http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg
http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg


به حساب آوردن «داشته-های کوچک» هم هنر بزرگی است ...


وقتی خـــدا غـریـبـــه-ست، آدم شـدن مـحـالـه ...
وقتی خـــدا غـریـبـــه-ست، آدم شـدن مـحـالـه ...
با مردم بودن قریحه-ی ادبی وَ هنری را بیشتر رشد مـیـدهـد ...
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 4 آذر 1393 توسط عـبـــد عـا صـی

 
 



 

   جـاذبـه مـا ، دافـعـه مـا ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

  بسم الله الرحمن الرحیم 

 

 آفتاب: حجت‌الاسلام محمد باقری بنابی در نطق میان‌ دستور خود در مجلس اظهار داشت:
 من معتقدم که حداقل یک نسل از کشورمان به صورت مستقیم تحت تأثیر حوادث سال 88 خواهد بود، از این رو
لازم است تا دستگاه‌های نظارتی به صورت شفاف شاخصه‌هایی که افراد در آن حوادث نقش داشته‌اند را مشخص کنند تا برخی از جریانات سیاسی برای حذف رقبای خود از حوادث سال 88 سوءاستفاده نکنند.
 ما همانگونه که فتنه را محکوم می‌کنیم، فقر و فساد و پرونده‌های فساد و آمار بالای طلاق و بیکاری را نیز محکوم می‌کنیم.
از همکاران خودم به ویژه نمایندگان تهران سوال می‌کنم اگر چنین اتفاقی برای شما رخ دهد می‌توانید بگویید چند درصد از حاضران در مراسم این خواننده پاپ در مراسم تان شرکت می‌کنند، مگر نه اینکه خیل عظیم جوانان حاضر در این مراسم موکلانتان هستند و شما به واسطه رأی آنها به مجلس آمده‌اید، باید کمی تأمل کنیم تا بفهمیم کجای کار دچار اشکال است.
بذرپاش ،‌ نماینده گروه پایداری و از حلقه دوستان احمدی نژاد : « نمایندگان به تعداد شرکت‌کنندگان در تشییع جنازه‌شان افتخار نمی‌کنند! اگر یکی از شما هم فوت کند چه تعداد از کسانی که برای تشییع پیکر مرتضی پاشایی رفتند برای شما هم خواهند آمد، یک بازی سیاسی-ست!
 این عضو هیات رییسه مجلس در پایان جلسه علنی امروز مجلس، گفت: این کارها در شأن مجلس نیست، یکی از هنرمندان از دنیا رفته و جوانان هم او را بدرقه کردند. این‌که بخواهیم بازی سیاسی دربیاوریم و از این مسئله استفاده کنیم درست نیست،‌ به ویژه از سوی همکاری که در لباس روحانیت است.
نمایندگان تهران خود را خادم‌تر از همه می‌دانند و به این‌که در تشییع جنازه‌شان تعداد کم یا زیادی حضور داشته باشند افتخار نمی‌کنند!

 

   متن کامل 

 

 

    جـاذبـه مـا ، دافـعـه مـا ... (2) 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

  بسم الله الرحمن الرحیم 

آفتاب: در روزهایی که مرتضی پاشایی در بیمارستان بود، نسل جوان بیش از هر خبر دیگری ، خبرهای مربوط به آخرین وضعیت این خواننده پاپ را دنبال می‌کرد و خبر تلخ درگذشت او، پربیننده‌ترین خبر سایت‌ها و خبرگزاری‌ها شد و سپس، بعد از درگذشت پاشایی، مردم در شهرهای مختلف، از تهران و مشهد و قم و سمنان و گنبد و بندرعباس گرفته تا کرمانشاه و یزد و دزفول و اهواز و زنجان و تبریز و ... تجمعات خیابانی برگزار کردند و با سرودن ترانه‌های پاشایی، ذکر دعا و صلوات و روشن کردن شمع، یاد هنرمند محبوب خویش را گرامی داشتند.
فراموش نکنیم که مرحوم پاشایی تنها ۳۰ سال داشت ...
موجی که بدون تحریک رسانه‌های رسمی در جامعه به راه افتاد، نشان‌دهنده سمت و سویی است که نسل جوان ایران بدان روانه است.
در کشوری که بعضی‌ها به خود اجازه می‌دهند شادی‌های متعارف مردم مانند کنسرت‌ها را لغو کنند یا به هم بریزند تا مردم کمتر معطوف به موسیقی شوند یا چهره‌های هنری در ورای سیاسیون قرار گیرند، اقبال گسترده مردم و مشخصاً نسل جوان به یک خواننده پاپ، بسیار معنی‌دار است و نشان می‌دهد به رغم تمام هیاهوهای تبلیغاتی و برنامه‌های رسمی، زیر پوست جامعه اتفاقات مستقلی در جریان است که در نگاه اول دیده نمی‌شود ولی این «ندیدن دلیل بر نبودن نیست».
از جمله از طنزهای تلخ روزگار این که سالیان سال است که به دلیل اعمال نفوذ برخی چهره‌های خاص در مشهد، مردم این شهر روی کنسرت را ندیده‌اند و اگر بخواهند در کنسرتی شرکت کنند باید به شهرهای دیگر سفر کنند ولی مردم همین شهر، برای مرتضی پاشایی تجمع یادبود برگزار کردند تا مشخص شود سختگیری‌های بیهوده‌ای که سال‌هاست بر مردم این شهر بزرگ تحمیل شده است، نتیجه‌ای که مطلوب سخت‌گیران بود را حاصل نکرده است.
مخلص کلام آن که مردم ایران راه خود را می‌روند و در این میان، نسل جوان، فارغ از تحمیلات و تضییقات و تحدیدات و تهدیدات، علاقه‌مندی‌های خود را دنبال می‌کند و در این میان، راهی جز همراهی با مردم نیست.
نکته دوم این که شبکه‌های اجتماعی بار دیگر قدرت خود را به رخ کشیدند چه آن که
تجمعاتی که در شهرهای گوناگون برگزار شد، نه از سوی صدا و سیما با پخش سرودها و ویژه‌برنامه‌های مختلف تبلیغ شده بود و نه نهادهای رسمی با صدور بیانیه‌های مختلف، مردم را بدان دعوت کرده بودند، بلکه خود مردم در شبکه‌های اجتماعی با یکدیگر قرار گذاشتند و برای پاشایی مراسم یادبود برگزار کردند.
این ماجرا نشان داد که محدودسازی شبکه‌های اجتماعی از اساس بی فایده است کما این که محدودسازی هنرمندان موسیقی نیز نتوانسته است مردم را نسبت به موسیقی و موسیقی‌دانان بی اعتنا کند.
تنها راه آن است که با این پتانسیل و انرژی اجتماعی بی نظیر همراهی کرد چه آن که هر گونه سدسازی در برابر رود نسل جوان می‌تواند تنها به ایجاد بدبینی و شکاف در سد و ایجاد سیل منتهی شود و چنین مباد!
 

   متن کامل 

 

 

  تهیه وُ تدوین : عـبـــد عـا صـی 

 

     



نوشته شده در تاریخ شنبه 1 آذر 1393 توسط عـبـــد عـا صـی

 
 

  بسم الله الرحمن الرحیم 

 



 


 

 آتشفشان ِ زیر ِ خـاکـستـر ... 

 

 کاریکاتور از :  جُـردَن پُـوپ

 

 عنوان از :  عـبـــد عـا صـی 

 

       



نوشته شده در تاریخ جمعه 30 آبان 1393 توسط عـبـــد عـا صـی

 


 

انتقاد شدید مسیح مهاجری از دولت و روحانی

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

  بسم الله الرحمن الرحیم 

 

   مسیح مهاجری مدیر مسئول روزنامه جمهوری اسلامی در یادداشتی در این روزنامه نوشت: دیروز، در آخرین روز از مهلت سه ماهه قانونی سرپرستی وزارت علوم توسط دكتر محمد علی نجفی، رئیس‌جمهور طی نامه‌ای دكتر محمد فرهادی را به عنوان وزیر پیشنهادی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری به مجلس معرفی كرد.

هر چند با این اقدام، مشكلی كه منتقدان دولت در مورد ادامه سرپرستی وزارت علوم مطرح می‌كنند تحت الشعاع قرار می‌گیرد و بحث درباره خود وزیر پیشنهادی به موضوع اصلی تبدیل می‌شود، ولی از آنجا كه دكتر محمد فرهادی نیز از همان حلقه‌ایست كه نمایندگان منتقد دولت در مجلس نسبت به آن حساسیت نشان می‌دهند، معلوم نیست این تلاش رئیس‌جمهور نیز بی‌اثر خواهد بود و بار دیگر مجلس به پیشنهاد رئیس‌جمهور در مورد تصدی وزارت علوم "نه" خواهد گفت و باز هم موضوع سرپرستی به موضوع روز تبدیل خواهد شد یا خیر.

البته اگر این پیشنهاد هم توسط نمایندگان مجلس رد شود، برخلاف تبلیغاتی كه صورت گرفته، رئیس‌جمهور می‌تواند فردی را برای سرپرستی وزارت علوم در نظر بگیرد زیرا اصل 135 قانون اساسی كه برای مدت سه ماه انتصاب سرپرست را مجاز دانسته آن را مقید به یك نوبت نكرده و می‌تواند به دفعات باشد. علاوه بر این، خود رئیس‌جمهور نیز می‌تواند سرپرستی هر وزارتخانه‌ای را كه لازم باشد بعهده بگیرد.

در زمینه وزارت علوم و اصولاً نوع تعامل دولت و مجلس شورای اسلامی نكات مهمی وجود دارند كه باید به آنها توجه شود تا مشكلاتی از قبیل آنچه در مورد وزارت علوم پیش آمده، تكرار نگردد و این مشكل نیز به صورت ریشه‌ای حل شود. بعضی از این نكات اینها هستند:

1 - دولت یازدهم از آغاز فعالیت خود، به نمایندگان مجلس شورای اسلامی بیش از اندازه‌ای كه قانون مشخص كرده بها داد و برای آنها این حق را قائل شد كه درباره انتخاب استانداران، فرمانداران و بخشداران نظر بدهند. این اقدام نادرست موجب شد دولت یازدهم در بسیاری موارد از داشتن استانداران توانا محروم شود، در مورد تعویض یا ابقاء فرمانداران دچار مشكلات زیادی گردد و در مورد بخشداران تقریباً غیرفعال باشد.

بخشی از عوارض این وضعیت اینست كه دولت در انتخابات آینده مجلس از كارگزاران قابل اعتماد در بسیاری از مناطق محروم خواهد بود و معلوم نیست سرنوشت انتخابات چگونه رقم خواهد خورد. عارضه منفی دیگر اینست كه نمایندگان مجلس با برخورداری از حق تعیین استانداران و فرمانداران و بخشداران، توقعات زیادی پیدا كرده‌اند بطوری كه می‌توان گفت وزارت كشور دولت یازدهم در اختیار نمایندگان مخالف دولت است.

عارضه منفی سوم اینست كه توقعات غیرقانونی نمایندگان مخالف حتی به سایر وزارتخانه‌ها نیز سرایت كرده و آنان بسیاری از وزرای دولت یازدهم را تحت فشار و در مواردی نیز تحت سلطه خود قرار داده‌اند. البته اگر منصفانه به صحنه بنگریم، وزرای دولت یازدهم نیز، غیر از چند نفر، افراد قدرتمندی كه زیر بار فشار نروند نیستند و همین واقعیت تلخ، زمینه را برای سوءاستفاده متوقعان فراهم كرده است.

2 - در استیضاح دكتر فرجی دانا، دولت و شخص رئیس‌جمهور كوتاهی‌هائی كردند و همین كوتاهی‌ها راه را برای كنار گذاشته شدن این وزیر توانا هموار كرد. شخص رئیس‌جمهور با خودداری از حضور در جلسه استیضاح و دفاع از دكتر فرجی دانا، به مخالفان فرصت داد هدف خود را دنبال كنند و مجموعه دولت نیز اقدام مؤثری برای حمایت از دكتر فرجی دانا انجام ندادند. محروم شدن دولت از حضور این وزیر توانا، متدین و متعهد كه به منزله محروم شدن كشور از یك نیروی كارآمد و مفید در عرصه علم و دانشگاه بود، موجب شد نمایندگان مخالف دولت در اهداف خود برای در اختیار گرفتن وزارت علوم مصمم‌تر شوند.

3 - بی‌تعارف باید گفت نمایندگان مخالف دولت، درصدد هستند وزارت علوم را به دلیل اهمیتی كه دارد در اختیار خود درآورند. اگر به سخنان سران مخالفان در جلسات رأی اعتماد توجه شود این نكته به روشنی خودنمائی می‌كند كه آنها درباره افراد پیشنهادی حرف می‌زنند ولی به برنامه‌های آنان كاری ندارند. این، یعنی آنها می‌خواهند افراد خودشان بر این وزارتخانه مسلط باشند.

4 - متأسفانه افراد پیشنهادی رئیس‌جمهور بعد از كنار گذاشته شدن دكتر فرجی دانا، از ویژگی‌هائی كه آنها را در اندازه وزیر كنار گذاشته شده مطرح نماید برخوردار نبودند و باید با صراحت گفت رئیس‌جمهور در این زمینه، قوی عمل نكرده است. این ضعف، آنقدر مشهود بود كه اولاً بسیاری از حامیان دولت نیز نتوانستند از وزرای پیشنهادی دفاع كنند و ثانیاً نفر دوم نسبت به نفر اول 9 رأی كمتر آورد. این پدیده باید برای رئیس‌جمهور قابل بررسی باشد كه چرا در این فاصله كوتاه آراء 9 نماینده را از دست داده است.

5 - معاونت امور مجلس رئیس‌جمهور نیز در این ماجرا سهیم است. عملكرد معاون رئیس‌جمهور در امور مجلس و همكاران وی در یكسال گذشته در زمینه تعامل با مجلس باید مورد بررسی و ارزیابی دقیق قرار گیرد تا مشخص شود چقدر موفق بوده و آیا در مواردی دچار ضعف بوده است یا نه. در این زمینه نقطه‌نظرهای مثبت و منفی زیادی حتی در میان طرفداران دولت یازدهم وجود دارد كه خوب است به آنها توجه شود.

6 - رئیس‌جمهور قطعاً نباید تسلیم كسانی شود كه می‌خواهند وزارت علوم را در اختیار بگیرند. با اینحال، برای حل مشكل موجود باید از حلقه‌ای كه تاكنون افراد پیشنهادی را از آن حلقه انتخاب و به مجلس پیشنهاد كرده است نیز خارج شود. آقای رئیس‌جمهور باید به این واقعیت توجه كنند كه ایران، سه بخش دارد نه دو بخش. جناح‌های اصولگرا و اصلاح طلب، دو جناحی هستند كه هر دو می‌خواهند كشور را در اختیار خود بگیرند و به صورت انحصاری آن را اداره كنند. بخش سوم، از افراد مستقل تشكیل شده است، افرادی كه به جناح‌ها وابسته نیستند، به كسی باج نمی‌دهند، هر جا باشند آنجا را با استقلال مدیریت می‌كنند و به دلیل عدم وابستگی‌های جناحی و گروهی و حزبی، میزان پای‌بندی آنها به قانون بیش از دیگران است.

این واقعیت را از یاد نبریم كه كشور ما به دلیل فاصله گرفتن كارگزاران از قانون، اكنون دچار مشكلات زیادی است. بیماری دور زدن قانون به ویژه در دولت‌های نهم و دهم بشدت رشد كرده و گسترده شد و بسیاری از دستگاه‌ها را فلج كرد. ماجرای بورسیه‌ها، كه به وزارت علوم مربوط می‌شود، یكی از همین بی‌قانونی‌هاست. موارد بی‌قانونی در 8 سال دولت‌های نهم و دهم بقدری زیاد است كه احصاء آنها فهرستی طولانی در قالب یك كتاب قطور را تشكیل خواهد داد. در چنین شرایطی، تمام تلاش دولت و سایر قوا باید بر بازگشت به قانون متمركز شود و هیچكس برای تحقق این هدف از هیچ كوششی دریغ نكند. در همین چارچوب است كه سپردن مدیریت‌های كلان به نیروهای مستقل، برای شرایط كنونی كشور یك ضرورت است. روشن است كه مفهوم اعتدال را در حاكمیت قانون بر كشور در همه زمینه‌ها می‌توان جستجو كرد.

با توجه به واقعیت‌های یاد شده، به نظر می‌رسد، دولت یازدهم اولاً به یك جراحی نیاز دارد تا معتدل شود، ثانیاً تعامل خود با مجلس را باید بر قانون استوار نماید و از دخالت قوه مقننه در قوه مجریه جلوگیری كند و ثالثاً در گزینش مدیران ارشد كشور از افراد مستقل استفاده نماید. كلید حل مشكل دولت اینست.

برچسب ها: مسیح مهاجری ، انتقاد ، دولت ، دولت روحانی

 

 

  تهیه وُ تدوین : عـبـــد عـا صـی 

 

       



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 29 آبان 1393 توسط عـبـــد عـا صـی

 

 



  تـحـریـف ، تـخـریـب ...

 


 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

  بسم الله الرحمن الرحیم 

 

 مذاكرات‌هسته‌یی انتخاب دیپلماسی به‌جای منازعه است.


نقطه‌قوت مذاكرات‌جاری، توافق طرفین در پرهیز از نتیجه‌یی با حاصل جمع صفر است. این امر با وجود تلاش‌های طرفین برای كسب امتیاز حداكثری، اراده‌یی واقع‌گرایانه را در استمرار گفت‌وگو‌ها تا آستانه ٢٤ نوامبر (سوم آذر٩٣) نمایش داده است. مصداق این مدعا گفت‌وگوی مستقیم ایران و امریكا به عنوان اصلی‌ترین طرف‌های مذاكرات جاری در ژنو- و اخیرا مسقط- است كه تا حداقل ٢سال پیش تصور آن ممكن نبود.


 آنچه تردید‌ناپذیر است اینكه اوضاع با یك‌سال پیش بسیار تفاوت كرده است.


ایران دیگر آن چهره‌یی نیست كه مخالفانش در صحنه‌جهانی تبلیغ می‌كردند و مذاكره نزد ایرانیان به مثابه تابویی نیست كه باید همیشه از آن پرهیز كرد، بلكه باید بخت دیپلماسی را در هنر تعامل و چانه‌زنی در خدمت به منافع متقابل آزمود.


مخالفان داخلی مذاكرات جاری در نقد یك‌سال گذشته، اتهام‌ها و شبهاتی را بر فرآیند مذاكرات وارد می‌كنند كه در وهله نخست چنین برداشت می‌شود كه آنان یا با مفهوم مذاكره و دیپلماسی آشنا نیستند یا به‌عمد یا سهو، واقعیت‌ها را تحریف می‌كنند.

 

 انجام مذاكره با گروه ١+٥ هرگز به عنوان استراتژی دولت عنوان نشده بلكه همان‌گونه كه رهبر معظم‌انقلاب بارها تصریح كرده‌اند، ...


اگر توافقی با «حاصل جمع متغیر» و به تعبیر روشن‌تر نتیجه «برد- برد» از مذاكرات حاصل شود كه در آن صورت دیپلماسی باردیگر منطق خود را غالب كرده است و اگر غیر از این باشد، همان‌گونه كه همه مسوولان تاكید كرده‌اند، ٢٤ نوامبر آینده پایان دنیا نیست ...

 

 علاوه براین مغلطه مخالفان در ترسیم چشم‌انداز پس از توافق احتمالی هسته‌یی و لغو بخشی از تحریم‌هاست.آنان توصیه ناظران را در پرهیز از تصورات غیر‌واقعی پیامدهای زودهنگام توافق در سطوح اقتصادی به‌معنای اعتراف هواداران مذاكرات به عقب‌نشینی آنان از خوش‌بینی به مذاكرات تعبیر می‌كنند.


درحالی كه
همه ناظران اتفاق نظر دارند كه تنها بخشی از مشكلات هزارتوی اقتصادی كشور مربوط به تحریم‌هاست، بلكه نبود مدیریت صحیح و سالم عامل خرابی‌هایی است كه در سال‌های اخیر بر پیكره اقتصاد كشور وارد شده و رفع خسارت‌ها و خرابی‌های آن حداقل تا اواخر دهه‌٩٠ به طول می‌انجامد ...

 

 تهران با تكیه بر آرای مردم در انتخابات دوره یازدهم ریاست‌جمهوری، دیپلماسی را تاكتیك منطقی و كارآمد در خدمت به استراتژی دفاع از منافع كوتاه و بلند‌‌مدت كشور انتخاب كرده است. خوب است مخالفان در جارزنی‌های خود منافع كشور را بیش از منفعت‌هایشان در نظر آورند.


  متن کامل

 

  تهیه وُ تدوین : عـبـــد عـا صـی 

 

 

 

     



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 28 آبان 1393 توسط عـبـــد عـا صـی

 


 

 مـــآ آ آ می-توانیم!


 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

  بسم الله الرحمن الرحیم 

 

 وبلاگ مهاجری، محمد : پسر دبیرستانی‌ام همین 2- 3 روز پیش در انتخابات شورای دانش‌آموزی مدرسه‌اش شرکت کرده است.
می‌گوید: همین جوری برای مسخره بازی من و یكی از دوستانم با هم توافق كردیم كه دو لیست مجزا تهیه كنیم و هر كدام‌مان در صدر یك لیست قرار بگیریم.
می‌گوید: حالا در شورای هفت نفره، 3 نفر از لیست من رأی آورده‌اند و 4 نفر از لیست دوستم كه برای خنده، رقیب هم شدیم.
می‌گوید: در انتخابات هیأت رئیسه، چون آنها اكثریت داشتند، بی‌معرفت‌ها رئیس و نایب‌رئیس و منشی را بین خودشان تقسیم كردند و ما 3 نفری كه در اقلیت هستیم سرمان بی‌كلاه ماند.

همه اینها را با خنده و نشاط تعریف می‌كند. حرفش كه تمام می‌شود، ‌خنده‌ هم از روی لبش جمع می‌شود.
كمی ژست جدی‌تری می‌گیرد و می‌پرسد: بابا! در عالم سیاست و انتخابات هم قصه همین قدر مسخره است؟
نمی‌دانم چه جوابی بدهم. می‌گویم نمی‌دانم. با ناباوری نگاه می‌كند. ادامه می‌دهم هیچ وقت توی بازی سیاست نبوده ام. همیشه كنار نشسته‌ام و تماشا كرده‌ام اما این را فهمیده‌ام كه حتی اگر اول كار قضیه شوخی بوده و بعداً جدی شده، دوستان قدیمی به دشمنان خونی تبدیل شده‌اند.
نگاهم می‌كند. می‌گویم این نگاه عاقل اندر سفیه است؟ می‌گوید نه. دارم فكر می‌كنم كه اصلا دوست ندارم این خنده‌ها و شوخی‌هایمان جدی بشود. برایم رفاقت خیلی مهم‌تر از رقابت است. همین فردا صبح به همه اعضای شورا می‌گویم اگر قرار است این مسخره بازی دو سه روز قبلمان جدی شود و رنگ نارفاقتی بگیرد من یكی كنار می‌كشم. مرده شور ببرد شوخی ای را كه جدی شود ...
این بار من نگاهش می کنم. می گوید:نگاه عاقل اندر سفیه است؟ جواب نمی دهم ...

 

 

  تهیه وُ تدوین : عـبـــد عـا صـی 





نوشته شده در تاریخ دوشنبه 26 آبان 1393 توسط عـبـــد عـا صـی

 
 

  بسم الله الرحمن الرحیم 

 



 


 

 استقرار دموکراسی ِ نظام سلطه ... 

 

 کاریکاتور از :  سـمـیـــرا سـعـیـــد

 

 عنوان از :  عـبـــد عـا صـی 

 

       



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 25 آبان 1393 توسط عـبـــد عـا صـی

 
 

  بسم الله الرحمن الرحیم 

 



 


 

  انگیزه ... 

 

 کاریکاتور از : یـــلـــدا هاشمی-نژاد

 

 عنوان از :  عـبـــد عـا صـی 

 

       



نوشته شده در تاریخ شنبه 24 آبان 1393 توسط عـبـــد عـا صـی

 


 

 

    بیانیه حاجی علیه داریوش! ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

  بسم الله الرحمن الرحیم 

 

داریوش! تو هم پول پرست شدی!

از زندان که اومدم بیرون در اولین فرصت باید یک بیانیه علیه "داریوش" بنویسم. باید بهش بگم؛ آقای اقبالی! من به شما علاقه مندم! اما چرا سیاه نمایی می کنی؟! زندان به این خوبی! به این باحالی! آدم میاد داخلش اینقدر خوش میگذره که دوست نداره ازش بره بیرون!

اونموقع شما میای و می خونی: "دنیای زندونی دیواره، زندونی از دیوار بیزاره"؛ واقعا چرا سیاه نمایی می کنی؟! نکنه از اجنبی ها پول گرفتی این چرندیات رو بخونی؟! حیف ... تو هم پول پرست شدی!

***

سخت نگیر حاجی!

- این صدای تق تق چیه نمی ذاره بخوابم ... آهای! شما دو نفر! چیکار می کنین این موقع شب؟!

* تو هم پایه ای بیا بازی.

- چی؟! تخته بازی می کنین؟! همین الآن به مسئول زندان می گم از زندان اخراجتون کنه!

* سخت نگیر حاجی! اینجا که اردوی تیم ملی نیست!

- چی چی رو اردوی تیم ملی نیست. فضای زندون رو هم با این کارهاتون مثل فضای فوتبال کثیف کردین! من این زندون رو نمی خوام! شماها هم همین الان جمع کنین این بساط رو.

* ببینم! چیکار به کار ما داری؟! راستی تا حالا کف گرگی خوردی؟!

- می خوای چیکار کنی؟! نیا جلو ... ببین! شما حداکثر می تونی بری ازم شکایت کنی!

* ما اهل شکایت و این سوسول بازی ها نیستیم! نقدی حساب می کنیم!!

- آهای گروهبان قندلی!! کجایی؟! اینها دارن تخته بازی می کنن! الان هم یکی شون می خواد باهام برخورد فیزیکی کنه!

***

ملاقات با پروین

پروین و حاجی گوشی های را بر می دارند و از پشت شیشه با هم حرف می زنند.

- چقدر بزرگ شدی!

پروین: من بزرگ بودم حاجی! اما تو این مدتی که حبس بودی چقدر پیر و شکسته شدی!

بعد هر دو دست هایشان را به سبک فیلم های ایرانی روی شیشه ای می گذارند!

***

بعد از آزادی در گفت و گو با برنامه 90

- ببین داداش! من تازه از حبس در اومدم، واسم هیچ خیالی هم نیست دوباره برم حبس! یا روی آنتن زنده می گی [...] یا اینکه [...]!

***

توضیح مهم پایانی: این طنز ساخته و پرداخته ذهن بیمار نویسنده بوده و هیچ ارتباطی به خاطرات مایلی کهن از زندان نداشت.

 

 

  تهیه وُ تدوین : عـبـــد عـا صـی 





نوشته شده در تاریخ جمعه 23 آبان 1393 توسط عـبـــد عـا صـی

 
 

  بسم الله الرحمن الرحیم 



 


  یارو آب نمی-بینه ، وَگر نه ، شناگر قابلیه ... 

  تصویر از سایت «گل آقا»

 متن از :  عـبـــد عـا صـی 

 



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 22 آبان 1393 توسط عـبـــد عـا صـی

 


 

   َوعـده-های توخالی ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

  بسم الله الرحمن الرحیم 

 

 اعلی حضرت هردمبیل در یک شب سرد زمستان از قصر خارج شد. هنگام بازگشت سرباز پیری را دید که با لباسی اندک در سرما نگهبانی می داد.
از او پرسید : آیا سردت نیست؟ نگهبان پیر گفت :
چرا ای پادشاه ، اما لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم.
هردمبیل گفت : من الان داخل قصر می روم و می گویم یکی از لباس های گرم مرا برایت بیاورند.
نگهبان ذوق زده شد و از پادشاه تشکر کرد. اما پادشاه به محض ورود به داخل قصر این وعده را نیز چون سایر وعده هایش فراموش کرد.
صبح روز بعد جسد سرمازده پیرمرد را در حوالی قصر پیدا کردند، در حالی که در کنارش با خطی ناخوانا نوشته بود :
ای پادشاه، من هر شب با همین لباس کم سرما را تحمل می کردم؛ اما وعده لباس گرم تو مرا از پای درآورد.
(اقتباس از یك قصه)
(شفیعی مطهر)
 

  تهیه وُ تدوین : عـبـــد عـا صـی 




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 21 آبان 1393 توسط عـبـــد عـا صـی

 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم 

 



 

 

    بـصـیـرت ، از نوع ِ الکترونیکی ... 

 

 اثر : یـلـــدا هـاشـمی نـژاد

 

 

  تهیه وُ تدوین : عـبـــد عـا صـی 




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 20 آبان 1393 توسط عـبـــد عـا صـی


 

 

   دغـدغـه-هایی از جنس ِ مَردم ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

  بسم الله الرحمن الرحیم 

 

گروه سیاسی ، عصر ایران ، دکتر سید علی طباطبایی (استاد دانشگاه) : ده سال دوره ریاست مهندس عزت الله ضرغامی بر صدا و سیمای کشور یا " رسانه ملی " را باید حتماً کاوید و دستاورد ها و شکست های آن را پیش روی نخبگان و عموم کشور قرار داد تا ...

تحلیل عملکرد این ده سال باید برای ما آیینه ای باشد برای "درک نگاه به رسانه آن هم در قرن 21 "، رسانه-ای که باید ملی باشد و نه میلی و رسانه ای که باید بازتاباننده مجموعه نظرات یک ملت و نه یک گروه، جناح یا گرایش های خاص باشد. رسانه ای که باید رسانه ی نظرات یک ملت و نه عایق آن باشد. رسانه ای که باید دغدغه اش از جنس همه باشد. رسانه ای که باید نگاهش تبعیض آمیز نباشد، رسانه ای که باید گوش باشد برای زبان همه بخش های ملت و نه آن که همه را گوش کند برای شنیدن زبان یک بخش ملت.

رسانه ای که باید شادی بخش و پیام آور همکاری و همیاری باشد، ...

رسانه ای که آیینه تمام نمای جامعه باشد و نه آیینه شکسته-ای که فقط بازتاباننده-ی بخش کوچکی از جامعه باشد و رسانه-ای که نامش ملی باشد و در" مسابقه خبر و مخاطب و رسانه "از رسانه-های یک نفره وچند ده نفره آن سوی مرزها، پی در پی شکست نخورده و ...

 رسانه ای که محل حضور و بروز و نفوذ مفاخر یک کشور باشد و رسانه-ای که انسان های بزرگ را کوچک نکند و انسانهای کوچک را بزرگ ...
کافی است به ده سال گذشته رسانه ملی به دقت بنگرید و آنچه که در این ده سال بر کشور رفته است را دوباره درذهن خود مرور و یادآوری کنید. آیا رسانه ی ملی، ملی عملکرده است؟ آیا واقعیات را به سان واقعیات بازتابانده است؟ ...

آنچه در یاد ما از رسانه ملی مدل مهندس عزت الله ضرغامی می ماند، شاهکار خبریش از نوع هشت و سی مصاحبه-های سفارشی با کارشناسان سفارشی است. اخراج مجریان مستقل و نوگرا حتی اگر در صدا و سیما رشد کرده باشند، ارائه گزارش مستقیم و لحظه به لحظه طوفان از کاترینا در آمریکا و ندیدن طوفان و سیل در شمال و زلزله آذربایجان، افزایش روز افزون کمیت شبکه های جدید بدون حضور متغیر کیفیت، ...
 ارائه گزارشات تک بعدی از غرب، سقوط عندالوقوع آن و پر رنگ کردن هر چه فساد و ناکار آمدی و ندانم کاری در غرب و چشم بستن بر دستاورد های غرب حتی اگر صدا و سیما از تمام و کمال آنها استفاده کند و تکرار اینکه " جنبش وال استریت" حتماً و قطعاً به فروپاشی آمریکا منتهی می شود و اینکه اگر در مقابل کاخ سفید کسی یا کسانی اجازه اعتراض آزادانه دارند یعنی اینکه کاخ سفید در آینده-ای نزدیک توسط معترضین به اشغال در خواهد آمد و ...
و مجریان و گویندگانی که حمایت تمام و کمال از دولت نهم و دهم با آن مجموعه عملکرد و ایجاد تردید و تشکیک نسبت به دولت یازدهم به این مجموعه عملکرد؟ و جد بلیغ برای پاک کردن حافظه جمعی یک ملت نسبت به دعا و مناجات و ربنائی که دیگر منتسب و مایملک یک فرد نیست که ما با اختلاف سلیقه سیاسی نسبت به آن فرد، جمعی به بزرگی یک ملت را از "حظ معنوی" آن محروم سازیم و " مردم " را برای شنیدن آن "مناجات".. به رسانه های آن سوی آب برانیم و تنگ نظری تا به کجا؟

و یادمان نرفته است که مهندس ضرغامی رئیس رسانه ملی، از جمله محدود و معدود کسانی بود، که برای پایان دوره رئیس دولت نهم و دهم بزرگداشت دوره کار گرفت و او را و عملکرد او را به شدت ستود. و ...
و سخن آخر اینکه برای ارزیابی عملکرد ده ساله مهندس عزت الله ضرغامی نیازی نیست به راه دوری بروید. لطفاً به بلند ترین ساختمان صدا و سیما وارد شوید. با آسانسور به بلند ترین طبقه رفته و بر روی بام قدم بگذارید. آنچه که شما بر روی پشت بام خانه های مردم می بینید آیینه تمام نمای عملکرد صدا و سیما است. آنچه که شما، در غرب و شرق و شمال و جنوب تهران ( و مطمئناً در دیگر نقاط کشور ) بر روی پشت بام ها می بینید، بیانگر میزان موفقیت، ضریب نفوذ و مرجعیت رسانه-ای است که موجودیتی از جنس گذشته دارد ولی در حال فعالیت می کند. راه میرود ولی حرکت نمی کند ,زنده است ولی نفس نمی کشد و ...

  متن کامل

 

  تهیه وُ تدوین : عـبـــد عـا صـی 




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 19 آبان 1393 توسط عـبـــد عـا صـی

 




 

حراج ِ اسلام ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

  بسم الله الرحمن الرحیم 

 

 در خیلی از کشورای پیشرفته ، گرون-ترین هزینه-ی روزمره ، هزینه-ی تاکسیه که به قول معروف صد در صد شخصی وَ دَربسته. ورودی وَ کیلومتر-شماری داره که مو لای ِ دَرزش نمیره وَ مسئولین مربوطه خوب نظارتش میکنن ، خواه مالک اون خود راننده باشه ، خواه یک شرکت خصوصی ... 

 یکروز شوفر تاکسی-ای بقیه پول مسافری رو بیست سنت (یعنی یک پنجم دلار) اضافه-تر میده. مسافر متوجه قضیه میشه وُ با خودش کلنجار میره که پول رو بیخیال همه چیز بزاره تو جیبش یا اینکه به شوفر تاکسی برگردونه. بالاخره از این بیست سنت دل میکـَــنه وُ اونو پس میده.

 طرف هم بر میگرده میگه :

 _ آقا جون خیلی ممنون.

 _ واسه چی؟

 _ راستش ، مدتی بود که میخواستم برم مسجد شما مسلمونا وَ یک تحقیقاتی انجام بدم ، امروز که متوجه شدم شما مسلمونید ، با خودم گفتم که بهتره این تحقیقات رو با «مَـحَـک زدن» ِ شما ، شروع کنم! ...

 اون مسافر بعدا تعریف میکرد که چیزی نمونده بود بخاطر بیست سنت ، چوب ِ حراج رو به اسلام بزنم.

 بازنویسی وَ توضیح :  عـبـــد عـا صـی 

 

  با تشکر از وبلاگ یادها و خاطره-ها

 

  تهیه وُ تدوین : عـبـــد عـا صـی 

     



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 18 آبان 1393 توسط عـبـــد عـا صـی

 


 

 

   زن از دیدگاه برخی نخبگان ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

  بسم الله الرحمن الرحیم 

 

 زنانی که می خواهند مرد باشند ، زنانی هستند که نمی دانند زن هستند.
الکساندر دوما

چیزی که زن دارد و مرد را تسخیر می کند ، مهربانی اوست ، نه سیمای زیبایش.
ویلیام شکسپیر

زن زشت در دنیا وجود ندارد. فقط برخی از زنان هستند که نمی‌توانند خود را زیبا جلوه دهند.
برنارد شاو

زنان به خوبی مردان می توانند اسرار را حفظ کنند، ولی به یکدیگر می گویند تا در حفظ آن شریک باشند.
داستایوفسکی

زن وقتی که دوست بدارد ، غیر از محبوب خود چیزی را نمی بیند و هر چه عاطفه ،
مهربانی و نوازش و فداکاری دارد تنها برای او به کار می برد.
آلفونس دوده

 

 

  تهیه وُ تدوین : عـبـــد عـا صـی 

     



نوشته شده در تاریخ سه شنبه 13 آبان 1393 توسط عـبـــد عـا صـی
    

 



 


یاد ِ یاران ، یار را میمون بود ...
 

  بسم الله الرحمن الرحیم 

 


گفت : می شاید که من در اشتیاق

جان دهم اینجا ، بمیرم در فِراق؟

این روا باشد که من در بند ِ سخت

گَه شما در سبزه ، گاهی بر درخت؟

این چنین باشد وفای دوستان؟

من در این حبس و شما در گُلسِتان؟

یاد آرید ای مِهان زین مرغ ِ زار

یک صبوحی در میان ِ مَرغزار

یاد ِ یاران ، یار را میمون بود

خاصه کان لیلیّ و این ، مجنون بود

ای حریفان ِ بت ِ موزون ِ خود

من قدحها می خورم پُر خون ِ‌خود

یک قدح می نوش کن بر یاد ِ من

گر همی خواهی که بدهی داد ِ‌من

یا به یاد ِ این فتاده ی خاک بیز

چونک خوردی جرعه ای بر خاک ریز

ای عجب آن عهد و آن سوگند کو؟

وعده های آن لب ِ چون قند کو؟

گر فِراق ِ بنده از بد بندگی است

چون تو با بد ، بد کنی پس فرق چیست؟!

ای بدی که تو کنی در خشم و جنگ

با طرب تر از سماع و بانگ ِ‌چنگ

ای جفای تو ز دولت خوبتر

و انتقام تو ، ز جان محبوبتر

نار تو این است ، نورت چون بود!

ماتم این تا خود که سورت چون بود!

از حلاوتها که دارد جور تو

وز لطافت کس نیابد غور تو

نالم و ترسم که او باور کند

وز کرم آن جور را کمتر کند

عاشقم بر قهر و بر لطفش بِجِد

بوالعجب من عاشق ِ این هر دو ضد!

والَّه ار زین خار در بستان شوم

همچو بلبل زین سبب نالان شوم

این عجب بلبل که بگشاید دهان

تا خورد او خار را با گلسِتان

این چه بلبل ، این نهنگ ِ‌آتشی است

جمله نا خوشها ز عشق او را خَوشی است

عاشق کلّ است و خود کلّ است او

عاشق ِ خویش است و عشق ِ خویش جو


« جلال الدین محمد مولوی ، مثنوی معنوی »  

 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

ای حریفان ِ بت ِموزون خود

من قدحها میخورم پُرخون خود

روایت حلق بریده و مرگ ارادی حسین بن علی پیوندی درونی با بسیاری از قصه های سمبلیک و راز آمیز ادبیات فارسی دارد که گاه گوشه یابی و نکته گویی آن خالی از لطف نیست ...

در جلد یکم از کتاب "تفسیر قرآن" ابوالفتح یا ابوالفتوح رازی، قصه مردی نقل می شود که در زمان حضرت سلیمان زندگی می کند و هزار دستانی در قفس دارد که از آواز او در طرب و شادی ست، غافل از این که آواز هزار دستان واگویه ای تلخ از هجران او از همسر و فرزندان است، روزی پرنده ای بر قفس او می نشیند و چیزی در گوش هزار دستان می گوید و ازآن پس خاموش می شود... صاحب پرنده، قفس را نزد حضرت سلیمان می برد که زبان مرغان می داند و سلیمان پس از مکالمه با پرنده، حال او را در می یابد و مرد را وادار می کند تا پرنده را رها کند.

عطار، روایت ابوالفتوح را به طرز دیگری نقل می کند، در "اسرار نامه" ی عطار، بازرگانی که از ترکستان به چین می رود، سلام طوطی خود را به طوطیان چین می رساند و جمله ی طوطیان از درخت به زیر می افتند و "مرگ ارادی" را نمایش می دهند تا طوطی اسرار نامه عطار نیز، به همان ترفند از قفس برهد.

اما مولانا با زبان ویژه ی خود، بیست و شش بیت عطار را با سیصد و شصت و هفت بیت نقل می کند و داستانی نسبتا متفاوت از حیث عمق و معنا می آفریند... اما لُب این داستان در نقل هر سه نفر یک چیز بیش نیست و آن مرگ خود خواسته ، ارادی و آگاهانه است، مرگی که سبب گشایش و رهایی می شود و پیش از زمان مقرر اتفاق می افتد، به نظر می رسد طوطی جان حسین بن علی با مرگ ارادی در قفس تن راه رهایی از جهان مادی را به بشریت یاد داد... درسی که عمیق تر از مضمون های اجتماعی آن است و البته کاربردی تر چرا که خود سازی درست ترجمان ساختن جهان و دیگر سازی ست.

  تهیه وُ تدوین : عـبـــد عـا صـی 

     



(تعداد کل صفحات:178)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  

درباره وبلاگ

گر در طلب لقمه نانی،
نانی /
گر در طلب گوهر كانی،
كانی /
این نكته رمز اگر بدانی،
دانی /
هر چیز كه اندر پی آنی،
آنی ...

مـــولانـــا


امام خمینی:

همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. /

باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :