تبلیغات






http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg
http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg








امام خمینی: همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند.

/ باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

وقتی خـــدا غـریـبـــه-ست، آدم شـدن مـحـالـه ...



وقتی خـــدا غـریـبـــه-ست، آدم شـدن مـحـالـه ...

با مردم بودن قریحه-ی ادبی وَ هنری را بیشتر رشد مـیـدهـد ...






نوشته شده در تاریخ یکشنبه 2 مهر 1396 توسط عـبـــد عـا صـی
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 21 آذر 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

تصویر مرتبط

http://s6.picofile.com/file/8222658884/WA_ADEH8YE_TUX8LY_1.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8222658468/WA_ADEH8YE_TUX8LY_2.jpg

 

تصویر مرتبط

 

تصویر مرتبط

 

تصویر مرتبط

 

تصویر مرتبط

 

تصویر مرتبط

 

 انتخاب : مسعود پزشکیان، نایب رییس مجلس شورای اسلامی با بیان این‌که کسی از ما انتظار شنیدن شعار ندارد، گفت:  فتنه جایی بود که وعده‌ها و شعارهایی که در انقلاب می‌گفتیم و به مردم تاکید می‌کردیم که فراهم می‌شود کم کم رو به فراموشی گذاشته شد. چه بخواهیم چه نخواهیم شما روزی خواهید آمد و مملکت را اداره خواهید کرد. آیا شما همان گونه که امروز می‌گویید به حرفهایتان پایدار می مانید؟
 مسعود پزشکیان در مراسم گرامیداشت روز دانشجو که در دانشگاه امیرکبیر و به همت انجمن اسلامی دانشجویان ترقی خواه و انجمن فرهنگ و سیاست پلی تکنیک برگزار شد، افزود:
مملکت را درست کردن کار ساده ای نیست، اینکه بیرون گود بشینیم و بگوییم لنگش کن ساده است، اما هنر این است که در گود باشی و جا نزنی. ما در رشته پزشکی که رشته ماست دعوا سر پول است و این وحشتناک است.
 پزشکیان تاکید کرد: زمان به سرعت می‌گذرد و ما به سرعت کنار می‌رویم و شما جای ما را می‌گیرید. من به عنوان آدمی که از پنجره علم و دانشگاه به موضوعات نگاه می کنیم می گویم که هیچ مشکلی نیست که از نظر علمی حل نشود، پس چرا نتوانستیم مشکلات را حل کنیم؟ چون بلد نبودیم.
آن آقای بیسوادی که می‌رود پشت تریبون و اصلا نمی‌داند که چه باید بگوید و چگونه، فقط حرف می‌زند و فکر می‌کند اگر با قلدری رفتار کند می‌تواند مردم را هم جذب کند.
 نماینده مردم تبریز در مجلس گفت:
من زمانی که از دولت اصلاحات بیرون آمدم و به تبریز بازگشتم هیچ کس طالب همکاری من با خودش نبود، هرچه می‌گفتم می توانم کمکی کنم می گفتند تو را نمی‌خواهیم، از استاندار و فرماندار تا مسئولان دیگر و همین شد که من رفتم به تهران و به طبابت مشغول شدم.
 پزشکیان در پایان گفت:
ما امروز دعواهای الکی داریم و بیهوده به پای هم می‌پیچیم. امروز سخن گفتن از اینکه آمریکا عامل مشکلات ماست دیگر جایگاهی ندارد؛ ما باید بکوشیم که در جهت حل مشکلات گام برداریم.
 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 21 آذر 1396 ساعت 14:52 | نویسنده: عـبـــد عـا صـی 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 20 آذر 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

 آخوندها را نمی شود از تیر برق آویزان کرد! 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 

 

 

 

 

 

 

تصویر مرتبط

شهید آیت الله شیخ فضل الله نوری

نتیجه تصویری برای دار زدن از تیر برق

 

 شفقنا : حجت الاسلام زائری در نوشتاری که در کانال تلگرامی خود قرار داده، آورده است: بدگمانی ها و کینه ها روز به روز دارد بیشتر می شود و فضای دوقطبی و نگاههای رادیکال لحظه به لحظه دارد قدرت افزونتری پیدا می کند.
 در چنین فضایی،
آن که از ریخت من آخوند خوشش نمی آید و احساس می کند باعث و بانی سیاهی روزگارش هستم آرزو دارد یک روز همه آخوند ها را از تیرهای برق خیابان انقلاب آویزان کند و خیالش آسوده شود و آن که بسیجی و حزب اللهی است با خود می اندیشد که کاش می شد همه بی حجاب ها و سگ دارها را به دریاچه نمک قم بریزیم و شرشان را بکنیم و خلاص!
 کاش در هر دو طرف کمی عقل و تدبیر و فهم به جای جوشش احساسات و غلیان عواطف نصیبشان می شد تا بفهمند که نه این جماعت می توانند آخوندها را از تیر برق آویزان کنند و نه آن جماعت می توانند دیگران را به دریا بریزند!
 بخواهیم یا نخواهیم ما باید تفاوت های طبیعی و انسانی را بپذیریم و با هم زندگی کنیم و تحمل همدیگر را داشته باشیم! عقلا و شرعا چاره ای جز رواداری و تساهل و تسامح نیست و این نه تنها با دین و اعتقادات مذهبی ما تعارضی ندارد بلکه عین باورهای دینی ماست تا جایی که در روایت از رسول اکرم صلى الله علیه و آله نقل شده که فرموده اند: “من مات مداریا مات شهیدا/ کسی که با مدارا بمیرد شهید است”.
 خط قرمزها و ضوابط و اصول به جای خود محفوظ است و هیچکس نمی تواند از آنها عبور کند، اما
در عین پافشاری بر مبانی و قواعد بنیادین باید بفهمیم که راهی جز گفتگو، آشنایی، پذیرش دیگران، حق دادن به مخالفان، تعامل و تحمل نیست.
 بدین ترتیب آنچه می تواند میثاق مشترک ونقطه توافق تلقی شود “قانون” است که باید آن را چون جان شیرین عزیز داشت و حرمت گذاشت و از آموزشهای ابتدایی مهدکودکها تا تمرین های انتهایی زندگی رهبران جامعه و رفتار مدیران کشور جدی گرفت.
 این حقیقت جای تعارف ندارد که در محیط مشترک – چه رابطه زناشویی دو نفر و زندگی خانوادگی چند نفر و چه زیست اجتماعی هشتاد میلیون نفر- باید بر نقاط اشتراک و حد وسطی تکیه کرد که مورد قبول و اتفاق نظر همگانی است و هر جریان و گروه یا فرد و شخصی که بخواهد به زور و اجبار و فشار و تهدید جز این بخواهد لاجرم بازنده خواهد بود، حتى اگر در کوتاه مدت بتواند به ظاهر قدری فرصت خودنمایی بیابد و به تسلیم و انقیاد دیگران دل خوش کند.
 پیش از این هم در دوران گاری سواری و درشکه بازی نیز چنین بود چه رسد به عصر تکنولوژی و اینترنت و فضای مجازی!
امروز بدترین خیانت ترویج خشونت و پررنگ کردن شکاف ها و فاصله هاست و بهترین خدمت تلاش برای نزدیک کردن دلها و کاهش گسست اجتماعی.
 اگر انقلابی هستید و دیدگاه دینی و اعتقادی دارید این رویکرد را جهاد بزرگ خود بدانید و اگر انقلابی نیستید و از منظر ایدئولوژیک نگاه نمی کنید بپذیرید که ایران عزیز ما امروز در معرض آسیب و خطر جدی است و عقل و خرد انسانی حکم می کند که دست در دست هم برای این تهدیدها چاره اندیشی کنیم!
 یکایک ما باید روزی به خداوند پاسخ دهیم که چرا به جای مهربانی و لبخند و گل و شیرینی به سراغ فریاد و خشم و داغ و درفش رفته ایم و پیش از آنکه خداوند بخواهد از ما پرسش کند باید به نسل های آینده و فرزندانمان جوابگو باشیم که پیشاروی این همه نگرانی بی آبی و آسیب های اجتماعی و بحران اقتصادی و تهدید دشمن خارجی چرا خودخواهانه به دعواهای کودکان سرگرم بوده ایم؟
 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 19 آذر 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

   سوژه هایی برای خنداندن نسل های بعد ...   

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
نتیجه تصویری برای نسل دهه شصت

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

 

نتیجه تصویری برای نسل دهه شصت

 

تصویر مرتبط

 

تصویر مرتبط

 

 

تصویر مرتبط

 


 خبرآنلاین، وبلاگ پورمحبی، فرزین : قوانین عجیبی که کسی جرات نقض شان را ندارد ...
 دلیل استقبال از فیلم نهنگ عنبر چیست؟ اگر کمی دقت کنیم، ما در این فیلم به سوژه-هایی می-خندیم که در زمان خودشان برایمان نوعی مکافات بودند ...
 اینکه به عجیب-ترین شکل ممکن جوانی کردیم؛ اینکه مجبور بودیم ساده-ترین تفریحاتمان را لای بقچه بپیچیم؛ اینکه عشق نوعی گناه محسوب می شد و می-بایست هر لحظه آماده توضیح دادن شخصی ترین مسائل زندگی مان به یک مامور ساده باشیم؛ اینکه پیش پا افتاده-ترین آزادی-ها را تجربه نکردیم و تا دلتان بخواهد تظاهر را با یقه-ای بسته پرچم کردیم ...
 حال این سوال پیش می آید که چرا این مشقات در حال حاضر برای مان خنده دارند؟ جوابش این است که ما در اصل به این مصائب نمی خندیم ما به زیر خط فهم بودن خود در تطبیق با شرائط وقت می خندیم. اصولا مبتلا شدن به بلایا هیچ گاه خنده دار نیست همانطور که به فاجعه بم کرمان نمی خندیم چیزی که باعث می شود فاجعه ای مضحک جلوه کند واکنش غریب و تمکین عجیب به یک فاجعه است.
 هم نسلان ما در دهه شصت، سن جوانی را پشت سر گذاشتند اما جوانی را آنقدر غیرعادی گذراندند که در تاریخ فقط به درد فیلم های کمدی همچون «نهنگ عنبر» خورد و بس!
اصولا در آن زمان ها، وقتی یک مسئول فرهنگی بی تجربه از روی احساسات و سلیقه-های شخصی خود، قانون های عجولانه-ای را وضع می کرد؛بعد از آن، دل شیر و پدر رستم می خواست که آن قانون محیرالعقول را ملغی کند. قوانینی همچون: ممنوعیت استفاده از ویدئو و یا انجام بازی هایی مانند: شطرنج؛ تخته نرد ، بیلیارد، بولینگ ، گلف و حتی رشته ای مانند کونگ فو! در تلویزیون اوضاع از این هم عجیب تر بود بعنوان مثال مسابقات کشتی در کادری به اندازه یک ششم صفحه تلویزیون پخش می شدند تا لباس دو بنده کشتی گیران کسی را تحریک نکند! پخش برخی از مسابقات ورزشی همچون: بوکس ، بیلیارد ، زیبایی اندام ، اتومبیل رانی و... بدون هیج دلیل خاصی ممنوع بود.(البته تعدای از آنها همچنان هم ممنوع الپخش اند) .
 از همه جالب تر اینکه پخش هر گونه تبلیغاتی (چه کالاهای داخلی و چه خارجی) از تلویزیون ممنوع بود! برنامه های تلویزیون هم برای جلوگیری از بیداری های فاسد شبانه، ساعت 11 به اتمام می رسید تا ملت بجای منحرف شدن ، بخوابند!
اوضاع در ماه مبارک رمضان هم از این بدتر می شد یعنی برنامه های تلویزیون آنقدر مزخرف می شدند تا مردم ناچارا به سوی عبادت سوق پیدا کنند! بعبارتی وظیفه تلویزیون هدایت ملت به شکل شعاری و نصایح اخلاقی بود و در همین راستا، برنامه هایی ساخته و پخش شد که جنبه سرگرم کنندگی سایر تلویزیون های جهان را مورد انتقاد قرار می داد! قوانینی هم برای جلوگیری از ستاره سازی در سینما و تلویزیون وضع شدند یعنی مردم نباید بخاطر بازیگران، فیلمی را ببینند بلکه یک فیلم فقط بخاطر محتوای کاملا ارزشی خود مورد توجه واقع شود.
 هیچ فیلمی هم اجازه نداشت در سردر سینماها از تصویر درشت قهرمان فیلم و یا هر گونه تصویری از زن های هنرپیشه استفاده کند چون تصویر درشت مرد یعنی قهرمان سازی و معرفی بازیگر زن فیلم، نوعی استفاده ابزاری از زن تلقی می شد و بر همین اساس، هنرپیشه ها و مجریان از زشت ترین افراد انتخاب می شدند! ...(
!!!؟؟؟_ ع.ع). در ورزش هم، سال های سال کلمه «قهرمان» نوعی ضد ارزش بود و باید همه پهلوانی می کردند.
در مورد موسیقی، وخامت اوضاع فعلی را چندین برابر کنید حساب کار دستتان می آید. کنسرت های پاپ محلی از اعراب نداشتند و کنسرت های سنتی هم کلی اما و اگر داشتند. حمل یک ویالون در سطح شهر از حمل مواد مخدر سخت تر بود. تاکسی ها اجازه نصب ضبط صوت را نداشتند و سایر ماشین ها هم اجازه حمل نوارهای غیر مجاز را نداشتند.(نوارهای مجاز هم یعنی چند سرود انقلابی که هر ساله در دهه فجر آنها را می شنویم) و صدها چیز دیگر از همین دست.
 بگذریم؛ گذشته ها به هر طریقی گذشت ... اما سوال اینجاست که آیا در شرائط فعلی هم مشغول کاشتن چنین سوژه هایی برای خنداندن نسل های بعدی هستیم؟
متاسفانه جواب بشدت مثبت است. بعنوان مثال، در حال حاضر هم، رسانه ملی دارای محدودیت هایی است که هر کدام شان بعدها این قابلیت را دارند که سوژه خنده عالم و آدم شوند. حتی در شرائط فعلی هم سوژه خنده-اند؛ شما را ارجاع می دهیم به قرعه کشی جام جهانی و نگرانی هایی که فردوسی پور در قالب طنز و مزاح به محدودیت خاص صدا و سیما برای پخش مستقیم این مراسم از خود بروز می داد و یا مثلا پخش اجرای سرودهایی توسط ناشنوایان و حرکات دست آنها برای پر کردن خلا حرکات موزون در تلویزیون! لحظه ای فکر کنید که آیندگان چقدر به این موضوع خواهند خندید که مثلا پخش تصویر سازهایی همچون تار و کمانچه (علی رغم پخش صدای شان از همان رسانه یا نواختن زنده آنها در کنسرت ها) از تلویزیون ممنوع است! در قوانین فعلی کشور هم، چنین مواردی فراوانند چه در ورزش، چه در هنر، چه در ارتباطات اجتماعی، چه در سانسورها ، چه در فیلتر گذاری های فضای مجازی، چه در تولید پارازیت های سرطان زای ماهواره ای(در حالی که خود تلویزیون تولید برنامه های ماهواره ای دارد) و یا از همه جالب تر، حملات هوایی به دیش های ماهواره ای و حملات زمینی به کنسرت ها و سفارت خانه ها و حملات مجازی به سایت های مختلف و حملات زیرزمینی به بیت المال با عنوان اختلاس! کشیدن نقش پرچم ملی کشورها بر روی زمین مخصوصا در مراکزی آموزشی همچون دانشگاه ها و مدارس (پرچم هیج ارتباطی به طرز تفکر حکام ندارد و مسئله ای است کاملا ملی ) هم از آن کارهای منحصر بفرد است و بسیاری از قوانین عجیب دیگر که بیشترشان به دشمانان بهانه تجاوز و تحریم را می دهند ...
 همانطور که گفته شد این قوانین عجیب بعضا از طریق یکی دو تریبون و یا یکی دو نشریه به راحتی وضع می شوند اما معمولا برای ملغی شدن-شان از دست صدها تریبون و نشریه هم کاری ساخته نیست. این قوانین تنها زمانی ملغی می شوند که ضرر و زیانشان آنقدر زیاد شده باشند که دیگر راهی به جز ملغی شدن شان نماند! مثلا زمانی به بانوان اجازه ورود به استادیوم های والیبال و یسکتبال داده شد که فدراسیون های شان در آستانه تحریم قرار گرفتند اما در عین حال چون این تحریم ها برای قدراسیون فوتبال وضع نشده اند بنابراین قانون ورود بانوان به استادیوم-های فوتبال همچنان سر جایش باقی است و یا فیسبوکی که دامنه عملش، بسیار محدود تر از تلگرام و اینستاگرام است، هم اکنون فیلتر است! پس قانون کلی این است: رفع ممنوعیت ها تنها زمانی مجازند که ضرر و زیانشان خفه مان کند! اما مسئولیت این خسارت ها را چه کسی بعهده خواهد گرفت؟ ضرر و زیان فقط در تخریب یک ساختمان و یا تصادفات و حوادث خلاصه نمی شود گاه می شود با وضع یک قانون فکورانه و یا ملغی کردن قانونی غیر منطقی از اتلاف میلیارد ها دلار پیشگیری کرد.
 باید به آمارها نگریست و از اینکه جزو عصبانی ترین و افسرده ترین مردم جهانیم احساس خطر کرد باید آمار طلاق و ازدواج های سفید را جدی گرفت باید هنر و فرهنگ فراموش شده را احیا کرد باید شور و نشاط اجتماعی را که زمینه تحرک اجتماعی است با تمعهیداتی به جامعه تزریق کرد. اینکه سال های سال تنها خاطره خوش این ملت، پیروزی مسابقه فوتبال ایران بر استرالیا بوده، باید احساس خطر کرد و تا می شود خاطره های خوش دیگری را برای مردم رقم زد؛ باید دست از شعار کشید نتایج این شعارهای مستقیم نمایشی را در مدارس، دانشگاه ها ، رسانه ها ، ادارات دولتی و خصوصی و ... هم اکنون می بینیم. بیشترشان فقط به درد فیلم های طنزی همچون نان و عشق و موتور 2000 ، مکث و... خورده اند.
 کمی به خود بیاییم و واقعیت ها را ببینیم و دلیل عقب افتادگی های-مان را نسبت به کشورهایی که بمراتب از ما عقب بوده اند بررسی کنیم. دست از این مسابقه صالح کردن همگان برداریم.
لزوما نباید همه عالم و آدم مثل ما فکر کنند و تعهدی هم به هدایت همگان نیست. اگر به جای هدایت مستقیم مردم بتوان آنها را شاد کرد مطمئنا آنها با دلی شاد راه راست را خودشان پیدا خواهند کرد. اگر شادی به جامعه تزریق نشود اگر فرهنک و هنر و کتاب خوانی رشد پیدا نکنند و اگر شادی های اجتماعی ما به مشاهده مراسم اعدام های علنی و سوت و کف زدن به آن؛ محدود شود حاصلش را در چرخه خشونت سالهای بعد خواهیم دید. اگر کمی به اخبارهای مان توجه کنیم بلافاصله متوجه می شویم چقدر موضوع برای نگرانی داریم از گرانی ها گرفته تا تهدیدهای خارجی .... باید تا می-توان آنها را کاهش داد باید جرات نقض برخی از قوانینی که به هیج عنوان نه با شرع و نه با عرف و نه با قانون اساسی مغایرت دارند را داشت. در غیر این صورت ما هم می شویم قهرمانان کمدی نهنگ عنبر 10! یعنی آیندگان به قوانینی از ما خواهند خندید که فقط به خاطر رودربایستی مانده اند؛ قوانینی که بخاطر تظاهر عده ای خاص گذاشته شده-اند و بعد هم بقیه مجبور شده اند بدون هیج توجیهی تا آخرشان را بروند.
 به امید هوای تازه تر ...
 

 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

نوشته شده در تاریخ شنبه 18 آذر 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

نتیجه تصویری برای اختلال شخصیت

 

نتیجه تصویری برای اختلال شخصیت

 

تصویر مرتبط

 

نتیجه تصویری برای اختلال شخصیت

 

نتیجه تصویری برای اختلال شخصیت

 

http://s9.picofile.com/file/8310175134/XODSH3FTEH_1.jpg

http://s1.picofile.com/file/8228319142/MOTEKAB_BER_1.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8228318134/MOTEKAB_BER_5.jpg

 

تصویر مرتبط

 

نتیجه تصویری برای محق

 


  کسی که مبتلا به اختلال شخصیت است در زندگی فردی خود و با تمام روابط بین فردی خود مشکل دارد ولی معتقد است که او سالم است و دیگران مشکل دارند. ارتباط برقرار کردن با این افراد کار سختی است و نیاز به درمان فردی دارند.
 تشخیص انواع اختلال شخصیت (بد گمان، نمایشی، دوری گزین، وابسته و ... تنها توسط روانشناس متخصص و یا با اجرای آزمون های روانی خاص امکان پذیر است).
 فرد روان رنجور می کوشد گذشته را در آینده بیابد و به این ترتیب اکنون را از دست می دهد و نابود می کند.
کسی که زندگی نمی کند بیشتر از همه از مرگ می هراسد. اگر می خواهید چگونه زیستن را بیاموزید در مورد مرگ بیندیشید.
 پس زمینه سیاه و تیره مرگ، رنگ های لطیف زندگی را با همه خلوصشان آشکار می کند و به چشم می آورد.
 همانطور که گفتیم ارتباط برقرار کردن با این افراد کار سختی است و نیاز به درمان فردی دارند. برای مثال، کسی که اختلال      شخصیت خود شیفته دارد:


   تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی   
 

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 16 آذر 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

http://s8.picofile.com/file/8313672768/XODKOSHYE_MO_T8D_6.jpeg

 

http://s8.picofile.com/file/8313673018/XODKOSHYE_MO_T8D_5.jpeg

 

http://s8.picofile.com/file/8313673534/XODKOSHYE_MO_T8D_4.jpeg

 

http://s8.picofile.com/file/8313673700/XODKOSHYE_MO_T8D_2.jpeg

 

http://s9.picofile.com/file/8313674050/XODKOSHYE_MO_T8D_3.jpeg

 

   یک درمان گر اعتیاد گفته است: ان پی اس ها (مواد روانگردان جدید_ع.ع) بسیار خطرناک بوده و پس از چند روز مصرف متوالی فرد به آن وابسته شده و به مصرف دوز های بیشتر نیاز پیدا می کند.
 به گزارش بهداشت نیوز: دکتر محمدعلی نمایی درخصوص اعتیاد ناشی از مواد استنشاقی با بیان اینکه ‌ان‌پی‌‌اس‌ها در دسته داروهای اعتیادآور توهم‌زا جای دارند، گفت: مواد محرک استنشاقی نیز در دسته ان‌پی‌اس‌ها(مواد محرک مغزی) قرار دارند و باید توجه داشت که آثار هریک از مواد موجود در این دسته با یکدیگر متفاوت است.
 وی با بیان اینکه اصولا مواد استنشاقی به صورت آگاهانه و در جمع‌های دوستانه مورد استفاده قرار می‌گیرد، ادامه داد: میزان در دسترس بودن این مواد توسط فروشنده‌های مواد کمتر از ۶ درصد بوده و چنین نیست که فردی مثلا به مهمانی رفته و در آنجا ناآگاهانه با مواد استنشاقی مواجه شود. چنین مواردی بسیار نادر است.
 این درمان‌گر اعتیاد با تاکید براینکه
ما مسئول رفتار خودمان هستیم استفاده از چنین موادی انتخابی است، اظهار کرد:‌ در ایران گزارشی مبنی بر قرار گرفتن ناآگاهانه در معرض مخدرهای استنشاقی وجود ندارد و در گزارش‌های جهانی نیز اشاره‌ها به این موضوع مبهم و در حد احتمال است.
 وی با اشاره به اینکه مخدر دستمال نیز در مجموعه همین مواد توهم‌زا بوده و در زیرمجموعه کانابینوئیدها (زیرمجموعه ماری‌جوانا)نیست، بیان کرد: ان‌پی‌اس‌ها بسیار خطرناک بوده و پس از چند روز مصرف متوالی فرد به آن وابسته شده و به مصرف دوز‌های بیشتر نیاز پیدا می‌کند.
 این پزشک عمومی
اختلال در تفکر، از دست دادن حافظه، از دست دادن کنترل رفتار، بروز رفتارهای پرخاشگرانه و رفتارهای پرخطر جنسی را از عوارض مصرف مواد توهم‌زاد خواند و افزود: این موارد می‌توانند انتقال‌دهنده ویروس اچ‌آی‌وی، هپاتیت نوع‌ سی و عفونت‌های ناشی از روابط جنسی باشند.
 وی با بیان اینکه
استفاده از این مواد می‌تواند به افسردگی و ایجاد بی‌حس و حالی در بیمار، اختلال در تمزکر و کاهش واکنش‌های بیمار می‌انجامد، خاطرنشان کرد:فرد در هر بار مصرف حالت متفاوتی را تجربه می‌کند و معمولا اعتیاد به این مواد به واسطه مسمومیت ناشی از آن در اورژانس و مطب قابل مشاهده است.
 این درمان‌گر اعتیاد با اشاره به اینکه معمولا چنین بیمارانی با حال عمومی بد و اختلالات روانپزشکی به اورژانس مراجعه می‌کنند، عنوان کرد:
حالات مسمومیت ناشی از مواد توهم‌زا شامل مواردی همچون افزایش ضربان قلب، اتساع مردمک‌ها، تعریق بسیار زیاد، اختلال دوبینی، لرزش اندام‌ها و عدم هماهنگی در حرکات است.
 به گفته وی
علائم روانپزشکی این نوع اعتیاد نیز برانگیختگی، اضطراب، حالت جنون و سایکوز(روان پریشی) است.
 نمایی خاطرنشان کرد:
‌یکی دیگر از اختلالاتی که ان‌پی‌اس‌ها ایجاد می‌کنند آن است که فرد پس از مصرف طولانی مدت حالت فلاش‌بک(برگشت به گذشته) پیدا می‌کند به این معنا که معمولا این بیماران اپیزودهایی از توهمات شنیداری و بینایی داشته و د رمواردی همه‌جا رنگ می‌بینند یا اشیا را کوچک و بزرگ مشاهده می‌کنند به عبارت دیگر این افراد ادراک اشتباه از محرک‌های محیطی دارد.
 وی افزود:
معمولا بیماران متوجه غیرطبیعی بودن وضعیت خود می‌شوند و همین موضوع می‌تواند فرد را افسرده کرده و یا دچار حالت پانیک(حمله وحشت) کند که این موضوع نیز می‌تواند بیمار را به سوی خودکشی سوق دهد.
 این درمان‌گر اعتیاد اظها رکرد:
اگر فرد در عرض چند روز مصرف به مواد وابسته شده و بعد تصمیم به ترک بگیرد ظرف یک‌هفته درمان می‌شود. لذا مهم است که بدانیم فرد حالت اورژانسی دارد یا خیر زیرا اگر چنین حالتی نداشته باشد درمان‌ وی از طریق روان‌درمانی و داروهای روانپزشکی است.
 وی با تاکید بر لزوم بالا بردن سطح آگاهی جوانان و نوجوانان نسبت به مواد محرک و مخدر تصریح کرد: در جهان بیش از ۸۰۰ نوع ماده داروی محرک وجود دارد و هر مدل نیز ممکن است چند نام داشته باشد که برای جذابیت بیشتر است.
 نمایی توضیح داد:
به عنوان مثال ترس ناشی از عوارض ماده هروئین باعث کاهش مشتریان آن شد و به همین دلیل سوداگران این مواد آن را به صورت فشرده با عنوان کراک عرضه کردند که افراد را برای خرید آن مشتاق کنند، آنچنانکه ماده دستمال نیز در قطعه نیم در نیم با قیمت ۳۰ تا ۴۰ هزار تومان به فروش می‌رسد.
 وی تصریح کرد:
‌ارزش هر یک تومان که برای پیشگیری از اعتیاد هزینه می‌کنیم ۱۰ برابر به کاهش جرم و جنایت و موارد اقتصادی ناشی از آن کمک کرده‌ایم.

 منبع: خبرگزاری سلامت
 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 15 آذر 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

  انتظارها از مجلس وَ عملکرد آن تا بحال ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 

  نشست «مجلس، انتظارها و عملکردها» با سخنرانی حسن سبحانی و مجید انصاری به عنوان نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی، در مجتمع فرهنگی الرحمن برگزار شد.
 به گزارش عصر ایران به نقل از روابط عمومی انجمن اندیشه و قلم، مجید انصاری معاون سابق رئیس‌جمهوری و نماینده چهار دوره مجلس شورای اسلامی در این نشست با اشاره به سابقه شانزده ساله فعالیت خود در مجلس شورای اسلامی گفت: با توجه به اینکه بنده در مجلس اول جمهوری اسلامی حضور داشتم می‌توانم نسبت به اینکه آیا مجلس شورای اسلامی مسیر تکاملی را طی کرده و یا مسیر نزولی و عقبگرد داشته، نظر بدهم.
 وی با بیان اینکه «جایگاه مجلس جایگاه ویژه‌ای در ساختار قانون اساسی و نظام جمهوری اسلامی است و نماد مردم‌سالاری و خانه ملت است»، اظهار کرد: در میان سه قوه مستقل جمهوری اسلامی ایران، قوه مقننه همانطوری که حضرت امام هم بارها در سخنانشان می‌فرمودند و اهتمام داشتند، دارای جایگاه مهمی است و فرمایشات حضرت امام این جایگاه را تقویت می‌کند. امام مجلس را در رأس امور می‌دانست و قانون اساسی مجلس را خانه ملت می‌داند؛ برای تحقق این جایگاه طبیعی است و باید قدرت بیشتری را نسبت به دو قوه دیگر که آنها هم به نوعی منبعث از مردم هستند، داشته باشد.
 انصاری افزود: مجلس طبق قانون اساسی دو کارکرد اساسی و وظیفه‌ای دارد و حق دارد در تمام مسائل کشور در چارچوب قانون اساسی قانون وضع کند. اما باید دید که آیا مجلس امروز تنها قوه مقننه کشور است؟ پاسخ منفی است چون در طول زمان از دور اول هر چه جلو آمدیم مجلس رقبایی پیدا کرد و امروز رقبای آن یکی دو تا نیستند.
 وی ادامه داد:
مسأله دیگر آن است که باید دید آیا برایند قانونگذاری در کشور و مجلس برایند کارآمدی است؟ آیا مجلس به درستی وظیفه خود را انجام می‌دهد و اساسا مجلس با چه نگاهی وضع قانون می‌کند؟ قانون چه مقدار از نیاز جامعه است؟ آیا درست است در ارزشیابی موفقیت هر دوره مجلس ما به تعداد مصوبات مجلس اشاره کنیم؟ آیا مجلس مثل کارخانه خودروست که هر چه تیراژ و تعداد تولید بالاتر باشد موفق‌تر بوده یا البته کیفیت هم در کنار کمیت مهم هست؟
 انصاری تصریح کرد:
از نگاه من، مجلسی موفق است که بسیار کم قانون وضع کند یعنی به اندازه نیاز و به گونه‌ای قانون وضع کند که زود به زود نیاز به اصلاح قانون نداشته باشد چون یکی از مشکلات فعلی مجلس ما وضع قوانین بسیار زیاد است و ردای قوانین کشور ما ردایی بسیار نامتناسب و ناموزون با وصله پینه‌های هزار هزار لایه است چون حدود ۱۱ هزار عنوان قانونی هم‌اکنون در کشور وجود دارد که برخی از این عناوین قانونی خودش بیش از ۱۰۰۰ ماده قانونی است.
 وی افزود:
این انباشت قوانین به اضافه آیین نامه‌های اجرایی دولت و مصوبات لازم الاجرای رقبای مجلس در عرصه قانونگذاری، خود به کثرت قوانین ناهمگونی انجامیده و باعث شده اجرای قانون دشوار گردد و نظارت بر اجرای قانون هم غیرممکن باشد. از همین رهگذر کسانی که درصدد سوءاستفاده هستند گریزگاه‌های فراوانی را از خود قوانین پیدا کنند.
 عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام همچنین با اشاره به اشکالات ساختاری یادآور شد: حتی اگر فرض کنیم آن مراکز مزاحم هم نباشند، اما یکی از اشکالات اساسی ما، نظام تک‌مجلسی است که قرار است همه قوانین از طریق قوه مقننه و مجلس وضع شود. مقتضیات چنین مجلسی که عوام مردم به آن رأی داده‌اند و انتظاراتی هم از آن دارند، نگاه روزمره به مشکلات است.
 انصاری افزود: وضع قوانین ما ناظر به روزمرگی است و گاهی وضع قوانینی حتی خلاف مصلحت درازمدت و میان‌مدت کشور است که بسیاری از قوانین ما از این قبیل است در حالی که مصلحت کشور اقتضا می‌کند بسیاری از این قوانین را وضع نکنیم و جلو آنها را بگیریم.
 معاون سابق رئیس‌جمهوری با بیان اینکه «بدون نظام دو مجلسی هر نوع وضع قانونی دارای نقصان خواهد بود»، گفت: این ضرورت موجب شده ما مجالس دوم غیررسمی و نظام چندمجلسی را بپذیریم در حالی که این ساختار می‌توانست در قالب مجلس سنا یا هر اسم دیگری به طور رسمی شکل بگیرد.
 وی ضمن تأکید بر اینکه «مردم باید نخبگان را با شرایط ویژه و نه در حوزه‌های انتخابیه شهرستان ها برگزینند»، تصریح کرد: در هر حال مکانیزم‌های تشکیل مجلس دوم در دنیا متفاوت است و در ایران قبل از انقلاب هم سابقه داشته است.
 عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: ما این را نپذیرفتیم و ناچار شدیم بخشی را شورای نگهبان از حیث انطباق با قانون اساسی رصد کند و یک بخش را مجمع تشخیص مصلحت نظام از بعد سیاستگذاری و رفع بن‌بست و گاه در معضلات مستقیما خودش وضع قانون کند.
 انصاری اظهار کرد: به عقیده من دستگاه‌های دیگری مثل شورای عالی امنیت ملی در پاره‌ای موارد فراتر از قانون اساسی به وضع مقررات لازم الاجرا می‌پردازند و شورای انقلاب فرهنگی که اساسا یک نهاد مصلحتی و موقتی بوده است، امروز به یک نهاد رسمی قانونگذار در مهمترین حیات عرصه اجتماعی کشور یعنی عرصه فرهنگ و آموزش عالی و آموزش پرورش قدم گذاشته و جالب اینجاست که گاهی به دلیل آنکه مصوبات مجلس مغایر با مصوبات شورای انقلاب فرهنگی است، رد می‌شود یعنی محدودیت برای قوه مقننه رسمی کشور به دلیل وضع مقررات توسط یک نهاد که اگر نگویم غیرقانونی، باید بگویم غیر طراحی شده در قانون اساسی یا یک نهاد مصلحتی است.
 وی افزود: ما در ساختار قوه مقننه یک نقیصه بنیادین و ریشه‌ای داریم و تا این نقیصه برطرف نگردد برخی از نواقص ما در عرصه قانونگذاری همچنان باقی خواهد ماند و در بعد نظارت هم نظارتی که قانون اساسی از مجلس خواسته، حق تحقیق و تفحص در تمام امور کشور بوده، اما در تفسیرهای بعدی محدود در برخی امور کشور شده است. خود مجلس هم در گذر زمان حوزه نظارتی و تحقیق و تفحصی خود را که مهمترین و مؤثرترین نظارت است، محدود به موضوعاتی بعضا متأثر از فضای سیاسی یا موضوعات سیاسی یا مسائل خاص جناحی کرده و کمتر تحقیق و تفحص‌های مجلس به موضوعات کلان ملی که جهت ها را اصلاح می‌کند و ریل‌گذاری‌ها را تغییر می‌دهد معطوف بوده است.
 انصاری تاکید کرد: دیگر راه‌های نظارتی مجلس از تذکرات شفاهی نمایندگان گرفته تا تذکرات کتبی و سؤالاتی که از وزیران مطرح می‌کنند و حتی گزارش‌هایی که کمیسیون‌ها از عملکرد دستگاه‌ها کسب می‌کنند سیر نزولی، جزئی، موردی و بخشی داشته است و با کمال تأسف فراوان باید گفت به ابزاری برای برخی فشارها و برخی امتیازگیری ها تبدیل شده است. بنده به عنوان فردی که غیر از سابقه شانزده سال کار در مجلس، یک دوره معاون پارلمانی وزارت کشور و دو دوره معاون پارلمانی رئیس‌جمهوری بودم و کارگردان روابط مجلس و دولت هم بودم، به خوبی مطالبات مجلس و پشت صحنه سؤالات ، استیضاح‌ها، تحقیق و تفحص‌ها و تذکرات را می‌شناسم و مجموعه عظیمی از اطلاعات شخصی را در این عرصه دارم که ذهنی یا بر اساس شنیده‌ها نیست.
 وی در بخش دیگری از سخنانش به روند انتخابات مجلس اشاره و خاطرنشان کرد: در بحث انتخابات و نحوه شکل‌گیری و راهیابی نمایندگان به مجلس به شدت دچار آسیب شده‌ایم و از نظر من روند انتخابات و وضعی که تاکنون طی شده است اگر ادامه پیدا کند مجلس محال است به شرایط لازم دست یابد و لذا سیر نزولی مجلس هم شتابان‌تر خواهد شد و ممکن است به نقطه بسیار فاجعه‌آمیزی ختم شود که این مقوله دیگری است.
 عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام کارکرد تریبونی مجلس را جدای از نظارت دارای کارکرد مهم و سازنده عنوان کرد و افزود: اساسا نطق‌های قبل از دستور نمایندگان نقش اخلاق‌سازی و نهادسازی مدنی را از حیث اثرگذاری ایفا می‌کند و چون تریبون مجلس مطابق قانون اساسی تریبونی باز و غیرقابل فیلتر است این تریبون باز و آزاد می‌توانسته کارکردی اصلاحی در مراودات اجتماعی و اخلاق عمومی ایفا کند که باید دید آیا این چنین اتفاقی می‌افتد و یا نتیجه معکوس دارد!
 وی اظهار کرد: انتظاراتی که از نمایندگان از ابتدا شکل گرفته و رسانه‌ها به آن دامن زده‌اند و خود کاندیداها هم در انتخابات‌ها وعده دادند، باعث این مسیر انحرافی شده است.
در شهرستان‌ها نمایندگان را به عنوان آچار فرانسه شهرشان می‌دانند یعنی از لوله‌کشی آب تا آوردن و بردن مدیر را از نماینده می‌خواهند و نمایندگان هم اجابت می‌کنند و در تبلیغاتشان هم همین را می‌گویند. زمانی که نماینده زرند کرمان بودم عمدتا به کارهای ملی می‌پرداختم و فکر می‌کردم وظیفه من قانونگذاری است و کم‌کم احساس کردم در حوزه انتخابیه به این متهم می‌شوم که کاری به کار مردم ندارم و این فراگیر شده بود. خدمت مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، رئیس محترم مجلس رفتم و این مسأله را مطرح کردم که احساس می‌کنم مسیر خوبی شکل نگرفته و شما چند خطبه را به وظیفه نمایندگی و جایگاه مجلس اختصاص دهید تا فشار کم شود. در آن زمان هم شورای نگهبان خوشبختانه نگاه خوبی داشتند و دو بار نمایندگان طرحی به شورای نگهبان دادند که در حوزه‌های انتخابیه دفاتری داشته باشند و رد شد و گفتند کار نماینده در مجلس است ولی در گذر زمان این شرایط تغییر کرده و الان نمایندگان در حوزه انتخابیه دفاتر متعدد دارند و هزینه سنگین آن هم از جیب مردم پرداخت می‌شود.
 انصاری افزود:
همه بتدریج پذیرفتند که نماینده همه‌کاره است و الان این مسأله به عنوان حق مسلم جا افتاده که مدیران حوزه انتخابیه باید با نظر و موافقت نماینده یا نمایندگان استان‌ها و شهرستان‌ها تعیین گردند وگرنه وزیر کشور یا وزیر آموزش و پرورش استیضاح می‌شود در اینجاست که باید دید بحث شایسته‌سالاری در کجا جای می‌گیرد. البته نماینده هم از طرف جناحی که روی کار آورده شده باید مطالبات آنها را عملی کند و در اینجاست که نماینده تحت فشار است و این فشار را در قالب سؤال، استیضاح و تحقیق و تفحص منتقل می‌کنند. متاسفانه این باعث شده که هم مجلس و هم قوه مجریه مسیر ضعف را طی کنند. این دادوستدها نقطه پایانی ندارد. هم قوه مجریه از این آسیب می بیند و هم قوه مقننه.
 وی با اشاره به مباحثی درباره نظام ریاستی یا پارلمانی که اخیرا مطرح شده و بااشاره به نقاط ضعفی که در مجلس شاهد هستیم، گفت: هرگاه مردم خواسته‌اند اراده خود را در قالب تغییر نشان دهند پای صندوق‌های رأی ریاست جمهوری نشان داده‌اند و این در تغییر نگرش سایر دستگاه‌ها و سایر قوا مؤثر بوده است. در سال ۷۶ مردم بودند که با انتخاب آقای خاتمی نگاه دیگری را مطرح کردند و گفتمانی شکل گرفت که نهادینه شد و چند گام جلو رفتیم و همین اتفاق در سال ۸۴ افتاد و باز هم شاهد یک تغییر رویکرد بودیم. در سال ۹۲ باز هم مردم پاسخ دادند که اگر جریانی می‌گوید برای ورود آیت‌الله هاشمی مانع ایجاد می‌کند و اجازه نمی‌دهد خود مردم تصمیم بگیرند ایشان را انتخاب کنند و یا خیر. مردم در سال ۹۲ توانستند اراده خود را در انتخابی متفاوت و غیرقابل پیش‌بینی نشان دهند چون همه نظرسنجی‌ها حکایت از آن داشت که شاید کاندیداهای دیگری رأی بیاورند.
 انصاری تأکید کرد: هنوز هم بهترین راه برای نشان دادن رأی کلان ملی کشور به یک نفر از طریق نظام ریاست جمهوری است که اتفاق می‌افتد و اگر این را از دست بدهیم با آسیب های درون مجلس ترس آن وجود دارد که بشدت جنبه جمهوریت نظام تضعیف شود و اگر چنین شود حتما بیش از آن جنبه اسلامیت نظام تضعیف خواهد شد چون ما این دو را جدای از هم نباید ببینیم و اینها انضمامی نیستند و عینیت دارند لذا این به نفع مردم‌سالاری و مصلحت ملی ما نیست.
 وی در بخش دیگری از سخنانش با بیان اینکه
«رشد بودجه مجلس بیشتر از همه دستگاه‌ها بوده است»، افزود: با وجود اختصاص بودجه به مرکز پژوهش‌های مجلس، این پژوهش‌ها نقش چندانی در بهبود قانونگذاری نداشته و کیفیت فعالیت‌های مجلس نسبت به دهه‌های قبل افت کرده است. من که در مجلس اول هم نماینده بودم، می‌توانم بگویم قوی‌ترین مجلس کشور مجلس اول بوده است که هم بسیاری از قوانین رژیم سابق را اصلاح کرد و هم فضای امتیازگیری و این موارد در آن ایجاد نشده بود. ضمن اینکه مجلس اول بشدت با هزینه اندک اداره می‌شد. الان هر نماینده علاوه بر دفاتری که دارد، مجاز است چهار مشاور از دستگاه‌های مختلف دولتی داشته باشد. رشد بودجه مجلس در مقایسه با رشد بودجه کل کشور، در طول سالیان اخیر نشان‌دهنده آن است که مجلس یکی از پرهزینه‌ترین نهادهای کشور است.
 انصاری با اشاره به درک خود از نزول جایگاه مجلس و نمایندگان و حرف‌ها و امتیازگیری‌ها از دولت گفت:
یک بار از آیت‌الله جنتی وقت گرفتم و نشستی با ایشان داشتم و گفتم نتیجه سخت‌گیری‌های سیاسی شما، ردصلاحیت افراد شجاع و سالم و حضور چهره‌های شائبه‌دار و اهل شعار و ریا در مجلس شده است. آیت‌الله جنتی متأثر شد و حتی از من خواست اطلاعاتم را درباره برخی سخنان نمایندگان به ایشان بدهم، اما من گفتم ما نهاد اطلاعاتی نیستیم و این شیوه درستی نیست؛ برای اصلاح باید روند انتخاب اصلاح شود.
 معاون پیشین رئیس‌جمهوری، در پایان سخنانش مهمترین چاره این مشکلات را استقرار نظام حزبی خواند و گفت:
اینکه ۸۰ میلیون نفر با ۳۰۰ نماینده مواجه باشند درست نیست. باید احزاب قوی و فراگیر داشته باشیم که به مردم هم پاسخگو باشند و باعث شوند نماینده به کارهای ملی برسد، نه اینکه تا حزبی اعضایش زیاد شد آن را منحل کنیم.
 به گزارش ایسنا، حسن سبحانی، نماینده دوره‌های پنجم تا هفتم مجلس شورای اسلامی هم در این نشست اظهار کرد: یکی از عمده‌ترین مسائلی که در بررسی مجلس به لحاظ کارکردهایش باید دنبال کرد، مسأله محیط مجلس است. درست است که عوامل زیادی در تشکیل مجلس مؤثر هستند، اما شاید یکی دو عنصر دارای مهمترین نقش باشند که یکی از آنها ذهنیت رأی‌دهندگان از مجلس و مجلسی‌هاست.
 این عضو پیشین مجلس شورای اسلامی اظهار کرد: ما در اجرای نظام شورایی مطابق اصل هفتم قانون اساسی با شرایطی مواجه هستیم که اکثریت قریب به اتفاق مردم، نماینده را فردی می‌دانند که باید حقشان را از دولت یا بودجه مجلس بگیرد و یا آبادگر شهر و دیار آنها باشد، یا مشکلات بیکاری و فقر را حل کند. این ذهنیت در کار تشکیل مجلس بسیار نقش‌آفرین است.
 وی ادامه داد: همچنین در فقدان نظام حزبی و در نبود احزاب دارای مواضع و نه صرفا شناسنامه‌دار، مردم در شهرهای بزرگ یا مراکز استان‌ها، امکان شناخت شخصیت‌های مؤثر را ندارند و ناچار به احزاب و گروه‌هایی که مواضع خود را سیستماتیک در گذر زمان اعلام نکرده‌اند، تمکین می‌کنند. در واقع مردم کلانشهرها در ایران به کسانی رأی می‌دهند که هرچند آنها را می‌شناسند اما مواضع جریانی و گذار زمانی آنها را نمی‌شناسند و لذا به دلیل همان توسعه‌نیافتگی معمولا یک جنگ حیدری - نعمتی در هنگام انتخابات به وجود می‌آید که افراد نه بخاطر انتخاب بهترین‌هایی که خودشان تشخیص می‌دهند، بلکه به خاطر رأی نیاوردن رقیبی که او را باطل می‌پندارند، تن به انتخاب می‌دهند. این دو عنصر بزرگ در تشکیل مجلس و نوع نمایندگانی که به مجلس می‌روند و میزان کارامدی آنها مؤثر است.
 وی ابراز عقیده کرد: مسأله دیگر آن است که ما در شرایطی قرار داریم که اصولا علی‌رغم آنکه تک‌مجلسی هستیم اما عمده امور مهم ما از طریق مجلس تعیین تکلیف نمی‌شود و با اینکه نهاد مجلس از شأنیتی برخوردار است که به نمایندگان بالقوه اختیارات وسیعی داده و حتی قابلیت انحلال آن هم موضوعیت ندارد، اما مجلس در سیاست خارجی، امور نظامی امنیتی، فرهنگ، آموزش و سیاستگذاری‌های کلی کشور نقش‌آفرین نیست. بنابراین همه امور کشور لزوما در مجلس نیست و نهایتا این همان ذهنیتی است که نمایندگان مجلس را انتخاب می‌کند.
 سبحانی با بیان اینکه «معمولا مجلس نقش لجستیک را دارد»، گفت:
با این وصف، مجالسی تشکیل می‌شود که عمده نمایندگان ما به دنبال کارهای اجرایی و دوستی با دولت‌ها و جلب نظر آنها به منظور رفع مشکلات مناطقی که از آنجا می‌آیند هستند یا در پی رابطه با بانک‌ها برای گرفتن تسهیلات یا رابطه با کمیته امداد و بهزیستی برای رفع مشکلات امدادی و حمایتی مردم‌اند.
 وی با بیان اینکه «مجالسی که تشکیل می‌شود بخاطر آن زمینه‌ها و شرایط امکان ایفای تعهدات مندرج در سوگندنامه نمایندگان را به نماینده نمی‌دهد» یادآور شد: لذا در رأس امور بودن و یا تبلور و جلوه قابلیت‌های مجلسی که قانون اساسی معرفی می‌کند یک مقوله است و آنچه که اتفاق می‌افتد مسأله دیگری است که البته این تا حدود زیادی به شرایط توسعه‌نیافتگی ما برمی‌گردد.
 سبحانی افزود: اگر بدون توجه به اینها بخواهیم از مجلس و نمایندگان آن انتظاراتی داشته باشیم به لحاظ تشویق، به لحاظ آرمان‌گرایی و به لحاظ سمت و سو دادن به مجلس، کار بسیار پسندیده ای است، اما اگر انتظار داشته باشیم که از آنچه تشکیل می‌شود با این شرایط کارهای خیلی مهم رادیکال بنیان‌کنی که مثلا توسعه کشور را به اندازه‌ای رقم بزند داشته باشیم، به نظر من انتظاری است که از این واقعیت درنمی‌آید.
 وی خاطرنشان کرد:
البته ممکن است در مجالس مختلف، افرادی دیده شوند که خوب می‌درخشند و بخشی از وظایف نمایندگی‌شان را عملیاتی می‌کنند اما اینها استثنایی هستند، نه قاعده و ما مملکت را با استثنا نمی‌توانیم اداره کنیم. مجلسی که کثیری از آحاد آن به عنوان یک قاعده وظایف نمایندگی را بتوانند انجام دهند وامدار شرایطی است که تاکنون در خصوص مجالس ما بوجود نیامده است.
 سبحانی همچنین مسأله معاونین پارلمانی در دولت ها را مسأله دیگری برشمرد و افزود:
من همیشه به ذهنم می‌آید که یک معاون پارلمانی بر سر کار آید که فرضا چهار معاون در امور اجتماعی زیربنایی داشته باشد و این معاونین پارلمانی وزارتخانه‌ها را جمع کنند و یک مبنای چانه‌زنی شکل گیرد. اما آنچه از مجلس بیرون می‌آید بخش عمده‌اش محصول همکاری مشترک مجلس و دولت است و چون ناگزیر همه همدیگر را هواداری می‌کنند، ناچار هم دولت در قبال مجلس و هم مجلس در قبال دولت در مواردی کوتاه می‌آید و نهایتا شرایطی پیش می‌آید که الان شکل گرفته است.
 این نماینده سابق مجلس درخصوص نهادهایی که در امر تقنین با مجلس موازی کاری می‌کنند و رقیب مجلس شده‌اند، اظهار کرد: من اولین تذکرم را در دوره پنجم مجلس به شورای انقلاب فرهنگی دادم، چون معتقد بودم کاری که انجام می‌دهد مطابق قانون نیست و اختیاراتی دارند که اگر غیرقانونی هم نیستند ولی مصوبات آنها حکم قانون پیدا می‌کنند ولی ما انصافا آن را با قانون اساسی منطبق نمی‌بینیم و اینها باعث شده نمایندگانی هم که می‌خواهند کار قوی انجام دهند، حس کنند سرنخ امور مهم دست آنها نیست.
 وی با اشاره به اصل شوراها در قانون اساسی گفت:
در این اصل تنها وظایف شهرداری به شورای شهرها واگذار نشده، بلکه باید امور شهر از طریق شوراها و مردم پیگیری شود و اگر این امر انجام شود، مطالبات محلی به جای مجلس از شوراها پیگیری می‌شود، اما قانون ایراد دارد و مسئولان محلی خود را به شوراهای شهر پاسخگو نمی‌بینند.

 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 13 آذر 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

  عجب داستان تکراری عبرت‌آموزی است 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 


  خبرآنلاین، وبلاگ اوشال، سید جمشید : یادم می آید زمانی که در دهه 40 شاگرد مدرسه بودیم در سطوح جامعه و در روزنامه ها و حتی انشاء-های ما دانش آموزان درمورد پیرزن فقیر و محروم فلان استان صحبت و نوشته میشد که باید به او توجه شود. امروز با اینکه آن پیر زن پس از گذشت تقریبا 50 سال مطمئنا زنده نیست و جایش را به دیگر پیرزنان سپرده اما حرف همان است که گفته شده یعنی : باید به پیر زن فقیر و محروم فلان استان توجه شود با این تفاوت که امروز جوان بیکار که ممکن است نوه اش باشد هم در کنار آن پیر زن نشسته و با او حرف میزند و از خاطراتش میپرسد. عجب داستانی جالبی است که بیش از 50 سال مکررا تکرار میشود.
 یادداشت امروز من قدری طولانی است که از همه عذر میخواهم. اما برای رساندن مفهوم آن لازم است اینگونه نوشته شود . موضوع یادداشت عجب داستان تکراری عبرت آموزی است. یک شبکه تلوزیونی به نام آی فیلم I Film داریم که فیلم های سریالی قدیمی را پخش میکند . به نظرم شبکه خوبی است و اگر فرصت نکرده باشیم فیلم و سریالی را در زمانش ببینیم حالا این فرصت ایجاد میشود. علاوه بر این چون فیلم ها نسبتا قدیمی است مطمئنا همراه با خاطرات آن زمان و یادآوری و تازه شدن آن خاطرات است به همین دلیل مورد استقبال مخاطبان خودش قرار میگیرد. شبکه دیگری هم داریم که فیلم های خارجی و داخلی قدیمی پخش میکند به نام تماشا. حالا منظورم تبلیغ صدا و سیما نیست بلکه این مقدمه ای است برای طرح یک موضوع جدید. صدا و سیما دارای آرشیو بسیار بزرگی است که در آن علاوه بر نگهداری انواع فیلم های هنری و فرهنگی و مذهبی و ... فیلم ها و مصاحبه ها و مناظره ها و تحلیل های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و ... و خبری از حدود 50 و شاید بیش از 50 سال قبل را نیز نگهداری میکند . چند سالی است که صدا و سیما شبکه های آی فیلم و تماشا را برای نمایش فیلم های هنری و فرهنگی و مذهبی راه اندازی نموده و تقریبا هم موفق بوده و مخاطبان زیادی میلیونی دارد.
 حالا با این تجربه ارزشمند هنری و فرهنگی ، آیا میتواند شبکه خبری و تحلیلی جدیدی را ایجاد و راه اندازی کند که فیلم ها و نوارهای خبری و مناظره های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و ... کشور را در طول بیش از 50 تا 60 یا 70 سال گذشته را به نمایش بگذارد و روند سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و حتی فرهنگی کشور را مورد نقد و ارزیابی و تحلیل قرار دهد؟
 مطمئنا این کار کمک میکند که حافظه تاریخ که فعلا آلزایمر نگرفته ، تر و تمیز و تازه و مستند بماند و گرد و خاک روزمرگی و بی توجهی به آنچه که بوده بر چهره جامعه ما ننشیند. اما چرا چنین ایده ای و با بودن تجربیات ارزشمند و تیم های حرفه ای در صدا و سیما تاکنون عملیاتی و اجرایی نشده؟ ممکن است به دو دلیل باشد :
 دلیل اول اینکه تاکنون فکری برای طرح این ایده و تولید این برنامه نبوده؟ که در اینصورت تکلیف مشخص است و این ایده و فکر را پیشنهاد میکنیم.
 اما دلیل دوم اینکه این فکر بوده اما شاید میل و اراده و مصلحتی برای این کار نباشد؟
 در اینصورت آن وقت باید پاسخ داده شود که چرا نقطه اشتراک تمامی این مصاحبه ها و مناظره ها و تحلیل های و عمدتا انتقادات که در اینگونه مجالس و گفتگوها و خبرها بیان شده چند موضوع تکراری :
 - فقر زدایی و / - محرومیت زدائی و / - ضعف و غفلت های مدیریتی در اجرای کار و اداره امور است.
 به علاوه اینکه ، فساد و مرد رندی و نامردی و خیانت در امانتداری یک سری آدم های مسلط به قدرت نقش اصلی در تمامی این گفتمان ها را داشته و دارد؟ اما داستان تکرار مکررات اتفاق می افتند و کار مهم و اتفاق مهمی رخ نداده؟
 یادم می آید زمانی که در دهه 40 شاگرد مدرسه بودیم در سطوح جامعه و در روزنامه ها و حتی انشاء های ما دانش آموزان   درمورد پیرزن فقیر و محروم فلان استان صحبت و نوشته میشد که باید به او توجه شود؟
 امروز با اینکه آن پیر زن پس از گذشت تقریبا 50 سال مطمئنا زنده نیست و جایش را به دیگر پیرزنان سپرده اما حرف همان است که گفته شده یعنی :
 باید به پیر زن فقیر و محروم فلان استان توجه شود با این تفاوت که امروز جوان بیکار که ممکن است نوه اش باشد هم در کنار آن پیر زن نشسته و با او حرف میزند و از خاطراتش میپرسد؟
 عجب داستان جالبی است که بیش از 50 سال مکررا تکرار میشود؟ یعنی فرقی هم نمیکند که کجا و در چه زمانی و چگونه باشیم؟
قصه همین است که مکررا شنیده ایم و میشنویم؟

 متاسفانه ساختار و شکل کار و تصمیمات در کشور اینگونه است که در رژیم قبل و حتی نظام امروز شاید هم بدتر ، بدون ترس و ظاهرا با قدرت مجموعه ی فساد شکل میگیرد و رشد پیدا میکند و حفظ و بعضا گسترده تر هم میشوند و این داستان های جالب و آئینه های عبرت ادامه دارند؟
 از خودمان میپرسیم :
مگر انقلاب نشد و ریشه های رژیم شاهنشاهی خشک و تک تک ایشان از ساختار قدرت و اجرایی کشور پاک نشد ؟ پس چه شده امروز توسط بعضی از منصوبین و وابستگان به انقلاب ( چون قدرت و امکانات دست عوام نیست ) فساد میشود؟
 پاسخش این است که وقتی شایسه سالاری به معنای اخلاق محوری نباشد و امانت دست اهلش نباشد آنوقت مدل نگاه معاویه ای به پول و قدرت ، ایمان را از بین میبرد و متاسفانه این نگاه در بعضی ها وجود دارد و متاسفانه در جذب متولیان و متصدیان امور ممکن است بلکه سهوا و یا عامدا بی توجهی شده و دقت لازم لحاظ نشده و نتیجه اش این شد که همان آدم های به ظاهر رستگار که هیچ کس در مخیله-اش نمی گنجید روزی تخلف چراغ راهنمایی کند ، یک مرتبه آن میشود که شاخ از سر آدم بیرون میزند.
 به یاد داستان مارگیر و اژدهای مثنوی می افتیم . داستانی شبیه به آنچه که می بینیم. یعنی فکر میکنیم که ریشه های فساد بی جان و مرده و وجود ندارد؟
اما حقیقت این است که ریشه به ظاهر خشک است ، ولی به محض وجود یک ذره رطوبت و یا قطره آب و یا گرمای فرصت قدرت مجددا زنده و قوی تر و محکمتر میشوند؟
 ببینید : در طول چند ده ساله گذشته ، حرف و عصاره شعارهای مشترک تمام داوطلبین محترم ریاست جمهوری و در امتداد آن وزرا و مسئولین و متولیان امور درکشور فقر و محرومیت زدائی و مبارزه با انواع فسادهاست.
جالب بودن این داستان ها اینجاست که شعارها سالیان سال است همیشگی تازه و ماندگار مانده و کاری که انتظارش را داشتیم نشده؟
 دلیلش چیست؟ خیلی ساده ،
بی مسئولیتی های شعار دهندگان در مقابل حرف و قول شان و مردم پیگیر نبودن و نه پرداختن مردم به چرایی عدم صدق در وعده ها و عدم حمایت رسانه ها از حقوق مردم و انقلاب و در مجموع نبود باور به آنچه که گفتند و شعار دادند؟
 عجب داستان ادامه دار جالبی است و معلوم نیست که کی قرار است به پایان برسد و نتیجه دهد؟
 
اما چه باید کرد؟ چقدر باید نشست و تکرار این داستان ها را دید و ساکت بود؟ پس کی قرار است روزی مقتدرانه بگوییم کشور ایران و مردم ایران ملبس به اخلاق اسلامی ، کشورتوسعه یافته اسلامی شده اند؟
 عزیزان هموطنم و مخاطبان عزیز. مشکل خودمانیم؟ فقط انتقاد میکنیم. آن هم بدون راهکار و برنامه؟ کمی وقت بگذاریم و فکر کنیم چه باید کرد؟
فکر کنیم از کجا باید شروع کرد تا فقر و محرومیت و فساد و نابرابری در کشور نیست و نابود شود؟ فکر کنیم چکونه میتوانیم به دولت و مجلس کمک کنیم و اگر کمک نمیخواهند چگونه ایشان را تحت فشار بگذاریم که مردم را در فرآیند بازی خدمت بکار گیرند و از کمک مردم برای سازندگی کشور استفاده کنند. فکر کنیم چکونه دولت و مجلس میتواند بجای حاشیه های صد من یک غاز ، توسعه یافتگی و پیشرفت که حق مردم و انقلاب است و این حداقل مطالبه مردم و انقلاب میباشد را سرلوحه کارشان بگذارد و به مردم پاسخگو باشند. فکر کنیم چکونه دولت و مجلس میتواند به مردم گزارش رسمی همراه با نمودار و آمار دهند که چه میکنند و در کجای کار هستند و سهم مردم در این کار و حرکت دولت و مجلس چیست و در کجا از مردم خواستند و پاسخ و اجابت ها از مردم چه بود و چرا؟ بجای سرگرم شدن با موضوعات پیش پا افتاده برجام و ... و اینکه من که هستم و تو که هستی به اصل موضوعات کشور بچسبیم ، یعنی توسعه یافتگی ایران اسلامی یعنی :
- فقر زدایی و / - محرومیت زدائی و / - شایسته سالاری و برنامه محوری تا نشنویم نشد چون ضعف و غفلت های مدیریتی در اجرای کار و اداره امور بود. / - گزینش اصلح برای مبارزه با فساد و مرد رندی و نامردی و خیانت در امانتداری یک سری آدم های مسلط به قدرت نقش اصلی در تمامی این گفتمان ها را داشته و دارد؟
 دیگر نباید وقت کشی کرد و با حسرت به دیگران نگاه کرد.
به نظر میرسد شروعش باید از صدا و سیما و رسانه های با نگاهی ملی بی طرف برای مردم و جمهوری اسلامی ایران و انقلاب باشد . البته با حفظ منافع و مصالح و امنیت ملی کشور.

 با اقتباس از آیه 105 سوره انبیاء : َلَقَدْ کَتَبْنا فى الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ اَنَّ الاَرْضَ یَرِثُها عِبادِىَ الصّالِحُونَ ـ اِنَّ فى هذا لَبَلاغاً لِقُوم عابِدین.
در زبور بعد از ذکر (تورات) نوشتیم: بندگان شایسته ام وارث (حکومت) زمین خواهند شد.
 جان کلام این است :
در حکومت انقلابی صالحان جایی برای معاویه صفتان وجود ندارد.
 یا علی. با حترام - سید جمشید اوشال.

 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 12 آذر 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

  

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

نتیجه تصویری برای احساس درد

 

نتیجه تصویری برای تحمل درد

 

نتیجه تصویری برای بی‌خوابی

تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای استرس و اضطراب

تصویر مرتبط

 


 میگنا: به لحاظ پزشکی این امر چند علت دارد که در این مطلب به بررسی آن می‌پردازیم.
ژن‌ها تعیین‌کننده آستانه تحمل درد هستند
 تحمل درد در افراد مختلف متفاوت است. میزان تحمل درد یک فرد به بسیاری از عوامل بیولوژیک و روانشناختی بستگی دارد.
پزشکا آستانه ن تاکید دارند که چهار ژن می‌توانند در توجیه علت تفاوت در تحمل درد در افراد مختلف نقش داشته باشند.

تشخیص اینکه آیا فردی دارای این چهار ژن است می‌تواند به پزشکان کمک کند تا در مورد میزان تحمل درد در بیماران درک بهتری پیدا کنند.
در یک بررسی، از بیش از 2700 شرکت‌کننده درخواست شد برای درمان دردهای مزمن از داروهای مسکن که با عنوان «نارکوتیک» شناخته می‌شوند، استفاده کنند. همچنین از آنان درخواست شد تا میزان درد را از صفر تا 10 اعلام‌ کنند. سپس با خارج کردن افرادی که میزان درد در آنان صفر بود، مابقی شرکت‌کنندگان را براساس شدت درد در آنها به سه گروه تقسیم‌بندی کردند.
همچنین پزشکان در این مطالعه به بررسی ژن‌های COMT ،DRD2 ،DRD1 و OPRK1 در این افراد پرداختند.
به گفته پزشکان، ژن DRD1 در افرادی که میزان احساس درد در آنان پایین‌تر بود، بیشتر دیده شد. علاوه بر این در افرادی که میزان احساس درد در آنان در حد متوسط بود، ژن‌های COMT و OPRK1 بیشتر مشاهده شد و ژن DRD2 در افراد با احساس درد زیاد به مراتب بیشتر بود.
 دردهای مزمن و طولانی مدت بر جنبه‌های مختلف زندگی انسان تاثیر می‌گذارند و شناسایی ژن‌هایی که تعیین‌کننده میزان تحمل درد هستند، می‌تواند راهی برای کشف روش‌های درمانی جدید باشد و به پزشکان در درک بهتر مکانیسم درد در بیماران کمک کند.
 احساس درد
دو مرحله در احساس کردن درد وجود دارد:
 
مرحله ی اول، مرحله ی بیولوژیک است. برای مثال وقتی شما دچار سردرد می شوید، این مرحله از احساس درد به مغز شما سیگنال هایی می دهد که نشاندهنده ی بروز مشکلی در بدن انسان است.
 دومین مرحله، درک مغز از دردی است که در ناحیه ای از بدن وجود دارد. در این مرحله است که انسان نسبت به درد خود بی اعتنا می شود و به کارهایش ادامه می دهد و یا در نتیجه ی درد، دست از کار می کشد و بر روی درد خود تمرکز می شود.
 عوامل تاثیرگذار بر میزان تحمل درد
- احساسات، قدرت جسمانی و شیوه ی زندگی فرد در میزان تحمل درد نقش دارد.
- افسردگی و اضطراب می تواند افراد را نسبت به احساس درد حساس نماید.
- ورزشکاران به نسبت افراد عادی بیشتر می توانند درد را تحمل کنند.
- افراد سیگاری و چاق کمتر می توانند درد را تحمل کنند.

 علل کاهش توانایی تحمل درد
 بی‌خوابی
مشکل بی‌خوابی می‌تواند تحمل درد را کاهش دهد. محققان دریافتند در افرادی که بیش از یک بار در هفته دچار بی‌خوابی می‌شوند، در مقایسه با افرادی که مشکل خواب ندارند، به طور چشم‌گیری میزان تحمل درد پایین است.
 افسردگی
اگرچه مشخص نیست که چرا افسردگی خود را به شکل درد جسمی نشان می‌دهد، اما احتمال دارد به دلیل ایجاد اختلال در مسیر درک درد در مغز باشد.
نتیجه یک بررسی نشان می‌دهد افرادی که افسردگی دارند، با درد مکرر و شدیدتری مواجه هستند.
 دارو
 مصرف برخی داروها به جای از بین بردن درد، آن را بیشتر می‌کنند، زیرا بدن به دارو مقاوم می‌شود و نیاز به میزان بالاتری پیدا می‌کند. یعنی در ابتدا تنها یک عدد قرص درد را کنترل می‌کرد، اما به مرور زمان، قرص تأثیر خود را از دست می‌دهد و لازم است فرد دوز بالاتری مصرف کند. افزایش دوز دارو به تغییرات مغزی منجر می‌شود و افراد نسبت به درد حساس‌تر می‌شوند.
 جنسیت
نتایج بررسی‌ها نشان می‌دهد پس از عمل جراحی مردان در مقایسه با زنان درد کمتری می‌کشند، زیرا
آستانه تحمل درد در زنان پایین‌تر است.
 مغز
 نتایج بررسی‌ها نشان می‌دهد افرادی که استرس و اضطراب دارند، میزان تحمل درد پایین‌تری دارند
نتایج بررسی که در سال 2014 انجام شده است، نشان می‌دهد بین حساسیت به درد و ضخامت کورتکس مغز ارتباط وجود دارد.
MRI نیز نشان می‌دهد کمتر بودن ماده خاکستری در مغز را می‌توان با حساسیت بیشتر به درد مرتبط دانست.
 ورزش
 محققان در مطالعات خود دریافته‌اند که پس از ورزش کردن، افراد سالم تحمل بیشتری نسبت به درد دارند.
 رنگ مو
شاید عجیب به نظر برسد اما
نتایج بررسی‌ها نشان می‌دهد، افرادی که رنگ مویشان (به صورت مادرزادی) قرمز است، به درد حساس‌ترند و نسبت به دیگران به ماده بیهوشی بیشتری نیاز دارند. علت این امر می‌تواند جهش ژنی به نام MCIR باشد که باعث قرمزی مو می‌شود.
 استرس
استرس بالا باعث مشکلات جسمی و روحی متعددی می‌شود؛ از جمله افزایش وزن، افسردگی و بیماری قلبی. از طرفی
استرس طولانی مدت می‌تواند ایجاد درد کند و حساسیت بدن را نسبت به درد افزایش دهد.
نتایج بررسی‌ها نشان می‌دهد
افرادی که استرس و اضطراب دارند، میزان تحمل درد پایین‌تری دارند. هورمون استرس باعث بالا رفتن حساسیت به درد در روده‌ها می‌شود که احتمالاً به سندرم روده تحریک پذیر منجر می‌شود.
 ژن‌ها تعیین‌کننده آستانه تحمل درد هستند
 آستانه تحمل درد در افراد مختلف متفاوت است. میزان تحمل درد یک فرد به بسیاری از عوامل بیولوژیک و روانشناختی بستگی دارد.
پزشکان تاکید دارند که چهار ژن می‌توانند در توجیه علت تفاوت در تحمل درد در افراد مختلف نقش داشته باشند.
تشخیص اینکه آیا فردی دارای این چهار ژن است می‌تواند به پزشکان کمک کند تا در مورد میزان تحمل درد در بیماران درک بهتری پیدا کنند.
در یک بررسی، از بیش از 2700 شرکت‌کننده درخواست شد برای درمان دردهای مزمن از داروهای مسکن که با عنوان «نارکوتیک» شناخته می‌شوند، استفاده کنند. همچنین از آنان درخواست شد تا میزان درد را از صفر تا 10 اعلام‌ کنند. سپس با خارج کردن افرادی که میزان درد در آنان صفر بود، مابقی شرکت‌کنندگان را براساس شدت درد در آنها به سه گروه تقسیم‌بندی کردند.
همچنین پزشکان در این مطالعه به بررسی ژن‌های COMT ،DRD2 ،DRD1 و OPRK1 در این افراد پرداختند. به گفته پزشکان، ژن DRD1 در افرادی که میزان احساس درد در آنان پایین‌تر بود، بیشتر دیده شد. علاوه بر این در افرادی که میزان احساس درد در آنان در حد متوسط بود، ژن‌های COMT و OPRK1 بیشتر مشاهده شد و ژن DRD2 در افراد با احساس درد زیاد به مراتب بیشتر بود.
دردهای مزمن و طولانی مدت بر جنبه‌های مختلف زندگی انسان تاثیر می‌گذارند و شناسایی ژن‌هایی که تعیین‌کننده میزان تحمل درد هستند، می‌تواند راهی برای کشف روش‌های درمانی جدید باشد و به پزشکان در درک بهتر مکانیسم درد در بیماران کمک کند.
 احساس درد
دو مرحله در احساس کردن درد وجود دارد:
مرحله ی اول، مرحله ی بیولوژیک است. برای مثال وقتی شما دچار سردرد می شوید، این مرحله از احساس درد به مغز شما سیگنال هایی می دهد که نشاندهنده ی بروز مشکلی در بدن انسان است.
دومین مرحله، درک مغز از دردی است که در ناحیه ای از بدن وجود دارد. در این مرحله است که انسان نسبت به درد خود بی اعتنا می شود و به کارهایش ادامه می دهد و یا در نتیجه ی درد، دست از کار می کشد و بر روی درد خود تمرکز می شود.
 عوامل تاثیرگذار بر میزان تحمل درد
- احساسات، قدرت جسمانی و شیوه ی زندگی فرد در میزان تحمل درد نقش دارد.
- افسردگی و اضطراب می تواند افراد را نسبت به احساس درد حساس نماید.
- ورزشکاران به نسبت افراد عادی بیشتر می توانند درد را تحمل کنند.
- افراد سیگاری و چاق کمتر می توانند درد را تحمل کنند.

 علل کاهش توانایی تحمل درد
 بی‌خوابی
 مشکل بی‌خوابی می‌تواند تحمل درد را کاهش دهد. محققان دریافتند در افرادی که بیش از یک بار در هفته دچار بی‌خوابی می‌شوند، در مقایسه با افرادی که مشکل خواب ندارند، به طور چشم‌گیری میزان تحمل درد پایین است.
 افسردگی
اگرچه مشخص نیست که چرا افسردگی خود را به شکل درد جسمی نشان می‌دهد، اما احتمال دارد به دلیل ایجاد اختلال در مسیر درک درد در مغز باشد. نتیجه یک بررسی نشان می‌دهد افرادی که افسردگی دارند، با درد مکرر و شدیدتری مواجه هستند.
 دارو
مصرف برخی داروها به جای از بین بردن درد، آن را بیشتر می‌کنند، زیرا بدن به دارو مقاوم می‌شود و نیاز به میزان بالاتری پیدا می‌کند. یعنی در ابتدا تنها یک عدد قرص درد را کنترل می‌کرد، اما به مرور زمان، قرص تأثیر خود را از دست می‌دهد و لازم است فرد دوز بالاتری مصرف کند. افزایش دوز دارو به تغییرات مغزی منجر می‌شود و افراد نسبت به درد حساس‌تر می‌شوند.
 جنسیت
نتایج بررسی‌ها نشان می‌دهد پس از عمل جراحی مردان در مقایسه با زنان درد کمتری می‌کشند، زیرا آستانه تحمل درد در زنان پایین‌تر است.
 مغز
نتایج بررسی‌ها نشان می‌دهد افرادی که استرس و اضطراب دارند، میزان تحمل درد پایین‌تری دارند
نتایج بررسی که در سال 2014 انجام شده است، نشان می‌دهد بین حساسیت به درد و ضخامت کورتکس مغز ارتباط وجود دارد.
MRI نیز نشان می‌دهد کمتر بودن ماده خاکستری در مغز را می‌توان با حساسیت بیشتر به درد مرتبط دانست.
 ورزش
 محققان در مطالعات خود دریافته‌اند که پس از ورزش کردن، افراد سالم تحمل بیشتری نسبت به درد دارند.
 رنگ مو
 شاید عجیب به نظر برسد اما نتایج بررسی‌ها نشان می‌دهد، افرادی که رنگ مویشان (به صورت مادرزادی) قرمز است، به درد حساس‌ترند و نسبت به دیگران به ماده بیهوشی بیشتری نیاز دارند. علت این امر می‌تواند جهش ژنی به نام MCIR باشد که باعث قرمزی مو می‌شود.
 استرس
 استرس بالا باعث مشکلات جسمی و روحی متعددی می‌شود؛ از جمله افزایش وزن، افسردگی و بیماری قلبی. از طرفی استرس طولانی مدت می‌تواند ایجاد درد کند و حساسیت بدن را نسبت به درد افزایش دهد.
نتایج بررسی‌ها نشان می‌دهد افرادی که استرس و اضطراب دارند، میزان تحمل درد پایین‌تری دارند. هورمون استرس باعث بالا رفتن حساسیت به درد در روده‌ها می‌شود که احتمالاً به سندرم روده تحریک پذیر منجر می‌شود.

 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 9 آذر 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

   هر جا «آقازاده-ای» هست، فساد وُ تبعیض هم هست ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 

  رییس دیده‌بان شفافیت و عدالت گفت: برای آخرین بار به دریافت‌کنندگان تسهیلات از موسسه ثامن‌الحجج که اکثرا از فرزندان علما، قضات با سابقه و شخصیت‌های سیاسی هستند هشدار می‌دهیم که اقدامی کنند در غیر این صورت اسامی آنها را منتشر می‌کنیم.
 ایسنا نوشته: احمد توکلی ظهر امروز (سه‌شنبه) در نشستی خبری ابتدا با اشاره به روند کار موسسات مالی، گفت:
بانک با پول مردم به صاحبان کسب و کار تسهیلات می‌دهد و سود می‌گیرد. بخشی از سود را به سپرده‌گذاران داده و بخشی را نیز خود بر می‌دارد. در واقع بانک‌ها با اعتبار دولت این کار را می‌کنند به همین خاطر وزارت صنایع هیچ وقت ضمانتی دریافت نمی‌کند اما بانک‌ها باید ذخیره قانونی داشته باشند یعنی اگر موسسه مالی بشکند، بانک مرکزی می‌تواند بخشی از طلب مردم را بدهد.
 وی افزود: بانک مرکزی به همین دلیل اختیارات گسترده‌ای مانند صدور جواز، کنترل مسیر، تشخیص تخلفات، اعمال ضوابط و بازخواست از متخلفان را دارد. یعنی از صفر تا صد یک بنگاه پولی به بانک مرکزی سپرده شده و وقتی بانک مرکزی متصدی حفظ ارزی پول به مقدار متناسب است، بانک‌ها خلق پول می‌کنند و بانک مرکزی نیز باید دخالت داشته باشد.
 توکلی با بیان اینکه بانک مرکزی مسئولیت‌ها و اختیارات ویژه‌ای دارد، تصریح کرد:
بانک مرکزی نمی‌تواند از مسئولیت خود شانه خالی کند اما آیا به این معناست که اگر بانکی تبدیل به بنگاهی ورشکسته شد، خسارت تک تک سپرده‌گذاران را باید بانک مرکزی پرداخت کند؟ خیر این معنا را نمی‌دهد اما نمی‌تواند از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند.
 وی تاکید کرد:
ما نباید از بانک مرکزی انتظار داشته باشیم که اسکناس چاپ کند و پول سپرده‌گذاران را بدهد اما در برابر جامعه مسئول است بنابراین چون وزارت تعاون و بانک مرکزی غیرعقلایی کار کردند، باید پاسخگو باشند.
 رییس دیده‌بان شفافیت و عدالت یادآور شد:
بانک مرکزی طبق قانون معاون جرم است چون در اقدام به موقع اهمال کرده است.
 توکلی در ادامه گفت:
تخلفات اصلی ثامن‌الحجج از سال 86 به بعد است که اتفاقا توسط بانک مرکزی نیز حمایت شد به ویژه در زمان مسئولیت آقای بهمنی. در حالیکه این موسسه بازرسان را راه نمی‌داد اما از سوی بانک مرکزی تشویق‌نامه دریافت می‌کرد.
 وی گفت: زمانیکه دولت عوض شد و دولت یازدهم روی کار آمد بانک مرکزی نسبت به موضوع جدی‌تر شد اما باز هم تعلل کرد به طوریکه مدیرعامل ثامن‌الحجج در خانه‌اش و تحت‌الحفظ، محصور شد در حالیکه
اگر به زندان و انفرادی می‌رفت قول می‌دهم که اموال خود را تحویل می‌داد.
 این فعال سیاسی اصولگرا عنوان کرد: نهایتا ما در سازمان دیده‌بان پیشنهاد دادیم که به موضوع ورود کنیم و یک نفر از ما و نماینده‌ای از سپرده‌گذاران وارد موضوع شوند چون اینگونه فشار مردم را کم خواهیم کرد.
مسئولین از این موضوع استقبال کردند اما عمل نکردند. بعد هم هیات اجرایی متشکل از نمایندگانی از وزارت اطلاعات، دادستانی و بانک مرکزی تعیین کردند که این هیات اخیرا استعفا داده است.
 توکلی تاکید کرد: در حال حاضر بانک مرکزی باید به چند سوال پاسخ دهد، اول اینکه چرا در انحلال ثامن‌الحجج تاخیر کرد؟ دوم اینکه چرا کمیته اجرایی استعفا داده است؟ و در عین حال چرا در وصول تسهیلات پرداختی در اختیار مردم کوتاهی می‌شود؟  ((( آیا قوه-ی قضائیه وَ زیز-مجموعه-های آن همچون «بازرسی کل کشور» نمی-تواند در این قانون-گریزی دخالتی کند؟! ... _ عـبـــد عـا صـی ))) وی افزود: اخیرا نیز شنیده‌ایم که می‌خواهند کار را به بانک پارسیان بسپارند تا پاسخگو باشد اما بانک پارسیان به چه کسی تعهد می‌دهد که این کار را انجام دهد و چه کسی ضامن پارسیان می‌شود؟ چرا که سرمایه اجتماعی در این رابطه به شدت ضربه دیده است.
 رییس دیده‌بان شفافیت و عدالت گفت: ما آمدیم و به مردم با توجه به شرایطی که پیش آمده می‌گوییم که مسئولیت پولی که به بنگاه مورد تایید بانک مرکزی ما سپردید به ما مربوط نیست. توکلی یادآور شد:
ما از رسانه‌ها انتظار داریم برای شفاف‌سازی این موضوع تلاش کنند تا بانک مرکزی نیز مسئولیت خود را بپذیرد و با شفافیت به مردم توضیح دهد. در عین حال برای آخرین بار به دریافت‌کنندگان تسهیلات از موسسه ثامن‌الحجج هشدار می‌دهیم که اقدامی کنند در غیر این صورت اسامی آنها را منتشر می‌کنیم. اکثر آنها نیز از فرزندان علما، قضات با سابقه و شخصیت‌های سیاسی هستند.
 وی همچنین اظهار کرد:
آقای آملی لاریجانی رییس قوه قضاییه نیز در سخنانی گفته بودند دنبال مقصر نیستیم اما به نظر من منظور ایشان این بوده که باید ضرر و زیان مردم را کاهش دهیم و پرداخت کنیم و بعد به دنبال مجازات مجرمین باشیم.
 رییس دیده‌بان شفافیت و عدالت همچنین در پاسخ به این پرسش که آیا در زمان حضور خود در مجلس اقدامی در این رابطه کرده یا خیر؟ گفت:
آدم‌های فاسد در دستگاه‌های حکومت یار دارند که به کمک‌شان می‌آیند به طوریکه مدیرعامل ثامن‌الحجج یک زمان با حکم جلب آقای بهمنی به بانک مرکزی رفته بود چرا که فاسدها یارگیری کرده و مانند خودشان را تکثیر می‌کنند.

 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 9 آذر 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

 روستاهای خراسان رضوی 8 ماه

 

 پس از زلزله ...

 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

جام جم - هفت ماه و 18 روزا ز وقوع زلزله 6 ریشتری سفید سنگ شهرستان فریمان در نزدیکی مشهد گذشته، اما چادرهای سفید رنگ هلال احمر هنوز کم و بیش در روستاها برپاست. کنار هر چادر، روی خانه های کاهگلی آوار شده روستاییان هم البته خانه ای نوساز جان گرفته است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 7 آذر 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

 

  سـپـَر ِ بــــلا ... 

 

 

نتیجه تصویری برای کارتون سپر بلا

 

تصویر مرتبط

 

تصویر مرتبط

 

تصویر مرتبط

 

 

تصویر مرتبط

 

 مردی به پیامبر خدا ، حضرت سلیمان ، مراجعه کرد و گفت ای پیامبر میخواهم ، به من زبان یکی از حیوانات را یاد دهی.
سلیمان گفت : توان تحمل آن را نداری.
اما مرد اصرار کرد ، سلیمان پرسید ، کدام زبان؟ جواب داد زبان گربه ها، چرا که در محله ما فراوان یافت می شوند. سلیمان در گوش او دمید و عملاً زبان گربه ها را آموخت. روزی دید دو گربه باهم سخن میگفتند. یکی گفت غذایی نداری که دارم از گرسنگی میمیرم . دومی گفت ،نه ، اما در این خانه خروسی هست که فردا میمیرد، آنگاه آن را میخوریم.
 مرد شنید و گفت ؛ به خدا نمیگذارم خروسم را بخورید، آنرا خواهم فروخت، و فردا صبح زود آنرا فروخت.
 گربه امد و از دیگری پرسید آیا خروس مرد؟ گفت نه، صاحبش فروختش، اما، گوسفند نر آنها خواهد مرد و آن را خواهیم خورد.
 صاحب منزل باز هم شنید و رفت گوسفند را فروخت. گربه گرسنه آمد و پرسید ایا گوسفند مرد؟
 گفت : نه! صاحبش آن را فروخت. اما صاحب خانه خواهد مرد، و غذایی برای تسلی دهندگان خواهند گذاشت و ما هم از آن میخوریم!
 مرد شنید و به شدت برآشفت.
 نزد پیامبر رفت و گفت گربه ها میگویند امروز خواهم مرد! خواهش میکنم کاری بکن!
پیامبر پاسخ داد: خداوند خروس را فدای تو کرد اما آنرا فروختی، سپس گوسفند را فدای تو کرد آن را هم فروختی ، پس خود را برای وصیت و کفن و دفن آماده کن! ...
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 5 آذر 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

 نشانه-های «افسردگی، استرس و وسواس» ...

