام كس از اركان حضرت این عطا را سبب شده است؟» می گویند وزیری است كه حسن نام دارد.

چندی بعد كه فقر و افلاس شاعر را دوباره به مدحت گری وا می دارد سلطان همچنان به شیوه سابق هزار دینارش صله می فرماید اما متاسفانه وزیر سابق از دار دنیا رفته و وزیر جدید سلطان از قضای روزگار، او هم نامش حسن بوده است كه برخلاف آن حسن سلطان را از این مقدار مال بخشی مانع می آید و با تاخیر و لیت و لعل كه در ادای حواله مال می ورزد شاعر بیچاره و وام دار را اضطرارا به دریافت ربعی از عشر آن و به روایتی عشر آن راضی می كند. اینجا وقتی شاعر متوجه می شود كه این وزیر جدید هم حسن نام دارد در می یابد كه بین حسن تا حسن تفاوت بسیار است و یا به اصطلاح دیگر «زین حسن تا آن حسن صد گز رسن»

و آنجا كه سلطان به وزیر ِبد گوش دارد تا ابد برای وی و سلطنتش مایه رسوایی خواهد بود، همچنان كه دیدیم ملك و مملكت و حتی جان و مال و خانمانش را بر باد داد و مغولان خونخوار را به ویرانی بلاد و امصار و كشتار مردم بی گناه ایران واداشت. 

 

  تهیه و تدوین : عبد عا صی

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

 

 علی مطهری : افراط صدا و سیما در عزاداری ...    

 

 

 

جهت منبع مطلب یا عنوان اصلی به پیوند بالا اشاره کنید

 

 


 نایب رییس مجلس شورای اسلامی با انتقاد از اقدام شورای فرهنگ عمومی در حذف مناسبت روز هفتم صفر یعنی ولادت امام موسی کاظم(ع) از تقویم و جایگزینی شهادت امام حسن مجتبی(ع)، گفت: صدا و سیما که اشتهایی سیری‌ناپذیر برای عزاداری و مداحی دارد روزی را که به مناسبت میلاد امام موسی کاظم (ع) باید روز شادی باشد به استناد یک روایت ضعیف تبدیل به روز عزا می‌کند.
علی مطهری در یادداشتی با عنوان «تصمیم نادرست» که در اختیار ایسنا قرار داد، نوشت:
از کارهای نادرست شورای فرهنگ عمومی که زیرمجموعه شورای عالی انقلاب فرهنگی است این است که از سال 1396 مناسبت روز هفتم صفر یعنی ولادت امام موسی کاظم علیه‌السلام را از تقویم کشور حذف کرده و به جای آن به استناد یک روایت ضعیف شهادت امام حسن مجتبی علیه‌السلام را قرار داده است، حتما به این دلیل که ماه صفر ماه غم و غصه است و نباید به خاطر میلاد یکی از ائمه شادی کرد، دلیلی که نه مورد قبول ائمه است و نه عقل آن را تأیید می‌کند.
این در حالی است که شهادت امام حسن مجتبی علیه‌السلام به استناد روایت قوی‌تر در 28 صفر واقع شده و مردم نیز این روز را همزمان با سالروز رحلت پیامبر اکرم(ص) بزرگ می‌دارند.
صدا و سیما نیز که اشتهایی سیری‌ناپذیر برای عزاداری و مداحی به جای ترویج معارف اسلامی دارد، از غروب ششم صفر تا غروب هفتم صفر برنامه‌های خود را غمناک می‌کند و بیش از آنکه به معارف و مناقب و زندگانی امام حسن علیه‌السلام بپردازد مداحی‌ها و عزاداریهای کم محتوا پخش می‌کند، یعنی روزی را که به مناسبت میلاد امام موسی کاظم علیه‌السلام باید روز شادی باشد به استناد یک روایت ضعیف تبدیل به روز عزا می‌کند.
معلوم نیست منشأ این گونه تصمیمات کجاست و چرا برای مردم توضیح داده نمی‌شود.

 

  تهیه و تدوین : عبد عا صی









نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
تشریح مهم

 

 

  جنگ رسانه-ها علیه یکدیگر ... 

 

جهت منبع مطلب یا عنوان اصلی به پیوند بالا اشاره کنید

 

 

  جنگ مطبوعات ... 

 

  مذاکره پشت درهای بسته ...   

 

  با فکرها سَر جنگ دارند ... 

 

 

 

  پیکر تکه تکه شده-ی عدالت را میشود به راحتی زنده کرد؟!    

 

 

   خیلی از زشتیها و زیباییها را از کودکی یاد میگیریم ... 

 

   جنگ-افزارهای مجسمه-ی آزادی وُ صلح ...     

 

 

 نسل ِ دود وُ بتن وُ آهن ...       

 

 جاسوسی جاسوسان ...    

 

  مترسک تنها وَ عاطفه-ی کلاغها ... 

 

 

 «برنارد شآ» : "ای آزادی، چه جنایتها که بنام تو کرده وَ میکنند " ...  



  

  تهیه و تدوین : عبد عا صی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

Image result for ‫ویلا بدهید، ما هم وقف می‌کنیم‬‎

Image result for ‫ویلا بدهید، ما هم وقف می‌کنیم‬‎

Image result for ‫ویلا بدهید، ما هم وقف می‌کنیم‬‎

ویلا بدهید، ما هم وقف می‌کنیم



جهت منبع مطلب یا عنوان اصلی به پیوند بالا اشاره کنید







فرارو- حجت‌الاسلام محمدرضا زائری در پاسخ به دفاعیه حسین شریعتمداری از علی‌اکبر ولایتی متنی را در اینستاگرام خود منتشر کرد و در آن اعلام کرد که خواهان دریافت ویلای وقفی با همان شرایط آقای ولایتی است و آمادگی وقف آن را در همان ساعت دارد. این روحانی اصولگرای منتقد در صفحه خود نوشت: آقای شریعتمداری در روزنامه کیهان امروز نوشته‌اند که ملک ویلای دکتر ولایتی وقف اباعبدالله است. راستش ما که سال‌هاست مجله خیمه - تنها مجله تخصصی درباره سیدالشهدا و مجالس حسینی - را منتشر می‌کنیم امسال محرم نتوانستیم مجله را به چاپ برسانیم و زیر فشار بدهی‌ها در آستانه تعطیلی و توقف کامل هستیم. سال‌هاست در به دریم برای پیدا کردن جایی مستقل و غیرحکومتی که بتوانیم مراسم مذهبی را برگزار کنیم. اگر می‌شود از شرایط ویژه برخوردار شد و وقف کرد، من به عنوان اولین نفر آمادگی خود را برای دریافت تسهیلات - همان طور که آقای ولایتی دریافت کرده‌اند - اعلام می‌کنم و همان روز هم به محضر می‌روم و وقفنامه را ثبت خواهم کرد. از بقیه دوستان هم خواهش می‌کنم در کامنت‌های خود برای دریافت ویلا و سپس وقف آن اعلام کنند. از آقای شریعتمداری هم متواضعانه و مصرانه خواهش می‌کنم موضوع را با همین جدیت پیگیری کنند و باقیات صالحات فراوان برای ترویج شعائر حسینی از خود باقی بگذارند.
منبع







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

  آنانکه بآد میکارند ... 

 

 

Maziar-Bizhani

  آنانکه باد میکارند ...

 

  Hosein-Naghib-(1)

 

  سیستم پرندگان جاسوسی دشمنان ...

 

Massoud-Shojaei

 

 دستان یاران خدا، شرّ دشمنان را بخودشان برمیگرداند ...

 

Javad-Takjou

 

  یکی از اهداف ناجوانمردانه دشمن ...

 

Arash-Foroughi

 

  شیطان بزرگ همیشه از این عروسکها در آستین دارد ...

 

Firouzeh-Mozafari

 

 صلح دشمنان بشریت ...

 

Yashar-Ghahramani

 

  سلاحی که تاریخ مصرفش دارد تمام میشود ...

 

Aidin-Arjomandi

 

  خون به دل اهواز کردند ...

 

 

  تهیه و تدوین : عبد عا صی

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 19 مهر 1397 :: نویسنده : عـبـــد عـا صـی



Image result for ‫حسین پناهی اشعار‬‎




جملات زیبا از حسین پناهی


عکس نوشته,حسین پناهی

Image result for ‫حسین پناهی اشعار‬‎


عکس و تصویر #پناهی















نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :





این روحانیون عزیز واقعا آیه «الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه» را نخوانده‌اند؟ واقعا احتمال ندادند که شاید مندرجات بولتن‌ها یکسویه باشد و باید قول دیگران را هم بشنوند؟ واقعا چرا پرهیز کردند از این که حرف حساب دیگران را هم بشنوند؟

به گزارش اعتدال، محمد مهاجری در یادداشتی در خبرآنلاین نوشت: «بسیاری از ائمه جمعه در خطبه‌های روز ۱۳ مهر علیه FATF سخنرانی کردند. خیلی از حرف‌ها را خواندم. برگرفته از بولتن یکسانی بود که در آن کتمان حقیقت، دروغ، تهمت، فریب و... موج می‌زند. این روحانیون عزیز واقعا آیه «الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه» را نخوانده‌اند؟ واقعا احتمال ندادند که شاید مندرجات بولتن‌ها یکسویه باشد و باید قول دیگران را هم بشنوند؟ واقعا چرا پرهیز کردند از این که حرف حساب دیگران را هم بشنوند؟

آیا امامان جمعه عزیز آیه «ولا تقف ما لیس لک به علم» را هم نخوانده‌اند؟ واقعا چرا درباره چیزی که به آن علم و آگاهی ندارند، بی‌پروا سخن می‌گویند؟

افرادی که FATF را مفید برای جامعه می‌دانند، نه بیگانه‌اند، نه دشمن‌اند، نه کم سوادند، نه خودباخته‌اند، نه بی‌دین‌اند، نه... .

از آنها نترسید! پای حرف‌شان بنشینید! حتما خواهید دید از بولتن‌نویس‌ها متدین‌تر و متعهدتر و مسلمان‌تر و وطن‌دوست‌تر و خیرخواه‌تر و خردورزتر و باسوادترند... یک بار استدلال‌هایشان را بشنوید تا متوجه شوید برای همه پرسش‌ها و دغدغه‌هایتان پاسخ دارند. نگذارید کسانی که عکس مار می کشند، نظراتشان را به شما القا کنند!

... شما را به خدا نگذارید نماز جمعه‌ها از این هم خلوت‌تر شود.»






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

http://s9.picofile.com/file/8338758376/JANGE_RAW8NY_EQTES8DYE_DOSHMAN8N.jpg

http://s8.picofile.com/file/8338758734/JANGE_RAW8NY_EQTES8DYE_DOSHMAN8N_2.jpg

http://s8.picofile.com/file/8338759026/JANGE_RAW8NY_EQTES8DYE_DOSHMAN8N_3.jpg

 http://s8.picofile.com/file/8338765984/JANGE_RAW8NY_EQTES8DYE_DOSHMAN8N_4.jpg

http://s9.picofile.com/file/8338766800/JANGE_RAW8NY_EQTES8DYE_DOSHMAN8N_5.jpg

  جنگ اقتصادی روانی علیه دولت ...   

 

جهت منبع مطلب یا عنوان اصلی به پیوند بالا اشاره کنید

 

بهار نیوز، هوشنگ عطاپور : تیم اقتصادی دولت تدبیر و امید از هم پاشیده است. جنگ اقتصادی  از ماه‌ها قبل شروع شده است و تاثیرات بی ثبات کننده‌ی این تخاصم را می‌توان در ابعاد مختلف زندگی مردم مشاهده نمود. تورم از افزایش قیمت ارز، طلا و مسکن، اکنون به کلیه کالاهای مورد نیاز مردم حمله کرده است. گشتی مختصر در فروشگاه‌ها و بازارهای شهر و روستا نشان از واکنش هیستریک مردم به تورم لجام گسیخته دارد. در سایه اطلاع رسانی شبکه‌های مجازی، افت و خیز قیمت اجناس، در کمترین زمان ممکن به چشم و گوش مردم رسانده می‌شود.

هر روز حباب‌های ادعایی اقتصادی سیاستمداران و مدیران دولتی به واقعیت‌های ملموس تبدیل می‌شود. هر افت مختصر در قیمت دلار، سکه و اجناس، سکویی است برای پرش قیمتی به سطح بالاتر از قبل؛ به همین دلیل معدل تورم نقطه به نقطه، هر روز از کف قیمت‌های قبل، بیشتر و بیشتر می‌شود. در این چند روز اخیر اتفاق مهمی رخ داده است که رسانه‌ها، باید به درستی و دقت به آن‌ها بپردازند؛ چون هیچ امیدی به دولتمردان و تیم اقتصادی آنها نیست! اکنون تورم و تقاضا از خرید ارز و طلا و سکه به بازارهای کالاهای اساسی مردم تسری یافته و رفتار اقتصادی مردم به شدت تغییر پیدا کرده است. عطش تقاضا، فضای اقتصادی کشور را بیش از این بی‌ثبات‌ می‌کند. اگر این روند ادامه پیدا کند، کشور از مرحله« آسیب اقتصادی» وارد فاز «بحران اقتصادی» خواهد شد. بحران مستقر در حوزه اقتصادی، یعنی ازبین رفتن امنیت اقتصادی جامعه که خود همین آسیب، می‌تواند به آشوب‌های اجتماعی منجر شود.

اگر ما رسانه‌ای ها، حرف‌های دولتمردان را در زمینه نبود مشکل در تامین کالاهای اساسی قبول کنیم، قاعدتا برای کمک به مردم و میهن خود، راهبرد رسانه‌ای مدیریت بحران را تبیین و اجرا کنیم. اما مشکل اساسی در این عرصه، زوال اعتماد شهروندان به گفته‌های مسوولین است.  از همان روزی که‌ترامپ قصد خود را برای خروج از برجام اعلام کرد؛ گروه‌های افراطی مخالف دولت که پول، امکانات، نفوذ، رسانه و قدرت بالایی در ساختار اداری کشور دارند، از آن استقبال کردند و هر روز اخبار خروج شرکت‌های اروپایی را از ایران با آب و تاب منتشر ساختند. حتی حامیان دولت نیز به زعم خود، از رقابت اطلاع رسانی عقب نمانند و در انتشار این اخبار یاس آفرین مشارکت جدی داشتند. غافل از آن که این جنگ، بیش از وجه اقتصادی، جهت گیری "جنگ روانی» داشت.

دلیل اتخاذ سیاست جنگ روانی از سوی‌ترامپ و تیم تبلیغاتی وی، داشتن تجربه "کارایی محدود تحریم ها» علیه کشورها بود. به ویژه شرایط بعد از برجام و اجماع دولت‌های غربی و چین برای حمایت سیاسی از ایران، قطعا کارایی تحریم‌های یک جانبه‌ترامپ را محدوتر می‌ساخت. شکی نیست که ایران در حال حاضر از نظر شرایط سیاسی و بین المللی در وضعیتی به مراتب بهتر از دوران دولت دهم قرار دارد. در آن دوره با قطعنامه‌های سازمان ملل و اجماع جهانی علیه ایران، تحریم‌ها اعمال می‌شد ولی اکنون اجرای تحریم‌ها فقط از سوی آمریکا رهبری و پیگیری می‌شود. حال این سوال مطرح می‌شود که چرا تاثیر تحریم‌های آمریکا در این دوره، شدیدتر از دوره قبل است؟ پاسخ سوال در سه نکته مهم نهفته است:

 نخست، عدم اطمینان به حل و فصل مشکلات با آمریکا؛ دوم، موفقیت جنگ روانی در سایه همراهی کم نظیر مخالفین دولت تدبیررو امید با پروپاگاندای تیم تبلیغاتی‌ترامپ و سوم انفعال تیم اقتصادی و رسانه‌ای دولت برای پاسخگویی به جنگ روانی. صدا و سیمای ملی که باید بیشترین تلاش را برای مقابله با جنگ روانی  انجام دهد، به دلیل اینکه توسط جناح‌های افراطی مخالف دولت اداره می‌شود، در نقش اپوزسیون دولت، پاس‌های جنگ روانی  را به گل تبدیل می‌کند. مخالفین دولت از شرایط فعلی برای ناک اوت کردن دولت به زعم خود استفاده می‌کنند و نادانسته یا دانسته، ضد منافع ملی عمل می‌کنند. در نهایت در سایه این انفعال، ما شاهد تسری تنش‌های اقتصادی از بازار محدود ارز و طلا، به حوزه کالاهای اساسی و تغییر رفتار اقتصادی مردم هستیم. اکنون بازار کالاهای اساسی را نه قیمت ارز بازار ثانویه و نیما، بلکه قیمت ارز در کوچه پس کوچه‌های اطراف میدان فردوسی تعیین می‌کند!؟

 تغییر رفتار اقتصادی مردم و هجوم به فروشگاه‌ها برای پاسخگویی به ناامنی روانی خود، می‌تواند کشور را به ونزوئلای دوم تبدیل بکند. حال اگر دولتمردان واقعا در تامین کالاهای اساسی مردم مشکلی ندارند، حداقل اقدامات اطمینان بخش را در سطح جامعه انجام دهند و گام درستی را برای خنثی‌سازی جنگ روانی  بر دارند تا رسانه‌های طرفدار حقوق شهروندان نیز بتوانند این سیاست‌ها را تبیین و تیم رسانه‌ای دولت در این کارزار مرگ و زندگی کمک نمایند. قاعدتا همه شهروندان محدودیت‌های دولت فعلی را در حل مستقل مشکلات اقتصادی می‌دانند.

 تصمیم گیری‌های کلان وقتی که در جایی خارج از هیات دولت گرفته می‌شود و عوامل سیاسی بین المللی تعیین کننده سرنوشت اقتصادی کشور می‌شود، این یعنی طلاق سیاست داخلی! مردم، همه‌ این نکته‌ها را فهمیده اند اما فهم همین نکته‌ها، آنها را مستعد پذیرش الگوی جنگ روانی  می‌کند. دولت باید با گفتگوی ملی با مردم دلایل محدودیت خود را در این جنگ اقتصادی برای شهروندان توضیح دهد. صداقت با مردم و برگشت به نظر و رای اکثریت می‌تواند به خنثی‌سازی جنگ روانی  کمک کند. خطای اول دولت روحانی دور شدن از خواست ۲۴ میلیون رای و گرایش به ایده و طرح‌های جناح اقلیت شکست خورده در انتخابات بود. به همین دلیل هم، مردمی که با رای خود بار دیگر در جامعه امید ایجاد کرده بودند، به یاس کشیده شدند و از آرمان‌های متعالی سیاسی، به تامین نیازهای محدود روزمره تنزل پیدا کردند. مردم ناامید و یاس آلود مستعد پذیرش شایعه و جنگ روانی دشمن خواهد بود‌.

  

 

  تهیه و تدوین : عبد عا صی

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :










ایرنا نوشت: شهردار شیراز در نامه ای به رییس سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری ، دستور بررسی موضوع نصب بنر با تصویری مذموم و غیرمرتبط با هفته دفاع مقدس در شیراز و برخورد جدی با تولید کنندگان این محتوای تصویری را صادر کرد.

در بخشی از نامه حیدر اسکندرپور خطاب به ابراهیم گشتاسبی راد آمده است: دفاع مقدس، دفتر راهنما و سرمشق از خودگذشتگی، ایثار و شهادت مردان و زنانی است که با خون خود نگاهبان دین، انقلاب و سرزمین ایران اسلامی بوده اند و پاسداری از این دفتر و فرهنگ ایثار و شهادت به عهده تمامی میراث داران انقلاب است.

شهردار شیراز ضمن اشاره بر این موضوع که قصور رخ داده در نصب بنر مذموم در بسته های فرهنگی هفته دفاع مقدس، نابخشودنی است، اضافه کرد: مسئولان سازمان فرهنگی، حراست و اجرایی باید عاملان این اشتباه را شناسایی کنند و با کشف علت موضوع با مسببان اتفاق برخورد جدی انجام دهند.

اسکندرپور بیان کرد : شایسته است در شرایط حساس و خطیر کشورکه نیازمند آرامش،همبستگی و اتحاد هر چه بیشتر آحاد مردم و جناح های مختلف سیاسی می باشیم، دست در دست هم و در کنار یکدیگر از کیان ایران اسلامی دفاع کرده و مراقب شیطنت های خناسان در سطوح مختلف باشیم.

شهردار شیراز ضمن عذرخواهی از مردم متدین و شریف شیراز اضافه : لازم است سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری نیز ضمن عذرخواهی از مردم فهیم ، خانواده معزز شهدا ،ایثارگران و همرزمانمان در دفاع مقدس، به ریشه های مشکوک این موضوع سریعا رسیدگی و گزارش آن را به مردم شیراز اعلام نماید.

رئیس شورای اسلامی شهر شیراز هم خواستار بررسی نصب این بنر در میدان نمازی این شهر شد.

روابط عمومی شورای اسلامی شهر شیراز پنجشنبه از قول سید احمدرضا دستغیب اعلام کرد که وی خواستار بررسی فوری علت انتشار بنری موهوم با تصاویر سربازان اسرائیلی در سطح شهر شیراز و برخورد قاطع با عوامل آن شد.

رئیس شورای اسلامی شهر شیراز در نامه ای خطاب به رئیس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر شیراز آورده است: پیرو انتشار خبری در فضای مجازی در خصوص نصب بنری در میدان نمازی شیراز که در طراحی آن از تصویر سربازان رژیم غاصب صهیونیستی استفاده شده است، لازم است جنابعالی موضوع را با فوریت مورد بررسی قرار داده و گزارش آن را به هیات رییسه ارسال کنید.

دستغیب در این نامه افزوده: بدیهی است در صورت صحت موضوع، لازم است برخورد جدی با دست اندرکاران مربوطه صورت پذیرد.

شامگاه چهارشنبه عکسی در فضای مجازی منتشر شد مبنی بر اینکه واحد تبلیغات شهری شهرداری شیراز در بنری که در میدان نمازی این شهر نصب شده عکسی متعلق به سربازان رژیم صهیونیستی را به عنوان رزمندگان دفاع مقدس استفاده کرده است.










نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



موادفروشان که معمولا با موتورسیکلت در پارک تردد می کنند، مخدرهایی همچون، تریاک، هروئین تر و خشک، شیشه، حشیش و گل می فروشند.

هروئین و شیشه به راحتی تهیه یک بسته آدامس در پارک بعثت کرمانشاه پیدا می‌شود و معتادان نیز در معرض دید عموم مواد مخدر مصرف می‌کنند.

ایرنا نوشت: حضور گسترده معتادان متجاهر و فروشندگان مواد مخدر در شهرک بعثت 2 در جنوب شرقی شهر کرمانشاه، برای اهالی این محله مشکلات بسیاری به وجود آورده و امنیت روحی و روانی آنها را مختل کرده است.

در این محل یک زمین خالی وجود دارد که با شیبی ملایم به پارک بعثت ختم می شود؛ معتادان در این زمین خالی برای خود بساط پهن کرده اند و در آنجا زندگی می کنند.

بر روی چمن های پارک و زمین های خاکی اطراف آن آثاری از سرنگ و لوله های مخصوص مصرف مواد مخدر به چشم می خورد و هر گوشه را که نگاه می کنید معتادان یا در حال مصرف مواد مخدر هستند و یا بیهوش در گوشه ای افتاده اند.

کودکان در معرض خطر
رستم کرمی یکی از اهالی شهرک بعثت در رابطه با مشکلات این منطقه گفت: کوچه های بعثت و زمین های خالی آن پر هستند از سرنگ های رها شده که کودکان ما از روی ناآگاهی با آنها بازی می کنند.

وی همچنین به حضور فروشندگان مواد مخدر اشاره کرد و افزود: مواد فروشان به بچه های محل پیشنهاد مصرف موادمخدر می دهند که این موضوع می تواند آنها را به کام اعتیاد بکشاند.

مواد ارزان قیمت در شهرک بعثت
موادفروشان که معمولا با موتورسیکلت در پارک تردد می کنند، مخدرهایی همچون، تریاک، هروئین تر و خشک، شیشه، حشیش و گل می فروشند.

مراد 25 ساله که ظاهری شبیه به ورزشکاران داشت و با موتور سیاه رنگ خود برای فروش مواد مخدر به پاک بعثت آمده بود، به خبرنگار ایرنا گفت: مواد را در جیب خود نگه نمی داریم تا اگر پلیس آمد مدرکی برای دستگیری ما نداشته باشد؛ آنها را از جاسازها در اطراف پارک می آوریم.

معتادان پارک بعثت متجاهر و کارتن خواب هستند، به همین دلیل مواد مخدرها را در بسته های کوچک می فروشند، تا همه بتوانند آنها را بخرند.
در پارک بعثت تریاک براساس مرغوبیت آن از گرمی چهار تا 6 هزار تومان، هروئین تر گرمی 18 هزار تومان، هروئین خشک گرمی 30 هزار تومان، حشیش گرمی 2 هزار تومان، گل هر نخ 2 هزار تومان و شیشه هر پک پنج هزار تومان به فروش می رسد.

وضعیت نامناسب بهداشت
نبود سرویس های بهداشتی عمومی و آوردن زباله های شهری توسط معتادان متجاهر و زباله گردها، وضعیت بهداشتی شهرک بعثت را نامناسب کرده است.

کرمعلی رستمی ، یکی از اهالی شهرک بعثت دفع ادرار و مدفوع معتادان در معرض دید عموم را مهمترین صحنه های ناخوشایند معتادان برای اهالی دانست و گفت: لوله شرکت آب و فاضلاب در محل نشتی دارد و معتادان عریان می شوند تا با استفاده از آب آن استحمام کنند، که این موضوع چهره زننده ای را در محل ایجاد کرده است.
حجم بالای زباله های رها شده در این محل مدیران شهری را نیز به ستوه آورده است.

شهردار منطقه سه کرمانشاه در این رابطه گفت: کارکنان شهرداری مدام زباله های شهرک بعثت را جمع می کنند اما باز هم شاهد رها شدن زباله ها در این محل هستیم.

رضا قاسمی فر ، معتقد است که معتادان متجاهر و زباله گردها تاثیر بسزایی در ایجاد وضعیت نامناسب بهداشتی محل دارند.

مرگ معتادان در پارک
به گفته رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر استان کرمانشاه ، برخی از معتادان متجاهر به دلیل استفاده بیش از حد مواد مخدر در گوشه خیابان ها می میرند.

سرهنگ علیرضا دلیری اعلام کرد: هفته گذشته در طرح ضربتی جمع آوری معتادان متجاهر پارک بعثت، یک جسد مربوط به معتادان متجاهر پیدا شد که در اختیار پزشکی قانون قرار گرفت.

براساس اعلام پزشکی قانونی در سال گذشته 142 نفر و در بهار امسال 20 نفر در استان کرمانشاه بر اثر مصرف مواد مخدر جان خود را از دست داده اند.

این آمار نشان می دهد که در سال گذشته هر پنج روز 2 نفر و در بهار امسال هر چهار روز یک نفر در استان کرمانشاه جان خود را بر اثر مصرف مواد مخدر از دست داده اند.

تخریب اموال شهری توسط معتادان
معاون خدمات شهری شهرداری کرمانشاه با اشاره به اینکه معتادان در محله بعثت مدام در حال تخریب اموال عمومی هستند، گفت: معتادان برای اینکه بتوانند به راحتی شب ها در پارک مخدر مصرف کنند، به سیستم های روشنایی آسیب می زنند.

امیر رحیمی افزود: شهرداری یک نگهبان در پارک بعثت دارد که به تنهایی نمی تواند با معتادان مقابله کند؛ آنان تاکنون چند بار با نگهبان درگیر شده و به وی آسیب زده اند.

امنیتی که مختل می شود
معتادانی که در شهرک بعثت تردد می کنند، گاها برای تامین مخارج مصرف موادمخدر دست به سرقت می زنند و برای زنان و کودکان نیز ایجاد مزاحمت می کنند.

رسول سهرابی یکی دیگر از اهالی این محل گفت: معتادان هفته گذشته گردن بند و دست بند برادر زاده ام را دزدیدند؛ موارد مشابه هر روزه برای اهالی اتفاق می افتد.

وی افزود: معتادان در پارک بعثت برای زنان و کودکان مزاحمت ایجاد می کنند و تردد در این پارک را دشوار کرده اند.
براساس اعلام فرمانده انتظامی استان کرمانشاه بخش عمده ای از سرقت های استان کرمانشاه توسط معتادان متجاهر انجام می شود.

به گفته سردار سرتیپ دوم منوچهر امان اللهی در شهریور ماه امسال نزدیک به 400 نفر از این افراد دستگیر و تحویل مراجع قضائی و کمپ‌های ترک اعتیاد شده اند.







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

 

ماهی گرفتن احمدی‌نژاد از کشتار مردم

 

 



جهت منبع مطلب یا عنوان اصلی به پیوند بالا اشاره کنید

 

 


رئیس دولت‌های نهم و دهم، حدود ۱۶ ساعت پس از حادثه تروریستی اهواز، پیامی صادر کرد و ضمن تسلیت به بازماندگان شهدای این حادثه، گریزی هم به دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی زد و آنها را نواخت.
آفتاب‌‌نیوز :
اینکه فردی که ۸ سال رئیس جمهوری بوده و اکنون نیز عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام است، اینگونه به دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی کشور حمله کند، بیش از آنکه موجب خدشه به اقتدار جامعه اطلاعاتی کشور شود، تلنگری است برای حافظه تاریخی مخاطبان تا کارنامه امنیتی دوران ریاست ۸ ساله او بر عالی‌ترین نهاد امنیتی کشور یعنی شورای عالی امنیت ملی را فرا یاد آورد.

سال ۸۴، همین گروه «الاحوازیه» که مسئولیت حمله روز شنبه به رژه نیروهای مسلح را برعهده گرفته است، در خیابان نادری اهواز عملیات تروریستی داشت. بمب‌گذاری در پارکینگ قرارگاه سپاه در غرب تهران در سوم شهریور سال ۸۷، ترور شهید مسعود علی‌محمدی در تاریخ ۲۲ دی‌ماه ۸۸، ترور شهید مجید شهریاری در تاریخ ۸ آذر ۸۹، ترور شهید رضایی‌نژاد در تاریخ ۱ مرداد ۹۰، ترور شهید مصطفی احمدی‌روشن در تاریخ ۲۱ دی ۹۰، بمب‌گذاری در مهاباد در تاریخ ۳۱ شهریور ۸۹، سلسله عملیات‌های عبدالمالک ریگی از سال ۸۴ تا ۸۸ شامل حمله به نیروی انتظامی سراوان، کشتار تاسوکی، بمب‌گذاری در اتوبوس حامل نیروهای سپاه در بلوار ثارالله زاهدان، حمله به پاسگاه انتظامی سراوان، بمب‌گذاری در مسجد شیعیان زاهدان، عملیات انتحاری در شهر سرباز، حمله به کاروان انتقال رئیس جمهوری و شهادت محافظ و راننده خودروی احمدی‌نژاد، اسارت ۳ تبعه ترکیه از جانب جندالله و درخواست یک میلیون دلار، حمله به پاسگاه مرزی نگور، عملیات تروریستی منجر به شهادت ۲۵ نمازگزار در مسجد علی بن ابی طالب زاهدان و حمله به خودروی عبوری در جاده چابهار به ایرانشهر و گروگانگیری ۲۱ غیرنظامی، بمب‌گذاری در سنندج در تاریخ ۲۸ فروردین ۹۰، بمب‌گذاری در حسینیه شهدای شیراز در تاریخ ۲۴ فروردین ۸۷، حمله به پاسگاه مرزی گدار در منطقه سراوان در تاریخ ۱۲ دی‌ماه ۸۴ و عملیات تروریستی گروهک الاحوازیه در محله کیان‌پارس و گلستان اهواز در سال ۸۷ برخی دیگر از اقدامات تروریستی هستند که در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد در کشور رخ داده و اخبار آن منتشر شده است.
اما در آن زمان، هیچکس از مقامات سابق و لاحق، در هیچ پیامی به دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی حمله نکرد و بالعکس با تاکید بر انسجام ملی و اقتدار نیروهای مسلح و دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی صرفا خواستار شناسایی و برخورد با عوامل این حوادث شد؛ تا آنجا که همگان شاهد عملیات‌های پیچیده‌ای نظیر دستگیری تروریست معدوم، عبدالمالک ریگی و برخی عوامل ترور شهدای هسته‌ای و مجازات آنان بودند.
بی‌تردید ده‌ها و صدها توطئه و عملیات نیز در همان زمان از سوی نیروهای امنیتی کشور خنثی شده و خبرهای مربوط به آن منتشر نشده است؛ چنانکه در حال حاضر نیز که منطقه بیش از آن دوران ملتهب است و گروهک‌های مختلف تروریستی بیش از هر زمان دیگری از جانب مثلث عربی - عبری - غربی به لحاظ مالی، سیاسی و تسلیحاتی تغذیه می‌شوند، عملیات‌های گوناگونی خنثی می‌شوند و ایران به اذعان ناظران داخلی و بین‌المللی از جمله امن‌ترین کشورهای منطقه است.
هیچکس تردیدی در لزوم پاسخگویی دستگاه‌ها از جمله دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی ندارد و قطعا در رویدادهایی نظیر آنچه در اهواز رخ داد یا آنچه که خرداد سال گذشته در مجلس اتفاق افتاد، دستگاه‌های مسئول به بررسی حفره‌های امنیتی و تلاش برای جلوگیری از تکرار این قبیل حوادث می‌پردازند اما به کار بردن عباراتی نظیر «غفلت غیرمسئولانه نابخشودنی» یا «پاسخگویی به دلیل کوتاهی» در مورد دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی به جای حمایت قاطع از سربازان گمنام امام زمان (عج)، آن هم از جانب فردی که خود روزگاری سکاندار اداره کشور بوده و قطعا بر بسیاری از پیچیدگی‌ها و چالش‌های امنیتی موجود در منطقه ملتهب خاورمیانه و همچنین تلاش‌های نیروهای امنیتی کشور اشراف دارد یا لااقل انتظار می‌رود اشراف داشته باشد، فراتر از یک بی‌انصافی ساده، بیشتر نوعی تسویه‌حساب سیاسی را به ذهن متبادر می‌کند؛ آن هم با بهره‌برداری از داغی که امروز بر گوشه دل ایران نشسته است.
به نظر می‌رسد که عملیات تروریستی و کشتار مردم بی‌گناه، در همه جای دنیا تنها رویدادی است که همبستگی زیادی در جامعه پدید می‌آورد و هر کس با هر مسلک و مرام و عقیده‌ای، بدون آنکه دنبال مقصری بگردد لااقل در وهله اول صرفا به محکوم کردن اصل ترور و خشونت و تاکید بر ضرورت برخورد با عوامل این اقدامات بسنده می‌کند. شایسته بود که رئیس‌جمهوری پیشین نیز بر همین منهج، پیام می‌داد.

منبع: خبرگزاری ایسنا
 

 

  تهیه و تدوین : عبد عا صی








نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

 

مصاحبه با خبرآنلاین

فکر نکنیم هر مخالفی قصد ساقط کردن ما را دارد

 

مشاور آیت‌الله هاشمی رفسنجانی یک دلیل عمده برای شکل‌گیری تجمعات این روزهای مردم در برخی از شهرهای کشور برمی‌شمارد و آن اینکه مردم می‌خواهند صدای اعتراض‌شان را به گوش مسئولان نظام برسانند.

 رضوانه رضاییپور: از روزی که از مشهد خبر رسید که عدهای در آستانه ورود معاون اول رییس جمهوری به این شهر، خود را به صفوف معترضان رساندند تا از دغدغه‌های مالی خود نزد او شکایت ببرند، پنج روز می‌گذرد. اما این اعتراضات نه با سفر اسحاق جهانگیری پایان یافت و نه به همان یک شهر محدود شد. در برخی شهرهای کشور تجمعاتی برگزار شد که اتفاقا اینبار خیلی‌ها آن را حق مسلم مردم دانستند و از آن به عنوان تلنگری برای شنیده شدن صدای مردم یاد کردند. 

در روزی که در کافه خبر خبرآنلاین میزبان غلامعلی رجایی، مشاور آیت‌الله هاشمی رفسنجانی رییس فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام بودیم، ابتدا به سراغ مسائل روز کشور رفتیم. تجمعات مردمی شروع گفتگوی ما با رجایی بود. او با تحلیل از وضعیت موجود جامعه ایرانی، دلایل جالبی را برای خلق چنین پدیده‌هایی مطرح کرد. او این تجمعات را «پیشامد منتظره» خواند تا از همین اصل به همه نواقصی برسد که در رفتارشناسی سیاسی نظام با آن روبهرو هستیم. رجایی معتقد است که یک ایرانی جایی را برای خالی کردن اعتراضات و مخالفتهایش حتی با نظام را برای خود نمیبیند. 

مشاور آیت‌الله تربیت سیاسی مردم و رفتار اعتراضی آنان را نیز نقد کرد. او معتقد است که ابراز مخالفت‌ در جمهوری اسلامی چه در دوران جنگ و چه پس از آن تمرین نشده است. کما اینکه پیش از انقلاب هم اینگونه بوده است. مردم نمیدانند کجا مخالفتشان را بروز دهند.

رجایی در بخش‌های دیگری از صحبت‌های خود به واکاوی شکل‌گیری این تجمعات در کشور پرداخت. او شروع این اتفاق را سازماندهی شده ندانست و آن را در ادامه اعتراضات متضرران موسسات مالی و اعتباری خواند اما، ادامه‌دار شدن این تجمعات و به تبع آن شعارهای ساختارشکنانه‌ای که به سمت مسئولان عالی نظام سوق پیدا کرد را برنامه‌ریزی شده می‌داند. 

البته او معتقد است که بخشی از جامعه میخواهند دیده شوند و می‌گوید: اگر جامعه چنین تقاضایی دارد باید آن را ببینیم. نه اینکه آن را تهدید حساب کرده و بخواهیم با آن برخورد کنیم. باید از خشونت پرهیز کنیم.

 در ادامه بخش اول از گفتگوی خبرآنلاین با غلامعلی رجایی را بخوانید:

در مورد تجمعات اخیر در برخی از شهرهای کشور، تحلیل‌های مختلفی وجود دارد. اعم از اینکه این تجمعات با یکسری برنامه‌ریزی‌های داخلی صورت گرفته است و موج آن به شهرهای دیگر کشیده شد و اینکه در درجه اول هدف معترضان نقد دولت بود اما یکباره به سمت کلیت نظام سوق پیدا کرد. تحلیل شما از اتفاقات اخیر چیست؟

من این جریان را یک پیشامد منتظره می‌دانم. یعنی باید انتظار چنین حرکاتی را داشت. به دلیل اینکه ما در هر نظام سیاسی باید یک منافذی را برای خروج پیش بینی کنیم. در هیچ خانه‌ای فقط در ورودی وجود ندارد. حتما دری هم برای خروج هست. کسانی منتقدند و معترض و کسانی هم هستند که با اصل نظام مشکل دارند. اینها کجا باید حرفهای خود را بزنند؟ ما حقیقتا این موضوع را پیش بینی نکرده بودیم.

جامعه مشکلات موجود در کشور را درون خود می‌ریزد، تجربه اجتماعی و سیاسی ما هم نشان میدهد که وقتی چیزی به درون ریخته می‌شود لزوما در همان داخل نمی‌ماند و به بیرون هدایت می‌شود. بنابراین چون اینگونه رفتارها غیرطبیعی است، هاضمه جامعه آن را پس می‌زند. ملت ایران ملت آزاداندیش، آزادیخواه و مختار است، مثل خیلی از ملتهای دیگر. خدا انسان را آزاد خلق کرده است اما همین انسان جایی را برای خالی کردن اعتراضات و مخالفتها حتی با خود نظام نمیبیند. 

  متن کامل   





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 29 شهریور 1397 :: نویسنده : عـبـــد عـا صـی

 

 کجایید ای ز جان و جا رهیده                

 کجایید ای شهیدان خدایی                   بلا جویان دشت کربلایی
کجایید ای سبک روحان عاشق             پرنده‌تر ز مرغان هوایی
کجایید ای شهان آسمانی                   بدانسته فلک را در گشایی
کجایید ای ز جان و جا رهیده                 کسی مر عقل را گوید کجایی
کجایید ای در زندان شکسته                 بداده وامداران را رهایی
کجایید ای در مخزن گشاده                  کجایید ای نوای بی نوایی
در آن بحرید کین عالم کف اوست           زمانی بیش دارید آشنایی
کف دریاست صورت‌های عالم                ز کف بگذر اگر اهل صفایی
دلم کف کرد کین نقش سخن شد         بهل نقش و به دل رو گر ز مایی
برآ ای شمس تبریزی ز مشرق              که اصل اصل هر ضیایی
 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 28 شهریور 1397 :: نویسنده : عـبـــد عـا صـی
http://s8.picofile.com/file/8337692642/KOJ8EED_EY_SHAH3D8NE_XOD8EE.jpg


 

 

رهرو عشق تا نور خدا می-ماند ... 

 

نتوان گفت که این قافله وا می‌ماند
خسته و خفته از این خیل جدا می‌ماند
این رهی نیست که از خاطره‌اش یاد کنی
این سفر همراه تاریخ به جا می‌ماند
دانه و دام در این راه فراوان اما
مرغ دل سیر ز هر دام رها می‌ماند
می رسیم آخر و افسانه وا ماندن ما
همچو داغی به دل حادثه‌ها می ماند
بی صداتر ز سکوتیم‌، ولی گاه خروش
نعره ماست که در گوش شما می ماند
بروید ای دلتان نیمه که در شیوه ما
مرد در هر چه ستم هرچه بلا می ماند

 «محمدعلی بهمنی» 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 27 شهریور 1397 :: نویسنده : عـبـــد عـا صـی


  مرد راهش باش تا شاهت کنم



http://s9.picofile.com/file/8337644242/YEK_SHABY_MAJNUN_NAMAAZAHS_RAA_SHEKAST.jpg


 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

 

 اکنون تاوان صداقتت را می دهی؟ ...

 

 

جهت منبع مطلب یا عنوان اصلی به پیوند بالا اشاره کنید

 

شفقنا نوشت: محمدرضا زائری از جمله روحانیون و سخنرانانی است که در طول زمان صراحت لهجه و توجه او به نکات مهم اجتماعی به خصوص در مورد جوانان، او را چهره ای سرشناس کرد. زائری در گفت و گوهایش به نقد صریح بسیاری از مسائل می پرداخت و به همین دلیل یک بار در سال ۱۳۹۳ نیز ممنوع التصویر شد و چندی پس با حضور مجدد او در صدا و سیما مشخص شد که این مشکل رفع شده است.
اگرچه ممنوع المنبری در میان روحانیون اتفاقی شایع نیست، اما صبح امروز زائری در شبکه های اجتماعی متعلق به خود از جمله کانال تگلرامی، اینستاگرام و توئیتر اعلام کرد که در آستانه محرم، ممنوع المنبر شده است: «صبح تماس گرفتند که تحت فشار هستند برای لغو سخنرانی های دهه اول! بعد از تلویزیون گفتند که ضبط برنامه لغو شده! عصر هم مسوول هیات دهه دوم تماس داشت و عذرخواهی و اظهار ناراحتی! چهل سال قبل قرار بود آریانپور مارکسیسم را تدریس کند و اکنون من از روضه خوانی و منبر امام حسین منع می شوم!»
زائری: جلوی سخنرانی دینی و منبر مذهبی ام را گرفته اند/ بیش از این سکوت و تحمل را روا نمی بینم
زائری پس از اطلاع از ممنوعیت خود، از سکوت و تحملش در برابر فشارهایی که به دلیل سخنانش به او وارد شده، گفت و در کانال تلگرامی خود نوشت:
«در طول ماههای گذشته بارها افرادی از من پرسیده اند که آیا به خاطر حرفهایت تحت فشار قرار نمی گیری؟ و من سکوت را ترجیح داده ام. نگفته ام که چگونه سال گذشته نشریه مان بی صدا تعطیل شده، نگفته ام که ماههای اخیر در یک موسسه فرهنگی مشغول بوده ام و به شکل غیر مستقیم عذرم را خواسته اند، نگفته ام که دستور رسیده کتابخانه تخصصی امام حسین (ع) و عاشورا را تخلیه کنیم! سکوت را ترجیح داده ام تا بهانه دست کسی ندهم و حتی به همین اندازه باعث تضعیف نظام نباشم.
حالا کار به جایی رسیده که در آستانه ماه محرم جلوی سخنرانی دینی و منبر مذهبی ام را گرفته اند و هر چه فکر می کنم ادامه این سکوت و تحمل را روا نمی بینم.
صبح مسوولان هیات هایی که در دهه اول محرم قرار بود بروم تماس گرفتند و گفتند که تحت فشار هستند برای لغو سخنرانی های من! بعداز ظهر تهیه کننده برنامه تلویزیون زنگ زد و با ناراحتی گفت ضبط برنامه شما را لغو کرده اند! عصر هم مسوول هیاتی که دهه دوم قول داده بودم تماس گرفت و عذرخواهی و اظهار ناراحتی!
در همه این سالها از جمهوری اسلامی دفاع کرده ام و در مقابل همه پرسشهای تلخ و نقدهای تند گفته ام که مشکل از رفتارهایی فردی است اما می بینم همین افراد، یکی یکی آن قدر حجم رفتارهای فردی شان زیاد شده که دیگر جایی برای دفاع باقی نمی گذارد!
چهل سال قبل قرار بود احسان طبری و آریانپور بیایند و در دانشکده الهیات مارکسیسم را تدریس کنند و اکنون در چهلمین سالگرد انقلاب من از روضه خوانی و منبر امام حسین منع می شوم!

 متن کامل 

 

  تهیه و تدوین : عبد عا صی

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

استاد دانشگاه تهران گفت: نمایندگان با استیضاح‌هایی که انجام می‌دهند می‌‌خواهند بر موج پوپولیستی حمله به دولت برای خوشایند مردم سوار شوند و به مردم القا کنند که دولت را به صلابه می‌کشیم و دولت را به مسئولیت‌های قانونی خود فرا می‌خوانیم، در حالیکه اگر نمایندگان واقعا نمی‌دانند ریشه اصلی مشکلات و نوسان ارز در کجاست وای بر ما و وامصیبتا.

به گزارش جماران؛ استاد دانشگاه تهران مطرح کرد: استیضاح ربیعی و کرباسیان عوامفریبی و سوار شدن بر امواج پوپولیستی بود و انحراف افکار عمومی از مسائل و مشکلات واقعی کشور را به دنبال دارد.

صادق زیباکلام در خصوص استیضاح‌های زنجیروار اخیر مجلس اظهار داشت: به نظر من استیضاح‌‌های مجلس یک حرکت عوام‌فریبانه و پوپولیستی است؛ چرا که اوضاع اقتصادی کشور خراب است و دولت هم در زمینه‌های سیاسی و اجتماعی نتوانسته موفق عمل کند، در همین راستا نمایندگان مجلس اصرار بر استیضاح دارند.

وی افزود: نمایندگان با استیضاح‌هایی که انجام می‌دهند می‌‌خواهند بر موج پوپولیستی حمله به دولت برای خوشایند مردم سوار شوند و به مردم القا کنند که دولت را به صلابه می‌کشیم و دولت را به مسئولیت‌های قانونی خود فرا می‌خوانیم، در حالیکه اگر نمایندگان واقعا نمی‌دانند ریشه اصلی مشکلات و نوسان ارز در کجاست وای بر ما و وامصیبتا.

این استاد دانشگاه تهران ادامه داد: اگر نمایندگان مشکلات را می‌دانند اما به واسطه سیاست‌های عوام‌فریبانه دوست دارند انگشت اتهام را به سمت دولت بگیرند، باز هم وای بر ما چراکه رسما با این روش به ما دروغ می‌گویند.

زیباکلام تاکید کرد: در هر دو صورت اما و اگرهای بسیار زیادی وجود دارد. بیش از یک ماه است سیف تغییر کرده است و به جای او عبدالناصر همتی آمده است من از شما می‌پرسم زمانی که آقای سیف رئیس بانک مرکزی بود، دلار ۱۱ ، ۱۲ هزار تومان بود اما در حال حاضر ۱۳ الی ۱۴ هزار تومان است، وضعیت چه فرقی کرده است؟

وی خاطرنشان کرد: استیضاح ربیعی و کرباسیان برای عوام‌فریبی و سوار شدن بر امواج پوپولیستی بود و انحراف افکار عمومی از مسائل و مشکلات واقعی کشور را به دنبال دارد. بخشی دیگر از استیضاح‌ها تسویه‌حساب‌هایی است که به واسطه انتظارات برخی نمایندگان صورت گرفته است در واقع برخی نمایندگان می‌خواستند قوم و خویش خود را به قدرت بیاورند و موفق نشدند و به همین دلیل برخی استیضاح‌ها مطرح شد و شکل گرفت.

این فعال سیاسی اصلاح‌طلب افزود: آخرین موردی که در مجلس مطرح بود مربوط به وزیر امور خارجه بود. در این میان طرفداران احمدی‌نژاد مساله جاسوسی را مطرح کردند و با طرح این مساله و ارتباط با بیگانگان و عوام‌فریبی‌ها بدین شکل قصد داشتند به اعتبار وزیر امور خارجه در کشور لطمه وارد کنند.

وی ادامه داد: مشخصا موضع‌گیری‌ها در این خصوص کاملا سیاسی بود. در مجموع من در استیضاح‌ها را نکات مثبت و وطن‌پرستانه‌ای نمی‌بینم.

زیباکلام در خصوص مطالبات اصلاح‌طلبان از دولت و نقدهایی که اخیرا به کرات مطرح می‌کنند، گفت: اصلاح‌طلبان چه درون مجلس و چه در بیرون جای گله‌مندی بسیاری از دولت دارند. این گله‌مندی‌ها به علت عدم استفاده روحانی از اصلاح‌طلبان نبوده و نیست و هدف سهم‌خواهی پشت این نقدها وجود ندارد و در همکاری با روحانی هم این اهداف نیست.

وی افزود: دلخوری اصلاح‌طلبان به واسطه موج گسترده ناامیدی در جامعه است که روحانی با عملکرد خود ظرف چندین ماه گذشته ایجاد کرده است، بنابراین قابل فهم است چه فراکسیون امید و چه اصلاح‌طلبان در بیرون از مجلس به حق می‌توانند از عملکرد روحانی گله‌مند باشند.

این فعال سیاسی اصلاح‌طلب تاکید کرد: من معتقدم هیچ چاره‌ای نداریم به جز حمایت و پشتیبانی دولت به رغم وضع فعلی چرا که ما در رای مردم و پای صندوق آمدن آنها برای انتخاب روحانی شریک و دخیل هستیم.

وی ادامه داد: کار صحیح این نیست که بگوییم دیگر با روحانی کاری نداریم مردم بازیچه ما نیستند که بگوییم به فردی رای بدهید و بعد بگوییم دیگر با آن فرد کاری نداریم. اصلاح‌طلبان ضمن حمایت از روحانی و دولت او باید انتقادات شدید و اساسی نسبت به عملکرد روحانی داشته باشند. اصلاح‌طلبان نباید از انتقادات خود به سادگی بگذرند اما در عین حال گزینه صحیح رفتار نسبت به روحانی این است که ضمن حمایت از او مطالبات خود را از او طلب کنیم و وی را رها نکنیم؛ چراکه ما شریک او در به قدرت رسیدن هستیم.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

 


جهت منبع مطلب یا عنوان اصلی به پیوند بالا اشاره کنید

 

فرهنگ > دین و اندیشه - محمدرضا زائری معتقد است که روحانیون در همه چیز بیش از حد دخالت کرده‌ و همین مسئله باعث شده است تا مردم گلایه‌مند باشند، زیرا که خود روحانیون این توقع را ایجاد کرده‌اند.

سیدعبدالجواد موسوی: حجت‌الاسلام محمدرضا زائری، از دهه هفتاد چهره‌ای شناخته شده در عرصه فرهنگ و رسانه کشور بوده است. او در این سال‌ها علاوه بر فعالیت‌های فرهنگی و هنری، همیشه با موضع‌گیری‌ها و اظهارنظرهای صریح خود در حوزه‌های مختلف، خبرساز بوده است. 
این روحانی که بیشتر با زاویه دیدی متفاوت از قرائت‌های رسمی و کلیشه‌ای به مسائل و مشکلات جامعه نگریسته است، چندی پیش مهمان کافه خبر بود تا پاسخ‌گوی سوالات ما درباره مسائل مذهبی، فرهنگی و اجتماعی باشد.
زائری در این نشست که به طور زنده پخش شد و فیلم کامل آن را اینجا می‌توانید ببینید، درباره وضعیت فرهنگی جامعه و میزان حضور روحانیت در عرصه‌های مختلف سخن گفت.
آن‌ها که در فضای مجازی شما را دنبال می‌کنند فکر می‌کنم شما را خیلی بهتر از من بشناسند که متعلق به کجا هستید، چه سالی به دنیا آمده‌اید و چه فعالیت‌هایی داشته‌اید. مختصر و مفیدش این است که شما به عنوان یک فعال فرهنگی در این سال‌ها شناخته شده‌اید؛ از نشریه درآوردن تا گپ زدن با این طرف و آن طرف، کنگره برگزار کردن و به کشورهای همجوار مسافرت کردن و از آنجا رهاوردهایی به نام تحقیق، کتاب و پژوهش برای مخاطبان خود آوردن.

ما در این بحث بیشتر می‌خواهیم درباره وضعیت فرهنگی اکنون و آینده و نسبتش با روحانیت در خدمت شما باشیم. برای شروع بحث شاید بد نباشد با خاطره‌ای شروع كنیم. یکی از دوستان مشترک‌مان می‌گفت که سوار تاکسی شدم و یكی گفت: «هوا چقدر گرم است.» گفتم: «تقصیر آخوندهای فلان فلان‌شده است.» طرف گفت: «چه ربطی به آخوندها دارد؟» گفتم: «شماها كه آخر بحث می‌خواهید به این نتیجه برسید، من همین اول كار تكلیف را مشخص كردم.» حالا دور از شوخی، این میزان از حضور روحانیت در همه سطوح از ورزش گرفته تا بقیه جاها را اصلا چقدر مناسب و درست می‌دانید.
بسم الله الرحمن الرحیم. واقعیت این است که به نظرم این اتفاق که شاید ناخواسته افتاده باشد، بیشتر ناشی از غفلت روحانیت بوده. یعنی باید واقعیت را اعتراف کنیم و بپذیریم که کارآکتر و شخصیت اصلی و غالب روحانیت در واقع مدیریت و سیاست نبوده است و این پرسش اول انقلاب هم مطرح بود و بارها از خود امام می‌پرسیدند که چگونه می‌خواهید کشور را اداره کنید؟

در اعترافات خیلی از مسئولین، بزرگان و رهبران نظام که در خاطرات‌شان هست، آنان تصور می‌کردند حالا حالاها باید مبارزه کنند تا روز موعود برسد و خیلی از این‌ها غافلگیر شده بودند. استثناهایی مثل شهید بهشتی و امام موسی صدر را که کنار بگذارید، بقیه بدنه روحانیت که جلودار مبارزه بودند، واقعا تصور این‌که به این زودی قرار است این بار مسئولیت بر دوش‌شان بیفتد را نداشتند.

روحیه‌ای که ما آخوندجماعت کلا داشتیم و داریم، مبنایش مبنای تربیتی و اخلاقی حسن ظن به بقیه و جذب و تبلیغ است. اقتضا می‌کند وقتی یک نفر به مسجد می‌رود و سه شب پشت سر هم صف اول جماعت می‌ایستد و گردنش را هم کج می‌کند، روز چهارم با حاج آقا رفیق می‌شود و حاج آقا نمی‌داند که چه بسا او آمده که نامه‌ای برای وام بگیرد و چه بسا که دو مرتبه برای وجوهات شرعیه آمده که خیلی آدم متدیینی هستم و با طرح سوالاتی از قبیل این‌که من از در مسجد بیرون می‌روم پای راست را اول بگذارم بیرون یا پای چپ را، همان آدمی است که آمده و کاسبی کرده است.

موارد متعددی داریم که این آدم سه بار حاج آقا را با ماشین خود این طرف و آن طرف برده و صاحب چیزهایی شده است. اتفاقی که افتاده این است و روحانیت این غفلت را مرتکب شده. یک جاهایی اگر روحانیت عاقل و هوشمند و زرنگ و حواسش جمع بود، باید اتفاقا خودش را کنار می‌کشید و می‌گفت که به ما ربطی ندارد.

یک صحنه را اگر خودم ندیده بودم، باورم نمی‌شد و می‌گفتم که ساخته‌اند؛ این صحنه را خودم در تلویزیون دیدم که پخش می‌شد و مثلا  آهو، گوزن، غزال یا حیوانی از مخلوقات خدا که درحال انقراض بوده را آورده بودند و به آن رسیدگی کرده و می‌خواستند به زیستگاه اصلی‌اش برگردانند. امام جمعه شهر هم آمده بود و موقعی که روبان را قیچی می‌کردند، صلوات می‌فرستاد! هرچه فکر می‌کردم اما جمعه شهر به این بزغاله، آهو یا گوزن چه ربطی دارد، نمی‌فهمیدم. این یک اتفاقی است که افتاده یعنی ناخواسته هرجایی خواستیم یک روبان قیچی کنیم، سراغ حاج آقا را گرفته‌ایم. اما اتفاقا اگر حواس حاج آقا جمع باشد، باید بگوید که من نیستم. به من چه ربطی دارد که پس فردا هرچه شد گردن من باشد؟ و ملت هم حق دارند، خود ما این توقع را ایجاد کرده‌ایم.

یعنی شما با این‌که روحانیت در همه صحنه‌ها حضور داشته باشد، موافق نیستید؟
من یک وقتی یک یادداشتی نوشتم که دین ما عین سیاست ما هست ولی نه این‌قدر! یعنی این‌قدر دیگر غلیظ که هرجایی زلف‌شان را به هم گره بزنیم نه عاقلانه است و نه هوشمندانه است و نه مدبرانه است. اتفاقا آفات و آسیب‌هایش همان چیزی است که امروز داریم می‌بینیم و اگر مردم گله می‌کنند، حق دارند، به خاطر این‌که ما خودمان این توقع را ایجاد و در همه چیز دخالت کرده‌ایم.

شما روحانیت را جمع بسته‌اید. یعنی به صورت عام همه روحانیت را در این ماجرا مقصر دانستید. منتها یک نظریه‌ای که خیلی هم طرفدار دارد، اینکه انقلاب با روحانیت پیشرو اتفاق افتاد؛ روحانیتی که به قرائت خرافی از دین معترض بود و آقای مطهری و امثالهم و حلقه یاران امام طلایه‌داران این ماجرا بودند و این‌ها باعث شدند که انقلاب شد. منتها بعد از انقلاب این روحانیت سنتی و کسانی که قرائت تا حدودی صلب از دین داشتند، مطالبات خود را با صدای بلند اعلام کردند و خیلی جاها را گرفتند و کار دست این جماعت افتاد. آیا با این نظریه موافقید؟
بله، یک وقتی هم راجع به این موضوع مطلبی نوشته‌ام. یک تعبیری هم از یکی از بزرگان هست که می‌گوید روحانیت انقلابی با امام همراه شد و شکنجه، زندان، بدبختی و کتکش را آن‌ها خوردند. وقتی تاریخ آن موقع را ورق می‌زنید و اوضاع و احوال را مطالعه می‌کنید و فضا را عمومی را، می‌بینید اتفاقا کسانی که جلودار انقلاب هستند، دقیقا کسانی‌اند كه امروز مهجور واقع شده‌اند. به مرور همین اتفاق افتاد و به طور طبیعی یک جریان سنتی در حوزه بودند که دیدند انقلاب پیروز شد و آقای خمینی که فکر نمی‌كردیم رهبر بشود، شد و حالا شروع کردند.

در خاطرات خود امام هست که مثلا می‌گوید امروز یکی از مراجع و بزرگان خدمت ایشان آمده و فشار جدی برای قضیه واردات گوشت یخ زده داشته است. من ایرادی به این بخش ندارم و اتفاقا او باید کار خودش را می‌کرده ولی مطالباتی که بعد از آن از امام صورت گرفت، در مورد رهبری هم همین‌طور است.

متاسفانه البته کسی عنوان نمی‌کند وقتی آقای خامنه‌ای رهبر شدند، چه فشارهایی به ایشان آمد که بیشتر شبیه جوک است؛ مو نباید از عمامه بیرون باشد، ساعت مچی نباید ببندید، فلان شلوار را بپوشید و حتی در مورد لزوم پوشیدن قبا و نپوشیدن قباده توصیه‌هایی بوده! می‌خواهم بگویم فضایی است که وجود دارد و برخی طوری راجع به روحانیت متحجر صحبت می‌کنند انگار این همه بد و بیراهی که امام راجع به روحانیت در وصیت‌نامه و منشور روحانیت گفته، توهمی بوده و موهوماتی در فضای انتزاعی مجرد بوده است.

برخی هم آن را زیرکانه صرفاً به انجمن حجتیه ربط داده‌اند.
اینها بودند، هنوز هم هستند و قدرت هم دارند اما ما باید تکلیف‌مان را معلوم کنیم. شاید به دلایلی رهبر انقلاب مصلحت نمی‌‌‌دانند و شاید احساس می‌کنند که هزینه‌های دیگری دارد را نمی‌دانم، ولی به هر حال این یک واقعیت غیرقابل انکار است. مردم، اداره کشور می‌خواهند و این با اداره یک اتاق پشت در مسجد فلان فرق می‌کند. مشکل ما الان این است که از حاکمیت و اداره جمهوری اسلامی حرف می‌زنیم؛ اداره جمهوری اسلامی و مدیریت یک نظام یعنی تامین آب، غذا، نان، هوا و اشتغال برای همه شهروندان؛ شهروندی که در آن زرتشتی هم هست و باید عضو شورای شهر شود، شهروندی که در آن مسیحی هست و باید نماینده مجلس شود، شهروندی که اهل سنت است و باید نماینده خبرگان شود تا همان شیعه مرتضی علی که حجاب ندارد، خطایی هم می‌کند و لباسش هم فلان طور است و فیلم رقص خود را در اینستا می‌گذارد.

برخی می‌گویند ما با روحانیتی که می‌گوید کسی حق ندارد در فضای مجازی ساختارشکنی و اشاعه منکر کند، برقصد و برهنه ظاهر شود و باید با این موارد برخورد کرد، تکلیف‌مان خیلی روشن‌تر است تا با حاج آقای زائری که به عنوان یک آخوند یک‌باره از چیزی دفاع می‌کند که به لحاظ شرع خیلی قابل دفاع نیست.

او یا می‌خواهد چهره روحانیت سنتی را بزک کند و بگوید که همه آخوندها این‌طوری فکر نمی‌کنند یا دنبال مطلب دیگری است.
حالا من اصلا نمی خواهم به این سمت برویم. حالا که بحث پیش آمد می‌گویم که اتفاقا با همین مبنا به من ضدانقلاب می‌گویند، با همین مبنا معتقدم که من از همه  آنها انقلابی‌ترم چون دارم از موضع اداره جامعه با نظام اسلامی، روحانیت و دین حرف می‌زنم. اتفاقا من اگر انقلابی نباشم، موضع‌ام همان موضع روحانیت سنتی فقاهتی می‌شود. تعارف که نداریم؛ با آن حکم شرعی فقیه مجتهد داخل قم نمی‌شود جامعه را اداره کرد. آن فقیه مجتهد داخل قم یک نظام حقوقی و حکم قانونی را بیان می‌‌کند و می گوید این حرام است. ولی اگر از او بپرسید که حالا فرزندم فلان مشکل را دارد چکار کنم می‌گوید که دیگر به من ربطی ندارد! یعنی حکم شرع این است  و شما از مرجع تقلید استفتا می‌کنید که مثلا دختر من در خانه سگ دارد، آیا می‌تواند نگهداری کند یا خیر که پاسخ فقیه منفی است و تمام شد.

حالا من از موضع فقیه نیستم و من موضع پدرانه دارم. دخترم اگر سگ نداشته باشد از خانه بیرون می‌رود، چکار کنم؟ این‌جا دیگر با آن جواب فقهی قابل اداره کردن نیست. من مسئله‌ام این است که روحانیت به عنوان فقیه یا روحانیت به عنوان پدر؟ روحانیت به عنوان فقیه یک جواب می‌دهد و دیگر تمام شد و به بقیه‌اش کاری ندارد.

  متن کامل 

 

 

 

  تهیه و تدوین : عبد عا صی

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

   آخوند شدن چه آسون، آدم شدن چه مشکل ... (امام خمینی)   

 

 

جهت منبع مطلب یا عنوان اصلی به پیوند بالا اشاره کنید

 خبرآنلاین ، وبلاگ بهشتی، مرتضی : سال‌روز ارتحال عالمی خداباور که مبارزاتش او را سرآمد انقلابیون و زندانیان عصر پهلوی کرده بود در حالی گرامی داشته می‌شود که سال‌هاست فریاد عدالت‌خواهی و رفتار عدالت‌جویی شنیده نمی‌شود، یا اگر هم شنیده می‌شود باور و اعتماد به صداهایی که در این باره می‌شنویم نمی‌گذارد صاحبان صداها را هم‌طراز مرحوم آیت‌الله طالقانی قرار دهیم و بدون اغراق یگانه عصر خود بود که امام خمینی از ایشان با عبارت ابوذر زمان تجلیل کردند.

قبل از پاسخ به سوال فوق مناسب دیدم نوشتارم را با ذکر خاطره‌ای از مرحوم دکتر احمد صدرحاج‌سیدجوادی وزیر کشور و وزیر دادگستری در دولت آقای مهندس بازرگان شروع کنم که بتواند راه‌گشایی باشد برای ادامه مطلب. احمد صدرحاج‌سید‌جوادی، می‌گوید: «بعد از انقلاب، در حالی که در دولت بسیار کار داشتم، روزی طالقانی مرا احضار کرد و گفت: در اطراف منزل ما یک دکان مشروب‌فروشی بود که مردم در روزهای اوج‌گیری انقلاب، حمله کردند و همۀ وسایلش را از بین بردند. شاید آن بیچاره نمی‌دانسته که این کار حرام است، و یا برای ادارۀ زندگی مجبور بوده که این کار را بکند. گذشته از این، تنها مشروبات دکان قابل امحا بوده و کسی شرعاً حق نداشته است سایر وسایل را از بین ببرد. الآن صاحب آن مغازه از زندگی ساقط شده است. او را پیدا کنید و کمکش دهید تا دوباره روی پای خود بایستد. باور کنید که من (وزیر کشور) تا چند روز در آن منطقه می‌گشتم تا صاحب آن مشروب‌فروشی را پیدا و دستور طالقانی را اجرا کنم.»

اگر راهبران انقلاب و مدیران اثرگذار در کشور بر همین روش کشورداری می‌کردند شاهد نابسامانی‌های امروز بودیم! بالا بودن آستانه تحمل افرادی چون طالقانی، بهشتی و امام موسی صدر محصول چه مرام و مکتبی است که امروزه کم‌تر به چشم می‌آید و افراد را با کم‌ترین زاویه‌ای که با افکار حاکمیت پیدا می‌کنند منزوی و حذف‌شان می‌کنیم. طالقانی نگرانی‌هایش در چه موضوعاتی بود که با نگرانی‌های روحانیت امروز سازگاری ندارد!

طالقانی با رفتار علوی و نبوی خود می‌خواست بفهماند دین و شریعت ملک طلق کسی نیست که هر جور تفسیرش کند و بعد حوزه اختیارات حکومت، این نیست که برای اموال و زندگی خصوصی مردم هم تصمیم بگیرد و می‌گوید شاید نمی‌دانسته مشروب‌فروشی حرام است! این گونه رفتارها بوده است که موجب بقای اسلام گردیده و می‌تواند اندیشه تشنگان به حقیقت را سیراب کند نه این که به زور و اجبار و استفاده از عباراتی چون گونی کردن افراد منتقد خواسته شود جامعه‌ای علوی را شاهد باشیم.

در فضای مجازی خبری را دیدم و در پی اطلاع از صحت و سقم خبر گشتم که متأسفانه درست بوده است و آن این که در یکی از مراکز استان‌ها موسسه ای که با مجوز وزارت ارشاد به امر آموزش موسیقی مشغول بوده به دلیل سرقتی که توسط یکی از کارکنان موسسه اتفاق می‌افتد صاحب موسسه با طرح شکایت موفق به دریافت رأی در دادگاه بدوی به نفع خود می‌شود لکن در مرحله تجدیدنظرخواهی رئیس شعبه که فردی روحانی بوده ، به صاحب موسسه می‌گوید: چون شما به کار نامشروعی مشغول هستید سرقت از مال نامشروع مجاز است و با همین نگرش هم، رأی به تبرئه متهم می‌دهد.

آیا واقعا می‌توان گفت طالقانی همان دروسی را خوانده است که افرادی چون فرد مورد نظر خوانده‌اند! چرا این قدر فاصله بین طالقانی و دیگر روحانیون وجود دارد و کار را به جایی رسانده‌اند که تحت عنوان حفظ حکومت از اوجب واجبات است، حدیث شریف: انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق؛ را مجعول و بی‌سند می‌خوانند.

صاحب این اثر، براین باور است که باید حاکمیت و حوزه‌های دین، نگاه خویش را به رسالت و مسئولیت‌ها تغییر دهند تا بتوانیم شاهد بروز و ظهور طالقانی‌ها و بهشتی‌ها و موسی صدرها باشیم والا معلوم نیست ره به کجا خواهیم برد. باید تفسیر از شریعت و احکام دین مورد بازنگری قرارگیرد و جهت‌گیری‌ها به جای آرمان‌گرایی به سوی هستی واقعی و علائق نسل‌ها چرخش داشته باشد.

آری، ابوذر زمان با دنیا و اهلش بیگانه شده بود و زندان نیز او را با آموزه‌های مقاومت و واقع‌گرایی مأنوس کرده بود و جامعه پیرامونی خویش را به‌خوبی می‌شناخت و نقاط آسیب‌پذیر را خوب شناسایی کرده بود و از آن روزی که در زندان‌های رژیم پهلوی جان به کف نهاده و امکان هرگونه سازش را منتفی کرده بود، نگران فردای زندگی مردم بود. مرحوم آیت‌الله منتظری در خاطرات دوران مبارزه و هم‌بند بودن با مرحوم طالقانی چنین گفته است: در یکی از شب‌هایی که مردم در خیابان‌ها و پشت‌بام‌ها شعار می‌دادند، وی بدون خوشحالی از شعارهای انقلابی مردم که صدای‌شان در زندان‌ها هم به گوش می‌رسید در پاسخ مرحوم منتظری که چرا نمی‌خوابی و دل نگرانی؟ اظهار می‌دارد مگر نمی‌شنوی صدای مردم را؟ گفتم خوب می‌خواهند انقلاب کنند، که در جواب تکمیلی گفت: نگرانی من از این است که انقلاب پیروز شود ما سر کار بیاییم و چون تجربه مدیریتی نداشته‌ایم با تصمیمات نابه‌جا مردم را ازدین و روحانیت بری کنیم. (نقل به مضمون)

روحت شاد و راهت پاینده باد که بعد از ۴۰ سال آثار پیش‌بینی و نگرانی‌هایت را می‌بینیم زیرا هستی دینی و اجتماعی و سیاسی به خطر افتاده و کشور دچار بحران بی‌هویتی شده است و دل‌های نگران، به دنبال فریادها و نگاه‌هایی از نوع شما هستند که حیات مجددی به ساختار و بنیان‌های ایران زمین داده و سیمای رحمانی دین را جایگزین بی‌ادبی‌ها، اتهامات، افترائات و سخت‌گیری‌های خلق‌الساعه و بی‌مورد ببینند.

به نظر می‌رسد از دلایل نامیدن ایشان به ابوذر، تقدس‌زدایی از غیرمعصوم مرحوم طالقانی بوده است، زیرا به حکایت خاطرات نقل شده، روزی در سفر به طالقان مشاهده می‌کنند قبر پدرشان نزد مردم احترام خاص پیدا کرده و در حالت زیارت‌گاه شدن است، کلنگ به‌ دست می‌گیرد و به کمک همراهان‌شان نشانه‌های بارگاه و زیارت‌گاه شدن قبر پدر را تخریب می‌کنند تا در آینده امام‌زادگان و متولیانی از کنار آن بیرون نزند که کاش صاحبان تریبون‌های رسمی، طالقانی را از همین منظر به جامعه نشان دهند، تا بر آگاهی مردم افزوده شود و اسیر تقدس‌سازی‌ها و مقدس‌پروری‌ها نشوند، تا بتوانند بهترین راه را برای زندگی خود انتخاب کنند.

دکتر مرتضی بهشتی، حقوق‌دان و پژوهش‌گر 

  تهیه و تدوین : عبد عا صی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 19 شهریور 1397 :: نویسنده : عـبـــد عـا صـی


Image result for ‫کاریکاتور سلطان سکه‬‎

Image result for ‫کاریکاتور سلطان سکه‬‎

Image result for ‫کاریکاتور سلطان سکه‬‎

Related image


 

 

 

 

  مهم‌ترین پرونده-های قضایی ...

 

 

جهت منبع مطلب یا عنوان اصلی به پیوند بالا اشاره کنید

 

 
به گزارش ایسنا، حجت‌الاسلام والمسلمین غلامحسین محسنی اژه‌ای با حضور در برنامه زنده تلویزیونی نگاه یک شبکه اول سیما مهم‌ترین پرونده های قضایی را تشریح کرد. او گفت: در مورد مشکلات اقتصادی همان طور که بارها گفته شده علل مختلفی دارد و الان مشکلات اقتصادی وجود دارد و مردم در سختی‌اند و همه باید تلاش کنیم مشکلات را رفع کنیم اما برخی از رسانه‌ها بیشتر القا می‌کنند و یکی از آنها تحریم ها و جنگ روانی و رسانه ای دشمنان است. بخشی از مشکلات به دلیل کم‌کاری، فساد، خیانت، بی‌انگیزگی، بی‌تدبیری و ساده‌نگری‌های داخلی است که باعث بروز مشکلات شده است. وی افزود: بی‌تدبیری‌های داخلی هم حتما درصد قابل توجهی است و تنها نمی‌توان به تحریم‌ها و جنگ رسانه‌ای دشمن برای بروز مشکلات اقتصادی استناد کرد. البته من نمی‌توانم درصدی بگویم سهم هر یک در بروز مشکلات چقدر است. بخشی از مشکلات هم به دلیل سوء مدیریت‌هاست. امروز رسما دشمن جنگ رسانه‌ای را شروع کرده است.
 وی افزود: نقش وزارت اطلاعات در پرونده‌ای که امروز دادگاهش شروع شد، بی‌نظیر بوده است و سازمان اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات با همکاری قوه قضاییه نقش بی‌نظیری داشتند. وزارت اطلاعات متعلق به دولت است و در پرونده های اقتصادی اخیر کمک شایانی به قوه قضائیه داشت و بسیار موثر بود. در برخی از این پرونده‌ها سازمان اطلاعات سپاه هم کمک ویژه‌ای داشت. همچنین نیروی انتظامی از آذر ماه سال گذشته تا به امروز اقدامات خوبی انجام داده است.
 وی افزود: فردی که اخیرا قصد فرار از کشور داشت، بازداشت شد و اگر همکاری وزارت اطلاعات نبود، اقدامات خوبی در پرونده‌اش رخ نمی داد. ما می بینیم افرادی فاسد و بدون مسئولیت برای مطامع دنیوی و رسیدن به پول بیشتر اموالی را احتکار کرده یا گرانفروشی می کنند. در این شرایط باید این موضوع را هم مد نظر قرار داد که برخی اقدامات فردی است.
 معاون اول قوه قضائیه درباره محاکمه وحید مظلومین به عنوان اخلالگر بازار سکه و ارز گفت: این که این فرد سکه های بانک مرکزی را خریده است، با این عنوان محاکمه نمی‌شود. این که سیاست بانک مرکزی در این رابطه درست نبوده است و سقفی تعیین نشد و با این شرایط می‌دانیم احتمال قاچاق سکه و ورود دشمن وجود دارد. این که چرا و چه کسی سیاست مذکور را اتخاذ کرده بحث جداگانه ای است. در رابطه با نحوه خرید و این که چه مقدار خریده است باید گفت که فردی هفت میلیارد تومان وام گرفته و قرارداد مدنی با بانک بسته است، یک ماه هم وقت داشته تا پول را بازگرداند، در این شرایط پول اخذ شده را سکه خریده است که در این باب انتقاد وارد است و باید دید از چه منشا مالی سکه خریداری شده است.
 وی تصریح کرد: در رابطه با مظلومین هم باید گفت این فرد چند سال پیش هم در بحث خرید و فروش سکه در بازار آزاد و غیر مجاز فعالیت داشته است. اعضایی از این شبکه متهم به خروج غیر قانونی سکه هستند.
 محسنی اژه ای ادامه داد: در رابطه با اقدامات اخیر در مورد ارز و سکه می توان گفت در طول سال گذشته فشارهای مضاعف دشمن مشخص بود و آمریکا به میدان آمد. در این شرایط که می بینیم احتمال تشدید مشکلات وجود دارد وظیفه داریم از ارز صیانت کنیم و در مورد مصرف آن نهایت دقت را داشته باشیم. احساسم این است که این اقدام صورت نگرفت و بسیاری از واردات در سال گذشته، واردات غیر ضروری بود. برخی از اینها برای تولید داخل هم مضر بود. این مدیران اگر پیش بینی می کردند و در رابطه با صیانت ارز تدبیر داشتند این طور نمی شد. در رابطه با کالاهای تخصصی هم همین طور بود و برای جمع آوری نقدینگی هم اقداماتی انجام شد. قوه قضائیه هم باید شرایطی را پیش بینی و متناسب با شرایط جنگی فعالیت می کرد و چه بسا ما هم کوتاهی کردیم.
 معاون اول قوه قضائیه ضمن تاکید بر ضرورت مبارزه با فسادها گفت: در رابطه با عقب ماندگی باید تلاش کنیم تا آن را جبران کنیم. در رابطه با مبارزه با فساد هم باید گفت آیا فقط باید قوه قضائیه ورود کند؟ قوه قضائیه مخصوصا در سال‌های اخیر تلاش هایش بیشتر هم شد. باید منشا فسادها و گلوگاه‌ها را شناسایی کنیم. آیا مجازات بیش از اعدام در رابطه با مفسد، کار بیشتری می‌تواند قوه قضائیه انجام دهد؟ البته تحصیل مال نامشروع هم در لیست وظایف قوه قضائیه است.
 وی افزد: در چهار سال اخیر بیش از ۵۵۰ نفر که احکام سنگین اعم از اعدام و ... گرفتند. ۶ نفر به دلیل فساد مالی، مفسد فی الارض شناخته شده اند و علاوه بر این احکام بسیار سنگینی از جمله حبس های طویل المدتی هم برایشان صادر شده است.
 محسنی اژه ای در پاسخ به سوال مجری مبنی بر این که بعضا بین قوای سه گانه به جای هم افزایی، هم‌آوردی و مباحث سیاسی مطرح است و نتیجه همسویی بین قوا را مردم کی باید ببینند، گفت: اصلا این بحث هم‌آوردی مطرح نیست و در چند سال اخیر هماهنگی های بسیار خوبی بین قوا وجود دارد. به عنوان مثال در موضوع شرکت های تعاونی اعتبار، قوه قضائیه پای کار آمد و دولت و مجلس به کمک هم تلاش کردند تا به نفع مردم، حقوق آنها را حفظ کنند. بسیاری از مردم که سپرده گرفته بودند موجودی نداشتند و اگر همکاری قوا نبود، بسیاری از مردم به حق خود نمی رسیدند.
 وی افزود: همه مدیران از قوه قضاییه گرفته باید احساس کنند که جنگ است و یک لحظه غفلت ممکن است دشمن ضربه خود را وارد کند. الان باید عزم خود را برای مبارزه با فساد جزم کنیم.
 وی با طرح این سوال که ما از مافیا چه تعریفی داریم، گفت: اگر منظور این است که برخی از جرایم سازمان‌یافته است بله این طور است.
 به گزارش ایسنا، محسنی‌اژه‌ای ادامه داد: در بحث دستگیری میثم رضایی باید بگویم که خودش به اقدامات مخربش پی برده بود و قصد فرار از کشور داشت که وزارت اطلاعات به قوه قضاییه کمک زیادی کرد و مانع فرار این فرد شد. در طول دو ماه گذشته هم تعداد زیادی دستگیر شده‌اند. در پرونده مظلومین ۱۹ متهم وجود دارد و ردیابی ۱۴ هزار میلیارد گردش مالی تنها با قوه قضاییه نبوده است و حتما دولت و ضابطان هم کمک فراوانی کرده اند.
 محسنی اژه‌ای گفت: مظلومین به دلیل خرید و فروش عمده و غیر مجاز ارز و خارج کردن این ارز از کشور محاکمه می‌شود؛ البته تعبیر سلطان سکه را درباره این فرد قبول ندارم. مظلومین سال ۹۱ دستگیر و پرونده ای برای وی تشکیل شد و کیفرخواست برای او صادر شد اما حراست بانک مرکزی و اداره حقوقی بانک مرکزی به دادگاه می‌گویند با نظر ما خرید و فروش کرده و دادگاه وی را به همین دلیل محکوم نکرد. اما بعدا فهمیدیم حراست بانک مرکزی رشوه گرفته و افراد تحت تعقیب قرار گرفتند. در این دوره هم این اتفاق افتاد و در آذرماه هم بانک مرکزی به نیروی انتظامی نوشت که افرادی به صورت شبکه‌ای ارز خارج می‌کنند. نیروی انتظامی هم وقت گذاشت و افرادی را شناسایی کرد که یکی از این افراد متهم همین مظلومین و پسرش بودند. همچنین نیروی انتظامی در بررسی کف بازار به سالار آقاخان و محمداسماعیل قاسمی رسیدند و دوباره بانک مرکزی و وزارت اطلاعات گفتند با دستور ما بوده که البته وزارت اطلاعات توضیحاتی داد اما از بانک مرکزی قبول نکردیم. بر همین اساس معاون ارزی بانک مرکزی مورد تحقیق قرار گرفت و رئیس بانک مرکزی هم مورد تحقیق قرار گرفت اما بازداشت نشد که این تحقیقات ادامه دارد و کشف شد فساد وجود دارد و توضیحات پذیرفته نشد. البته حراست فعلی بانک مرکزی بازداشت شد و مورد تعقیب قرار گرفت.
 وی در ادامه گفت: اگر منظور ازمافیا این است در سازمان‌های دولتی ریشه دارند، بله وجود دارد و دستگیری هم از سازمان‌های دولتی وجود داشته است. عده‌ای از بانک مرکزی و وزارت صمت را که در وقوع فساد نقش داشتند دستگیر کردیم و تحقیقات از این افراد برای به نتیجه رسیدن پرونده شان ادامه دارد.
 محسنی اژه‌ای در پاسخ به سوالی مبنی بر این که آیا ممکن است بخش اصلی فساد در شبکه‌های دولتی باشند، گفت: اگر فساد با تقسیم‌ کار و برنامه باشد سازمان یافته است اما بدانید خط قرمز برای عدم تعقیب وجود ندارد. اگر سراغ کسی برویم باید دلایل توجه جرم وجود داشته باشد. تردید نکنید دست بیگانه در برخی گرانی‌ها و مشکلات اقتصادی وجود دارد یعنی حتما در تشدید و ایجاد مشکلات دست بیگانه وجود دارد اما این که اثبات رابطه بین عوامل داخلی و بیگانه شود، سخت است. گاه یک نفر اجیر می‌شود و برخی تصمیم‌سازی برای مدیران می‌کنند اما تا الان در خصوص تصمیم‌سازی قرائن و شواهد داریم اما سوءنیت فرد مشخص نیست.
 سخنگوی قوه قضاییه ادامه داد: وزارت اطلاعات در ۳۰ فروردین‌ نامه‌ای خطاب به واعظی و جهانگیری و رونوشت به وزیر اقتصاد و بانک مرکزی نوشت و در آن پیرامون نحوه توزیع سکه تذکر و هشدار داد و درباره نکات منفی مداخله ارزی گذشته هم مطالبی بیان کرده بود و خواسته بود در رابطه با این سیاست تجدید نظر شود. آن چه برای ما مشخص شده است این است که شواهد و قرائنی مبنی بر نقش آفرینی در رابطه با تصمیم‌سازی غلط وجود دارد.
 وی تاکید کرد: اگر شبکه‌های دستگیر شده فعلی متلاشی نمی‌شدند قطعا شرایط بدتر بود. ما چند مفسد را گرفته ایم ولی همه مفسدان را که نگرفته ایم حتما افراد دیگری هم وجود دارند که مفسد هستند حتما هم افراد و سرویس های بیگانه دیگری هم در کار هستند.
 سخنگوی قوه قضاییه درباره دانه‌درشت‌ها ادامه داد: آیا دانه‌درشت کسی است که میزان اختلاسش زیاد است یا منصب بالایی دارد اما تخلفش کم است؟ یا به فلان آقازاده می‌گوییم دانه‌درشت؟ مصداق واضح آن کسی است که منصب بالایی دارد. بسیاری از افرادی که جرم انجام داده‌ و اکنون دستگیر شده‌اند مباشر فرد بالاتری نداشته‌اند. ما از افراد پایین‌تر به دانه‌درشت‌ها و به نقطه مرکزی می‌رسیم‌. اکنون ما از طریق دلال‌ها به افراد بالاتر رسیدیم‌. مثلا از دلالی در کف سبزه میدان به مظلومین و از وی به عراقچی و از او به سیف می‌رسیم. از نظر شما شهردار، وزیر، استاندار، نماینده مجلس، کارمند ثبت، قاضی دانه درشت هستند یا نه؟ همه این افراد جزو کسانی هستند که با آنها برخورد قانونی صورت گرفته است و محکوم شده‌اند. البته من به ضعف اطلاع‌رسانی در قوه قضائیه اذعان می‌کنم اما ما محدودیت‌های قانونی داریم.
 وی یادآور شد: باباخان ولی‌پور مقام بالای دولتی نداشت اما ۱۲۰۰ شاکی داشت و با کار پیچیده سر مردم کلاه گذاشته بود که خب این فرد بازداشت و محاکمه شد و حکم اعدام گرفت و حکم او نیز اجرا شد. در پرونده مه‌آفرید امیرخسروی که یکی از کارهای او کلاهبرداری از بانک ملی وصادرات بود نیز چند حکم اعدام و حبس بلندمدت داشتیم و مدیرعامل بانک صادرات و ملی و رئیس چند شعبه بانک و کارمند گمرک محکوم شدند.
 معاون اول قوه قضاییه درباره فرار خاوری و این که آیا با خود وجهی از کشور خارج کرد، گفت: مدیرعامل بانک ملی مانند مدیرعامل بانک صادرات تخلف داشت و هر دو بدون داشتن نظارت سبب بروز تخلفات شدند. در اینجا زنی پیدا شد که مدعی شد چند میلیون دلار رشوه به مدیرعامل بانک ملی داده است و فرد به صورت غیابی به این اتهام و به بیست سال حبس محکوم شد و اموالی هم که شناسایی شد استیفا شد. در آن پرونده هر چه از بیت‌المال رفته بود خیلی بیشتر احصا و بازگردانده شد.
 محسنی اژه ای در پاسخ به سوالی مبنی بر این که آیا در میان محکوم شده ها در این سال ها وزیری که سر پست باشد و محکوم شده باشد، داشته ایم یا نه گفت: در حد وزیر در زمان سمت محکومیت نداشتیم اما وزیر سابق یا اسبق محکومیت داشته ایم.
 معاون اول قوه قضاییه درباره حواشی دادگاه مشایی گفت: حکومت ما واقعا مردمی است و علی‌رغم چیزهایی که از زندان‌های ما می‌گویند زندان‌های ما از بسیاری از زندان‌های کشورهای دنیا بهتر است و هیچ زندانی در دنیا این مقدار عفو، تسهیلات، مرخصی و دیدار با خانواده ندارد. نمی‌توانیم به دلیل این که ممکن است یک زندانی یک تماس متخلفانه با رسانه های بیگانه بگیرد تلفن همه زندانی‌ها را قطع کنیم. قطعا تخلفاتی انجام می‌شود که جرم این مثل توهین به دادگاه و دروغ گفتن است که می‌توان فرد را برای آن محکوم کرد. نقل شده که در یکی از دادگاه های آمریکا فردی شلوغ بازی نمی‌کرده و توهین هم نمی کرده اما خارج از اجازه قاضی حرف میزده که قاضی دستور میدهد در دهان این فرد چسب بزنند که ما نمی خواهیم این کار را کنیم. در این رابطه توهین به دادگاه و بر هم زدن نظم دادگاه جرم است. اصل و فرع نوشته این فرد در مورد عزل وکلایش موجود است و فردی که وابسته به این متهم است حرف‌هایی زده که در شان خودش است و گفته اگر ثابت شد فلان، که ثابت شد، مگر این که بگویند اینها جعلی است که خوب باید پرسید چه کسی جعل کرده است اینها که زنده اند و خودشان به دادگاه مراجعه کرده اند اینها جوسازی می‌کنند. وکیل جدید این فرد خودش به دادگاه آمده و اعلام عزل سایر وکلا را مطرح کرده است.
 محسنی اژه ای با اشاره به اجازه از رهبری گفت: چرا در این مقطع آمدیم اجازه خاصی از رهبری گرفتیم؟ چون قانون قبل از قطعی شدن حکم حتی در صورت علنی بودن دادگاه، اجازه رسانه‌ای شدن و انتشار نمی‌دهد مگر مسائلی که ذهن مردم را درگیر می‌کند که با موافقت رئیس قوه قضاییه اجازه پخش وجود دارد. آقایی گفته بود مگر مبارزه با فساد اجازه می‌خواهد، اجازه به دلیل سلسله محدودیت‌های قانونی گرفته شد چون احساس کردیم در زمان جنگ اقتصادی نه برای اصل مبارزه با فساد بلکه برای کنار گذاشتن برخی مواعد و پخش رسانه‌ای احتیاج به کنار گذاشتن محدودیت و گرفتن اجازه وجود دارد. البته ناگفته نماند چند راه وجود داشت، این که به مجلس لایحه ببریم، در جلسه سران قوا لایحه ای را مطرح کنیم اما دیدیم زمان می‌گذرد و از روی اضطرار با توجه به ضرورت برای زمان خاص برای کوتاه کردن زمان‌ها اجازه گرفتیم. این اجازه برای کوتاه کردن ابلاغ‌ها، مهلت‌ها، قابل پخش شدن دادگاه‌ها و حذف ساز و کار احاله انجام شده است. این اجازه موقت بوده و حداکثر دو ساله است و اگر قانونی از مجلس گرفتیم که کنار گذاشته می‌شود. البته حتما باید در رسیدگی‌ها سرعت داشته باشیم و نباید برای سرعت اتقان و عدالت را کنار بگذاریم. از خود نمی‌توانیم ذوقی عمل کنیم بلکه عمل ما بر اساس قانون خواهد بود و اجازه تنها برای مسائل شکلی زمان‌ها و مهلت‌هاست‌.
 محسنی اژه ای در پایان گفت: خوشبختانه مردم در معرفی مفسدان گام های خوبی برداشته اند و ما هم در قوه قضاییه وعده می دهیم که از کسانی که مفسدان را معرفی کنند حمایت کنیم و قول می دهیم به گونه ای حمایت می کنیم که از خطرات احتمالی محفوظ باشند و خیالشان راحت باشد که پس از این که مفسدان را معرفی کردند آزاری به آنها نمی رسد.

 

 

  تهیه و تدوین : عبد عا صی






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آذری جهرمی گفت: اکنون همه گروه‌ها و جریان‌ها از اپوزیسیون‌های داخلی که به‌دنبال براندازی نظام نیستند اما منتقدند گرفته تا اپوزیسیون‌های خارجی که نماد آنها رسانه‌هایی مانند بی‌بی‌سی، من و تو، و... است و به‌دنبال براندازی نظام هستند، همه در توئیتر فعالند بنابراین باید در این فضای رسانه‌ای نوین ما نیز فعال باشیم.

به گزارش جماران؛ ایران نوشت: شبکه اجتماعی توئیتر کماکان فیلتر است اما کاربران زیادی از جمله مسئولان رده بالای حکومت تا کاربران عادی در این شبکه اجتماعی فعال هستند. آگاهان از فضای رسانه‌ای نوین، فعالیت در توئیتر و دیگر رسانه‌های نوین را یک فرصت برای کشور در برابر تهدیدات می‌دانند. محمدجواد ظریف وزیر امورخارجه ضمن اینکه خود در این فضا فعال است اخیراً برای سفرا نیز دستورالعمل صادر کرده تا برای تنویر افکارعمومی از این شبکه اجتماعی استفاده کنند و پادزهری باشند برای حرکت‌هایی که علیه ایران از سوی دشمنان انجام می‌شود. محمدجواد آذری جهرمی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات نیز بر استفاده از فضای نوین رسانه‌ای تأکید دارد و فعالیت در این فضا را برای مسئولان و رسانه‌ها نه تنها یک فرصت می‌داند، بلکه معتقد است نباید به بهانه اینکه در این فضا ضد انقلاب است آن را فیلتر کنیم. وزیر ارتباطات در دیدار و نشست صمیمانه با مسئولان روزنامه «ایران» درباره فضای رسانه‌ای نوین و فعالیت در این فضا سخن گفته است که می‌خوانید.

آغاز خط دهی از توئیتر

محمدجواد آذری جهرمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات با بیان اینکه فضای نوین رسانه‌ای در جهان بسیار چابک است، گفت: رسانه‌ها در دنیا و در فضای نوین دچار تحول بزرگی شده است و خبرها و خط دهی از فضای مجازی و توئیتر شکل می‌گیرد. مطالب در این شبکه مجازی برای یک درصدی از جامعه که در آنجا حضور دارند گفته و پرداخته می‌شود و بعد از تبادل نظر به رسانه‌ها می‌رسد.

وی افزود: من به تمام مسئولان و رسانه‌ها توصیه می‌کنم که در توئیتر فعال باشند. حتی اخیراً به آقای قمی رئیس جدید سازمان تبلیغات اسلامی نیز توصیه کردم در توئیتر فعال باشد و به این شبکه اجتماعی بپیوندد. آقای قمی مانند خیلی از مسئولان معتقد است که در این محیط ضد انقلاب‌ها هستند. ولی من به ایشان گفتم که برای شما مثالی می زنم. در زمان مجلس که کاندیدای وزارت ارتباطات شدم درباره من چه می‌گفتند؟ می‌گفتند ناخن کش، بازجو، مخوف، دزد و... حتی جلاد سایبری را درباره من ترند کردند اما اکنون درباره من چه می‌گویند؟ برای تغییر فضا باید بلد باشیم چگونه کار کنیم وقتی مسئولی نمی‌تواند کار کند از او انتقاد هم می‌کنند بنابراین باید اشتباه خود را بپذیرد و آنها را اصلاح کند. نباید به بهانه اینکه در فضای توئیتر ضد انقلاب است، این فضا را فیلتر کنیم.

آذری جهرمی در ادامه گفت: اکنون همه گروه‌ها و جریان‌ها از اپوزیسیون‌های داخلی که به‌دنبال براندازی نظام نیستند اما منتقدند گرفته تا اپوزیسیون‌های خارجی که نماد آنها رسانه‌هایی مانند بی‌بی‌سی، من و تو، و... است و به‌دنبال براندازی نظام هستند، همه در توئیتر فعالند بنابراین باید در این فضای رسانه‌ای نوین ما نیز فعال باشیم.

جوان‌ترین وزیر کابینه در ادامه افزود: دولتمردان در فضای توئیتر بسیار ضعیف عمل می‌کنند و به نوعی حضور ندارند. اگر هم برخی حضور دارند یا اسیر جریان‌سازی می‌شوند یا برخی صفحات مجازی خود را به تابلو اعلانات برای تبریک، تسلیت و بازدیدها و نهایت گذاشتن چند عکس خلاصه کرده‌اند. در صورتی که نباید این گونه باشد. به شخصه در فضای رسانه‌ای نوین در توئیتر و اینستاگرام فعالم ولی مراقب جریان‌سازی نیز هستم و می‌دانم چه کسی با منشن کردن یک متن با 40‌ آی دی مختلف دنبال جریان‌سازی است و چه کسی مطلبی را بدرستی و بحق بیان کرده است.

باز کردن فضای نقد در کشور

محمدجواد آذری جهرمی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات با اشاره به اینکه رسانه‌های امروز برخط هستند، گفت: دیگر زمان چاپ بولتن خبری با عبور از خوان‌ها و ممیزی‌های مختلف گذشته است. اکنون دیگر تمام اخبار و اتفاقات و مطالب به لحظه است و پاسخ‌ها نیز باید به‌لحظه باشد.

وزیر ارتباطات درباره انتقاد از مسئولانی که در رسانه‌های نوین خبررسانی می‌کنند و حرف‌های جذاب خود را در این عرصه بیان می‌کنند و این گونه به‌نظر می‌رسد که این اتفاق باعث شده تا روزنامه‌های رسمی جایگاه و مرجعیت خود را از دست بدهند، گفت: وقتی به وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات آمدم با این چالش مواجه بودم که خبرنگاران حوزه وزارت ارتباطات از اینکه روابط عمومی اطلاع‌رسانی نمی‌کند، انتقاد و اعلام می‌کردند که وزیر ارتباطات خبرها را در فضای مجازی مانند اینستاگرام و توئیتر انعکاس می‌دهد از این‌رو ما چه خبری را منتشر کنیم.

آذری جهرمی با اشاره به اینکه این اتفاق خوبی است که مسئولان و افراد در فضای رسانه‌های نوین اطلاع‌رسانی می‌کنند گفت: وقتی مسئولان و افراد اخبار را خود اطلاع‌رسانی می‌کنند دیگر مسئولیت آن به دوش خبرنگاران نیست که بخواهند هزینه تکذیبیه‌ها را نیز بپردازند. بنابراین همان‌طور که اشاره کردم درعرصه کنونی وظیفه رسانه‌ها خبررسانی دست اول نیست، بلکه غنی‌سازی اخبار و ارائه تحلیل‌ها و نقد‌ها است. در فضای رسانه‌ای جدید باید مطابق شیوه نوین آن پیش رفت. البته ناگفته نماند باید فضای نقد هم در کشور باز شود و برخی سعه صدر خود را بالا ببرند تا رسانه‌ها بتوانند نقد کنند، چرا که اگر فضای نقد در رسانه‌ها باز باشد رسانه‌های معاند نظام دیگر جایی نخواهند داشت و اخبار و اطلاعات را از منابع داخلی و رسمی دریافت می‌کنند.

آذری جهرمی با اشاره به اینکه جای خبررسانی در فضای نوین رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی است نه به چالش کشیدن و تحلیل آنها، گفت: چالش‌ها را باید به فضای رسانه‌های سنتی و مولتی مدیا کشاند. وقتی درباره شفاف‌سازی صحبت می‌کنم و می‌خواهم این موضوع را به چالش بکشم عده‌ای می‌گویند در شبکه‌های مجازی حرفت را بگو. چالش را باید با مجری و فرد دیگری انجام داد تا به نتیجه درستی برسد و برد داشته باشد بنابراین در اینجاست که باید صدا و سیما و دیگر رسانه‌ها بخصوص رسانه‌ای مانند روزنامه ایران به میدان بیایند.

وزیر ارتباطات با اشاره به اینکه دولت تریبونی در صداوسیما ندارد و دیگر رسانه‌ها نیز مواضع دولت را نمی‌گویند، افزود: اکنون هجمه‌ها علیه دولت زیاد است. حتی برخی از روزنامه‌های دولتی کم از اپوزیسیون نیستند و به جای انتقاد تخریب می‌کنند. با وجود چنین رسانه‌هایی دولت به دشمن دیگری نیاز ندارد. مطالبی را برخی رسانه‌های داخلی مطرح می‌کنند که ضد انقلاب هم آن را مطرح نمی‌کند. البته اگر ضد انقلاب چنین مطالبی را بگوید مردم قبول نمی‌کنند ولی وقتی رسانه‌های داخلی می‌گویند، قبول می‌کنند.

آذری جهرمی گفت: امروزه رسانه سنتی ما نیز بدرستی عمل نمی‌کند. حتی برخی از مجموعه‌ها به جای اینکه فضای خبری را در دست بگیرند برنامه‌شان این است تا رسانه‌ها را به گونه‌ای ساکت کنند تا علیه آنها چیزی ننویسند و بیشتر هم به‌دنبال حمایت و تعریف و تمجید هستند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

 

    فاصله طبقاتی، انقلاب اجتماعی ... 

 

   برای دیدن مرجع یا عنوان اصلی به لینک فوق اشاره کنید

 

 فیاض گفت: الان انقلاب اجتماعی که در حال رخ دادن است در واقع محور اصلی آن حوزه‌ی علمیه‌ی قم است و در نهایت به یک انقلاب دینی تبدیل می‌شود. ببینید الان حوزه خودش دچار فاصله‌‌ی طبقاتی شدیدی است عده‌ای در حوزه گرسنه هستند اما در تضاد با آن‌ها کاخ‌هایی در قم به عنوان موسسه ساخته می‌شود و میلیاردی هزینه می‌کنند اما طلبه‌ی دیگری است که می‌گوید من ماهی یک پفک برای فرزندم نمی‌توانم بخرم و در قم جنگ طبقاتی رخ داده‌ است.
وی در آخر گفت: طلبه‌هایی که در دانشگاه هستند چون کارهای تحقیقاتی می‎‌کنند درآمد کسب می‌کنند اما بعضی از طلبه‌ها ماهی ۸۰۰ هزار تومان حقوق می‌گیرند و درمحله‌های فقیرنشین زندگی می‌کنند. یک مرجعی مثل شبیری زنجانی که یک قمی اصیل است و به سیاست کار ی ندارد را مقایسه کنید با آیت الله مکارم شیرازی که بیشتر در ساختارهای حکومتی است و این فاصله‌ی طبقاتی بین آن‌ها نیز کشیده شده است و بنیادی است.

 متن کامل

 تهیه و تدوین : عبد عاصی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

 

 در اتاق دربسته ننشینید و برای مردم تصمیم بگیرید

 

 

 برای دیدن مرجع یا عنوان اصلی به لینک فوق اشاره کنید

 

به گزارش ایسنا، شفقنا نوشت: استاد حسین انصاریان در سخنرانی خود در بیت الأحزان اصفهان، اظهار داشت: قرآن مجید ۲۷۶ بار رحمت وجود پروردگار را مطرح کرده است. نکات بسیار مهمی در آیات در زمینهٔ رحمت وجود دارد و می توان گفت آیات رحمت، روش زندگیِ با برکت را نشان انسان می دهد. یکی از آن آیات در سورهٔ مبارکهٔ آل عمران و خطاب به شخص رسول اکرم(ص) است: «فَبِمٰا رَحْمَهٍ مِنَ اَللّٰهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کنْتَ فَظًّا غَلِیظَ اَلْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِک فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اِسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شٰاوِرْهُمْ فِی اَلْأَمْرِ فَإِذٰا عَزَمْتَ فَتَوَکلْ عَلَی اَللّٰهِ إِنَّ اَللّٰهَ یحِبُّ اَلْمُتَوَکلِینَ»(سورهٔ آل عمران، آیهٔ ۱۵۹)، این اخلاق، این نرمی و مدارای تو با مردم جلوهٔ رحمت خدا در وجود توست و به خاطر این رحمت نرم خو شدی؛ اگر آدم خشمگین و سخت دلی بودی، بر اثر این حالت خشم و سخت دلی، تمام مردم تو را رها می کردند و می‌رفتند.» به نظر می‌رسد معنی آیه این است که مردم تحمل خشم، سخت دلی و سنگ دلی را ندارند و در برابر آدم های خشمگین و سخت دل پس می زنند؛ لذا در طول تاریخ -از زمان حضرت آدم تا امروز- ثابت شده که خشم و سنگ دلی جواب نداده است.

استاد اخلاق حوزه‌های علمیه با بیان اینکه نبودِ خشم و سنگ دلی از آثار رحمت الهی در وجود انسان است، تاکید کرد: کسانی که حالت خشم بر آنها حاکم است و در برابر همه چیز خشمگین می شوند، کسانی که انسان های سنگ دل و سخت دلی هستند، نشان می دهند که رحمت پروردگار نصیب آنها نشده است و خودشان هم باعث شده اند که رحمت الهی نصیب آنها نشود؛ اگر درد خشم و سنگ دلی را با تمرین درمان کنند، یقیناً تجلی گاه رحمت پروردگار می شوند.

او گفت: دستوراتی که خداوند به پیامبر(ص) می دهد، نسبت به عرب آن روز که اسلام وجودش نهالی بود و هنوز درخت ریشه داری نشده بود، بسیار جالب است. عرب بی در و پیکر، بی اخلاق، تندخو، هیجان دار و هجوم کننده که پیغمبر عظیم الشأن اسلام هم از اخلاق آنها در امان نبود یعنی هنوز حساب خاصی برای حضرت باز نمی کردند و آن گونه که باید، ادب را نسبت به او رعایت نمی کردند. پیغمبر(ص) بین این مردم زندگی می کند.

مفسر و پژوهشگر علوم و معارف قرآن ادامه داد: دستورات خداوند نسبت به رفتار پیامبر(ص) با مردم آن زمان، دستورات عام است و شامل حال تک تک مرد و زن امت هم می شود؛ چرا که خدا در سورهٔ احزاب پیغمبر اکرم(ص) را سرمشق نیکوی امت می داند، یعنی کارهایی که او می کند، برای شما حجت و سرمشق است و روشی که او با مردم به کار می برد، شما هم باید به کار ببرید؛ البته اگر آخرت آباد را انتظار دارید و دلتان می خواهد یاد خدا در وجودتان جلوه کند. «لَقَدْ کٰانَ لَکمْ فِی رَسُولِ اَللّٰهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ لِمَنْ کٰانَ یرْجُوا اَللّٰه»(سورهٔ أحزاب، آیهٔ ۲۱)، اگر می خواهید به خدا امید ببندید که خدا به شما رو کند، اگر آخرت آبادی را امید دارید و اگر می خواهید درونتان غرق یاد حق شود، به پیغمبر اقتدا کنید.

او به دستورات خداوند به پیامبر (ص) بر اساس رحمت خود، اشاره و تصریح کرد: «فَاعْفُ عَنْهُمْ»، اینها مردمی هجومی، هیجانی، خشمگین، تند و تلخ هستند و تو هم در امان نیستی. ادب را رعایت نمی کردند و در روایات دارد که گاهی با همان حالت هیجان و تندخویی وارد مسجد می شدند و خیلی تند و تیز و تلخ می گفتند که محمد کدام یک از شماست؟ در کمال بی ادبی از حضرت سراغ می گرفتند. پیغمبر اکرم(ص) هم به مردم یاد داده بودند که با تازه واردین، وارد مسئله ای نشوید تا خودم وارد شوم. می فرمودند؛ کسی که سراغش را می گیرید، منم و جمعیت را می شکافت. مسجد هم سقف نداشت و هنوز تمام نبود، پول هم نداشتند که تمامش کنند. هوا گرم بود و مردم برای نماز ظهر می آمدند، نماز را می خواندند و می رفتند. منبرهای رسول خدا(ص) صبح بود و شب هم منبر نداشتند، چون هوای شبِ مدینه هم گرم بود. می گفتند آن کسی که سراغش را می گیرید، منم و جمعیت را می شکافت، جلو می آمد و سرش را روی دامن پیغمبر(ص) می گذاشت، با پایش هم مردم را به عقب هُل می داد که جای راحتی برای خودش باز کند، بعد با همان هیجان و خشم به پیغمبر(ص) می گفت برایم قصه بگو، شنیده ام تو خوش زبانی! پروردگار به حضرت دستور می دهد: «فَاعْفُ عَنْهُمْ» از آنها گذشت کن، موضع گیری و تلخی نکن، جواب هیجان را با هیجان نده، جواب خشم را با خشم نده، جواب بدی را با بدی نده.

انصاریان افزود: این آیه دو بار در قرآن تکرار شده است که اگر ما بتوانیم این آیه را عمل کنیم، دلیل بر این است که مؤمن واقعی هستیم. این دو آیه عجیب است و هر دو هم یک مطلب را می گوید: «وَیَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَهِ السَّیِّئَهَ»(سورهٔ رعد، آیهٔ ۲۲؛ سورهٔ قصص، آیهٔ ۵۴)، بدی مردم را با نیکی جواب بده. در ضرب المثل‌های ایران می گویند جواب و سزای بدی بدی است، اما آیهٔ شریفه می گوید نه، شما پاداش بدی دیگران را هم نیکی قرار دهید. اینها کمال مسلمانی، کمال اخلاق و انسانیت است و این نیکی‌ها، اخلاق خوش، رفتار نرم و گذشت بسیار جواب می دهد.

خشم و دفع در این چهل سال جواب نداده است

او با تأکید بر اینکه دفع در این چهل ساله جواب نداده است، اظهار کرد: دفع موجب جذب جوان نمی شود؛ اگر ما با مردم بدی کنیم، مردم را بتارانیم، خشمگینانه با مردم برخورد کنیم، سر مردم داد بکشیم و دست روی مردم بلند کنیم، مردم نمی ایستند و رها می کنند، بی تفاوت و مخالف می شوند؛ اما محبت تاکنون جواب داده است. سزای بدی، بدی نیست! ما دستور به خشم، دستور به مشت بلند کردن، دستور به داد کشیدن و دستور دست بردن به اسلحه هم داریم، ولی در مقابل دو طایفهٔ منافقین و کفار؛ اگر آنها با ما جنگ شروع کردند و اگر هم جنگ شروع نکردند که ما دستور برخورد با آنها را هم نداریم، یعنی جامعه باید پر از رحمت و نرمی پروردگار باشد.

نویسنده کتاب « تفسیر حکیم»، یکی از نشانه‌های دفع جوانان را مساجد خالی دانست و گفت: من چند روز پیش در قم طرحی را به علمای قم برای مساجدی دادم که خلوت شده است و در آن طرح گفتم ما می توانیم تمام مسجدهای خلوت شدهٔ ایران را پر کنیم. پر کردن مساجد راه دارد و اکثراً این راه را بلد نیستند؛ بنا شد در قم این پیشنهادهای من را تکمیل کنند، بلکه بتوانند دوباره مساجد را به روزگار گذشته‌اش برگردانند. ما دستور جنگ با منافقین و کفاری داریم که شروع به جنگ با ما می کنند، ولی اگر در تمام قرآن و روایات بگردید، ما هیچ جا نداریم که خودتان سر خود با مجرم برخورد کنید. قرآن و روایات برای مجرم برنامه قرار داده اند و اوّلین برنامه شان هم انتقال محبت است.

جنبه جذبی ما ضعیف و جنبه دفعی بسیار شدید شده است

انصاریان ادامه داد: یکی زنا کرده و دستگیر شده است، اسلام به او یاد می دهد و می گوید اقرار به این جرم واجب نیست، لازم نیست به کسی بگویی، لازم نیست خودت را به دادگاه معرفی کنی. یک جرمی بین خودت و من کرده‌ای، آشتی کن و من هم می‌بخشم؛ اما خودت را به زحمت نینداز، خودت را دچار تازیانه و آبروریزی نکن. تمام موارد برخورد با جرم، ابتدا با محبت شروع می‌شود. حال به فرض مجرمی را گرفتند و جرمش هم ثابت شد، فقط باید براساس قوانین قرآن و اهل بیت(علیهم السلام) با او رفتار شود. حق این را ندارند که یک چَک به او بزنند و اگر بزنند، باید از او حلالیت بطلبند؛ اگر زیر مشت و لگد زخمی‌اش کنند، باید دیه بدهند؛ اینها الحمدلله عمل نمی‌شود، یعنی جنبهٔ دفعی ما در این چهل سال خیلی شدید بوده و جنبهٔ جذبی مان که رحمت الله هست، بسیار ضعیف بوده است.

امام جمعه‌های تلخ، تیز و تند را در شهرهای پرجمعیت تغییر دهید

او گفت: چند وقت پیش به یک جلسهٔ بسیار مهمی دعوت شده بودم که بعضی از سران مملکت هم بودند؛ از من پرسیدند: شما بین مردم هستید و همهٔ شهرها، حتی تا روستاها می روید، نظرتان دربارهٔ مردم چیست؟ باید با مردم چه کار کرد که آرام باشند و مردمی که قهر کرده اند، برگردند؟ گفتم: من یک نظر بیشتر ندارم و آن هم محبت کردن به مردم است. محبت کردن به مردم هم کم کردن بار و درد مردم است. شما می توانید خیلی چیزها را از روی دوش مردم بردارید که امکان هم دارد.

این مترجم نهج البلاغه و صحیفه سجادیه افزود: پنج پیشنهاد به آنها دادم که فعلاً دستور داده اند یکی از آنها در یک گسترهٔ محدودی عملیاتی شود؛ نمی دانم عملیاتی هم شده یا نشده است. یک پیشنهادی که دادم، این بود: امام جمعه های تلخ، تیز و تند را در شهرهای پرجمعیت تغییر دهید. چون دفع خیلی خطرناک است! جذب رحمت الهی است، مردم را دور هم جمع کرده و ایجاد محبت می کند؛ بنابراین خداوند در قرآن مجید اجازه داده اند که با دو طایفهٔ منافقین و کفار اگر با شما جنگیدن با آنان بجنگید و اگر کاری به کار شما نداشتند، شما هم کاری به کارشان نداشته باشید. همین محبت پیغمبر(ص) و همین رحمت الهی در وجود پیغمبر(ص) بود که مردم را جمع کرد. چه مانعی دارد که آدم در هیچ موردی عصبانی نشود؟ چه مانعی دارد که آدم در همهٔ موارد محبت کند؟

او به نمونه برخورد محبت آمیز با مردم سایر ادیان اشاره و خاطرنشان کرد: تاکنون چند مسیحی و فکر می کنم یک یهودی به من برخورده اند، فقط با محبت با آنها برخورد کرده ام و آنها شیعه شده اند؛ حتی دو – سه مهندس و دکتر با سوادِ غیرشیعه به من برخوردند و شیعه شدند. یکی از آنها قبل از برخورد به من شیعه شده بود که او هم دکتر و رئیس بهداری مرکز استان بود. گفتم کدام یک از کتاب‌های ما را خوانده ای؟ گفت: هیچ کدام. گفتم: پس چه شد که شیعه شدی؟ گفت: من در قرآن مجید دیدم که خدا به پیغمبر(ص) می گوید: «فَبِمٰا رَحْمَهٍ مِنَ اَللّٰهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کنْتَ فَظًّا غَلِیظَ اَلْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِک»، اتفاق افتاد و به مکه رفتم، دیدم که آخوندهای عربستان از زهرمار هم تلخ ترند! گفتم اگر دین این است، من این دین را نخواستم و همان جا در خانهٔ کعبه و مسجدالحرام شیعه شدم؛ بعد هم کنار شماها آمدم. امسال هم اتفاقی به من گفتند که شما برای منبر به شهر ما می‌آیی، هر شب می آیم. شما آخوندهای شیعه از عسل شیرین‌تر هستید. شما اسلام را نشان می دهید و آنها ما را از اسلام دفع می کنند. چه عیبی دارد که آدم در همه جا گذشت نشان دهد؟ چه عیبی دارد که آدم در همه جا محبت نشان دهد؟

انصاریان با بیان اینکه دعای عرفه، موجی از محبت و رحمت است، اظهارداشت: در مؤسسه ام که در شهر قم هست، با بسیاری از کشورها از طریق سایت در ارتباطیم و شبانه روز با ما تماس دارند. تاکنون نزدیک چهارصد هزار سؤال از خارج و داخل کشور از ما پرسیده‌اند، خیلی از به اصطلاح نامه‌هایی که برای ما بر روی سایت می آید، خواندنی است که بر اثر همین محبت است. یک نامه در بایگانی مان داریم که از یک استاد دانشگاه مصر است و این نامه را در ماه ذی القعده برای من فرستاده است. من او را نمی‌شناسم، ولی ایمیل زده بود که من استاد دانشگاهی در مصر هستم و با شنیدن دعای عرفهٔ شما شیعه شدم؛ چون دیدم همه ٔ این دعا محبت و رحمت است. فارسی‌هایش را که نمی فهمیدم، ولی آن تُن خواندن و حرف زدن معلوم بود که موج فقط موج محبت است و ما نمونهٔ این دعا را در دین خودمان نداریم. نوشته بود من شیعه شدم و خدا در روز یازدهم ماه، یعنی روز ولادت علی بن موسی الرضا(علیه السلام) اولادی به من داده است که اسم او را علی گذاشتم. شما از امام زمان(عج) بخواهید که به این بچه دعا کند و این بچه شیعهٔ ناب از آب در آید. این محبت است! من که او را ندیدم تا خودم رودررو محبت کنم بلکه دعا موج محبت و دریای محبت بود.

او به نمونه دیگری از گذشت و بخشش در رفتار اشاره و خاطرنشان کرد: کارگردان های سایت مؤسسه یک روز نشسته بود و با یکدیگر مشورت می کنند که این ایمیلی را که آمده است، دست ایشان بدهیم یا ندهیم؟ عده ای می گویند ندهیم، اما یک نفر می گوید به دست ایشان بدهیم چرا که این نامه خطاب به ایشان نوشته است. بالاخره تصمیم بر این شد که نامه را به من بدهند. نامه از آمریکا بود و اسم من را نوشته بود، بدون سلام و هیچ چیزی، فقط شروعش با اسم من بود و نوشته بود: یقین دارم که شخص جناب عالی، آقای حسین انصاریان، یک حیوان هستید! آدرس هم داده بود و معلوم بود آدم شجاعی است؛ البته می‌دانست فاصلهٔ ما تا آمریکا خیلی زیاد است و نمی‌توانیم با او رودررو شویم. گفتند چنین ایمیلی برای شما آمده است، گفتم: بدهید تا من جواب بدهم؛ نوشتم: «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم»؛ یک، از اینکه از من خبر گرفتید، خیلی ممنون و متشکرم؛ دو، از اینکه یک رفیق به رفیق هایم اضافه شد، من خدا را شکر می کنم؛ سه، من از شما تقاضا می کنم که رابطه ات را با من قطع نکن و باز هم برای من ایمیل بده. امضا کردم. جواب ایمیل من آمد، نوشته بود: از جوابی که به من دادید، متشکرم و من جواب شما را خواندم، برایم ثابت شد که حیوان خودم هستم، من را ببخش! بعد هم دیگر با سایت ارتباط داشت و مسائلش می پرسید و بالاخره جزء شما شد. حالا من هم می خواستم یک جواب بدهم و ده تا فحش روی آن یک فحش بگذارم، یک نیرو را برای اسلام از دست داده بودیم.

انصاریان گفت: گذشت، مردم را جذب می کند، زنِ خانواده را برای شوهر حفظ می کند، شوهر را برای زن حفظ می کند، فرزندان را در دامن پدر و مادر نگه می دارد و نمی گذارد فرزند دچار دزدان روز در بیرون شوند. دفع حرام و خطرناک است، نیروها را کم و مردم را بدبین می کند؛ ای کسانی که از دولت و آخوندها کارگردان مردم هستید، جاذبه و محبت داشته باشید، دفع را رها کنید که کاری ظالمانه و بد است؛ اگر هم جُرم مجرمی ثابت شد، قرآن مجید و روایات برنامه ریزی دقیقی کرده اند که به مجرم ظلم نشود، چون ظلم حرام است.

او به برنامهٔ قرآن دربارهٔ قاتل اشاره و خاطرنشان کرد: یک نفر قتل می‌کند و قاتل را دستگیر می کنند، طرف را بی گناه کشته است. قرآن مجید به خانوادهٔ مقتول می‌گوید که من تو را بین سه کار مخیّر می کنم: اول قصاص: اگر خیلی دلت سوخته است، قاتل را بکشند؛ البته نه اینکه فقط روی این یک حکم اصرار دارم، بلکه یک مورد آن قصاص است. دوم دیه گرفتن: اگر قاتل پول دارد، پول دیه را بگیرید و رهایش کنید. سوم اگر قاتل را ببخشید، برای شما خیلی بهتر است؛ یعنی هم اخلاقِ با منِ خدا شده اید. مگر من وحشی -قاتل حمزه- را که مسلمان شد، نبخشیدم؟ مگر من بت پرستان مکه را بعد از مسلمان شدن نبخشیدم؟ مگر من قاتل های عمار و سمیه را بعد از مسلمان شدن نبخشیدم؟ مگر من هر قاتلی را به دار کشیدم؟ خداوند بر بخشش قاتل تأکید می کند تا رحمت خدا در خانواده تان، وجود خودتان، مردم، مدرسه ها، دولت، نماز جمعه ها و امام جمعه ها جریان داشته باشد.

محقق، مفسر و پژوهشگر علوم و معارف قرآن کریم با بیان اینکه تلخی و قهر، جرقهٔ آتش دوزخ است، گفت: تلخی برای شیطان است! تلخی برای آدمی است که کم داشته و روحیه ناقصی دارد، پیغمبر(ص) می فرمایند: تلخی جرقه ای از آتش دوزخ در وجود افراد خشمگین، تلخ، سنگ دل، عصبانی و هجوم کنندهٔ به مردم هست، این یک دستور است، می توانیم عمل کنیم؟ اگر مایهٔ ایمانی مان بالا نباشد، نمی توانیم عمل کنیم؛ حالا خواهرم یک اشتباه کرده است، با او قهر می کنم تا هر دو بمیریم؛ با برادرم قهر می کنم تا هر دو بمیریم. قهر جرقهٔ آتش دوزخ است که پیغمبر(ص) فرموده اند؛ بیش از سه روز نگه ندارید! حالا سه روز قهر باشید، یک خرده آرام بگیرید و دوباره به همان محبت و رابطهٔ اوّل برگردید. همه باید نمایندهٔ رحمت خدا باشیم!

انصاریان به جلوه های دیگر رحمت الهی در انسان اشاره کرد و افزود: فَبِمٰا رَحْمَهٍ مِنَ اَللّٰهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کنْتَ فَظًّا غَلِیظَ اَلْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِک فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اِسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شٰاوِرْهُمْ فِی اَلْأَمْرِ فَإِذٰا عَزَمْتَ فَتَوَکلْ عَلَی اَللّٰهِ إِنَّ اَللّٰهَ یحِبُّ اَلْمُتَوَکلِینَ». این جلوهٔ رحمت الهی در وجودت است که آدمی نرم، با مدارا، خوش اخلاق و خوش برخورد هستید و اگر این رحمت خدا نبود، همه از دور تو پراکنده می شدند.

استاد اخلاق حوزه های علمیه خطاب به مردم و مسئولین گفت : حال این دستورات را نسبت به یکدیگر عملی کنید: الف) «فَاعْفُ عَنْهُمْ»، از آنها بگذرید؛ ب) «وَ اِسْتَغْفِرْ لَهُمْ»، و به جای آنها بر ایشان طلب مغفرت کنید و بگویید: خدایا! اینها را بیامرز، من هم می بخشم. ج) «وَ شٰاوِرْهُمْ فِی اَلْأَمْرِ»، حبیب من! در امور امت با آنها مشورت کنید. در اتاق دربسته ننشینید و برای مردم تصمیم بگیرید، برای مردم مالیات وضع کنید، برای مردم بیمه و ارزش افزوده درست کنید، در اتاق دربسته باری روی دوش امت نگذارید! از چهره های ریش سفید هر صنفی بخواهید که شما را راهنمایی کنند تا امور امت به آسانی و خوبی بگذرد؟ در اتاق دربسته، نشناخته و نفهمیده برای خود قانون درست می کنید و به مردم فشار می آید. «وَ شٰاوِرْهُمْ فِی اَلْأَمْرِ»، در صورتی که باید در کل امور زندگی مردم با مردم مشورت کنید. د) «فَإِذٰا عَزَمْتَ»، وقتی تصمیم به انجام کار بعد از مشورت گرفتید، «فَتَوَکلْ عَلَی اَللّٰهِ إِنَّ اَللّٰهَ یحِبُّ اَلْمُتَوَکلِینَ»

 تهیه و تدوین : عبد عاصی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 8 شهریور 1397 :: نویسنده : عـبـــد عـا صـی
بی بهار تو زمین افسرده است  

 ای نهان در اسم های مستعار / ای دلیل نام های  نامدار

 ای تو برهان جهان هست و نیست / غیر تو تسبیح دلها دست كیست؟

 مُهر اللهُ صَمد، در جان تو / قُل هواللهُ احد، برهان تو

 سر برآر از غیب تا گردد نهان / كرّ و فرّ طاغیان و ظالمان

 از لبت آواز ده، قد قامتی / ذوالفقاری از تو، از ما همتی

 یا علی عشق تو طور دیگر است /هر چه می گویم ازان بالا تر ست

 لم یَِلِد چون خسرو خوبان تویی /باز لم یُولد كه اصل جان تویی

 رشته رشته جانم از تو بافته ست /"آفتاب این رشته ها را تافته ست"

 سر برآر ای عدل پنهان در زمین /ای امیران را امیرالمومنین

 ای گروه پیشوایان را امام /رحم كن برسایه های بی دوام

 كفر مطلق از نهان ما ببر /جهل و جادو از جهان ما ببر

 بی بهار تو زمین افسرده است /خاك بی مِهر تو باغی مُرده است

 پنج اقیانوس آبی از تو ماند/ پنج سال آفتابی از تو ماند

 پنج تابستان عدل و اعتماد /پنج سال حكمرانی بی فساد

 سربرآر از غیب عالم ای حبیب / ما فقیران توایم امّن یُجیب  

 

 تهیه و تدوین : عبد عاصی






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 7 شهریور 1397 :: نویسنده : عـبـــد عـا صـی

 

 

  این همه عوامفریبی چرا!؟ ...   

 

 برای دیدن مرجع یا عنوان اصلی به لینک فوق اشاره کنید

 

 روزگاری به گفته پیر فرزانه انقلاب قرار بود صداوسیما به مثابه یک دانشگاه عمومی، مرجع فکری و اندیشه‌ای جامعه ما باشد، ولی متاسفانه روندی که رسانه عمومی در این روز‌ها و بهتر است بگویم این سال‌ها درپیش گرفته، کار را به جایی رسانده که برنامه سازان و متولیان آن در حال رقابت و همپایی با رسانه‌های مجازی و زرد همچون اینستاگرام هستند و از مهمانانی برای حضور در برنامه هایشان دعوت می‌کنند تا بلکه بتوانند مخاطبان بیشتری را برای خود دست و پا کنند.

 به گزارش جوان، درواقع رسانه ملی که قرار بود با تولید برنامه‌های فاخر، جذاب و صد البته سرگرم کننده، مخاطب ایرانی را پای تلویزیون نگه دارد و در جنگ رسانه‌ای سردمدار ارائه محتوای غنی از فرهنگ کهن و اندیشه ناب اسلامی برای فهم و ادارک مردم ایران و حتی مخاطبان جهانی باشد، حالا دیگر به انتهای رسالت ناتمام خود رسیده و هیچ انگیزه و ایده‌ای برای ادامه کار خود ندارد! و باید گفت که این روز‌ها تنها هنر باقی مانده اش تولید برنامه‌های زرد، بی محتوا و تا حدودی زیادی جفنگ است.

 نکته غم انگیز ماجرا آنجاست که سازندگان این برنامه‌ها که از جنگ‌های شادی هم کم ارزش‌تر و بی محتواتر هستند، ادعایشان برای ساخت چنین برنامه‌های این است که ما می‌خواهیم مخاطب را از پای ماهواره بلند کرده و به پای برنامه‌های صداو سیمای جمهوری اسلامی بنشانیم (!). برنامه‌هایی که عمدتا نه اتاق فکری، نه نویسنده‌ای و نه حتی یک ایده ابتدایی ساده ندارند و در حداقلترین شکل خلاقیت تولید می‌شوند. آن وقت بهانه‌شان هم سرگرم کردن مخاطب است، اما آن چیزی که در این برنامه‌های یافت نمی‌شود همین سرگرمی است و مشخص نیست که مخاطب کجای این معادله نشسته است؟

 سرگرمی پیشکش! برنامه سازان و تولید کنندگان چنین برنامه‌های هیچ حریم و چار چوب اخلاقی و اعتقادی هم در ساخت برنامه‌هایشان رعایت نمی‌کنند. فکر می‌کنند باید به هر وسیله یا هر ترفندی به زعم خودشان مخاطب را سرگرم کنند و پای تلویزیون بنشانند که زهی خیال باطل.

 در تازه‌ترین این شاهکار‌ها، برنامه «ایرانیوم» که از همان ابتدای شکل گیری اش به خاطر وجود یک مجری که با تکه‌اندازی و شوخی‌های جنسی در خنداننده شو سکان اجرای این برنامه تلویزیونی را گرفته است، از «ایرج ملکی» و برادرزاده-اش که با ساخت چند فیلم کوتاه در فضای مجازی شناخته شده است برای حضور در این برنامه دعوت کرد؛ اینکه تلویزیون کارگردانی که ضعف و سادگی اش باعث خنده و تمسخره برخی از مردم شده را دعوت می‌کند تا جلب توجه کند چیزی جز ناتوانی و عجز در برنامه سازی نیست؛ و مدیران صداو سیما و سازندگان این برنامه باید بدانند هر چند این بنده خدا دچار نوعی توهم وخودشیفتگی شده، اما کار آن‌ها به مراتب تاسف برانگیز‌تر است.

 از طرفی آش این رفتار به قدری شور شده که صدای اعتراض برنامه سازان و مجریان خود صداو سیما را هم درآورده است. نیما کرمی، مجری تلویزیون در صفحه شخصی اش درباره دعوت از ایرج ملکی در بنامه ایرانیوم نوشت: «متأسفم برای برنامه‌سازی رو به زوال رسانه‌ملی ... واقعاً یعنی فکری برای برنامه‌سازی درست ندارید. دوستان عزیز! شما حق ندارید به هرکسی اجازه دهید رو به روی دو انسان هموطن به هر شکل و ترتیبی قرار بگیرد و بعد مسخره‌شان کنید [اسکولشان بفرمایید]به خدا زشته، به خدا بده، تو رو خدا از برنامه‌سازی دست بردارید که هرچه ما تلاش می‌کنیم برای برنامه فاخر، شما همه‌چیز را زیر سوال می‌برید. وای بر من با این همه ابتذال در رسانه‌ای که روزی قرار بود دانشگاه انسان‌سازی باشد.»

 این پایان ماجرا نیست؛ گردانندگان این برنامه برای دیده شدن و به تعبیر خودشان کلیشه شکنی، دست به هر هجو و هزلی زده‌اند و نوع گفته‌های مجری یا مهمانان برنامه، شاهد این مدعاست. از طرفی تا امروز مهمانانی که به این برنامه دعوت شده‌اند از دو حالت خارج نبودند؛ یا مهمانانی که به شدت تکراری هستند یا اینکه می‌روند سراغ به اصطلاح شاخ‌های مجازی؛ از بدل مسی و کریس رونالدو گرفته تا ایرج ملکی.

 گفتنی است که برنامه «اورانیوم» در یک قسمت خود سراغ جوانی در اینستاگرام رفت که در این چند سال به واسطه کلیپ‌های مبتذلی که در فضای مجازی تولید کرده و اسم و رسمی به هم زده بود؛ این جوان عمده کارش رقصیدن و هنر اصلی‌اش به اصطلاح قر دادن است. اما آیا واقعا شان و شوکت و جایگاه تلویزیون جمهوری اسلامی این است که از چنین افرادی که در فضای مجازی هر کاری از دستشان برآمده برای جذب مخاطب کرده‌اند را برای حضور در برنامه دعوت کند؟

 از عجایب روزگار این است که همین جوانک بعد از حضور در این برنامه نسبت به سانسور قسمت‌های از صحبت هایش اعتراض داشته و در ویدئویی که برای مخاطبانش تولید کرده از سانسور حرف‌های گهر بارش در این تلویزیون انتقاده کرده است. این چه رسم غلط و نامیمونی است که تا یک نفر در فضای مجازی مطرح می‌شود، برنامه سازان تلویزیون با حرص و ولع به سراغش می‌روند که مثلا به خیال خوشان برنامه شان بترکاند و دیده بشود؟

 نمونه دیگری از همین مدل برنامه سازی که در تلویزیون مد شده و می‌توان به آن اشاره کرد؛ برنامه "شب فیروزه‌ای" است که به صورت زنده از شبکه ۵ سیما پخش می‌شود و بار‌ها به محلی برای شوخی‌های پیش پا افتاده مجری و مهمان برنامه زنده تلویزیونی تبدیل شده است. "دستت لای در نره"، "چند سالتونه"، بخشی از شوخی‌های مجری با یک خانم بازیگر است که در این برنامه اتفاق افتاده. خانم بازیگر بعد از شعری که مجری خواند، خطاب به او می‌گوید: «منم یک شعر درباره‌ی دل بخوانم؟» و خانم بازیگر می‌خواند: «ای دل تو خریداری نداری...» و در اینجا است که مجری وسط شعرخوانی این بازیگر می‌پرد و سعی در جمع کردن و ادامه ندادن ترانه مشهور خواننده لندن نشین می‌شود!

  در واقع تولید برنامه‌های زردی که هیچ تناسبی با اهداف و وظایف رسانه ملی ندارد روز به روز در سازمان عریض و طویل صداوسیما در حال گسترش است و دیگر برای مردم معتقد کشورمان به امری عادی تبدیل شده که از قاب تلویزیون شاهد به‌کار بردن الفاظ رکیک و شوخی‌های اروتیک باشند.

 البته باید پذیرفت که نوک پیکان انتقادات، صرفا سمت دست‌اندرکاران برنامه ایرانیوم یا شب فیروزه‌ای نیست، زیرا آن‌ها همان راهی را می‌روند که مدیران صداوسیما مدتی است در پیش گرفته‌اند، یعنی استفاده از همه توان برای حضور زرد در فضای مجازی! ساخت و تولید برنامه‌های پوچ و بی محتوا و بهره‌گیری از مجریانی که لمپنی بیش نیستند مؤید این موضوع است که رسانه ملی دیگر توجهی به جایگاه ملی و خواستگاه اجتماعی خود ندارد.

 اما سوال اینجاست که صدا وسیما بر چه اساسی به چنین برنامه‌های زردی روی آورده است؟ آیا مجریان و مهمانان برنامه در رسانه ملی نباید مورد آنالیز قرار گیرند؟ آیا برای مجری‌گری تنها تسلط مقابل دوربین کافی است؟ با این اوضاعی که این روز‌ها از تلویزیون شاهدیم دیگر نباید نگران شبکه‌های ماهواره‌ای بود، زیرا صداوسیمای خودمان در حال تسخیر شومن‌هایی است که هدفشان تنها دیده شدن  در اینستاگرام و شبکه‌های مجازی است، خطری که باید آن را جدی گرفت.

 مسئولان رسانه ملی باید با بازنگری در سیاست‌های خود، متوجه این موضوع باشند که کلیشه شکنی در تولید برنامه نباید به ساختارشنکی تبدیل شود، و به بهانه جذب مخاطب، نباید صداوسیما تبدیل به پوپولیسم رسانه‌ای شود.

 تهیه و تدوین : عبد عاصی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

  پزشکیان: نتیجه ۲۰۰ تحقیق و تفحص مجلس ...    

 

 برای دیدن مرجع یا عنوان اصلی به لینک فوق اشاره کنید  

 

خبرآنلاین - سیاست - مجلس - پزشکیان : وزیر کار را استیضاح و برکنار کردیم شما فکر می کنید یک فرد بهتری می آید و یا آنچه در مجلس گفته شد روش و منش فرد دیگر را بهتر می کند؟ این اقدامات ما فقط برای این است که بگوییم می خواهیم مشکل را حل کنیم درحالی که این کارها صورت مسئله پاک کردن است.
مسعود پزشکیان نائب رئیس اول مجلس درباره طرح یک فوریت شفافیت آرای نمایندگان به خبرآنلاین گفت: این موضوع خلاف آئین‌نامه است چرا که در ائین‌نامه به صراحت قید شده است آرا باید غیرعلنی باشد.
او در پاسخ به این سوال که آیا این علنی شدن آرا باعث نمی شود نمایندگان خود را پاسخگوتر ببینند گفت: اینکه چه شیوه ای استفاده شود بهتر است یک بحثی است و اینکه در حال حاضر می توانیم از چه راهی برویم بحث دیگری است.
نماینده مردم تبریز ادامه داد: سالها قبل از مجلس دهم یک آئین نامه و قواعدی تنظیم شده است و سالها بر اساس آن قواعد رفتارها شکل گرفته حال اگر افرادی مصلحت را در تغییر این روش می دانند ابتدا باید این موضوع را در کمیسیون آئین نامه مطرح کنند و بعد از تصویب به صحن بیاورند و با تصویب نمایندگان آن را جایگزین شیوه قبل کنند.
مسعود پزشکیان : 
پزشکیان در پاسخ به این سوال که این تغییر می تواند یک گام به سوی شفافیت محسوب شود گفت: به نظر من شفافیت در این نیست بلکه شفافیت در وجود داده و ارتباط آنها با هم است به صورتی که هیچ کسی نتواند از آنچه هست خود را مستثنی یا تبرئه کند. در خارج هیچ کسی نمی تواند اموالش را مخفی کند یا از مالیات فرار کند اما در کشور ما هرکسی هرچقدر داشته باشد هیچ کجا پاسخگو نیست و هیچ کجا بررسی نمی شود اما در عوض بی نهایت توهین و تهمت و افترا داریم.
نائب رئیس مجلس در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینکه چرا مجلس خود را از شفافیت مستثنی می داند چه زمانی که پای تحقیق و تفحص به میان می آید و چه زمانی که طرح شفافیت آرا مطرح می شود گفت: مشکل از جای دیگری است. شما ببینید در بحث تحقیق و تفحص ها که تا امروز نزدیک به 200 تحقیق و تفحص انجام شده کدام یک را به نتیجه رسانده ایم؟
او ادامه داد: زمانی برای اینکه شعاری داده باشیم طرح تحقیق و تفحص از موضوعی را راه می اندازیم همانطور که 200 تحقیق و تفحص را تا امروز انجام داده ایم اما نتیجه اش چه شد؟ باید به سمت کاری برویم که انتهای آن منتج به نتیجه شود و بدانیم با این اقدام می توانیم از یک رویه نادرست جلوگیری کنیم. 
پزشکیان با اشاره به استیضاح وزیر کار گفت: وزیر کار را استیضاح و برکنار کردیم شما فکر می کنید یک فرد بهتری می آید و یا آنچه در مجلس گفته شد روش و منش فرد دیگر را بهتر می کند؟ به نظرم هیچ ربطی ندارد این اقدامات ما فقط برای این است که بگوییم می خواهیم مشکل را حل کنیم درحالی که این کارها صورت مسئله پاک کردن است.

 تهیه و تدوین : عبد عاصی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 1 شهریور 1397 :: نویسنده : عـبـــد عـا صـی


از شهاب خان تا بهاره خانم ...   .


وبلاگ پورمحبی، فرزین - کاربرد ارز دولتی بیش‌تر در شگفتانه کردن و سرگرم‌ شدن‌مان بود!


درست وقتی که اعتراف‌گیری از یک دختر 17 ساله حواس‌مان را پرت کرد، ناگهان حاج آقا شهاب خان مرادی با ویدئویی، آب پاکی را ریخت و ما را از آنور بام پرت کرد! - به هر حال ما دائم الپرتیم چه از اینور بام و چه از آنور بام- بله؛ ایشان با چهره‌ای آرام و تبسمی بر لب هتل‌ را یک مکان فرض کرد و ورود مرد و زن بی‌شناسنامه را به این مکان‌ مجاز اعلام کرد. بعبارتی این بار، سرمان را یکی دیگر و با داستانی تازه‌تر گرم کرد و ما را از کل مصیبت‌های روزانه‌مان غافل کرد. دستش هم درد نکند. در زمانه‌ای که ورود خانم‌ها و آقایان حتی با شناسنامه به استادیوم‌ها ممنوع است واقعا وضع وحتی طرح چنین قانونی جرات می‌خواهد که البته فقط از عهده رئیس سابق سازمان فرهنگی هنری شهرداری برمی‌آید. به قولی: ما و این همه خوشبختی محاله!

در ضمن ما به حاج آقا صمیمانه تبریک می‌گوییم که تا این حد در عقایدشان پیشرفت‌های محسوسی داشته‌اند؛ چون در زمان تصدی پست فوق توسط ایشان؛ تمام کلاس‌های موسیقی فرهنگسراها به بهانه ساماندهی تعطیل شد و بعدها هم، نه تنها چیزی سامان داده نشد و کلی هنرجو آلاخون بالاخون شدند؛ بلکه بعد از رفتن ایشان و باز شدن مجدد درب کلاس‌های موسیقی همه چیز با همان کیفیت قبل دوباره شروع شد و فقط ضررش متوجه خانواده‌ها و موسیقی کشور شد یعنی درست مانند خیلی از پروژه های دیگر که با کلی اهن و تلپ فقط باعث اتلاف وقت و سرمایه شد.

به هر حال برای رسیدن خدا به اندازه تعداد اتاق‌های هتل‌ها راه بسیار است. همه ما را گیر آوردند بخدا ... بگذریم. یکی از مزیت های فرهنگ و هنری که سالها در این کشور خشکانده شده این است که متعادل‌مان می‌کند... نه حکم های آنوری صادر می‌کند و نه اینوری.
نه به زور قزاق روسری را از سرها برمی‌دارد و نه به زور گشت ارشاد بر سرشان می‌گذارد. با این افراط و تفریط‌ها نتیجه این می شود که در این گیرو دار حرمت مسجد با رقص دخترکی هتک می‌شود یعنی چیزی که لنگه‌اش هم، در هیج جای دنیا با آنهمه کافر یافت نمی‌شود.

پیشنهادی برای کادوی تولد بهاره خانم افشاری
در بالا گفتیم: وقتی فرهنگ و هنر جای خودش نباشد یا از اینور بام می‌افتیم یا از آنور...
وقتی هنرمندان به چهار گوشه جهان سوت می‌شوند و نطق‌شان با یک حکم «ممنوع الفلان چیز» کور می‌شود آنوقت سر و کله به اصطلاح هنرمندانی پیدا می‌شوند که با تولدی اسمشان تیتر می‌شود و با پریدن بر روی کول بازیکن فوتبال و چشم نازک کردن در رسانه ملی و ازدواج های چند باره مطرح می‌شوند. خلاصه هنر در همین چیزها خلاصه می‌شود و نام «نام آوران هنر» در این بازار شام، گم و گورمی‌شوند. وای که بر ما چه شده و سرنوشت این مملکت با این اوضاع چه می‌شود. یا همه چیز در بقچه پیچیده شده و دختری 17 ساله اسیر می‌شود و یا عروسک‌های خیمه شب بازی آدم می‌شوند و تنها خیرشان به هنر این می‌شود که در جشنواره‌ها لباس‌های‌شان مد می‌شود. بگذریم؛ با این شعارها دل ما و خربزه آب می‌شود و این چیزها برای ما نان نمی‌شود. می دانم خیلی شعاری است که اگر بگوییم در این اوضاع وخیم کشور؛ جای جنگولک بازی‌هایی به اسم تولد نیست. اما قبول بفرمایید دلواپس غیر ساندیس خور هم داریم که دلش می‌سوزد از این همه جاده خاکی رفتن‌ها و دور شدن از فرهنگی که سالها از ما دور شده و در حال حاضر مشغول خوردن ترکش هایش هستیم با رواج اینهمه اختلاس و احتکار و سلطان سازی‌ها ... دل‌مان می‌سوزد که دخترکی در نقش شیطان کادوی میلیاردی می‌گیرد و بهرام بیضایی‌ها و دولت آبادی‌ها و... در جایگاه شیطان می‌نشینند!

اما یک پیشنهاد: حال که این روزها بازار ارز دولتی دادن به جاهای نامربوط داغ است پیشنهاد می‌کنیم به سرکار خانم هم بعنوان کادوی تولد ارز 4200 تومانی پرداخت شود تا این سلبریتی محترم هم با پولش برود آنور آب و یک چیز عجیب و غریب نامربوط دیگر وارد کند و ما را چند روزی متعجبانه با آن مشغول کند. ظاهر این ارز فقط به درد این می‌خورد که بشنویم با تخصیصش به جاهای نامربوط و وارد کردن چیزهای نامربوط‌تر؛ سورپرایزمان کند! - شگفتانه - خب این هم نوعی تفریح است و کلی هم سرمان را گرم می کند. از خوراک دام و .. که بهتر است تازه وارد کننده اش هم خوشگل تر است.







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




طرح کاهش یا همان طرح معروف ال‌ای زد، از اول آبان‌ماه وارد فاز دوم خود می‌شود. براین اساس بیش از 4 میلیون خودرو، 6 هزار اتوبوس، یک هزار مینی بوس، کامیونت و موتورسیکلت، ملزم به دریافت معاینه فنی خواهند شد.

به گزارش ایران آنلاین، طرح از محدوده زوج و فرد فراتر رفته، به‌ کل تهران سرایت می‌کند و نه فقط در ساعات معین محدوده زوج و فرد که به 24 ساعت کل شبانه روز تعمیم پیدا خواهد کرد. با این توصیف اگر خودرویی فاقد معاینه فنی باشد، جریمه 50 هزار تومانی در انتظار راننده‌اش خواهد بود. با اجرای این طرح، همه کامیون‌ها نیز ملزم به دریافت بارنامه می‌شوند که شرط اخذ آن، داشتن معاینه فنی است. این بارنامه به شکل آنلاین در همه ساعات شبانه روز از سوی پلیس کنترل می‌شود. سؤال اینجاست چرا در فاز دوم، بر معاینه فنی اتوبوس‌ها و کامیون‌ها تأکید شده است؟

براساس آخرین آماری که در سال 92 منتشر شده، سهم انتشارآلایندگی کامیون‌ها، اتوبوس‌های شرکت واحد، سایر اتوبوس‌ها، مینی بوس‌ها و موتورسیکلت‌ها در هوای شهر تهران در مجموع 67 درصد اعلام شده که در مقابل سهم 3 درصدی سواری و وانت‌ها بسیار قابل توجه است. اما نکته قابل تأسف اینجاست که معاینه فنی برایشان هرگز به‌صورت یک الزام نبوده است! درحال حاضر کامیون‌های بالای 15 سال که اجازه تردد در جاده‌های کشور را ندارند، به پایتخت آمده و در نیمه‌های شب، نخاله‌های ساختمانی جابه‌جا می‌کنند که از نظر قانونی تخلف محسوب می‌شود، اما به علت عدم سختگیری در معاینه فنی، آنها می‌توانند آزادانه در شهر تهران تردد کنند.

به‌گزارش خبرنگار «ایران»، هم‌اکنون 6 هزار و 250 اتوبوس در پایتخت تردد می‌کنند که 3 هزار دستگاه آن، گازسوز هستند. آن‌طور که آمارها نشان می‌دهد، بیش از 50 درصد این ناوگان عمر بالای 8 سال داشته و فرسوده محسوب می‌شوند، با این‌همه طی 40 روز اخیر که روند معاینه فنی برای اتوبوس‌ها انجام شده، تعداد اتوبوس‌هایی که معاینه فنی نداشته‌اند از 24 درصد به 12 درصد رسیده است.

همچنین در این مدت میزان مراجعه اتوبوس‌ها به مراکز معاینه فنی از ۷۶ درصد به ۸۸ درصد افزایش یافته است. به گفته محسن پورسید آقایی، معاون حمل و نقل ترافیک شهرداری تهران، از ابتدای مهر، هیچ اتوبوسی بدون معاینه فنی، حق تردد در تهران را نخواهد داشت.علی پیرحسینلو، مشاور او معتقد است که با اجرای این طرح از اول پاییز، حدود 5درصد اتوبوس‌ها از ناوگان حمل و نقل عمومی خداحافظی خواهند کرد، چراکه موفق به دریافت معاینه فنی نمی‌شوند.

البته از ابتدای امسال، 40 دستگاه اتوبوس برای ورود به چرخه حمل و نقل عمومی خریداری شده، 900 دستگاه در حال نوسازی و اگر طبق برنامه پیش برویم حدود هزار و 500 دستگاه اتوبوس نیز تا پایان سال به ناوگان اضافه خواهند شد تا مشکل خروجی‌ها تا حدودی حل شود، اما اگر معاینه فنی، در فاز دوم، سختگیرانه و بدون ملاحظه انجام شود، قطعاً باید به فکر جایگزین‌ها بود. آن‌هم در شرایطی که نوسازی تاکسی‌های فرسوده به علت بهانه‌های ایران‌خودرو برای تحویل خودروهای نو، همچنان بلاتکلیف مانده است. اگرچه سهم تاکسی‌ها در آلودگی هوای تهران از نظر ذرات معلق صفر درصد اعلام می‌شود!

«محسن پورسید آقایی»، همچنین در این زمینه از آمار مرگ سالانه 5 هزار نفر بر اثر عوارض ناشی از آلودگی هوا خبر داده و به صراحت می‌گوید که ۷۰ درصد آلودگی هوای تهران نیز ناشی از تردد وسایل حمل و نقل است.

«به‌گفته او، هم‌اکنون مقدمات اجرای طرح کاهش آماده شده است، به‌طوری که استاندار تهران طی نامه‌ای به همه کارخانجات، ارگان‌ها و دستگاه‌ها اعلام کرده است که حق ندارند برای تأمین سرویس کارکنان‌شان با پیمانکارانی که اتوبوس‌هایشان فاقد معاینه فنی است! قرارداد ببندند.»

آیا طرح کاهش آلایندگی در سایر کشورها هم اجرا می‌شود؟ پاسخ به این سؤال مثبت است، هم‌اکنون حدود 225منطقه کم انتشار آلودگی هوا در 13 کشور اروپایی که معضل آلودگی هوا دارند، مشخص شده است که بسیاری از وسایل نقلیه حق ورود به این مناطق را ندارند. آنها اگر تخلف کنند هم باید جریمه‌های بسیار سنگین بپردازند. جالب اینکه بجز کشورهای انگلستان و ایتالیا، همه کشورهایی که مناطق کم انتشار را اجرا کرده‌اند، دارای یک چارچوب ملی برای آن هستند.

پورسیدآقایی همچنین به معضل پارک حاشیه‌ای اشاره کرده و با اعلام خبر ساماندهی آنها می‌گوید: در مورد قیمت پارک حاشیه‌ای اعدادی همچون ۷۰۰۰ و ۱۰ هزار میلیارد تومان درآمد شهرداری از ساماندهی پارک حاشیه‌ای در جلسات منتشر می‌شود که با یک حساب سرانگشتی به تعداد خانوارها قیمتی حدود چهار میلیون تومان برای هر خانواده در سال برای پارک حاشیه‌ای احصا می‌شود، اما آیا همه خانواده‌ها می‌توانند سالی چهار میلیون تومان پول جای پارک بدهند. آیا اصلاً این کار شدنی است؟ واقعیت آن است که ارقام آن‌طور که گفته می‌شود، نیست و ما امیدواریم در دو سال آینده بتوانیم ۱۰۰ تا ۱۲۰ هزار جای پارک را ساماندهی بکنیم.
فاز اول طرح کاهش از ابتدای شهریور ماه سال 95 اعلام شده بود، اما به علت نبود زیرساخت‌های لازم از سوی

پلیس با تأخیرچند ماهه اجرا شد. شورای عالی هماهنگی ترافیک شهرهای کشور، اول آبان را زمان اجرای فاز دوم اعلام کرده است. دریافت معاینه فنی ازمهم‌ترین نکات طرح کاهش محسوب می‌شود. براین اساس در سال 96 از مجموع یک و نیم میلیون خودرویی که در سال گذشته، معاینه فنی انجام دادند، 400هزار خودرو به علت نقص آلایندگی، اصلاحیه گرفتند.جالب اینکه در سال 94، تنها 400هزار خودرو به مراکز معاینه‌فنی مراجعه کرده بودند که در سال گذشته، به یک میلیون خودرو افزایش یافت. امسال از حدود 4 میلیون خودرو، بیش از 100 هزار خودرو معاینه فنی برتر دریافت کرده‌اند. هم‌اکنون بیش از یک و نیم میلیون خودرو در طرح زوج و فرد تردد می‌کنند.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 124 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :