برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
« الان
داشتم میآمدم به من گفتند: مثلاً در شش ماه گذشته هفتاد و پنج هزار
طلاق؟ هفتاد هزار طلاق در شش ماه گذشته. خوب یکسال
میشود 140 هزار تا. چرا باید در جمهوری اسلامی در یکسال 140 هزار طلاق باشد؟ بخشی
از این طلاقها برای این است که دیر ازدواج میکنند.
پسر 35 ساله شده، 30 ساله. دختر 28 ساله
شده، تنه درخت، شاخه که کلفت شد دیگر پیوند
نمیخورد، طناب که شد اینها به هم گره نمیخورند. نخ قرقره زود گره میخورد. ولی
طناب... بعد وقتی
پسر سناش بالا رفت، چهار تا رابطه پیدا میکند. دختر چهار تا تلفن به او میشود.
انوقت اینها حواسشان جای دیگر است. وقتی هم به هم نگاه میکنند، نمیخواهی جای دیگر
میروم! قبل از تو سی جای دیگر بودم، سی و یکمی میروم!
متأسفانه
مملکتمان یک بیماری عجیبی دارد، این است که خیلی لفت داده
میشود.
الآن یک خانه که میخواهی در ایران بسازی، با فرودگاه
مالزی یکجور است. سفیر ما در
مالزی گفت: بیا فرودگاه را ببین. ما را مالزی
برد دیدیم اوه، چه فرودگاهی! با قطار از این طرف باید آن طرف رفت. یک شهر
است. گفت: به نظر شما
چند سال این فرودگاه را ساختند؟ گفتم: طبق فرودگاه امام خمینی اگر باشد، باید هشتاد
سال باشد. گفت: اینجا را سه ساله
ساختند. باور
نکردم. بعد ما هم
یک خانه میسازیم سه سال. یک سال را تقریباً در شهرداری گیر هستیم. میشود کارها
را... صنعت ما هم همینطور است.
ما صرفهجویی نمیکنیم. قدیم تنورها
که بود سیخ میکردند در سیبزمینی، میگفتند: شاطر سلام این سیبزمینیها را
بپز. این میانداخت کنار تنور، همینطور که نان پخته میشد،
سیب زمینی این هم پخته میشد. یک مقداری کارها را جمع کنیم. صرفهجویی کنیم در زمان. به جوانها بارها گفتم ولی باید صد بار دیگر هم بگویم
که همهی جوانهای ایران بشنوند. آقا ورزش را
تماشا نکنید.
خودت ورزش کن.
خسته شدی بلند شو ورزش کن. این نشسته یک
کشور دیگر به یک کشور گل میزند.
چه چیزی گیر تو میآید؟ هیچی! مثل
اینکه به پولهای بانک نگاه کنیم. (خنده حضار) خوب به تو که نمیدهند. آخر تماشای
پول که برای تو پول نیست. تماشای ورزش
تلف عمر است. ((( حاج آقا
خیلی مختصر وُ مفید حرفاشونو میزنند. منظورشون اینه که چرا ورزش رو در تمام کشور
توسعه نمیدن، چرا ورزش رو همگانی نمیکنند؟ ))) بله اگر
پایت در گچ بود.»
«در خیابانی
که نهضت سواد آموزی است. خیابان دکتر فاطمی، نه تا سالن است. یک سالن حالا سالگرد نهضت سواد آموزی است در همین
سالن مراسم میگیرند. بعد وزارت کشور است. بعد جهاد کشاورزی است. بعد کانون فکری
کودکان است. یک
سالن، همه مثل یک تابوت همه میروند یک ساعت در آن میخوابند تمام میشود میرود.
شما حاضر هستید برای هر خانهای یک تابوت، برای هر انسانی یک تابوت، میشود از یک سالن چند منظوره ساخت. مهندسین ما سالنها را طبقهی چهارم
میسازند. قربانت بروم. من مهندس نیستم اما تو که مهندس هستی
این سالن را پایین بساز، درش هم به خیابان باز شود. که مردم خیابان هم بتوانند اگر
از مکه آمدند، افطاری دادند، مراسمی داشتند، عروسی داشتند، خندهای، گریهای، در
همین سالن. وقتی سالن میسازی، در اداره، آن هم طبقه چهارم،
این مخصوص کارمندهای دولت میشود.
کارمندهای دولت هم فقط باید سالروز تأسیسشان
مثلاً روز آتشنشانی است، روز مادر است، روز وقف است، اینقدر سالن بیخود ساختیم، خدا میداند. اینقدر قرض بیخودی، اینقدر کتاب
بیخودی.»
اعتدال، حجت الاسلام قرائتی، درسهایی از قرآن
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
اعتدال: همشهری ماه در شماره
اخیر خود به موضوع بدهی های معوقه دولت به شهرداری پرداخته
است. در این گزارش
می خوانیم: یکی از مهمترین دلایلی که
رئیسجمهور در آخرین چهارشنبه سال 90 مجبور شد در صحن علنی مجلس شورای اسلامی حضور
پیدا کند و در مقام پاسخگویی قرار بگیرد، سوالی بود که نمایندگان مجلس از او درباره
دلایل پرداخت نشدن اعتبارات مصوب مترو داشتند؛ سوالی که علی مطهری آن را این طور
بیان کرد: «چرا در
مواردی خلاف قانون اساسی انجام شده است؟ مثلا قانون پرداخت تسهیلات مترو چرا اجرا
نشد و گفتید که این مصوبه مجلس را قانون نمیدانید؟ در حالیکه این مصوبه مجلس به
تایید مجمع تشخیص مصلحت رسیده است.
مجلس به
دلیل آلودگی هوای تهران که سالانه 4 هزار نفر جانشان را از دست میدهند، تصمیم به
پیشبرد خطوط متروی پایتخت گرفت. تشخیص اینکه مصوبهای قانونی است یا نه، بر عهده رئیس
دولت نیست و رئیسجمهور باید آن را اجرا کند. از ابتدا دولت ارادهای برای اجرای این قانون نداشت و
حتی در متممهای بودجه هم آن را نیاورد. ضمن اینکه مفاد این قانون، تسهیلات بود و
دولت میتوانست آن را تدریجی پرداخت کند.» در پاسخ به این سوال، رئیس دولت صراحتا
اعلام کرد که حساب ذخیره ارزی موجودیاش صفر است! احمدینژاد گفت: «چگونه به مترو
وام بدهیم؟ از کجا بدهیم؟ از پول معلمان و عمران و آبادانی روستاها؟ باید میگفتید
از کدام ردیف کم کنیم و به اینجا بیفزاییم؟ این قانون بر خلاف اصل 75 قانون اساسی
است.»
پول
نداریم!
در حالی که نمایندگان مجلس از
نحوه پاسخگویی احمدینژاد در صحن علنی مجلس مبهوت بودند؛ رئیس دولت بعد از نشان
دادن جیب خالی، لیستی از
«پرداخت کردهایم»ها را ردیف کرد؛ لیستی که بعدا به طور کامل توسط شهرداری تهران
تکذیب شد. احمدینژاد
در صحن علنی مجلس گفت: «8 هزار میلیارد تومان بابت عوارض به مترو کلانشهرها و شش
میلیارد دلار هم فاینانس دادهایم. 11هزار دستگاه اتوبوس با تخفیف به کلانشهرها
دادهایم. در مورد تهران هم 4600 میلیارد تومان پول نفت را برای کار عمرانی به
شهرداری دادهایم که 10 برابر کمک کل دولتهای قبل است. به جای این همه فشار به دولت بهتر نبود یک سری
به شهرداری میزدید ببینید کجا این پولها را خرج کردهاند؟» شاید این جمله آخر رئیسجمهور بود که باعث شد
مدیران شهری جوابیهای برای این سخنان منتشر کنند.
اولین واکنش از سوی مهندس تشکریهاشمی، معاون
حملونقل و ترافیک شهرداری تهران بود که گفت: «کمک دولت به مترو حدود 50درصد دولتهای قبل بوده
نه هشت برابر! امکان استفاده از
فاینانس هم هرگز میسر نشده است.» به گفته معاون حملونقل و ترافیک شهرداری تهران
حدفاصل سالهای 66 تا 84 قریب 1610 میلیون دلار کمک فاینانسی به متروی تهران انجام
شده است. اگر این میزان را با نرخ دلار اعلامی از سوی دولت (1226 تومان) محاسبه
کنیم، قریب 2000 میلیارد تومان در دولتهای قبلی به متروی تهران کمک شده و این در
حالی است که از سال 84 تا به امروز 1100 میلیارد تومان بابت توسعه مترو از سوی دولت
پرداخت شده و این یعنی چیزی نزدیک به 50درصد مبلغ اعطایی دولتهای
قبلی! بر این اساس
مشخص نیست چطور با توجه به وجود ارقام و آمار روشن، ادعای کمک هشت برابری به مترو
تهران نسبت به دورههای قبل میشود؟
انباشت بدهی
«خوب
بود آقای رئیسجمهور به این موضوع اشاره میکردند که این بدهیها مربوط به چه زمان
و چه دورهای است! شهرداری تهران در دوره اخیر مدیریت خود، از سال 84 تمامی دیون
خود را به بانکها پرداخت کرده و
شهرداری در واقع میراثدار 380 میلیارد تومان دیون و بدهی معوق دورههای قبلی
مدیریت است که البته شامل دوره
تصدی آقای احمدینژاد در شهرداری هم میشود.
با احتساب جریمه دیرکرد این معوقات، امروز شهرداری تهران میراثدار
750 میلیارد تومان بدهی دورههای گذشته مدیریتی مربوط به سالهای 66 تا 84 در این
نهاد است.
بااینحال برای حل این مشکل لاینحل (چراکه بانکها صراحتا پرداخت فاینانسهای آتی
را به تسویه این بدهیهای معوقه منوط کردهاند) مدیریت شهری تعهد کرده 25درصد بدهی
گذشتگان را به صورت نقدی و مابقی را در مطالبات فیمابین حل و فصل کند که تاکنون
بخشی از آن نیز به صورت نقدی به بانکها پرداخت شده است.» این را تشکریهاشمی که از
ادعاهای کذب دولت به تنگ آمده در جوابیه خود اعلام کرد. معاون شهردار تهران بهطور مستقیم شهرداری
دوران احمدینژاد را مسبب بدهیهای انباشته شده شهرداری میداند و تاکید
میکند: «کاش ریاست محترم جمهوری به صورت شفاف مشخص میکردند که
استمهال بدهیهای شهرداری در کجا و چه موضوعی بوده است چرا که در این سالها نهتنها بدهی استمهال
نشده بلکه بدهی دورههای گذشته دولت و شهرداریهای وقت از سال 66 تا 84 هم بر دوش
مدیریت فعلی شهرداری گذاشته شده و هرگونه همکاری بانکها موکول به تعیین و تکلیف آن
شده است.» همه این بار اضافی را میتوانید بگذارید در کنار فاینانس دو میلیاردی
تصویبی مجلس برای کمک به مترو کلانشهرها که هرگز محقق نشد.
به گفته تشکریهاشمی
در طول سه سال گذشته تلاشهای مجدانهای از سوی مجلس، شورای اسلامی شهر، شهرداری
کلانشهرها و پیگیریهای بسیاری از طریق مجمع تشخیص، دیوان محاسبات، سازمان بازرسی
و... انجام شده اما هربار با طفره رفتن از قانون و فرافکنی هیچ پیشرفتی در زمینه
این اعتبار انجام نشده و حالا برخی ابرازنظرها دراینباره عجیب و دور از انصاف
است. این در حالی است که دولت باید یک سوم هزینه هر
سفر را به عنوان یارانه بلیت پرداخت کند اما در طول این سالها این مبلغ هیچگاه به
طور کامل و به موقع پرداخت نشده و مبالغ ناچیزی که پرداخت شده گاه حتی کفاف حقوق یک
ماه کارکنان شرکت واحد اتوبوسرانی را هم نمیداده است. تشکری معتقد است باید به مردم این پاسخ ارائه شود که
حال که قیمت نفت چندین برابر قبل شده و یارانهها هم حذف شده، چطور میشود که
صندوقها خالی باشند؟ این، سوالی است که مدیران شهری کلانشهرهای دیگر هم که چشم
امیدشان به این بودجه است، هنوز از خود میپرسند و هیچ پاسخی برای آن پیدا
نمیکنند!
مجلس، ضعیف است
به گفته قربانی عملکرد نمایندگان مجلس در سال گذشته به
خصوص در مورد پیگیریهای اجرا شدن مصوبات خود راضیکننده نیست. او اشارهای نیز از انتظارات
مسوولان شهری اصفهان از دولت میکند و میگوید: «امسال آخرین سال خدمترسانی دولت
است به همین دلیل انتظار میرود که بیشتر به اولویتها و زیر ساختها به خصوص
راهاندازی متروی کلانشهرها توجه کند چرا که هر چقدر در برای توسعه حملونقل عمومی
هزینه شود سود آن به جیب دولت بر میگردد.» سخنگوی شورای شهر اصفهان معتقد است:
«توسعه حملونقل عمومی کلید کاهش آلودگی صوتی و هوا در کلانشهرهاست و اساسیترین
راهکار حفظ محیط زیست و کاهش هزینههای ملی همچون انرژی گاز و گازوئیل است.» قربانی
تاکید میکند: «این روزها مردم کلانشهرها با شلوغی و ازدحام و آلودگی هوا دست و
پنجه نرم میکنند؛ به همین دلیل همه مسوولان چه دولتی چه غیردولتی باید بدانند که
کلانشهرهای کشور نیازمند راهاندازی مترو هستند.» قربانی درمورد سخنان رئیسجمهور در مورد خالی
بودن حساب صندوق ذخیره ارزی نیز معتقد است: «این گفته فقط یک ادعاست و باید از سوی
کمیسیونهای مربوطه مجلس بررسی شود تا صحت و سقم آن مشخص شود. به نظر من از آنجا
که نمایندگان مجلس در بودجهریزی کشور دخالت دارند اما میتوانند در مورد بررسی
حساب صندوق ارزی نیز تحقیق کنند.»
تهیه وَ تدوین
: عـبـــد عـا
صـی
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
شکیبا، شهرام - اخیراً
یک حرکت خودسرانه ولی هماهنگ شده، توسط دشمنان داخلی و خارجی به منظور ایجاد جو نارضایتی
علیه دولت صورت گرفته. در این حرکت ناجوانمردانه و ضدانسانی، گاوها و گوسفندان و مرغها،
گوشت و تخم و سایر محصولات خودشان را گران کردهاند تا آب به آسیاب دشمن بریزند.
کارشناسان اقتصادی برای این که روشن کنند چرا باید جانوران این قدر در اقتصاد مملکت
سُم یا پنجه داشته باشند؟ روانشناسان حیوانات برای روانکاوی این جانوران تا ریشه توهم
اهمیت ایشان را مشخص کنند و با فرآیند روانکاوی پیچیده براساس نظریات «مازلو»، آنها
را آدم کنند و بعد با زبان آدمیزاد حالیشان کنند که گاو باید آدم باشد، گوسفند باید
آدم باشد، مرغ باید آدم باشد و بعد آدم هم باید آدم باشد.
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
این فرد(مشایی) تا پایان
دولت نهم رئیس سازمان گردشگری بود و در دولت تاثیر گذار نبود. بنده حدود یک سال قبل
از پایان کار عضو ثابت هیأت دولت بودم و اتفاقا این کارها در زمانی بود که بنده در
دولت حضور داشتم. در دولت دهم که اقای احمدی نژاد حکمی را برای این فرد به عنوان معاون
اول صادر کرد، این خبر پیچید که آقا در نامه ای رئیس جمهور را از این انتصاب نهی کرده
اند اما نامه هنوز علنی نشده بود.
صبح چهارشنبه جلسه هیئت دولت به ریاست رئیس جمهور تشکیل شد و بخش اول آنان به اتمام
رسید. قرار بود نیمه دوم جلسه با ریاست معاون اول برگزار شود. مشایی هم که در جلسه
اول در در جای معاون اول نشسته بود منتظر ریاست بخش دوم جلسه بود.
آقای اژه ای وزیر اطلاعات در پایان جلسه اول اعلام کردند من خبر دارم که این نامه صادر
شده و این فرد نباید معاون اول باشد.
در همین حین در فاصله بین دو جلسه هیئت دولت، اکثر اعضای کابینه با هم در جلسه ای
سرپایی تصمیم گرفتند که باید جلسه دولت را ترک کنند. مشایی در آن ساعت در دفتر معاون
اول رئیس جمهور نشسته بود که این دفتر نزدیکترین مکان به دفتر جلسات هیئت دولت است.
برخی افراد به وی خبر رساندند که در جلسه دوم شرکت نکن که اگر بیایی ممکن است برخی
جلسه را ترک کنند.
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
... در حالی
که هنوز چندین هفته به تشکیل مجلس نهم باقی مانده، بحثها درباره انتخاب رئیس مجلس
آغاز شده و برخی گاه در باغ گیلاس و گاه با استفاده از سفر راهیان نور، قبای ریاست
مجلس را بر قامت فرد دلخواهشان میدوزند و برخی دیگر، دل بریده از نمایندگان لابیگر
تهران، ستاره اقبال خود را در میان نمایندگان شهرستانی میجویند.
«تابناک»
به عنوان یکی از رسانههای مجازی فراگیر ایرانیان، طبیعتا به چنین بحثهایی بیتفاوت
نبوده، با انجام یک نظرسنجی، ذائقه مردم ایران را در رابطه با فردی که میخواهند رئیس
مجلس باشد، سنجید.
بنا بر این گزارش، در میان گزینههای نظرسنجی «تابناک»، دو گزینه یعنی آقای حداد عادل،
سابقه ریاست بر مجلس هفتم و آقای علی لاریجانی، سابقه ریاست مجلس هشتم را دارا بودند
و آقای ابوترابی هم مدتها به عنوان نائب رئیس مجلس حضور پر رنگی داشتهاند. در این
میان، تنها علی مطهری بود که سابقه مدیریت مجلس در قالب رئیس یا عضو هیأت رئیسه را
در کارنامه کاری خود نداشت.
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
ورود دوباره دکتر غلامعلی حدادعادل به عرصه رقابتی ریاست مجلس
سبب شده تا عملکرد وی در مجلس هشتم مورد توجه بسیاری از اصولگرایان ، نمایندگان
مجلس نهم و افکار عمومی قرار گیرد.
عملکرد رئیس مجلس هفتم در ابتدای آغاز به کار مجلس هشتم به دلیل عدم موفقیت در
انتخابات هیات رئیسه موجب شد تا برخی از گرفتن "روزه سکوت" توسط حدادعادل سخن به
میان آورند .
طولانی شدن مدت زمان سکوت حداد در مجلس هشتم به حدی شد که برخی متصور شدند که وی
وظایف نمایندگی اش را هم به فراموشی سپرده است.
بنا بر این گزارش ، با توجه به سوگند نمایندگان به قانون اساسی هر نماینده ای صرف
نظر از لابی های سیاسی و روابط جناحی ، موظف به اجرای وظایف نمایندگی در طی چهار
سال حضور خود در پارلمان بوده و آنچه معیار عملکرد یک نماینده در مجلس است میزان
حضور وی در فعالیت های نمایندگی مانند مخالفت و موافقت با طرح ها و لوایح، تذکرهای
شفاهی و کتبی و همچنین ارائه طرح های پیشنهادی در صحن مجلس است.
با این تفاسیر اگر در مورد دکتر غلامعلی حداد عادل جستجویی کوتاه پیرامون آنچه در
بالا برای وظائف نمایندگی ذکر شد داشته باشیم متوجه خواهیم شد که عملکرد وی به روزه
سکوت شباهت بسیاری دارد .
با بررسی مشروح مذاکرات مجلس هشتم از جلسه 1 تا 195 مشخص خواهد شد حداد عادل در
مجلس هشتم "یک بار" در مخالفت با و "یک بار " هم به عنوان موافق یک لایحه میکروفنش
باز شده است.
کاندیدای جدی ریاست مجلس نهم ، تنها سه بار در صحن مجلس تذکر داده که البته یک مورد
آن مربوط به استفاده صحیح از واژگان فارسی بوده است .
این تمام کارنامه کاری وی از حیث وظائف نمایندگی در چهار سال گذشته است. البته در
این میان موارد اندکی بوده که رئیس کمیسیون فرهنگی به نطق پرداخته اند که این مورد
از وظائف نمایندگی خارج است .
لازم به یادآوری است در بسیاری از موارد که بر خلاف شعار و آرمانهای همیشگی دکتر
حدادعادل و حامیانش، مجلس هشتم در آستانه تصویب قوانین مسئله دار قرار می گرفت ،
خبری از واکنش حداد نبوده است .
به هر حال به نظر می رسد که با توجه عزم جدی حدادعادل برای ریاست مجلس نهم و
اظهارات ایشان مبنی بر اینکه در صورت داشتن یک رای تا آخر ایستاده اند ، مروری بر
وظائف نمایندگی وی در دوره چهار ساله ریاست کمیسیون فرهنگی در مجلس هشتم خالی از
لطف نباشد .
امروز ما دستآورد دیروز است ...
برای رؤیت کاریکاتور، روی عنوان کلیک کنید
کاریکاتور: زنده باد سینما گر مستقل!
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
... عصرایران - در پی واکنش
های گسترده اهالی رسانه به حکم محکومیت یک کاریکاتوریست اراکی ، نماینده اراک که
شاکی پرونده بود ، اعلام کرد که شکایت خود را پس می گیرد. پیش از این سایت های خبری
پربیننده کشور ، با صدور اطلاعیه ای خواستار لغو حکم شلاق کاریکاتوریست اراکی شده
بودند.
احمد لطفی - نماینده اراک - که این روزها کاریکاتور او در بسیاری از
رسانه ها منتشر شده است در بیانیه ای اعلام کرد:
"پیرو شکایت اینجانب از هفته
نامه امیر به دلیل امور ناروایی که در این نشریه به بنده نسبت داده شده بود، دادگاه
محترم کاریکاتوریست این هفته نامه را به تحمل 25 ضربه شلاق محکوم کرده است. چون هدف
من نفی روش های غیر اخلاقی در نسبت دادن امور ناروا بوده، نه انتشار کاریکاتور بدین
وسیله شکایت خود را نسبت به این هنرمند پس می گیرم ."
نکته جالب توجه این که
دادگاه در خصوص متن ادعایی لطفی (منتشره در هفته نامه اراکی) ، حکمی جداگانه داده و
درباره کاریکاتوریست هم حکم مجزای شلاق را صادر کرده بود و برخلاف اظهار نماینده
اراک ، موضوع پرونده ، صرفاً مطلب منتشره در هفته نامه نبوده است و خود کاریکاتور
نیز موضوع بررسی بوده است. معنی سخن لطفی این است که بدون این که او شکایتی از
کاریکاتور داشته باشد ، دادگاه همین طوری آن را بررسی کرده و حکم به شلاق داده
است(!) که قطعاً ادعایی خالی از اصول حقوقی است مگر این که دادستان اعلام جرم کرده
باشد که چون کاریکاتور مذکور فاقد وصف مجرمانه عمومی است ، این موضوع هم مردود
است.
بی گمان ماجرای اخیر عبرتی است برای مسوولان که قبل از آن که ردای وکالت و
سیاست و ریاست بر تن کنند ، کمی بر روی "جنبه"داشتن خود تمرکز و تمرین کنند و
بدانند که پذیرش مسوولیت مساوی است با زیر ذره بین قرار گرفتن و نقد شدن مستمر و
لذا اگر توان نقدپذیری و حتی دیدن کاریکاتور خود را ندارند ، همان بهتر که همانند
شهروندان عادی روزگار سپری کنند و کاری به کار سیاست نداشته
باشند.
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
ساعت از
ده صبح گذشته است. پسری جوان، روحانی میانسال و مردی میانسال گوشه میدان با پیشانی
بندهای قرمز و سبز ایستاده اند.
هشت پرچم در کنارشان قرار گرفته است. قرمز، زرد وسیاه. هر کدام از نفرات باید پرچمی
روی دوششان قرار دهند و از میدان قیام تهران به سمت میدان آزادی پیاده راه
بروند. گروه نام خود را عدالت خواهان گذاشته
اند.
در مسیر دیگرانی هم به گروه افزوده می شوند.
هدف تنها بسط عدالت است. کمی
دورتراز گروه، اما شرایط دیگری حاکم است. مردم اهالی میدان قیام تهران، فروشندگان
لوازم یک بارمصرف، سوپرمارکت های عمده فروش، بنکداران کالا و ساکنان منطقه همگی
گلایه های عمیق از احوالشان دارند.
فروشنده بلیط اتوبوس، در دکه یک متری نشسته و سرش را گرم شمارش بلیط ها کرده است.
موهایش همگی سفید شده است. آرام صحبت می کند و می گوید: « از صبح تا شب در این قوطی فلزی کار می کنم. دوران
بازنشستگی را در اینجا می گذرانم ولی بازهم درآمدم کفاف هزینه زندگی را نمی
دهد. گوشت کیلوی 23 هزار تومان، برنج کیلوی 4 هزار
تومان، روغن کیلوی 5 هزار تومان و...» لیست تمام قیمت ها می شمرد و به ساده ترین
کالاها هم می رسد.
سرش را پایین انداخته و افسرده ادامه می
دهد:« از همه مهمتر اجاره خانه است. 10 میلیون پول
پیش با ماهیانه 400 هزار تومان برای یک خانه 60 متری در همین میدان قیام پرداخت می
کنم. واقعا قیمت یک خانه در این میدان همین قدر است.
اینجا اصلا جای زندگی نیست.» عدالت
خواهان از ابتدای میدان قیام به سمت میدان انقلاب به راه افتاده
اند. پرچم ها در هوا به پرواز درآمده
است. آنها از مقابل باجه بلیت فروشی هم عبور می
کنند. پیرمرد به احترامشان بلند می شود و سری تکان می دهد. روحانی گروه چند قدمی عقب تر راه می رود. او خود
در یک اتاق اجاره ای در حوالی همین میدان قیام زندگی می کند. مردی در کنار همان ایستگاه اتوبوس ایستاده است.
به دیوار ایستگاه تکیه داده و به سمت گروه و پرچم ها خیره شده است.
او می
گوید:« مشکل اصلی ما گرانی است. من نمی دانم تورم
چقدر است ولی از نظر من صد در صد است. قیمت هرچیزی را که سوال می کنید حداقل دو
برابر شده است. اصلا امروز قیمت ها یک چیز است و فردا یک چیز
دیگر. هیچ کالایی دو روز در یک قیمت نیست.
من یادم نیست آخرین
بار کی با کالایی مواجه شدم که قیمتش کاهش پیاده کرده باشد. اصلا فضای عجیبی شده است.
درآمد ماهیانه من 600 هزار تومان است. این کار و
حقوق را هم به سختی پیدا کرده ام. سه سال بیکار بودم. یعنی کارهای مختلف ولی کوتاه مدت انجام می
دادم. حالا هم معمولا هر دو ماه یکبار حقوق می دهند. با این درآمد نمی توان زندگی
کرد.» او مهندسی کشاورزی خوانده است در یک شرکت مهندسی
کامپیوتر کار می کند و در حوالی میدان قیام زندگی می کند. ماهیانه 300 هزار تومان
کرایه خانه 50 متری را پرداخت می کند. همسرش نیز کارمند یک شرکت ساختمانی است.
تمامی فروشگاه های اطراف میدان قیام بنکداران
کالاهای مختلف نیز مانند مردم حاشیه خیابان از وضعیت قیمت ها می نالند.
شیشه های فروشگاه را خاک گرفته است. او بنکدار
مواد غذایی است. سراسر مغازه اش با بطری های نوشابه پوشانده شده است. می
گوید:« اینکه مردم فکرمی کنند وقتی قیمت ها گران می
شود به نفع ماست، کاملا اشتباه است. اصلا اینطور نیست. قیمت ها که افزایش پیدا کند،
تعداد مشتری های ما کم می شود. همین الان من از دیروز تا حالا فروش درست و حسابی
نداشته ام. با این روال اگر ادامه بدهیم وضع بدترهم می شود. مردم وقتی قیمت ها گران می شود
دیگر خرید نمی کنند. ما خودمان هم گران می خریم و باید گران بفروشیم.» گزارش اواز قیمت کالاهای مصرفی
مورد نیاز مردم با آمارهایی که مسولین دولتی ارائه می دهند، متفاوت است. او می
گوید:« قیمت هر کالایی که در این مغازه وجود دارد در قیاس با پیش از عید حداقل 20
درصد گران شده است. حالا ما نوشابه می فروشیم. وقتی قیمت ها بالا می رود، مردم دیگر
نمی خرند. نوشابه که نیاز مهم و اثرگذار زندگی آنها نیست. قیمت ها که بالا برود
خرید متوقف می شود. اگر قیمت نصف این بود ما خوشحال
تر بودیم.» در کنار فروشگاه او کاراژ قدیمی
قرار دارد. نگهبان 15 سال است که در این منطقه سکونت دارد. پیرمردی شکسته و
تندخوست. او هم مانند همسایگان خود از گرانی ها گلایه می کند:« وقتی من به این
منطقه آمدم تقریبا هیچی نبود. حالا آباد شده و خانه ساختن. قدیم ترها خبری از این
چیزها نبود. از صبح
تا شب در این گاراژ نگهبانی می دهم و حداکثر ماهیانه 500 هزار
تومان به من می دهند. با این پول تقریبا نمی توانم یک هفته هم زندگی کنم.
قیمت هرچیز را که بخواهید به شکل عجیبی افزایش پیدا کرده است. گوجه فرنگی شده مثل طلا، هر روز یک قیمت
دارد. تمام خاندان ما کشاورز بودند. در بهار گوجه فرنگی به فراوانی
وجود دارد ولی من
نمی دانم چطور دراین فصل قیمت گوجه فرنگی رسیده به 3 هزار و 400
تومان. قیمت گوجه فرنگی، تخم مرغ و روغن را که حساب
کنید، مجموعا اینقدر می شود که دیگر نتوانی یک غذایی ساده
بخورید. اجاره خانه هم بماند. زنی از مقابل فروشگاه های عمده فروشی عبور می
کند. چادری مشکی بور شده روی سر دارد. چهره اش خسته به نظر می رسد. در مقابل یکی از
بنکداری های توقف می کند. قدری از قیمت ها سوال می کند و بازهم به راهش ادامه می
دهد. او توان خرید ندارد و می گوید:« دیروز همین اجناس یک قیمت دیگر بود. الان
مغازه دار می گوید خانم قیمت دلار زیاد شده است. به
من چه ربطی دارد که دلار زیاد شده است.
با درآمد
شوهر من که تقریبا دو شیفت کار می کند، نمی شود زندگی کرد. یک دختر دانشگاه آزادی دارم. هزینه او و
هزینه خریدهای روزانه اصلا اجازه نمی دهد که پس اندازی داشته باشیم. خیلی از موادغدایی را دیگر نمی
خریم.
گوشت و برنج کم کم از سفره ما می
رود.»
آخرین
بیانیه را نیزخبرکزاری فارس منتشر کرده است. همین خبرگزاری در گزارشی درمورد گرانی
ها آورده است:« القاء سیاستهای نادرست به
تصمیمگیران باعث گرانی شد تا تولید کننده و مصرف کننده را در تنور خود
بسوزاند و تنها دلالان و واسطهها برنده این معامله بزرگ وارداتی
باشند. مدتی است
بحث گرانی و گرانفروشی بر سر زبانها افتاده و همه اقشار از دولتمردان گرفته تا مردم
مصرف کننده و حتی دستگاههای ذیربط که این مسئولیت را به عهده دارند این مطلب را
تایید میکنند و با کمال تعجب مسئولین کنترل
بازار نیز با فرافکنی تولید را عامل گرانی میدانند. معاون اول محترم رئیسجمهور در یک همایش اعلام کرد
که برنامههای
نامناسب کشاورزی باعث گرانی شده است و با این مثال که پیاز در بندرعباس کیلویی 90
تومان اما در تهران کیلویی 700 ـ 600 تومان به دست
مصرف کننده میرسد، اما سوال
اینجاست که رساندن محصول از تولید کننده به مصرف کننده وظیفه کدام دستگاه است و چرا
این فاصله چند برابری قیمت بین تولید و مصرف وجود دارد، آیا تولید کنندهای که محصول خود را کیلویی 90 تومان
میفروشد گرانفروش است یا نظام غلط و سنتی بازار و بازار رسانی که این اختلاف را سبب شده
است و مسئول تنظیم بازار و بازاررسانی کیست؟ که اینچنین اختلاف چند برابری از تولید
تا مصرف را رقم زده است.در حالی که بخش تولید توانسته با رشد 9 درصدی، نیاز مردم را
تامین، صادرات را افزایش و واردات را کاهش دهد اما گرانی محصولاتی مثل مواد
پروتئینی امان مصرف کننده را بریده و امکان دارد. از سفره مردم خارج شود
که باید دید چرا به رغم افزایش تولید در حالی که
قیمت باید کاهش یابد همچنان سیر صعودی به خود میگیرد.» تیم عدالت خواهان از منطقه دور شده اند.
کمی دورتر
از این منطقه ماجرا در دیگر بخش های فقیرنشین هم تکرار می شود. زورآباد کرج، حداقل
100 کیلومتر با میدان قیام تهران فاصله دارد ولی وضعیت زندگی مردم در این منطقه نیز
مانند اهالی میدان قیام است. اسلام
اباد یا زورآباد منطقه ای در مرکز شهرستان کرج، واقع در استان
البرز است. 44٫5 درصد از جمعیت این
محله را جوانان تشکیل میدهند در حالی که تنها 22٫2 درصد از کل جمعیت محله از نظر اقتصادی فعال
اند.
با خط سفید
درشت روی دیوار خاکستری نوشته اند:« ورود افراد سالم ممنوع.» سمت راست خیابان را خانه های مخروبه، ویران و پر از
زباله گرفته است. عرض خیابان تنها دو متر است. شیب خیابان بیش از 40 درجه و وسط
آسفالت را جوی آّب است. خانه های سمت راست خیابان همگی با قدمتی حداقل سی ساله،
قدیمی، خاک گرفته و رعب آور است. دو کودک از خانه های سمت چپ خیابان، در ویرانه های
سمت راست خیابان سرگرم بازی شده اند. زباله ها را جابه جا می کنند، لباس های رنگ و
رو رفته پوشیده اند، با صدای بلند و بی مهابا می خندند. صدایشان صاف است و ترسی هم
از گشت زنی در ویرانه سمت راست خیابان ندارند. صد متر بالاتر، روی تپه در فصل بهار
سبز شده است. خانه ها در شیب بیش از 50 درجه ساخته شده بودند. هنوز جای سیمان و
کاشی کاری های خانه ها روی تپه باقی مانده است. اهالی منطقه همگی در دسته تهی دستان شهری جایی می
گیرند. خانه ها قدیمی و در حال ویرانی است. زنی میانسال دست
کودکی را در دست دارد و شیب 40 درجه را به سختی بالا می رود. خانه اودر میان انبوهی از خانه
های ویران شده جایی گرفته است. شهرداری، خانه های اطراف محل سکونت او را خراب کرده
است ولی خانه زن هنوز سرپا مانده است.
او مانند بسیاری دیگر از مردم منطقه به
سختی زندگی می کند. شوهرش دست فروش است و درآمدی
حداکثر 400 هزار تومانی در ماه دارد. زن چادر مشکی را روی سرش صاف می کند و می گوید: « آمده اید بدبختی های ما
را تماشا کنید. با این وضعیت گرانی و اوضاع
خودمان واقعا زندگی سخت تر از گذشته هم شده است. سی سال است در این منطقه سکونت داریم. حالا که شبیه خرابه شده است.
برنج خارجی هم دیگر
نمی توانیم بخریم. قیمت ها آنقدر زیاد شده است که باید فقط نان
بخوریم. قیمت نان هم
در بعضی جاها خیلی زیاد است. واقعا کسانی مثل ما با این درآمد چطور باید زندگی
کنند. هزینه مدرسه بچه ها و هزینه غذایی روزانه از درآمد شوهر من بیشتر
است.»
شیب 50 درجه خیابان به سمت پایین به فروشگاهی شبیه به سوپرمارکت می رسد.
پنجره شکسته، جعبه های میوه و سبزی های پلاسیده، کمپوت ها و بیسکویت های خاک گرفته
و شیشه های کدر شده یخچال بزرگ ویترین دار، ظاهر مغازه را می سازند. فروشنده مردی
55 ساله و آذری زبان است. او 25 سال در این منطقه سکونت داشته است. خانه اوهم در طرح های شهرداری خریداری شده و
تنها مغازه اش باقی مانده است.
او می گوید:« قیمت ها روزانه گران می
شود. تازه ما اینجا به دلیل اینکه مواد غذایی درست
و حسابی نداریم، خیلی قیمت ها گران نیست ولی خلاصه اینقدری گران شده که
دیگر مردم منطقه خیلی خرید نمی کنند. بیشتر نان
می خرند و صیفی جات. خود من هم توان خرید خیلی
چیزها را ندارم. بنکدارها می گویند دلار گران شده و روی همه چیز اثرگذاشته است.
خلاصه نمی دانم دلیل هرچه باشد، وضعیت زندگی مردم در این منطقه را خراب کرده است.
اینها بدبخت ها یک عمر در خاک وبدختی زندگی کرده اند. هیچ وقت وضعیت خوبی نداشتن که حالا نگران باشند ولی
بالاخره الان اوضاع برای همه بدتر شده است. خانواده های درست و حسابی که اینجا نداریم. همین ها
هم که مانده اند باید با مصیبت زندگی کنند.» وانت نیسانی زنگ زده و قدیمی برای او
بار آورده است. راننده نیسان از اهالی شهریار کرج است. او صیفی جات را از این منطقه
به زورآباد وکرج می آورد.
راننده با
لهجه ای غریب صحبت می کند و می گوید:« گوجه فرنگی
را از کشاورز هنوز کیلوی 400 تومان می خرند، نمی دانم چطور قیمت گوجه به دو هزار و سه هزار تومان
رسیده است. از اول
سال تا حالا هر روز بار کمتری به این منطقه می آورم. مردم وقتی نمی توانند خرید کنند ما هم دیگر نیازی نیست
که بار بیاوریم.» بنگاهی در همسایگی همین
سوپرمارکت قرار گرفته است. مغازه دو متری، بدون خط تلفن و تنها به سه صندلی فضای
کلی بنگاه را تشکیل می دهد. روی ویترین شیشه ای خاک گرفته، نام صاحب مغازه به عنوان
بنگاه هم با فونت درشت قرمز حک شده است. بنگاه دار می گوید:« اینجا از همه جای تهران وکرج قیمت ها ارزان تراست.
مثلا یک خانه 70 متری ده تا 15 میلیون تومان قیمت دارد. اجاره هم همین است. اما هرکسی نمی تواند در این منطقه زندگی کند. ما هم
که اینجا هستیم 20 سال است که آمده ایم. قیمت خانه در منطقه زورآباد هم کمی گران شده
است ولی رشد قیمت
به اندازه قیمت مواد غذایی نیست.مردم اینجا کارگر ساده، کارگر صنعتی یا دست فروش
هستند. بچه های 10 تا 15 ساله هم کار نمی کنند.یک عده هم نان خشک از سطح شهر جمع می
کنند. حداکثر همگی
ماهی 300 تا 400 هزار تومان درآمد دارند. من خانواده می شناسم که سالی یکبار رنگ گوشت را نمی
بینند.»
راننده
وانت نیسان زنگ زده هم می گوید:«
وضعیت ما از بد از جنگ هم بدتر شده است. آن موقع هم چیزی نمی شد خرید. فقط فرقش این بود که آن
زمان اصلا کالایی برای خرید وجود نداشت. حالا هست و بازهم نمی توان
خرید.»
زن میانسال روی شیب 50 درجه با کودک کلنجار می رود. او هر
روز این شیب سخت را چندین بار بالا و پایین می رود. زن می
گوید:« پسرم پیک موتوری است. هفته قبل از مقابل همین
خانه ما موتورش را هم دزدیدند. حالا بیکار است. شوهرم هم از بیشتر از این نمی تواند
کار کند. وضع ما
این است. چطور باید زندگی کنیم؟» دیوارهای
زورآباد کرج یک هفته پس از انتخابات دور دوم مجلس، همچنان میزبان پوسترهای تبلیغاتی
باقی مانده است. شعارهای مختلف روی پوسترها خودنمایی می کنند.
پوستری مقابل تنها پارک منطقه نصب شده که روی ان نوشته شده است: « گسترش عدالت برای
همه.» مردم از کنار پوستر عبور می کنند.
کسی نگاهی نمی
اندازد.
نورشدید آفتاب سوزان زورآبادکرج، رنگ را کاغذ را
زرد کرده است.
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
گاهی اگر مامور
تعزیرات مچ فروشنده را بگیرد، سیگارها را میبرد و جریمه سنگین هم میگیرد.
اما باز در اقصی نقاط مملکت تا همین بقالی سر کوچه همه-ی ما پر است از این محصول
قاچاق که فروشش جرم رسمی است و جریمه و مجازات هم دارد.
اعتدال: محمدحسین جعفریان در تازه ترین یادداشت خود در خصوص بقالی هایی که قاچاق می
کنند، نوشت:
اگر شما سیگاری باشید –که انشاءالله نیستید- با تعبیر «عکسدار» یا «بیعکس» که
حالا دیگر به پسوندی رایج برای تمامی
مدلهای سیگار بدل شده
آشنا هستید.
عکسدار همانها هستند که تصویر دو تا ریه بر آنها نقش بسته و به شما هشدار میدهد
که دارید چه بلایی بر سر سلامتی خود میآورید
اما در مورد انواع خارجی سیگار که بخش اعظم بازار در تسخیر آنهاست؛ وجود این تصاویر
بر بستهها، نشاندهنده ورود و توزیع از مجاری قانونی است. یعنی مالیات و گمرک
آنها پرداخت شده
و بقیه عموما نه.
وقتی
مشتری سیگار بدون عکس میخواهد، فروشنده نگاهی به قد و بالای او میکند و هنگامی که
حس ششمش به او ندا داد که طرف مامور تعزیرات نیست، از پشت یخچال و کف مغازه و هزار
و یک سوراخ و سنبه دیگر، یک بسته سیگار درمیآورد و میدهد دست او.
جالب آنکه آن عکسدارها چون با نظارت دولت
خریداری و وارد میشوند، کیفیتشان تضمین است اما مابقی اغلب تقلبی و بیکیفیتند
اما عجبا که بیشتر جماعت پول بیشتر میدهند تا همانها را بخرند که مبادا چند کلمه
فارسیبر پشت و رویش نقش بسته باشد.
سالانه چندین میلیارد نخ از این سیگارها به کشور قاچاق شده و از طریق همه مغازهها
و دکهها هم فروخته میشود.
گاهی اگر مامور تعزیرات مچ فروشنده را بگیرد، سیگارها را میبرد و جریمه سنگین هم
میگیرد. اما باز در اقصی نقاط مملکت تا همین بقالی سر کوچه همه ما پر است از این
محصول قاچاق که فروشش جرم رسمی است و جریمه و مجازات هم دارد.
عجبا! این چه مافیای قدرتمندی است که چنین
قاچاقی میکند و در صدها هزار مغازه و دکه در سرتاسر کشور هم توان توزیع آن را
دارد؟ و بعد جریمه بقال و دکهدار برای فروش چند بسته آن چه معنایی دارد؟
این حجم حیرتآور را که نمیشود زیرزمینی
و با مسافر یا بار الاغ کرد و آورد، نه شما را بهخدا، میشود؟!
چندی پیش در خبری خواندم که
بیش از نود درصد
گوشیهای همراه در مملکت قاچاق بوده و از مبادی قانونی وارد نمیشوند!
یعنی سود گمرک و
مالیاتشان میرود به جیب قاچاقچیان،
میدانید این حجم کالا چند هزار تریلی
میشود؟
آخر چطور ما که چنین تحسینبرانگیز مرزها را بر اندک ورود موادمخدر بستهایم و
انصافا طی این سالها بسیار هم موفق بودهایم، قادر به کنترل چنین حجم شگفتآوری
از قاچاق این کالاها نیستیم و پرسش مهمتر، این چه سیستم توزیع پیچیدهای است که با
این سهولت میآورد و به کوچکترین واحدهای توزیع هم آن را عرضه میکند؟ خدا
میداند؛ من که مخم هنگ کرده است!
بهجای دکهدار و مغازهدار، چرا باراندازهای اصلی اینها و چهرههای پنهان این
تجارت عظیم شناسایی نمیشوند؟ خیلی کار سختی است؟
محمدحسین جعفریان
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
اعتدال:اگر جوان هستید، اگرآخرین مطلبی که مطالعه کرده اید تصمیم کبری بوده
است، اگر قدرت تحلیل شما در حد پت و مت است ،اگر فرق اگزستانیالیسم و هویج را نمی
دانید، نگران نباشید بسته های آموزشی " روشنفکری در 5 دقیقه " به بازارآمد!
- اولین اصل،
یادگرفتن تعدادی لغت پرملات و شعار های جدید!
هرچی بیشتر بدونید بهتره
اما اگر مغزتون زیاد کشش نداره همین چهارتا لغت رو حفظ کنید:
سیناپس ، پارادایم،
نوستالژیک و دیالکتیک. معنی اش زیاد مهم نیست فقط کافیه هر چند جمله در میون مقداری
از این کلمات- به میزان دلخواه- بکار ببرید
البته موظب باشید دز آن را زیاد بالا
نبرید که تابلو می شود!
غر بزنید!
غر زدن به وضع مملکت یکی از ارکان مهم و شاید مهمترین رکن روشنفکری باشه.
به هر چیزی که فکرتون می رسه غر بزنید مهم نیست به چی فقط غر بزنید مثال:
• اگر بارون نمیاد از بارونهای لندن تعریف کنید و بر پدر مملکت بی آب و علفمون لعنت
بفرستید!
•
اگر بارون میاد از هوای صاف و آفتابی تگزاس تعریف کنید و بگید :" تف به این مملکت
گل وشل"!
•
مدام از پیشرفت خارج تعریف کنید!
طوری که انگار 80 سال توی لس آنجلس زندگی کرده
اید .مثلاً بگید اونجا نون بربری تو بسته بندی های استریل عرضه میشه!
هر چیزی که مردم خیلی بهش اعتقاد دارند رو مسخره کنید و بگویید تقلبیه یا دروغه.
البته بعضی ها جلوتر رفته اند و خودشون رو هم حالا دیگه تقلبی می دونند که ما تا
اون حدش رو توصیه نمی کنیم!