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

تصویر مرتبط

 

تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای افسردگی مزمن

 

 

 به گزارش باشگاه خبرنگاران سیما فردوسی روانشناس، جعفر بوالهری روانپزشک و رئیس دانشکده روانپزشکی دانشگاه علم پزشکی ایران و همچنین دکتر علی ناظری آستانه متخصص اعصاب و روان به سئوالات كاربران در زمینه «افسردگی،استرس و وسواس» پاسخ دادند:
 افسردگی خفیف چیست و چه مخاطراتی در آینده برای فرد دارد ؟
 جعفر بوالهری روانپزشک اظهار کرد:
افسردگی شایع ترین اختلال روانی در جهان است، به طوری که سازمان بهداشت جهانی اولویت های شعار امسال را رویارویی با افسردگی مطرح کرده است اما به طور کلی افسردگی علامت های بالینی مختلفی دارد که برای مثال حس غمگینی، زودرنجی، کاهش اشتها، حس تکراری شدن، خلاء داشتن، کاهش میل جنسی، حالت سرحالی و شادابی صبحگاهی به همراه بروز یک باره حالت بی میلی کاری، خستگی و بی حوصلگی در نزدیکی ظهر تا ایجاد حس دلتنگی و دل گرفتی نزدیک غروب و همچنین احساس پوچی و بی انگیزگی برای ادامه زندگی از جمله شایع ترین علائم بروز افسردگی در افراد به شمار می روند که در این میان بروز چند علامت در یک فرد می تواند از حاد شدن افسردگی در او خبر دهد، البته همه این علائم در مراحل خفیف تا شدید می تواند تا مدت ها طول بکشد و یا در بازه زمانی کوتاه برطرف شوند اما خبر خوش اینکه این اختلال روحی و روانی درمان پذیر است.
 وی با اشاره به تاثیرات افسردگی در افراد، گفت: موارد فوق در واقع به نوعی هم علائم و هم تاثیرات افسردگی در افراد هستند، بنابراین بهترین راهکار کنترل و درمان افسردگی این است که در مرحله نخست ریشه این عارضه روحی روانی توسط روانشناسان یا روانپزشکان بررسی و شناسایی شود و بعد از آن متناسب با شرایط فعلی هر فرد درمان های موثر اعم از درمان های دارویی، غیر دارویی و یا توامان تجویز شود.
 نسخه ای عمومی برای کنترل و درمان افسردگی
 این روانپزشک با اشاره به نسخه ای همگانی برای کنترل و درمان غیر دارویی افسردگی، گفت :
افراد افسرده به طور کلی گوشه گیر و غمگین تر از دیگران هستند، بنابر این باید تا حدی که امکان دارد این افراد باید ورزش و حتی کارهای هنری همچون نقاشی و یا موسقی درمانی انجام دهند، مسافرت برای این افراد تاثیر مثبت روحی خیلی خوبی دارد اما اصلی ترین نسخه این است که خود فرد بیش از دیگران و اطرافیان می تواند به درمانش کمک کند یعنی اگر احساس افسردگی کرد به روانشناس و یا روانپزشک مراجعه کند و از این ارجاع استرس و غصه نگیرد زیرا افسردگی در سراسر دنیا موضوعی حیاتی و مهم است، کنترل و درمان به موقع این بیماری زندگی تازه ای به فرد و اطرافیانش می بخشد.
 وی با اشاره به مصرف دارو در برخی از موارد افسردگی که گاهی حتی با حملات عصبی نیز می تواند همراه شود، افزود: در برخی موارد فرد باید تا سالیان سال دارو مصرف کند، اما به طور کلی افراد افسرده باید بدانند دنیا به آخر نرسیده است، باید به خودشان بگویند که من قوی تر از همه این مشکلات هستم زیرا در این میان قدرت تلقین به قدری قوی و قدرتمند عمل می کند که حتی بارها دیده شده افراد را در شدید ترین مرحله افسردگی دوباره به زندگی نو و روحیه ای قوی تر و شاد برگردانده است، بنابر این ادامه مصرف داروهای تجویزی و یا رفتن به روانشناس و روانپزشک برای درمان نگرانی و ناراحتی ندارد، زیرا این اقدام در واقع ارزش گذاشتن و بها دادن به جسم و روح است و در واقع فرد با پیگیری های درمانی و تلاش های خودش نشان می دهد که زندگی برایش مهم است.
 به گفته وی
به طور کلی افسردگی دارای درمان های دارویی، غیر دارویی و یا ترکیبی است که در میان درمان های دارویی فلوکستین ، کلونازپام و آلپرازولام بهترین دارو های تجویزی هستند که میزان و دوز مصرفی باید توسط پزشک معالج مشخص شود و حتی در دوران بارداری نیز با تشخیص پزشک استفاده از فلوکستین مانعی ندارد.
 وسواس فکری و عملی چیست و آیا به طور ارثی هم منتقل می شود؟
 وی در ادامه با اشاره به شیوع بالای وسواس فکر و عملی در افراد ادامه داد: وسواس یکی دیگر از شایع ترین اختلالات روانی در افراد است که در این میان فاکتور های ژنتیکی و مسائل ارثی در انتقال آن از والدین به فرزندان بسیار دخیل هستند اما به طور کلی هر وسواسی با اضطراب و عصبی شدن نوعی همپوشی دارد و به سه فرم وسواس فکر، عملی و یا ترکیبی از این 2 نوع در افراد بروز می کند. بوالهری در خصوص تاثیر تلقین در درمان انواع وسواس و راهکار های مهم درمان وسواس عملی، گفت:
از نگاه کلی فرد وسواسی بی جهت دچار نوعی تلقین منجر به عادت و تکرار شده است، بنابر این رفتار درمانی، تمرین کردن و در مواردی تجویز دارو می تواند به خوبی وسواس عملی را در افراد و حتی نوجوانان کنترل و درمان کند.
 وی در مورد انواع وسواس فکری و راه های کنترل و درمان آنها نیز اظهار کرد: در وسواس فکری که حتی بیشتر پشت کنکوری ها نیز در کنار استرس و اضطراب درگیرش هستند، مدام تصویر موضوعی در ذهن فرد تکرار می شود، بهترین راه تمرین کردن برای داشتن مشغولیت فکری، ورزش کردن و افزایش فعالیت های روزانه است زیرا این اقدامات فضای فکری فرد مبتلا به وسواس را از موضوعی که ذهنش را احاطه کرده دور می کند و تکرار و مداومت به این اقدام علیرغم سختی هایی که دارد به طرز چشمگیری وسواس فکری توام با استرس و اضطراب در او را از بین می برد، در ضمن استفاده زیاد از کافئین همچون قهوه میزان اضطراب و استرس را به ویژه در افراد وسواسی افزایش می‌دهد.
 ترس های ناشی از مرگ و یا وقوع یک اتفاق بد را چگونه از خود درو کنیم؟
 سیما فردوسی روانشناس با اشاره به وجود ابعاد مختلفی از استرس ها و اضطراب ها،افزود:
به طور کلی اضطراب و استرس حالت روحی است که در نتیجه کاهش ترشح هورمون هایی در مغز و عموما متاثر از عوامل محیطی در افراد به وجود می آید، حالتی که در بسیاری از موارد بی قراری، نگرانی ، ترس و هراس از چیزی و یا همه این علائم را باهم در افراد به همراه می آورد، بنابراین پیدا کردن ریشه این ترس ها و استرس ها در تک تک افراد بسیار حیاتی است.
 وی با تاکید بر اینکه شناسایی ریشه های استرس در کودکان بسیار حیاتی است، گفت: از خانواده ها می خواهم که این موضوع را جدی بگیرند زیرا
در بیشتر موارد همه ترس ها، نگرانی ها، گوشه گیری ها و حتی کاهش اعتماد به نفس در همان اتفاقات دوران کودکی ریشه دارد.
 آیا حواس‌پرتی‌های اضطرابی درمان‌پذیر هستند؟
 
علی ناظری آستانه متخصص اعصاب و روان با اشاره به اینکه حواس پر‌تی‌های اضطرابی از جمله موارد شایع به ویژه در بین افراد شاغل و دانشجویان است گفت:
مدلی از حواس‌پر‌تی‌ها هستند که در نتیجه استرس‌ها و اضطراب‌های زیاد موقتی همچون نگرانی از دیر رسیدن به محل کار و یا نظایر آن ایجاد می‌شود و در نتیجه این حالت روحی روانی گاهی افراد دچار حواس پر‌تی و یا فراموشی‌های موقتی همچون جا گذاشتن و‌سایلشان در اماکن مختلف می‌شوند؛ برخلاف تصور عموم افراد این گروه از حواس پرتی‌ها ارتباطی با آلزایمر ندارند اما در صورت تکرار آن باید این دست از حواس پر‌تی از نظر زمینه‌های استر‌سی و اضطرابی مورد بررسی قرار بگیرد.
 وی ادامه داد:
افراد زیادی به طور مداوم دچار حواس‌پرتی می‌شوند در حالی که با بررسی‌های روانشناسی مشخص می‌شود که این حواس‌پرتی‌ها در ایجاد نوعی اختلال روی حافظه کوتاه مدت افراد و عموما به علت فشارهای روحی همچون افسردگی و استرس روی می‌دهد؛ به همین علت یکی از بهترین راهکارهای رفع حواس پرتی‌های استر‌سی تمرین مداوم و بهره‌مندی از مشاوره‌های روانشناسان یا روانپز‌شکان است.
 اضطراب کنکوری‌ها
 این متخصص اعصاب و روان همچنین در پاسخ به سوال کار‌برانی که به علت مشکلات استر‌سی و اضطرابی تمرکز خوبی بر درس‌هایشان ندارند و از نظر میزان موفقیت‌شان در کنکور به شدت نگرانند یادآور شد:
یکی از استرس‌ها و اضطراب‌های بسیار شایع بین افراد پشت کنکوری که ناخودآگاه در کنار آن دچار نوعی وسواس فکری هم می‌شوند به گونه‌ای که احساس می‌کنند مطلبی را باید چندین بار بخوانند یا اینکه فکر می‌کنند هر چقدر درس می‌خوانند اما باز چیزی خاطر‌شان نیست.
 وی افزود: یکی از بهترین راهکارها برای کنترل استرس در پشت کنکوری‌ها استفاده از مشاوران تحصیلی در طول دوران مرور درس‌هایشان است زیرا به طور طبیعی نگرانی‌هایی مبنی بر حفظ دروس و یادگیری آنها در این افراد بروز می‌کند بنابراین
بهره‌مندی از تجربیات مشاوران تحصیلی و حتی استفاده از مشاوره‌های روانشناسی در چندین نوبت مختلف برای این افراد بسیار ضروری و راهگشاست.
 کمبود اعتماد به نفس در زمان صحبت در میان جمع
 ناظری آستانه در ادامه در پاسخ به سوال دیگر کاربر‌انی که از مشکل کمبود اعتماد به نفس، استرس در زمان صحبت کردن بین جمع و همچنین خجالتی بودن رنج می‌بند اظهار کرد:
قطعا چنین مسائلی دارای ریشه‌های روانشناسی در طول زندگی این افراد هستند به گونه‌ای که شاید فردی از دوران کودکی خجالتی و یا بسیار کم‌رو تربیت شده است و همین مسئله وی را در جامعه منزوی و گوشه‌گیر می‌کند به نحوی که هنگام قرارگیری در یک جمع ساده خانوادگی اعتماد به نفس کافی را برای صحبت کردن ندارند بنابراین همه این موارد با رفتار درمانی،‌ تمرین و استفاده از مشاوره‌های روانپز‌شکان و یا روانشناسان حل شدنی است اما نباید به هیچ عنوان به آنها کم توجهی کرد.
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

نوشته شده در تاریخ جمعه 3 آذر 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

   اگر تو واقعا خدمت گذاری ...

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 

تصویر مرتبط

 

تصویر مرتبط

 

تصویر مرتبط

 

تصویر مرتبط

 

 

تصویر مرتبط

 

 

تصویر مرتبط

 

نتیجه تصویری برای کارتون خدمتگزار مردم

نتیجه تصویری برای کارتون خدمتگزاران مردم

 

 

نتیجه تصویری برای کارتون بست نشستن احمدی نژاد

 

تصویر مرتبط

 

نتیجه تصویری برای بست نشستن احمدی نژاد حرم عبدالعظیم

 

 

 زمانی بر سر مسند نشستی / و گردو با دُم خود می شکستی 
 در آن نوبت که بودی تو سر کار / خلایق را نهادی بر سرِ کار! 
 گهی در قهر بودی چند روزه / گهی گفتی از اونجا که می سوزه! 
 در آن دوران که می کردی تو تهدید / به اسناد درون جیب تاکید 
 سخنرانی نمودی بی شماره / وَ تحریمی که کردی پاره پاره 
 شدی بر سر اسیر هاله نور / تکان دادی دو دست خویش از دور 
 رفیقان را به پشت میز بُردی / رقیبان را تو خار وُ خَس شمردی 
 در آن دوران چرا افشا نکردی؟ / چرا مشت کسی را وا نکردی؟ 
 نگفتی یک کلام از رانت خواری / نگفتی از مدیر انحصاری 
 نگفتی از خیانتهای بسیار / چرا حالا شدی اینگونه غمخوار؟! 
 کنون که رفته از کف، قدرت تو / فزون گشته به هر دم حسرت تو 
 زنی هر دم صَلای وا مصیبت / از این وُ آن کنی هر لحظه غیبت! 
 اگر تو واقعا خدمت گذاری / چرا هرگز نکردی پا فشاری؟ 
 برو حالا که کُل این خلایق / همه دانند تشخیص حقایق 
 نزن بیهوده دست و پا که دیگر / ندارد هیچ تاثیری برادر 

 «مجید مرسلی»
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1 آذر 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

 ما کاشتیم وُ دیـگـــران خـــوردنـــد،

 ما بکاریم وُ دیگران بخورند! ...

 

 

 

 همسَنگـــری ِ اسرائیل وَ داعـش! ...

 

 رقابت دوستانه! ...

 

 

 فریادگران آزادی وُ استقلال ...

 

 

 بازرسی امنیتی!!! ...

 

 

 نَفَس آتش-افـــروزی ِ صَهیونیسم! ...

 

 

 سقوط یک مُـسـتـبـــد وَ ظهـــور ِ مُـسـتـبـــدی دیگـــر ...

 

 

 عَـدَم تـحـمـــل ِ شهدای ِ آزادی وُ استقلال! ...

 

 

 ما کاشتیم وُ دیـگـــران خـــوردنـــد،

 ما بکاریم وُ دیگران بخورند! ...

 

  زیرنویسی وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 30 آبان 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  وَعده-های سَرخَرمن،

 ناامید کننده-تر از تبلیغات دشمنان ما نیست؟ ... 

 

 

 

  جهت مراجعه به متن کامل ، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

http://s6.picofile.com/file/8222658884/WA_ADEH8YE_TUX8LY_1.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8222658468/WA_ADEH8YE_TUX8LY_2.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8281941150/WA_ADEYE_TUX8LY_1.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8237529818/ENTEX8B8T_RUYE_KULE_D3GAR8N_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8274200350/ENTEX8B8T_AHMADY_S8LE_1384_2.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8274200784/ENTEX8B8T_AHMADY_S8LE_1384_4.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8274198876/ENTEX8B8T_AHMADY_S8LE_1384_6.jpg

 

 به گزارش خبرآنلاین به نقل از پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری، حجت الاسلام حسن روحانی رییس جمهور، آیت‌الله صادق آملی لاریجانی رییس قوه قضاییه و علی لاریجانی رییس مجلس شورای اسلامی نشستی درباره مهم‌ترین مسائل کشور و منطقه داشتند.
 رییس جمهور روحانی : بسیاری از مسایل در دستگاه اجرایی، یا قضایی و یا مقننه مورد بررسی قرار می‌گیرند که بهم مرتبط هستند و چنانچه به طور طبیعی و عادی مورد رسیدگی قرار بگیرند، چه بسا نیازمند زمان بسیار طولانی است و این به نفع کشور نیست. لذا در جلسه روسای قوا چنین مسایل مهمی مورد بحث و بررسی قرار گرفته و تصمیماتی اتخاذ می‌شود که سرعت عمل را بیشتر کند.
 رییس جمهور با بیان اینکه در جلسه امروز "امیدواری مردم کشورمان نسبت به آینده کشور، شرایط اقتصادی، سیاسی و فرهنگی" مورد تأکید قرار گرفت، گفت: همه رسانه‌ها از جمله رسانه ملی، گردانندگان فضای مجازی و تریبون‌های مختلف، باید متوجه این نکته مهم باشند که تصمیم و هدف قدرت‌های بزرگ بویژه آمریکا و آنچه در منطقه شاهدیم نسبت به ایران، نهایتاً برای این است که مردم را به آینده ناامید و کم‌امید کرده و در فعالیت‌ها و سرمایه‌گذاری‌ها دچار تردید کنند؛
لذا همه باید هوشیار باشند که در زمین دشمن بازی نکرده و در این دام نیافتند.  ((( جناب آقای روحانی، فکر نمیکنید که وعده-های کلان شما به مردم همچون "ریشه-کن کردن فقر وَ بیکاری در دولت دواردهم" با وجود این همه مشکلات داخلی وَ خارجی، بیشتر از تبلیغات وَ تهاجمات آمریکا وَ مزدورانش، این مردم شریف را نا-امید میکند؟! ... « لـیـنـــک ». _ عـبـــد عـا صـی ))) .

 روحانی، بررسی موضوع مالباختگان موسسات اعتباری را یکی دیگر از جلسات سران سه قوه برشمرد و گفت: در این خصوص اولاً اینکه پیش از این مجوز چنین مؤسساتی را دستگاه‌های مختلف می‌دادند، لذا اگر از این به بعد، این مؤسسات صرفاً از بانک مرکزی مجوز بگیرند و کاملاً مراقبت و نظارت شود، بخش بزرگی از مشکلات حل و فصل خواهد شد.
 روحانی گفت: اگر مؤسسات دچار مشکلاتی شدند، ضمن اینکه وظیفه داریم مشکلات مردم را برطرف کنیم؛ ‌
از طرف دیگر بانک مرکزی هم محذوراتی ((( مَعـذوراتی_ عـبـــد عـا صـی ))) دارد و نمی‌توان گفت که از پول بانک مرکزی برای حل این مشکلات استفاده کند. البته برای این مسایل می‌توان اعتباراتی در نظر گرفت، ضمن اینکه در این زمینه سه قوه باید با یکدیگر همکاری داشته باشند.
 روحانی : مردم منطقه موفقیت‌های بسیار بزرگی به دست آوردند این در حالی است که در خرداد سال 93، ‌شاهد بودیم که تروریست‌ها در عراق جولان داده و داعش شهر بزرگ موصل را تصرف کرد. این خطر برای کل عراق از جمله بغداد نیز متصور بود و در سوریه نیز همین شرایط جریان داشت،  ...
 رییس جمهور گفت:
از سوی دیگر به دنبال تجزیه‌طلبی و بر هم زدن مرزهای جغرافیایی در منطقه برآمدند که در این مسیر هم ناموفق بودند. لذا امروز شاهد موفقیت‌های بزرگی در سطح منطقه هستیم و با این موفقیت‌ها طبیعی است که آمریکا و رژیم صهیونیستی و اذناب آن ناراحت و عصبانی باشند.
 روحانی اضافه کرد: در مسأله یمن سال‌هاست که مردم فقیر این کشور را بمباران می‌کنند و بیماری وبا شیوع پیدا کرده و مردم در قحطی و گرسنگی بسر می‌برند و فضای دریا و هوا را برای کمک به مردم این کشور بسته‌اند و این غیرقابل تحمل است.
 رییس شورای عالی امنیت ملی تصریح کرد:
شرایط امروز منطقه نشان می‌دهد که توطئه‌هایی که وجود داشت، نقش بر آب شده، لذا دنبال نقشه‌ها و توطئه‌های دیگری در منطقه هستند و مردم لازم است که در این زمینه هوشیار باشند و مسئولین هم توجه و برنامه‌ریزی‌های لازم را انجام دهند.
 روحانی در پایان
از مردم بزرگوار ایران بخاطر عشق به اهل بیت(ع) و فداکاری در مسیر امام حسین(ع) قدردانی و از مردم و دولت عراق نیز بخاطر میزبانی از زائران ابا عبدالله(ع) سپاسگزاری می کنیم.
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


برچسب ها: وَعده-های سَرخَرمن، حسن روحانی، امیدواری مردم، ریشه-کن کردن فقر وَ بیکاری، موسسات اعتباری، تجزیه‌طلبی، داعش،


نوشته شده در تاریخ شنبه 27 آبان 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

 

   امام رأفت دوران بی-مرامی ها ... 

 

http://s9.picofile.com/file/8312096526/28_SAFAR_ERTEH8LE_RASULOL_L8H_EM8M_HASSAN_VA_EM8M_REZAA_S_A_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8312096750/28_SAFAR_ERTEH8LE_RASULOL_L8H_EM8M_HASSAN_VA_EM8M_REZAA_S_A_4.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8312097118/28_SAFAR_ERTEH8LE_RASULOL_L8H_EM8M_HASSAN_VA_EM8M_REZAA_S_A_3.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8312097226/28_SAFAR_ERTEH8LE_RASULOL_L8H_EM8M_HASSAN_VA_EM8M_REZAA_S_A_2.jpg

 

 خدا به طالع تان مُهر پادشاهی زد / به سینه ی احدی دست رد نخواهی زد 
 در آسمان سخاوت یگانه خورشیدی / تمام زندگی ات را سه بار بخشیدی 
 گدا ز كوی تو هرگز نرفته ناراضی / عزیز فاطمه! ازبسكه دست و دل بازی 
 مدینه شاهد حرفم : فقیر سرگشته / همیشه دست پر از محضر تو برگشته 
 به لطف خنده تان شام غم سحر گردد / نشد كه سائل تان نا امید برگردد 
 خدا به شهد لبت مزه ی رطب داده / كریم آل محمد تو را لقب داده 
 تبسم نمكینت چقدر شیرین است / دوای درد یتیم و فقیر و مسكین است 
 خوشا به حال گدایی كه چون شما دارد / در این حرم چقدر او برو بیا دارد 
 به هر مسافر بی سر پناه جا دادی / به دست عاطفه حتی به سگ غذا دادی 
 گره گشایی ات از كار خَلق،ارث علی است / مقام اولی جود و بخششت ازلی است 
 به حج خانه ی دلبر چه ساده می رفتی / همه سواره ولی تو، پیاده می رفتی 
 شما ز بسكه كریم و گره گشا بودی / دل كویر به فكر پیاده ها بودی 
 امام رأفت دوران بی مرامی ها / نشسته ای سر یك سفره با جذامی ها 
 خیال كن كه منم یك جذامی-ام آقا / نیازمند نگاه و سلامی ام آقا 
 چقدر مثل علی از زمانه رنجیدی / سلام داده، جواب سلام نشنیدی 
 امام برهه-ی تزویرهای بسیاری / به وقت رفتن مسجد، زره به تن داری 
 كریم شهر مدینه غریب افتادم / به جان مادرت آقا، برس به فریادم 
 خودت غریبی و با دردم آشنا هستی / رفیق واقعی روزهای بی دستی 
 قسم به حُرمت این ماه حق، نگاهی كن / به دست خالی این مستحق نگاهی كن 
 بگیر دست مرا ، دست بسته-ام آقا / ضرر زدم به خودم، ورشكسته-ام آقا 
 دل از حساب قنوت تو سود می گیرد / دعای دست رحیمت چه زود می گیرد! 
 برای مدح تو گویند شعر احساسی / به واژه های «دَر» وُ«میخ» وُ«كوچه» حساسی 
 چه شد غرور تو آقا شكست در كوچه / بگیر دست مرا با خودت ببر كوچه 
 چه شد كه بغض گلوگیر گوشه گیرت كرد / كدام حادثه این گونه زود پیرت كرد 
 چگونه این همه غم در دل شما جا شد / بگو كه عاقبت آن گوشواره پیدا شد؟ 

 

« وحید قاسمی »

 

 ***

 ای محمد (ص) ای رسول بهترین کردارها / حسن خلقت شهره در اخلاقها ، رفتارها 
 در بیانت بند می آید زبان ناطقان / قامت مدحت کجا و خلعت گفتارها 
 بال رفتن تا حریمت را ندارد این قلم / قاب قوسینت کجا وُ مرغک پندارها 
 طفل ابجد خوان تو سلمان سیصد ساله است / استوار مکتب ایثار تو عمارها 
 تا نفس داریم و تا خورشید می تابد به خاک / دل به عشق بی زوالت می کند اقرارها 
 پای بوسی تو عزت داده ما را اینچنین / گل نباشد کس نمی آید سراغ خارها 
 کی رود از خاطرتم یادت که در روز ازل / کنده-اند اسم تو را بر سنگ دل حجارها 
 داغ تو در سینه-ی ما هست چون خاک تواییم / لاله کی روییده در آغوش شوره زارها 
 گل که منسوب تو گردد رنگ و بویش می دهند / شاهد حرفم گلاب و شیشه ی عطارها 
 وقت رزمت آنچنانی که میان کارزار / رو به تو آرند وقت خستگی کرارها 
 ای که با خون دلت پرورده- ای اسلام را / چشم واکن که نهالت داده اکنون بارها 
 سنگ می خوردی و می گفتی که ایمان آورید / کس ندیده از رسولی اینچنین ایثارها 
 با عیادت از کسی که بارها آزرده-ات / روح ایمان را دمیدی بر دل بیمارها 
 خم به ابرویت نیاوردی در این بیست و سه سال / بر سرت گرچه بلا بارید چون رگبارها 
 رفتی و داغ تو پشت دین رحمت را شکست / جان به لب شد از غمت ، شهرت مدینه ، بارها 
 تا که چشمت بسته شده ای قافله سالار عشق / رم نمودند عده-ای وُ پاره شد افسارها 
 آنقدر گویم پس از تو میخ در هم خون گریست / ناله ها برخواست بعدت از در و دیوارها 

«محسن عرب خالقی»

 

 ***
 

 خادمت پشت در قصر خبر می خواهد / از شب مبهم این فتنه سحر می خواهد 
 کاش آن خوشه مسموم زبانش می گفت: / لب شیرین تو انگور مگر می خواهد؟ 
 تو عبا روی سرت می کشی و پا به زمین / رفتنت تا به در خانه هنر می خواهد 
 ای جگر گوشه که در حجره غم تنهایی / زهر از جان تو انگار جگر می خواهد 
 دل تو سوخته از درد به خود می پیچی / لب خشکیده تو دیده تر می خواهد 
 خوب شد اینکه جوادت به کنارت آمد / پدر از نفس افتاده پسر می خواهد 
 لحظه رفتن خود در نظرت می آمد / روضه مرد غریبی که نفر می خواهد 
 یاد آن حرف تو با ابن شبیب افتادم / یاد آن دشنه که از جد تو سر می خواهد 

 «محمد امین سبکبار»

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 25 آبان 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  چگونه با کودکان و بازماندگان زلزله رفتار کنیم؟  

 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

http://s8.picofile.com/file/8311980942/KUDAK8NE_ZELZELEHZADEH_2.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8311981092/KUDAK8NE_ZELZELEHZADEH_3.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8311981292/KUDAK8NE_ZELZELEHZADEH_1.jpg

 

 وقوع بحران‌های ناگهانی و حوادث غیرمترقبه بسترهای مناسبی برای بروز آسیب‌های روانی در میان خیل آسیب دیدگان هستند به همین دلیل هم هست که روان‌شناسان معتقدند برای جلوگیری از ادامه یافتن آسیب‌های روانی در سالهای بعد، خصوصا در دوران بزرگسالی باید از خدمات سلامت روان حرفه ای و تکنیک‌های مداخله در بحران، به شکل تخصصی بهره برد. همزمان با وقوع زلزله در غرب کشور و استان کرمانشاه یکی از متخصصان روانشناسی کودک به ارائه توصیه‌هایی در خصوص نوع مواجهه با شرایط بحرانی و کمک‌رسانی به آسیب دیدگان پرداخته است.
 چگونه با کودکان و بازماندگان زلزله رفتار کنیم؟
 به گزارش میگنا «گوهر یسنا انزانی» در گفت‌وگو با ایسنا، با اشاره به اینکه شرایط بعد حوادثی مانند بلایای طبیعی یک PTSD یا اختلال استرس پس از یک ضایعه است گفت: حوادثی مانند سیل یا زلزله در این دسته بندی قرار می گیرند.
این سندرم در واقع زمانی پیش می آید که رویداد رخ داده از سطح توان روانی فرد بالاتر است. برای مثال فرد خانه و نزدیکانش را از دست می‌دهد و این مساله آسیب‌های زیادی برای او باقی می‌گذارد.
این روان شناس کودک با بیان اینکه بر خلاف تفکر عموم درباره اینکه وجود تعداد زیادی از افرادی که در مصیبت حادثه قرار دارند باعث آرامش و تسکین روانی فرد نمی شود، اظهار کرد: چنین حوادثی اگرچه برای افراد زیادی اتفاق می‌افتد اما همین مساله باعث می شود تمرکز دیگران از روی یک فرد که امکان دارد یک کودک باشد، برداشته شود و همین مساله میزان آسیب را افزایش می دهد. وقتی فرد در شرایط سوگ قرار می گیرد و برای مثال پدر یا مادرش را از دست می دهد زمانی که به آنها فکر می کند و خاطراتشان را یادآوری می کند، نزدیکانش در کنار او هستند و دلداری می‌دهند، اما در شرایطی مانند زلزله فرد، نه تنها چندین نفر را از دست می دهد بلکه خانه‌اش نیز که محل امن اوست، ویران می‌شود و هر کسی به فکر داغ خود است.
رئیس کلنیک تنفس دوباره در ادامه تصریح کرد:
وقتی یک فرد با یک مشکل مواجه می شود او را درمان می کنیم اما وقتی افراد زیادی با مشکل مواجه می شوند به احساسات تک تک آن‌ها توجه نمی‌شود. چراکه همه به دنبال رفع نیازهای جسمی آسیب دیدگان هستند و فرصتی برای رفع نیازهای روحی و روانی وجود ندارند، بنابراین امنیت روحی برای افراد تامین نشده و ترس‌ها و اضطراب‌های آنها باعث می شود آسیب پذیر شوند.
 انزانی با اشاره به اینکه در این شرایط حتی برای افرادی امکانات و غذا نیز به اندازه کافی فراهم نیست، توضیح داد:
وقتی فرد در مرحله اول که انکار واقعیت است قرار دارد تلاش می‌کند تا خودش را صرفا زنده نگه دارد، آرامشش را حفظ کند و به اطرافیان رسیدگی کند، بنابراین فرد مجبور است حجم مشکلات را انکار کند و در نهایت خشم زیادی در درونش انباشته می شود. این خشم باعث ایجاد کابوس، رفتارهای تهاجمی و برهم خوردن تمرکز او خواهد شد. گاهی فرد به این دلیل که کسی نیست با او درباره این خشم صحبت کند نوعی احساس انتقام گیری نسبت به افرادی که در مکان های دیگر زندگی می کنند و خانه هایشان خراب نشده است، پیدا می‌کند.
وی با اشاره به اینکه
گاهی حجم ناراحتی کودکان در بزرگسالی تبعاتی مانند ترس، ناخن جویدن یا شب ادراری به همراه خواهد داشت گفت: حتی ممکن است کودک دوستی را ببیند که مادرش در کنارش است در حالیکه او مادرش را از دست داده؛ این غم باعث می‌شود کودک نسبت به او احساس حسادت پیدا کند. فرد آسیب دیده گاهی مدت کوتاهی به متخصصان مراجعه می‌کند اما اغلب نیاز است تا تحت درمان طولانی مدت و مداوم قرار گیرد، شاید چندین سال و ماه نیاز باشد تا فرد با حادثه رخ داده کنار بیاید.
این روان شناس کودک با بیان اینکه معمولا بعد از این حادثه در ذهن فرد یک «ای کاش» برای بازگشت به گذشته باقی می ماند، اضافه کرد: این مساله منجر به افسردگی فرد می شود و امکان دارد تا سالها با او باقی بماند.
وی
مختل شدن حس امنیت را مشکل دیگری عنوان کرد که در این شرایط به فرد دست می دهد و تصریح کرد: در این شرایط فرد دچار شوک، تحریک پذیری، ناباوری و خودسرزنشی می شود. او فکر می کند « حتما کار بدی کرده ام که خدا جوابم را اینطور داده است» و در اثر همین افکار به او بی‌خوابی، ضربان قلب بالا، شوک ، میگرن، معده درد و ... دست می دهد. آسیب دیدگان در این مرحله حتی امیدی ندارند. تا زمانی که خانه‌هایشان دوباره ساخته شود مدت ها زمان نیاز است، این درحالیست که حتی با وجود برگشت شرایط زندگی به حالت قبل، عزیزانشان دیگر در کنارشان حضور ندارند.
وی با اشاره به اینکه در کودکان «ترس از جدایی» در حوادثی مانند زلزله باعث می شود آنها مدام به پدر و مادرشان چسبیده باشند افزود:
کودکان آسیب دیده بعد حوادثی مانند زلزله از تمام بیگانه ‌ها می‌ترسند و نسبت به دیگران بی‌اعتمادند چرا که فکر می‌کنند اگر پدر و مادرشان قوی‌تر بودند آنها را حفظ می‌کردند اما حالا با این اتفاق دیگر به کسی اعتماد نمی‌کنند. ترس‌های آنها از تاریکی، اشیاء و ... افزایش می‌یابد و دائم دچار رویاهای ترسناک می شوند. همچنین آنها برگشت پذیری به دوران نوزادی دارند. برای مثال رفتارهایی ماند ناخن جویدن، شب اداری، جیغ زدن و ... را از خود بروز می دهند. حتی گاهی برخی از آنها دچار لکنت زبان می شوند. ابتلا به غمگینی و افسردگی شدید در کودکان سنین دبستان بیشتر است.
رئیس کلنیک روانشناسی تنفس دوباره با بیان اینکه در همه افراد ترس از دست دادن والدین وجود دارد گفت:
برای این کودکان ترس از دست دادن عزیزان خیلی شدیدتر است و مشکلات تحصیلی و برهم خوردن تمرکز در آنها شیوع بیشتری دارد. همچنین امکان دارد کودک دچار علائم بیش فعالی شود و به او داروهایی داده شود که نباید استفاده کنند. شکم درد، سرگیجه، اسهال ،استفراغ یا یبوست، رفتارهای خشن مثل کوبیدن سر به دیوار و پرخاشگری در کودکان افزایش می یابد.
این روانشناس کودک با نادرست دانستن این عقیده که فرد این آسیب ها را فراموش خواهد کرد اظهار کرد: اغلب این آسیب تا بزرگسالی ادامه می یابد و در صورت درمان نشدن زندگی او را تباه می کند. در نوجوانان با بیشترین آسیب روبه‌رو هستیم و این آسیب حتی از کودکان بیشتر است. زیرا از نوجوان انتظار بیشتری وجود دارد که «تو بزرگ شده ای» و به او گفته می شود «گریه نکن، درست می‌شود». این درحالیست که نوجوان درک انتزاعی را ندارد و نمی تواند آینده را تصور کند. بنابراین چون اطرافیان به اشتباه یک نوجوان 12 ساله را در حد یک بزرگسال می‌دانند،اجاره نمی دهند تا او با صحبت درباره احساساتش، تخلیه هیجانی شود و یا گریه کند. این نوجوانان در آینده احساس انتقام گیری، دردهای بدنی شدید، تیک های بدنی و پرخاشگری پیدا می کنند.
 وی با انتقاد از اینکه معمولا در این حالت کسی فکر نمی کند زلزله چنین آسیب های عمیق روحی به همراه دارد و کسی به آسیب دیدگان کمک های تخصصی ارائه نمی‌کند افزود: گاهی افراد متخصص هم به محل حادثه می رود اما درباره اصول مداخله در بحران چیزی نمی داند. افرادی که برای کمک به این مناطق می روند باید از قبل مداخله در بحران را آموخته باشند. برای مثال نباید با افراد آسیب دیده «هم دردی» کنند بلکه باید با او «همدلی» داشته باشند. یعنی اگر مشاور هم شروع به گریه با فرد آسیب دید ه کند فرد فکر می کند چه بدبخت است که مشاور هم به خاطر او گریه می کند.
انزانی در ادامه گفت: فرد متخصص نباید کسی را قضاوت کند. بلکه باید بپذیرای حس آسیب دیدگان باشد. وقتی اعلام می کنیم به کمک روانشناسان احتیاج داریم روانشناسان باید بدانند که اگر مداخله در بحران را نمی دانند به این مناطق نروند چرا که آسیب های بیشتری برای افراد ایجاد خواهند کرد.
متخصصان توصیه می کنند کودک را نباید از والدین یا فرد امنی که برای او باقی مانده جدا کرد. باید اجازه داد بچه ها حرف بزنند و بازی کنند. کودکان قبل 12 سال با بازی کردن می تونند هیجاناتشان و خشم هایشان را تخلیه کنند.
 رئیس کلنیک روانشناسی تنفس با تاکید بر اهمیت ابراز محبت به کودکان در شرایط بحرانی اظهار کرد: کودکان را باید در آغوش بگیریم. فکر نکنیم یک پسر نوجوان 12 ساله دیگر بزرگ شده است و به آغوش گرفتن نیازی ندارد. حتی توصیه می کنیم تا والدین و نزدیکان کودک و نوجوان را سریع از خود جدا نکنند و اجازه دهند در آغوش آنان آرام بگیرد.
وی در ادامه تصریح کرد:
در این شرایط اگر مدرسه ای در چادر دایر شد، نباید انتظار زیادی برای انجام تکالیف و ... از بچه ها داشت. شاید کودک بخواهد درباره اتفاقی بارها و بارها صحبت کند و باید اجازه داد او تا زمانیکه می خواهد درباره کابوس و مشکلات صحبت کند. باید ترس و اضطراب کودک را درک کرد. همچنین کودکان قبل 5 سال درک درستی از مرگ ندارند، بنابراین نباید با آنها با استفاده از کلمات و مفاهیم دشوار صحبت کرد. نباید از آنها مدام سوال کرد الان چه حسی داری؟ بلکه باید اجازه داد خودشان صحبت کنند. حتی یک جمله ساده ولی اشتباه برای یک کودک قبل 12 سال و نوجوان قبل 18 سال ممکن است یک فاجعه در بزرگسالی خلق کند.
انزانی در ادامه با اشاره به اینکه
باید بپذیریم ممکن است کودک به دلیل ترس ها نتواند در جمع حاضر شود و با سایر کودکان بازی کند توضیح داد: باید اجازه دهیم کودک حتی حسادت‌هایش را بیان کند. همچنین نباید او را مجبور کنیم به مکانی که قبلا بوده دوباره برگردد. می توان کودکان را با چیزهای کوچک مانند یک هدیه کوچک دل خوش کرد. همچنین باید احساس گناه او را بپذیریم. مثلا اگر کودک فکر می کند که فرد خوبی نبوده است که پدر و مادرش را از دست داده، نباید به او بگوییم: « تو خیلی پسر خوبی بودی و این خواست خدا بوده است» بلکه باید احساس او را بپذیریم چراکه کودکان کوچک معمولا درکی از خداوند ندارند.
این روان شناس کودک در ادامه توصیه کرد: ناآرامی کودکان و بزرگسالان را باید پذیرفت. آنها حتی گاهی دچار دردهای عضلانی می شوند به همین دلیل باید از آنها بخواهیم نفس های عمیق بکشند. در این شرایط معمولا بیشتر از روان پزشکی کمک گرفته می شود و برای آسیب‌دیدگان دارو تجویز می شود. این حیطه اگرچه به شکل مقطعی می تواند کمک کند اما روان شناسی با گفتگو، هنردرمانی، بازی درمانی و... به بهبود رفتارها و شناخت افراد کمک می کند تا فرد دیگر تنها با دارو به دنبال حل مشکلاتش نباشد. با دارودرمانی فرد مجبور می شود در سالهای بعد تنها دوز داروهایش را بدون حل مشکل افزایش دهد. دارو گرچه روی وضعیت خواب افراد تاثیر می گذارد اما آنها را به وضعیت انکار می برد و باعث می شود برای مثال کودک دیگر درباره هیجانش صحبت نکند. بنابراین حضور یک روان پزشک در کنار روانشناسان کمک کننده‌تر خواهد بود.
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 25 آبان 1396 توسط عـبـــد عـا صـی
 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  خودکشی قابل پیشگیری است؟! ... 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 «من تو را دوست داشتم. کاش می‌فهمیدی محمود.» این دو خط، آخرین نوشته‌ای است که از دختر جوان به جا مانده. همان که سال‌ها پیش، قبل از تکمیل برج میلاد تهران، خودش را از آن بالا پرت کرد و کشته شد. نوزدهم شهریور روز جهانی پیشگیری از خودکشی‌-ست.
 روزنامه ایران نوشته : خودکشی در میان دختران دانش آموز و زنان متاهل بیشتر است. همچنین افراد بیکار و کم سوادها. بعضی‌ها هم البته نمی‌خواهند بمیرند؛ عصبی می‌شوند و به خودشان آسیب می‌زنند. روی دست‌شان اثرات چاقو دیده می‌شود. در واقع خودزنی می‌کنند. در زنان اقدام به خودکشی با اختلاف دو سه برابر بیشتر از مردان است و در مردان تعداد فوتی‌ها با اختلاف دو سه برابر بیشتر. البته در غرب کشور میزان مرگ در اثر خودکشی در میان مردان و زنان تقریباً یکسان است.
 مرد داخل کوپه می‌شود، روبه‌روی زن می‌نشیند. زن جوان، بیرون را تماشا می‌کند. مرد، میانسال است. بارانی بلند به تن کرده و کلاه شاپو را تا روی ابروها پایین کشیده. چهره‌اش روی هم رفته سرد است. بی‌آنکه تغییری در چهره‌اش، اثری از هیجان یا خرسندی، مشهود شود، شروع به صحبت می‌کند. یکی دو جمله کوتاه و شاید بی‌اهمیت. زن، توجهی نشان نمی‌دهد. علاقه‌ای به صحبت ندارد. مرد ساکت می‌شود. زن اصلاً نمی‌فهمد مرد چه زمانی از کوپه خارج می‌شود. به نظرش اصلاً اهمیتی ندارد. صدای آژیر بلند می‌شود. کسی خودش را از قطار بیرون پرت کرده، همان مرد. زن باقی عمرش را با این فکر سپری می‌کند: «شاید اگر با او حرف می‌زدم ... شاید...» قضیه گاهی به همین راحتی است. مثل داستان همین فیلم که دهه 80 میلادی، جایی در اسپانیا اتفاق می‌افتد. آدم‌ها هرجای دنیا که باشند، کم و بیش مثل هم‌اند. حداقل در این موضوع؛ خودکشی.
 «یک دقیقه وقت بگذارید، یک زندگی‌ را تغییر دهید.» این شعار امسال روز جهانی پیشگیری از خودکشی است. طبق آمارهای سازمان بهداشت جهانی، در هر 40 ثانیه یک نفر خودکشی می‌کند. به عبارتی 3 هزار خودکشی در هر روز. بر همین اساس در کنار هر یک خودکشی موفق، ۲۰ خودکشی ناموفق هم صورت می‌گیرد؛ این یعنی در هر ۳ ثانیه یک خودکشی ناموفق در جهان انجام می‌شود.
 آدم‌ها گاهی به نقطه‌ای می‌رسند که تصمیم می‌گیرند به همه چیز پایان دهند؛ نقطه جوش. بعضی‌ها مدت‌ها به آن فکر می‌کنند و برخی دیگر به یک باره عمل می‌کنند.
 «من تو را دوست داشتم. کاش می‌فهمیدی محمود.» این دو خط، آخرین نوشته‌ای است که از دختر جوان به جا مانده. همان که سال‌ها پیش، قبل از تکمیل برج میلاد تهران، خودش را از آن بالا پرت کرد و کشته شد. گویا دختر با دانشجویان معماری که برای بازدید برج نیمه کاره رفته بودند، همراه شده بود. از قبل تصمیم داشته یا نه؟ شاید همان لحظه تصمیم‌اش را گرفته. شاید تردید داشته. کسی چه می‌داند. برای خیلی‌ها همین‌طور است. تا زمانی که اتفاق نیفتد، معلوم نمی‌شود. برای آنها که می‌روند، فهمیدن اصل قضیه پیچیده‌تر است. نجات یافتگان اما خوش شانس‌تر بوده‌اند. هنوز فرصت زندگی دارند. فرصت گفت‌و‌گو کردن. بستگی دارد به اینکه چه راهی را برای خودکشی انتخاب کرده باشند. بعضی راه‌ها، برگشتی ندارد. خودسوزی، گلوله، دار... حتی شنیدن نامشان هم تن آدم را می‌لرزاند. حتی تصور اینکه برای عزیزی، عزیزترینی پیش بیاید... نه... اصلاً قابل تصور نیست. حتی اگر هفت پشت غریبه باشد، باز هم نمی‌توانی از کنار خبر خودکشی‌اش براحتی عبور کنی. با تمام این احوال، خودکشی قابل پیشگیری است. نخستین شعار روز جهانی پیشگیری از خودکشی هم همین بود؛ 10 سپتامبر 2003.
دکتر سیدکاظم ملکوتی، رئیس جمعیت علمی پیشگیری از خودکشی ایران هم بر این جمله تأکید دارد. انجمنی که از سال 91 راه‌اندازی شده و نماینده علمی وزارت بهداشت است و به این وزارتخانه در راه پیشگیری از خودکشی کمک می‌کند.
 ملکوتی در گفت‌و‌گو با «ایران» می‌گوید: «اینکه می‌گوییم خودکشی قابل پیشگیری است، تنها یک شعار نیست و می‌توان از خودکشی پیشگیری کرد. در حال حاضر مداخلاتی که به پیشنهاد جامعه جهانی بهداشت به کشورها معرفی شده، توانسته میزان اقدام به خودکشی را در کشورها کم کند. این برنامه در کشورهای مختلف اجرا شده و نشان داده که مداخلات سازمان بهداشت جهانی در رابطه با پیشگیری از خودکشی مؤثر است. البته خودکشی یک موضوع اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی است و بهداشت روانی در آن تأثیر زیادی دارد.
 طبعاً اقداماتی که برای پیشگیری از این پدیده انجام می‌شود در کشورهای مختلف با چالش‌هایی مواجه است و ممکن است ویژگی‌های خاص خودش را داشته باشد. اما کلاً توصیه‌های سازمان جهانی بهداشت برای همه کشورها از جمله کشورهای در حال توسعه مثل ما، تقریباً مشابه و از این قرار است:
اول، داشتن برنامه ملی پیشگیری از خودکشی که کشور ما در حال اجرای آن است.
دوم، ارائه خدمات بعد ازاقدام به خودکشی؛ یعنی خانواده و مریض را با پیگیری و ارائه خدمات به حال خودشان رها نکنیم.
سوم، کنترل روش‌های اقدام به خودکشی است. مثلاً یکی سم می‌خورد، یکی قرص برنج و یکی هم با گلوله خودش را می‌کشد. ممکن است کمی کمیک به نظر برسد و بگویند کسی که می‌خواهد خودش را بکشد، خب اسلحه نباشد، از بلندی می‌پرد یا خودش را دار می‌زند. اما این‌طور نیست. اگر جلوی روش‌های خودکشی را بگیریم می‌توانیم خیلی از موارد را نجات دهیم.
 خیلی مریض‌ها آن موقع که به فکر خودکشی‌اند، بعد از چند ساعت و چند روز تمایل‌شان به مردن کم می‌شود بخصوص کسانی که ایمپالسیو یا تکانشی هستند و یک باره می‌خواهند این کار را بکنند. اصولاً ایمپالسیویتی در کشورهای شرقی خیلی بیشتر است. بعضی‌ها به خاطر یک اتفاق ناگهانی، یک دعوا، یک درگیری، یک نمره بد در مدرسه، به صورت ناگهانی تصمیم به خودکشی می‌گیرند. مثلاً در مورد دانش‌آموزان مهارت‌های روانی کم است. در بحث با پدر و مادر و معلم‌ها، ارتباط با جنس مخالف یا مشکلات درسی ممکن است دست به این کار بزنند یا در مورد خانم‌های متأهل در 5، 6 سال اول زندگی احتمال خودکشی به خاطر درگیری‌ها و مشاجرات خانوادگی بیشتر است.
چهارم، کنترل رسانه و ارتباط با رسانه است. باید در این رابطه ارتباط خوب با رسانه‌ها ایجاد شود و آموزش درست داده شود. پنجم، ثبت کردن آمار است، آمارهای اقدام به خودکشی. ما در حال حاضر همه آمارها را داریم. در بعضی کشورهای در حال توسعه آمار دقیق ثبت نمی‌شود. بعضی‌ها را پلیس ثبت می‌کند و بعضی‌ها را وزارت بهداشت. در کشور ما ثبت آمار منظم است. اقدام به خودکشی را وزارت بهداشت ثبت می‌کند و فوتی‌ها را پزشکی قانونی و وزارت بهداشت باهم. با وجود این موارد و به خاطر داشتن این استراتژی بر اساس اعلام سازمان بهداشت جهانی، خودکشی در هر فرهنگی قابل پیشگیری است.»
 هات لاین را به خاطر بسپار
 می‌شود جلوی اقدام به خودکشی را گرفت. خیلی‌ها حتی نمی‌دانند وقتی به لحاظ روحی مستأصل شده‌اند، وقتی هیچ کس را سراغ ندارند که بار فشار را از روی ذهن‌شان بردارد، می‌توانند با گرفتن یک شماره، فاصله زیادی از مرگ بگیرند. از جمله خدماتی که از سوی بهزیستی ارائه می‌شود، هات لاین است.
هدی فرح‌پور، مددکار سازمان بهزیستی از تلفن 123 اورژانس اجتماعی می‌گوید: «بعضی کسانی که فکر می‌کنند تفکرات خودکشی دارند با این شماره تماس می‌گیرند. همچین خانواده‌های این افراد می‌توانند با تلفن اورژانس اجتماعی تماس بگیرند تا مشاور با فرد صحبت کند و اگر لازم بود آمبولانس به محل فرستاده شود. بعد از آن هم مشاور به فرد و خانواده معرفی می‌شود و مددکار فرد را رها نمی‌کند و تلفنی، پیگیر وضعیت او خواهد بود.
 تماس‌ها معمولاً در شب و در فصل بهار بیشتر است. یعنی بیشترین اقدام را در این محدوده زمانی داریم. متأسفانه خیلی‌ها از وجود این شماره اطلاعی ندارند مگر اینکه قبلاً به خودکشی اقدام کرده باشند. در بیمارستان‌هایی که موارد مسمومیت به آنجا مراجعه می‌کنند مثل لقمان و بهارلو، اطلاعات مربوط به این شماره داده می‌شود و بیماران از وجود خط 123 آگاه می‌شوند.»
 شماره 1480 هم هات لاین دیگری مربوط به بهزیستی است که می‌توان مثل خط 123 در مورد هر آسیبی با آن تماس گرفت که از جمله موارد، خودکشی است. یکی از چیزهایی هم که سازمان بهداشت جهانی می‌گوید همین است که کشورها حتماً هات لاین داشته باشند. خیلی‌ها دم آخر که می‌خواهند خودشان را بکشند، با 10 دقیقه صحبت آرام می‌شوند.

به گفته دکتر ملکوتی، در حال حاضر خدمات خوبی در این رابطه ارائه می‌شود و خدمات، بیشتر از مراجعه مردم است. خصوصاً در استان‌های غربی اقدامات خوبی در حال انجام است. ایلام، لرستان، آذربایجان غربی و کردستان استان‌هایی هستند که بیشترین آمار خودکشی در کشور را به خود اختصاص داده‌اند. آمار خودکشی در غرب کشور، بالاتر از نرم جهانی است. آمار جهانی 15 درصد است و حتی اگر میزان اقدام به خودکشی در این مناطق کم شده باشد هنوز از نرم جهانی بالاتر است.
 کسی که یک بار اقدام به خودکشی می‌کند، 23 برابر مستعد است که دوباره اقدام کند. این را ملکوتی می‌گوید و ادامه می‌دهد: «ریزفکتوهای اقدام به خودکشی متفاوت است. ریز فکتو بهداشت روانی داریم، خانوادگی داریم، اجتماعی و اقتصادی هم داریم. ریز فکتو بهداشت روانی بیشترین احتمال را برای خودکشی دارد. افسردگی 6 برابر، بیکاری 2 برابر، مصرف سیگار 5/2 برابر و مصرف الکل 2 برابر احتمال اقدام به خودکشی را افزایش می‌دهد. یکی از مهم‌ترین موارد برای افزایش احتمال خودکشی، سابقه خانوادگی است. یعنی فرد در خانواده کسی را داشته باشد که سابقه اقدام به خودکشی یا فوت در اثر آن را داشته باشد. حالا یا تأثیر ژن است یا یادگیری.»
 وقتی ساقی‌ها قرص برنج می‌فروشند
 بیشترین آمار خودکشی در رده سنی 15 تا 30 سال است. خودکشی در سالمندان کمتر، اما خطر مرگش بیشتر است. الان بیشتر به روش دار زدن خودکشی می‌کنند. این، گفته رئیس جمعیت پیشگیری از خودکشی است. خودکشی با داروهای طبی، سموم از جمله قرص برنج و خودسوزی، در رده‌های بعدی قرار دارند و اقدام با باقی روش‌ها با فاصله از این‌ها کمتر است.
 ملکوتی می‌گوید: «البته در شهرهای مختلف این مسأله متفاوت است. کسانی که خودکشی می‌کنند به نقطه انفجار می‌رسند و بستگی دارد به اینکه به چه روشی خودکشی کنند تا امکان زنده بودن‌شان باشد. کسی که خودسوزی می‌کند یا خودش را دار می‌زند یا بوسیله گلوله خودکشی می‌کند، دیگر امکان برگشت ندارد ولی کسی که با قرص خودکشی کند، امکان زنده ماندنش بیشتر می‌شود. بیشتر کسانی که در اثر خودکشی مرده‌اند، با دار زدن و سم بوده. منظور از سم هم سم فسفره است نه قرص طبی. سم فسفره، همان سم درخت و در واقع سم گیاهی است. این نوع سم بیشتر در دسترس روستاییان است. قرار است با کشاورزان همکاری کنیم که سموم‌شان را کنترل کنند. در روستاها اقدام به خودکشی منجر به مرگ، بیشتر است. چون سم‌های فسفره در اختیارشان هست و همین‌طور به مراکز درمانی هم دسترسی کمتری دارند. باید وارد کار کشاورزی شویم و مداخلاتی را در رابطه با استفاده از سموم انجام دهیم. مثلاً به سموم، استفراغ‌آور اضافه کنیم، مثل کاری که هندی‌ها می‌کنند. سم ارزان است و در خانه کشاورزان براحتی پیدا می‌شود.
 در مورد شهرنشینان هم قرص برنج باعث مرگ و میر می‌شود که آن هم برگشت پذیر نیست. در ایران حدود 180 نفر در سال در اثر مصرف قرص برنج می‌میرند. کنترل کردن این قضیه کمی سخت است. ما جایی مثل الشتر در استان لرستان را داشتیم که میزان اقدام با قرص برنج در آنجا زیاد بود. مسئول بهداشت حرفه‌ای، دادستان را مجاب کرد که فروش قرص برنج خلاف است و نامه وزارتخانه را برد. بعد دو مغازه‌داری را که قرص برنج می‌فروختند 24 ساعت با هماهنگی دادستان زندانی کرد. همین کار قرص برنج را در آن شهر ریشه کن کرده. این مسأله به پیگیری آدم‌ها خیلی بستگی دارد. در ارومیه 2 دختر جوان 2 هفته پیش با قرص برنج خودکشی کردند. یکی مرد و یکی زنده ماند. از آنکه زنده ماند، پرسیدند قرص را از کجا تهیه کرده‌ای که گفت مواد فروش. این فاجعه است که مواد فروش‌ها قرص برنج بفروشند. در بعضی شهرها که مراجعه کرده‌ایم، قرص برنج را عطاری‌ها براحتی می‌فروختند. قرص برنج را یک سری رسمی وارد می‌کنند و یک سری غیر رسمی و قاچاق. نمی‌دانم قرص برنج چقدر سود دارد که آن را قاچاقی وارد می‌کنند.»
 به گفته ملکوتی، کسانی که با قرص‌های طبی خودکشی می‌کنند بیشتر با قرص اعصاب به این کار اقدام می‌کنند و کلاً هر قرصی که در خانه دم دست‌شان باشد، می‌تواند وسیله‌ای برای خودکشی آنها شود. در خانه همه ما هم انواع قرص‌ها به وفور پیدا می‌شود. در خارج از کشور این‌طور نیست و داروخانه‌ها به این راحتی دارو نمی‌فروشند. باید روی عرضه داروها نظارت کنیم.»
می‌خواهید بدانید شیوع خودکشی بین چه گروه‌هایی بیشتر است، ادامه گفته‌های دکتر ملکوتی را بخوانید: «خودکشی در میان دختران دانش‌آموز و زنان متأهل بیشتر است. همچنین افراد بیکار و کم سوادها. بعضی‌ها هم البته نمی‌خواهند بمیرند؛ عصبی می‌شوند و به خودشان آسیب می‌زنند. روی دست‌شان اثرات چاقو دیده می‌شود. در واقع خودزنی می‌کنند. در زنان اقدام به خودکشی با اختلاف دو سه برابر بیشتر از مردان است و در مردان تعداد فوتی‌ها با اختلاف دو سه برابر بیشتر. البته در غرب کشور میزان مرگ در اثر خودکشی در میان مردان و زنان تقریباً یکسان است.»
 می‌شود آن تصویر مخدوش زجرآور را از ذهن پاک کرد. آخرین دقیقه‌های زندگی یک انسان که خودخواسته به زندگی‌اش پایان می‌دهد. می‌‌شود چند دقیقه با او صحبت کرد؛ شاید آخرین و تنها کاری باشد که می‌توان برای نجات‌اش انجام داد. یک دقیقه وقت بگذارید، یک زندگی‌ را تغییر دهید.
 کلمات کلیدی: خودكشی،پیشگیری،روز جهانی خودكشی،دکتر سیدکاظم ملکوتی،پیشگیری از خودکشی ایران

 

تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 23 آبان 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

 

 «خوب مُردن» فقط

 

 «هـنـــر ِ مَـــردان خـــداسـت» ...

 

 

 

 حـقـــوق بـشـــر وَ دموکراسی ِ گـــازانـبـــری! ... 

 

 

  فـــرصـت-طـلـبـــی ... 

 

 

 استکبار جهانی از این بازیها زیاد داشته ... 

 

 

 بازی کودکان هم همیشه به نظام طبقاتی بستگی داشته ... 

 

 

 «خوب مُردن» فقط «هـنـــر ِ مَـــردان خـــداسـت» ...

 

 

 ناخواسته به یاد جنگ ویتنام وُ کره وُ افغانستان وَ ... می-افتم ...

 

 

 پذیرایی وَ استقبال ِ «سازمان ملل متحده-ی

 زَر وُ زور وُ تزویر» ... 

 غَـریـــق به هر خَس وُ خاشاکی پناه می-بَرد ... 

 

 

 «هر کس باد بکارد، توفان درو میکند» ... 

 

 

 «پشت صحنه-ی ایجاد داعش» ... 

 

 

 پَرش بسوی پاداشی جاودان! ... 

 

 

 احترام به حقوق حیوانات! ... 

 

  زیرنویس  وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 21 آبان 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  نهنگ آبی نقشی در خودکشی این دو دحتر داشته؟ ...

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 

خبرآنلاین، وبلاگ خراسانی، علیرضا : دو دختر اصفهانی دست به خودکشی زدند. بخش خبری بیست و سی با نقل ناصحیح از پلیس، این خودکشی را به چالش نهنگ آبی وصل کرد.
صدا و سیما به عنوان رسانه سنتی که خیال ندارد کمی حرفه‌ای کار کند؛ سعی کرد به فضای مجازی بتازد. پلیس خودکشی را تلویحا به فضای مجازی نسبت داد و بیست و سی به چالش نهنگ آبی؛ فارغ از اینکه هر دو اشتباه می‌کنند. {لینک}
بخش خبری بیست و سی با ارتباط دادن خودکشی دو دختر اصفهانی به چالش نهنگ آبی، موج منفی علیه فضای مجازی به عنوان رقیب رسانه‌ای خود به راه انداخت که متاسفانه باعث شد تا فردی مانند وزیر ارتباطات هم در این باره موضع‌گیری کند.
وزیر تازه‌کار که ظاهرا اطلاع نداشته است که چالش نهنگ آبی وجود خارجی ندارد و توسعه دهنده روسی آن ماهها پیش بازداشت شده؛ بعدا متوجه شد که اصلا خودکشی دو دختر اصفهانی ربطی به این چالش نداشته و اصلا ربطی به فضای مجازی هم نداشته است.{لینک} {لینک}
نکته قابل تامل اینکه وزیر در پست اینستاگرامی خود
{لینک} نوشته بود:"باور به هر خبری در فضای مجازی و بازپخش بدون اطمینان از صحت آن باعث از بین رفتن امنیت روانی جامعه است."
حالا معلوم شده است که خودکشی آن دو دختر ربطی به نهنگ و فضای مجازی و ... نداشته است. سخنگوی وزارت بهداشت نیز گفته است:
طبق گزارش‌های جهانی، انتشار اخبار خودکشی در رسانه‌های بزرگ تا یک هفته ۱۰ درصد آمار خودکشی را افزایش می‌دهد.
{لینک} در یک ماهی که صدا و سیما خبر نهنگ آبی را در بوق و کرنا کرده است، باید دید چقدر توانسته جان مردم را نجات دهد یا بالعکس!
نتایجی که از این داستان می شود گرفت به شرح زیر است:
وزیر جوان و مسوول فضای مجازی کشور، خود نباید در دام دروغ‌های رسانه‌ای بیفتد. حال این رسانه سنتی باشد یا مجازی! و همچنین انتشار پست‌های اینستاگرامی خود را نیز با دقت بیشتری انجام دهد.
کوبیدن فضای مجازی توسط صدا و سیما امری طبیعی است. چرا که همچنان به آن به چشم هوو نگاه می‌کند و متاسفانه دروغ پردازی در رسانه سنتی باعث گرایش بیشتر مردم به دروغ‌های مجازی می‌شود.
در بوق و کرنا کردن مسائل قابل حلِ فضای مجازی به صورت موضوعی غیر قابل حل، به معنای اعتراف به عاجز بودن در حل مشکل دارد و نشان از چینش افراد ناوارد در سمت‌هایی دارد که لایق آن نیستند.
بهتر است مسائل جامعه را بدون پرپاگاندا و در حاشیه بردن حل کنیم. وقتی مسئله ای حل می‌شود همه مردم جامعه از آن انتفاع خواهند برد و دوام و بقای سیستم شهروندی - با کمترین هزینه- تضمین می‌شود.
 بیایید دروغ نگوییم، چه در فضای سنتی چه در فضای مجازی؛ تا 99 درصد از مشکلات زندگی اجتماعی-سیاسی‌مان خودبه‌خود حل شود.

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

نوشته شده در تاریخ جمعه 19 آبان 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

 مفسد اقتصادی هم دوست دارد دغدغه ائمه جمعه حجاب باشد ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 

* اخیراً کلیپی از صحبت‌های شما (محمد رضا زائری) درباره حجاب در شبکه‌های اجتماعی پخش شد که انتقاداتی به همراه داشت، قضیه چه بود؟
 کلیپ منتشرشده تقطیع و برشی جهت‌دار از یک برنامه تلویزیونی50 دقیقه‌ای با نام 36 بود که به مناسبت 36 سالگی انقلاب در ایام دهه فجر پخش می‌شد و در هر قسمت یک کار‌شناس به موضوع آن برنامه می‌پرداخت و از آقایانی مانند دکتر حداد عادل و دکتر محسن رضایی گرفته تا دکتر مرندی و حاج آقای حسینیان حضور داشتند، این برنامه اولین قسمتش به موضوع حجاب اختصاص یافت و من در آن قسمت حضور داشتم و اصلا برنامه حجاب را به عنوان یکی از مهم‌ترین مظاهر انقلاب و یک موضوع شاخص در انقلاب اسلامی مورد توجه قرار داده بود و فضای بحث ما اتفاقا اهمیت و حساسیت موضوع حجاب بود و در چنین محیطی مباحث مطرح شد. البته آن 50 دقیقه هم گزیده مباحثات دو ساعته ما بود
و طبیعتاً وقتی شما یک فایل تصویری چند دقیقه‌ای را از یک مباحثه دو ساعته می‌بینید، برداشت و احساستان خیلی متفاوت خواهد بود.
*می‌دانید که این فایل تصویری بازتاب بسیار گسترده‌ای داشت و تحلیل‌های مختلفی هم درباره آن ارائه شد و بسیاری هم از برخورد تند شما با آن خانم محجبه ناراحت بودند.
 بله، من خودم واقعاً از این بابت متأسفم و اجازه بدهید صراحتاً به این موضوع اعتراف کنم که این نوع انتشار کلیپ باعث ناراحتی من شد،
البته دوستانی که من را می‌شناسند می‌دانند که از سال‌ها قبل من لحن گفتگو‌هایم حتی در تلویزیون صریح و بی‌ملاحظه و شفاف است اما از این بابت الآن ناراحتم که احساس می‌کنم شکل گزینشی کلیپ باعث شده یک مباحثه درون‌گفتمانی به شکل ناخواسته خارج از فضای گفتگو به دست این و آن برسد، مثل اینکه مثلاً من در خانه با پسرم دعوا می‌کنم اما هیچ وقت دلم نمی‌خواهد صدای ما را همسایه بشنود، خوب وقتی کسی برنامه را به طور کامل مشاهده کند، سوء تفاهمی برایش پیش نمی‌آید اما دیدن این فایل کوتاه طبعاً موجب برداشت‌های مختلف می‌شود، چنان که شنیدم برخی شبکه‌های ماهواره‌ای یا سایت‌های ضدانقلاب تحلیل‌های عجیب و غریبی هم داشته‌اند که مثلاً اتاق فکر رژیم برنامه‌ریزی کرده این شخص را جلو بفرستد، بحث آزادی حجاب را مطرح کند و یک نفر از مردم مخالف باشد تا این طوری جا بیاندازند که حکومت می‌خواهد حجاب را آزاد کند ولی مردم نمی‌خواهند! یا تحلیل‌های دیگر...
* حالا اصلا به نظر شما آیا حکومت اسلامی حق دخالت در موضوعی مثل پوشش بانوان را دارد؟
 در رابطه با این سوال که آیا نظام اسلامی حق ورود به مساله حجاب را دارد، نظر شخصی و اعتقادی من این است که بله حاکمیت و نظام اسلامی می‌تواند در همه شئون و زمینه‌های زندگی اجتماعی و جامعه ورود پیدا کند، این در بعد نظری و علمی و تئوریک و اعتقادی است لیکن مسأله دخالت حاکمیت در شؤون اجتماعی زندگی روزمره مردم بُعد اساسی‌اش تدبیر و تعقل حاکمیتی است و امکان وقوعی آن نه مسأله فقهی و نظری.
لذا در مورد اینکه برخورد حکومتی با بدحجابی صورت گیرد، من معتقدم نمی‌توان برخورد حکومتی کرد همانگونه که عملاً نمی‌توان با مثلا تیغ‌زدن صورت توسط آقایان برخورد کرد و در این زمینه باید با هوشمندی و تدبیر خاصی وارد شد و کنترل اجتماعی توسط خود مردم را افزایش داد و زمینه‌های باور و درک عمومی را تقویت کرد. یعنی مساله بیشتر حکمت و تدبیر عملی اداره جامعه است تا بحث‌های اعتقادی و نظری.
* منظورتان از این حکمت اداره جامعه دقیقاً چیست آیا مگر این نظام حاکمیت دینی در‌‌ همان چارچوب مبانی فقهی و اسلامی نیست؟
 ما در جمهوری اسلامی برای نخستین بار بعد از قرن‌ها تجربه عملی حاکمیت دینی را پیدا کرده‌ایم، امام راحل درباره روز دوازدهم فروردین جمله عجیبی دارند، می‌فرمایند: «صبحگاه 12 فروردین روز نخستین حکومت الله است» یعنی برای نخستین بار در تاریخ معاصر و بین نمونه‌های مختلف نظام‌های سیاسی یک فرصت برای دین به وجود آمده تا حکومت کند و تجربه داشته باشد. حالا که بحث حاکمیت پیش می‌آید قصه کاملا با حرف‌های توی حجره و کتاب فرق می‌کند، شما می‌بینید که امام با بسیاری از علما و بزرگان حوزه در این موضوع دچار اختلاف نظر جدی شد و با برخی از روحانیان سنتی حتی درگیر شدند و گاهی با تعابیری تند مثل آخوندهای بیسواد و متحجر از برخی نام می‌برند و حتی بالا‌تر از این خود حضرت امام ادبیات و نظر فقهی و موضعشان در خیلی امور به تدریج دستخوش تحول شد و از دهه سی و چهل تا سال 68 که فوت کردند در موارد مختلفی از حق رأی خانم‌ها تا موضوع شطرنج و موسیقی و سینما و تلویزیون و امثال این‌ها نظرات متفاوتی پیدا کردند. البته جای این بحث به شکل مفصل اینجا نیست ولی اجمالش این است که به هرحال ...
 در جایگاه حاکم شرایط متفاوت می‌شود؟
 بله، دقیقاً. کما اینکه شما وقتی پدر مثلا چهل ـ پنجاه ساله یک خانواده باشی در برخورد عینی با نوجوان و جوانت خیلی موضعت فرق می‌کند با چیزهایی که در سن بیست سالگی مثلاً بالای منبر می‌گفتی. یکی از دوستان می‌گفتند در لبنان با یک خانواده شهید روبرو شدیم که خواهر آن شهید بی‌حجاب بود ما به پدر شهید اعتراض کردیم که چرا برخورد نمی‌کنی؟ گفت شرایط اینجا با ایران فرق می‌کند، من اگر بخواهم توی گوشش بزنم شب به خانه بر نمی‌گردد، من می‌خواهم شب بیاید توی خانه خودم بخوابد! وضع حاکم جامعه هم همین است و موضعش موضع پدر این مردم است و کافل ایتام آل محمد و همین آدم‌هایی که ما با این سر و وضع توی خیابان می‌بینیم، همین‌ها عیال ولی فقیه و حاکم شرعند.
* یعنی حاکمیت باید پدرانه برخورد کند؟
 بله، این تجربه جدیدی است، ببینید بعد از قرن‌ها فرصت حکومت دینی به وجود آمده و الگویی است برای منطقه و جهان و همه کشورهایی که با بیداری اسلامی دچار یک خلأ جدی هستند و دنبال یک نسخه عملی برای اداره جامعه می‌گردند. همه ما می‌دانیم که طی قرن‌ها علما و فقهای شیعه تجربه حاکمیت نداشته‌اند و برای همین فقه ما و نظام آموزشی حوزه‌های ما بیشتر گرایش فردی دارد و حالا در جمهوری اسلامی داریم آزمون و خطا می‌کنیم، برای ساختارسازی حاکمیتی بر اساس آن مبانی فقهی. خوب وقتی بحث حاکمیت پیش می‌آید مسأله اولویت‌ها مطرح می‌شود و مبنای اداره جامعه دیگر آرمان‌ها و ایده‌آل‌های مطلق ‌انگارانه ذهنی نیست بلکه مسأله انتخاب بین بد و بد‌تر یا خوب و خوب‌تر است. ما اگر در آن فضای نظری داخل حجره از یک فقیه بپرسیم آیا به یک معتاد سرنگ بدهیم یا نه؟ خواهد گفت هرگز! این اعانت بر ظلم و فساد است و جایز نیست، اما‌‌ همان فقیه اگر متصدی اداره جامعه بشود، می‌بیند که چاره‌ای ندارد جز اینکه سرنگ بهداشتی را بین معتاد‌ها یا داخل زندان توزیع کند بلکه بالا‌تر از آن یک قلم محصول بهداشتی دیگر را نیز -که نام نمی‌برم- مجبور است توزیع کند، چون اگر او سرنگ بهداشتی ندهد آن‌ها کار خودشان را خواهند کرد! و شیوع ایدز دامن همین جامعه‌ای را خواهد گرفت که این فقیه باید اداره‌اش کند و زن و بچه همین فقیه توی ان جامعه زندگی می‌کنند و به درمانگاه و دندانپزشکی می‌روند، پس اینجا مجبور می‌شود بین بد و بد‌تر تصمیم بگیرد و لذا همین فقیه که تا دیروز می‌گفت مثلا ًتخریب مسجد به هیچ وجه جایز نیست برای احداث اتوبان و حل مشکل ترافیک حکم به تخریب مسجد هم می‌دهد. شما نامه حضرت امام به مرحوم آیت‌الله قدیری را ببینید حرف حضرت امام از موضع فقیه متصدی حکم است نه فقیه داخل مدرسه علمیه، به هر حال این فقه اولویت چیزی است که فقهای ما در معرض این نبوده‌اند که به آن بپردازند.
*می‌خواهید بگویید شاید حجاب مثلاً گاهی اولویت ما نباشد؟
 من با شاید نمی‌گویم، بلکه با قاطعیت عرض می‌کنم. من این طور می‌فهمم که اولویت ما باید توجه به ربا و رشوه‌ای باشد که دامن جامعه و زندگی مردم را گرفته، توجه به شرایط اقتصادی که باعث شده خیلی افراد خمس ندهند، نزولخواری بازار ما را گرفته است که در روایت داریم یک ریال ربا از هفتاد بار فلان‌کردن شخص با مادرش در کنار کعبه بد‌تر است! شما هیچ ‌وقت مشابه چنین چیزی را درباره حجاب شنیده‌اید؟ این مفاسد است که باعث می‌شود مال مردم ناپاک شود و دیگر هیچ پیام و تبلیغ دینی اثر نداشته باشد، اولویت به نظر من ترویج روضه‌های خانگی و محبت اهل بیت علیهم السلام است، اولویت به اعتقاد من تفهیم مخاطب و اقناع او نسبت به خطر بی‌بند و باری شبکه‌های ماهواره‌ای است که دارد بنیان خانواده‌ها و اخلاق و عفت عمومی را نابود می‌کند، اگر اولویت بخواهیم تعیین کنیم اولویت قطعاً توجه به بحران خانواده است و تهدیدی که کیان خانواده را در معرض نابودی قرار داده است.
 امروز که جمهوری اسلامی برای اولین بار در تاریخ، پوزه غرب را به خاک مالیده و جبهه‌ای در مقابل استکبار جهانی تشکیل داده، اولویت این است که مخاطب را برای مقابله با آمریکا و توطئه‌هایش هشیار و بیدار کنیم، باید مخاطبان را فارغ از وضع حجاب و پوش‌شان در مقابل دشمن به صف کنیم مثل لبنان یا سوریه و عراق که بسیاری فارغ از ظواهر در مقابل دشمن ایستاده‌اند و از مقاومت و حزب‌الله دفاع می‌کنند یا اول انقلاب خودمان که خیلی خانم‌ها بی‌حجاب بودند و به مرور حجاب را انتخاب کردند و از بهترین مؤمنین شده‌اند. اولویت به نظر من تشکیل دادن این جبهه جهانی در مقابل دشمن است که می‌تواند الگویی برای همه مستضعفان جهان باشد و برای همین معتقدم اولویت اغراق‌آمیز دادن به حجاب و همه مشکلات را فقط در ظاهر حجاب خلاصه‌کردن آدرس غلط دادن است. دشمن هم اتفاقا دلش می‌خواهد ما سرمان به حجاب گرم باشد و نفهمیم چه توطئه‌ای دارد، آن مفسد اقتصادی هم ترجیح می‌دهد همه بزرگان و علما و ائمه جمعه ما دغدغه‌شان فقط بشود ظاهر خانم‌ها و کاری به چپاول بیت‌المال نداشته باشند و به جای فریاد کشیدن بر سر دزدان و غارتگران فقط بر سر خانم‌های بدحجاب نهیب بزنند. به صراحت عرض می‌کنم خیلی‌ها هستند که تلاش می‌کنند ما به جای مشغول شدن به حل مشکلات کلان سرمان به قضیه حجاب گرم باشد.
* یعنی می‌گویید قضیه حجاب را باید‌‌ رها کرد؟
 خیر، بر عکس می‌گویم باید حکیمانه علاج کرد، من حرفم برعکس این است که قضیه حجاب مهم است و باید به ریشه‌هایش پرداخت نه به ظاهر امر. باید به سراغ علت رفت نه اینکه با معلول سرگرم بشویم. من هم وقتی برخی صحنه‌ها را توی کوچه و خیابان می‌بینم نه فقط به عنوان یک مسلمان مؤمن بلکه به عنوان یک شهروند، به عنوان یک پدر به شدت آزرده می‌شوم و متأثر و متاسف می‌شوم و بسیار بسیار آزرده‌ام اما فکر می‌کنم چیزهای دیگری هم هست که باید به خاطر آن‌ها آزرده شویم. عبارت «کیلا یتبیغ بالفقیر فقره» و امثال آن در نهج البلاغه و سیره حضرت امیر(ع) به عنوان حاکم اسلامی به ما آدرس درست می‌دهد که به جای برخورد با معلول باید با علت برخورد کرد. شما مطمئن باشید یک جایی در خلوتی کسی رشوه‌ای گرفته و بیت‌المال را به توبره کشیده که اینجا در علن و توی خیابان گردن و بازویی برهنه می‌شود.
*البته معمولاً ما اینقدر به عمق قضیه توجه نمی‌کنیم!
 دلیلش این است که ساختار درک و دریافت ما معمولاً بر اساس حس است و ما خیلی حسی هستیم و ساختار شخصیتمان بر اساس درک گوش و چشم و حس لامسه است نه درک و دریافت‌های عقلی و به قول یکی از دوستان مثلاً در موزه یک تابلو یا مجسمه را تا با دستمان لمس نکنیم راضی نمی‌شویم، به خاطر همین هر چه نخبگان و کار‌شناسان به ما بگویند نتیجه فلان روش و شیوه بهمان اتفاق است تا سرمان نیاید و گرفتار نشویم باور نمی‌کنیم و جدی‌اش نمی‌گیریم. الآن هم ممکن است وقتی کسی می‌گوید نتیجه فساد اقتصادی بحران اخلاقی است ما منتظریم روزی برسد تا همین پرده از ظاهر نسبتاً قابل تحمل جامعه هم کنار برود و عمق فاجعه را ببینیم تا باور کنیم و برای همین من کاملاً معتقدم همین مقدار وضع قابل‌تحمل فعلی توی خیابان‌ها نتیجه خون شهدا و آه مادران شهدا و دعای جانبازان شیمیایی و نماز شب جوانان مؤمن است وگرنه با برخی مسائل و فسادهای اقتصادی پشت پرده باید منطقاً الآن وسط خیابان بعضی صحنه‌های فجیع را می‌دیدیم!
 از این بحث که بگذریم چیز دیگری که عنوان می‌شود «حق» آزادی پوشش برای شهروندان است که آیا این حق اصلا وجود دارد یا نه! اگر بر موازین اسلامی بخواهیم عمل کنیم آیا این حق قابل بررسی است یا کلا باطل است و آیا حقوق دیگری که بیشتر جنبه حق‌الله دارند تاحق الناس مانند شرابخواری، پوشش مردان، پارتی و ... را هم باید در گروه این حق قرار دهیم؟
 ببینید تا وقتی طرف در چهار دیواری خودش دارد زندگی می‌کند، هیچکس نمی‌تواند به رفتار او و زندگی‌اش کاری داشته باشد و حکومت هم حق ندارد به خانه او وارد شود و تجسس کند این آزادی فرد است و «لا اکراه فی الدین» یعنی ما قرار نیست کسی را مجبور کنیم که مثلا صبح بلند شود نماز بخواند، اما وقتی مساله به سطح جامعه و روابط عمومی و اجتماعی افراد می‌رسد دیگر مسأله شخصی و فردی نیست بلکه حیثیت عامه است که به حاکمیت مربوط است و به اصطلاح آزادی شخصی افراد تا وقتی است که تعارض با آزادی‌های دیگر پیدا نکند.
* خوب اینکه فرمودید با برخورد حکومتی با بدحجابی مخالفید، این شاید برای عموم مردم مثل‌‌ همان تیغ‌زدن به جهت کثرت امکان برخورد نباشد اما برخی‌ها که به صورت سازماندهی شده به صورت مانکن برای تبلیغ مد خاص هنجارشکنی در خیابان‌ها تردد می‌کنند و یا اینکه برخی افرادی که کاملا هنجارشکنانه در اماکن عمومی ظاهر می‌شوند به طوری که شاید خانم‌ها نیز از تیپ آن‌ها برنجند چطور؟
 ببینید اینجا‌‌ همان بحث تدبیر و حکمت مطرح می‌شود، من حالا باید به عنوان حاکم ببینم چه چیزی را می‌توانم واقعا جلوگیری کنم و از دستم بر می‌آید و تا آخر هم می‌توانم پایش بایستم. این دیگر به حکمت قانونگذاری و سیاستگذاری من حاکم بر می‌گردد، چون خیلی چیز‌ها هست که در مقام حرف و فکر خوب است اما در مرحله عمل مشکل پیدا می‌کند، مثلاً ما در قانون اساسی تحصیل رایگان را هم داریم ولی آیا می‌توانیم با شرایط فعلی تأمینش کنیم؟ گاهی مصالح ما اقتضا نمی‌کند مثلاً وقتی گشت ارشاد در یک دوره‌ای خیلی برخورد تندی با خانم‌های به اصطلاح بدحجاب می‌کرد عکس‌هایش در رسانه‌های دنیا منتشر می‌شد و یادم هست در لبنان روزنامه‌های جریان مخالف حزب‌الله این عکس‌ها را چاپ می‌کردند و به مردم می‌گفتند مراقب باشید، اگر طرفداران ایران قدرت پیدا کنند و زورشان برسد همین وضع در لبنان خواهد بود! و شما می‌توانید تصور کنید در شرایط سخت درگیری‌های سیاسی حزب‌الله با جریان‌های وابسته به آمریکا و اسراییل این گونه تبلیغات منفی چه اثری داشت.
 وقتی من با حکمت و تدبیر برنامه‌ریزی کنم دایره قانون را اینقدر تنگ نمی‌گیرم که نتوانم پایش بایستم،
وقتی دایره قانون حکیمانه تعریف شود آن وقت با کسی که هدفمند و حساب شده به ترویج فساد مشغول باشد می‌توان برخورد کرد، چون از قبل زمینه‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای برای مفاهمه عمومی ایجاد شده و همه مردم آن را افساد می‌دانند و خود مردم خواهان برخورد و مقابله با آن هستند.
* فرمودید برخورد راه حل این مساله افزایش کنترل اجتماعی و تقویت زمینه‌های باور عمومی است. چه راهکارهایی را در این دو زمینه پیشنهاد می‌کنید؟
 ببینید باید اولاً زمینه عمومی جامعه چنان با حیا و عفاف شکل بگیرد که خود به خود حجاب به عنوان ظهور بیرونی حیا و عفت حاصل شود.
یکی از اشتباهات راهبردی ما این است که به جای تمرکز بر حیا و عفاف دائم از حجاب حرف می‌زنیم، حالا باید دید چه چیزهایی عفت و حیا را تخریب می‌کند؟ مهمترینش به اعتقاد من دنیاطلبی و ترویج اشرافیگری و مادیگری و ارضای شهوت‌های مادی است که رهبر بزرگوار انقلاب همیشه روی این موضوع دست گذاشته‌اند، خب به اعتقاد من تبلیغات بازرگانی مخصوصا در صداوسیما بیشترین سهم را در این زمینه دارد و ما متاسفانه کمترین توجه را به آن داریم، یعنی متاسفانه نسبت به فیلم‌های سینمایی و سریال‌ها و تئا‌تر و موسیقی‌ها بیشتر حساس هستیم تا آگهی‌های بازرگانی، در حالی که اثرگذاری این خیلی خیلی بیشتر و خطرناک‌تر است!
 بر همین اساس دو راهکار مهم و کلان را در روایاتمان داریم اولا از جهت سلبی امیرالؤمنین در نهج البلاغه فرمودند و صدیقه طاهره فاطمه زهرا(س) در خطبه فدکیه دارند که «ترک السرقة إیجابا للعفة»
یعنی تا وقتی مال حرام در زندگی‌ها باشد از عفت و حیا خبری نیست. این سنت الهی است که مال حرام اثر وضعی در اخلاق و عفت عمومی دارد و شما می‌بینید که متاسفانه ما نسبت به ربا و رشوه و اختلاس و پول حرام که اینقدر در دین ما رویش حساسیت هست خیلی حساس نیستیم. راهکار دوم هم جنبه ایجابی دارد که از رسول اکرم(ص) نقل است که فرمودند به دخترانتان حب علی‌بن ابی‌طالب را بدهید تا عفت و حیایشان زیاد شود، ترویج ارزشهای معنوی مثل محبت اهل بیت و روضه امام حسین علیه السلام به طور طبیعی نتیجه مستقیم روی حیا و عفت و حجاب دارد و این اصل است حتی کسی که حجابش درست نیست با محبت اهل بیت اصلاح شدنی است لذا فرمودند: «کن محبا لنا ولو کنت فاسقا» یعنی حتی اگر به گناهان و خطاهایی کوچک مبتلا شدی باز هم محبت ما را‌‌ رها نکن. البته مصادیق مشخص‌تری هم در کتاب «حجاب بی‌حجاب» و کتاب «حجاب با حجاب» ذکر کرده‌ام؛ مثل تصویری که از حجاب در رسانه‌ها ارائه می‌شود یا مثلاً حضور زنان مجرم در دادگاه با چادر و مسائلی دیگر که الآن مجال پرداختن به آن‌ها نیست.
* با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید.

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 18 آبان 1396 توسط عـبـــد عـا صـی
 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

   آرزوهای غُل وُ زنجیر شده ...

 

Askin Ayrancioglu-Turkey/Sep.2017

  انتخاب ... 

Tawan Chuntra-Thailand/Aug.2017

  اینم کمک به فرهنگ-سازی، از نوع زیرزمینی ... 

Andre Luiz-Brazil/Aug.2017

  اینم از آینده-ی خیلی نزدیک ما! ... 

Musa Gumus-Turkey/Aug.2017

  آرزوهای غُل وُ زنجیر شده ...

Musa Gumus-Turkey/Aug.2017

  دفاع از خانمان وُ خانه-ی خود ...

 

  زیرنویسی وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 17 آبان 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

امام حسین‌(ع) شخصیتی محدود به یک مکان و یک مذهب و یک عده خاص نیست، بلکه ایشان با فداکاری‌های خویش درسی به تاریخ دادند که مذاهب دیگر نیز نتوانسته‌اند خاموش بمانند.

به گزارش گروه ویژه نامه ماه محرم باشگاه خبرنگاران، امام حسین‌(ع) شخصیتی محدود به یک مکان و یک مذهب و یک عده خاص نیست، بلکه ایشان با فداکاری‌های خویش درسی به تاریخ دادند که مذاهب دیگر نیز نتوانسته‌اند خاموش بمانند و علما و داشمندان غیر مسلمان سخن‌های بسیاری در وصف حضرت حسین‌ابن علی‌(ع) به میان آورده‌اند.

علاقه به امام حسین علیه السلام و احترام به حرکت ایشان در واقعه عاشورا مختص فرهنگ مسلمانان نیست. در همه ادیان می‌توان علاقه به او را پیدا کرد. در دین زرتشت هم افرادی را می‌توان پیدا کرد که در عاشورا به احترام امام حسین علیه السلام و حرکت او به سوگ می‌نشینند و یا در نشست‌های عزاداری شرکت می‌کنند.

کم نیستند زرتشتیانی که همواره در دهه عاشورا به مساجد مسلمانان می‌روند و در مراسم آنها برای مظلومیت بزرگ شهید مسلمانان اشک می‌ریزند و در روز عاشورا به سینه‌زنی برای این انسان آزاده می‌پردازد.

در این نوشتار مختصر، سخنان تعدادى از بزرگان و متفکّران جهان را در این باره مى خوانید.


آنتوان بارا

آنتوان بارا از جمله پژوهشگران مسیحی است که در کتاب «حسین در اندیشه مسیحیت» خود حقیقت شخصیت امام حسین (ع) را اینگونه بیان کرده است: "من در مورد زندگی و حرکت حسین(ع) بیشتر به بعد انقلابی شخصیت ایشان شیفته شده‌ام. آن حضرت در مرامنامه قیام خود اعلام می کند: "من از روی هوسرانی و خوش‌گذرانی و برای افساد و ستمگری قیام نکرده‌ام بلکه قیام من برای اصلاح در امت جدم و برای امر به معروف و نهی از منکر و حرکت براساس سیره جد و پدرم است."



موسیو ماربین آلمانی

ماربین، با تقدیر از حرکت امام حسین(ع)، قیام ایشان را نشانی از زوال ظلم و بیداد دانسته و اذعان می‌کند که حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام به دنیا نشان داد که اساس ستم هر چند عظیم باشد در برابر حق چون پركاهی خواهد بود که بر باد خواهد رفت.

این متفکر آلمانی در ادامه می‌افزاید، اگر انسان‌های با وجدان با نظر دقیق اوضاع و احوال آن دوره و پیشرفت مقاصد بنی امیه و وضع(حكومت) و دشمنی و عداوت آنها را با حق و حقیقت بنگرند، تصدیق خواهند كرد كه حسین با قربانی كردن عزیزترین افراد خود و با اثبات مظلومیت و حقانیت خود به دنیا درس فداكاری و جانباری آموخت و نام اسلام و اسلامیان را در تاریخ ثبت و در عالم بلند‌آوازه ساخت و اگر چنین حادثه جانگدازی پیش نیامده بود قطعاً اسلام به حالت كنونی خود باقی نمی‌ماند و ممكن بود یك‌باره اسلام و اسلامیان محو و نابود گردند... رفتار ظالمانه بنی امیه و سلوك بیرحمانه آنان نسبت به اهل بیت حسین علیه‌السلام به اندازه‌ای در قلوب مسلمانان مؤثر افتاد كه اثرش از كشته شدن حسن و همراهانش كمتر نبود.

ماربین که شیفته شخصیت امام حسین علیه السلام در تمام ابعاد شده است  اذعان می‌کند: تواضع ایشان در کنار روح انقلابی وی است. این دو خصیصه نمی‌تواند در یک شخص جمع شود. تواضع از صفات و ویژگی‌های برگزیدگان خداست. او در عین احساس عزت و آزادگی و سرافرازی در برابر دشمنان، تواضع خاص خود را دارد. این بعد عظیمی است که از ویژگی امام به شمار می رود."



مهاتما گاندى(رهبر استقلال هند)

ماهاتما گاندی رهبر پرآوازه هند زندگی امام حسین(ع) را به دقت مطالعه کرده و قیام آن حضرت را سرلوحه خود قرار داده است. گاندی می‌گوید: من زندگى امام حسین علیه السلام، آن شهید بزرگ اسلام را به دقت خوانده‏ و توجه کافى به صفحات کربلا نموده‌ام و بر من روشن شده است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد، بایستى از سرمشق امام حسین پیروى کند.




محمد على جناح(قائد اعظم پاکستان)

جناح به قدری به اسلام دلبستگی داشت که شعارش در تأسیس پاکستان، به کارگیری اسلام و قوانین اسلامی بود و یکی از مولفه‌های استقلال‌خواهی او را اسلام تشکیل می‌داد. او دین اسلام را دین فردی نمی‌دانست و به ابعاد انسانی واجتماعی آن توجه داشت و حکومتی را می‌پسندید که هم نشانی از مدل دموکراسی را داشته باشد وهم احکام اسلام در آن جاری باشد.

جناح که علاقه وافری به امام حسین(ع) داشت عشق را به ایشان اینگونه بیان می‌کند: "هیچ نمونه‏‌اى از شجاعت، بهتر از آن که امام حسین(ع) از لحاظ فداکارى نشان داد در عالم پیدا نمی‌‏شود. به عقیده من تمام مسلمین باید از سرمشق این شهیدى که خود را در سرزمین عراق قربان کرد پیروى نمایند.


چارلز دیکنز(نویسنده معروف انگلیسى)

برجسته‌ترین رمان‌نویس عصر ویکتوریا و یک فعال اجتماعی توانمند بود. به عقیدهٔ جیمز جویس - نویسندهٔ بزرگ معاصر- از شکسپیر به این سو، دیکنز تأثیر گذارترین نویسنده در زبان انگلیسی بوده‌است.

وی در پاسخ به کسانی که قیام امام حسین علیه السلام را مادی می‌پندارند این‌گونه پاسخ می‌دهد: اگر منظور امام حسین(ع)، جنگ در راه خواسته‏‌هاى دنیایى بود، من نمی‏ فهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند؟ پس عقل چنین حکم می نماید که او فقط به خاطر اسلام، فداکارى خویش را انجام داد.



توماس کارلایل(فیلسوف و مورخ انگلیسى)

توماس کارلایل تاریخ‌دان شهیر اسکاتلندی در سوم دسامبر ۱۷۹۵ به دنیا آمد و مهم‌ترین اثر او تاریخ انقلاب کبیر فرانسه است . کارلایل در تاریخ نگاری انقلاب کرد و تالیفاتش را بدون پانوشت منتشر ساخت که امروز از آن ژورنالیستیک نویسی تاریخ نام می‌برند. او کتابی را در شرح حال پیامبر اسلام نوشته است.

کارلایل بهترین درسى که از تراژدى کربلا می‌توان گرفت این، این است که حسین و یارانش ایمان استوار به خدا داشتند؛ آنان با عمل خود روشن کردند که تفوق عددى در جایى که حق با باطل روبرو می شود اهمیت ‏ندارد و پیروزى حسین با وجود اقلیتى که داشت، باعث شگفتى من است.



ادوارد براون(مستشرق معروف انگلیسى)

آیا قلبى پیدا می‌شود که وقتى درباره کربلا سخن می‌شنود، آغشته با حزن و درد نگردد؟! حتى غیر مسلمانان نیز نمی‌توانند پاکى روحى را که در این جنگ اسلامى در تحت لواى آن انجام گرفت انکار کنند.





واشنگتن ایروینگ(مورخ مشهور آمریکایى)


ایروینگ، نویسنده و سیاست‌مدار آمریکایی، مقاله‌نویس، شاعر، سفرنامه‌نویس، زندگی‌نامه‌نویس و خالق داستان‌های کوتاه است که از این رو او را پدر داستان‌های کوتاه در ادبیات آمریکا می‌دانند.

ایروینگ امام حسین(ع) را این‌گونه توصیف می‌کند:

"براى امام حسین(ع) ممکن بود که زندگى خود را با تسلیم شدن بر اراده یزید نجات بخشد، لیکن مسئولیت پیشوا و نهضت بخش اسلام اجازه نمی‌‏داد که او یزید را به عنوان خلیفه بشناسد. او به زودى خود را براى قبول هر ناراحتى و فشارى به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بنى امیه آماده ساخت، و در زیر آفتاب سوزان سرزمین خشک، و در روى ریگ هاى تفتیده عربستان روح حسین فناناپذیر است. اى پهلوان و اى نمونه شجاعت و اى شهسوار من، اى حسین"!



توماس ماساریک

ماراسیک پیروان امام حسین(ع) را مورد تمجید خود قرار داده و می‌گوید: گرچه کشیشان ما هم از ذکر مصائب حضرت مسیح، مردم را متأثر می‌سازند، ولى آن شور و هیجانى که در پیروان حسین(ع) یافت می‌شود در پیروان مسیح یافت نخواهد شد و گویا سبب این باشد که مصائب مسیح در برابر مصائب حسین(ع) مانند پر کاهى است در مقابل یک کوه عظیم پیکر.




موریس دوکبرى

در کتاب خود با نام "فرهنگ عاشورا" می‌نویسد: در مجالس عزادارى گفته می‌شود که حسین(ع)، براى حفظ شرف و ناموس مردم و بزرگى مقام و مرتبه اسلام، از جان و مال و فرزند گذشت و زیر بار استعمار و ماجراجویى یزید نرفت. پس بیایید ما هم شیوه او را سرمشق قرار داده از زیردستى استعمارگران خلاصى یابیم و مرگ با عزت را بر زندگى با ذلت ترجیح دهیم.


ماربین، نویسنده آلمانى(خاور شناس معروف)

این فیلسوف و خاورشناس معروف آلمانی اذعان می‌کند که حسین(ع) با قربانى کردن عزیزترین افراد خود و با اثبات مظلومیت و حقانیت خود، به دنیا درس فداکارى و جانبازى آموخت و نام اسلام و اسلامیان را در تاریخ ثبت و در عالم بلند آوازه ساخت. این سرباز رشید عالم اسلام به مردم دنیا نشان داد که ظلم و بیداد و ستمگرى پایدار نیست و بناى ستم هر چه در ظاهر عظیم و استوار باشد، ولی در برابر حق و حقیقت چون پر کاهى بر باد خواهد رفت.

جان استون 

جان استون ایران‌شناس و نویسنده آمریکایی در مورد عشق به امام حسین علیه السلام می‌گوید:

آیا انسانی یافت می‌شود چنین شخصیت نمونه‌ای را که تاكنون در هیچ دینی شبیه او متولد نشده‌ را دوست نداشته باشد؟ او سومین مشعل‌دار اسلام بعد از جدش پیامبر(ص) و پدرش امیرالمؤمنین است و در حفظ و پاسبانی از عقیده‌اش، خود را فدا كرد و اگر امام حسین (ع) قیام نمی‌كرد، اسلام منحرف گشته و پس از آن زاویه انحراف بزرگتر و شامل همه ادیان الهی می‌شد و دیگر بر روی زمین دینی باقی نمی‌ماند. به عقیده استون، در حقیقت حركت امام حسین (ع) یك حركت معنوی و برای جلوگیری از انحراف دین جدش پیامبر (ص) بود.


جوزف حرب

جوزف حرب شاعر برجسته مسیحی لبنان در بخشی از سروده خود می‌نویسد: «آقایان، مسیحیت من بدون حسین كامل نمی‌شود! و هر آیینی ـ چه آسمانی و چه غیر آسمانی ـ اگر مقامی حسینی نداشته باشد، دینی زمینی است كه از بهشت آسمان كم بهره است».

وی در این سروده با نثری شاعرانه و بسیار سنگین و زیبا از مصیبت سیدالشهدا با زمین كربلا سخن گفته است.

این قطعه چنین آغاز می‌شود:
 
«ای كربلا، پاره‌های گیاهان را بیفشان و از نرمبرگ پلیكانان و سپید بال كبوتران تار و پود كفنی فراهم ساز و پلك‌ها را تا عمق اشكخانه‌ حفر كن. شب نزدیك شده و پیكر حسین این جمله آسمانی مشتاق خوابی آرام میان دو هلال از بال‌های فرشتگان است.»

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 17 آبان 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

 

  پـیـــرَوی ِ کــــورکــــورانــــه ... 

 

 

 

 پیروی کورکورانه ...

 

 

 مدرن-ترین آکواریوم : «بال بال زدن پناهندگان ِ غـریـق» ...

 

 

 کـمـک به یک هـمـنـــوع زندانی!!! ...

 

 

 «مدرن-ترین باغ وحش شیشه-ای» از جانداران ...

 

 

 «یـــادگاری» نوشتن ِ دستهای غرق در خون ... 

 

 

 «تـهـــاجـــم ِ اهـل قـــلـم» به دشمن ... 

 

 

  زیرنویسی وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 16 آبان 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

 نشانه های شیعه وَ مسلمانی چیست؟ ... 

 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 

 امام رضا (علیه‌السلام) می‌فرمایند: ذکر بسم الله الرحمن الرحیم، به اسم اعظم خدا نزدیک‌تر از سیاهی چشم به سفیدی آن است. اسم اعظم سر الهی است. اگر کسی آن را بداند می‌تواند در عالم تصرف کند. برای همه‌ی اولیاء خدا در طول تاریخ این سؤال مطرح بوده که اسم اعظم چیست؟ در این حدیث امام رضا (علیه‌السلام) می‌فرمایند ذکر بسم الله الرحمن الرحیم بسیار نزدیک به اسم اعظم است.
 بحث امشب ما مربوط به خدمت به مردم است. با توجه به اینکه امشب شب شهادت حضرت خدیجه (سلام‌الله‌علیها) است، بحث را متبرک می‌کنیم به نام این بانوی بزرگوار که به اسلام و حضرت رسول خدمت‌های فراوانی کردند. متأسفانه ما خیلی کم از ایشان یاد می‌کنیم. در حالی که
در زندگی حضرت خدیجه (سلام‌الله‌علیها) نکات خیلی برجسته‌ای هست و حتی نقاط بسیار روشن به جهت معنوی و روحی و عاطفی. به هر حال آن لحظاتی که اولین لحظات اسلام است، کسی جز خدیجه (سلام‌الله‌علیها) و علی (علیه‌السلام) در کنار پیامبر نیست.
 آن لحظات تنهایی و غربت و آن لحظاتی که همه خدیجه (سلام‌الله‌علیها) را ترک کردند و خداوند به پاس همه‌ی این زحمات و تنهایی‌ها گوهری مثل فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) را به این وجود نازنین هدیه داد. همه‌ی این سختی‌ها را خدیجه (سلام‌الله‌علیها) برای اسلام تحمل کرد. شاید به همین دلیل است که پیامبر اکرم اینقدر به این بانو علاقه داشتند. تا حدی که در بعضی روایات آمده است که سالها پس از وفات خدیجه (سلام‌الله‌علیها)، خانمی نزد پیامبر آمد. رسول الله فرش زیر پای خود را برای او پهن کرد و بسیار از او تجلیل و تکریم کردند.
اصحاب با تعجب پرسیدند: یا رسول الله! این زن که بود که شما تا این حد احترامش کردید؟ و حضرت فرمود: او یکی از دوستان خدیجه بود که اوایل زندگی، زیاد به من و خدیجه سرمی‌زد. اینقدر تجلیل و تکریم پیامبر از دوست خدیجه، آن هم سال‌ها پس از فوت ایشان، خود نشانه‌ایست برای ما که به وجود نازنین این شخصیت بزرگ و باارزش در تاریخ اسلام که همه‌ی ما مدیون اوییم، بیشتر توجه کنیم.
 ما همیشه می‌گوییم خدیجه (سلام‌الله‌علیها) خدمات زیادی به اسلام کرد. خدمت یعنی چه؟ این عملی که بسیاری از عرفا و بزرگان درباره‌اش چنین گفته‌اند و شنیده‌ایم که عبادت به جز خدمت خلق نیست.
یکی از بالاترین نقاط اوج در بحث‌های معرفتی و عرفانی، آنجاییست که انسان به دیگران خدمت می‌کند.
 خدمت به خلق، کفاره-ی گناهان بزرگ است
 در بعضی از تعابیر آمده است که خدمت به خلق، کفاره ی گناهان بزرگ است. ما برای اینکه خدمت را تعریف کنیم اول باید توجه کنیم که این بحث از کجا شروع می‌شود؛ نقطه‌ی عزیمت و خاستگاه ما در بحث خدمت، نوع نگاه ما به انسان و هستی است. یعنی انسانی که عالم برای او خلق شده و دین برای خدمت به او آمده و ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا که این انسان به کمال و رشد برسد؛ اگر من به این انسان محبت داشته باشم و به او توجه کنم و به خاطر او از خودم گذشت کنم، این لحظه‌ایست که خدمت از اینجا آغاز می‌شود. و تمام عبادت در این است که من از خودم بگذرم و هدف ماه مبارک رمضان همین است.
 دعای بسیارزیبایی توصیه شده است بعد از هر نماز بخوانیم: اللهم ادخل علی اهل القـبور السُرور... و البته در مکاشفه‌ای یکی از اولیاء الهی از زبان امام زمان (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) می‌شنود که در حقیقت این دعا، دعا برای ظهور ما است.
چون هر چه در آن می‌خواهید جز با ظهور ما محقق نمی‌شود. ما در این دعا می‌خوانیم که: خدایا هر فقیری را بی‌نیاز کن، هر تشنه‌ای را سیراب کن، هر گرسنه‌ای را سیر کن. هر زندانی را آزاد کن ...
 انسان با خواندن این دعا به جایی می‌رسد که سر وقت افطار، بچه‌های سومالی را فراموش نمی‌کند. یعنی اگر این دعا را می‌خوانیم، داریم به عینه می‌بینیم که هر ساعتی که ما بدون گرسنگی و تشنگی می‌گذرانیم هزاران هزار کودک در این دنیا از گرسنگی و تشنگی تلف می‌شوند.
 این روزها عکس‌هایی در اینترنت می‌دیدم از مادری که بچه‌اش جلوی چشمانش جان می‌داد. یا از آن پدری که همراه چهار فرزندش، به سمت مرز راه افتاده بود و به مرز نرسیده، سه فرزندش تلف شده بودند.
زمانی که من و خانواده‌ام سر سفره‌ی افطار با شادی و راحتی نشسته‌ایم، اگر من فکر کنم که کسانی هستند که همزمان با من نفس می‌کشند اما آرامش و امنیت ندارند، چیزی برای خوردن ندارند یا زیر شکنجه به سر می‌برند و یا هزاران مشکل دیگر... از اینجا توجه من به انسان شروع می‌شود. هدف ماه مبارک رمضان، بالا بردن توجه ما به این مسائل است.
 امشب خانم و آقای دکتری از امریکا میهمان ما بودند. ما پزشکان زیادی درسرتاسر کشور و مخصوصاً نقاط دورافتاده داریم که با تمام وجود خدمت می‌کنند. من از نزدیک پزشکانی را می‌شناسم که نه‌تنها از بیمار پول نمی‌گرفتند، بلکه خرج نسخه‌ی مریض را هم می‌دادند. فراوان بودند از این افراد.
یک روایت در الحیاة است که آن را به مهمانان پزشکمان تقدیم می‌کنم. به قدری این حدیث زیباست که من گاهی اوقات فکر می‌کنم پزشکی که اینقدر به مردم خدمت می‌کند از من روحانی به اسلام نزدیک‌تر است.
 نشانه‌های شیعیان چیست؟
 امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند: کسی که هنگام مراجعه‌ی یک محتاج به او، لبخند نزند و اگر می‌تواند و قادر است، گره از کار فرد محتاج باز نکند، این آدم به پیامبر و امام ـ امیرالمؤمنین ـ و خدا ایمان ندارد. اگر فرد محتاجی به شما مراجعه کرد، اگر حل مشکل او در توان شما نیست، پیگیری کنید تا توسط دیگری مشکلش حل شود. و اگر غیر از این عمل کنید ولایت ما اهل‌بیت را ندارید. اگر کسی برای حل مشکلش به ما مراجعه می‌کند باید لبخند بزنیم!
 در حالی که الان اگر چنین کسی به ما مراجعه کند آنقدر بهانه می‌آوریم که مبادا طرف از ما چیزی بخواهد. روایت است از
امام باقر (علیه‌السلام) که به جابر فرمودند: جابر! آیا کافیست کسی فقط اظهار محبت به ما و ادعای تشیع ما را کند؟ و سپس فرمودند: به خدا قسم شیعیان ما کسانی هستند که تقوا دارند و از خدا اطاعت می‌کنند. جابر! نشانه‌های شیعیان ما اینهاست: تواضع، خشوع، امانت‌داری، یاد خدا بودن، روزه، نماز، خدمت و مهربانی به پدر و مادر، رسیدگی به همسایه‌ی محتاج و فقیر و بدهکار و رسیدگی به یتیم. و در روایت دیگر است که اگر کسی سر سیر به بالش گذاشت در حالی که همسایه‌اش گرسنه است، مسلمان نیست. با این اوصاف واقعا ما چقدر مسلمانیم؟
 وقتی بحث خدمت پیش می‌آید، عموماً ما به یاد مسئولین می‌افتیم ...
 وقتی بحث خدمت پیش می‌آید، عموماً ما به یاد مسئولین می‌افتیم.
هر کسی به اندازه‌ی سهم خودش وظیفه‌ای دارد و طبیعتاً کسی که مسئولیت و امکانات بیشتری دارد، تعهد بیشتری برایش ایجاد می‌شود.
 به برخی از عبارات حضرت امام (رحمة‌الله‌علیه) و مقام معظم رهبری اشاره می‌کنم.
تعابیر امام (رحمة‌الله‌علیه) که خود را خادم مردم می‌دانست در زمینه‌ی خدمت به خلق این است که روز قیامت از مسئولین می‌پرسند که شما که رئیس‌جمهور بودی برای مردم چه کردی؟ شما که وزیر بودی برای مردم چه کردی؟ شما که وکیل بودی برای مردم چه کردی؟ همه‌ی ما مدیون و مرهون مردمیم ... اگر وزیری در وزارتخانه‌ی خودش ـ واقعاً بین خود و خدا ـ خودش را موظف بداند که با پرسنل آنجا، هر کس که تحت نظر اوست، متوجه‌شان کند که با مردم خوب رفتار کنند و با مردم رفتار درست و سالم داشته باشند، آنهایی که در صدد این هستند که برای کشور خدمت کنند، در واقع خدمتی است که برای خداست، برای اسلام و برای پیشبرد مقاصد کشور و نظام است.
 و تعابیری از مقام معظم رهبری که می‌فرمایند: وقتی ما می‌گوییم مردم معنیش این نیست همه مردم بیایند رأی بدهند و تمام شود. اگر کسی می‌خواهد برای مردم کار کند و هدفش این باشد که بعداً بخواهد از مردم رأی بگیرد.
در اسلام و نظام جمهوری اسلامی فلسفه‌ی مسئولیت مسئولان این است که برای مردم کار کنند. مسئولان برای مردمند، خدمتگذار و مدیون و امانت‌دار مردمند. مردم محورند. کسی که در نظام جمهوری اسلامی مسئولیتی دارد باید همه‌ی هم و غم‌اش مردم باشد. و بعد می‌فرمایند که امام دائم حقوق مستضعفان را تأکید می کردند.
 این یک حقیقتی است که خیلی از ادارات و سازمان‌ها و نهادها و وزارتخانه‌ها پر شده است از کاغذبازی و با آبرو و وقت و شخصیت مراجعه‌کننده بازی می‌شود. همه این مشکل را می‌دانیم. این یک مشکل اجتماعی است. در روایت است که حاجت مردم به شما نعمت خداست که در خانه‌های شما آمده است. این جزء احادیثی است که مشترک میان کتب مقدس و روایات دینی ما است که روز قیامت خداوند رو به بنده‌ها می‌گوید: گرسنه بودم، غذایم ندادید. تشنه بودم، آبم ندادید. برهنه بودم، لباسم ندادید. مردم می‌گویند: خدایا ذات مقدس تو بالاتر از این است که گرسنه و تشنه شود. خدا ندا می‌دهد که منظور من آن بنده‌ایست از بندگان من که سراغ شما آمد و حاجتی داشت و حاجتش را روا نکردید. آنجا من بودم که به سراغ شما آمده بودم. این نعمت خداست که در ظاهر و قالب یکی از بندگان خدا تجلی پیدا کرده. مخصوصاً نسبت به محرومان و بالاتر نسبت به پدر و مادر و بستگان نزدیک و نسبت به خانواده و همسر.
 آیا منی که در حل مشکلات مردم کوتاهی می‌کردم انتظار دارم خداوند دعایم را زود اجابت کند؟
 اینجا این سؤال مطرح است که آیا منی که در حل مشکلات مردم کوتاهی می‌کردم انتظار دارم خداوند دعایم را زود اجابت کند؟ مسئولی که مردم را معطل خودش می‌کند برای فلان جلسه و بهمان کار، آیا توقع دارد در روز قیامت معطلش نکنند؟ ما وقتی به یکدیگر بد می‌کنیم، به خودمان بد کرده‌ایم.
 در اینجا دو کتاب معرفی می‌کنم. کتاب اول؛ توانمندسازی والدین، کارگاه‌های گفت‌وگوی والدین، نویسنده؛ یوهانس شاپ. کتاب آموزنده‌ای-ست برای والدینی که می‌خواهند تمرین کنند برای گفتگو با فرزندانشان. کتاب دوم؛ عاشق شو، نویسنده: علیرضا برازش از انتشارات امیرکبیر. موضوع کتاب محبت است. روایات بسیار خوبی در کتاب نقل شده است که ما را متوجه آن می‌کند که اسلام دین محبت و دوستی است.
 آیا چک هم امانت است؟
 و چند نکته و سؤال و پیام؛
1ـ در بحث امانت‌داری که شب گذشته داشتیم، سؤال شده که آیا چک هم امانت است؟ با وضعی که بازار دارد و همه می‌دانیم، چک به تعبیری به یک جور کاسبی تبدیل شده است. مشکلات زیادی در زمینه‌ی چک وجود دارد که برخی مشکلات قانونی است و بزرگتر از آن مشکلات اجتماعی و فرهنگی.
2ـ کسی پرسیده است که وقتی دختر 5 ساله‌ام را برای ثبت‌نام در پیش‌دبستانی برده‌ام و از من عکس با حجاب می‌خواهند و من دختر 5 ساله را مجبور به روسری سر کردن کردم، آیا وقتی 15 ساله شد این روسری را برنمی‌دارد؟ من نمی‌توانم جواب بدهم. چون تصمیم گرفته‌ام راجع به حجاب صحبت نکنم. حداقل اینکه کتاب خودم در مورد حجاب در ارشاد است و مجوز نمی‌گیرد.
3ـ گفته‌اند الهی بمیرم دخترم 9 سالش است و روزه گرفته. بمیرم! توی این گرما چادر سر کرده! خانم! آقا! پدر! مادر! چرا انرژی منفی به بچه می‌دهید؟ برعکس به او لبخند بزنید و بگویید الان توی آسمان‌ها فرشته‌ها چه کار می‌کنند برای تو! بگویید چقدر زیبا شده‌ای با این چادر!
4- نقل کرده‌اند از آیت‌الله بهجت که فرموده‌اند: من هیچ مشکلی را سراغ ندارم که با نماز حل نشود.
5- بزرگواری گفتند که در بحث رازداری که گفته بودم هیچ وقت از نگفتن پشیمان نشدم ولی خیلی وقت‌ها از گفتن‌ها پشیمان شدم، عبارتی به جای این جمله می‌شود به کار برد: آنچه ضروری-یست به آنکه ضروریست باید گفت.
 روایت آیه الکرسی
 پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند: هر کس بعد از هر نماز آیةالکرسی را بخواند، هفت آسمان برای او شکافته می‌شود و به هم نمی‌آید تا زمانی که خداوند متعال به خواننده‌ی آن نظر رحمت کند و فرشته‌ای برای او مبعوث کند که از آن لحظه تا فردای آن روز کارهای خوبش را بنویسد و کارهای بدش را محو کند.
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 15 آبان 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

 ما شعارمی دهیم ؛ آنها عمل می کنند ...  

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

  ایشان از نادرشاه افشار در نقل های تاریخی نقل می کنند که پیرمردی در کاروان سرایی ساعت 2 نیمه شب از خواب بیدار شد دید پادشاه آمده است. پادشاه گفت: کاروان لشکر من در راه است، علوفه وآب آماده کن، این ها الآن می رسند. به اندازه ای که اسب-اش چیزی بخورد و خودش آبی بخورد.، دوباره بر اسب سوار شد. پیرمرد به پادشاه گفت: کجا؟ مگر نگفتی این ها می آیند، پادشاه گفت: من باید بروم کاروانسرای بعدی آن ها در راه هستند می رسند! با خوابیدن و چرت زدن به تعبیر حضرت آقا می شویم شاه سلطان حسین.

  بحث این است که سنت الهی سرجای خودش هست، خدا می گوید، قواعدی درنظام خلفت هست که اگر قواعد را هر کسی انجام دهد، نتیجه می گیرد. آقای سلحشور فیلم می سازد، این جور نیست که چون نماز می خواند فیلم اش می گیرد. یک وقت هم می بینید فیلم را مصطفی عقاد می سازد و آنتونی کوئین بازی می کند، می شود الرساله! هنوز که هنوز است آهنگی را که موریس جار ساخته شما با آن آهنگ منقلب می شوید.
 
البته اثر معنوی سر جای خودش، تاکید می کنم این ها را نباید قاطی کرد. به طور طبیعی شما سر قبر یک شهید می روید آن اثر خودش را دارد، اما در کار فرهنگی، زحمت و تلاش، کار یاد گرفتن، درس خواندن، تجربه کردن، جایگاه خودش را دارد.
 ما با انسان طرف هستیم، نه سنگ و چوب!
 بعد رسیدیم به این جا که ما در کار فرهنگی با انسان و جامعه سر و کار داریم. با سنگ و چوب و در و دیوار سر وکار نداریم. اثر محبت حتی اگر با کسی که زبان اش را هم بلند نباشیم در نگاه، محبت شما را احساس می کند، چون با انسان طرف هستیم. پس یک قواعد انسانی، معنوی و روحانی حاکم است. شما با انسانی طرف هستید که حالا می خواهید تربیت اش کنید. انسانی که نگاه تان و پیام دادن تان روی اش اثر می گذارد. با انسانی که اگر یک بار با محبت به او نگاه کردید تشخیص می دهد، روبات نیست. انرژی شما را افراد، احساس می کنند. طرف حرف نزده اما نگاه اش که می کنید می گویید فلانی چیزی شده!؟ حرف هم نزده است! وقتی با انسان طرف هستید طبیعتاً قصه فرق می کند.

 برخی از مواردی که در کتاب ها اشاره می کنند می گویند معلوم شده که شخص وقتی بچه دو سال بوده یک نفر که کلاهش مثلاً زرد بوده جلوی این بچه توی گوش پدرش زده است. آن تصویر در عقب ذهن و در ضمیر ناخودآگاه بچه اثر گذاشته است. حالا این بچه، کلاه زرد می بیند حالش بد می شود. یا شخصی موقعی که خبر درگذشت پدرش را به او دادند مثلاً داشته دست اش را با صابونی می شسته، بوی آن صابون و شنیدن این خبر با هم هماهنگ شده. نمی داند چرا، سال ها هم گذشته اما تا بوی آن صابون می آید حالش بد می شود.

 برداشت ما از دین با برداشت غربی ها متفاوت است!
 من می گویم سکولاریسم، در ذهنم لامذهبی و بی دینی و مخالفت با دین است، آن طرف می گوید سکولاریسم، در ذهن اش کلیسایی می آید که دست و پا قطع می کرده. اعدام می کرده، زنده زنده می سوزانده، تلقی اش این است. این دین تمام مصادر اجرایی و زندگی مردم را می خواسته در دست بگیرد. آمدند گفتند آقا شما بروید سر جای خودتان در کلیسا، ما می خواهیم خودمان زندگی کنیم. بعد ما می گوییم مرگ بر سکولارسیم!

 در جنگ های صلیبی در برخی شهرهای مسلمان به قدری جنازه ریخته بود که بوی تعفن این ها نمی گذاشته کسی رد شود! و شما ببینید چه گونه آن ها را سوزاندند، دست و پا قطع کردند، زن های حامله را شکم دریدند، بچه ها را جلو چشمان پدر و مادر سر بریدند! اتفاقی که الآن دارد در سوریه می افتد، اگر صحنه هایی مانند گاز زدن قلب یا جگر فرد را در یوتوپ پخش نکرده بودند چه کسی باور می کرد؟ این کلیسا کارهایی کرده که در جمع نمی توان گفت! در اسناد تاریخی شان هست. 

 نقشی که مساجد و روحانیون باید داشته باشند ...
 
به عنوان نمونه که مسجد بارزترین نمونه اش است، قرار بود مسجد آن تاثیری را که گفتیم را در ایجاد همبستگی و رابطه اجتماعی ایفا بکند. حالا ما مساجد را رها کردیم. آخوند ما به جای آن که در مسجد وقت بگذارد از 8 صبح و 9 صبح برود به خانه ها و مغازه های مردم سر بزند، یک ساعت قبل نماز در مسجد باشد و جوان ها و بچه ها بروند و او دست روی سرشان بکَشد و از ناراحتی و غصه های شان به آغوش او پناه ببرند، بعد نماز حدیثی و ذکری بگوید، بنشیند در مسجد، اختلافات مردم را حل کند، جشن تولد این را بداند، آن مریض که در بیمارستان است را عیادت کند، این آخوند ما دولتی شد! ظهرها وقت نمی کند بیاید، نماز مغرب و عشا را فقط هست، آن هم با کیف اداره و با عجله از آن طرف شهر می آید، یک نماز عجله ای می خواند و می رود! مسجد را رها کردیم می خواهیم با همایش و سمینار اداره کنیم و درست کنیم! نمی شود و می گویم تهاجم فرهنگی!
 
ما یک هم کلاسی داشتیم کشیش بود، رفیق بودیم، یکی دو بار عصر وقتی کلاس تمام می شد با عجله می خواست برود. گفتم کجا می روی گفت یکی از رعایای من مریض است، بیمارستان می روم عیادت اش! (چون مسیحی ها، تعبیر رعیت می کنند، در نگاه مسیحی ها حضرت عیسی (علیه السلام) چوپان است). طرف از روزی که نوزاد را غسل تعمید می دهد آن نوزاد جزو سیستم اش هست تا وقتی که عروسی می کند. عروسی یکی از همکلاسی های ما بود شب عروسی کشیش آمد پشت پیانو نشست و گفت مثلاً فلانی را خودم غسل تعمید دادم و چشم در چشم بودیم تا بزرگ شد، امشب دارد داماد می شود، می خواهم به افتخارش فلان قطعه را بنوازم، کشیش نواخت و همه هم کف زدند. تا روزی که فرد می میرد.
 ما نمی توانیم بگویم این چیزها را کار نداریم!
 
این جاست که من معتقدم اتفاقاً اقتصاد خیلی مهم است، مردم قرار نیست بمیرند. ما قرار نیست برای جنازه ها سخنرانی کنیم. طرف باید با 8 ساعت کار؛ خانه، زندگی و در آمد اولیه اش تامین باشد بعد با آرامش خاطر بیاید در مسجد حدیث گوش کند، نه این که دو شیفت سه شیفت کار کند شب جنازه اش برگردد خانه، خسته و زار. حالا شما بگویید بیایید معارف دینی را یاد بگیرید! این جاست که اقتصاد مهم است، جوانی که ازدواج نکرده شما نمی توانید برایش روضه بخوانید، خود اهل بیت (علیهم السلام) هم این طور نبودند. امیر المؤمنین (علیه السلام) کنار خانه خدا جوانی رابه خاطر خطای اخلاقی تعذیر کرد، بلافاصله به مأمور بیت المال گفتند ببینید ازدواج این جوان چقدر خرج دارد به او پول بدهید تا برود زن بگیرد. کار آمدی دینی یعنی این. بدبختی ما این است که یک طرف را می گیریم طرف دیگر را رها می کنیم. می گوییم امیر المؤمنین (علیه السلام) شمع بیت المال را خاموش کرد، اما آن طرف را نمی گوییم که سه بار به مالک اشتر گفت: مالک به کارگزاران ات برس و به آن ها پول بده. قاضی اگر پول نداشته باشد رشوه می گیرد. مأمور نیروی انتظامی اگر تأمین نباشد رشوه می گیرد. همان شخصی که امام صادق (علیه السلام) به او می گویند برو در تنور و شخص می رود، تعریف می کند رفتم خدمت حضرت صادق(علیه السلام) دمغ و گرفته بودم. حضرت گفتند مشکلی داری!؟ چرا (به اصطلاح ما) توهمی!؟ گفتم سِن مان بالا رفته اوضاع مان خوب نیست، زن نگرفتیم. الآن می-آمدم دیدم برده فروشی کنیزی آورده، دلم می خواست او را بخرم اما پول ندارشتم. حضرت فرمودند غصه نخور، درست می شود. فردا دیدم یکی از اصحاب آمد. کلیدی دست اش بود و گفت حضرت خانه-ای برای شما اجاره کرده و آن کنیز را هم برای شما خریده اند و در خانه است! این دینی است که به خورد و خوراک طرف هم فکر می کند . امیرالمؤمنین(علیه السلام) چهار سال و خرده ای که به 5 سال هم نرسید در کوفه حکومت کرد، باسختی و دعوا... القارات را نگاه کنید ببیند معاویه چه کرد! در همان 4 سال وچند ماه؟! امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمودند: در چنین وضعیتی هیچ کسی از شهروندان کوفه نیست مگر این که حداقل های زندگی، جرعه آبی که بنوشد، لقمه نانی که بخورد و شخصی که بالای سرش باشد در اختیارش هست. ما نمی توانیم بگویم این چیزها را کار نداریم، شما بیایید فقط نماز شب بخوانید! اتفاقاً ارزش و عظمت اسلام همین است که دین به همه این چیزها با هم فکر می کند، اگر می گویم درکار فرهنگی باید از اول تا آخر مخاطب را در نظر بگیریم، معنای اش این است. کشیش می گوید این جزو رعیت من است باید سراغ اش را بگیرم، احوال اش را بپرسم. کشیش آمد در روستا دید مردم دارند 2 ساعت می روند آب بیاورند. گفت چه کنیم؟ یک سال زحمت کشیدند لوله کشی کردند و آب را به روستا آورند؛ (مثل اردوهای جهادی) وقتی آب را در روستا آوردند زن ها را جمع کرد گفت قبلاً روزی 2 ساعت می رفتید آب بیاورید حالا از آن 2 ساعت، 1 ساعت به من بدهید تا من برای شما کتاب مقدس انجیل بخوانم.
 خیلی از چیزهایی که ما شعار می دهیم آن طرف دارند عمل می کنند!
 اگر قرار است من کار فرهنگی بکنم باید چشمم را باز کنم، این مخاطب چه نیازی دارد، چه مسئله ای دارد، من چگونه می توانم ارتباط برقرار کنم. امام موسی صدر یک سخنرانی دارد که خواهش می کنم بروید سخنرانی امام موسی صدر در دار التبلیغ قم را ببینید. می گویند اولین بار 6 خانم راهبه مسیحی رفتند آفریقا برای تبلیغ در یک منطقه ای و آدم خوارها آن ها را خوردند! سال بعد 12 نفر رفتند! من خودم کسی را دیدم که 3 تا دکترا دارد، 80 سال سن، اگر به او بگویید حجت الاسلام دکتر فلانی خیلی ذوق نمی کند! اما اگر بگویید پدر فلانی ذوق می کند! با این موقعیت کف کلیسا را تِی می کشد!
 فکر نکنیم همه دنیا فقط ماییم. خیلی از چیزهای که ما شعار می دهیم آن طرف دارند عمل می کنند. او در باطل خودش دارد کار می کند. امیر المؤمنین (عیله السلام) فرمود: شگفتا که این ها در باطل شان این قدر جدی هستند و شما در حق تان این قدر بی حال هستید! 4 تا نامزد اصولگرا تا روز آخر نمی توانند با هم کنار بیایند! 

 آن خانم جواب داد من وقتی مثلاً 6 ماه این جا کار می کنم اول کار طرف باور نمی-کند، روز دوم و سوم یواش یواش می بیند نه من دارم کار می کنم، بر می گردد از من می پرسد تو برای چی این کارها رو می کنی؟ روزی که از من این را بپرسند من می گویم عیسی مسیح به من گفته من بیایم به شما خدمت کنم! حالا ماها روز اول یک مجلس ختم می گیریم یک آخوند دعوت می کنیم که منبر برود. بعضی از این فامیل ممکن است در طول سال یک بار هم مسجد نیامده باشند. یکی مُرده توی رو در وایستی می می رویم در جلسه ختم. روحانی بعد از یک سال گوش مفت گیر آورده! این بیست دقیقه را از ولایت فقیه، از سیاست های جمهوری اسلامی در حوزه بالکان، از احکام غسل میت صحبت می کند و قرائت نماز را هم می خواهد درست کند!
 تیزر تلویزیونی قرار است احساس و عاطفه طرف را در گیر کند. در پوستر اطلاعات بدهیم، در بیلبور یادآوری کنیم. درکارت دعوت تاریخ و ساعت و جزییات را بگوییم، بعضی وقت ها می بینیم بیلبور در خیابان نصب کردند ساعت را ریز گوش اش نوشته اند! آن وقت طرف با 120 کیلومتر سرعت وسط اتوبان باید بایستد یادداشت کند!
 
امام زمان (عج) که تشریف بیاورند همین تلویزیون و تکنولوژی پیشرفته تر، پیام حضرت را به همه خواهد رساند. مثلاً می گویند پرده پشت سخنران باید آبی باشد، من بگویم نه خیر! من می خواهم زرد باشد. این حرف ها نیست. اگر بخواهم روزنامه درست کنم تیتر زدن در عالم ژورنالیست آدابی دارد. پوستر زدن، سخنرانی داشتن آدابی دارد، بنده الآن اگر جوری صحبت کنم که توجه شما جلب شود اثر می گذارد و گرنه اگر حتی بهترین ملائکه الهی هم پشت سر من باشند و من جوری صحبت کنم که شما خواب تان ببرد، این سخرانی نمی شود.
 ما باید با مبنای خودمان وارد شویم ...
 از آن طرف گاهی تفریط می شود، گاهی طرف می گوید شما نشستید حرف می زنید! اروپا را ببینید، دنیا را و عالم را گرفت، باید همان کار را کرد، نه خیر! اعتدال به این معناست که ما با مبنای خودمان وارد شویم و از آن ظرفیت هم استفاده کنیم. در قرآن فرمودند: از کسی که ما دل او را از یاد خودمان غافل کردیم اطاعت نکنید. کسی که از هوای نفسش پیروی می کند. در کار فرهنگی مبنای ما قرآن و حدیث است چون مأموریت داریم پس همه چیز بر طبق مأموریت تعریف می شود، بلا تکلیف نیستیم، ما با برنامه آمدیم، هدف مان تبلیغ دین و دعوت انسان ها به سمت خدا و ترویج ارزش هاست.
 امام صادق (علیه السلام) می فرمایند محبت و علاقه مردم را نسبت به خودتان و بعد نسبت به ما جلب کنید! هرگاه که توکار خوبی انجام بدهی می گویند این شیعه امام صادق است. جروا موده الناس الیکم و الینا.
 
ما نمی توانیم بگوییم به دنیا بیایید این جوری شوید. تعارف نداریم من به مخاطب امروز بگویم تو اگر از اسلام پیروی کنی چه می شوی؟ طرف می گوید بگویید من چه می شوم؟ نمی توانم بگویم شب اول قبر. بلکه باید در دنیا یک چیزی نشانش بدهم، مسیر اهل بیت و پیغمبر این بود، دنیا و آخرت با هم؛ ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخره حسنه؛ عظمت اسلام این است که می گوید من هر دو را با هم به شما می دهم، هم پل برای شما درست می کنم و هم بعد از آن پل، جایی شما را می برم که مسجدی باشد، نماز بخوانید، قیامت تان هم تامین شود. از آن طرف فقط پل درست کنند و آخرش هم فحشا باشد! ما نمی خواهیم، از این طرف هم یک جریانی چشم شان را می بندند و در قبر می خوابند و نماز می خوانند که آخرت شان تامین شود، می گوییم آن را هم نمی خواهیم! ما حد وسط هستیم، یعنی هم آن پل را درست می کنیم هم آخرت را تامین می کنیم.
 کسی که از هوای نفس اش پیروی می کند قرآن دستور داده از او پیروی نکنیم، نشانه اش هم این است که افراطی است، کسی که امروز چنان در مورد یک کاندیدا حرف می زند که انگار اگر به او رای ندادی قیامت ات نابود است، بعد می بینید فردای آن روز از یک کاندیدای مقابل و رقیب صد درصد دیروز حمایت می کند!

 قرآن کریم به ما حضرت ابراهیم(علیه السلام) را نشان می دهد که الگوی ما می شود. حضرت وقتی با آفتاب پرست، خورشید پرست و ماه پرست رو به رو می شود چه می کند؟ آیا گشت ارشاد راه می اندازند!؟ مناظره می گذارد بد و بیراه می گوید!؟ یا چماق بر می دارد!؟ می رود کنارشان می نشیند می گوید من هم با شما هستم، بعد که خورشید غروب کرد گفت: انی لا احب الافلین؛ من دنبال خدایی هستم که تمام نشود. ماه آمد رفت کنار ماه پرست ها گفت: من هم با شما هستم.
 اولین شرط در اثرگذاری فرهنگی ...
 اولین شرط در اثر گذاری فرهنگی احترام به طرف مقابل است، کسی که از ابتدا با بد زبانی با او شروع می کنیم هیچ گاه ارتباط برقرار نمی کند. قرآن کریم می گوید تعالوا الی کلمه سوابینناوبینکم؛ قرآن کریم می گوید: تو کافر لامذهب مگر نیستی؟ بیایید درمورد چیز مشترکی که بین ما هست، صحبت کنیم.
غربی ها قشنگی کارشان این است که کل اشتراک شان 10درصد است و روی همان مذاکره می کنند ولی ما (مسلمانان و حزب الهی ها) 90درصد با هم اشتراک داریم می گویم ببینیم آن ده در صد اختلاف کجا است!؟ و به این هم اکتفا نمی کنیم، دودمان هم دیگر را به باد می دهیم! هم دیگر را بی دین و لا مذهب و بی اعتقاد می کنیم.
 برای احترام به طرف مقابل راه های مختلفی وجود دارد از نگاه کردن، از مقابل بودن، از هم سطح بودن. حضرت علی (علیه السلام) وقتی رفتند پیش قاضی؛ تمام دعوایی که بود این بود که قاضی به حضرت گفت: یا اباالحسن، حضرت فرمودند که تو عدالت را رعایت نکردی! من را هم بدون لقب باید صدا می کردی! گاهی وقت ها با طرف جوری برخورد می کنیم که انگار فرد، کافر لامذهب و جهنمی است که هیچ شعور و فهم و درکی ندارد و حاضر شدیم منتی سرش بگذاریم همراهی اش کنیم به مسیر حق. این جور که نمی شود. حضرت ابراهیم(علیه السلام) با ماه پرستان بود، شب شد و ماه رفت حضرت فرمودند این هم تمام شد انی لا احب الافلین پس از آن که حجت اش را عرضه کرد فرمودند من دنبال خدایی هستم این چنین ... یامثلاً حضرت یوسف (علیه السلام) در قرآن.
 کسی به امام صادق (علیه السلام) گفت: من تاجرم و در بلد کفر زندگی می کنم رفقایم می گویند تو اگر در آن جا بمیری به آیین کفر مُردی. حضرت جواب ندادند، سوالی کردند، آیا آن جا که هستی به امر ما و مکتب ما ترویج می کنی؟ امر ما را احیا می کنی یا نه؟ گفت: بله؛ حضرت فرمودند این جا که هستی چه؟ گفت: نه، این جا کارهای اداری و معاملاتم را انجام می دهم و می روم. حضرت فرمودند: اگر آن جا بمیری در حالی مرده-ای که نور تو جلوتر از تو حرکت می کند و تو را به بهشت می برد!
 می گفت: « این مرد مرا زنده کرد ...»
 درمورد آسید مهدی قوام (از بزرگان تهران)
گفتند که دزد آمد خانه ایشان چیزهایی را جمع کرده بود داشت می رفت، که آسید مهدی کلید انداخت آمد داخل. دزد او را که دید هول کرد، ایشان از این که دزد ترسید ناراحت شد. گفت سر جدم ناراحت نشوید و نترسید! هیچ کاری باشما ندارم! پرسید ناهار خوردی!؟ دزد جواب داد نه، گفت زن و بچه ام نمی آیند خودمانیم، آب گوشت درست کردند و با هم خوردند. ناهار را که خوردند دزد آمد برود آسید مهدی قوام گفت این ها را هم ببر، دزد گفت آقا خجالت مان ندهید. گفتند ما چیزی که به کسی بدهیم پس نمی گیریم. فقط دم در آخر کار به دزد گفت: منِ پیرمرد چیزی به تو بگویم؛ تو جوانی، دزدی دلهره دارد نمی ارزد، این ها را به کسب و کار بزن، دزد هم رفت. یک گاری خرید و میوه فروشی کرد همیشه می آمد در خانه سید می گفت این جا قبله من است این مرد مرا زنده کرد.
 پیغمبر و اهل بیت (علیهم السلام) و من که این لباس را پوشیده ام و شما که آمدید، با مأموریت، کار دینی فرهنگی و ترویجی و تبلیغی کنیم.
ما آمدیم مردم را درست کنیم یا خراب کنیم؟ ما با انسان طرفیم با ساختمان طرف نیستم. درست کردن زحمت دارد، خراب کردن خرج اش یک بمب و تی اِن تی است. نباید انتظار داشت نیم ساعته همه چیز درست شود، حضرت نوح(علیه السلام) کار فرهنگی می کردند، در نهصد سال عمرشان فقط بیست سی نفر، یا پنجاه نفر را هدایت کردند. نباید انتظار داشت یک دفعه اتفاقی بیفتد، اما اگر کار من الهی و با اخلاص باشد همان یک نفر هم به قول پیامبر از تمام آن چیزی که خورشید به آن تابیده ارزش اش بیشتر است.
کسی که ماه رمضان وسط روز روزه خواری علنی می کند بحث ما نیست. بحث ما کسی است که احیاناً در ماه رمضان یواشکی روزه خواری می کند، طبیعتاً باید احترام این شخص را نگه داشت. قرآن کریم می فرماید ولاتسبوالذین یدعون من دون الله اگر فحش بدهید طرف ناخودآگاه به اعتقادات شما بدو بیراه می گوید. نباید به علاقه مندی های طرف مقابل توهین کرد.

 قصه ای از ادیسون هست که می گوید از موفقیت های ادیسون پرسیدند او جواب داد هر چه موفقیت دارم از مادرم است من چهار سالم بود رفتم در قفس مرغ ها و روی تخم مرغی نشستم تا جوجه شود. مادرم دوساعت دنبال من گشت من را پیدا نکرد آمد و دید من آن جا نشسته ام، گفت چه می کنی؟ گفتم که نشستم روی تخم مرغ! پرسید چرا؟ گفتم برای اینکه جوجه شود. او پاسخ داد: چه قدر جالب و آرام آرام با هم صحبت کردیم و مرغی آورد و دست مرا روی بدن مرغ گذاشت گفت دمای بدن مرغ و انسان فرق می کند و ... گفت اگر مادر من این گونه برخورد نمی کرد من هم یک بچه بودم مثل بقیه بچه ها.

 راحت ترین کار تخریب کردن است. یکی از مشکلات ما این است که سایت ها و سخنران ها همدیگر را خراب می کنند اما من آنچه که درست است را باید بگویم. البته ما در این جلسه خیلی راحت صحبت می کنیم بعد از این هم راحت صحبت می کنیم اما اگر برنامه تلویزیونی و یا هیئت چند هزار نفره باشد قصه فرق می کند. آنجا من باید کار خودم را انجام بدهم. مردم خودشان تشخیص می دهند اگر یک چادری به کسی توهین کرد، چادری دیگری هم هست که احترام ما را نگه می دارد. ما اگر کار خودمان را بدون تخریب انجام بدهیم در گذشت زمان اثر خودش را می گذارد.
 
شهید آوینی یک دور همه نوشته هایش را سوزانده، یک دور کتاب هایش را معدوم کرده! یک دور در جبهه ها کنار رزمنده ها بوده، خروجی آنها شده مثلاً کتاب آینه جادو. این است که با قدرت حرف می زند که باید ماهواره و ویدئو آزاد باشد این است که مبنا می دهد. ما اگر این ها را نخوانده باشیم نمی توانیم کار فرهنگی کنیم و این مطالعه و وقت گذاشتن می خواهد. توصیه کنیم همدیگر را به مطالعه و برای کتاب خواندن، کتاب به هم معرفی کنیم.

 والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 14 آبان 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

 

  حضور«مزدوران زر وُ زور وُ تزویر»در خاکسپاری معصومیت ...

 

 

Petar-Pismestrovic-Croatia

 در محاصره-ی داعش وَ آمریکا ...

 

Naji-Benaji-Morocco

 واکنش آمریکا به تروریسم داعش ...

 

Oguz-Gurel-Turkey

 

 جناره-ی نماد عدالت وَ صلح ...

 

Erdogan-Karayel-Turkey

 

 حمایت از حیوانات وَ نادیده-گرفتن مرگ معصومیت ...

 

Antonio-Rodriguez-Garcia-Mexico-(1)

 

 اشک ِ تمساح ِ نظام سلطه بر قربانیان ِ جنگ وُ تروریسم ...

 

Ghobad-Emamifard-Iran

 

 امواج خونین جنگ وُ ترور ...

 

Etienne-Moulron-France

 

 حضور«مزدوران زر وُ زور وُ تزویر»در خاکسپاری مرگ معصومیت ...

 

Aatefeh-Madani-Iran

 

 گریستن امواج ...

  زیرنویسی وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

نوشته شده در تاریخ شنبه 13 آبان 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

   شکم‌هایتان از حرام پر شده است!  

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 


 وبلاگ فدایی، غلامرضا ، خبرآنلاین:
  این جمله ای بود که امام حسین در روز عاشورا به دشمنان خود گفت. و این پس از آنی بود که هر چه نصیحت می کرد کسی به حرف او گوش نمی داد. باید ترسید از اینکه ما هم چنین شده باشیم!
اگر ما عزاداری برای امام حسین می کنیم به هوش باشیم که مورد خطاب وی نباشیم. اگر حرف ها اثر نمی کند و اگر پس از عزاداری همچنان به کار های نادرست مشغولیم پس بدانیم که وضعیتمان مطلوب نیست. آنوقت اگر خدای ناکرده چنین شود نسلی هم که از ما به جای ماند چیزی قابل توجه نخواهد شد.
 نوح پیمبر وقتی قوم خود را نفرین کرد گفت خدایا من اینها را نفرین می کنم از این رو که دیگر از این ها جز کافر و فاجر متولد نمی شود! خدا نکند فساد همه جا را بگیرد ...
هر از گاهی در کشور از اختلاس و دزدی های کلان بحث می شود که خبر آن بسیار برای مردم تکان دهنده و زجرآور است.
از بحث های انتخاباتی گرفته تا سخنرائی های مرسوم، آنقدر در آنها دم از فساد زده می شود که گوئی تار و پود کشور را گرفته است و این علامت بسیار خطرناک و ناامید کننده و واقعا هشدار دهنده است. البته گاهی هم پس از مردن سهراب نوشداروهایی از طرف قوه قضائیه می رسد که اثر چندانی ندارد و لذا خبر بعدی می بینی که این تفکر را تأیید کرد. مثال بارزش همین بابک زنجانی است که پیشین ها را از جمله شهرام جزائری و غیره را به فراموشی کشاند و یا دکل گمشده نفتی که معلوم نشد چه شد.
 اما آنچه مهم است این است که اگر بعضی ها با زد و بند ها و حقه بازی ها موفق به چنین دستبردهایی می شوند ولی آیا این به این معنا است که دیگران به طرق دیگر به اختلاس، تبانی و کم کاری و یا کم فروشی مشغول نیستند؟
در اخبار روز 17 مهر سال 96 از طرف سخنگوی قوه قضائیه گفته شد که یک نفر از چهارده بانک توانسته سه هزار میلیارد تومان تسهیلات بگیرد؟ آیا واقعا ممکن است؟ پس این مدیران عامل بانک خوابند و یا دستی در کار دارند؟
 خدا کند که چنین نباشد ولی گاهی اوقات بعضی خبرها در محافل کوچکتر آدم را نگران تر می کند.که اختلاس فقط رقم های بزرگ نیست وقتی کسی عادت به تخلف کرد به هر طریقی به خلاف دست می زند و گاهی با تبانی و با هر ترفند دیگری مقصودش را عملی می کند. به قول معروف آب نمی بیند والا شناگر قابلی است. از قدیم می گفتند که تخم مرغ دزدی به شتر دزدی می انجامد. و در این زمینه همچنانکه خانواده مقصر است دولتها تقصیر بیشتر دارند.
 اگر ز باغ رعیت ملک خورد سیبی برآورند غلامان او درخت از بیخ ...
 می توان به عنوان مثال مواردی را ذکر کرد:
* وقتی در هر معامله ای می توان با تبانی قیمت ها را دستکاری کرد،
* وقتی نان را با انواع ترفندها با قیمت های بیشتر می توان فروخت: با خشخاش بدون خشخاش، با کنجد، بدون کنجد، یک رو و یا دو رو، با سبزی و بدون سبزی، بزرگ و یا کوچک و انواع ترفند ها ...
* وقتی مایحتاج مردم را می شود احتکار کرد. مثلا با ایجاد بازار کاذب آن را به چند برابر می فروخت.
* وقتی که قولی به مردم می دهند و از حسن نظر مردم و اعتماد آنها سوء استفاده می کنند ...
* وقتی فضا فروشی و هوا فروشی و دریا فروشی و کوه و کمر فروشی باب می شود ...
* وقتی می توان درمناقصه ها تخلف کرد و با دستکاری آن چیزی را در آورد که منفعت طلبان می خواهند.
* زمانی که می توان از پورسانت استفاده کرد و یا زیر میزی را رواج داد.
* وقتی بازار سیاه درست می کنند و محصولی را با چند برابر قیمت می فروشند! ...
* وقتی شرائط زندگی عده ای را سخت می کنند که فرد حاضر شود همه چیز حتی آبرو و کرامت انسانی خود را در پای نامردمان قربانی کند و محتاج شود ...
* وقتی می توان بازار را آشفته کرد و دلالی را رونق داد و به جای قیمت واقعی با بازار سازی قیمت کاذب درست کرد، معلوم است چه کسانی بهره می برند. در یکی از مراکز مهم شنیدم که نسخه ای را کارشناسان 500 میلیون تومان قیمت گذاری کرده اند ولی مسئولان گفته اند نه آقا دو میلیارد و خورده ای می ارزد و آن را با این قیمت بالا خریده اند!
* نتیجه این می شود که بعضی کارخانه ها رابه ثمن بخس به بعضی دانه درشت ها واگذار می کنند.
 این ها مسائلی است که برای آن می توان مصادیقی ذکر کرد ولی به ناچار باید در لفافه گفت.
دزدی و دغلی هزار و یک برنامه دارد که اگر ناصالحان حاکم شوند راهها فراوان است.
اگر کارمندان نا اهل باشند می توانند زمینه سوء استفاده و ارتشا را فراهم کنند. بعضی کار را از طریق عادی انجام نمی دهند و با استنادهای واهی به بند ها و تبصره ها که گاهی اوقات کم هم نیست جلوی کار را می گیرند و مراجعه کننده را وادار می کنند تا برای پیشبرد کارش به راه غیر مشروع متوسل شود و چه بسا خود همین فرد هم در باند باشد.
در بسیاری از موارد شنیده می شود که کسی که گزارش می کند بعد او را در یک موقعیت بعدی بیچاره می کنند تا دفعه دیگر هوس چنین کاری نکند!! خدا بخیر کناد! ...
 راه چاره: شفافیت در اطلاع رسانی بدون هرگونه مجامله
 نظارت مردمی و گوش به زنگ بودن مسئولان صالح بالاتر و پیگیری و تحقیق و نه توجیه و لاپوشانی و نه تنبیه گزارشگر صالح و بینوا!
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


برچسب ها: فساد اقتصادی، اختلاس، کلاهبرداری، خیانت به بیت المال،

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 11 آبان 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  آسوده بخواب ، ما همچنان ایستاده-ایم ... 

 

Yaser-Ahmad-Syria

 آمارگیری حیوانات پناهنده! ... 

 

 

Saeid Sadeghi Iran

 

 بشر فراموش شده در دنیا ...

 

Shahram-Shirzadi-Iran

 

 صد رحمت به مُروت حیوانات! ...

Soleiman-Mamrahimi-Iran

 

 قلب فرشته-ی مرگ هم به درد آمده! ...


Bahram-Tadayon-Iran

 

 این هم از مجسمه آزادی نوین! ... 

 

Alireza-Pakdel-Iran

 جشن جلادان ، خون-آشامان ِ عطش-زده! ... 

 

Reza-Jangi-Iran

 آسوده بخواب ... ما همچنان ایستاده-ایم ... 

 

Tjeerd-Royaards-Netherlands

 ساعت شنی ِ قربانیان ِ نظام سُلطه ... 

 

  زیرنویسی ، وََ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 10 آبان 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  صادق زیباکلام: آقای رئیس‌جمهور مطالبات مردم را فراموش کرده‌اید!؟ ...  

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 

http://s9.picofile.com/file/8310666000/ROH8NY_L8R3J8NY_ET_TEH8D_1.jpg

 

 صادق زیباکلام استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران نامه سرگشاده ای خطاب به حسن روحانی رئیس جمهوری منتشر کرد. به گزارش عصرایران، متن این نامه به نقل از روزنامه شرق به این شرح است :
 سرور ارجمند، جناب دکتر حسن روحانی 
 رئیس‌جمهور اسلامی ایران دامت اقباله 
 با سلام و تحیات،
با اینکه از پیروزی درخشان شما در انتخابات پنج ماه بیشتر نمی‌گذرد، مع‌الأسف آثار ناامیدی در میان حامیان شما ظاهر شده. نارضایتی که چندان هم به نظر نمی‌رسد اهمیتی برایتان داشته باشد. در نظام ما مردم و خواسته‌هایشان به هنگام انتخابات تکریم می‌شوند و بعد هم فراموش. به نظرمی رسد انتخابات در ایران بیشتر مانوری تبلیغاتی است برای به نمایش گذاردن پشتیبانی مردم از نظام تا توجه به مطالبات آن‌ها. آمار مشارکت را باافتخار بر سر آمریکا می‌کوبیم و بعد هم کماکان همان سیاست‌های نامطلوب گذشته ادامه می‌یابند.
 انتظارات و امیدهایی که در انتخابات نسبت به شما به وجود آمده بود به نظر نمی‌رسد که دیگر اهمیتی برایتان داشته باشند. برعکس جلب رضایت اصحاب قدرت برایتان مطرح است. برخی این تغییر فاحش را مرتبط با بازداشت ۲۴ساعته برادرتان می‌دانند. عده‌ای هم آن را به‌پای محافظه‌کاری ذاتی‌تان و پرهیز از تغییر می‌دانند. انتخابات سبب شد تا موقتاً مجبور شوید ردای ترقی‌خواهانه بر تن نمایید. حال که دیگر به رأی مردم نیازی ندارید، دلیلی هم ندارد که همچنان رخت و لباس ترقی‌خواهانه تنتان باشد.
 بنده
اما تصورمی کنم که جنابعالی وارد تعاملی با اصولگرایان شده‌اید. آن‌ها در مجلس و مراکز قدرت و شاید هم در آینده در خبرگان از جنابعالی حمایت خواهند نمود و شما هم خواسته‌های ترقی‌خواهانه بدنه اجتماعی که شما را راهی پاستور کردند را خیلی جدی نگیرید و در انتخابات ریاست جمهوری۱۴۰۰ هم از جناب دکتر علی لاریجانی حمایت نمایید.
 جناب آقای دکتر روحانی، اگر به‌راستی وارد تعاملی با اصولگرایان شده باشید، هم شما و هم آنان سخت در اشتباهید. سرخوردگی از عملکرد شما زمینه را نه برای آقای دکتر علی لاریجانی و نه برای هیچ اصولگرای دیگری مهیا نخواهد کرد. بلکه راه را برای ظهور یک پوپولیسم دیگری همچون تیر۸۴ مهیا خواهد کرد. با این تفاوت که مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی دیگر وجود ندارد تا پوپولیسم سال۱۴۰۰ وی را به‌عنوان سمبل اشرافیت به‌پای توده‌های محروم بیفکند. اتفاقاً نامزد پوپولیست۱۴۰۰جنابعالی، اصولگرایان میانه‌رو ازجمله برادران لاریجانی را مسبب فقر و فلاکت توده‌های محروم هدف قرار خواهد داد؛ دقیقاً همان موجی که آقای احمدی‌نژاد سال ۸۴علیه مرحوم هاشمی به راه انداخت.
 اصلاح‌طلبان چیزی ندارند که راست افراطی از آن‌ها بستاند؛ اما هزینه‌های سنگین را حضرت‌عالی و شرکای اصولگرایتان متحمل خواهید شد. در جنبش اعتراضی سال۸۸ عمدتاً جوانان و دانشجویان همراه اقشار و لایه‌های تحصیل‌کرده بالنسبه مرفه‌تر شهرنشین شرکت داشتند. اقشار و لایه‌های کم‌درآمدتر در آن اعتراضات شرکتی نداشتند؛ اما خراب شدن وضع اقتصادی کشور از ۸۸ به این‌سو و اینکه آثار بهبودی هم به چشم نمی‌خورد بیشترین فشارش را بر روی این اقشار گذارده.
برآورده نشدن مطالبات سیاسی و اجتماعی به کنار، تداوم وضعیت خراب اقتصادی کشور و اینکه نوری در انتهای تونل اقتصادی به چشم نمی‌خورد این بار ممکن است اقشار کم‌درآمد را هم وارد اعتراضات اجتماعی نماید. اگر زبانم لال چنین شود، تصور نفرمایید به توان به سهولت سال۸۸ آن را جمع نمود.
 ایام به کام باد
 نهم آبان یک هزار و سیصد و نودوشش

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


برچسب ها: حسن روحانی، وعده-های انتخاباتی، تعامل با اصولگرایان، علی لاریجانی، پوپولیسم، اصلاح‌طلبان، مطالبات مردم،

(تعداد کل صفحات:119)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  




درباره وبلاگ




گر در طلب لقمه نانی،
نانی /
گر در طلب گوهر كانی،
كانی /
این نكته رمز اگر بدانی،
دانی /
هر چیز كه اندر پی آنی،
آنی ...

مـــولانـــا


امام خمینی:

همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. /

باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :