http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg
http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg








امام خمینی: همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند.

/ باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

وقتی خـــدا غـریـبـــه-ست، آدم شـدن مـحـالـه ...



وقتی خـــدا غـریـبـــه-ست، آدم شـدن مـحـالـه ...

با مردم بودن قریحه-ی ادبی وَ هنری را بیشتر رشد مـیـدهـد ...






نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 22 بهمن 1394 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s6.picofile.com/file/8238342442/B8BAKE_ZANJ8NY_1.jpg

http://s6.picofile.com/file/8238342784/B8BAKE_ZANJ8NY_5.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8238343326/B8BAKE_ZANJ8NY_6.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8238343984/B8BAKE_ZANJ8NY_7.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8238345384/B8BAKE_ZANJ8NY_8.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8238345934/B8BAKE_ZANJ8NY_3.jpg

 

 

  بابک زنجانی فرد نیست،

 شـبـکـه است ...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

 رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس ،غلامرضا تاجگردون :
درباره پرونده بابک زنجانی، به ‌جز محتوای پرونده،
موضوعی که وجود دارد، نوع روابطی است که منجر به این تخلف شده است. شکل‌گیری این روابط مالی و سوءاستفاده‌ها، فقط محصول تحریم بود یا دولت وقت هم در این موضوع دخیل بود؟
به نظر من بیشترین بحث فساد جریانی که در دوره قبل اتفاق افتاد، در زمان تحریم‌ها بوده است.
در دوره تحریم‌ها، آنها که فرصت‌شناس بودند و لابی قوی در دولت داشتند، کارهایی که می‌خواستند را انجام دادند. در گزارش‌هایی که دراین‌باره ارائه می‌شد، اوج ماجرا مربوط به پرونده بابک زنجانی بود که الان همه در جریان آن قرار دارند.
این گزارش‌ها در زمان دولت قبل در کمیسیون وجود داشت و نمایندگان از این پرونده‌ها باخبر بودند؟
خیر. عمده بحثی که دراین‌باره انجام شد، همین امسال بود.
وقتی که بحث بررسی برجام در مجلس مطرح شد، در کمیسیون برجام این موضوع طرح شد که واقعا امروز کشور به دلیل تحریم‌ها، چقدر دارد زیان می‌دهد؟ فرایندهایی مثل انتقال پول و خرید پول و مشکلاتی را که وجود داشت به ‌طور کلی بررسی کردیم که چه هزینه‌ای به کشور تحمیل می‌کند. البته در این کمیسیون هم وارد مصادیق نشدیم که مثلا بگوییم فلان فرد یا گروه، این مقدار سوءاستفاده کرده‌ است، بلکه فقط بررسی کردیم که این فرایندها در دوران تحریم چگونه و با چه هزینه‌ای امکان‌پذیر است.
آیا مؤسسات مالی زیادی هم که در دولت قبل تأسیس شدند، در این تخلفات تأثیرگذار بوده‌اند؟
ما برای ظرفیت‌سازی اقتصادیمان به این مؤسسات نیاز داشتیم، ولی اینکه نهادهای غیراقتصادی وارد این عرصه شدند، ناشی از ضعف نظارت بانک مرکزی بود.
‌ پیش از این به لابی برخی افراد با دولت قبل اشاره کردید، اما می‌گویید به صورت مصداقی، درباره آنها بررسی انجام نشده است؛
آیا مشخص نیست این افراد و گروه‌هایی که به صورت مصداقی بررسی‌شان نکردید، چگونه توانسته بودند از این فضا بهره‌برداری کنند؟
آنچه بررسی‌ها نشان می‌دهد، این است که عمده مسائل ناشی از تصمیم‌گیری‌های ستاد تدابیر ویژه اقتصادی و مجوزهای خاص این ستاد در برخی از امور بوده است. این مجوزها باعث اختلاف در برخی نرخ‌ها می‌شد و متعاقب آن هم دلال‌هایی بودند که در مباحثی مانند حق بیمه و انتقال پول‌ها فعالیت می‌کردند و مواردی بوده که این دلال‌ها بین ٢٠ تا ٣٠ درصد بابت انتقال پول، می‌گرفتند و این هزینه‌ها به کشور تحمیل می‌شد.
اینکه تحت لوای این مجوزها یا در جریان شکل‌گیری مؤسسات مالی، سوءاستفاده‌هایی انجام شده که روشن است، اما در برخورد با این سوءاستفاده‌ها، ما فقط شاهد محاکمه بابک زنجانی هستیم و نامی از دیگر سوءاستفاده‌کنندگان از شرایط تحریم شنیده نمی‌شود یا اصلا آماری از اینکه چه افرادی چقدر سوءاستفاده کردند، وجود ندارد که بتوان بر مبنای آن، این افراد را تحت پیگرد قرار داد؟
فرض کنید در زمان تحریم فردی آمده و مؤسسه‌ای ایجاد کرده و از طریق آن مؤسسه، کار انتقال پول را برای ما انجام داده و ٣٠ درصد هم گرفته و رفته است. الان می‌شود او را محاکمه کرد؟ خیلی از این افراد پول‌ها را گرفتند و رفتند و حتی به کسانی که این فرصت‌ها را برایشان ایجاد کرده بودند هم خیانت کردند.
به نظر می‌رسد مسئله به همین سادگی نبوده، آیا تبدیل ارز و پول‌شویی و قاچاق ارز و مواردی مانند اینها را می‌توان پیگیری کرد؟
از نظر فنی می‌توان پیگیری کرد. بالاخره اینها برای اینکه کار انتقال را انجام دهند، اقدام به ایجاد صرافی کرده‌اند و در امور اقتصادی دخالت‌ها و سوءاستفاده‌هایی کرده‌اند؛
مثلا در بحث بابک زنجانی وقتی می‌گویند یک ‌میلیارد دلار از طریق صرافی وارد کشور شده، مبدأ و مقصد این صرافی مشخص است. اینها را می‌توان پیگیری کرد، اما به نظر من این نوع مسائل اصلا جدی گرفته نمی‌شود.
آیا این باورپذیر است که یک فرد، مثل بابک زنجانی بتواند همه این کارها را انجام دهد و در دادگاه هم با همه‌چیز شوخی کند و همچنان ما بگوییم کسی دنبال بررسی مبدأ و مقصد صرافی‌هایی که پول او را انتقال داده‌اند، نیست؟
درباره بابک زنجانی شما حتما باید در نظر داشته باشید که این موضوع بدون شک مربوط به یک شبکه است؛ چون هیچ‌وقت بابک زنجانی به ‌عنوان یک فرد نمی‌تواند به چنین قدرتی برسد. حتما در وزارت نفت، در سیستم بانک‌ها و بانک مرکزی و صرافی‌ها، آدم‌هایی بوده‌اند که با اینها همکاری و از کارشان حمایت کرده‌اند. وقتی در همین دوره یک صرافی شکل می‌گیرد که بیش از ٦٠ درصد انتقال پول‌ها را انجام داده و درصد خودش را گرفته، آیا باورپذیر است که بگوییم این صرافی بدون ارتباط شکل گرفته و فعالیت کرده است؟ البته اینها با مؤسسات مالی‌ای که در آن دوره شکل گرفت و برای چرخ تولید کشور، پول تولید کردند، فرق دارند و من تأکید دارم که این دو مسئله را از هم تفکیک کنیم؛ البته درباره بابک زنجانی همین که تا اینجا دادگاه‌ها برگزار شده و این فرد محاکمه شده، مهم و امیدوار‌کننده است.
بابک زنجانی به‌ عنوان یک فرد به همراه شرکایش محاکمه می‌شود و اثری از کشف یک شبکه نیست.
اتفاقا من مدام بیم این را دارم که در پایان این دادگاه، بابک زنجانی اعدام شود؛ چون در آن صورت دیگر شبکه اصلی قابل شناسایی نیست.
همین صرافی و شبکه حامی آن قابل پیگیری نیستند؟
اتفاقا یک نکته بسیار مهم و درخور توجه همین صرافی است. یک صرافی که بیش از ٦٠ درصد انتقال‌ها را انجام داده بود، در این پرونده محکوم نشد. باید ببینیم چرا این صرافی محکوم نشده است یا واقعا ساختارش درست بوده و کارش را درست انجام داده، یا باید معلوم شود چرا ٦٠ الی ٧٠ درصد منابع ما از طریق چند صرافی مشخص منتقل شده‌اند؟
با امضای طلایی کدام افراد، این انتقال‌ها به این چند صرافی خاص واگذار شده است؟
دراین‌باره مجلس به ‌عنوان نهادی که وظیفه نظارتی دارد، گزارشی داشته است؟

خیر، از این مسائل گزارشی وجود ندارد. اصلا در مجلس کسی به این مسائل نپرداخته است؛
البته در مواردی هم که مجلس وارد شد و مثلا از سازمان تأمین اجتماعی، تحقیق‌وتفحص کرد و پرونده را به قوه قضائیه فرستاد، بعد از گذشت دو سال هنوز هیچ اتفاقی نیفتاده است.  
 

 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی


برچسب ها: برچسب ها: بابک زنجانی، دلال‌ها، هزینه های تحریم، پول‌شویی، پشتیبان بابک زنجانی، امضای طلایی، سازمان تأمین اجتماعی،




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 22 بهمن 1394 توسط عـبـــد عـا صـی


 


 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 




 امام خمینی (ره) وَ آزادی ِ اندیشه ...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید


«انحطاط و سقوط بشر به علت سلب آزادی او و تسلیم در برابر سایر انسان هاست». 
(کلمات قصار امام،موسسه نشر آثار امام خمینی،۱۳۲۷،ص۱۱۲) 

" دولت اسلامی یک دولت دموکراتیک به تمام معنای واقعی است و هر کس می تواند اظهار عقیده خودش را بکند و اسلام جواب همه عقاید را به عهده دارد و دولت اسلامی تمام منطق ها را با منطق جواب خواهد داد . " 
(صحیفه نور - ج۱ - ص۴۱۰ )
 

ایشان در نفی سانسور مطبوعات می فرمایند :
 «باید وکلای پارلمان مبعوث از ملت باشند . باید دولت ها ملی باشند . باید اختناق از مطبوعات برداشته شود و سازمان نظارت در آن ها نکنند و آزادی را از ملت سلب ننمایند». 
( صحیفه نور - ج۱ - ص۴۱۰)

راه پرهیز از اشتباه مسئولان آزادی انتقاد و بیان است. امام در این باره رهنمودی جالب دارند :
«اشتباهات را همیشه باید گفت . اشتباهات را کسی نمی تواند "نادیده بگیرد" همه آزادند در گفتن ، بنویسند، بگویند ، در روزنامه ها بنویسند». 
(صحیفه نور - ج۶ - ص ۱۵۲)

از نظر امام مردم رشید، بالغ و صاحب نظرند و خودشان باید سرنوشت خود را رقم بزنند . بدیهی است مردم می توانند و باید نظریات و افکار خود را آزادانه بیان کنند :
 «اختیار مردم دست خود مردم است . وکلایشان را خودشان تعیین می کنند . وکلا هم خودشان تعیین می کنند دولت را . تحمیل در کار نیست». 
(صحیفه نور - ج۶ - ص ۱۵۲)

 
«میزان رای ملت است "، جمله معروف ایشان است . یعنی در هر مسئله و موضوعی میزان رای ملت است و هر چیزی و هر نظری در مقابل رای ملت قرار گرفت، نباید به آن عمل کرد». 
(میر دامادی –محسن – نوروز 13/3/81 )

امام در پاسخ "اوریانا فالاچی" خبرنگار ایتالیایی در تعریف و تبیین آزادی می فرماید :
 «مردم عقیده شان آزاد است. کسی الزامشان نمی کند که شما باید حتما این عقیده را داشته باشید. کسی الزام به شما نمی کند که باید این را انتخاب کنی. آزادی یک چیز واضحی است». 
(صحیفه نور ، ج9 ، ص88 )

امام آزادی را موهبتی الهی می دانند، نه اجازه ای حکومتی :
 «حق اولیه بشر است که من می خواهم آزاد باشم. من می خواهم حرفم آزاد باشد. من می خواهم مستقل باشم. من می خواهم خودم باشم». 
(صحیفه نور – ج3 – ص207 )

 
«مگر آزادی اعطا شدنی است؟ خود این کلمه جرم است. کلمه این که "اعطا کردیم آزادی را " این جرم است.
 آزادی مال مردم است. قانون آزادی داده، خدا آزادی داده به مردم. اسلام آزادی داده، قانون اساسی آزادی داده به مردم. "اعطا کردیم" چه غلطی است ؟ به تو چه که اعطا کنی؟ تو چه کاره هستی»؟.

 ( صحیفه نور ، ج2 ،ص67 ) 

امام برای همه اقلیت ها و فرقه های دینی هم حق آزادی اندیشه و بیان قائل بودند :
 «در چار چوب این نهضت انقلاب اسلامی همه مردم آزاد هستند. کسانی که حرف دارند حرف هایشان را می زنند ؛ حتی هر فرقه ای هم که باشند». 
(صحیفه نور – ج12 – ص 203 )

 «اسلام همیشه حافظ حقوق مشروع اقلیت های مذهبی بوده و هست. آنان در جمهوری اسلامی آزادند و آزادانه به مسائل خود می پردازند و در پناه حکومت اسلامی چون بقیه افراد در اظهار عقیده آزادند». 
(صحیفه نور – ج 5 – ص 130- صحیفه امام – ج5 – ص188) 

امام در پاسخ سوال خبرنگار روزنامه هلندی دی ولت گرانت مبنی بر این که : 
در جمهوری اسلامی حقوق اقلیت های مذهبی ،نزادی و سیاسی چه خواهد بود؟ آیاحزب کمونیست آزاد خواهد بود؟ فرمودند :
 «اسلام بیش از هر دینی بیش از هر مسلکی به اقلیت های مذهبی آزادی داده است. آنان نیز باید از حقوق طبیعی خودشان که خداوند برای همه انسان ها قرار داده است، بهره مند شوند. ما به بهترین وجه از آنان نگه داری می کنیم. در جمهوری اسلامی کمونیست ها نیز در بیا ن عقاید خود آزادند». 
(صحیفه نور – ج3 – ص48- صحیفه امام – ج4 – ص 4-363)

 «اسلام تامین آزادی، استقلال، عدل، اسلام شخص اول مملکتش با یکی از رعایا فرق نداشت ! بلکه پایین تر از او بود در استفاده از مادیات. آزادی آرا از اول بوده است. در زمان ائمه ما علیهم السلام ، بلکه در زمان خود پیغمبر آزاد بود. حرف هایشان را می زدند. حجت ما داریم. ما حجت داریم. کسی که حجت دارد، از آزادی بیان نمی ترسد». 
(صحیفه نور - ج ۵ - ص۱۳۰ -صحیفه امام ج۶ - ص۲۷۷ )

ایشان امکان تحقق نظام اسلامی را بدون گسترس آزادی ها ممکن نمی دانند :
 
«همه مردم اعلام کرده اند که خواستار استقرار جمهوری اسلامی هستند که متکی به آرای ملت باشد و با معیار ها و قواعد اسلامی تکوین یابد و عمل کند و این حکومتی جز با دادن بیشترین آزادی های سازنده و خلاق امکان پذیر نیست». 
(صحیفه نور - ج۴ - ص۱۶۴ )

سیمای جامعه ایده آلی که امام قول استقرار آن را داد ، چنین ترسیم کرد :
 «جامعه آینده ما جامعه آزادی خواهد بود و همه نهادهای فشار و اختناق و همچنین استثمار از میان خواهد رفت». 
(صحیفه نور -ج۳-ص۵۲-صحیفه امام-ج۴-ص ۳۵۹ )

 «جامعه فردا جامعه ای ارزیاب و منتقد خواهد بود که در آن تمامی مردم در رهبری امور خویش شرکت خواهند جست». 
(صحیفه نور -ج۳- ص ۵۳ )

 «در اسلام اختناق نیست. در اسلام آزادی است برای همه طبقات ، برای زن ، برای مرد ،برای سفید ، برای سیاه ، برای همه».

(صحیفه نور ج۵- ص۲۳۸-صحیفه امام -ج۶-ص ۴۶۳ )

 امام،مطبوعات را عامل انعکاس آرمان ها ی ملت می دانستند و بر این باور بودند که :
 «مطبوعات باید مستقل و آزاد باشند و هر گونه انتقاد را با بی طرفی منتشر سازند». 
(صحیفه نور -ج ۶ -ص۲۳ )

«مطبوعات در نشر همه حقایق و واقعیات آزادند». 
(امام-اسلام -انتشارات پیام آزادی -ص۶۸ )

 «روزنامه ها باید با کسی صورت مخاصمه نداشته باشند، بلکه صورت ارشاد داشته باشند. مطالب را بگویند ،انتقاد ها باید باشد؛زیرا یک جامعه تا انتقاد نشود، اصلاح نمی شود». 
(صحیفه نور - ج۱۴ - ص ۲۵۹ )

 «اگر خدای نخواسته یک کسی پیدا شد که یک کار خلاف کرد ، اعتراض کنند مردم. مردم همه به او اعتراض کنند که آقا! چرا این کار را می کنی؟ در صدر اسلام هست که عمر وقتی که گفت : اگر من یک کاری کردم، شما چه می کنید ؟ یک عربی شمشیرش را کشید و گفت :ما با این شمشیر راستش می کنیم. باید این طور باشد. باید یک مسلمان این طور باشد که اگر هر که می خواهد باشد،خلیفه مسلمین ، اگر دید پایش را کنار گذاشت ، شمشیرش را بکشد که پایت را راست بگذار». 
( صحیفه نور - ج۷ - ص۲۴ )

این رهبر آزاده حتی خود را هم دون انتقاد می شمرد :
 «خدا می داند که شخصا برای خود ذره ای مصونیت و حق و امتیاز قائل نیستم . اگر تخلفی از من هم سر بزند ،مهیای مواخذه ام». 
(منشور بیداری - پیام به فرزندان فیضیه )

امام با تاکید بر وظیفه نظارتی همه آحاد مردم تاکید می کنند :
 «آقایان توجه کنند وَ همه ملت موظفند نظارت کنند بر این امور. نظارت کنند اگر من یک پایم را کنار گذاشتم ، کج گذاشتم ، ملت موظف است که بگویند پایت را کج گذاشتی. خودت را حفظ کن. مسئله ، مسئله مهم است. همه ملت موظفند به این که نظارت داشته باشند در همه کارهایی که الان مربوط به اسلام است». 
( صحیفه نور - ج۷ - ص۳۲-۳۴ ) 

امام برای رای و اندیشه مردم تا بدان پایه ارزش قائل بود که حکومت را فقط متعلق به مردم و جریان امور را نشئت گرفته از افکار و آرای ملت می دانست :

 «این جا آرای ملت حکومت می کند و این جا ملت است که حکومت را در دست دارد و تخلف از حکم ملت برای هیچ یک از ما جایز نیست و امکان ندارد».

( صحیفه نور - ج۱۴ ص ۱۰۹ )

 «آن مسیری که ملت دارد، روی آن مسیر راه بروید، ولو عقیده تان این است که این مسیری که ملت رفته خلاف صلاحش است . خوب ، باشد . ملت می خواهد این طور بکند. به من و شما چه کار دارد؟ ملت رای داده و رایی که داده متبع است».

 (صحیفه نور - ج۸ - ص ۲۴۷ )

 «غیر از قانون الهی کسی حکومت ندارد. برای هیچ کس ، نه فقیه و نه غیر فقیه حکومت نیست . همه هم فقیه و هم غیر فقیه تحت قانون عمل می کنند و مجری قانون هستند». 
(کیهان - ۱۷/۱/۷۶)

ایشان خود کامگی و استبداد را به هر شکل و شعار محکوم می کنند :
 «اسلام دیکتاتور را محکوم می کند. اگر یک فقیه بخواهد دیکتاتوری کند ، اسلام او را از ولایت ساقط می کند». 
(کیهان - ۱۷/۱/۷۶ )

برخی تنگ نظران خود خواه با این بهانه که مردم قادر به تشخیص حق و باطل ، درست و نادرست ،و خیر و صلاح خود نیستند، بنابراین ما از روی خیرخواهی باید آنچه را که به نفع مردم می دانیم ، اگر چه خود نخواهند ، به آنان تحمیل کنیم . امام به شدت این تفکر متحجرانه را مردود می شمارند :

 «ما تابع آرای ملت هستیم . خدای تبارک و تعالی به ما حق نداده است . پیغمبر اسلام (ص) به ما حق نداده است که به ملتمان یک چیزی را تحمیل بکنیم . بله . ممکن است گاهی وقت ها یک تقاضایی از آن ها بکنیم ؛ تقاضایی متواضعانه ؛ تقاضایی که خادم یک ملت از ملت می کند . لکن اساس این است که مسئله دست من و امثال من نیست و دست ملت است . اکثریت هر چه گفتند آرایشان معتبر است ، ولو به ضرر خودشان باشد . شما ولی آن ها نیستید که بگوییداین به ضرر شماست». 
(رسالت - ۲۹/۵/۷۶ )


 
«اسلام با تحمیل مخالف است. اسلام مکتب تحمیل نیست. اسلام آزادی را با تمام ابعادش ترویج کرده است. ما فقط اسلام را ارائه می کنیم. هر کس خواست می پذیرد و هر کس نخواست نمی پذیرد». 
(صحیفه نور - ج۲۲ - ص ۲۶۳)

 «نباید ماها گمان کنیم که هر چه می گوییم ،کسی را حق اشکال نیست. اشکال بلکه تخطئه یک هدیه الهی است برای رشد انسان ها».

 (صحیفه نور - ج۲۰-ص۱۷۰)

 «هر فردی از افراد ملت حق دارد که مستقیما در برابر سایرین زمامدار مسلمین را استیضاح کند و او باید جواب قانع کننده-ای دهد و در غیر این صورت اگر بر خلاف وظایف اسلامی خود عمل کرده باشد ، خود به خود از مقام زمامداری معزول است».

 (صحیفه نور - ج۴- ص۱۹۰ ) 

«در حکومت اسلامی همیشه باید باب اجتهاد باز باشد و طبیعت انقلاب و نظام همواره اقتضا می کند که نظرات اجتهادی-فقهی در زمینه های مختلف ولو مخالف با یکدیگر آزادانه عرضه شود و کسی توان و حق جلوگیری از آن را ندارد».  
(صحیفه نور،ج۲۱،ص۴۷)

 

  تهیه وُ تدوین : عـبـــد عـا صـی 

 

    

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 20 بهمن 1394 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s7.picofile.com/file/8237962076/LAHZEYE_SHAH8DAT_PARESHE_M8HY_AZ_X8K_BE_HOZE_KOSAR_AST_1.jpg

 

 

  عطش ِ پـَرش از قاب ِ کـــویـــر به اقـیـــانـوسـی بـیـکـــران ...

 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 20 بهمن 1394 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

http://s7.picofile.com/file/8237858350/TONDRAVY_1.jpeg

http://s6.picofile.com/file/8237858918/TONDRAVY_3.jpeg

 

http://s6.picofile.com/file/8237859100/NOFUZE_ESTE_EM8RE_X8REJY_1.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8237859250/NOFUZE_ESTE_EM8RE_X8REJY_2.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8237859584/NOFUZE_ESTE_EM8RE_X8REJY_3.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8237859892/NOFUZE_ESTE_EM8RE_X8REJY_4.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8237860318/KUDET8YE_NOJEH_1.jpeg

عوامل کودتای نافرجام نوژه

 زمینه-ی نفوذ اجانب با تندروی-های گروههای داخلی بوجود میآید ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

عبرت نیوز: وقتی سخن از عناصر خودسر، نفوذ، امنیت انتخابات و کلیدواژه‌هایی از این دست به میان می‌آید، هیچکس به اندازه یک چهره امنیتی نمی‌تواند درباره ابعاد آنها بگوید.

به گزارش ایسنا، علی یونسی که بعد از غائله قتل‌های زنجیره ای و استعفای دری نجف آبادی، چهارمین وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی بوده است، روایت‌های دسته اولی از شکل‌گیری نیروهای خودسر و سازماندهی آنها دارد. روایت‌هایی که ترجیح می‌دهد، منتشر نشده باقی بمانند و بر همین اساس هزار و 300 کلمه از گفت‌وگوی مشروحش با خبرآنلاین را حذف می‌کند. گذشته از این بخش‌های حذف شده یونسی حرف‌های خواندنی هم درباره موضوع نفوذ، انتخابات و بررسی صلاحیت‌ها دارد. او که مهمان کافه خبر بود، توضیح داد که منظور رهبری از هشدار درباره نفوذ، نفوذ اسرائیل و آمریکاست اما برخی به غلط از آن علیه جریان‌های داخلی استفاده سیاسی می‌کنند. یونسی از همین منظر تاکید می‌کند "رد صلاحیت جمعیت هزاران نفری که به جمهوری اسلامی، رهبری و قانون اساسی اعتقاد دارند، به عنوان مصادیق نفوذ و به بهانه عدم التزام به ولایت و قانون اساسی، ظلم به قانون اساسی و رهبری است."

به گفته یونسی همان گروه‌هایی که به سفارت حمله می‌کنند یا به رییس مجلس در قم سنگ پرتاب می‌کنند یا قتل‌های زنجیره‌ای را راه انداختند، همان‌ها با تزریق اطلاعات غلط موجب می‌شوند به جای آن که برخی نهادهای مسوول، از نفوذ وهابیت و اسرائیل و آمریکا نگران باشند، از فعالیت جریان‌های سیاسی داخلی نگران شوند.

گفت‌و‌گوی مبسوط خبرآنلاین با حجت‌الاسلام علی یونسی را در ادامه می‌خوانید:

اخیرا پس از سخنان رهبر انقلاب، برخی شخصیت‌های دیگر درباره نفوذ هشدار دادند. برخی اعضای شورای نگهبان نیز افزایش تعداد نامزدهای انتخابات‌های آتی را با انگیزه و قصد نفوذ عنوان کردند. به عنوان شخصیتی که سوابق امنیتی در سی سال گذشته داشتید، فکر می‌کنید مدل‌های نفوذ از ابتدای انقلاب تا الان چه تغییراتی داشته؟ الان که با دو انتخابات مهم روبه‌رو هستیم، احتمال می‌دهید، نفوذ به چه شکلی باشد؟

پیش از هر توضیحی باید تاکید کنم که عملیات نفوذ همیشه به عنوان یک خطر و تهدید باید جدی گرفته شود. نفوذ ممکن است از ناحیه دشمن، رقیب یا دوست اتفاق بیفتد. معنای نفوذ این است که افراد یا جریانی را به قصد تاثیرگذاری یا با هدف کسب اطلاعات به لباس دوست دربیاورند. البته در حال حاضر نفوذ به قصد کسب اطلاعات کمرنگ شده است. در گذشته این هدف بیشتر مد نظر بود. چون روابط محدودتر بود و کشورها بسته بودند و هر جریان مخالفی تلاش می‌کرد، از رقبا و همسایگانش اطلاعات داشته باشد. در گذشته این هدف خیلی مهم بود. آن قدر که وقتی از نفوذ یا جاسوسی حرفی زده می‌شد، همه برداشت‌ها این بود که به قصد دریافت اطلاعات آمده‌اند. اما به مرور هر چه ارتباطات زیاد شد، این هدف هم کمرنگ شد. الان که در اوج توسعه ارتباطات هستیم، تقریبا اهداف نفوذ با هدف کسب اطلاعات به شدت کاهش یافته است. الان حدود 90 درصد آن اطلاعاتی که در گذشته برای به دست آوردن آنها عملیات نفوذ را ترتیب می‌دادند، به راحتی به دست می‌آید. در گذشته خیلی از اطلاعات پنهان بود اما الان اطلاعات آشکار شده است. هم اطلاعات پنهان کم شده و هم کسب اطلاعات آشکار راحت‌تر شده است. الان دولت‌ها تلاش می‌کنند، اطلاعات پنهان خود را کمتر کنند. هر چه اطلاعات سری و مخفی دولت‌ها کمتر باشد، آسیب‌پذیری آنها هم کمتر است.

در حال حاضر اغلب به دنبال بازتعریف اطلاعات پنهان هستند. البته برخی سرویس‌های اطلاعاتی و مقام‌های امنیتی هنوز عقب مانده‌اند و سعی می‌کنند، چیزی را که همه می‌دانند، پنهان کنند.

با تعریف شما فلسفه وجودی سرویس‌های اطلاعاتی از بین نمی‌رود؟

نه. اتفاقا وظیفه آنها حساس‌تر و مهم‌تر می‌شود. بازتعریف "اطلاعات" و "امنیت" لازم است. برای یک سازمان اطلاعاتی، مبارزه با تروریسم در اولویت است. حفظ امنیت همیشه یک هدف مهم برای سازمان‌های اطلاعاتی است. گروه‌های تروریستی از ابزارهای جدید استفاده می‌کنند و دستگاه اطلاعاتی ناگزیر است این شیوه‌ها را شناسایی کرده و به درون آنها نفوذ کند.

جمهوری اسلامی در اینجا تجارب بسیار غنی دارد. ایران در کشف و انهدام گروه‌های تروریستی جز موفق‌ترین کشورهای دنیاست. جمهوری اسلامی ده‌ها سازمان تروریستی را شناسایی و منهدم کرده یا آنها را بی‌خطر کرده و مدیریتشان می‌کند.

در ایران سازمان‌های تروریستی‌ای وجود داشتند که بعد از القاعده در دنیا قویترین سازمان تروریستی بودند. مثل مجاهدین خلق. مجاهدین خلق یک گروه تروریستی در مقیاس ایران و منطقه بود. این سازمان امنیت ایران را در همه نقاط داخلی به خطر می‌انداخت و هزاران نفر مردم ایران را ترور و شهید کرد و ده‌ها نفر از شخصیت‌های سیاسی را از بین برد و امنیت ایران را در بیشتر کشورها مانند عراق و ترکیه، پاکستان یا حتی در اروپا به خطر انداخت. اما جمهوری اسلامی این گروه تروریستی را شناسایی و شبکه‌شان را منهدم کرد و امروز خطر جدی از طرف آنها متوجه ایران نیست. علاوه بر آن، انواع گروه‌های تروریستی و قومی تجزیه‌طلب و افراطی یا اشرار را با همکاری خود اقوام ایرانیِ میهن‌پرست، در غرب و شرق کشور منهدم کرده و تحت کنترل درآورده است. همین الان هم داعش و گروه‌هایی مانند آن تلاش می‌کنند علیه ایران هم اقدام کنند اما شما اثر آن را در کشور نمی‌بینید یا کم می‌بینید. این فقط به این دلیل است که فعالیت‌های آنها در ایران کاملا مهار می‌شود. سازمان‌های امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی می‌توانند این جریان‌ها را خوب مدیریت و پیشگیری و خنثی کنند.

بازمی‌گردیم به ابتدای بحث و با این مثال که در آستانه فروپاشی شوروی علائم فروپاشی در داخل شوروی وجود داشت اما خودشان متوجه نبودند. با این حال سازمان‌های اطلاعاتی ایران، فروپاشی شوروری را پیش‌بینی کردند و خبر را به حضرت امام دادند. امام هم اعتماد کرد و فروپاشی شوروی را اعلام کرد. این چیزی بود که خود آنها پیش‌بینی نمی‌کردند. مهم‌ترین کار سفارتخانه‌ها در همه جای دنیا این است که از روزنامه‌ها، اخبار و تحولات آشکاری که در یک کشور اتفاق می‌افتد، تحلیل درستی به کشور مبتوعشان منتقل کنند.

سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی هر کشوری علاوه بر نفوذ و تاثیرگذاری و کسب خبر، مهم‌ترین کارشان فهم درست تحولات آن کشوری است که در آن حضور دارند. برای این منظور هم در هر کشور و نظام حکومتی، هم وزارت امور خارجه، هم وزارت اطلاعات، دفاع و سازمان‌های اقتصادی و فرهنگی که هر کدام نماینده‌ای در سفارتخانه‌ها دارند، باید همه دست به دست هم بدهند که فهم و درک درستی از آن کشور به مسئولانشان منتقل کنند، تا آن چیزی که در آنجا اتفاق می‌افتد را گزارش کنند و نه آن چیزی که دلشان می‌خواهد اتفاق بیفتد.

اما به نظر می‌رسد ابراز نگرانی‌های اخیر از نفوذ بیگانه نیست. آن چه الان مطرح است، این ادعاست که عده‌ای می‌خواهند به مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی نفوذ کنند تا اقدامات خاصی انجام دهند. به اعتقاد شما این دغدغه چقدر می‌تواند واقعی باشد؟

وقتی چنین مباحثی به میان می‌آید، منظور، نفوذ یا نفوذ دشمنی مثل اسرائیل و آمریکا و وهابیت است یا نفوذ جریان‌های برانداز و گروه‌های ضد جمهوری اسلامی. غیر از این موارد نفوذ معنا ندارد و اصلا نفوذ جریان‌هایِ سیاسی قانونی مطرح نیست. ورود یک حزب و جریان داخلی به یک نهاد انتخابی که نفوذ نام نمی‌گیرد. اتفاقا باید اینها وارد شوند. یا روحانیونی که صلاحیتشان برای نامزدی مجلس خبرگان تایید می‌شود و تلاش آنها برای ورود به این مجلس که اسمش نفوذ نیست. اینها اتفاقا باید باشد. هیچکدام از چهر‌ه‌های داخلی نفوذی دشمن نیستند و قطعا نظر مقام معظم رهبری درباره نفوذ، دشمنانی مانند اسراییل و آمریکا و جریان‌های برانداز است. اگر احزاب داخلی چه اصلاح‌طلب و چه اصولگرا در میان افکار عمومی حضور نیابند و با حمایت آنان به مجلس و خبرگان وارد نشوند، چه کسی باید وارد بشود؟ خبرگان و مجلس خانه این چهره‌ها و شخصیت‌های درون نظام است. کسی به خانه خودش نفوذ نمی‌کند. شخصیت‌های نامداری مانند آیت‌الله هاشمی رفسنجانی یا شهیدان بهشتی و مطهری جزء ارکان نظام بوده و هستند.

اگر کسی این نگاه را نسبت به مردم و جریان‌های سیاسی و روحانیون و شخصیت‌های واجد صلاحیت داشته باشد این نگاه، نگاه خطرناک و بدی است. در حالی که منظور مقام معظم رهبری از نفوذ این نیست. ایشان می‌گویند مراقب باشید عوامل اسرائیل و آمریکا، وهابی‌ها، گروه‌های تروریستی نفوذ نکنند. این گوشزد مهمی است چون اگر مراقب نباشیم، آنها حتما نفوذ می‌کنند. سرویس‌های اطلاعاتی هم این وظیفه را بر عهده دارند که اجازه نفوذ بیگانه و جاسوس‌ها داده نشود. در اینجا رد صلاحیت جمعیت هزاران نفری که به جمهوری اسلامی و رهبری و قانون اساسی اعتقاد دارند، به عنوان مصادیق نفوذ و به بهانه عدم التزام به ولایت و قانون اساسی‌، ظلم به قانون اساسی و رهبری است و کسی که به ظواهر و قانون و جمهوری اسلامی حداقل التزام عملی دارد، نمی‌تواند از مصادیق ردصلاحیت‌ها باشد.

اساسا شما بستر نفوذ را در چه می‌دانید؟

مسئله تعصب، حماقت، تندروی و جهالت را که در مواردی ریشه‌های عمیق نیز دارد، می‌توان به عنوان بخشی از بستر نفوذ نام برد. اصولا این افراط و تفریط در هر اموری است که بستر نفوذ دشمن می‌شود. هر جا و در هر کشوری و هر سیستم حکومتی که جریان افراطی ایجاد شده است، سیستم‌های امنیتی و اطلاعاتی رقیب یا دشمن در دنیا به راحتی در آنها نفوذ کرده‌اند.

در کشور خودمان چنین چیزی داریم؟ سازمان‌های امنیتی و اطلاعاتی چگونه باید این جریان‌ها را شناسایی و کنترل و مدیریت کنند؟

بله همه جا هست. به عنوان مثال تندترین گروه افراطی مسلمان در دنیا گروه‌های القاعده و داعش هستند. گروه‌های تندرو نیروهای خودشان را خود، گزینش نمی‌کنند. فرد اگر شعارهای آنها را سر دهد و فعل و عملش در مسیر اهداف آنها باشد، عملا از سوی این گروه‌های تروریستی پذیرفته می‌شود. مثلا عناصر و شهروندان افراطی در اروپا که ظاهرا بسیاری از آنها مسلمان هم هستند، کافی است که شعارهای تند داعش را بدهند و چند عملیات جنایتکارانه هم انجام دهند، اینها عملا در چنین شرایطی به عضویت داعش درآمده‌اند.

البته اگر کسی وارد این گروه‌ها شد، یا منحرف است یا مامور سرویس اطلاعاتی. یک سرویس اطلاعاتی هم به راحتی می‌تواند عوامل خودش را برای شناسایی به درون این گروه‌ها نفوذ دهد و تاثیر داشته و مدیریت کند. به طور کلی گروه‌های افراطی مانند داعش و القاعده و هر گروه افراطی مانند نازی‌های آلمان و صهیونیست‌های افراطی یا گروه‌های تند شیعه (به قول مقام معظم رهبری شیعه انگلیسی) یا سنی یا وهابی، یا ناسیونالیست‌های افراطی همه اینها برای جذب نیرو ضوابط گزینشی خاصی جزء همراهی در شعار و همراهی در عملیات افراطی ندارند و اساسا ضابطه دیگری وجود ندارد. لذا سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی عوامل خود را که شعارهای به ظاهر تند و عملیات‌های ویژه مشابه گروه‌های تروریستی سر می‌دهند، به راحتی داخل این شبکه‌ها نفوذ می‌دهند و اهداف خود را دنبال می‌کنند.

فکر می‌کنید القاعده و داعش کاملا تحت نفوذ آمریکایی‌ها هستند؟

بله. در آنجا به راحتی می‌توانند نفوذ کرده و مدیریت کنند. من معتقدم سرویس‌های اطلاعاتی اسرائیل بیشترین نفوذ را در میان داعش و گروه‌های افراطی مسلمان دارند. به این دلیل که اسرائیل این تئوری و ایده تجربه شده را دارد که هر چه در منطقه آشوب و جنگ و ناامنی بیشتر باشد، خودش در امنیت بیشتری خواهند بود و لذا به جنگ میان شیعه و سنی و تقویت گروه‌های افراطی این دو مذهب که اقلیتی بیش هم نیستند، دامن می‌زند. طبیعی است که گروه‌های تندروی مسلمان که سایر مسلمانان معتدل که اکثریت مسلمانان هستند، را می‌کشند، دیگر با اسرائیل کاری نخواهند داشت و منافع آنان را تهدید نخواهند کردند.

بنابراین از دیدگاه شما موضوع نفوذ در مجلس و خبرگان منتفی است...

من نمی‌خواهم بگویم منتفی است اما وقتی گفته می‌شود مراقب نفوذ دشمن باشی، منظور نفوذ تندروهای آمریکایی و همچنین اسرائیل است.

اما برخی مدعی‌اند که عده ای می‌خواهند با ورود به مجلس خبرگان انحراف ایجاد کنند. مثل این که می‌گویند عده‌ای می‌خواهند با ورود به مجلس خبرگان، بحث رهبری فردی را به رهبری شورایی تبدیل کنند یا می‌خواهند با ورود به مجلس راه ورود آمریکایی‌ها را در کشور تسهیل کنند...

به نظر من این یک سوء استفاده از مسئله نفوذ است. برخی دست‌اندرکاران در انتخابات با کمال تاسف به جای این که اظهار شادمانی کنند، از این بابت که ثبت‌نام‌ها بیشتر شده است، نگران می‌شوند که چرا این همه ثبت‌نام کرده‌اند و غیرمسوولانه از آن با عنوان توطئه یاد کرده و اطلاع‌رسانی غلط می‌کنند و این اشتباه است. این نگرانی از توطئه و نفوذ، ناشی از ذهنیت‌سازی غلط بعضی از جریان‌های تندروی داخلی در کشور است. مشکلی که با آن مواجه هستیم این است که همان گروه‌هایی که به سفارت حمله می‌کنند و آنجا را آتش می‌زنند، همان گروه‌هایی که مجالس را بر هم می‌زنند، همان گروه‌هایی که به رییس مجلس در قم سنگ پرتاب می‌کنند، همان گروه‌هایی که قتل‌های زنجیره‌ای را راه انداختند، همان گروه‌هایی که بحران‌نمایی می‌کنند، اینها گروه‌هایی هستند که با کمال تاسف اطلاعات غلط را به اذهان تزریق و ایجاد نگرانی می‌کنند و در نتیجه به جای آن که مسئولان امر و برخی نهادهای مسوول از نفوذ وهابیت و اسرائیل و امریکا نگران باشند، از جریان‌های سیاسی داخلی نگران می‌شوند.

وقتی رهبری همه را به شرکت در انتخابات دعوت می‌کنند و حتی از کسانی که نظام و رهبری را قبول ندارند هم می‌خواهند پای صندوق های رای بیایند، معنایش این است که حق نداریم با اقداماتی نسنجیده مشارکت مردم را در انتخابات کاهش داده و محدود کنیم. هم حضرت امام و هم مقام معظم رهبری مردم را همیشه به مشارکت حداکثری دعوت کرده‌اند. همه مردم ایران اعم از اقوام، مذاهب، اقلیت‌ها و جریان‌های سیاسی را دعوت کرده‌اند تا در انتخابات شرکت گسترده و پرشکوه داشته باشند. لذا نباید به گونه‌ای عمل شود که مجلس در اختیار یک سلیقه سیاسی خاص و جناح خاص قرار گیرد و مردم را از داشتن مجلسی متنوع با سلیقه‌ها و نگاه‌ها و دیدگاه‌ها و نظرات مختلف محروم کنیم. متاسفانه هیات‌های نظارت در استان‌ها مشاهده می‌شود که این گونه برخورد می‌کنند و متاسفانه ترکیب این هیات‌ها و منابع اطلاعاتی آنها یک‌سویه و یک جهت و سختگیرانه است. لذا انتظار می‌رود شورای محترم نگهبان آن را تعدیل و اصلاح کند. البته باید از حضور و نفوذ براندازان و دشمنان جمهوری اسلامی به مجلس جلوگیری کرد و به تعبیر مقام معظم رهبری کسانی که اساس نظام را قبول ندارند.

انتخابات اسفند ماه باید مانند انتخابات خرداد 92 باشد. ما در انتخابات ریاست جمهوری تنوع چهره‌ها را داشتیم. از آقای جلیلی تا عارف در این انتخابات حاضر بودند. انواع کاندیداها حضور داشتند و مردم می‌توانستند کاندیدای خودشان را انتخاب کنند. حالا مردم به آقا روحانی رای دادند و به جلیلی رای ندادند. اما حضور آقای جلیلی هم در انتخابات لازم بود. چون او هم دارای سلیقه سیاسی مشخصی است و در این کشور طرفدارانی دارد.

ما نمی‌توانیم مردم بلوچ، کرد، اهل سنت و ... را به شرکت در انتخابات دعوت کنیم اما بگوییم بیایید به ما رای دهید نه به یک بلوچ، کرد یا اهل سنت. البته از طرفی هم قطعا ‌نمی‌گوییم به هر بلوچ، کرد یا اهل سنتی رای بدهند و حتما باید صلاحیت آنها تایید شده باشد اما باید یک سنخیت و مشابهتی بین مجلس و مردم باشد. مجلس هم باید همان تنوعی را که در جامعه می‌بینیم، نمایندگی کند. مجلس شورای اسلامی با شورای عالی امنیت ملی تفاوت دارد و باید به نیابت از عموم مردم نماینده داشته و تصمیمات قانونی بگیرد. مجلس طوری طراحی نشده که در آن مسائل سری همانند شورای امنیت مطرح شود. طراحی مجلس برای مسائل علنی است. علنی انتقاد کنند، سوال کنند و تصویب کنند. آنها نمایندگان همه مردم هستند نه نمایندگان یک جناح خاص.

ما دست‌اندرکاران باید انتخابات را برای مردم برگزار کنیم؛ حتی آنهایی که جمهوری اسلامی را قبول ندارند. مگر کلیمی‌ها و مسیحیان ایران اسلام را قبول دارند؟ مگر دینی جدا ندارند؟ یا میلیون‌ها جمعیت اهل سنت هم به همین نحو. مگر آنها همه به نظریه ولایت فقیه اعتقاد دارند؟ اما همه آنها ضوابط جمهوری اسلامی را پذیرفته‌اند و التزام به قوانین جمهوری اسلامی دارند. همین که کسی ضوابط جمهوری اسلامی و مقررات جمهوری اسلامی را پذیرفت، یعنی التزام عملی به قوانین جمهوری اسلامی دارد و همین کافی است اما برخی بر داشتن التزام باطنی هم تاکید می‌کنند. در حالی که التزام باطنی را هیچکس نمی‌تواند بفهمد. چون باطن است و هیچ کس از باطن دیگری خبر ندارد اما التزام ظاهری و عملی به قوانین جمهوری اسلامی لازم است و در عین حال یک قانون‌شکن نمی‌تواند نماینده مردم باشد. مردم ما قانو‌ن‌شکن انتخاب نمی‌کنند.

به هر حال انتخاب یک نماینده نباید از انتخاب یک امام جمعه سخت‌تر باشد. برای انتخاب یک امام جمعه همین که ظاهرش خوب باشد، می‌گویند عادل است اما چطور برای احراز صلاحیت یک نماینده شروع به باطن خوانی او می‌کنیم. متاسفانه به این شکل با هر انتخاباتی که برگزار می‌کنیم، بخش قابل توجهی از هموطنان را دلسرد و مایوس می‌کنیم. وقتی ما هزاران نفر را رد صلاحیت می‌کنیم و بعد آنها را متهم می‌کنیم به این که آنها التزام عملی به اسلام ندارند، اختلافات را دو چندان می‌کنیم.

یکی از مراجع چهارگانه سنجش احراز صلاحیت‌ها وزارت اطلاعات است. با توجه به تجربه‌ای که شما در این وزارتخانه داشتید پروتکل مشخصی در این زمینه وجود دارد؟ چون بعضا دیدیم که با تغییر دولت‌ها رویکردهای حاکم بر این وزارتخانه تغییر کرده و این تغییر رویکرد در بررسی صلاحیت‌ها تاثیر می‌گذارد.

نظر حرفه‌ای وزارت اطلاعات همیشه این بوده است که وزارت اطلاعات صلاحیت امنیتی فرد را اعلام می‌کند. این وزارتخانه ماموریتش مشخص است و به حوزه‌های دیگر هم وارد نمی‌شود. مثلا وارد مسائل اخلاقی یا وارد مسائل سیاسی اشخاص نمی‌شود که مثلا فرد عضو کدام حزب است. صرفا درباره صلاحیت امنیتی او نظر می‌دهد. به هر حال کسی که با گروه‌های تروریستی ارتباط دارد، جایگاه او مجلس نیست.

به گفته شما وزارت اطلاعات درباره صلاحیت امنیتی اظهارنظر می‌کند. قوه قضاییه هم درباره سابقه کیفری افراد، نیروی انتظامی و ثبت احوال هم به همین ترتیبب نظرشان را درباره سوابق فرد می‌دهند. کدامیک از این مراجع درباره التزام عملی به اسلام نظر می‌دهد؟

این موضوعی است که هیات‌های نظارت دنبال می‌کنند. هیات‌های نظارت معتقدند باید صلاحیت اخلاقی و دینی و اسلامی افراد را احراز کنند. این همان چیزی است که همیشه ایجاد مشکل می‌کند. در حالی که احراز صلاحیت باید عرفی باشد و نه تخصصی. عرفی به این صورت است که از مردم درباره فرد می‌پرسند و آنها هم می‌گویند فرد خوبی است یا فرد خوبی نیست اما این که با مصاحبه و تحقیق بخواهیم درونیات فرد را کشف کنیم، درست نیست.

جالب است بدانید معمولا علیه همه افراد مخصوصا کسانی که شناخته شده‌اند و مسئولیتی دارند، به مراجع اطلاعاتی و غیره گزارش‌های خلاف زیادی می‌فرستند که این گزارش‌ها جمع‌آوری و حفظ می‌شود. اگر قرار باشد این گزارش‌ها را مبنای قضاوت قرار دهیم، دیگر هیچکس صلاحیت نخواهد داشت. وزارت اطلاعات موظف است که اطلاعات بدهد و نه تحلیل و خبر. خبرها ممکن است درست یا نادرست باشند. تحلیل هم برای یک مرجع نظارتی مناسب نیست.

یکی از تحلیل‌هایی که برخی در فضای سیاسی و رسانه‌ای کشور مطرح می‌کنند، این است که در جریان انتخابات مجلس و خبرگان قرار است توطئه‌هایی صورت بگیرد و یک جریان سیاسی می‌خواهد آشوب به پا کرده و منافع کشور را به خطر بیندازد. به نظر می‌رسد با این تحلیل‌ها به نوعی تلاش می‌کنند فضا را امنیتی کنند. آیا اطلاعاتی در این باره وجود دارد که بر مبنای آن بگویند جریانی در تلاش است 88 دیگری راه بیندازد؟

خیر. اطلاعاتی در این باره وجود ندارد. بسیاری از این پیش‌بینی‌ها در حقیقت پیشگویی است که بر اساس نگاه‌های بدبینانه شکل گرفته و واقعیت بیرونی ندارد.

معیارهای علمی برای این که پیش‌بینی کنیم قرار است در کشور آشوب و بی‌نظمی ایجاد شود، وجود دارد؟ بن‌مایه و منشا این تحلیل‌ها کجاست؟

ببینید این تحلیل‌ها هیچکدام درست نیستند. بر مبنای تجربه بیش از سی سال که در زمینه فعالیت‌های اطلاعاتی دارم می‌گویم آنچه در این مواقع گفته می‌شود، ناشی از بدبینی است. متاسفانه برخی از جریان‌های تند در بعضی مناصب هستند و این بدبینی‌شان را به تحلیل تبدیل کرده و به خورد دست‌اندرکاران می‌دهند.

حادثه حمله به سفارت مشخص شد که کار چه کسانی بوده اما برخی آمدند و گفتند کار سلطنت‌طلب‌ها بوده است. متاسفانه افرادی وجود دارند که تلاششان را می‌کنند تا جریان‌ها را به سمت تندروی هدایت کنند. اگر هم توفیقی نداشتند، خودشان وارد میدان می‌شوند تا با ایجاد حوادثی فضا را تند و هیجانی کنند؛ چرا که معدودی افراد معتقدند بدون ایجاد دشمن فرضی نمی‌شود، کشور را اداره کرد.

طی دو سال گذشته از عمر دولت تدبیر و امید بارها شاهد به هم خوردن برنامه‌های مجوزدار و حمله نیروهای موسوم به خودسر به تجمعات قانونی بوده‌ایم. به عنوان کسی که تجربه حضور در امور امنیتی و اطلاعاتی را دارید واقعا منشا این گونه اقدامات را در کجا می‌بینید؟ آیا واقعا نیروی خودسر وجود دارد؟

ببینید تنها راه مقابله با این نیروهای خودسر التزام عملی همگان به قانون است. اگر همه جا قانون ملاک باشد، اعتدال و عقلانیت حاکم می‌شود. وقتی دستگاه قضایی قانون را در مورد همه یکسان اجرا می‌کند همه خودشان را ملزم می‌کنند در چهارچوب قانون رفتار کنند. البته دست‌کم یک سال اول آن سخت است اما کم‌کم عادی می‌شود.

آن چه متاسفانه سال‌هاست که با آن رو به رو هستیم و در دوران هشت ساله دولت پیشین هم تقویت شد، پدیده قانون‌گریزی است. باید قوه قضاییه و نهادهای مسوول و حتی دستگاه اجرایی قاطعانه برخورد کنند. اگر چه ابتدا سخت است اما استمرار و پافشاری بر آن، به نهادینه شدن حاکمیت قانون در جامعه کمک کرده و منتهی خواهد شد.

شما در ماجرای قتل‌های زنجیره ای مدیر کمیته تحقیق درباره این قتل‌ها بودید. ممکن است بخشی از تجارب خودتان در بررسی آن قتل‌ها که امروز می‌تواند به کمک وزارت اطلاعات بیاید را بفرمایید؟

الان وزارت اطلاعات مشکلی ندارد. وزارت اطلاعات از آن ماجرا به قدر کافی عبرت گرفته است. کار در آنجا به خوبی پیش می‌رود. دیگران هم باید از آن ماجرا عبرت بگیرند.

یک نگرانی دیگری که این روزها مطرح می‌شود نگرانی از تشکیل مجلسی مشابه مجلس ششم است. به اعتقاد شما این نگرانی جدی است؟

این نگرانی تا حدودی به جاست اما نباید از آن سوی بام بیفتیم. بالاخره مجلس حتما باید شبیه‌ترین حالت ممکن به جامعه باشد. همه سلایق و احزاب باید وجود داشته باشند. خود من بهترین مجلس را مجلس اول می‌دانم. مجلس سوم هم مجلس خوبی بود. مجلس ششم هم منهای آن تندروی‌ها و ساختارشکنی‌هایش مصوبات خیلی خوبی داشته است. این مجلس در مواقعی که باید ملی تصمیم می‌گرفت به خوبی عمل کرد اما در مواقعی که وارد مسائل سیاسی شد، به شدت هم به خود مجلس و هم به دولت ضربه زد.

اما در عین حال معتقدم برای مهار همان مجلس هم نباید هزینه‌های سنگین‌تری می‌دادیم. لازم نبود که حتما مجالس دوره‌های بعدی را محدود کنیم. ما می‌توانستیم با هزینه کم همان مجلس را هم مدیریت کنیم. همان نماینده‌های ساختارشکن را هم می‌توانیم با ساز و کارهایی مدیریت کنیم. هنر سازمان‌های جمهوری اسلامی باید این باشد که چطور این‌ها را مدیریت کند نه اینکه بیاید و دایره انتخاب مردم را در انتخابات محدود کند. ما نباید انتخابات و اراده مردم را مدیریت کنیم ولی باید مجلس را خوب اداره کنیم. همان مجلس ششم را هم آقای کروبی به خوبی مدیریت می‌کرد. ما می‌توانیم با هزینه کم همه این شرایط را کنترل و مدیریت کنیم.

بنابراین اگر درهای محلس را باز کردیم و احیانا افراد تندی هم وارد مجلس شدند باید بدانیم که اداره افراد تندرو خیلی راحت‌تر از مواجهه با آثار دلسردی مردم از شرکت در انتخابات به خاطر محدود کردن دایره انتخابشان است. هزینه دلسرد و بی‌تفاوت شدن مردم در سرنوشت خودشان خیلی خیلی بیشتر از هزینه اداره چند نفر نماینده تند و ناهماهنگ در مجلس است.

یادمان هست که تندروی برخی از عناصر اکثریت مجلس توسط آقای کروبی و علیخانی و دیگرانی مدیریت و کنترل می‌شد. البته من هم تذکرات مکرری به آنها می‌دادم. تحصن مجلس و برخی تندروی‌ها هزینه سنگینی بر دوش دولت وقت گذاشت.»

 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی


برچسب ها: برچسب ها: نفوذ اجانب، تندروی، نیروهای خودسر، رد صلاحیت، گروه‌های تروریستی، فروپاشی شوروی، مجلس،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 18 بهمن 1394 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

http://s7.picofile.com/file/8237527292/ENTEX8B8T_CHOM8QD8R8NE_JEN8HY_1.jpg

http://s6.picofile.com/file/8237527900/ENTEX8B8T_TATH3RE_K8ND3D8YE_XODY_1.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8237528450/ENTEX8B8T_TAHM3LE_K8ND3DAA_1.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8237528826/ENTEX8B8T_J8NEBD8RYE_S3MAA_1.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8237529818/ENTEX8B8T_RUYE_KULE_D3GAR8N_1.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8237530518/ENTEX8B8T_SABTE_N8ME_HAR_KY_HAR_KY_1.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8237531150/ENTEX8BT_TAQY3RE_CHEHRE_1.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8237532126/SEDAA_SYMAA_POSHT_KARDANE_MARDOM_1.jpg

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

 وبلاگ دکتر غلامعلی رجایی : صبح جمعه است .مشغول صبحانه هستم .با بی میلی شبکه یک سیما را می بینم.آقای صدیقی خطیب موقت نمازجمعه تهران درمراسم هفتگی دعای ندبه هیات رزمندگان اسلام دررباط کریم سخنرانی می کند. بنای نقد سابقه ایشان در دوره انقلاب ودوران سخت شکنجه وغربت ورنج وزندان وتبعید را ندارم. با دوستان همدوره ایشان در دهه 50 درمدرسه حجتیه قم می شود صحبت کرد که درایام غربت امام ویاران امام، جناب ایشان تصویر چه مرجعی را که درتقابل با امام بود برروی شیشه حجره-ی خود زده بود و اینک ازانقلابیون طلبکاراست وبرای یاران امام وانقلاب خط ونشان می کشد.
آقای صدیقی درفرازی ازصحبتهایش ضمن اینکه می گفت دولت قبل ازانقلاب با مردم نبود ،درفرازی نه چندان شگفت گفت این دولت هم الان پابه پای مردم نیست! چند باری هم بدون اینکه جرات کندنامی از اصلاح طلبان بیاورد ازمردم خواست به امثال کسانی که سابقا درمجلس ششم راه یافتند رای ندهند. وی تلویحا گسترش ارتباط دولت تدبیروامید را با دولتهای اروپایی که از نتایج خوب برجام وبرداشتن تحریمهای ظالمانه است را هم به زیر سوال برد وناشیانه گفت امام امریکا را شیطان بزرگ می دانست .توگویی این قاضی خطبه خوان از موضع امام دربرابر شوروی که شوروی را هم بهمان میزان بدتر وپلیدتر می داند، بیخبراست یا خود را به تغافل می زند و بنظرمن خود را به تغافل می زند! وبیچاره مخاطب!
اما ریشه درکجاست؟ صدا و سیمای صدردرصد جناحی که هنوزبه دلیل تنفری که مردم از او دارند و بناچارغالبا به ماهواره روی آورده اند، از آمار روبه رشد ماهواره درمیان مردم درس نگرفته است نزدیک به دو دهه است این تریبون را دراختیار یک تشکل اصولگرای متعصب بنام هیات رزمندگان اسلام قرار داده است تا دراختیار کسانی امثال صدیقی قراردهد تا درجهت تضعیف وحذف رقیب بکوشد.به نمونه ای اشاره کنم.
آخرین باری که با یکی از مداحان خوشنام اصفهانی- حاج مهدی منصوری عزیز- برای شرکت درمراسم دعای ندبه به مهدیه تهران رفتم قبل از انتخابات سال 76 بود .به محض ورود به مهدیه دیدم اینجا محل ستاد دعای ندبه تهران نیست ستاد انتخاباتی آقای .. رقیب جناب خاتمی است!
چه کسی باید پاسخ بدهد این تریبون ها چرا یک طرفه وبدون حساب وکتاب دراختیار امثال هیات رزمندگان اسلام که نماینده یک سلیقه سیاسی خاص است قرار می گیرد؟ شورا ی نظارت برصداوسیما برای این گونه اختیارات بی حد و انتها باید چاره ای بیندیشد.
هیات رزمندگان سالهاست وتا آنجا که به یاد دارم ازآغاز تاسیس توسط یک نهاد مسلح درتقابل با گرایش تفکر اصلاح طلبی عمل کرده و می کند واینک هرهفته تریبون تمام عیارتبلیغ زنده با امکان پخش های مستقیم تلویزیونی با برحورداری ازمیلیونها مخاطب هرهفته درصدد تضعیف رقیب سیاسی خود اززبان کسانی همچون صدیقی است ومن دلم برای امام زمانی می سوزد که به اسم مبارک او مردم را جمع می کنند اما برخلاف سیره او به شیعیانش که سلیقه ای متفاوت با دست اندرکاران این هیات دارند غیرمنصفانه می تازند.
شورای نظارت برسیمایی وجود دارد؟ اگردارد چه می کند؟
درمورد محتوای سخنان خطیب موقت نمازجمعه تهران سخن زیاد است اهل فن می دانند سطح علمی ودینی این سخنان درچه مرتبه و رتبتی است و بگمان من اصلا مرتبت پخش زنده را ندارد. اگر نقل قولهای با یا بی واسطه ی او را ازامثال مرحوم آقای بهجت ومرحوم سیدعلی اقای قاضی و مرحوم نخودکی و...بگیرند مطلب چندانی برای گوینده ومخاطب باقی نمی ماند.
 و این از مظلومیتهای ملت فهیم ایران و ازمظلومیتهای امام زمان ماست که اینگونه تریبونهای حساس وحیاتی به مدد سیمای جناحی دراختیارچنین سلایقی با چنان سابقه هایی! قرار گرفته ومی گیرد وطرف مقابل هم ازهیچ امکانی درجهت طرح ایده های خود یا لااقل پاسخگویی و دفاع ازخود دربرابراین حملات وتهمتهای یکطرفه رقیب نیزه دار! برخوردارنیست.
 از جناحی بودن تریبون دعای ندبه که بگذرم مردم بحق سوال بی جوابی می پرسند که چرا درمیان خطبای جمعه تهران- وغالب شهرستانها ومراکزاستانها- حتی یک امام جمعه اصلاح طلب که هیچ! ، حتی یک نفرازعلمای مستقل و معتدل نیست. نمی دانم! لابد به گمان آقایان یا همه مردم اصولگراهستند ویا همه کسانی که به نماز جمعه تهران ویا دعای ندبه تهران وشهرستانها و..می آیند اصولگرا هستند!
 چرا صداوسیما که متعلق به همه مردم است و با بودجه همه مردم اداره می شود و همه سلایق حق دارند از آن بهره مند بشوند مراسم دعای ندبه ومجالس ایثارگران اصلاح طلب را پخش زنده نمی کند؟
 پخش زنده، پیشکش! حتی درحد چند ثانیه خبراین مجالس درمحرم وغیر محرم به مردم داده نمی شود.
 آقایان،جنابان!
 امام معتقد بود هردو جناح دلسوز کشور و انقلاب واسلام هستند. شما بگونه ای دیگر رفتارنکنید.
 کشور با یک سلیقه وجناح به سامان نمی رسد.
 وقتی به روی روسیه با آن همه هشدارهای امام و سوابق جنایتکارانه آن درحق ملت ایران از دولت قاجار گرفته تا دوران جنگ تحمیلی وپس از آن ، لابد بنا بمصالحی آغوش پرمهر گشوده می شود وتوسط رسانه ها و تریبونهای اصولگرا درجهت تقابل با سیاستهای ضدایران هراسی دولت فقط و فقط به جنبه ضد امریکایی خط امام اشاره می شود، جای آن ندارد بجای طرد وحذف وتخریب رقیب، بفکراستفاده ازتوانمندیهای وی دراداره کشورباشید؟
 اگراین تفکر رقیب ،حذف شدنی بود ، با این همه حملات که" آن به آن "به وی درصدا و سیما وتریبونهای ندبه وجمعه و کمیل و .. شده و می شود ،از صحنه سیاسی کشورحذف شده بود. اما اینگونه نشد و بعضی نظرسنجی ها اکنون از پیروزی اصلاح طلبان و معتدلین درمجلس آینده خبر می دهند.
 گذر این سه دهه بخوبی این را برای ما وشما آشکارساخته است که با رویه حذف رقیب، به مقصد نرسیده ونمی رسید .
 کافی است اطرافتان را نگاه کنید تا ببینید زیر پوست شهرخبرهای دیگری است!
 خبر آمد ، خبری در راه است! 
 

 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی


برچسب ها: مجلس ششم، دولت تدبیروامید، شیطان بزرگ، رسانه جناحی، اصولگرای متعصب، صدیقی، نماز جمعه،



نوشته شده در تاریخ شنبه 17 بهمن 1394 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

http://s7.picofile.com/file/8237358400/D3V8RE_MEHRAB8NY_1.jpg

http://s6.picofile.com/file/8237359092/D3V8RE_MEHRAB8NY_2.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8237359334/D3V8RE_MEHRAB8NY_3.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8237359934/D3V8RE_MEHRAB8NY_5.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8237360284/D3V8RE_MEHRAB8NY_6.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8237360492/MEHRAB8NY_1.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8237361250/MEHRAB8NY_6.jpg

 

 

 

  دیوار گرم مهربانی ... 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

 در این سرمای زمستان، لباس گرمی را برای کارتن‌خوابی روی دیوار مهربانی آویزان کنیم تا فعلا از سرمای کشنده جان سالم به در برد. اما نباید این فعالیت‌ها باعث غفلت از این پرسش شود که چرا سیاست‌های بازتوزیع ثروت که می‌تواند بر روی کاهش نابرابری‌های اجتماعی تاثیرگذار باشد، در ایران امروز ناکارآمد شده است؟ چرا به‌رغم افزایش روزانه‌ی فعالیت‌های خیرخواهانه در ابعاد وسیع هر روز به شکاف طبقاتی افزوده و نیاز برای انجام این امور بیشتر احساس می‌شود‌؟

 مبارزه(
رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام)-جامعه:
 از آغاز فصل سرما حرکتی به نام «دیوار مهربانی» در شهرهای مختلف ایران شروع شده است؛ افراد لباس‌هایی را که لازم ندارند در یک مکان عمومی قرار می‌دهند تا «نیازمندان» بتوانند در سرمای زمستان از آن استفاده کنند. در حال حاضر شوراهای شهر و سرای محلات در برخی از شهرهای ایران نیز با در نظر گرفتن یک مکان و نصب بنری با شعار «نیاز نداری بذار، نیاز داری بردار» خود را درگیر این برنامه کرده‌اند. در این میان برخی معتقدند نیاز به «دیوار مهربانی»، ریشه در مشکلات ساختاری‌تری دارد که در این میان کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد؛
مشکلاتی که به بازتولید و افزایش هر روزه‌ی فقر و نابرابری‌های اجتماعی منجر می‌شوند.
 خبرهای متعددی به گوش می‌رسد که دیوارهای مهربانی در نقاط مختلف کشور سر بلند می‌کنند. دیوارهای رها شده در سطح شهر، رنگی به خود می‌گیرند و چند چوب لباسی بر آنها نصب می‌شود. هر کسی که لباسی را نیاز ندارد بر دیوار مهربانی آویزان می‌کند تا فرد نیازمندی بتواند آن را بردارد و استفاده کند.
یک نیمه شب سرد زمستانی را تصور کنید که نیازمندی لباس گرمی را از روی دیوار مهربانی بر می‌دارد و به تن می‌کند و از سوز سرمای زمستان نجات پیدا می‌کند. شهر زیباتر می‌شود. لبخندی بر لبان نیازمندی می‌نشیند و دردهایش اندکی التیام پیدا می‌کند. سوپرمن‌های شهری شادمان از کنش قهرمانانه‌ی خود در آویزان کردن لباسی بر دیوار مهربانی و انجام وظیفه خطیر انسانی، رضایت‌مندانه سر بر بالش می‌گذراند و بدون عذاب وجدان، شب تاریک و ظلمانی را به یک صبح آفتابی و زیبا می‌رسانند.
 دیوار مهربانی لباس گرمی را به تن نیازمندی می‌رساند. آیا رسالت دیوار مهربانی تنها همین است؟ چه چیزی را می‌توان پشت دیوار کوتاه مهربانی پنهان کرد؟
 دیوار مهربانی، یک حرکت نمادین و نمایشی است. همه ما می‌دانیم در مقابل جمعیت نیازمندان شهری و وسعت نابرابری‌های اجتماعی موجود، صحبت کردن از اثربخشی دیوار مهربانی تنها یک شوخی است. پس ما با یک کنش جمعی خیرخواهانه و نمایشی مواجه هستیم. ممکن است کسی این استدلال را مطرح کند که رسالت دیوار مهربانی این نیست که یک تنه تمام مشکلات جامعه را حل کند، همین که لباس گرمی به تن سرمازده‌ی نیازمندی برسد برای توجیه این فعالیت کافی است . این کارکرد آشکار و زیبای دیوار مهربانی است. اما به‌رغم یک‌سویِ رنگارنگ‌شده، دیوار مهربانی سوی دیگری نیز دارد. دیوار مهربانی، مانند امور خیریه دیگر، علاوه بر نمایش زیبایی‌ها ، زشتی‌هایی را نیز در آن سوی ناپیدای خود، پنهان می‌کند.
 وقتی از یک کنش جمعی نمایشی و نمادین سخن می‌گوییم به جای گفتن از اثربخشی، بیشتر بر زیبایی آن تاکید می‌کنیم. کارکرد پنهان کنش جمعی نمایشی خیرخواهانه که فاقد اثربخشی خاصی است، ارضای حس انجام دادن کنش اجتماعی است.
این کنش معطوف به ابراز وجود و احساس مفید بودن یک طبقه‌ی اجتماعی است. طبقه متوسط؛ طبقه‌ای که نمی‌تواند اثربخشی خاصی در بر طرف کردن مشکلات جامعه داشته باشد و از سوی دیگر فضای غم‌انگیز شهر نیز وجدان جمعی او را آزرده می‌کند، دست به اقدامات ناخودآگاه نمایشی می‌زند. جامعه‌ای که نمی‌تواند برای بر طرف کردن مشکلات خود، کنشی اثربخش داشته باشد، به اقدامات جمعی نمایشی متوسل می‌شود. نمایشی که جلوه‌ای زیبا به شهر می‌دهد، اما پشت‌صحنه‌ی غم‌انگیز این نمایش، هیچ زمانی برای تماشگران افشا نمی‌شود.
شهروندان که خود هم بازیگر این نمایش و هم تماشاگر آن هستند، از این زیبایی جمعی احساس خرسندی می‌کنند.
 چرا در جامعه‌ی امروز ایران امور خیرخواهانه در این ابعاد وسیع انجام می‌شود؟ چرا تا این میزان از کنش‌های جمعی با اثربخشی محدود و مقطعی استقبال می‌شود؟
آیا مردم ما مهربان‌تر از مردم کشورهای دیگر هستند یا این مسئله از جای دیگری ناشی می‌شود؟
 کافی‌ست یک روز در هر شهری که زندگی می‌کنید کمی با دقت به اطراف خود نگاه کنید. پوسترهای بزرگ برای جشنواره‌های خیریه، تبلیغاتی روزانه برای بازارچه‌های مختلف خیریه، موسسات خیریه دولتی و خصوصی عریض و طویل و این روزها دیوارهای خوش و آب رنگ مهربانی. گروه‌های متعددی نیز در فضای مجازی تلاش می‌کنند به امور خیریه بپردازند. این امر در نگاه اول می‌تواند نشانه‌ی خوبی باشد.
اما در واقعیت چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟
 بخشش و انجام امور خیرخواهانه جمعی، از زیباترین صفات انسانی است. اموری که فواید آن‌را نمی‌توان تنها به فواید مادی برای نیازمندان محدود کرد. فراگیری حس نوع‌دوستی، محبت و همدلی و افزایش امید اجتماعی نیز از اثرات دیگر این امور جمعی است. به‌طور کلی انجام هر فعالیت جمعی، تنش را در سطح شهر کاهش می‌دهد و باعث می‌شود شهروندان از زندگی در شهر خود احساس رضایت بیشتری داشته باشند. اما به‌رغم این که افزایش کنش‌های جمعی خیرخواهانه می‌تواند از این منظر نشانه‌ی خوبی برای هر جامعه باشد، از منظری دیگر می‌تواند مسائل دیگری را نیز نشان دهد.
 در جامعه‌ای که سیاست‌های بازتوزیع ثروت به خوبی انجام نگیرد، شکاف‌های طبقاتی و نابرابری‌های اجتماعی روز به روز افزایش می‌یابد. این امر تا جایی ادامه پیدا می‌کند که کم‌کم این نابرابری‌ها از زیر پوسته‌ی شهر بیرون می‌زند و در سطح شهر دیده می‌شود. کودکان کار، دستفروشان، بی‌خانمان‌ها و متکدیان و انواع مشاغل کاذب دیگر در سطح شهر رخ‌نمایی می‌کنند. در این وضعیت جامعه‌ای که نمی‌تواند برای برطرف کردن اساسی مشکل، یعنی همان انباشت ثروت در دست عده‌ای محدود و عدم بازتوزیع ثروت در میان جمعیت، دست به یک کنش اثربخش بزند، تلاش می‌کند جلوه‌های نابرابری را از سطح شهر بزداید. در پیمانی نانوشته دولت و طبقه متوسط این رسالت را بر دوش می‌گیرند تا با هر ابزاری، منظرهای ناخوشایند نابرابری را پاک کنند.
 سیاست‌های مختلف دولتی، معمولا با محوریت شهرداری آغاز می‌شود .
اولین اقدام جمع‌آوری ضربتی تمام جلوه‌های نابرابری از جلوی چشمان شهروندان است. کودکان کار از چهارراه‌ها جمع‌آوری می‌شوند، اگر به‌طور کلی با دستفروشان برخورد نشود، مکان خاصی را در یک نقطه از شهر در اختیار آنها قرار می‌دهند تا روزانه در سطح شهر دیده نشوند. کارتن‌خواب‌ها به مراکز موقتی مددکاری انتقال داده می‌شوند و با متکدیان برخورد می‌شود. پیام‌های آموزشی مختلفی در نقاط شهر نصب می‌شود که در مورد عواقب خرید از دستفروشان و کمک به متکدیان به شهروندان هشدار می‌دهند و از تلویزیون برنامه‌های مختلفی برای نشان دادن آسیب‌های مشاغل کاذب برای اقتصاد کشور پخش می‌شود.
 اما داستان تنها به این فعالیت‌های از بالا و نظام‌مند محدود نمی‌شود. طبقه‌ی متوسط باید رسالت تاریخی خود را به انجام برساند. طبقه متوسط وظیفه‌ی رهایی از عذاب وجدان جمعی و مسئولیت‌زدایی از خود و دولت را بر عهده می‌گیرد. انجام امور خیرخواهانه جمعی با تبلیغات وسیع در دستور کار قرار می‌گیرد. حرکتی که هماهنگ با سیاست‌های ضربتی دولتی، تلاش می‌کند فضای زیبا را به شهر بازگرداند. بنرهای رنگارنگ و زیبای جشنواره‌های غذا، بازارچه‌های زیبای خیریه، جمع‌آوری پول برای کودکان بی‌سرپرست، پرداخت دیه‌ی زندانیان نیازمند و دیوارهای مهربانی که در شهر بر پا می‌شود.
هر روز ابتکاری نو برای کمک به فرودستان. به جای این که غذای خود را در یک رستوران مجلل فست فود در سطح شهر میل کنیم به یکی از جشنواره‌های غذا می‌رویم و با خرید یک کاسه آش، هم شکم خود را سیر می‌کنیم و هم شکم یک نیازمند را. چه چیزی از این زیباتر؟ لباسی که دیگر میلی به پوشیدنش را نداریم روی دیوار مهربانی آویزان می‌کنیم تا هم خودمان لباسی نو بخریم و هم لباسی را بر تن کارتن‌خوابی کنیم. این گونه است که هم حس نوع‌دوستی و نیاز طبقه متوسط برای ابراز وجود و فرار از عدم اثربخشی برطرف می‌شود، هم نیاز فرودستان برطرف می‌شود و هم همان سیستم معیوب بازتوزیع ثروت به کار خود ادامه می‌دهد. طبقه متوسط شادمان از به انجام رسانیدن وظیفه انسانی خود به امور روزمره خود ادامه می‌دهد و فرد نیازمند نیز فردا منتظر می‌ماند تا لباسی روی دیوار مهربانی آویزان شود و یک وعده غذایی دیگر سر برسد. وضعیت به‌گونه‌ای نظم می‌گیرد که نیاز فرودستان در امتداد منافع طبقه متوسط و ثروتمندان قرار بگیرد. فرودستی که برای بر طرف کردن نیاز خود اجازه ندارد دستفروشی کند باید منتظر بماند تا یک نفر وجدانش ناراحت شود و به این نیاز پیدا کند که حس نوع‌دوستی خود را ارضا کند. روی دیوار مهربانی لباسی آویزان کند و از جشنواره خیریه غذایی بخرد. انجام امور خیریه نمایشی در ابعاد وسیع، بیشتر از این که نیاز فرودستی را بر طرف کند، در خدمت منافع طبقه متوسط و ثروتمندان و نفع برندگان از تداوم وضع موجود است.
 با همه‌ی این اوصاف، شاید این مسئله مطرح شود که وقتی فعلا فرد نیازمندی به یک وعده غذایی روزانه احتیاج دارد تا زنده بماند، تلاش کنیم فعلا او زنده بماند. در این سرمای زمستان، لباس گرمی را برای کارتن‌خوابی روی دیوار مهربانی آویزان کنیم تا فعلا از سرمای کشنده جان سالم به در برد. اما نباید این فعالیت‌ها باعث غفلت از این پرسش شود که چرا سیاست‌های بازتوزیع ثروت که می‌تواند بر روی کاهش نابرابری‌های اجتماعی تاثیرگذار باشد، در ایران امروز ناکارآمد شده است؟ چرا به‌رغم افزایش روزانه‌ی فعالیت‌های خیرخواهانه در ابعاد وسیع هر روز به شکاف طبقاتی افزوده و نیاز برای انجام این امور بیشتر احساس می‌شود‌؟ انجام مداوم امور خیرخواهانه مقطعی و نمایشی بدون چشم‌اندازی برای تغییرات بلندمدت، نه تنها در راستای کمک به فرودستان نخواهد بود، بلکه با کمک به استمرار وضعیت معیوب اقتصادی، منجر به افزایش جمعیت فرودستان و بیشتر شدن میزان نابرابری خواهد شد.

منبع: شهاب سامانی/ میدان 
 


 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی


برچسب ها: مهربانی، کارتن‌خواب، نابرابری‌های اجتماعی، شکاف طبقاتی، دیوار مهربانی، اقدامات جمعی نمایشی، امور خیرخواهانه،


نوشته شده در تاریخ جمعه 16 بهمن 1394 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

http://s7.picofile.com/file/8237187618/MOHAMMAD_REZAA_PAHLAVY_HAJ_1.jpeg

http://s7.picofile.com/file/8237189118/MOHAMMAD_REZAA_PAHLAVY_HAJ_2.jpeg

 

http://s6.picofile.com/file/8237189818/MOHAMMAD_REZAA_PAHLAVY_MASH_HAD_1.jpeg

محمد رضا پهلوی در حال زیارت خانه خدا وَ مشهد مقدس

 

http://s6.picofile.com/file/8237190634/ESR8EEL_JANGAFRUZY_NEGAR8NYE_JAH8NY_1.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8237191350/P8KEST8N_ZARBO_SHATME_TAZ8HORKONANDEG8N_1.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8237191842/D8ESH_ESL8ME_AAMR3K8EE_1.jpeg

 

http://s6.picofile.com/file/8237192634/ENGELEST8N_ZARBO_SHATME_TAZ8HORKONANDEG8N_1.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8237196042/AHMADYNEJ8D_S8DEH_Z3STY_1.jpeg

 

http://s6.picofile.com/file/8237196700/EM8M_15_XORD8DE_1342_1.jpg

 

 

  فاصله-ی شعار تا عمل ...  

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 


 بانوی باحجابی داشت در یکی از سوپرمارکت‌های زنجیره‌ای در فرانسه خرید می‌کرد؛ خریدش که تمام شد برای پرداخت رفت پشت صندوق. صندوق‌دار زنی بی‌حجاب و اصالتاً عرب بود. صندوق‌دار نگاهی از روی تمسخر به او انداخت و همینطور که داشت بارکد اجناس را می‌گرفت اجناس او را با حالتی متکبرانه به گوشه میز می‌انداخت. اما خانم باحجاب ما که روبنده بر چهره داشت خونسرد بود و چیزی نمی‌گفت و این باعث می‌شد صندوقدار بیشتر عصبانی شود!
 بالاخره صندوق‌دار طاقت نیاورد و گفت: «ما اینجا توی فرانسه خودمون هزار تا مشکل و بحران داریم و این نقابی که تو روی صورتت داری یکی از همین مشکلاته که عاملش تو و امثال تو هستید! ما اینجا اومدیم برای زندگی و کار نه برای به نمایش گذاشتن دین و تاریخ! اگه می‌خوای دینت رو نمایش بدی یا روبنده به صورت بزنی برو به کشور خودت و هر جور می‌خوای زندگی کن!»
 خانم محجبه اجناسی رو که خریده بود توی نایلون گذاشت، نگاهی به صندق‌دار کرد
روبنده را از چهره برداشت و در پاسخ خانم صندوق‌دار که از دیدن چهرهٔ اروپایی و چشمان رنگین او جا خورده بود گفت:
 «من جد اندر جد فرانسوی هستم…این دین من است و اینجا وطنم…شما دینتان را فروختید و ما خریدیم.
 



برچسب ها: شعار، عملگرایی، حجاب، بی حجاب، فرانسه، تمسخر، دین فروشی،


نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 15 بهمن 1394 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

http://s6.picofile.com/file/8237059600/MAHDY_BYAA_2.jpeg

http://s7.picofile.com/file/8237060434/MAHDY_BYAA_4.jpeg

 

http://s6.picofile.com/file/8237061484/MAHDY_BYAA_6.jpeg

 

http://s7.picofile.com/file/8237062384/MAHDY_BYAA_3.jpeg

 

http://s6.picofile.com/file/8237062992/MAHDY_BYAA_5.jpeg

 

 

 

 به دیدارم بیا هر شب ...
 



به دیدارم بیا هر شب، در این تنهایی ِ تنها و تاریک ِ خدا مانند
دلم تنگ است
بیا ای روشن، ای روشن‌تر از لبخند
شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهی‌ها
دلم تنگ است
بیا بنگر، چه غمگین و غریبانه
در این ایوان سرپوشیده، وین تالاب مالامال
دلی خوش کرده‌ام با این پرستوها و ماهی‌ها
و این نیلوفر آبی و این تالاب مهتابی
بیا ای همگناه ِ من درین برزخ
بهشتم نیز و هم دوزخ
به دیدارم بیا، ای همگناه، ای مهربان با من
که اینان زود می‌پوشند رو در خواب‌های بی گناهی‌ها
و من می‌مانم و بیداد بی خوابی
در این ایوان سرپوشیدهٔ متروک
شب افتاده ست و در تالاب ِ من دیری ست
که در خوابند آن نیلوفر آبی و ماهی‌ها، پرستوها
بیا امشب که بس تاریک و تن‌هایم
بیا ای روشنی، اما بپوشان روی
که می‌ترسم ترا خورشید پندارند
و می‌ترسم همه از خواب برخیزند
و می‌ترسم همه از خواب برخیزند
و می‌ترسم که چشم از خواب بردارند
نمی‌خواهم ببیند هیچ کس ما را
نمی‌خواهم بداند هیچ کس ما را
و نیلوفر که سر بر می‌کشد از آب
پرستوها که با پرواز و با آواز
و ماهی‌ها که با آن رقص غوغایی
نمی‌خواهم بفهمانند بیدارند
شب افتاده ست و من تنها و تاریکم
و در ایوان و در تالاب من دیری ست در خوابند
پرستوها و ماهی‌ها و آن نیلوفر آبی
بیا ای مهربان با من!
بیا ای یاد مهتابی!

 

 «مهدی اخوان ثالث»

 


 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی


برچسب ها: دیدار، تنهایی، دلتنگ، بی خوابی، خورشید، مهدی اخوان ثالث،


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 14 بهمن 1394 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

http://s6.picofile.com/file/8236857184/MIR_ALI_ABOLFAZL_MOD3R_AAMELE_S8MENALHOJAJ_1.jpg

http://s7.picofile.com/file/8236858192/PAD3DEH_SH8ND3Z_1.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8236859126/PAD3DEH_SH8ND3Z_MOD3R_AAMEL_MOHSEN_PAHLEV8N_1.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8236859776/PAD3DEH_SH8ND3Z_2.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8236863292/PAD3DEH_SH8ND3Z_MOD3R_AAMEL_MOHSEN_PAHLEV8N_2.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8236864068/M3Z8N_SHEREKATE_2.jpeg

 

توکلی: دستگاه‌های مسئول شریک خلافکاری موسسات مالی غیرمجاز هستند ... دستگاه‌های مسئول شریک خلافکاری موسسات مالی غیرمجاز هستند ...

 توکلی: دستگاه‌های مسئول شریک


خلافکاری موسسات مالی غیرمجاز هستند ...  


  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

   توکلی ، «رئیس هیئت مدیره دیدبان شفافیت و عدالت» با اشاره به اینکه نباید مردم را در جریان اعتماد به مؤسسات مالی غیرمجاز ملامت کرد، گفت: مردم در این زمینه به حکومت اعتماد کردند و دستگاه‌های مسئول باید خود را شریک خلافکاری‌های این مؤسسات بدانند که به موقع از گسترش آنها جلوگیری نکردند.
 به گزارش الف به نقل از خبرگزاری ها، احمد توکلی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی امروز سه‌شنبه ۲۲ دی در نشست خبری با خبرنگاران با اشاره به حوادث بازار مالی ایران در چند سال اخیر که آثار کوتاه مدت و بلندمدت دارد وجه مشترک آنها را ناتوانی در ایفای تعهدات از سوی برخی شرکت‌های تبلیغ شده و مؤسسات غیرمجاز خواند و گفت:
نکته مهم این است که عمده این شرکت‌ها از تائید رسمی برای تبلیغ خودشان استفاده کردند. بنده به عنوان رئیس هیئت مدیره دیده بان و شفافیت عدالت و همچنین نماینده مردم در مجلس این مسائل را بررسی کرده‌ام و اکنون اعلام می‌کنم مال باختگان حق دارند گله‌مند باشند که با عنوان اعتباربخشی فریب خورده‌اند.
 وی با طرح این سؤال که چرا باید مردم را درباره اطمینان به این شرکت‌ها ملامت کنیم، اظهار داشت:
‌ مردم در این زمینه به حکومتی اعتماد کردند و حتی اگر طمع را در فریب خوردن از این شرکت‌ها مؤثر بدانیم اما رفتارهای دستگاه های مسئول در این فریب مؤثر بوده است.
 توکلی با تاکید بر اینکه
اگر مدیرعامل شرکت ثامن‌الحجج بازداشت نشود فرایند رسیدگی مختل شده و ممکن است با جابجایی حساب‌ها و اعمال نفوذ دیگر امکان بازگرداندن سرمایه مردم نباشد، گفت:
دستگاه‌های حکومتی باید خود را شریک خلافکاری‌های مؤسسات غیرمجاز بدانند چرا که به موقع از توسعه آنها جلوگیری نکردند.
 وی با اشاره به استفاده
شرکت پدیده از صدا و سیما برای تبلیغ خود آن را نشان‌دهنده تائید این مؤسسه از سوی اجزایی از حاکمیت دانست و بیان داشت: به عنوان مثال شرکت «میزان» و «ثامن‌الحجج» از نشان قوه قضائیه برای سردر دفتر خود استفاده می‌کنند.
نماینده مردم تهران در مجلس
اینگونه اقدامات را هزینه کردن از آبروی حاصل شده از خون شهدای این کشور برای مقاصد مالی برشمرد و گفت:
آن روز که شرکت ثامن‌الحجج با سرمایه‌ای اندک به عنوان مؤسسه‌ای تعاونی افتتاح شد و بلافاصله پی در پی شعبه افتتاح کرد، مسئولان کجا بودند؟  
وی تصریح کرد:
اگر فردی عادی بخشی از منزل خود را تبدیل به زیرپله کرده تا فرزندش در آن به کسب و کار بپردازد یا کلیسایی در بخش کوچکی از ساختمان خود کلیدسازی راه‌اندازی کند از سوی دستگاه‌های قضایی برایشان مزاحمت ایجاد می‌شود اما چگونه است که مؤسسه‌ای با ۶ میلیون تومان آغاز به کار می‌کند و پس از آن ۵۰۰ شعبه افتتاح می‌کند ولی کسی متعرض آن نمی‌شود؟  
 رئیس هیئت مدیره دیده بان شفافیت و عدالت با بیان اینکه اقدامات در رابطه با مؤسسه میزان نسبتا خوب انجام شد، اظهار کرد: مشکلات مردم در رابطه با میزان به خوبی برطرف خواهد شد و در مورد شرکت پدیده نیز کارهای سنگینی انجام شده است و نمایندگانی همچون بحرینی نماینده مشهد اقدامات و پیشنهادات خوبی داشته که امیدواریم رئیس بانک مرکزی همت بیشتری را تا عملیات ‌سازی آنها انجام دهد.
 وی بیان داشت: محض اطمینان سهامداران شرکت پدیده اعلام می‌کنم که راه حل مورد توافق افراد مسئول عملیاتی به نظر رسیده و آنها به حقوق از دست رفته خود خواهند رسید.
 وی به سپرده‌گذاران توصیه کرد آرامش خود را حفظ کنند و ابزار دست مدیرعامل شرکت قرار نگیرند.
 وی با تاکید بر اینکه اتلاف وقت در قبال تخلفات مؤسسات مالی غیرمجاز چاره کار نیست، خاطرنشان کرد:
چند ماه پیش با آقای طیب‌نیا وزیر اقتصاد گفتم نگذارید مردم به این نتیجه برسند که حتی اگر شرکتی مجاز هم از مردم درخواست سرمایه‌گذاری کرد مردم به آن اعتماد نکنند.
 توکلی با اشاره به اینکه
"ابوالفضل میرعلی" مؤسس ثامن‌الحجج فردی مسئله‌دار است گفت: این شخص ۱۱۹ فقره چک برگشتی رفع سوء اثر شده دارد و مشخص نیست چه کسانی از وی حمایت می‌کنند که هرچه می‌گذرد این فرد باز با کمال وقاحت تخلفات خود را ادامه می‌دهد.
 نماینده مردم تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر ادامه داد:
سال ۹۳ که بنده عضو شورای پول و اعتبار بودم پرونده مؤسسه ثامن‌الحجج مطرح شد و با توضیحات بانک مرکزی و پشتیبانی امثال بنده تعطیلی این مؤسسه تصویب شد هرچند که قبل از آن نیز این مؤسسه مجوزات لازم را نداشت.
 رئیس هیئت مدیره دیده بان شفافیت و عدالت تصریح کرد:
اما از ۱۰ تیر ۹۳ تاکنون بسته شدن این مؤسسه میان زمین و هوا باقی مانده البته بانک مرکزی اقدامات لازم و نامه نگاری‌های ضروری را انجام می‌دهد اما اگر بنده جای رئیس بانک مرکزی بودم خودم شخصا به دنبال نامه‌هایم می‌رفتم تا جواب بگیرم.
 وی
آزاد بودن مالک مؤسسه ثامن‌الحجج را موجب تداوم تخلفاتش برشمرد و با اشاره به افتتاح شعبه جدید مؤسسه در همین ماه، افزود: ما همانطور که درباره بابک زنجانی تقاضای بازداشت کردیم درباره مالک مؤسسه ثامن نیز همین درخواست را نیز داریم چون هم‌اکنون احتمال زیادی وجود دارد که بتوان حقوق سهامداران را استیفا کرد اما بیم آن می‌رود که با جابجایی حساب‌ها و اعمال نفوذ و اعطای رشوه، برخی امکانات و راه‌حل‌ها برای بازگرداندن سرمایه مردم از دست برود.
 رئیس هیئت مدیره دیدبان شفافیت و عدالت
با اشاره به سرمایه‌گذاری‌ها و ولخرجی‌های گسترده مؤسسه ثامن‌الحجج نیز اظهار کرد: از پیراهن بازیکنان مشهور تا بیلبوردهای شهرداری و چهارچوب تلویزیون تبلیغات و ولخرجی‌های این مؤسسه کاملا نمایان است.
وی افزود:
این مؤسسه از نام امام رضا (ع) ناجوانمردانه سوءاستفاده کرده است.
توکلی با اشاره به اینکه برای حل مشکل ثامن‌الحجج به دنبال راه حل‌هایی مانند مشکل مؤسسه میزان هستیم، گفت: تجربه من می گوید
اگر مالک مؤسسه ثامن‌الحجج به همین صورت رها شود و بازداشت نشود مطمئنا به تخلفات خود ادامه خواهد داد، زیرا در همین چند ماهه اخیر نیز با وقاحت شعبه‌های دیگری را افتتاح کرده‌اند.
 وی در پاسخ به سؤالی درباره سوءاستفاده مالک این مؤسسه از نسبت خود با برخی مسئولان منطقه ابراز بی‌اطلاعی کرد و افزود:
تصور این است که اگر مالک مؤسسه ثامن‌الحجج بازداشت نشود ممکن است با تفاهمات بتوان میزان دقیق دارایی‌های آن را شناخت و حقوق مردم را بازگرداند اما تجربه به ما نشان می‌دهد اگر وی بازداشت نشود فرایند رسیدگی به پرونده این مؤسسه مختل خواهد شد و تا مسئولان بخواهند به این موضوع پرداخته و مدارک را ارائه کند مبلغ هنگفتی پول توسط وی جابجا می‌شود.
 توکلی در بخش دیگری از این نشست با بیان اینکه شرکت پردیس‌بان یک مصیبت دیگر برای مردم است گفت: اطلاعات استان قزوین و ضابطان قضایی هنگام آغاز به کار این پروژه کجا بودند؟
توکلی اظهار داشت:
زمانی که کاسپین ۶۶ طبقه طراحی شده با کامپیوتر برای مردم تبلیغ می‌شود آنها نیز برای خرید این ساختمان اقدام می‌کنند.
 نماینده مردم تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر با اشاره به سخنان برخی مال‌ باختگان پردیس‌بان که تأییدیه نمایندگان خود را در مورد این شرکت داشتند نیز گفت:
متأسفانه برخی از نمایندگان به دلیل اشتیاق سرمایه‌گذاری در حوزه‌های انتخابیه‌شان کلاه بر سرشان رفته است.
 نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با اشاره به اینکه
پروژه پردیس‌بان حتی به اندازه شرکت «پدیده» ساخت و ساز نکرده بلکه صرفا بیابان را به مردم فروخته و تنها به صورت کاغذی بوده است گفت: نهادهای مسئول باید جبران کوتاهی‌های خود را در قبال سوءاستفاده مؤسسات مالی از اعتماد مردم بکنند.
 