-اگر در مهمانی خواستید دستشویی بروید و آنجا دستشویی فرنگی نداشتند به شدت از
صاحبخانه گلایه کنید و خودتان را ناراحت نشان دهید.
-
پیتزا دیگه دمده شده، سعی کنید اسم غذا هایی رو حفظ کنید که بقیه حتی نمی تونند
تلفظش کنند.
• مثال: فوندی بورگینیون، تاوزند آیلند و... البته اگر توی رستوران بودید قبل از به
زبان آوردن این کلمات ابتدا دستتون رو داخل جیبتون کنید و یک چرخ بدهید اگر به چیزی
برخورد نکرد احساس تشنگی کنید ویک لیوان آب سرد سفارش بدهید!
-داشتن یک وبلاگ ضروریه. البته اگر هنوز فرق بین کیس و مانیتور رو نمی دونید بروید
به پاراگراف بعدی!
-از زمان قدیم خیلی تعریف کنید. مخصوصاً بگید اون موقع همه چیز خیلی ارزون بوده
مثلاً تویوتا کمری 3 قرون بوده!
البته سعی کنید به مغزتون یه مقدار بیشتر فشار
بیاورید و مثال بهتری بزنید.
- سعی کنید عینکی شوید. عینک سمبل مطالعه ی زیاده! اگر حوصله مطالعه ندارید یک روش
سریعتر هم وجود داره: 2 دقیقه به جوشکاری با دقت نگاه کنید!
- ترانه های خارجی گوش بدهید و بی بی سی فارسی ببینید. هرچی بیشتر، بهتر!
خارجی و هرچی غیر مجاز تر هم باشه بهتره! این خصیصه نشون میده که تمام مراحل
روشنفکری رو با موفقیت پشت سر گذاشته اید!
-
یک سگ بخرید. اصولاً معاشرت با سگ جماعت تاثیر زیادی در ارتقای سطح روشنفکری
داره!
- اگر دختر هستید باید مانتوی شما تنگ باشد! تنگ تر از بقیه ! خیلی تنگ!
اونقدر که موقع غذا خوردن مجبور شوید دکمه های جلوی آن را به صورت موج مکزیکی به
ترتیب باز و بسته کنید تا لقمه پایین برود!
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
سبزپرس- گروه
محیط زیست دریایی: طراح ایده
انتقال آب دریای خزر به کویر گفت:
طرح دیگری داریم که انشاء ا... در صورت اجرای آن از
این طرح انتقال آب دریای خزر به کویر هم بزرگتر است(؟) . یعنی از نظر اندازه، قدرت و فراگیری، طرح بسیار
بزرگی خواهد بود.
به گزارش سبزپرس، غلامعلی خیاط خلقی ، مدیر عامل شرکت"
آیاکاوان" و طراح ایده انتقال آب دریای خزر به کویر هفته گذشته در گفتگو با هفته
نامه آسمان ( شماره 110) در پاسخ به این پرسش که " این ایده چطور در دهن شما مطرح شد؟" گفت: حقیقت این است که این ایده را خدا د ردل ما
قرار داد . از برکات خداوند است که در ذهن ما ایده ای مطرح شد که در نهایت منجر به
بالندگی و پویایی بیشتر کشور می شود. ایده از خود آدم نیست.خداوند
ایده را به قلب انسان نزدیک می کند و این دیگر به همت افراد بستگی دارد که
از این ایده با توکل به خدا چگونه استفاده کنند. ایده اولیه هم در مورد این طرح
خاص، 4 سال قبل در ذهن من ایجاد شد.
وی همچنین در پاسخ پرسش دیگری مبنی بر اینکه
" حدودا چقدر زمان برد تا ایده در
ذهن شما شکل بگیرد؟"
افزود: در کل 10 دقیقه
. دراین 10 دقیقه ایده به
صورت کامل در ذهن و دل من نشست اما دو سال و نیم تحقیق کردیم تا طرح به مرحله
عملیاتی برسد. به گفته وی دانشگاه هم همکاری کرد تا ایده به صورت کامل شکل بگیرد و
چندین هزار صفحه برای اجرای این طرح تحقیق شده است.
او همچنین در گفتگو با هفته نامه آسمان در
برابر این پرسش خبرنگار که می پرسد " قبل از این هم طرحی به این اندازه بزرگ کرده
بودید؟" می افزاید
: طرح دیگری داریم که انشاءا... در صورت اجرای آن
از این طرح انتقال آب دریای خزر به کویر هم بزرگتر است . یعنی از نظر اندازه، قدرت و فراگیری، طرح بسیار
بزرگی خواهد بود. طرخ بزرگی است که به طور حتم باید ان را بی نظیر در طول تاریخ سی
سال گذشته ایران بدانیم. این طرح
مقدمات ظهور آقا امام زمان (عج) است یعنی طرحی دراین اندازه بزرگ که اقتصادی،
فرهنگی و اجتماعی است .
او
درباره طرح انتقال آب دریای خزر به کویر می گوید:
براوردهای ما نشان می دهد که این طرح حداقل بالای هزار میلیارد دلار سود برای کشور
دارد و شنیده ام که این طرح با رمز " یا مهدی (عج) " آغاز شده و این خود می تواند
نشانه خوبی باشد که به سرانجام برسد.
وی
همچنین درباره هزینه های صورت گرفته برای این طرح گفت: هزینه های اولیه با خودمان
بود و حتی امیدی هم نداشتیم که کسی پیدا شود و هزینه ها را بدهد ولی به دلیل اینکه
هدف ما خدمت به مردم، اسلام و انقلاب بود طرح را پیش بردیم . د رنهایت که به نتایج
مناسبی رسیدیم برای دولت ، طرح تفسیر شد. یعنی باید در نهایت بگویم که این طرح شخصی
بود.
مدیر عامل شرکت" آیاکاوان" در پاسخ به این پرسش که " کدام وزارتخانه به سراغ شما آمد؟" گفت: با هیچ کس و هیچ وزارتخانه ای هماهنگی نکردیم
ولی از دولت و یکی از مراکز وابسته به دولت با ما تماس گرفتند و خواستند تا جزییات
طرح را برای آنها بگویم. قدری هم پیگیری کردند و در نهایت پذیرفتند.
اما اسم مرکزی را که با تماس گرفته بود را فراموش کردم
.
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
امروز مطلبی می خواندم که
آقای نوریزاد همان حرفهایی را زده بودند که منافقین سالها پیش علیه ایران زدند.
داستان تکراری و صد البته دروغین مخفی شدن یک فروند هواپیمای اف-۱۴ در پشت هواپیمای
ایرباس ۳۰۰ پرواز ۶۵۵ که توسط ناو وینسنس سرنگون شد.
مدتها است شایعه دروغینی کل اینترنت را برداشته
است که در پشت سر ایرباس ۳۰۰ ایرانی یک فروند اف-۱۴ قرار داشته و به همین دلیل
اشتباهاً توسط ناو وینسنس ساقط شده است. این شایعه اولین بار در سالها قبل توسط منافقین فراری
به امریکا ایجاد شد که متاسفانه
هر از گاهی رونمایی مجدد می شود اما رونمایی آن توسط یک ایرانی مدعی خیلی چیزها!
واقعاً جای تعجب و صد البته تاسف دارد.
اما چرا این موضوع از بنیان بی معنا
است؟
۱-هواپیمای اف-۱۴ اساساً
یک جنگنده رهگیر برای برتری هوایی و ایجاد امنیت هوایی است و برای حمله به اهداف
دریایی آن هم ناو تا بن دندان مسلح وینسس طراحی نشده است. حتی اگر این
جنگنده برای این نوع حملات تجهیز شود هم به لحاظ ایرودینامیکی توان شیرجه روی
مناسبی برای حمله به اهداف دریایی ندارد. اساساً اف-۱۴ یک جنگنده رهگیر برد بلند و تا
حدی لخت و تنبل است و در جنگهای نزدیک یا داگ فایت نیز ممکن است مغلوب حریفانی ساده
هم بشود که اتفاقاً چندین بار
مغلوب شده است!
۲-فرضاً یک فروند اف-۱۴ ایرانی چه کاری میتوانسته علیه
یک ناو با آن وسعت فنی و دفاعی کند؟ مگر اینکه در یک داستان خیالی تصور کنیم که یک
اسکادران اف-۱۴ در پشت ایرباس بوده است!!!
۳-فرض گیریم چنین بوده
است. چرا پس از ساقط کردن اشتباهی ایرباس به جای
اف-۱۴ هیچ ردی از اف-۱۴ اصلی روی رادار وینسنس نماند؟ بالاخره بیش از دو موشک که
شلیک نشده بود. هر دو موشک هم به ایرباس برخورد کرده بود زیرا بر روی آن نشانه روی
شده بودند.
۴-از همه مهمتر چرا دولت امریکا برای بستن پرونده
حقوقی این جنایت وادار به پرداخت خسارت سنگین شامل قیمت هواپیما (حدود ۴۵ میلیون
دلار) و خون بهای سرنشینان ایرانی و خارجی (حدود ۶۵ میلیون دلار) شد؟ آیا اگر مستنداتی محکمه پسند برای ارایه داشتند
چنین رقم سنگینی را پرداخت می کردند تا پرونده را ببندند؟
۵-تنها مدرک نصفه نیمه محکمه پسندی که
امریکاییها داشتند تاخیر در پرواز ۶۵۵ بود. یعنی در لیستی که به ناو به عنوان
پروازهای غیر نظامی اعلام شده بود ساعت پرواز زودتر درج شده بود. در واقع پرواز ۶۵۵
با تاخیر انجام شده بود و با زمان برنامه ریزی شده برای پرواز کمی تفاوت داشت که
البته آن هم مدرک کاملاً بی ارزش و مردودی است زیرا خود امریکاییها هم روی آن مانور
خاص نکردند. در واقع کل اخطارهایی که وینسنس
کرده بود بر روی باند نظامی بود که طبعاً خلبان ایرباس که روی باند غیر نظامی بود
توان دریافت آن را نداشت. امریکاییها مدعی بودند که چون در آن ساعت پرواز غیر
نظامی زمان بندی نشده وجود نداشته است روی باند غیر نظامی پیامی نداده
اند.
چرا می
خواهید خود را به نادانی بزنید؟ یک ناو مهاجم در حالیکه در آبهای ایران قرار داشته به
طور کاملاً عمدی اقدام به هدف قرار دادن هواپیمای مسافربری ایرانی کرده بود. ۲۴ سال
از این رویداد میگذرد اما برخی افراد با حرفهای خود کاری می کنند که حقایق هم انکار
شود.
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
اعتدال: به گزارش پایگاه
اطلاع رسانی وزارت بهداشت، مرضیه وحید دستجردی گفت: قدردانی ویژه داریم از رئیس
مجلس که پیش از این از حمایت ویژه مجلس از نظام سلامت در بودجه امسال خبر داده بود
و این نظر در عمل هم محقق شد.
وی افزود: ار اعضای کمیسیون بهداشت و درمان مجلس،
به خصوص رییس آن، دکتر شهریاری هم که در کمیسیون تلفیق سخنان جدی و خوبی را برای
تصویب این بودجه ایراد کرد، تشکر می کنیم. وی با اشرافی که به مسائل حوزه سلامت
دارد موفق شدد این مصوبه را از کمیسیون تلفیق بگیرد و اکنون بقیه کارها با ماست تا
ببینیم چطور میتوان رایگان درمان شدن مردم در بیمارستان ها را عملیاتی کرد.
وی
افزود: اولین کسی هم که مصاحبه کرد و این قضیه را برای همه جا انداخت مصباحی مقدم
بود که از ایشان هم تشکر می کنم.
وی ادامه داد: اگر این بودجه با تایید نهایی
شورای نگهبان به سرانجام برسد باید از هم اکنون به فکر برنامه ریزی برای درمان
رایگان مردم در بیمارستان ها و مراکز درمانی باشیم.
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
براساس آمارهای رسمی در 6 سال گذشته
از هر 6 تا 8 شاغل 1 نفر در کشور بیکار بوده است.
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
ما ایرانیها اساساً استاد سوژه
دادن به رسانههای غربی هستیم. همین که به اندازه کافی به ریشمان خندیدند، تازه
یادمان میآید که میتوانستیم بهتر کار کنیم. ماجرای محکوم شدن کاریکاتوریست اراکی
به خاطر کشیدن کاریکاتور نماینده شهرش، آخرین مورد از این ندانم
کاریهاست.
اعتدال: ماجرای محکوم شدن یک کاریکاتوریست اراکی به 25 ضربه شلاق،
به جرم کشیدن کاریکاتور نماینده این شهر، خبری بود که به سرعت مرزهای استانی و حتی
کشوری را درنوردید و بازتاب جهانی پیدا کرد. این واقعه بیانگر نکات مهمی برای
مسئولین کشور ماست.روز گذشته خبری منتشر شد، مبنی بر اینکه
کاریکاتوریست نشریه محلی «نامه امیر»، به دلیل کشیدن کاریکاتور نماینده شهر اراک و
شکایت این نماینده، به 25 ضربه شلاق محکوم شده است، حال آن که در این کاریکاتور،
هیچ نکته توهین آمیز و غیرمتعارفی به چشم نمیخورد.
از اصل خبر و غیرمعمول بودن
کار نماینده و رأی قاضی دادگاه که بگذریم، نکته مهمی که به نظر میرسد به هیچ وجه
از سوی این دو مقام محلی پیشبینی نشده، فراتر رفتن این خبر از مرزهای استانی و حتی
کشوری و ایجاد کمپینی جهانی در محکومیت این کار بوده است.
در این راستا، افزون
بر بازتاب سریع و گستردهای که این خبر در میان خبرگزاریها و سایتهای خبری داخلی
پیدا کرده، مطبوعات بینالمللی نیز از روز گذشته تاکنون، یک به یک در حال پرداختن
به این موضوع هستند.
برای نمونه، روزنامه انگلیسی «گاردین»، امروز ضمن انتشار
این خبر و حواشی آن به طور کامل، به کمپین بینالمللی اشاره کرده که از سوی
کاریکاتوریستهای ایرانی در سرتاسر جهان به راه افتاده است و در چهارچوب آن، دهها
نفر از این افراد با کشیدن کاریکاتور نماینده اراک، همبستگی خود را با کاریکاتوریست
اراکی نشان داده اند.
افزون بر گاردین، برخی دیگر از نشریات بینالمللی، از جمله
نشریات تخصصی کاریکاتور، این خبر را انتشار دادهاند.
اما در این واقعه، سه نکته
بسیار مهم هست که باید بیش از هر کس مورد توجه مسئولین محلی در کشورمان قرار
گیرد:
نخست اینکه بر خلاف آنچه برخی از این مقامات و مسئولین میپندارند، آنها
در حوزه محلی و استانی خود دارای اختیار و اقتدار تام و تمام نیستند و اقدامات
بعضاً غیرمعقول و سلیقهای آنان، از چشم دیگران پنهان نخواهد ماند.
در حقیقت،
آنان باید توجه داشته باشند که بازتاب اقدامات محلیشان، تنها به همان سطح محلی
محدود نمیشود و با درنوردیدن مرزهای منطقهای، استانی و حتی ملی، در معرض قضاوت
طیف گستردهای از افکار عمومی قرار خواهد گرفت.
نکته دومی که با مورد پیشین
ارتباط تنگاتنگ دارد، این است که گویا طیف وسیعی از مسئولین کشورمان، در قرن بیستم
و در عصر اطلاعات و ارتباطات، هنوز از قدرت رسانه آگاهی ندارند و نمیدانند که در
جایگاه یک مقام مسئول، کوچکترین کار غیرمنطقی از سوی آنها، میتواند چه موج
رسانهای بزرگی ضدشان به پا کند.
در پایان و نکته سومی که باید مدنظر قرار گیرد،
این است که با توجه به موارد نامبرده، یک خودخواهی ساده و یک اقدام شخصی، میتواند
با بازتاب یافتن در سطح جهانی، به خدشهدار شدن نام ایران و ایرانی بینجامد؛
بنابراین، وجود حداقلی از مسئولیتپذیری چنین حکم میکند که این افراد پیش از گرفتن
چنین تصمیماتی، اندکی بیشتر اندیشه کنند.
منبع: تابناک
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
درست نیست که
به شرکتهای تابعه وزارت نفت از صندوق توسعه ملی پول بدهیم و پدر بخش خصوصی را در
بیاوریم.
مصطفی
کواکبیان نماینده مردم سمنان در مجلس شورای اسلامی صبح امروز در ادامه جلسه علنی
مجلس در خصوص بند یک ماده واحده لایحه بودجه که صندوق توسعه ملی را موظف میکرد به
متقاضیان بخش غیردولتی تسهیلات دهد، در اخطاری با استناد به اصل 44 قانون اساسی
گفت: فلسفه شکلگیری صندوق توسعه ملی برای این نبوده که به مردم مانور دهید که ما
23درصد درآمدهای نفتی را مستقیم به صندوق میریزیم اما سپس با تصویب یک سری احکام
پولها را از صندوق برداریم و یک جور دیگر خرج کنیم.
وی در بخش دیگری از سخنان
خود تصریح کرد: یکی از
تولیدکنندگان چند روز گذشته به من گفت که در صحن علنی مجلس فریاد بزنم که "عزا
عزاست امروز، روز عزاست امروز؛ تولید ملی ما، صاحب عزاست
امروز".
این نماینده مجلس ادامه داد: امروز تولید ملی ما در حال
نابودی است. ما میخواستیم با این گونه مصوبات اشتغال را زیاد کنیم اما اگر قرار
باشد به شرکتهای تابعه وزارت نفت از صندوق توسعه ملی پول بدهیم و پدر بخش خصوصی را
در بیاوریم، درست نیست.
کواکبیان همچنین گفت: نمیشود با تصویب اصل 44
بخواهیم از شرکتهای خصوصی حمایت کنیم اما تمام پول صندوق توسعه را به شرکتهای
تابعه وزارت نفت بدهیم.
وی اضافه کرد: صندوق توسعه
ملی تشکیل شد تا به توسعه ملی و بخش خصوصی برسد نه اینکه منحصر به وزارت نفت باشد
لذا درخواست دارم تا برای اخطار اصل 44 رایگیری کنید.
در ادامه محمدرضا باهنر نائب رئیس مجلس که
ریاست صحن علنی را به عهده داشت، در پاسخ به تذکر کواکبیان گفت: اصل 44 برای صنایع
بالادستی نفت اجازه میدهد که دولت سرمایهگذاری کند اما بحث ما این است که دولت
باید برای این کار از خزانه پول بگیرد نه از صندوق لذا دولت نمیتواند از صندوق
توسعه ملی پولی دریافت کند بنابراین اخطار شما نیز وارد
نیست.
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
چنانکه دفتر ایشان اعلام داشته است این انتقاد بعد از پیگیری ها و تذکرات مکرر دفتر معظم له در خصوص نشر "کتب ضاله" در کشور صورت گرفته است.
به گزارش خبرآنلاین به نقل از دفتر حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی ایشان در درس تفسیر مسجد اعظم قم ارائه ی کتب عامه از جمله کتاب در باره ی زندگی حضرت زهرا (س) به طریقه ی اهل سنت را شدیدا مورد انتقاد قرار داده و فرمودند " در این دستگاه کتاب فروشی این زمان، کتب عامه آزادانه به این جوان های تحصیل نکرده در دین فروخته شده، مغز آنها پریشان شده، از یک طرف همان سعودی بی عرضه رفتارش با اهل این مملکت این است که زن و مرد را در آن دستگاه متوقف می کند، یک ورقه او را می گیرد و بعد دستگاهی در این مملکت عامل فروش کتب ضاله او می شود.
سخنان آیت الله العظمی وحید خراسانی با انتقاد بسیار شدید به وزارت ارشاد آغاز شد. ایشان همچنین انتشار برخی کتب را "اضلال" نام نهادند.
ایشان در مضمونی ادامه دادند:
...ما هیچ حرفی بدون دلیل نمی زنیم، دلیلش این است: مکه رفته اید؟ آن بی عرضه های وهابی با اهل این مملکت چه می کنند؟ کتابی که همراه شاخص ترین شاخص های شماست در هر مقامی از او می گیرند و ضبط می کنند، آن وقت تو را راه می دهند، این هست یا نه؟ این ذلت است یا ذلت نیست؟ اگر نمی فهمی فکر فهمت را بکن! اگر می فهمی و بعد در مقابل آنچه که می گویم بیچاره می شوی، فکر غیرتت را بکن. آن را می گیرند ، کتاب تو را از هر کسی؛ آن هم کی می گیرد؟ بی عرضه هایی که مسلک وهابیت زاییده یک سفیر انگلیس است.
ایشان وهابیون را غلام حلقه بگوش انگلیس معرفی و هرگونه کوتاه آمدن در برابر آنان را خلاف عزت و بی شرمی دانستند و افزودند: آن وقت در این بازارکتاب، نمایشگاه کتاب، ....سنی ها آزادانه کتاب زندگی [حضرت] زهرا (س) به طریقه اهل سنت را به شیعیان می فروشند. این ذلت است یا نه؟ عزت وهابیت است یا نه؟ تو که نوکر آن وهابی هستی که آن وهابی نوکر انگلیس است، تو عامل او هستی .... این است وضع.... آن وقت در این دستگاه کتاب فروشی این زمان، کتب عامه آزادانه به این جوان های تحصیل نکرده در دین فروخته شده، مغز آنها پریشان شده، از یک طرف همان سعودی بی عرضه رفتارش با اهل این مملکت این است که زن و مرد را در آن دستگاه متوقف می کند یک ورقه او را می گیرد و بعد در این مملکت کتب ضاله او عرضه می شود. آن وقت همچو مردمی صلاحیت امام زمان دارند؟ این است؛ حجت از طرف او هست ولی وقتی عمل این شد آن فیض منقطع می شود.
به گزارش شفقنا حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی در سخنان دیگری که به تاریخ 1391/02/18 در درس خارج اصول بیان داشتند با اشاره به اهمیت عزاداری روز عاشورای فاطمی خاطرنشان ساختند: آن چه که مهم است این هاست که باید بفهمید بعد ببینید چه ظلمی شد و چه جنایتی اتفاق افتاد بعد وظیفه ما این است که دست این عزادران فاطمیه را ببوسیم؛ این ها هستند که با این هیات های عزاداری حق صدیقه کبری را دراین مملکت احقاق کردند به قدری که در وسعشان بود. و من به نوبه خودم اگر خدا توفیق بدهد دست بوس این ها هستم. این ها هستند که با این عمل نقشه وهابیت را در این مملکت به باد دادند، این ها هستند که به مخ حقیقت رسیدند ولو خودشان متوجه نشدند ارزش کار را.
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
شاید اولین باری که یک دانشجو
لینکی را برایم ایمیل کرد تا آتش شور انقلابی ام را شعله ور کند و مرا به واکنش
وادار کند، خیلی نگذشته بود که دیدم ایمیل های گروهی دست به دست می چرخد و لحظه به
لحظه دامنه ی مخاطبش افزوده می شود؛ ایمیلی که حکایت از توهین یک هتاکِ بی دین، به
یکی از مقدسات در یک صفحه از بیکرانه ی اینترنت می کرد و تشویق برخی از جوانان پاک
و مومن که جوًیی احساسی و عاطفی در دفاع از مقدسات در فضای مجازی علی الخصوص در فیس
بوک به راه انداخته بودند و به تدریج خبرش با به به و چَه چَه در وبلاگ ها و سایت
ها منتشر شد.
با دیدن این اتفاقات نگران تر می شدم چون معلوم بود که این فضا و
یادآوری و تکرار توهین و دفاع مستقیم! و دامن زدن به ماجرا یعنی زمینه ای برای
تکثیر و تشدید توهین ها و تغییر روش های ملحدان و بیماران سخت روانی که فزادهم الله
مرضا. این نکته را نمی خواستم اینجا و یا در تلویزیون و منابر به صورت عمومی بگویم
لذا در کلاس هایم نظرم را همان موقع گفتم و اجمالا مخالفتم را بیان کردم اما ظاهرا
ناچاریم این تذکر لازم و ضروری را صورت عمومی بیان کنیم.
این که مُد شده؛ هر کس
از جدیدترین بیانات یک دیوانه ی بی خرد، زودتر اطلاع داشته باشد، از سایرین، مومن
تر و انقلابی تر است، از یک سو، مومنین را در مسابقه زودتر باخبرشدن و سریع اعلام
کردن موارد مشابه می اندازد و از سویی بهترین فرصت و قوی ترین رسانه ی رایگان را
برای چهره شدن و جهانی شدن یک دیوانه مهیا می کند. وقتی اروپا تمام ظرفیت تبلیغی
خود را پای دفاع از یک زن بدکاره ی قاتل می آورد، پس جا برای چند دیوانه ی بی دین
هم هست!... البته اگر ما دست به دست هم دهیم و نام او را بر سر زبان ها بیاندازیم و
به سرعت از یک ناشناسِ بیمار -تاکید می کنم- یک چهره ی معروفِ مخالف جمهوری اسلامی
و مخالف شیعه بسازیم. و چالشی به چالش هایمان اضافه کنیم.
در زمان تهدید آن کشیش
دیوانه امریکایی در برنامه زنده این شب ها نظرم را بیان کردم؛ و درخواست کردم از
رسانه ملی و کارشناسان که «نام این فرد را نیاورید. او را عَلَم و معروف جلوه ندهید
-چون معروف نیست- و آدرس کلیسای کوچک او را ندهید. چون تمام این بازی موهن را
درآورده فقط برای دیده شدن و کسب امتیاز در امریکا و غرب. او را تحقیر کنید و از
دانستن نامش یا فامیلی او تجاهل کنید! برای او گزارش خبری نسازید.» اما شهوتِ عجیب
و غریب "خود برتر" جلوه دادن و خود را آشنا به 7 میلیارد سکنه زمین نشان دادن، در
بسیاری از چهره ها هست و به مدد همین گوگلِ کذا و کذا تمام جزییاتی که خودشان می
خواهند، را فرد به دست می آورد و با مباهات بیان می کند و خلق الله هم می گویند به
به چقدر این فلانی دشمن شناس است. واقعا باید از این بی تدبیری ها احساس خطر
کرد.
کسی انکار نمی کند "دفاع نادرست و روش های ناصحیح و هیجانی" راه کاری مناسب
و مدبرانه ای برای مقابله نیست اما مشکل اینجاست که از کجا معلوم که این روش درست
است یا آن روش؟ و ظاهرا فقط چاره آزمون و خطاست! و متاسفانه هزینه ی این آزمون و
خطاها را که قابل محاسبه هم نیست، کسی به عهده نمی گیرد و اگر به عهده بگیرد آیا
قابل جبران است؟
متحیرم که چرا همه سربازان این خط "آتش به اختیار" عمل میکنند و
از دیگران انتظار پیروی و تایید و همراهی دارند مگر اهالی این جبهه با فرمانده ی
خود قطع ارتباط اند؟! اگر گروهی از لشکر توحید از فرمانده خود و سلسله مراتب
فرماندهی انتظار تبعیت و همراهی داشته باشند سابقه تاریخی ما آنها را نهروانی می
نامد، نه شُرطَةُ الخَمیس!
چرا این نوع واکنش های ناصحیح تقبیح نمی شود؟! آیا
این روش ها مثلا همین اطلاع رسانی های سایت های تحلیلی خبری یا ایمیل های گروهی
فوری و یا همین دهه گرفتن های اینترنتی در کنترل این موارد تاثیر داشته؟؟
جسارتا
پیشنهاد می کنم:
1. خوب است ماده 513 قانون مجازات اسلامی را بخوانید: [هرکس به
مقدسات اسلام و یا هر یک از انبیاء عظام یا ائمه طاهرین ( ع ) یا حضرت صدیقه طاهره
( س ) اهانت نماید اگر مشمول حکم ساب النبی باشداعدام می شود و در غیر این صورت به
حبس از یک تا پنج سال محکوم خواهد شد.] و فهرست محتوای مجرمانه؛ موضوع ماده 21
قانون جرایم رایانه ای را هم ببینید. همه ی تمهیدات قانونی برای کنترل و مدیریت این
موارد در قانون پیش بینی شده فقط باید سطح انتظار و توقع اجتماعی از دستگاه های
نظارتی و قضایی ارتقاء پیدا کند.
2. اگر کسی برای
شما ارسال کرد از مراجعه و دیدن لینک آن مطلب خودداری کنید حتی اگر دوست صمیمی شما
برایتان نوشته باشد : «ببین چه توهین هایی کرده و یا حتی چه شبهاتی وارد می کنند»
جدا خودداری کنید. جنگ کلیک ها و امتیارات فیس بوکی و الِکسایی و... است و کسب
رنکینگ های مجازی و سیاسی-اجتماعی پیاده نظام صف دشمن است!
3. اگر این نوع موارد را که کم نیستند درجایی دیدید آدرس
مطلب آن را برای دوستان تان ارسال نکنید.
4. و حتما آدرس آن صفحه را جهت پیگیری و اقدام قضایی
خردمندانه و دور از هیاهو به مراجع قانونی از طریق این لینک گزارش کنید و بدانید که
بعد از آن هیچ مسئولیتی در قبال اطلاع رسانی ندارید!
5. اگر در جمع خانواده و دوستان در این خصوص صحبت
شد، تجاهل و تغافل کنید و با ذکر تبری از دشمنان اسلام و بی اهمیت دانستن این
اتفاقات، محترمانه درخواست کنید موضوع گفتگو عوض شود.
6. فراموش نکنیم انتشار این نوع اخبار از مصادیق اشاعه
فحشاست و معصیت است.
7. هرچند همه ی دلایلم را بیان نکردم اما از شما
درخواست می کنم دراین باره دقیق تر تامل و تفکر کنید.
8. مراقب سلامت روح لطیف و پاک خودتان باشید و اگر
چنین مواردی را دیده اید یا خوانده اید، خود را دلداری بدهید که هرچند خدا همیشه
دشمن داشته و دارد اما الاسلام یَعلو و لا یُعلی علیه و بدانید که سالها و قرن ها
بدترین جسارتها به انبیاء و ائمه سلام الله علیهم اجمعین شد اما اسلام زنده است و
رو به گسترش و توسعه. چه جسارتی بالاتر از شهادت امام حسین و اسارت اهل بیتش اما
ببینید این اسلام و امام حسین است که زنده است و حیات بخش!
چند نکته کوتاه و بدون شرح در مورد زمینه
های بروز این نوع رفتارها:
- نقش اختلالات حاد روانی در این گونه رفتارهای
هنجارشکن باید جدی تر تلقی شود. ارتباط روشن برخی اختلالات سایکوتیک با برخی معضلات
سیاسی-اجتماعی و اجتماعی-فرهنگی را نمی شود انکار کرد و لزوم توجه و بررسی موضوع از
ناحیه نظام خیلی ضروری به نظر می رسد. تا همه با هم بتوانیم با تحلیلی روشن و غیر
ژورنالیستی از زمینه های بروز این نوع رفتارهای خشم آلودِ ملحدانه، به مدیریت زمینه
های بروز آن پرداخته شود.
- توجه و اهمیت دادن به "تشخیص، درمان و مراقبت" از
بیماران حاد روانی مسئله مهمی است. و این مسئله پیش از آن که به حوزه سلامت و درمان
مربوط شود حوزه مسائل اجتماعی و فرهنگی را درگیر می کند. هیچ می دانید در تهران تخت
خالی در بیمارستان های روانی به سختی پیدا می شود و برخی روانپزشک ها -از جمله
همکارانم در زندگی بهتر- برای بستری کردن یک بیمار اورژانس چند روزی تا دوهفته باید
معطل باشند. این شرح حال بیمارانی سایکوتیکی است که خود یا خانواده آنها برای درمان
اقدام می کنند.
- تاثیر کش
مکش های والدین و اختلافات ادامه دار خانوادگی در بروز رفتارهای ناهنجار ریز و درشت
موثر است.
- قبلا
هم ابراز نگرانی کردم که باید برای حفظ سلامت روانی کودکانمان و سلامت و تعادل
هیجانی جوانان تدابیری علمی و عملیاتی طراحی کرد؛ تدابیری غیر فضایی، خداپسندانه و
غیر تبلیغاتی.
از این حرفها بگذریم؛ اجازه بدهید دو نکته ساده هیئتی عرض
کنم:
الف) شما روضه ی ماهیانه دارید؟ مجالسی که
در قدیم خیلی رایج بود و یک روحانی در کمتر از یک ساعت، چند مسئله شرعی
و اعتقادی را بیان می کرد با کمی موعظه و خودش یا یک مداح با ذکر توسل، روضه ای می
خواند و چشم ها تر می شد و امن یجیب و دعا و جلسه با یک چای ساده تمام می
شد. نه لازم بود مداح و سخنران کشوری
باشند و مشهور و نه لازم بود برای جلسه تدارکات پیچیده و سختی در نظر
گرفت؛
فقط یک اعلام ساده به در و همسایه و فامیل که ما
مثلا سوم ماه قمری ساعت 6 بعداز ظهر روضه داریم.
به این نوع
جلسات بسیار نیازمندیم. مخالف جلسات عمومی گسترده نیستم اما تاثیر این نوع مجالس روضه ی خانگی را بسیار
بیشتر از مجالس چند ده هزار نفری می دانم و هر دو را لازم. اگر چنین رسمی ندارید
امتحان کنید (((
البته اگر مخالفت شدید عیالات مربوطه وَ برخی
اولاد «پُست-مُدرن» وَ امثالهم، سَد ِ این راه نشوند!؟ _ عـبـــد عـا صـی ))).
ب) هیئت هفتگی چطور دارید؟ مثلا ما از
زمانی که با دوستانمون -که امروز اغلب روحانی هستند- هیئت متوسلین به حضرت امام
هادی علیه السلام را در دهه 60 -دهه دوم زندگی مان- تاسیس
کردیم، همه خانوادگی تعلق خاطر و عشقی به آن داریم و
نذر و نیازها و توسلات مان اغلب درآن جاست.
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
از روز اولی که شروع به وبلاگ نویسی کردم تا بحال این اندازه نا امید نشده بودم.
دیشب یکی از دوستان خوب و خیلی متخصص در زمینه کامپیوتر و نت از من پرسید که آیا می دانم "رنک" (rank) چیست؟ و من هم نمی دانستم و او توضیح داد که "رنک" به معنای درجه ای است که موتورهای جستجو مانند گوگل به سایتها و وبلاگ ها می دهد.
پرسیدم فایده اش برای من چیست و ایشان بعد از مقداری ور رفتن با لپ تاپم برایم بیرون آورد و باز هم توضیح داد که من بالاترین "رنک" وبلاگم در باره حلیم(هلیم) بادمجان است (پست وبلاگی که بعدا میخوانید_ ع.ع) و متوجه ام کرد بیشتر مراجعین به وبلاگم از جستجوی حلیم(هلیم) بادمجان این بلاگ را پیدا کرده اند.
انگار که یک سطل آب سرد ریختند روی سرم. من تا این اندازه مراقب بودم که هر چیز م ننویسم و ...... خلاصه اینکه خیلی به مون برخورد. این همه مطالب خوب از نظر خودم....... آخرش حلیم(هلیم) بادمجان ؟
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
چرا تعجب کردید؟ سلام خدمت تمام دوستان عزیز و محترم.
راستش به دو دلیل این مطلب را نوشتم اول اینکه این فدوی نشستم با خودم حساب کردم و دیدم اگر بخواهم بر سبیل ماضیه از صبح بشینم و تا شب غصه دنیا را بخورم , عنقریب غمباد خواهیم گرفت. جهت رهایی از بیماری های روحی و جسمی و دوری گزینی از بلایای ارضی و سماوی این حقیر تغییر ذائقه داده و اینبار به صحرای کربلا زده ام.
دلیل دوم را هم خدمتتان عارضم که یک پیام خصوصی از یک مقام ارشد نمی دانم بلاگفایی بود؟, کجایی بود؟ که با لحن تندی درباره خطر فیلتر شدن وبلاگم برایم نوشته بود که ما هم از ترس هنوز هم داریم به خودمان می لرزیم. این حقیر با خودم کلاهم را قاضی کردم و دیدم امروز از هرچیزی بنویسیم به قبایی یا عبایی برخواهد خورد.
حساب کردم دیدم مطمئن ترین و بی ضرر ترین مطلب طرز تهیه غذاست که دوست و دشمن بر سر ان توافق دارند و کسی از غذا بدی ندیده است.
با خودم گفتم چه عیبی دارد بابت تنوع هم که شده یکبار تغییر ذائقه بدهیم و طرز تهیه حلیم(هلیم) بادمجان را خدمت عزیزان بگوییم.
مواد لازم:
بادمجان =10عدد ، سینه مرغ=1 عدد ، لوبیا سفید =1 پیمانه ، كشك ساییده =3 پیمانه ، پیاز سرخ شده=2 عدد ، روغن و نمك و فلفل ، نعناع به اندازه كافی ...
طرز تهیه :
سینه مرغ را می پزیم لوبیا را هم خوب می پزیم. بادمجان ها را پوست می كنیم و در آب و نمك و مقداری كمی سركه می گذاریم یك ساعت بماند بعد كمی آنها را سرخ می كنیم.
سینه مرغ و لوبیا و بادمجان ها را با هم خوب می كوبیم تا له شود بعد 2 لیوان آب با آب مرغ داخل سینه مرغ و بادمجان می ریزیم و می گذاریم پخته شود آن را باید هم بزنیم تا حلیم جا بیفتد و اصلاً آب نداشته باشد.
از روی حرارت بر می داریم و كشك را با آن اضافه می كنیم و هم می زنیم و آنرا در ظرف می ریزیم و روی آن را با نعناع داغ و پیاز داغ و گردو تزئین می كنیم.
نکته1 حلیم بادمجان را هم می شود با گوشت درست كرد.
نکته2:باید نمك حلیم را كم بریزیم چون كشك معمولا شور است
اگر طبخ نمودید و امتحان کردید و مورد پسند طبع مشکل پسندتان قرار گرفت یک خدا بیامرزی به اموات نویسنده ان بدهید.
خصوصی: اگر فیلتر شدم (که البته با این ترفندی که بکار بردم احتمال ان را ضعیف می دانم) دارم وبلاگی به همین نام در blogspot درست می کنم.تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
معاون پارلمانی رئیس جمهور،
محمدرضا میرتاجالدینی در گفت و گو با خبرگزاری مجلس شورای اسلامی (خانه
ملت) درباره میزان
تحقق وعده دولت برای ایجاد ۲ و نیم میلیون شغل در سال ۹۰، گفت: قوه مجریه سال ۸۹،
یک میلیون و ششصد هزار فرصت شغلی ایجاد کرد که آمار آن در سامانه وزارت کار موجود
است.
معاون
پارلمانی رئیس جمهور در حاشیه جلسه علنی مجلس شورای اسلامی افزود: دولت در سال ۹۰
برای ایجاد ۲ و نیم فرصت شغلی برنامه ریزی کرد که آمار دقیق آن بعداً از سوی
مسئولان دولتی اعلام می شود و مردم در جریان نتیجه تلاشها قرار میگیرند.
در سال ۹۱، عزم دولت بر اشتغال زایی بیشتر از
۲ و نیم میلیون شغل قرار گرفته است.
معاون پارلمانی رئیس جمهور تصریح کرد: دولت بنا دارد
کار بیشتری برای حمایت از تولید انجام دهد چون رونق در تولید اشتغالزایی را به
دنبال دارد اما اینکه سقف اشتغالزایی در سال ۹۰، سه میلیون شغل باشد یا خیر، بعد
ها مسئولان دولتی اعلام می کنند. رئیس جمهور سال گذشته ادعای ایجاد یک میلیون و نیم
فرصت شغلی را در سال ۸۹ مطرح کرد اما مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی این صحبت را
ارزیابی کرد و مشخص شد در خیلی از حوزهها شغلهای ایجاد شده همپوشانی دارند و آمار
عرضه شده از سوی دولت دقیق نیست.
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
به گزارش الف
به نقل از روزنامه تورنتواستار و خبرگزاری رویترز، پیشتر قرار بود این وزیر دولت کانادا در یک هتل
پنج ستاره در زمان حضورش در یک کنفرانسی بینالمللی در لندن اقامت کند اما تصمیم
گرفت در یک هتل مجلل و بسیار گران قیمت که هزینه هر شب اقامت در آن بیش از دو برابر
هتل پنج ستاره رزرو شده بود برود.
بدین ترتیب وزیر كانادایی پول بیشتری از خزانه دولت و مالیاتدهندگان برای پرداخت
این هزینه هتل مجلل خود پرداخت كرد.
با حساسیت یكی از كاركنان وزارت توسعه و همكاری
های بین المللی كانادا و اعلام مدارك این ولخرجی به رسانه ها، وزیر ولخرج رسوا و
جنجالی در محافل رسانه ای سیاسی این كشور ایجاد شد.
روزنامه تورنتو استار گزارش داد پس از افشای این
موضوع وزیر دولت کانادا مجبور شد پول اضافی که برای اقامت در هتل مجلل لندن هزینه
کرده بود را به دولت پس دهد.
وی
در نشست مجلس عوام کانادا گفت: هزینه اضافی برای این هتل مجلل غیرقابل قبول بود و
مالیات دهندگان کانادایی نباید پول بیشتری بدهند. از انجام این کار عذرخواهی می
کنم.
نمایندگان هم حزبی این وزیر از
عذرخواهی وی تقدیر کردند اما مخالفان دولت از این اقدام وزیر توسعه و
همکاریهای بینالمللی انتقاد کردند. پیشتر در
رسانههای کانادا در مورد هزینههای بیاندازه " بوو اودا" انتقادهایی مطرح شده
بود. این وزیر کانادایی در زمان اقامتش در این هتل از بودجه دولتی و پول مالیات
دهندگان کشورش یک خودروی لیموزین با حدود سه هزار دلار اجاره کرده بود. وی به دلیل
فشارها در کشورش مجبور شد این بودجه را که برای فعالیتهای شخصی از پول مردم هزینه
کرده بود، به دولت پس بدهد.
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
یک روز خانم مسنی با یک کیف
پر از پول به یکی از شعب بزرگترین بانک کانادا مراجعه نمود و حسابی با موجودی 1
میلیون دلار افتتاح کرد . سپس به رئیس شعبه گفت به دلایلی مایل است شخصاً مدیر عامل
آن بانک را ملاقات کند . و طبیعتاً به خاطر مبلغ هنگفتی که سپرده گذاری کرده بود ،
تقاضای او مورد پذیرش قرار گرفت . قرار ملاقاتی با مدیر عامل بانک برای آن خانم
ترتیب داده شد.
پیرزن در روز تعیین شده به ساختمان مرکزی بانک رفت و به دفتر
مدیر عامل راهنمائی شد . مدیر عامل به گرمی به او خوشامد گفت و دیری نگذشت که آن دو
سرگرم گپ زدن پیرامون موضوعات متنوعی شدند . تا آنکه صحبت به حساب بانکی پیرزن رسید
و مدیر عامل با کنجکاوی پرسید: راستی این پول زیاد داستانش چیست؟آیا به تازگی به
شما ارث رسیده است؟ زن در پاسخ گفت: خیر ، این پول را با پرداختن به سرگرمی مورد
علاقه ام که همانا شرط بندی است ، پس انداز کرده ام . پیرزن ادامه داد و از آنجائی
که این کار برای من به عادت بدل شده است ، مایلم از این فرصت استفاده کنم و شرط
ببندم که شما شکم دارید !
مرد مدیر عامل که اندامی لاغر و نحیف داشت با شنیدن آن
پیشنهاد بی اختیار به خنده افتاد و مشتاقانه پرسید مثلاً سر چه مقدار پول . زن پاسخ
داد : بیست هزار دلار و اگر موافق هستید ، من فردا ساعت ده صبح با وکیلم در دفتر
شما حاضر خواهم شد تا در حضور او شرط بندی مان را رسمی کنیم و سپس ببینیم چه کسی
برنده است . مرد مدیر عامل پذیرفت و از منشی خود خواست تا برای فردا ساعت ده صبح
برنامه ای برایش نگذارد .
روز بعد درست سر ساعت ده صبح آن خانم به همراه مردی که
ظاهراً وکیلش بود در محل دفتر مدیر عامل حضور یافت .
پیرزن بسیار محترمانه از
مرد مدیر عامل خواست کرد که در صورت امکان پیراهن و زیر پیراهن خود را از تن به در
آورد .
مرد مدیر عامل که مشتاق بود ببیند سرانجام آن جریان به کجا ختم می شود ،
با لبخندی که بر لب داشت به درخواست پیرزن عمل کرد .
وکیل پیرزن با دیدن آن صحنه
عصبانی و آشفته حال شد . مرد مدیر عامل که پریشانی او را دید ، با تعجب از پیر زن
علت را جویا شد .
پیرزن پاسخ داد : من با این مرد سر یکصد هزار دلار شرط بسته
بودم که کاری خواهم کرد تا مدیر عامل بزرگترین بانک کانادا در پیش چشمان ما پیراهن
و زیر پیراهن خود را از تن بیرون بکنه
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
... "آیت الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی – موسس حوزه علمیه قم واستاد
امام- از جایی رد میشدند. سید فقیری نزدیک شان آمد و به صورتشان آب دهان انداخت.
مرحوم حاج شیخ بدون اینکه اظهار ناراحتی بکنند به اصحاب خود گفتند: بروید، ببینید،
این سید چه میگوید.
یکی
از اولیا به من گفت: والله کرامت این است که روی آب راه رفتن به گرد پای آن
نمیرسد. آدم این قدر قوی باشد که آب دهان به محاسن استاد الفقها بیندازند و او
آسوده بگوید بروید ببینید درد این سید چیست؟. این قدرت نفس را اگر به دست آوری،
کرامت است."
این مطلب مرابه یاد این شعر می اندازد که: گر برسر نفس خود امیری مردی.
اعتقاد من بر این است که هرکس توانست حریف خودش بشود به جایی رسید.انبیا هم آمده
اند که انسان را به قدرتی که خداوند در او نهاده است متوجه بکنند.
مشکل من و ما این است که نمی دانیم اظهار قدرت در زدن و بستن وکوبیدن و تحقیر و
تصغیر وتهدید دیگران نیست.
بیشتر باید خودمان را بپاییم.کسانی که در گردش زود گذر ایام، ابزار قدرت را موقتا
بدست آنها داده اند، بیشتر از دیگرانی که این مسئولیتها را ندارند محتاج تامل در
این باره اند.
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
دَر ورودی کاخ ِ ابن زیاد ایستاده و به تخت خالی او می نگرد (در ذهن خویش): خب
جناب حاکم عراقین، این هم تخت بخت!
مبارکت باشد. تکیه که بدهی، خواهی دید که رؤیا نیست... رؤیا نیست... رؤیا نیست...
(با صدای بلند): ابا مفلس، بگو تخت را بردارند!
_ جسارت است امیر، چاکران خیلی زحمت کشیده اند تا طبق آداب و رسوم قصر، تخت را
بیارایند. عیب و ایرادی در آن دیدید؟
_ ایراد آن در بی عیبی آن است! برش دارید و جای آن کرسی ساده ای بنشانید.
ابراهیم: هر مرکبی پالان خودش را می خواهد ابو اسحاق. نشاندن کرسی ساده به جای تخت
در این قصر مجلل، وصله ناجوری است.
_ جلوه این تخت، خلق و خو را عوض می کند ابراهیم. قرار است ما سوار بر تخت باشیم یا
تخت سوار ما! ؟ سادگی ما در این قصر، وصله ای ناجور نیست، شکوه این قصر مجلل در
برابر سادگی ما وصله ناجوری است! ما چند صباحی بیشتر مهمان این قصر نیستیم ابراهیم.
کودک نوپای حکومتمان که راه رفتن بلد شود، جل و پلاسمان را جمع می کنیم و در بنایی
ساده بر کرسی قضاوت می نشینیم. قرار بود حکومتمان رنگ و بوی علی را داشته باشد.
کیان: ابراهیم، حیف نیست ابواسحاق بر تختی بنشیند که بوی پسر مرجانه را می دهد؟!
ابراهیم: من مجاب شدم برادر ایرانی. مردم مشتاق اند تا پس از سالها، خطبه های علی
وار بشنوند.
_ بار گرانی است بر دوشمان. خدا کند شرمنده علی نشویم.
دیالوگهای ماندگار، «مختار نامه»
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
گوشت بوفالو در دیگ کدام ارگان خواهد پخت؟
واردات گوشت بوفالو از هند به کشورمان از سوی یک مقام دولتی برای مصارف صنعتی تایید
شد اما برخی از نمایندگان معتقدند
که شاید این گوشت ها در دانشگاهها و پادگانها نیز
مورد استفاده قرار گیرد. به گزارش خانه ملت ، در همین رابطه یک عضو کمیسیون کشاورزی،آب
و منابع طبیعی گفت:گوشت بوفالو به میزان نیاز به کشور وارد می شود چرا که تولید داخل
نیاز کشور را تامین نمی کند.
بهمن محمدی به خبرنگار اقتصادی خبرگزاری خانه ملت ، گفت:ممکن است بسیاری از گوشت های
یخ زده و بسته بندی شده که از برزیل وارد کشور می شود گوشت بوفالو باشد.
نماینده مردم فریدن ،فریدون شهر و چادگان در مجلس شورای اسلامی در پاسخ به این سوال
که آیا این گوشتها برای مصارف زندانیان و سربازان وارد می شود گفت:شاید در پادگانها
و دانشگاهها استفاده شود.
وی افزود به دنبال خشکسالی دو سال اخیر ،کاهش تولید و گرانی خوراک دام امکان تولید
بالا فراهم نیست اما در بازار تقاضای مازاد وجود دارد که برای تامین آن واردات یک راه
است.
این عضو کمیسون کشاورزی،آب و منابع طبیعی در ادامه تاکید کرد:واردات نباید زمانی انجام
شود که تولید داخل وارد بازار شده است.
محمدی با بیان اینکه واردات مسکن است اظهار داشت:در دراز مدت باید تولید داخل را افزایش
داد.
نماینده مردم فریدن ،فریدون شهر و چادگان در مجلس شورای اسلامی با طرح این سوال که
آیا تولید گوشت در داخل جوابگوی نیاز کشور است گفت:وزارت بازرگانی و جهاد کشاورزی در
اعلام آمار تولید اختلاف دارند به نحوی که وزارت بازرگانی نیاز مصرف را بیش از تولید
اعلام می کند
و وزارت جهاد کشاورزی میزان تولید را بالاتر از مصرف اعلام می کند.
عباس رجایی رییس کمیسیون کشاورزی ،آب و منابع طبیعی نیز در این باره با بیان اینکه
گوشت بوفالو از قبل برای مصارف صنعتی وارد می شد گفت:سوال این است که چرا این نوع گوشت
باید وارد کشور شود.
بوفالوی جوان از هند برای مصارف صنعتی وارد می شود
همچنین در این باره صدرالله دولت مدیرعامل شرکت پشتیبانی امور دام به خبرنگار اقتصادی
خبرگزاری خانه ملت گفت:بوفالوی جوان از هند برای مصارف صنعتی وارد می شود .
وی میزان گوشت بوفالوی وارداتی به کشور را حداکثر ۱۰هزار تن اعلام کرد ومصرف این گوشت
برای زندانیان و سربازان را رد کرد.
دولت در خصوص شرعی بودن ذبح گفت:در تمام کشتارگاههای خارج از کشور روحانی حضور دارد.
مدیرعامل شرکت پشتیبانی امور دام با اشاره به برداشت علوفه از اواسط بهار گفت:وفور
علوفه باعث ارزانی محصولات دامی خواهد شد.
به گفته وی گوشت گوسفند درجه یک نسبت به دو سال پیش ارزانتر است.
دولت با بیان اینکه دو سال پیش قیمت گوشت گوسفندی ۲۳تا۲۴هزارتومان بود اما الان ۲۲هزارتومان
است.
مدیرعامل شرکت پشتیبانی امور دام در ادامه گفت:نیاز ما به واردات نهاده های دامی بالای
۹۰ درصد است.
وی با بیان اینکه ۶۰درصد ذرت و۲۰درصد جو مصرفی وارداتی است.
دولت در ادامه با تاکید بر اینکه حوادث جوی و شرایط بین المللی عامل اصلی تغییر قیمت
محصولات کشاورزی است گفت:ایران ترجیحا خشک ترین کشور (غیر از شمال کشور) دنیاست و وسیع
ترین کویرهای دنیا را دارد.
اما با این حال رتبه خوبی در تولید محصولات کشاورزی داریم
.
گفتنی است لاشه بوفالوهای هندی که به دلیل اعتقادات مردم این کشور تنها در حالت پیری
و ضعف مفرط کشتار می شوند و از کیفیت پایینی برخوردارند در گروه ارزان ترین گوشت های
جهان طبقه بندی می شود.
کالایی که با وجود ارزانی بیش از حد به دلیل احتمال مشکلات بهداشتی تا پیش از این
چندان خریداری در خارج از کشور تولید کننده نداشته، اما حالابخت به آن روی کرده و
ایرانی ها برای خرید آن سر و دست می شکنند.
قیمت ارزان این
فرآورده اصلی ترین انگیزه وارد کنندگان برای فشار به بازگشایی این بازار پرابهام
است
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
ایسنا - توزیع تكقسمتی
مجموعه «كلاه قرمزی» كه در نوروز 91 از شبكه دو سیما پخش شد، خریداران این مجموعه
تلویزیونی را غافلگیر كرد.
شركت
هنرنمای پارسیان از چند روز گذشته به توزیع «كلاه قرمزی 91» در شبكه نمایش خانگی
اقدام كرده است اما
خریداران این مجموعه، با DVDای مواجه شدند
كه تنها یك قسمت «كلاه قرمزی» به همراه بخشهایی از كارتون «شرك» و دو انیمیشن دیگر
را دربرمیگرفت.
مجموعه «كلاه قرمزی 91» برخلاف انتظار، هیچ بخشی از پشت صحنه یا عكسهای مربوط به
سریال را نیز شامل نمیشد.
بر اساس گفتهی مدیر
شركت هنرنمای پارسیان، قرار است «كلاه قرمزی 91» به همین صورت و در 13 قسمت توزیع
شود.
مدیر توزیع و فروش
آثار صوتی و تصویری شركت سروش نیز كه سریالها و مجموعههای تلویزیونی را پس از به
روی آنتن رفتن، در نمایش خانگی ارائه میدهد، درباره عدم انتشار «كلاه قرمز 91»
توسط سروش، گفت: مجموعه «كلاه قرمزی» به تهیهكنندگی آقای مدرسی ساخته میشود كه در
شركت صحرافیلم، آن را تولید میكنند.
سال گذشته هم ما در سروش، یكی ـ دو قسمت از «كلاه قرمزی 90» را منتشر كردیم كه با
اعتراض آنها مواجه شدیم.
ایلیاد ادامه داد: اما امسال طوری با تلویزیون قرارداد بستهاند كه حق رایت این
مجموعه در نمایش خانگی در اختیار صحرافیلم باشد. قبلا هم این اتفاق درباره دو
سریال «مرد دو هزار چهره» و «باغ مظفر» مهران مدیری رخ داد كه جلوی آن گرفته شد و
مهران مدیری نیز دیگر با تلویزیون همكاری نكرد؛ البته درباره رایت موسیقی، سختگیری
زیادی نمیشود اما دربارهی رایت سریالها در نمایش خانگی، سختگیری بیشتری میشود.
بنا بر این گزارش، تایم كوتاه قسمتهای توزیع شده «كلاه قرمزی» نیز با نارضایتی
مردم همراه بود. ایلیاد در این زمینه گفت:
اگر این اتفاق افتاده
باشد، ارشاد مقصر است
چون هر محصول نمایش خانگی باید حداقلی از زمان را كه یك ساعت و نیم است، داشته باشد؛
مگر اینكه شرایط خاصی وجود داشته مثلا یك مستند 20 دقیقهای توزیع شود كه مخاطب
نیز از قبل میداند قرار است محصولی با زمان كوتاه را خریداری كند.
پخش «كلاه قرمزی91» از شبكه نمایش
خانگی در حالی صورت میگیرد كه بسیاری از سریالهای نوروز 91 تلویزیون از جمله «كلاه
قرمزی» در فضای مجازی به راحتی قابل دسترسی و دانلود شدن هستند.
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
مجلس هشتم، دغدغه-ی لباس
«بروز» ملت را هم داشته! ...

برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
دراحزاب سیاسی فعال مصر بعد از حسنی مبارک،حزبی بنام " جبهه ملی
تغییر"وجود دارد.
هرچند درایران ما آنطور که شنیده ام فعلا خانه احزاب تعطیل است، اما کاش می شد برای
برون رفت ازاین وضعیت جبهه ملی تغییرهم در ایران تاسیس می شد.
نیازبه تغییر درکشور کاملا محسوس است. گاهی که با تدبیری درست کسانی مثل نوری زاد
یا خزعلی از زندان آزاد می شوند، انسان بخوبی اثرات مثبت این اقدام را می بیند. عکس
آن هم صادق است
به حکم عقل وشرع واخلاق هیچ کس نباید از زندان رفتن پیرمردهای بالای هفتاد وهشتاد
سال سن راضی باشد.
هیچ کس نباید ازماهها در زندان انفرادی بودن بعضی از زندانیان سیاسی راضی باشد.
هیچ کس نباید از پاشیده شدن برخی خانواده ها به دلیل زندانی بودن سرپرست خانواده
نگران نباشد.
هیچ کس نباید نسبت به ازبین رفتن برخی که به دلیل بیماری استطاعت جسمی بودن در
زندان را ندارند، نگران نباشد.
من نمی دانم حصرجناب مهندس میرحسین موسوی وجناب شیخ مهدی کروبی براساس کدام قانون
صورت گرفته است که اعلام نمی شود اما باشناختی که ازافکارعمومی جامعه دارم می دانم
با توجه به نقش وسابقه انکار ناپذیری که این دوعزیز درانقلاب وجنگ دارند، شاید
جزاندکی ازاین حصر و ادامه آن راضی نباشند .
ازبحث آخرتی مساله که بگذریم - که البته نمی شود از آن گذشت- نباید با بی تدبیری با
آبروی خودمان درتاریخ بازی کنیم.
خود زنی بس است.مدتهاست معلوم شده است با این روشها به جایی نمی رسیم.
تاریخ به ما آموخته است جوامعی که نتوانسته اند تغییر را بپذیرند ،تغییر خو د را
برآنان تحمیل کرده است.
تاریخ و سرنوشت حاکمیت جابرانه سلسله های اشغالگر یا ستمکار بر ایران عزیز که
نتوانستند یا نخواستند تغییر را بپذیرند، بهترین گواه این مدعاست.
حتی مغول اشغالگر وقتی درایران ماند که حاکمان آن با همه قدرتی که داشتند تغییر را
پذیرفتند، از روشهای خود دست برداشتند، یاسای چنگیز را کنار گذاشتند ومسلمان شدند.
ما که با آنها فرق می کنیم و در روشهایمان هیچ شباهتی با آنها نداریم و نباید داشته
باشیم.
تغییر، یک ضرورت است .باید برای آن به جد فکری کرد.
تغییر،عیب وعقب نشینی نیست.یک هنر است که باید آن را آموخت و بکار بست.
تغییر، سنت الهی است .سنت های الهی برکت آفرین هستند.
نمی بینیم که در طبیعت همیشه زمستان وحتی بهارماندگارنیست؟
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
وقتیکه به جز سوژه-های
«کپک-زده، آبکی، یا تکراری»
پیدا نمیشود ...

برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
وزارت بهداشت اعلام کرده
1150 میلیارد تومان باقی مانده از سهم قانون هدفمندی یارانه ها داشته است، اما این
پول رفته در وزارت راه. اکنون نایب رییس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس
می گوید حقوق و مزایا و پاداشی کارکنان وزارت راه و شهرسازی از این بودجه پرداخت
شده است.
اردشیر
محسنی بندپی دراین باره به پایگاه اطلاع رسانی وزارت بهداشت گفته است: "حقوق و
مزایا و پاداشی کارکنان وزارت راه و شهرسازی از جمله سازمان بنادر و کشتیرانی،
سازمان هواپیمایی کشوری و راه آهن در شب عید دریافت کردند را مقایسه کنید با حقوق و
مزایای کارکنان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، می بینید که دریافتی کارکنان
وزارت راه و شهرسازی اصلا با دریافتی کارکنان وزارت بهداشت قابل مقایسه نیست.
پس چرا دولت 1150 میلیارد تومان از 3000 میلیارد
تومان هدفمندی یارانه ها را که باید به نظام سلامت پرداخت می کرد از سبد وزارت
بهداشت کسر و به وزارت راه و شهرسازی داده است؟"
او کسر بودجه وزارت بهداشت در سال 90 را بیش از دو
برابر بودجه ای که از سهم این وزارتخانه به وزارت راه رفته است می
داند:
"وزارت بهداشت هنوز 2500 میلیارد تومان بدهی در
سال 90 دارد. بیمارستان های کشور و پرسنل
نظام سلامت مشکلات دارند، بسیاری از کارکنان نظام سلامت به خاطر همین مشکلات به ما
مراجعه می کنند و خواهان انتقال خود به وزارتخانه هایی نظیر راه و شهرسازی هستند.
بنابراین این اقدام دولت هیچ توجیهی ندارد.
محسنی بندپی به الزام دولت به پرداخت
3 هزار میلیارد تومان از ناحیه صرفه جویی در اجرای قانون هدفمندی یارانه ها به
وزارت بهداشت اشاره کرد و گفت: "دولت با هزار و یک زحمت و پیگیری 299 میلیارد تومان
آن را در آذر و دی ماه 90 و با تاخیر 9 ماهه پرداخت کرد و 2000 میلیارد تومان را هم
بعد از قرائت نامه اعتراض کمیسیون بهداشت و درمان در صحن علنی مجلس و در تاریخ 20 و
24 اسفندماه به وزارت بهداشت تحویل داد."
به گفته او
هزار میلیارد تومان دیگر از این 3000 میلیارد باقیمانده بود که دولت به یکباره طی
یک صورتجلسه در اواخر سال 90 این رقم را برای پرداخت پاداش کارکنان شاغل و بازنشسته
وزارت راه و شهرسازی به این وزارتخانه داد: با توجه به اینکه این اقدام غیرقانونی در اواخر سال 90
صورت گرفته بعید است عمر مجلس هشتم کفاف پیگیری آن را بدهد، اما با توجه به اینکه اکثر
اعضای کمیسیون بهداشت و درمان مجلس هشتم منتخبین مجلس نهم هستند می توان امید داشت
که این تخلف در مجلس نهم پیگیری شود.
پیش از این حسین علی شهریاری، رییس کمیسیون
بهداشت و درمان مجلس دراین باره در گفتگو با خبرآنلاین از شکایت به دیوان محاسبات و
سازمان بازرسی کل کشور خبر داده بود: "شکایت کتبی علیه دولت به دیوان محاسبات کشور
و سازمان بازرسی ارسال کرده-ام و منتظر نتیجه دولت
هستم. چون این کار خلاف قانون است و از رییس تطبیق مصوبات
دولت با قوانین تقاضا کردهام تا سریعاً نظر خود را راجع به این مصوبات دولت ارائه
دهد."
پیش از این علیرضا
مرندی، وزیر اسبق بهداشت و
یکی از اعضای کمیسیون
بهداشت و درمان مجلس درباره
نابسامانی بودجه وزارت بهداشت، به خبرآنلاین گفته بود: "شاید یکی از مشکلات دولت
کنونی، این است که کارهای کارشناسی در آن کم می شود. به نظرم وزیر بهداشت یا نظرش را اعلام نمی کند و
یا این که به نظر او توجهی نمی شود؛ که هر دو ناخوشایند است. متاسفانه قدرت تصمیم گیری بیش از حد به معاونت درآمد
و بودجه در ریاست جمهوری داده شده است. در صورتی که وقتی قانون بودجه را تصویب می کنند، دیگر
بایستی دولت مجری آن باشد."
به گفته او
عملاً مقدار هنگفتی از بودجه در اختیار یک نفر است؛ معاون رئیس جمهور: "کسی که پاسخگو به مجلس نیست و قدرت کارشناسی
ندارد.
این فرد هر کاری می
کند و ضربه به کشور وارد می شود. پول ها جایی می رود و طوری تقسیم می شود که
نباید. حتی شما در
محافل نه چندان خصوصی هم از مسئولین بالای دولت این موضوع را می
شنوید. به نظر من مشکل این است و دولت هم باید این
اجازه را بدهد که مباحث بحث شود و هم وزیر بهداشت و مسئولین آن قدرت بیشتری نشان
دهند. اگر قرار باشد وزیر این توانایی را نداشته باشد، دیگر وزیر به حساب نمی
آید."
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
صرفنظر از تاثیرات عمیق اقتصادی كه تورم و
گرانی خواهد داشت تاثیرات اجتماعی، روحی، روانی و سیاسی آن مخربتر خواهد بود ...
شكاف طبقاتی در تمام جوامع وجود دارد و
كمتر جامعهای را میتوان یافت كه
در آن شكاف وجود نداشته باشد اما گرانی و تورم منجر به شكاف عمیق طبقاتی
میشود. با تدابیر
صحیح دولت باید توزیع عادلانه ثروت صورت بگیرد تا نگذارند ثروتمندان روز به روز ثروتمندتر و فقرا روز به
روز فقیرتر شوند.
متاسفانه یكی از مخربترین
عواملی كه گرانی و تورم بر جوامع میگذارد كاهش رفاه و بهبود زندگی است. صرفنظر از
تاثیرات عمیق اقتصادی كه تورم و گرانی خواهد داشت تاثیرات اجتماعی، روحی، روانی و
سیاسی آن مخربتر خواهد بود و انواع آسیبها و جرمها را به همراه خواهد
داشت. یكی از
بارزترین مثالها در این مورد نیز افزایش دزدیهاست كه منجر به پایمال كردن حق دیگران میشود كه شاید
البته طبیعی نیز باشد زیرا عدهای میخواهند كسب درآمد كنند و باید زندگی را
بگذرانند. هیچ جرمی به طور قطع وجود ندارد كه رد پای اقتصاد در آن به وضوح دیده
نشود.
در سطح جهان، یكی از عوامل مهم بروز انواع
آسیبهای اجتماعی از قبیل دزدی، فحشا، طلاق و پدیده دختران فراری و كودكانكار ریشه
در اقتصاد و گرانی دارد. هنگامی كه
خط فقر یكمیلیون تومانی و خط حیات 400هزار تومان است((( با وضعیت فعلی، این خط-ها حتما رشد پویایی
داشته-اند"!!!"_ ع.ع))) یعنی
خیلیها در خط فقر هستند و در نتیجه طبیعی است كه به هركاری دست
بزنند. البته وضعیت نابسامان اقتصادی تبعات سیاسی بدی نیز دارد
چراكه منجر به نارضایتی میشود. در حال حاضر تورم در كشور 6/20درصد
است((("!!!؟؟؟"))) كه این
میتواند خطرناك باشد و تبعات اجتماعی به وجود آورد، خصوصا كه مرتبا بالا نیز میرود. همین امر سبب افزایش
طلاق و كاهش ازدواج و در نهایت مشکلات اجتماعی میشود.
هنگامی كه اقتصاد خراب شود زیربنا نیز برهم
میخورد. در واقع،
هیچ پدیدهای اجتماعی نیست كه در آن متاثر از شرایط نامناسب اقتصادی، جرمی به وقوع
نپیوندد. در تمامی مكاتب از «شیكاگو» تا «ماتریالیسم» و «ذهنیگرایان» این موضوع
مورد بحث و بررسی قرار گرفته و حتی «وبر» با اینكه ذهن را عامل موثر میداند اما
تاثیرگذاری عامل اقتصادی را نادیده نگرفته و آن را موثر تلقی میكند. از اینرو
باید برای كاهش چالشهای اجتماعی و جلوگیری از فرسایش نهادهای اجتماعی، شرایط
اقتصادی را بهبود بخشید.
امانالله قراییمقدم، جامعهشناس
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
دامنه گرانی
ها تا جایی پیش رفته است كه تولیدكننده و یا فروشنده می داند و باور دارد كه مشتری
نمی تواند فلان كالا را با فلان قیمت خریداری نماید؛ بنابراین در این چرخه یك اتفاق
تأسف بار نیز به وقوع پیوسته است و آن كاستن از كیفیت یا كمیت
كالاست!
این
روزها پرنده گرانی در آسمان كوتاهی ها و نبود نظارت و بی تدبیری ها اوج گرفته است.
كمتر محفل و مجلسی است كه برپا شود و موضوع گرانی در آن پیش كشیده نشود. در محافل
عمومی به خصوص در جاهایی مانند مترو، بی آرتی، اتوبوس و... نیز معمولاً بحث داغ
گرانی، پای ثابت بحث ها وگفت وگوهای سرپایی و فوریتی است.
متأسفانه در حالی كه
بحث گرانی كالاها و اقلام ضروری در میان عموم مردم فراگیر شده و این حاكی از فشار و
اضطرابی است كه مردم شریف بر گرده خود تحمل می كنند گردن گرانی هر روز كلفت تر شده و گویا شرایط به گونه
ای است كه این گردن كلفتی خاتمه نمی یابد!
آنچه كه مشخص و محرز است و جای كمترین تردیدی درباره
آن وجود ندارد این حقیقت است كه گرانی لجام گسیخته كنونی كاملاً غیرطبیعی و بیرون
از رویه و عرف اقتصادی بازار است.
اكنون دامنه گرانی ها تا جایی پیش رفته است كه
تولیدكننده و یا فروشنده می داند و باور دارد كه مشتری نمی تواند فلان كالا را با
فلان قیمت خریداری نماید؛ بنابراین در این چرخه یك اتفاق تأسف بار نیز به وقوع
پیوسته است و آن كاستن از كیفیت یا كمیت كالاست!
مسئله پیچیده نیست اگر بهای
كالایی به عنوان مثال 100 تومان بوده است و اكنون در فاز گرانی ها- باز هم به عنوان
مثال- به 150 تومان رسیده است، چون دیگر
افزایش قیمت به بالاتر از آن 150 تومان «در این مثال» گنجایش ندارد، 2 حالت
متأسفانه متصور است؛ حالت اول اینكه همان كالایی كه در فرض مثال بطور غیرمعمول و
بدون توجیه به 150 تومان رسیده است اینك با یك درجه كاهش كیفیت به دست مشتری می
رسد.
به عبارت دیگر؛ مشكل مضاعف می شود
هم 50 تومان به
عنوان افزایش قیمت
به ناحق مشتری باید بپردازد و هم اینكه در ادامه همان جنس را قبلاً باكیفیتی بهتر
100 تومان می خریده است و اكنون باكیفیت نازل تر 150 تومان خریداری می كند و تأسف بار آنكه این سیكل معیوب
تداوم پیدا می كند.
حالت دوم این است كه اگر كالای مورد مثال از 100 تومان فرضی
به 150 تومان افزایش پیدا كرد و دیگر امكان گران تر شدن آن به دلیل امتناع مشتری
امكان نداشت، این بار اگر كیفیت كالا یك درجه
نزول پیدا نكند یا امكان كاهش كیفیت نباشد یك ترفند دیگری انجام می شود و آن كاستن از مقدار و حجم كالا
برخلاف پیمانه و كیل استاندارد و معروف و پذیرفته شده آن
است.
به عبارت ساده
تر؛ اگر در اجناس مصرفی قیمت یك كیلوی آن فلان قیمت
بوده است اكنون پس از اینكه در چند مرحله، افزایش قیمت داشته و به سقف رسیده است،
اینك در بسته 900 گرمی[!] آن هم بدون كاهش قیمت عرضه می شود.
جالب اینجاست كه در برخی اجناس مثل چیپس و
پفك كه در بسته بندی های جذاب برای بچه ها به بازار فروش می آید متأسفانه در اثر
همان آفت های گرانی، بخشی از درون بسته را با باد پر كرده اند و وقتی در بسته باز
می شود كمتر از مقدار واقعی پفك یا چیپس در قسمت انتهایی بسته مشاهده می
شود.
این مثال هر چند در سبد مصرفی خانوارها جزو اقلام ضروری نیست ولی آیا گویای
خیلی از واقعیت ها و كوتاهی های نهادهای مسئول نیست؟
از سوی دیگر؛ بنابر گزارش
های رسمی و غیررسمی كماكان موج افزایش قیمت ها در اقلام ضروری مثل لبنیات، گوشت و
مرغ، برنج، قند و شكر، چای، روغن نباتی، میوه و سبزی نیز ادامه دارد و تنها یك
اتفاق افتاده و از جهاتی
می توان آن را به فال نیك گرفت؛ «اذعان مسئولان و نهادهای مربوطه به گرانی و عبور
از مرحله انكار».
وضعیت بلبشو و نابسامان
مسئله گرانی و افزایش قیمت ها تا جایی است كه رئیس سازمان تعزیرات حكومتی كشور دو
روز پیش با اشاره به التهاب افزایش قیمت لبنیات تصریح می كرد: «گزارش هایی به دست ما رسیده كه
قیمت ها هفتگی و حتی روزانه افزایش پیدا می كند.»
بنابراین ناگفته
پیداست كه دیگر برخی از مسئولان نمی توانند علت افزایش قیمت ها را به تیتر فلان
روزنامه یا گزارش فلان خبرگزاری منتسب نمایند یا ادعا كنند به عنوان مثال انتشار
فلان پیامك موج گرانی ها را رقم زده است. البته شاید
در موارد معدود و بصورت مقطعی اینگونه اتفاقات نیز دخیل در افزایش قیمت ها باشند
ولی وقتی هفتگی و روزانه قیمت ها دچار نوسان می شوند این نوع استدلال ها، چوبین و
شكننده است.
به هرحال، اخیرا مقامات اجرایی و اقتصادی پذیرفته اند كه مسئله
گرانی وضعیت قرمز پیدا كرده است. معاون اول رئیس جمهور در جلسه كارگروه كنترل بازار
با پذیرش گرانی ها تاكید می كند كه دولت جلوی گرانی و گرانفروشی در بازار را خواهد
گرفت. حتی رئیس جمهور محترم در نشست اخیر با استانداران شخصا به ماجرای گرانی ها
ورود كرده و خواستار مقابله با افزایش بی رویه قیمت ها در بازار شد. اینكه دولت
بالاخره گرانی های بی رویه را پذیرفته و خواستار مقابله با معضل گرانی شده یك گام
به جلو است ولی سؤال مهم این است كه آیا گره گرانی ها باز می شود؟
آنچه بیش از
هر چیزی اولویت دارد این است كه مجموعه زمینه ها و عوامل این گرانی های بی سابقه از
سوی نهادهای مربوطه شناسایی شود.
مشكل اینجاست
كه تنها به بخشی از زمینه ها و عوامل اشاره شود و مابقی آن مورد غفلت مسئولان قرار
بگیرد.
بنابراین اگر
نوسانات بازار ارز، افزایش قیمت در بازارهای جهانی و تامین برخی كالاها و مواد
اولیه از بازارهای خارجی از علل و زمینه های گرانی است باید به سوء مدیریت ها و بی
تدبیری ها و رها كردن قیمت ها در بازار نیز اشاره كرد.
همچنین در مقابله با مسئله گرانی نباید بخاطر پنهان
كردن سوء مدیریت تنها به برخورد با گرانفروشی بسنده شود. بی شك میان «گرانی» با «گرانفروشی» تفاوت وجود
دارد و باید برای هر یك تدابیر جداگانه و ویژه اندیشید.
اكنون به نظر می رسد بهترین راهكار برای
مقابله با مسئله گرانی و افزایش قیمت های خارج از ضابطه، مجموعه ای از اقدامات ویژه
مناسب و مطابق با علل و زمینه های پدیده گرانی و بخصوص گرانی های لجام گسیخته اخیر
است.
بنابراین چند نكته گفتنی است؛
یكم: دولت وظیفه دارد فراتر از گفتار و نصیحت و هشدار
در عرصه عمل كنترل و نظارت بر بازار را اجرایی نماید.
دوم: تغییرات قیمت اجناس و كالاها باید
تنها با مجوز سازمان حمایت مصرف كنندگان و تولیدكنندگان باشد و این در كف بازار نیز عملیاتی
شود.
سوم: سازمان
تعزیرات حكومتی با محتكران و گرانفروشان برخورد قاطعانه كند و اینجاست كه ابزار تعزیراتی جواب می دهد و
خواسته بحق مردم نیز همین است.
چهارم: رسانه ها و مطبوعات در قالب رسالت رسانه
ای و مطبوعاتی شان از فضاسازی ها و جو روانی و دامن زدن به شایعات جلوگیری
كنند.
پنجم: در فضای
حساس كنونی جای هیچ خطا و آزمونی نیست و هر تصمیم مهم و سرنوشت ساز باید بر مبنای
كار كارشناسی و خرد جمعی مجموعه نهادها باشد.
خاطرنشان می شود اخیرا بانك مركزی نسبت به خطر بی
اثر شدن یارانه های نقدی با افزایش تورم ناشی از اجرای هدفمندی یارانه ها و كاهش
سطح رفاه مردم و افزایش شكاف طبقاتی هشدار داد و در همین راستا، نمایندگان مجلس شورای اسلامی نیز
اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه ها بدون تامین منابع آن را غیرقانونی دانسته
اند.
و بالاخره
باید گفت؛ گره گرانی
هنگامی باز می شود كه مجموعه قوا و نهادها در تعاملی غیرتشریفاتی به میدان بیایند و
قدر خدمت به مردم را دانسته و خواسته بحق آنها را در باز كردن این گره بر صدر
بنشانند.
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