 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی


برچسب ها: مؤسسات مالی غیرمجاز، شرکت ثامن‌الحجج، شریک خلافکاری‌های مؤسسات، صدا و سیما، شرکت «میزان، ابوالفضل میرعلی، پـــدیـــده شـانـــدیـــز،



نوشته شده در تاریخ سه شنبه 13 بهمن 1394 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

http://s3.picofile.com/file/8213281468/GORG_DAR_LEB8SE_M3SH_2.jpg

http://s2.picofile.com/file/8171504392/GORG_DAR_LEB8SE_MYSH_2.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8205276926/MON8FEQ_3.jpeg

 

http://s5.picofile.com/file/8114760234/DO_ROO_R3YAAK8R_MON8FEQ_1.jpg

 

http://s2.picofile.com/file/7714413331/DORUQGOO_KAMH8FEZE_.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8225064192/DORUQGU3YE_RES8NEHAA_1.jpeg

 

http://s3.picofile.com/file/8225066034/DORUQGU3YE_RES8NEHAA_3.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/7957139886/DORUQGUYE_HERFE_EE_2.jpeg

 

 

http://s1.picofile.com/file/7786670535/TAXRYB_CHOM8Q_2.jpg

 

 

  من از اعمال زشت خلق نادرویش می ترسم
 

 

 

 من از عقرب نمی ترسم ولی از نیش می ترسم / ندارم شکوه از بیگانگان از خویش می ترسم

 ندارم وحشتی از شیر وببر و حمله گرگان / از آن گرگی که می پوشد لباس میش می ترسم

 مرا با جوفروشان سربازار کاری نیست / من از گندم نمایان ارادت کیش می ترسم

 ندارم وحشت از جنگ ونفاق وقتل وخونریزی / من از این آتش افروزان صلح اندیش می ترسم

 به شیخی گفت کسی, از چه می تر سی زمی ؟ گفتا / ز می خوردن ندارم بیم از مستیش می ترسم

 مرا باخانقاه وخرقه وکشکول کاری نیست / من از اعمال زشت خلق نادرویش می ترسم

 چه خوش گفت این سخن مردسخن سنجی که می گوید / مرا ازمرگ باکی نیست ازسختیش می ترسم

 من ژولیده را نبود هراسی از سخن گفتن / ولیکن از زبان خویش بیش از پیش می ترسم


 «ژولیده-ی نیشابوری»
 



برچسب ها: شکوه از خویش، گرگ در لباس میش، گندم نما، نادرویش، ترس از زبان، ژولیده-ی نیشابوری،


نوشته شده در تاریخ سه شنبه 13 بهمن 1394 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

http://s7.picofile.com/file/8236552742/SHEYXE_BAH8EE_1.jpg

http://s6.picofile.com/file/8236553468/Q8ZYOL_QOZ8T_1.jpg

 

 

http://s6.picofile.com/file/8236553876/SH8H_ABB8S_1.jpg

 

 

  مَردم مُفت-حرفزن ِ سیاهکار ...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 


 شاه عباس صفوی به شیخ بهایى گفت: دلم می ‏خواهد ترا قاضى القضات کشور نمایم تا همانطور که معارف را نظم دادى، دادگسترى را هم سر و سامانى بدهی، بلکه حق مردم رعایت شود.
شیخ بهایى گفت: من یک هفته مهلت می ‏خواهم تا پس از گذشت آن و اتفاقاتى که پیش خواهد آمد، چنانچه باز هم اراده‌ی ملوکانه بر این نظر باقى بود دست به کار شوم و الا به همان کار فرهنگ بپردازم ... شاه قبول کرد. فردا شیخ سوار بر الاغش شده و به مصلای خارج از شهر رفت افسار الاغش را به تنه درختى بست و وضو گرفت، عصای خود را کنارى گذاشت و براى نماز ایستاد، در این حال رهگذرى که از آنجا می ‏گذشت، شیخ را شناخت، پیش آمد و سلام کرد. شیخ قبل از نماز خواندن جواب سلام را داد و گفت: اى بنده خدا من می‏دانم که ساعت مرگ من فرار رسیده و در حال نماز زمین مرا مى بلعد!!! تو اینجا بنشین و بعد از مرگ من الاغ و عصاى مرا بردار، برو به شهر به منزل من خبر بده و بگو شیخ به زمین فرو رفت و لیکن چون قدرت و جرات دیدن عزرائیل را ندارى چشمانت را بر هم بگذار و پس از خواندن هفتاد مرتبه قل هو الله احد مجددا چشم هایت را باز کن و آن وقت همان كاری كه گفتم بكن!!!!
 مرد با شنیدن این حرف با ترس و لرز به روى زمین نشست و چشمان خود را بر هم نهاد و شیخ هم عمامه خود را در محل نماز به جاى گذاشته، فوراً به پشت دیوارى رفت از آنجا به کوچه ‏اى گریخت و مخفیانه خود را به خانه خویش رسانیده و به افراد خانواده خود گفت: امروز هر کس سراغ مرا گرفت بگوئید به مصلا رفته و برنگشته، فردا صبح زود هم من مخفیانه میروم پیش شاه و قصدى دارم که بعداً معلوم می شود...
 شیخ بهایى فردا صبح قبل از طلوع آفتاب به دربار رفت و چون از نزدیکان شاه بود، هنگام بیدار شدن شاه اجازه حضور خواست و چون به خدمت پادشاه رسید عرض کرد: « اعلیحضرت، میخواهم کوتاهى عقل بعضى از مردم و شهادت آنها را فقط به سبب دیدن یک موضوع، به شاه نشان دهم پس ببینید مردم چگونه عقل خود را از دست می دهند و مطلب را به خودشان اشتباه می فهمانند »؟!! شاه عباس با تعجب پرسید: ماجرا چیست؟ شیخ بهایى گفت: «من دیروز به رهگذرى گفتم که چشمت را هم بگذار که زمین مرا خواهد بلعید و چون چشم بر هم نهاد من خود را مخفى ساخته و به خانه رفتم و از آن ساعت تا به حال غیر از افراد خانواده ام، کسى مرا ندیده و فقط عمامه خود را با عصا و الاغ در محل مصلى گذاشتم، ولى از دیروز بعدازظهر تا به حال در شهر شایع شده که من به زمین فرو رفتم و این قدر این حرف تکرار شده که هر کس می گوید من خودم دیدم که شیخ بهایى به زمین فرو رفت!!! حالا اجازه فرمایید شهود حاضر شوند»!
 به دستور شاه مردم در میدان شاه و مسجد شاه و عمارت‏هاى عالى قاپو و تالارها و عمارت مطبخ و عمارت گنبد و غیره جمع شدند، جمعیت به قدرى بود که راه عبور بسته شد، لذا از طرف رئیس تشریفات امر شد که از هر محلى یک نفر شخص متدین و فاضل و مسن و عادل براى شهادت تعیین کنند تا به نمایندگى مردم آن محل به حضور شاه بیاید و درباره فقدان شیخ بهایى شهادت بدهند...
 بدین ترتیب 17 نفر شخص معتمد و واجد شرایط از 17 محله ی آن زمان اصفهان تعیین شدند و چون به حضور شاه رسیدند ، هر کدام به ترتیب گفتند: به چشم خود دیدم که چگونه زمین شیخ را بلعید!
 دیگرى گفت: «خیلى وحشتناک بود ناگهان زمین دهان باز کرد و شیخ را مثل یک لقمه غذا در خود فرو برد».
سومى گفت: به تاج شاه قسم که دیدم چگونه شیخ التماس می کرد و به درگاه خدا گریه و زاری می نمود.
چهارمى ‏گفت: خدا را شاهد می گیرم که دیدم شیخ تا کمر در خاک فرو رفته بود و چشمانش از شدت فشارى که بر سینه ‏اش وارد می آمد از کاسه سر بیرون زده بود!!!
 به همین ترتیب هر یک از آن هفده نفر شهادت دادند.
 شاه با حیرت و تعجب به سخنان آنها گوش می کرد و عاقبت شاه آنها را مرخص کرد و خطاب به آنها گفت: بروید و مجلس عزا و ترحیم هم لازم نیست زیرا معلوم می شود شیخ بهایى گناهکار بوده است!
 وقتى مردم و شاهدان عینى رفتند، شیخ مجدداً به حضور شاه رسید و گفت: قبله‌ی عالم! عقل و شعور مردم را دیدید؟ شاه گفت: آرى، ولى مقصودت از این بازى چه بود؟ شیخ عرض کرد: به من فرمودید، قاضى القضات شوم. شاه گفت: بله ولى این موضوع چه ارتباطی به آن دارد؟ شیخ گفت: من چگونه می توانم قاضى القضات شوم با اینکه می دانم مردم هر شهادتى بدهند معلوم نیست که درست باشد، آن وقت حق گناهکاران یا بى گناهان را به گردن بگیرم. اما اگر امر می فرمایید ناچار به اطاعتم!
 شاه عباس گفت: چون مقام علمى تو را به دیده ی احترام نگاه کرده و میکنم لازم نیست به قضاوت بپردازى، همان بهتر که به کار فرهنگ مشغول باشى !!!

 



برچسب ها: مُفت-حرفزن، سیاهکار، شیخ بهایى، قاضى القضات، به زمین فرو رفتن، گواهی دروغ، شعور مردم،


نوشته شده در تاریخ دوشنبه 12 بهمن 1394 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

http://s6.picofile.com/file/8236394042/S8NSOR_D3KT8TORY_1.jpg

http://s6.picofile.com/file/8236394118/S8NSOR_D3KT8TORY_2.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8236394200/S8NSOR_D3KT8TORY_3.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8236394242/SAH8BY_YADOLL8H_JAN_NATY_MAJLESE_AW_WAL.jpg

 

 

 

 حضرات صدا وُ سیما خوب نیس

 مَردمو انقدر بد-عادت کنین! ...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 


آفتاب : در آستانه انتخابات مجلس دهم، صداوسیما دست به ابتکار جالبی زده است و زوایای روشن و تاریک 9 دوره گذشته مجلس شورای اسلامی را در مستندی به نام «پارلمان» به تصویر می‌کشد. یکی از برجسته ترین ویژگی‌های این برنامه سانسور نکردن افراد به ویژه تصویر آنها است. در مستند پارلمان برای اولین بار تصاویر دسته اولی از نطق‌ها و جنجال‌های مجالس مختلف پیش روی مخاطب است و از این جهت این برنامه نسبت به دیگر مستندهای صداوسیما دارای ویژگی‌های منحصر به فردی است.
به گزارش عصر ایران، سانسور نشدن افراد در این برنامه اما جنجال‌های فراوانی را به وجود آورد. نشان دادن تصویر رئیس دولت اصلاحات، مهدی کروبی، مهندس مهدی بازرگان، یدالله سحابی و .... باعث شد تا مردم از خود بپرسند که آیا این تصاویر واقعا از صداوسیما در حال پخش است؟
 در کنار این علامت سوال برخی دیگر نیز صدای اعتراض بلند کردند که چرا تصاویر این افراد باید از صداوسیما پخش شود؟ مدیر کل روابط عمومی صداوسیما در پاسخ به این اعتراض‌ها گفته است:« واقعیت این است که این برنامه به عنوان یک مستند گزارشی تلاش می کند زوایای مختلف وقایع و رویدادهای انقلاب را به شکل واقع گرایانه بازگو کند؛ بنابراین اقتضای این رویکرد ایجاب می کند که تصاویری از آن رویدادها در گزارش های مستند به نمایش درآید.»
 سوالی که در این میان مطرح می‌شود این معناست که چرا پخش تصاویر کارگزاران نظام جمهوری اسلامی در ادوار مختلف این همه در جامعه حساسیت ایجاد کرده است؟
 برای پاسخ به این سوال باید به عملکرد صداوسیما رجوع کنیم. صداوسیمای جمهوری اسلامی در سال‌های گذشته به دلیل داشتن نگاه سیاسی و جناحی به مسائل کشور نتوانست آنگونه که باید وظیفه ملی خود را انجام دهد. نزدیکی روسای صداوسیما به یک جناح خاص آنها را بر آن می‌داشت که بیشترین زمان برنامه‌های صداوسیما را در اختیار جناح متبوع خود قرار دهند. همین رفتار باعث شد که کم کم رقیب از حضور در صداوسیما محروم شود. این معنا به ویژه بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 پررنگ تر نیز شد. صداوسیما به دلیل آنچه خود واقعیت می‌پنداشت، دست به سانسور جریان اصلاحات زد و در یک دستورالعمل نانوشته تمام سران این جریان را از رسانه ملی حذف کرد.
 این رسانه حتی در بسیاری از مواقع هاشمی رفسنجانی رئیس سابق قوای مقننه و مجریه و همچنین رئیس فعلی مجمع تشخیص مصلحت نظام را از تیغ سانسور خود عبور می‌داد. به طور مثال سایت اینترنتی هاشمی رفسنجانی با اشاره به یکی از این سانسورها نوشت:« در حالیکه ایشان براساس مستندات و تصاویر موجود در سایت‌های دفتر مقام معظم رهبری و روابط عمومی مجمع تشخیص مصلحت نظام در مراسمی که به مناسبت گرامیداشت حجاج جان‌باخته، در حسینیه امام خمینی و با حضور آیت‌الله خامنه‌ای برگزار شده بود، شرکت کرده بود، اما رسانه ملی در تمام بخش‌های خبری 24 ساعت گذشته چنان ماهرانه با تیغ سانسور فیلم‌ها را برش داد و پخش کرد تا هیچ بیننده‌ای متوجه نشود که رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز در این مراسم حضور داشته است! جای شگفتی است که رسانه ملی برای اجرای سیاست‌های خود از کجا خط می‌گیرد که حتی جسورانه چنین اقدامی می‌نماید، که امیدواریم مسؤولان مربوطه، به وجدان خویش به مردم ایران و به تاریخ انقلاب اسلامی پاسخ دهند.»
 همین سانسورهای عجیب و غریب از سوی رسانه ملی باعث شده است تا مردم امروز از خود بپرسند تا آیا واقعا صداوسیما تصویر رئیس دولت اصلاحات را نشان داده است؟ امروز باید از یک اتفاق عادی که نشان دادن رئیس جمهور سابق ایران، رئیس مجلس و یا کارگزاران نظام تعجب کنیم و این در حالی است که بسیاری از معاندین با نظام جمهوری اسلامی بارها و بارها تصاویرشان از سوی صداوسیما پخش شده است.
 به نظر می‌رسد پخش مستند پارلمان می‌تواند تابوی ایجاد شده در صداوسیما را بشکند و تاریخ جمهوری اسلامی را بدون سانسور پخش کند.در جهان امروز روشنگری جای سانسور را گرفته است. سانسور باعث می‌شود مردم به جای صداوسیما به سراغ شبکه‌های ماهواره‌ای بروند و تاریخ جمهوری اسلامی را آنجا جستجو کنند.
 امیدواریم مستنداتی همچون پارلمان با تمام خوبی و بدی‌هایش بازهم در صداوسیما تکرار شود. 

 



برچسب ها: صدا وُ سیما، سانسور، رئیس دولت اصلاحات، مهدی کروبی، مهدی بازرگان، یدالله سحابی، جانبداری جناخی،



نوشته شده در تاریخ شنبه 10 بهمن 1394 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

 

http://s6.picofile.com/file/8236184968/MOSTABED_XODRA_AY_4.jpeg

http://s7.picofile.com/file/8236171784/MOSTABED_XODRA_AY_2.jpeg

 

 

http://s7.picofile.com/file/8236170276/MOSTABED_XODRA_AY_1.jpeg

 

 

 تصمیم گیری برای همه...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 


 تنها و بی محافظ با ماشین در خیابانهای شهر گردش میکرد.اگر آشنایی می دید از ماشین پیاده میشد،خوش و بشی میکرد و به ابراز احساسات عابران پاسخ میداد. از دید بسیاری سرانجام آمده بود پادشاهی که همگان آرزویش را داشتند.تشریفاتی در کار نبود.به شیرخوارگاه کودکان یتیم سر میزد و سخاوتمندانه کمک مالی به آنها را فراموش نمیکرد. فحش های چاروادری پدرش کمتر از زبان او شنیده شد و آموزه های مودب الدوله نفیسی مباشر خاصه و مقتدرش در دوران ولیعهدی را کم و بیش حفظ کرده بود.جوان خوش سیمای خجالتی و کم حرفی که بارها از ابراز احساسات پاک و صادقانه مردم به گریه افتاد و میخواست نگرش بد مردم از روزگار ارعاب و اختناق پدرش بهبود یابد.یکبار که مسیر کوتاه میدان بیست و چهار اسفند(انقلاب)تاچهار راه پهلوی( ولی عصر)را به دلیل انبوهی جمعیت و ابراز احساسات مردم سه ساعته طی کرد به گریه افتاد اما نفهمید که برای تداوم این محبوبیت نیازی به کسب قدرت مطلقه و تهدید و ساواک نیست،همینکه مردم حاکمشان راباور کنند کافی است.

کار به جایی رسید که کسی جرات نداشت به سگ محبوب شاهنشاه چیزی بگوید مبادا صاحبش دلخور شود.سگ بزرگی که هنگام صرف غذا عادت داشت دور میز بچرخد و سر در بشقاب همه فرو کند.یکبار فرح دیبا ملکه ایران به طعنه گفت که همه به خاطر صاحبش تملق این سگ را هم میگویند.اما گوش پادشاه بدهکار این حرف ها نبود.او نتوانست بین شاهی دموکرات و محبوب که سلطنت میکند تا دیکتاتوری که به فکر حکومت است،اولی را انتخاب کند.

اصرارهای فرح دیبا مبنی بر دور کردن افراد چاپلوس و متملق از اطراف او فایده ای نداشت وگاه به مشاجرات جدی بین آن دو منجر میشد.بر اساس اسناد موجود تنها کسی از خانواده سلطنتی که بین مردم عادی و حتی نخبگان به دلیل فعالیت هایش مقداری محبوبیت داشت،شخص ملکه بود که البته اقدامات او حتی با مخالفت و کارشکنی ساواک مواجه میشد.آنقدر که بر اساس خاطرات امیر اسدا...علم،مرد پر نفوذ دوران پهلوی و رفیق صمیمی شاه،بسیاری اوقات ملکه از او میخواست خطرات حتمی که کشور را تهدید میکند به عرض برساند اما او هم حرفش توسط آخرین پادشاه شنیده نمیشد.

شبها هنگامی که در حال قدم زدن در تراس کاخ نیاوران صدای ا...اکبر مردم را از مسجد محله نیاوران میشنید،به تلخی به اطرافیانش گفت دیگر من را مسلمان هم نمیدانند.مسجدی که خود دستور تعمیر و بازسازیش را داده بود. خبر خروج او که منتشر شد روزنامه های عصر تیتر یکشان همین خبر بود.روزنامه اطلاعات با بزرگترین فونت نوشت شاه رفت در حالیکه ان یکی روزنامه عصر نوشته بود شاه رفتند.وقتی در پاویون فرودگاه، روزنامه ها را مشاهده کرد از تیتر روزنامه اطلاعات دلخور شد و خطاب به بختیار گفت قرار بود تا زمانیکه ایران هستم حرمتم حفظ شود.سه روز پس از ترک ایران وقتی تصاویر هوایی راهپیمایی روز اربعین مردم در تلویزیون منتشر شد عده ای از چاپلوسان همراه از او خواستند همانند شارل دو گل رییس جمهور سابق فرانسه که هنگام خطر خیابان شانزه لیزه را مملو از هوادارانش کرد،او هم چنین فراخوانی بدهد.در حالیکه رویش را از پیشنهاد دهنده باز گردانده بود گقت هوادران من هم اکنون در شانزه لیزه هستند نه تهران!این پاسخی ناقص به سوالی بود که یک بار از خودش پرسیده بود.وقتی تظاهرات گسترده روز تاسوعای پنجاه و هفت را از آسمان مشاهده کرد هنگام پیاده شدن با مشت بر بدنه هلیکوپتر کوبید که چرا؟من که در تلاش برای عمران و آبادی ایران کوتاهی نکردم.کوتاهترین پاسخ این بود که بستن دهان همه و تصمیم گیری برای و به جای همه ...

 

 

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 8 بهمن 1394 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

http://s6.picofile.com/file/8235841818/REZQE_HAL8L_1.jpg

http://s7.picofile.com/file/8235843476/TARBYAT_2.jpeg

http://s6.picofile.com/file/8235844384/TARBYAT_4.jpeg

 

http://s7.picofile.com/file/8235845018/TARBYAT_5.jpeg

http://s7.picofile.com/file/8235846218/TARBYAT_1.jpeg

 

http://s6.picofile.com/file/8235847026/TARBYAT_3.jpeg

 

 شوخی «جمهوری اسلامی» با ردصلاحیت ها

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 


   به گزارش ایسنا، روزنامه جمهوری اسلامی در ادامه نوشت: این روزها متنی در همین زمینه در فضای مجازی دست به دست می‌شود که با توصیه ضرورت کوشا بودن در تربیت فرزندان، در واقع مسئولان را به روش اعتدال در برخورد با موضوع صلاحیت‌ها توصیه می‌کند.
به نوشته این روزنامه، متن طنز چنین است: «دختر مرحوم طالقانی، پسر شهید مطهری، پسر شهید اشرفی اصفهانی، نوه امام خمینی، فرزندان هاشمی رفسنجانی، پسر دکتر عارف و ... همگی رد صلاحیت شدند.
لطفاً در تربیت فرزندان کوشا باشید!»

 



برچسب ها: شوخی، ردصلاحیت ها، تربیت فرزندان،

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 7 بهمن 1394 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

http://s6.picofile.com/file/8235644100/H8JBAABAAEE_H_R_WAZ3RE_AAMUZESHO_PARVARESHE_AHMADYNEJ8D_1.jpeg

http://s6.picofile.com/file/8235645592/MADRESEH_SH3NAAB8DE_P3R8NSHAHR_1.jpeg

http://s6.picofile.com/file/8235648126/MADRESEH_SH3NAAB8DE_P3R8NSHAHR_2.jpeg

 

http://s7.picofile.com/file/8235651000/MADRESEH_SH3NAAB8DE_P3R8NSHAHR_4.jpeg

http://s7.picofile.com/file/8235652250/MADRESEH_SH3NAAB8DE_P3R8NSHAHR_5.jpeg

 

http://s7.picofile.com/file/8235654126/MADRESEH_SH3NAAB8DE_P3R8NSHAHR_6.jpeg

 

 

 شوخی آقای وزیر ...  

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 


 ((( یادش بخیر ... انگار همین دیروز بود که رادیوی سراسری ایران ، برنامه-ی مختصر وَ مفیدی را پخش میکرد بنام «تقویم تاریخ» ... برنامه راجع به اتفاقاتی بود که سالگردش رسیده بود ، وقایع مهمی که یکسال پیش روی-داده بود تا مثلا صدها سال قبل! ... هدفشان اطلاع-رسانی وَ نکته-سنجی بود. امیدوارم که هنوز هم برنامه-ای از این قماش باشد. به هر حال تعجب نکنید ، من نه مورّخ-ام نه آنقدر مطلع وُ نکته-سنج که بخواهم در این عرصه «عرض-اندام»-ی بکنم! ... فقط به صرف یادآوری ، یادگیری ، وَ غیره ، گاهی به تقویم تاریخ سایتهای خبری ، مثل همین «آفتاب-نیوز» ، بدنبال مطلبی قابل ذکر میگردم. امروز هم از هفتم بهمن 91 به قبل ، عناوین این سایت خبری را مرور میکردم که مطلب ذیل را مناسب ِ درج در این وبلاگ یافتم ؛ باری به هر جهت ، اگر به ذائقه-ی فکری یا جناحی شما خوش نیامد ، با حُسن ِ ظن ِ خود مرا از برچسبهای ناچسب وَ ناشایست یک «بـــنـــده-ی خداوند» ِ صـدّیـق ِ یـکـتـــا ، مبرّا بفرمایید چون «تا جاییکه عقلم قـَــد میداده» ، «شرم از خدا» را سعی کرده-ام در اولویت اول زندگیم قرار دهم. _ عـبـــد عـا صـی )))

 آفتاب، 18 آذر 1391، جعفر محمدی :  واقعاً چگونه می توان این موضوع را هضم کرد که دختر بچه های دانش آموز با سر و صورت های سوخته در بیمارستان های پیرانشهر ، ارومیه و تبریز بستری اند وناله شان به آسمان است و آن وقت وزیر آموزش و پرورش ، علیرغم دیدن این صحنه ها ، در پاسخ به خبرنگاران ، شوخ طبعی اش گل می کند و خنده کنان به آنها می گوید که چرا قبلاً نگفتید مواظب مدرسه باشیم که آتش نگیرد!
 وقتی اتوبوس حامل دانش آموزان "راهیان نور" ، واژگون شد و ۲۶ دختر دانش آموز بروجنی، مظلومانه کشته شدند ، اولین واکنش وزیر آموزش و پرورش سلب مسوولیت از خود بود ؛ آنجا که حمید رضا حاجی بابایی در پاسخ به سوال خبرنگاران در باره این فاجعه غم انگیز گفت: بروید از مسؤولش بپرسید!
تو گویی که وزارت آموزش و پرورش و وزیرش ، در قبال دانش آموزان مسؤولیتی ندارند!
هنوز جامعه ایران داغدار دانش آموزان بروجنی بود که خبر رسید
دختر بچه های روستای شین آباد پیرانشهر گرفتار شعله های آتش شده و در کلاس درس ، سوخته اند.
 این بار نیز خبرنگاران به نمایندگی از افکار عمومی ، سراغ وزیر رفتند و از او پرسیدند که آیا هنوز تصمیمی برای استعفا ندارد؟
 پاسخ او ، بیش از هر چیزی ، یادآور پاسخ قبلی اش در قبال مرگ دانش آموزان بروجنی بود و نشان می داد که پاسخ قبلی آقای وزیر ، نه یک سهو کلام ، که بخشی از ادبیات غیر مسؤولانه شخص حمید رضا حاجی بابایی است.
 خبر خبرگزاری مهر در این باره را بخوانید: «وزیر آموزش و پرورش در واکنش به سوالی در خصوص درخواست استعفایش توسط برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی به دلیل حادثه آتش سوزی دبستان دخترانه با خنده گفت: خبرنگاران چی؟ خبرنگاران را برکنار کنیم یا نه؟ اگر به موقع خبر می دادید مواظب مدرسه شین آباد پیرانشهر باشید این اتفاق روی نمی داد!»
شاید بتوان گفت که آنچه بر سر دانش آموزان معصوم بروجنی آمد ، صرفاً یک حادثه بوده است یا آنچه در مدرسه روستایی پیرانشهر به وقع پیوست ، در هر جایی امکان حدوث دارد ولی ادبیات وزیر آموزش و پرورش لااقل درقبال این دو حادثه فجیع که طی آنها ، ده ها دانش آموز دختر کشته ، مجروح و مصدوم شده اند ، روایت دیگری از حکایت امروزین آموزش و پرورش ایران دارد.
 واقعاً چگونه می توان این موضوع را هضم کرد که دختر بچه های دانش آموز با سر و صورت های سوخته در بیمارستان های پیرانشهر ، ارومیه و تبریز بستری اند وناله شان به آسمان است و آن وقت وزیر آموزش و پرورش ، علیرغم دیدن این صحنه ها ، در پاسخ به خبرنگاران ، شوخ طبعی اش گل می کند و خنده کنان به آنها می گوید که چرا قبلاً نگفتید مواظب مدرسه باشیم که آتش نگیرد!
 آیا با این روحیه و نوع نگاه ، نباید منتظر فجایعی به مراتب بدتر از رویدادهای تلخ اخیر و البته گل کردن بیشتر شوخ طبعی های آقای وزیر باشیم؟
حتی اگر بتوان ، در حوادث پیش آمده ، گریبان وزیر را رها و او را تبرئه کرد ، نمی توان از کنار نوع گفتار و کردار او با بی اعتنایی گذشت و به بهبود وضعیت آموزش و پرورش ، با چنین نگرشی در صدر آن امید بست هر چند که این نوع "سرسری انگاری مسائل" ، نه فقط در آموزش و پرورش که در جای جای نظام مدیریت اجرایی کشور ، نهادینه شده است کما این که یکی بعد از مسؤولان محلی پیرانشهر ، بعد از این حادثه رقت بار ، در گفت و گو با تلویزیون ، کوشید اوضاع دانش آموزان را عادی جلوه دهد و مدعی شد که فقط چند نفر دچار سوختگی "سطحی شده اند و صد البته خبرنگار صدا و سیما هم که گویا نقش پایه میکروفن را ایفا می کرد نپرسید که اگر موضوع فقط یک سوختگی سطحی است ، چرا مراکز درمانی پیرانشهر نتوانسته اند از عهده درمان یک سوختگی سطحی برآیند و ناگزیر شده اند بچه ها را به بیمارستان های ارومیه و حتی تبریز در استان مجاور ببرند و بستری کنند؟!
 به گزارش عصرایران،مخلص کلام آن که تا زمانی که مسؤولیت پذیری مسوولان در ایران ، در قالب شوخی و گل و بلبل جلوه دادن اوضاع جلوه گر شود ، پاشنه در بر همین منوالی که هست خواهد چرخید ، چه حاجی بابایی در اتقا وزیر آموزش و پرورش بنشیند و به تداوم وزارتش بیندیشد و چه هرکس دیگری با همین دیدگاه!

 



برچسب ها: حمید رضا حاجی بابایی، مدرسه شین آباد، راهیان نور بروجنی، وزارت آموزش و پرورش، ادبیات غیر مسؤولانه، آتش سوزی دبستان شین آباد، مسؤولیت پذیری،


(تعداد کل صفحات:201)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  




درباره وبلاگ




گر در طلب لقمه نانی،
نانی /
گر در طلب گوهر كانی،
كانی /
این نكته رمز اگر بدانی،
دانی /
هر چیز كه اندر پی آنی،
آنی ...

مـــولانـــا


امام خمینی:

همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. /

باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :