تبلیغات






http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg
http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg








امام خمینی: همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند.

/ باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

وقتی خـــدا غـریـبـــه-ست، آدم شـدن مـحـالـه ...



وقتی خـــدا غـریـبـــه-ست، آدم شـدن مـحـالـه ...

با مردم بودن قریحه-ی ادبی وَ هنری را بیشتر رشد مـیـدهـد ...






نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 6 بهمن 1395 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

 چرا برای دریافت خبر حتی معتقدان نظام به رسانه‌های خارجی رجوع میکنند؟! ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  


صادق زیباکلام در روزنامه اعتماد نوشت:با هر نگاه و رویکردی که به عملکرد و موضع‌گیری‌های صدا و سیما نسبت به دولت یازدهم بنگریم از این واقعیت تلخ نمی‌توانیم بگریزیم که این رسانه عملا ظرف سه سال و نیم گذشته تنها چیزی که در قبال دولت حسن روحانی نداشته «بی‌طرفی» بوده است.
آفتاب‌‌نیوز : صد البته كه هیچكس نمی‌خواهد صدا و سیما بی‌طرف باشد و هیچكس هم اعتقاد ندارد كه صدا و سیما مكلف به بی‌طرفی است. به هر حال كسانی كه در صدا و سیما هستند، كسانی كه مسوول خبر هستند، كسانی كه مسوول تحلیل‌های سیاسی هستند و كسانی كه مسوول تهیه برنامه‌های سیاسی هستند، هرقدر هم كه ادعای بی‌طرفی داشته باشند به هر حال دارای افكار، عقاید و موضع‌گیری‌های خاص سیاسی خود هستند. بنابراین هیچكس از صدا و سیما انتظار بی‌طرفی ندارد، چه در مورد دولت آقای روحانی و چه در مورد هر دولت دیگری.
اما آنچه حداقل انصاف حكم می‌كند داشتن ذره‌ای تعهد و یك حداقلی از عدالت است. بنده به هیچ روی اعتقادی به اینكه صدا و سیما موظف است رعایت بی‌طرفی كند ندارم. چون همان‌طور كه گفتم به هر حال مسوولان صدا و سیما دارای گرایش‌های سیاسی خاص خود هستند. اما آنچه انتظار دارم رعایت حداقلی از عقل و انصاف در نگاه به دولت یازدهم است و متاسفانه نداشتن همین حداقل انصاف بوده كه باعث آزردگی خاطر بسیاری می‌شود. فی‌الواقع درست‌تر و منصفانه‌تر بخواهیم بگوییم صدا و سیما به‌جای رعایت بی‌طرفی، در حقیقت نوك پیكان حملات اصولگرایان تندرو علیه دولت بوده است.
 هر كجا كه پای حمله به دولت به میان آمده، صدا و سیما جلودار، پرچم‌دار و علمدار بوده است. اگر در خصوص برجام بوده، صدا و سیما علمدار بوده و اگر در خصوص حقوق‌های نجومی بوده صدا و سیما علمدار بوده، وقتی انسان دقیق‌تر نگاه می‌كند، می‌بیند در این سه سال و نیم گذشته در حقیقت، در هر موردی كه حمله به دولت هدف بوده، همواره صدا و سیما خط‌شكن و جلودار بوده كه البته چندین نتیجه به بار آورده است. نخستین آن، توجه كسر قابل توجهی از ایرانیان بالاخص ایرانیان تحصیلكرده و جوانترها یعنی نسل‌های بعد از انقلاب، متولدین دهه‌های شصت و هفتاد به شبكه‌های فارسی زبان خارج از كشور، است.
 به بیان ساده‌تر آنقدر صدا و سیما یكسویه گزارشگری می‌كند و آنقدر صدا و سیما جانبداری می‌كند كه عملا هركس كه می‌خواهد بداند در دنیا چه خبر است، در منطقه چه خبر است و حتی در مملكت خودمان ایران چه خبر است ممكن است به شبكه‌های فارسی زبان خارجی پناه ببرد و این واقعا تاسف‌آور است كه بعد از ٣٧ سال كه از پیروزی انقلاب می‌گذرد به‌جای آنكه صدا و سیمای ما «ملی‌تر» شده باشد، به‌جای آنكه شبكه‌های فارسی‌زبان از اهمیت كمتری برخوردار شده باشند، متاسفانه و از قضا سركه انگبین صفرا فزود و امروز شبكه‌های فارسی زبان همانقدر در ایران نفوذ دارند و همانقدر برای ایران و مردم ایران از اعتبار برخوردارند كه در دوران انقلاب وقتی اندرو ویتلی، گزارشگر بی‌بی‌سی از تهران گزارش می‌داد.
حاصل دیگری كه عملكرد صدا و سیما داشته آن است كه آنقدر یكسویه، جانبدارانه و مغرضانه علیه دولت روحانی موضع‌گیری كرده كه اگر امروز حقیقتی را بگوید كه انتقادی و علیه دولت باشد هیچكس آن را باور نخواهد كرد و همه آن را خواهند زد به پای موضع‌گیری‌های خصمانه و غیرمنصفانه صدا و سیما علیه دولت روحانی.
آخرین فقره حملات صدا و سیما و موضع‌گیری‌های جانبدارانه آن علیه دولت در داستان برجام است. واقعیت آن است كه به‌جای در نظر گرفتن مصالح و منافع ملی، صدا و سیما همسو و هم جهت با تندروترین جریانات اصولگرا در تمام مدت قریب به دو سالی كه مذاكرات هسته‌ای در جریان بود، همسو و هم‌نوا با آنان علیه مذاكرات موضع‌گیری می‌كرد و از تیرماه ٩٤ كه توافق تاریخی هسته‌ای پس از دو سال مذاكره میان ایران و غرب به وجود آمد نیز مجددا همصدا با اصولگرایان تندرو و دلواپسان به مخالفت و رویارویی با برجام برخاسته است. هیچكس نمی‌گوید كه برجام بی‌عیب و نقص است، هیچكس نمی‌گوید كه مشكلاتی بر سر راه برجام وجود ندارد اما آیا آنچه كه صدا و سیما می‌گوید، حقیقت است؟ آیا موضع‌گیری‌های صدا و سیما علیه برجام نسبتی با واقعیت‌های موجود دارد؟ متاسفانه این روند باعث شده كه حتی كسانی كه به نظام پایبند هستند هم وقتی می‌خواهند بدانند كه در دنیا چه خبر است و در مملكت خودشان چه خبر است، متاسفانه به سمت و سوی شبكه‌های فارسی‌زبان می‌روند و این برای هر كشوری از جمله جمهوری اسلامی ایران یك فاجعه است.

 

 عکس، تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 4 بهمن 1395 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

  گـــل ِ صـداقـت ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

 

http://s9.picofile.com/file/8283562176/GOLD8NE_GOL_1.jpg

 

http://s2.picofile.com/file/8283562800/GOLD8NE_GOL_2.jpg

 

http://s5.picofile.com/file/8283563150/GOLD8NE_GOL_3.jpg

 


 دویست و پنجاه سال پیش از میلاد در چین باستان شاهزاده ای تصمیم به ازدواج گرفت. با مرد خردمندی مشورت کرد و تصمیم گرفت تمام دختران جوان منطقه را دعوت کند تا دختری سزاوار را انتخاب کند. وقتی خدمتکار پیر قصر ماجرا را شنید بشدت غمگین شد، چون دختر او مخفیانه عاشق شاهزاده بود، دخترش گفت او هم به آن مهمانی خواهد رفت. مادر گفت: تو شانسی نداری نه ثروتمندی و نه خیلی زیبا. دختر جواب داد : می دانم هرگز مرا انتخاب نمی کند ، اما فرصتی است که دست کم یک بار او را از نزدیک ببینم.
 روز موعود فرا رسید و شاهزاده به دختران گفت: به هر یک از شما دانه ای میدهم، کسی که بتواند در عرض شش ماه زیباترین گل را برای من بیاورد... ملکه آینده چین می شود. دختر پیرزن هم دانه را گرفت و در گلدانی کاشت.
 سه ماه گذشت و هیچ گلی سبز نشد ، دختر با باغبانان بسیاری صحبت کرد و راه گلکاری را به او آموختند، اما بی نتیجه بود ، گلی نرویید .
 روز ملاقات فرا رسید ، دختر با گلدان خالی اش منتظر ماند و دیگر دختران هر کدام گل بسیار زیبایی به رنگها و شکلهای مختلف در گلدان های خود داشتند . لحظه موعود فرا رسید. شاهزاده هر کدام از گلدان ها را با دقت بررسی کرد و در پایان اعلام کرد دختر خدمتکار همسر آینده او خواهد بود. همه اعتراض کردند که شاهزاده کسی را انتخاب کرده که در گلدانش هیچ گلی سبز نشده است. شاهزاده توضیح داد : این دختر تنها کسی است که گلی را به ثمر رسانده که او را سزاوار همسری امپراتور می کند : گل صداقت ... همه دانه هایی که به شما دادم عقیم بودند ، امکان نداشت گلی از آنها سبز شود!!!


« پائولو کوئلیو »
 

عکس، تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 4 بهمن 1395 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 
 

 

  از «هَـری پـاتـر» تا رواج «جن-گیری» ... 

 

http://s6.picofile.com/file/8283477176/HARY_P8TER_ARW8HE_SHEYT8NY_3.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8283478018/HARY_P8TER_ARW8HE_SHEYT8NY_2.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8283478342/HARY_P8TER_ARW8HE_SHEYT8NY_4.jpg

 

 سه دختر آمریکایی که در کار تسخیر ارواح و شیاطین هستند، با سفر به لندن در پی تسخیر ارواح خبیثه‌ای هستند که به گفته آنان با تکرار اوراد جادویی داستان‌های هری پاتر وارد زندگی انسان‌ها شده‌اند.
«برین لارسون» 18 ساله و دو خواهر 18 و 21 ساله‌اش «تس» و «ساوانا» با چمدانی پر از انجیل و آب مقدس به لندن آمده‌اند و قصد دارند ارواح خبیثه را از این شهر دور کنند.
به عقیده آنها کتاب‌های هری پاتر دنیا را به فساد کشیده‌اند. این سه دختر کشیش جن‌گیر آمریکایی همچنین بریتانیا را سرچشمه فعالیت‌های سرّی می‌دانند که ریشه‌های آن به دوران زندگی کفار در این سرزمین برمی‌گردد.
به نوشته روزنامه انگلیسی دیلی‌میل، ساوانا در این باره می‌گوید: «این اوراد جادویی چندین قرن سابقه دارند، ولی به نظر من با کتاب‌های هری پاتر به اوج رسیده‌اند.»
تس نیز می‌افزاید: «اورادی که در کتاب‌های هری پاتر می‌خوانید ساختگی نیستند. این اوراد واقعی‌اند و از عقاید جادوگران گرفته شده‌اند.»

 با تشکر از وبلاگ «فلانی»

 

عکس، تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 3 بهمن 1395 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 
 

 آلت دست وَ نوکر ملکه-ی انگلیس؟! ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

 

 زیباکلام در آغاز سخنرانی تقریبا نیم‌ساعته خود به زبان انگلیسی گفت، به نظر من  مهم‌ترین مسئله امروز ایران بحران هویت است که نسل جوان دارد تجربه می‌کند. وی افزود: زمانی که نسل ما ۳۷ سال پیش انقلاب کرد می‌دانستیم که چه می‌خواهیم و عمیقاً فکر می‌کردیم که  می‌توانیم آینده را بنا کنیم. باورمان این بود که اسلام  یک سیستم سیاسی دارد و پاسخگوی همه مسائل ازجمله مشکلات اقتصادی خواهد بود. همه ما چه ملی‌گرا چه هوادار (امام) خمینی  چه کمتر مذهبی و چه بیشتر مذهبی، همه فکر می‌کردیم که اسلام می‌تواند جایگزینی برای رژیم شاه باشد و  کشوری مانند ایران در قرن بیستم می‌تواند به‌درستی توسط اسلام اداره شود. وی ادامه داد: اکنون نسل‌های دوم و سوم بعد از انقلاب گیج و سردرگم هستند و مسلماً از بسیاری جهات سیستمی که در ایران جاافتاده به‌درستی کار نمی‌کند.

زیباکلام مهم‌ترین مسئله در ایران را دموکراسی و آینده آن در کشور توصیف کرد و گفت: «گذار به دموکراسی» در بطن تحولات سیاسی آینده ایران قرار دارد. این استاد دانشگاه تهران اذعان داشت که بسیاری از ایرانیان با او موافق نیستند و می‌گویند شما دارید همان اشتباهی را مرتکب می‌شوید که در دوران اصلاحات و زمانی که محمد خاتمی رئیس‌جمهور بود مرتکب شدید. آنان اصلاح‌طلبان را متهم می‌کنند که هیچ توجهی به اقتصاد نکردند و همّ و غم خود را مصروف  توسعه  سیاسی ساختند. آنان می‌گویند شما اکنون نیز روی تحولات سیاسی متمرکز هستید. صادق زیباکلام تأکید کرد که بااین‌همه او هیچ گزینه‌ای غیر از پرداختن به توسعه سیاسی سراغ ندارد.

زیباکلام  معتقد است فارغ از اینکه چه‌کارهایی برای اقتصاد انجام شود نمی‌توان انتظار تغییرات و یا اصلاحات عمده‌ای  را در عرصه اقتصاد کشور داشت و دلیل آن نیز سیاسی است. به گفته وی، روحانی در سه سال و نیمی که از عمر دولتش می‌گذرد در امور اقتصادی با ناکامی روبرو شده است. وی به‌طور نمونه به میزان بیکاری در کشور اشاره کرد و گفت: شمار  جوانان بیکار قبل از دولت روحانی بین ۵ تا ۶ میلیون نفر بود و به عقیده من این تعداد نه‌تنها کاهش نیافته بلکه افزایش نیز نشان داده است.  بااین‌همه وی گفت که نباید دولت روحانی را به خاطر مشکلات اقتصادی سرزنش کرد چراکه بخش بزرگی از اقتصاد کشور توسط نهادها و بنیادهایی اداره می‌شود که خارج از کنترل قوه مقننه و دولت منتخب مردم هستند.

زیباکلام اصلاح اقتصاد کشور را مستلزم اصلاحات سیاسی می‌داند تا دولت بتواند بر این نهادها و بنیادها کنترل داشته باشد.

زیباکلام اظهار داشت که در رابطه با مسئله  توسعه و تحول سیاسی دو مکتب فکری در ایران وجود دارد:
کسانی که می‌گویند هیچ امید واقع‌بینانه‌ای برای انجام اصلاحات در محدوده نظام کنونی وجود ندارد و قدم برداشتن در این راه اتلاف وقت است.

گروه دوم کسانی هستند مانند من که می‌گویند ما هیچ گزینه دیگری پیش رو نداریم به‌جز آنکه در راه اصلاحات گام برداریم هرچند این حرکت آهسته باشد.

 صادق زیباکلام  پیش‌بینی کرد که در صورت سرنگونی نظام کنونی ایران وضعیت به‌مراتب بدتر ازآنچه امروز هست خواهد شد و حتی شاهد وضعیتی بدتر از افغانستان، عراق و سوریه امروز خواهیم شد. به گفته وی، اگر درجه آزادی در ایران امروز ۱۰ تا ۱۲ واحد از حداکثر ۲۰ واحد باشد بعد از سرنگونی نظام، این میزان به ۲ تا ۳ واحد تقلیل خواهد یافت.

  زیباکلام  علت خوش‌بینی خود را به آینده کشور پیشرفت‌هایی در عرصه سیاسی و اجتماعی دانست که به گفته وی در این ۳۷ سال شاهدش بوده‌ایم. وی به‌طور نمونه به تعداد زندانیان سیاسی در پایان دوره شاه اشاره کرد و گفت در آن زمان که ایران ۳۰ تا ۳۲ میلیون نفر جمعیت داشت شمار زندانیان سیاسی حدود ۵۰۰۰ نفر بود اما اکنون‌که جمعیت کشور حدود ۸۰ میلیون نفر است شمار زندانیان سیاسی بیش از ۱۰۰ نفر هم نیست! وی گفت در سال ۱۳۵۷ که انقلاب شد ما در ایران روزنامه غیردولتی نداشتیم اما امروز حداقل ۶ روزنامه در ایران فعال‌اند ازجمله اعتماد و شرق که هیچ وابستگی دولتی ندارند‌. در همان سال انقلاب از ۱۰۰ هزار دانشجو در کشور تنها ۲۰ درصدشان مؤنث بودند حال‌آنکه امروز صاحب ۴ میلیون دانشجو هستیم که ۶۰ درصد آن‌ها زن هستند.

با همه این تفاصیل، زیباکلام اعتراف کرد که مشکل این است که بسیاری از جوانان ایرانی از ادامه راه اصلاحات حمایت نمی‌کنند و می‌گویند که ما خواهان تغییر اوضاع در حال حاضر هستیم، و افزود: پاسخ می‌دهم که من الآن هیچی برای شما ندارم جز آنکه باید به برداشتن گام‌های کوچک برای اصلاحات سیاسی ادامه دهیم.

در بخش پرسش و پاسخ، «حمید سبی» فعال حقوق بشر مقیم لندن  از زیباکلام در مورد کشتارجمعی تابستان ۶۷ در زندان‌های ایران سؤال کرد و اینکه چگونه او می‌گوید که ایران شاهد پیشرفت‌های زیادی بوده است؟  زیباکلام اظهار داشت که به‌جز آقای پورمحمدی وزیر دادگستری کنونی و یکی از ۳ قاضی هیئت تصمیم‌گیرنده سرنوشت این زندانیان هیچ‌کس این اعدام‌ها را مورد تائید قرار نداده است و همین واقعیت که امروز افرادی هستند که علناً این کشتار را به پرسش گرفته‌اند خود نشانه‌ای از پیشرفت سیاسی در ایران است.

در فرصتی که برای گفتگو با صادق زیباکلام به دست آوردم به وی یادآور شدم که اظهارات او در مناظره‌هایی که با برخی از معممین در صداوسیمای جمهوری اسلامی داشته بیشتر به گفته‌های یک چهره مخالف  حکومت شباهت داشته تا آنچه امروز در پارلمان بریتانیا بیان کرد و بعد از او پرسیدم آیا مجبور بوده که نطق امروز خود را قبلاً به وزارت اطلاعات در تهران نشان بدهد؟

زیباکلام گفت‌: آقای فرهودی، من نطقم را به هیچ‌کس در تهران نشان ندادم و صادقانه بگویم که خیلی مطمئن نبودم که در فرودگاه امام خمینی به من اجازه پرواز داده شود‌. بعد از گذشتن از موانع و همین‌که کسی مانع از سفرم نشد تکست مسج‌هایی به چند نفر فرستادم و گفتم که نگران نباشند! البته به وزارت اطلاعات گفتم که این دعوت‌نامه برایم آمده و می‌خواهم بروم. هیچ‌کس اعتراضی نکرد.

من همچنین به آقای ظریف (وزیر امور خارجه) نامه نوشتم و گفتم که چنین دعوت‌نامه‌ای وجود دارد‌. شخصی از وزارت خارجه تماس گرفت و از من جزییاتی را در رابطه با دعوت‌کننده و موضوعات دیگر جویا شد. زیباکلام افزود بااین‌همه رسانه‌های متعلق به تندروها مرا مورد حمله قراردادند و گفتند که بله شما یک آلت دست و خدمتگزار ملکه الیزابت هستید و معلوم است که کسی غیر از شما را دعوت نمی‌کنند


 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 

نوشته شده در تاریخ شنبه 2 بهمن 1395 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 
 


  چرا فرار از پاسخگویی وَ قبول مسئولیت یک عادت شده؟! ... 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

 

http://s2.picofile.com/file/8283182126/AATASHSUZYE_S8XTEM8NE_PEL8SKO_1.jpg

 

http://s1.picofile.com/file/8283182442/AATASHSUZYE_S8XTEM8NE_PEL8SKO_3.jpg

 

http://s1.picofile.com/file/8283182842/AATASHSUZYE_S8XTEM8NE_PEL8SKO_2.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8283183176/AATASHSUZYE_S8XTEM8NE_PEL8SKO_4.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8283183526/AATASHSUZYE_S8XTEM8NE_PEL8SKO_5.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8283183968/AATASHSUZYE_S8XTEM8NE_PEL8SKO_6.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8283184284/AATASHSUZYE_S8XTEM8NE_PEL8SKO_7.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8283184676/AATASHSUZYE_S8XTEM8NE_PEL8SKO_8.jpg

 

 آفتاب‌‌نیوز : کامبیز نوروزی حقوقدان در یادداشتی که در کانال اجتماعی خود نوشت و نسخه ای از آن بدست ایلنا رسیده نوشته است:
 با وقوع فاجعه پلاسکو ، عوامل شهرداری تهران و رئیس شورای شهر تهران ، برای اثبات عدم مسئولیت و تقصیرشهردار و شهرداری تهران مرتباً تبلیغ می کنند که شهرداری در چندسال اخیر ، مثلاً ۱۴ بار به این ساختمان اخطار ایمنی داده است .
فرضاً که این ادعا درست باشد ، اما مشکلی را از شهرداری تهران حل نمی کند ؟ اخطاری که به حرکت عملی منتهی نشود هیچ ارزشی ندارد و نمی تواند رافع مسئولیت شهرداری باشد ، بلکه ناخواسته به معنای اقرار به مسئولیت شهرداری تهران در این فاجعه است. زیرا اولاً ؛ این اخطارها به این معناست که شهرداری تهران به خطرات مهلک ناشی از عدم رعایت ضوابط ایمنی کاملاً آگاهی داشته است ثانیاً ؛ این را هم حتماً می دانسته یا باید می دانسته که ابعاد و حجم ساختمان پلاسکو به میزانی بود که حوادث آن می توانست به فاجعه شهری بدل شود، که شد .
 ثالثاً ؛ با همه اینها
شهرداری به دادن اخطارهای خشک و خالی بسنده کرده و هیچ اقدام عملی مؤثری برای استفاده از اختیارات خود (مثلاً بند ۱۴ ماده ۵۵ قانون شهرداری) برای اجرای ضوابط ایمنی در ساختمان پلاسکو و رفع خطر از آن به عمل نیاورده است ، که اگر کرده بود فاجعه به اینجا نمی رسید که شاهد شهادت آتش نشانان شجاع و از بین رفتن ساختمان و سوختن ۱۵۰۰ میلیارد تومان (حدود ۵۰۰ میلیون دلار)سرمایه این مملکت و به ریختن بازار و مشکلات اقتصادی بی شمار برای کسبه این ساختمان باشیم .
 رابعاً ؛
کمترین کاری که شهرداری می توانست توسط مأموران خود و رأساً به دلیل عدم ایمنی ساختمان پلاسکو انجام دهد ، تعطیلی و جلوگیری از فعالیت آن بود ، که نکردند.
 خامساً ؛ حال اگر باشند که اقدام عملی توسط خود شهرداری به دلیل مشکلات ساکنین دشوار یا ناممکن بوده ، در واقع به ناتوانی و ضعف خود در مدیریت شهر و پیشگیری از بروز فاجعه اذعان کرده اند .
 خلاصه آنکه وقتی می گویند عدم ایمنی ساختمان پلاسکو را اخطار دادیم ، یعنی از آنها کاملاً آگاهی داشتند . وقتی آگاهی داشتند یعنی باید اقدام عملی برای پیشگیری می کردند، وقتی نکرده اند یعنی کوتاهی کرده وبه وظایف خود عمل نکرده اند . این یعنی مسئولیت در بروز فاجعه واز نظر حقوقی یعنی" تقصیر"  

 

عکس، تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 

نوشته شده در تاریخ جمعه 1 بهمن 1395 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

http://s6.picofile.com/file/8283068976/AAHANGAR.jpg

 

http://s1.picofile.com/file/8283069368/AAHANGARE_SON_NATY_8.jpg

 

http://s1.picofile.com/file/8283069784/AAHANGARE_SON_NATY_1.jpg

 

http://s1.picofile.com/file/8283069968/AAHANGARE_SON_NATY_2.jpg

 

http://s4.picofile.com/file/8283070276/AAHANGARE_SON_NATY_3.jpg

 

http://s1.picofile.com/file/8283070626/AAHANGARE_SON_NATY_6.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8283071076/AAHANGARE_SON_NATY_5.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8283071642/AAHANGARE_SON_NATY_7.jpg

 

 

خدا، آهنگر و فولاد!!! ...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

 

  «لاینل واترمن»، داستان آهنگری را میگوید که پس از گذراندن جوانی پر شر و شور تصمیم گرفت روحش را وقف خدا کند. سا ها با علاقه کار کرد، به دیگران نیکی کرد، اما با تمام پرهیزگاری، چیزی درست به نظر نمی آمد. حتی مشکلاتش مدام بیشتر میشد. یک روز عصر، دوستی که به دیدنش آمده بود، از وضعیت دشوارش مطلع شد. گفت :" واقعاً عجیب است، درست بعد از اینکه تصمیم گرفتی مرد خداترسی شوی، زندگی ات بد تر شده. نمیخواهم ایمانت را ضعیف کنم، اما با وجود تمام تلاش هایت در مسیر روحانی، هیچ چیز بهتر نشده." آهنگر بلافاصله پاسخ نداد: او هم بار ها همین فکر را کرده بود و نفهمیده بود چه بر سر زندگی اش آمده. اما نمیخواست دوستش را بی پاسخ بگذارد، شروع کرد به حرف زدن، و سرانجام پاسخی را که میخواست یافت. این پاسخ آهنگر بود: "در این کارگاه، فولاد خام برایم میاورند و باید از آن شمشیری بسازم. میدانی چطور این کار را میکنم؟ اول تکه فولاد را به اندازه جهنم حرارت میدهم تا سرخ شود. بعد با بی رحمی، سنگین ترین پتک را بر میدارم و پشت سر هم به آن ضربه میزانم، تا اینکه فولاد، شکلی را بگیرد که میخواهم . بعد آن را در تشت آب سرد فرو میکنم، و تمام این کارگاه را بخار آب میگیرد. فولاد به خاطر این تغییر ناگهانی دما، ناله میکند و رنج میبرد. باید این کار را آنقدر تکرار کنم تا به شمشیر مورد نظرم دست یابم. یک بار کافی نیست"
 آهنگر مدتی سکوت کرد، سیگاری روشن کرد و ادامه داد: "گاهی فولادی که به دستم میرسد، نمیتواند تاب این عمل را بیاورد. حرارت، ضربات پتک و آب سرد، تمامش را ترک می اندازد. میدانم از این فولاد هرگز تیغه شمشیر مناسبی در نخواهد آمد". باز مکث کرد و بعد ادامه داد: "میدانم که خدا دارد مرا در آتش رنج فرو میبرد. ضربات پتکی را که زندگی بر من وارد کرده پذیرفته ام و گاهی به شدت احساس سرما میکنم انگار فولادی باشم که از آبدیده شدن رنج میبرد. اما تنها چیزی که میخواهم این است:
 خدای من، از کارت دست نکش، تا شکلی را که تو میخواهی، به خود بگیرم. با هر روشی که می پسندی، ادامه بده،هر مدت که لازم است، ادامه بده، اما هرگز مرا به کوه فولاد های بی فایده پرتاب نکن ...

 

عکس، تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 30 دی 1395 توسط عـبـــد عـا صـی

زبان آقا با همه بزرگترها متفاوت بود،‌ طوری که خوب متوجه می شدیم و در کنارشان احساس آرامش می کردیم.


جی پلاس ـ منصوره جاسبی: اتاق آقا[1] بود و کودکی و شیرینی های آن ایام. با اینکه ما بچه بودیم و کنجکاوی های کودکانه مان ما را مجبور به دست زدن به عینک، عصا، ساعت، قرص ها و سایر وسایل آقا می کرد اما هیچ وقت به یاد ندارم که با تندی، وسایل را از ما گرفته باشند.

عادتشان این بود که با ما می گفتند و می خندیدند و وقتی به وسایلشان دست می زدیم برایمان توضیح می دادند که مثلا ً‌این عینک است و برای این کار به درد می خورد. مثل بقیه بزرگترها نبودند و زبانشان برای ما قابل فهم بود طوری که در کنارشان احساس آرامش می کردیم.[2]

 
  1. امام خمینی (س).
  1. برگرفته از خاطره سید عماد طباطبایی.

 



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 29 دی 1395 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

  http://s1.picofile.com/file/8282887368/B3K8RYE_TAHS3LKARDEHAA_3.jpg

 

http://s2.picofile.com/file/8282887818/B3K8RYE_TAHS3LKARDEHAA_5.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8282888200/B3K8RYE_TAHS3LKARDEHAA_6.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8282888792/B3K8RYE_TAHS3LKARDEHAA_4.jpg

 

 و نداشتن این‌ها یعنی افسردگی، اعتیاد، وَ ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

 

   امروز آموزش و پروش ما دیپلم تربیت می‌کند، ‌اما چند درصد از آنان نوعی مهارت دارند که بعد از دیپلم وارد بازار کار شوند، به کسب و مهارتی برسند، ازدواج کنند، منتظر استخدام نباشند، از دولت توقع نداشته باشند و به خاطر آنکه از تحصیلاتش کام گرفته است،‌ به نظام علاقمند و از نظر روحیه جوانی بانشاط باشد؟

  نداشتن مهارت یعنی نداشتن شغل! و نداشتن شغل یعنی نداشتن درآمد، و نداشتن درآمد یعنی نداشتن همسر و فرزند و نشاط، و نداشتن این‌ها یعنی افسردگی، اعتیاد، توجه به فیلم‌ها و برنامه‌های فاسد، فاسد شدن و دیگران را فاسد کردن، بی‌اعتقادی به اسلام و نظام و ...

 امروز بسیاری از خروجی‌های دانشگاه‌ها نیز جز محفوظات و مدرک، هیچ مهارتی ندارند. و مدرک برای آن‌ها مانع کار است و جوانانی هستند پرتوقع و مطالبه‌گر و کسانی که بدون هیچ گونه تولیدی مصرف گرا و منتظر استخدام و کار دولتی هستند و حتی حاضر نیستند، مهارت‌های پدر خود را فرا بگیرند.

 انقلابی باید بشود که در آن خاک این باغچه عوض گردد. به تمام کتاب‌ها و درس‌ها نگاه کاربردی شود، نمره‌ها و مدارک، بر اساس مهارت‌ها ارائه گردد. (البته با حفظ بخش‌هایی از اطلاعات و محفوظات).

  اگر این خاک باغچه عوض نشود، و مهارت‌ها را به جای محفوظات نگذاریم و فقط به مدرک بسنده کنیم، هیچ دولتی مسأله‌ی اشتغال را نمی‌تواند حل کند.


  ادامه مطلب 

عکس، تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 27 دی 1395 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 
 

  چه کسانی از نگاه به «آینه» وحشت دارند؟ ...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

 

http://s8.picofile.com/file/8282664934/SH8HO_GEDAA_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8282684150/MARKAZE_XAR3D3_ARG_CENTER_TEHR8N_1.jpg

«مرکز خرید ارگ سنتر تهران» حاصل نگاه

 اشرافی وَ سرمایه-داری ِ کیست؟!

 

http://s9.picofile.com/file/8282685650/DARY8CHEH_XAL3JE_F8RS_TEHR8N_1.jpg

 

«دریاچه خلیج فارس در تهران» ؟! ...

 

http://s8.picofile.com/file/8282691034/Foodcort_TEHRAN_2.jpg

«فودکورت --- در تهران» ؟! ...

 

http://s8.picofile.com/file/8282691568/Foodcort_TAL8EE_4.jpg

«فودکورت --- در تهران» ؟! ...

 

http://s8.picofile.com/file/8282689984/Foodcort_L8LEHP8RK_TEHRAN_3.jpg

«فودکورت لاله پارک در تهران» ؟! ...

 

http://s8.picofile.com/file/8282690634/Foodcort_TEHR8N_1.jpg

«فودکورت --- در تهران» ؟! ...

 

 آفتاب‌‌نیوز :  سخنرانی‌های سعید جلیلی اگرچه یك‌سالی است مزین به كنایه به دولت روحانی است، محمدباقر قالیباف تازه دو، سه ماهی است بازی را شروع كرده و درست در ماه‌های نزدیك به انتخابات ریاست‌جمهوری، به هر بهانه‌ای به دولت نیش و كنایه می‌زند.
 به گزارش آفتاب‌نیوز؛ او هفته گذشته به بهانه
ماجرای گورخوابی در یادداشتی پر از طعنه به دولت حمله كرد و پنجشنبه گذشته هم نحوه مدیریت کشور را واداده توصیف كرد و گفت: «باید همانند دوران دفاع مقدس به جوانان خلاق اعتماد کنیم تا به مدیریت‌های خسته و بسته و به وادادگی پایان دهند». از سویی دیگر،
آخرین شماره ماهنامه همشهری ماه كه به‌تازگی منتشر شده، مزین به تصویری است كه توییتر خبرگزاری اصولگرای تسنیم از مفهوم آن رمزگشایی كرده است. تیتر مجله همشهری ماه كه متعلق به مجموعه شهرداری تهران است، «شاه و گدا» نام دارد و به نوشته تسنیم، دستی كه از تصویر بنز آبی روی جلد بیرون آمده و در حال كمك به كودك خیابانی است، متعلق به هاشمی‌رفسنجانی است. در توییت تسنیم آمده است: «بنز آبی #هاشمی، انگشتری که در انگشت کوچک اوست و آستین عبای قهوه‌ای بر جلد # همشهری ماه/چراغ قرمزی که عدد ۹۶ را نشان می‌دهد! #شاه_و_گدا»
 آغاز فعالیت‌انتخاباتی قالیباف با حمله به آیت‌الله هاشمی
 قالیباف در یادداشت هفته گذشته خود نوشته بود: «مسئولان باید این آسیب‌ها و معضلات را از نزدیک ببینند و با آنها زندگی و برای آنها چاره‌اندیشی کنند نه آنکه بعد از انتشار وسیع در فضای مجازی از نامه یک هنرمند از آن فجایع مانند گورخوابی مطلع شوند».
رقیب ناكام ِ روحانی در انتخابات سال ٩٢، با اشاره به اینكه این معضلات محصول نوع نگاه سرمایه‌داری و اشرافی در اداره جامعه است، گفته است: «این مدل مدیریت کشور آسیب‌ها و معضلات پنهانی نیز به همراه خود دارد که ضربات کاری‌تری بر پیکره این نظام وارد می‌کند. گزارش دیروز درباره بی‌خانمان‌هایی که در گورستان اطراف شهریار می‌خوابند، آن‌قدر تلخ و گزنده بود که فکر و ذهن هر هم‌وطنی را به خودش مشغول می‌کند. مردم ما حق دارند که مسئولان خود را در این زمینه بازخواست کنند و مسئولان باید شرمگین وجود چنین حقایقی در جامعه باشند».
 
قالیباف در ادامه یادداشت خود مدیریت كشور را محصول نگاه اشرافی دانسته است. درحالی‌كه فودكورت‌ها، هایپرها، مجتمع‌های تجاری- خدماتی تفریحی چندمنظوره (به‌اصطلاح مال) متعلق به فرهنگ مصرفی- سرمایه‌داری آمریكا، در دوران ١٢ساله ریاست قالیباف در شهر تهران سر برآورده‌اند و از سویی دیگر، در این سال‌ها بر تعداد كودكان خیابانی و كارتن‌خواب‌ها در شهر تهران افزوده شده؛ اما قالیباف در همان یادداشت خود نوشته بود: «قطعا این معضلات محصول نوع نگاه سرمایه‌داری و اشرافی در اداره کشور و جامعه است؛ گورخوابی بخش عریان و عیان این معضلات است و این مدل مدیریت کشور، آسیب‌ها و معضلات پنهانی نیز به همراه خود دارد که ضربات کاری‌تری بر پیکره این نظام وارد می‌کند. سوءاستفاده از درد مردم در دعواهای سیاسی، ظلم است؛ اما سخن‌نگفتن و ریشه‌یابی‌نکردن این معضلات هم صرفا با بهانه برچسب سیاسی‌زدن، ظلم دیگری است. با همه توان تلاش کنیم تا مردم‌داری را جایگزین سرمایه‌داری کنیم»(!!! ...).
 راه‌اندازی ستادهای قالیباف
 پیش از این هم «علی دورانی» رئیس ستاد انتخابات جمعیت پیشرفت و عدالت از تشکل‌های حامی قالیباف با اعلام راه‌اندازی ستادهای ۲۲گانه تهران، گفته بود: «درست است که این جمعیت ارتباط تشکیلاتی با قالیباف ندارد؛ اما او به‌عنوان پدر معنوی این جبهه است و سعی می‌کنیم گفتمان او را در جامعه ترویج و پیگیری کنیم». او با بیان اینکه اکنون تمرکز ما روی انتخابات شورای شهر تهران است، به «ایلنا» گفته بود: «درحال‌حاضر روی کلان‌شهر تهران تمرکز شده است. محور دوم، فعالیت تعیین مصادیقی است که مورد حمایت جبهه قرار می‌گیرند و در این راستا لایه‌های اجتماعی متصل به جبهه خود را معرفی می‌کنیم». او ادامه داد: «ستادهای انتخاباتی این جبهه فعالیت خود را آغاز کرده و اکنون در دو محور اصلی تعیین مصادیق و راه‌اندازی ستاد‌ها فعالیت می‌کند». او همچنین افزود: «در صورت ورود قالیباف به انتخابات از او حمایت می‌کنیم». دورانی با بیان اینکه اولویت قالیباف ورود به انتخابات نیست، تأکید کرد: «اگر نیروهای انقلاب تشخیص دهند و تأکید برای ورود شهردار تهران به انتخابات ریاست‌جمهوری داشته باشند، در شرایطی که نیروهای دیگر نتوانند ورود کنند، قالیباف موظف است به این عرصه وارد شود».
منبع: شرق

 

عکس، تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 27 دی 1395 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

  مصلحت شمشیری (از واژه-های تبدار)  

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

 

 ((( «واژه هـــ ـای تبـــ دار» نام وبلاگی-ست با عنوان وَ لینک فوق، که مطلب ذیل را نگاشته وَ منتشر کرده است. گویا ایشان «سخنگو وَ تحلیلگر خاص ِ مقام معظم رهبری هستند»!!! ...   خواندن وَ قضاوت مطلب با شماست؛ بقول معروف اگر در خانه کس است، یک حرف بس است. _ عـبـــد عـا صـی ))).

 این چند روزه بعد از فوت آقای هاشمی برخی چنان وارد جاده ناکجا آباد قضاوت و بیراهه شدند و با سرعت به بیراهه میروند که گویی نزدیکه سرشان محکم به تابلو اینجا بن بسته بخورد. رفتارهایی عجیب و غریب، این دو روزه از مصلحت ،اشتری ساختند وسوارش شدند و از مصلحت، شمشیری ساختند و با آن سر حق و حقیقت را بریدند ، حضرت آقا بنا بر مصلحتی و برای رفع فتنه ی عده ای فتنه گر که آماده بودند پیراهن عثمان را علم کنند و شهید سازی از مرحوم هاشمی کنند، صلاح دیدند برپیکر ایشان نماز بخوانند و برای فوت ایشان هم تسلیت نامه دادند ولی هرگز حق رو با باطل در هم نیامیختند.
آقا صرفا بخاطر دفع فتنه ها در پیامشون از نقاط منفی بزرگ هاشمی خود داری کردند و صرفا به بیان گذشته ی ایشون پرداختند و اتفاقا با زیرکی تمام مطالب را طوری فرمودند که هر انسان بصیری کنایه های غیر مستقیم آن کلام را متوجه می شد .اما نمیدانم یه عده که در صدرآنها صدا و سیماست چرا اینطور این مصلحت رو وسیله جولان آدم هایی قرار دادند که خودشون متهم به سازشکاریند . با این رفتارهای عجیب سیما جز اینکه ما به تذبذب و دم دمی مزاجی بودن و دروغگویی متهم میشویم چیز دیگری هم حاصل میشود؟ مصلحت این بود که برای حفظ وحدت به گذشته انقلابی هاشمی اکتفا میشد نه اینکه از او قدّیسی بسازیم وعنوان کنیم (روح مطهر! هاشمی به اعلی علیین پیوست) یقینا هاشمی با انبیا الهی محشور است) ، (هاشمی هرگز از خط امام و رهبری خارج نشد) .. از ما سوال نمیشه اگر واقعا هاشمی اینطور بود پس چرا سالها اون رو به عنوان پدر خوانده فتنه ،مبدع اشرافیت، پدر اعتدال و سازش معرفی کردید؟
اگر فردا در برنامه ای از خون هایی که به دل حضرت آقا کرد یاد بشود مردم نمیگویند پس این حرفهای شما چه بود ؟ جالبتر این هست که به کسانی تریبون داده شد در این دو روز که با کلامشون هاشمی را مظلوم و نظام را متهم ، ظالم ،و فریبکار جلوه دادند. خیلی از دوستان میگویند نوجوانانشون که شناختی از هاشمی نداشتند این دو روز به دوگانگی رسیدند که واقعیت راجع به شخصیت هاشمی چه چیزی هست. ما متاسفانه وقتی که سراغ وحدت میرویم چون مبانی اسلام را نمیشناسیم حتی نمیدانیم مبنای وحدت چه هست ؟ آقا برای وحدت جامعه و جلوگیری از دو قطبی ، به مصلحت عمل کردند نه اینکه به دروغ تمسک کنند . تبدیل هاشمی به کسی که اصلا نه طرفدارانش باور دارند که اینطور بود نه حزب الهی ها میپذیرند،
کذب گویی نیست.؟ ایجاد وحدت از طریق غیر واقع گویی ؟؟؟؟ هاشمی الان در پیشگاه الهی پاسخ گوی اعمالش هست و دیگر فکر کنم وقت آن رسیده که مسئولین صداوسیما از خواب بیدار بشوند و صد قدم جلوتر از آقا حرکت نکنند.

22 دی 1395


 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 27 دی 1395 توسط عـبـــد عـا صـی
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 26 دی 1395 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

http://s9.picofile.com/file/8282461692/DELBASTEGY_ESHQ_1.jpg 

 

http://s9.picofile.com/file/8282461868/DELBASTEGY_ESHQ_2.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8282462068/DELBASTEGY_ESHQ_3.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8282462276/DELBASTEGY_ESHQ_4.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8282462426/V8BASTEGY_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8282462600/V8BASTEGY_2.jpg


 

  این دلبستگی-ست یا وابستگی ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

 

 حتما در زندگی شما پیش آمده که خودتان را بیش از حد به چیزی، شخصی یا جایی وابسته دیده اید و یا حس کرده اید به شخص یا چیزی آن قدر وابسته شده اید که ترک کردن آن برایتان امکان پذیر نباشد یا حتی فکرکردن به کنار گذاشتنش در شما ایجاد وحشت و هراس کند. صحبت از وابستگی بیمارگونه ای است که تعادل احساسی ما را رد زندگی از بین می برد و باعث نابودی اعتماد به نفس در فرد می شود.
در این مطلب به انواع وابستگی، عوارض و راهکارهای درمانی برای وابستگی ناسالم پرداخته ایم.
 چرا وابسته می شویم؟
شکست های ما یکی از مهم ترین علل وابستگی هستند. همه ما در ناخودآگاه مان از این که به تنهایی کافی و کامل نیستیم در عذابیم. گاهی فرد در دوران کودکی به این نتیجه می رسد که به تنهایی قادر به انجام کاری نیست و همواره به دیگران نیازمند است. چنین فردی در بزرگسالی نیز به این باور می رسد که برای بقا و ادامه زندگی وابسته به دیگران است و همواره به کمک دیگران نیازمند است. چنین باوری معمولا در نتیجه حمایت های بیش از حد والدین در دوران کودکی ایجاد می شود و سرچشمه شکل گیری شخصیت وابسته است.
این افراد خود را بسیار آسیب پذیر می دانند که مانند یک کودک همواره محتاج کمک و توجه دیگران هستند و به همین دلیل بسیار حساس و زودرنج اند.
 وابستگی چند نوع است؟
برای آشنایی بیشتر با عوارض ناشی از وابستگی ناسالم ضرورت دارد هم وابستگی سالم و هم وابستگی ناسالم تعریف شود تا با مقایسه آنها نسبت به موضوع اشراف نسبتا کاملی پیدا کنیم.
 وابستگی سالم: در وابستگی سالم، فرد در زمان مناسب و در صورت نیاز، مستقیما درخواست کمک می کند. در روابط با دیگران احساس امنیت، اعتماد و علاقه به میزان کافی وجود دارد. روابط سالم و در حد اعتدال بوده و هر یک از طرفین در رابطه برای دیگری ارزش و اهمیت قایل هستند. طرفین در عین حال که به نیازهای خود توجه دارند، حس محبت و همدلی را نیز از طرف مقابل خود دریغ نمی کنند و خویشتن حقیقی خود را فراموش نمی کنند.
 وابستگی ناسالم: در وابستگی ناسالم فرد سعی دارد طرف مقابل را تحت کنترل و نفوذ خود قرار دهد و به دلیل ترس از طرد شدن مانند یک قربانی هرگونه تحقیری را تحمل کند.
 بیماری وابستگی چه علامت هایی دارد؟
زمانی که ما آنچنان مجذوب کسی شده ایم که احساس می کنیم با نبودن او، ما نیز نابود می شویم، در این حالت دچار وابستگی بیمارگونه شده ایم. برای تجربه این وضعیت می توانیم به شخصی فکر کنیم که ما را اذیت می کند، ولی نمی توانیم آن را رها کنیم یا ارتباطی را تصور کنیم که ما را ناراحت می کند و عذاب می کشیم.
افراد وابسته تنهایی برایشان غیرقبال تحمل و ناامیدکننده است. اغلب این افراد در زندگیشان مسوولیت های اصلی را به دیگران می سپارند. این افراد به تصمیم ها و اعمال خود اعتماد ندارند و نیازمندند دایما در طول زندگی و کاردرستی اعمالشان از سوی دیگران تایید شود. فرد وابسته برای حفظ کردن افراد در کنار خود از هیچ کاری دریغ نمی کنند و حتی به اعمالی تحقیرآمیز و ناخوشایند دست می زنند.
افراد وابسته به محض جدایی از کسی که آن ها را حمایت کرده و تکیه گاه آن ها بوده است یا دچار افسردگی شده یا فورا خود را وارد رابطه دیگری می کنند تا حمایت های لازم را از طریق او کسب کنند و در چنین شرایطی احتمال ارتکاب اشتباه بسیار بالاست. فرد وابسته هنگام صحبت و بحث با دیگران حتی اگر با نظر طرف مقابل مخالف باشند او را تایید می کنند تا مبادا با ابراز مخالفت موجب ناراحتی و از دست دادن طرف مقابل شوند. افراد وابسته به شدت احساس نیاز به مراقبت دارند و از فرمانبربودن هراسی ندارند.
 انواع عوارض وابستگی ناسالم چیست؟
یک رابطه مخرب ناشی از وابستگی باعث می شود که همیشه وحشتی در شخص وجود داشته باشد که مبادا طرف مقابل او را تنها بگذارد یا به او دسترسی نداشته باشد. این افراد اغلب ناامید و اندوهگین اند. وابستگی عاطفی اعتماد به نفس را «تخریب می کند» و همیشه احساس خشم، تردید نسبت به خود، ترس از طردشدن، ترس از تنهایی، حس عدم امنیت، شرم، حقارت یا ترس از این که دیگران شما را دوست نداشته باشند یا از شما قدردانی نکنند وجود دارد.
فردی که از وابستگی عاطفی رنج می برد، فقط برای دیگران زندگی می کند و خودش را نادیده می گیرد. زمانی که با دوستانش است، خودش را فراموش می کند، زمانی که مشغول کاری می شود، خودش را تمام و کمال وقف آن کار می کند تا مورد پسند و قبول دیگران قرار گیرد و یا ذره ای از او قدردانی کند. در وابستگی، فرد شروع می کند به گدایی کردن توجه و در عمق وجود خود، احساس رضایت نمی کند و نیاز به تایید و تصویب دائمی از سوی دیگران دارد.
از مطالبه حق خود خجالت می کشد و به راحتی اظهار عقیده نمی کند، به دیگران محبت می کند تا رهایش نکنند. افراد وابسته در رابطه عاطفی اکثر مشکلات را متوجه خود می دانند و «نه» گفتن برای آن ها کابوس است چون احساس شایستگی نمی کند. روابط افراد وابسته به سمت کسانی که رابطه سالم دارند نمی رود بلکه به سوی افراد باج گیر جذب می شوند.
 ویژگی های وابستگی سالم چیست؟
در وابستگی سالم، کسی در دیگری حل نمی شود و رابطه سرشار از اعتماد، اطمینان، انعطاف پذیری و خالی از اضطراب، ناامنی، سوءظن و رفتار خصمانه است. وابستگی سالم وابستگی است که هیجان هایی که دو طرف نسبت به هم دارند معقول و منطقی است. فهم یکدیگر وجود دارد اما الزامی ندارد که دو طرف عین هم بفهمند. در وابستگی سالم احساس شایستگی در زندگی، شفافیت، تغییر و پیش بینی پذیری در طرفین وجود دارد.
 دلبستگی بهتر از وابستگی است
دلبستگی یعنی این که با آنچه در ارتباط قرار گرفته ایمو به آن عشق می روزیم یا دوستش داریم احساس وحدت و یگانگی کنیم و با وجود لذت شادمانی، سعادت و خوشی در آن، ما نیز خشنود شویم. در این حالت، بودن یا نبودن، او در کنار ما، احساس بسیار خوب یا بسیار بد به ما نمی دهد، بلکه وجود او باعث حس رضایت در درون ما می شود.
به عبارتی دیگر، با نبودن او باز هم احساس رضایت در ما باقی مانده و حال خوبمان را می توانیم حفظ کنیم. درواقع یک فرد بالغ قادر به تشخیص یک رابطه سالم میان خود و دیگران خواهدبود. او می تواند میان یک رابطه مبتنی بر ساختار صحیح و یک وابستگی افراطی و خاجر از تعادل را تشخیص دهد و خود را از گرفتار شدن در تله های چنین ارتباطی برهاند.
یادمان نرود بسیاری از افراد ممکن است در مقاطعی از زندگی خود دچار چنین ارتباطی شوند. این یک ایراد محسوب نمی شود. مهم این است که با مشاوره صحیح بتوانیم خود را از چنین ارتباطی برهانیم و یک رابطه متعادل با اطرافیانمان داشته باشیم.
9 راهکار برای از بین بردن وابستگی های مخرب
1- وابستگی ناسالم خود را بشناسید
آگاهی نسبت به وجود وابستگی، خود قدم بزرگی است که در این راه بر می دارید و با وجود همه مشکلاتی که دارید و همه ترس ها و نگرانی هایتان همواره روی پاهان خودتان می ایستید. شما قوی هستید و هم اکنون با استفاه از این آگاهی از وابستگی ترس هایتان را پشت سر می گذارید. همین شناخت است که به مدد آن دنیای شخصی بنا می نهید؛ دنیایی که در آن خودتان را دوست دارید و با خودتان در آرامش به سر خواهید برد.
2- دلایل وابستگی خود را پیدا کنید
تشویش ها، ترس ها و نرگانی ها و تمام چیزهایی که موجب عصبانیت، آزردگی و خشم شما می شوند را روی کاغذ بیاورید. این عمل باعث می شود تا چیزهایی که باعث ناراحتی شمامی شوند، فشار کمتری روی شما بیاورند. همچنین با این کار ذهنتان را رها می کنید و روشی است تا از طریق آن زباله های فکری تان را تخلیه کنید. این عمل مانع شکنجه های ذهنی شما می شود.
3- عزت نفس خود را بالا ببرید
وابستگی عاطفی همواره با عدم عزت نفس ارتباط دارد. در وابستگی های شدید احساسی، فرد خالی از عزت نفس بالا است. روی نکات مثبت و موفقیت هایتان تمرکز کنید. نه گفتن را یاد بگیرید. به خواسته هایتان توجه کنید. سعی نکنید خودتان را تغییر دهید. به نظر خودتان اهمیت دهید. در ذهنتان تصویر مثبتی از خود داشته باشید. از خودتان مواظبت کنید. انجام همه این کارها باعث می شود عزت نفس خود را بالا ببرید و به تدریج از وابستگی رهایی پیدا کنید.
وابستگی یا دلبستگی؟
4- اوقاتی را به تنهایی خودتان اختصاص دهید
به این مسئله فکر کنید که تنهایی نیز می تواند لذت بخش باشد! می توانید از این فرصت استفاده کنید و کارهای مورد علاقه تان را انجام دهید: کتاب خواندن، گوش دادن به موسیقی، ورزش کردن، یادگیری چیزهای جدید و یا کمک به افراد نیازمند. اگر تنها هستید، لحظات کوچکی که در تنهایی با خودتان می گذرانید، می توانند لحظات ناب شادی بخشی باشند.
5- از نبودن دیگران به وحشت نیفتید
برای آن که به طرز چشمگیری ترس و وحشت خود را از نبودن دیگران کاهش دهید، چشم هایتان را ببندید و نفس های عمیقی بکشید. درواقع، زمانی که تنفستان عمیق و طولانی باشد، فعالیت ذهنی تان کاهش می یابد و بدن آرام می شود. غیرممکن است زمانی که آرام و عمیق نفس می کشید، آرام شوید. با انجام این عمل متوجه خواهید شد که بعد از چند دقیقه، آرامش به شما بازخواهد گشت.
6- سعی نکنید نظر همه را جلب کنید
بدون آن که سعی کنید عشق و توجه دیگران را از دست بدهید، به دیگران «نه» بگویید و افکارتان را بیان کنید. شما نمی توانید مورد پسند همه مردم قرار بگیرید و همه را از خود راضی نگه دارید و این امری طبیعی است، پس حق دارید که تصمیم گیری کنید و آنچه را که می خواهید به وضوح بیان کنید.
7- احساس گناه نکنید
احساس گناه همانند دور باطل عمل می کند و اثر گلوله برف را دارد؛ در زمانی که اتفاق ناگواری می افتد از خود می رپسید که چرا چنین چیزی برایتان پیش آمده است و در نهایت متقاعد می شوید که مطمئنا کار بدی انجام داده اید و بعد در وجودتان به دنبال نقص ها و خطاهای خیالی می گردید و باز هم احساس گناه بیشتری می کنید. احساس گناه به طور پیوسته از شما یک گناهکار می سازد و بدون آنکه بتوانید این احساس را به یک خطای مشخص ربط دهید، دچار احساس مبهم گناه می شوید.
8- از افراد موفق الگوبرداری کنید
هنگامی که افرادی را مشاهده می کنید که علی رغم وابستگی های شدید خود توانسته اند بر مشکل خود غلبه کنند و زندگی شادی داشته باشند، شما نیز می توانید از آن ها الگوبرداری کنید و راهی را که آن ها رفته اند یاد بگیرید.
9- اهمیت نیازهای خود را بشناسید

نیازهای خود را بسیار مهم و غیرقابل اجتناب بدانید. وابستگی در بیشتر مواقع در نتیجه نادیده انگاشتن و اجتناب از خود در مورد نیازهای مهم بوجود می آید.

 

ماهنامه همشهری تندرستی - عطیه رضایی، روان شناس بالینی
 

عکس، تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 26 دی 1395 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s9.picofile.com/file/8282454350/AAHOO_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8282454634/OLAAQ_1.jpg


 

 اگه عشق سرش میشد با الاغی مثل من ازدواج نمیکرد! ...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

 

 آهو خیلی خوشکل بود. یه روز یه پری سراغش اومد و بهش گفت: آهو جان دوست داری شوهرت چه جور موجودی باشه؟
آهو گفت: من خواستگارای زیادی دارم که منو از جون و دل می خوان٬ اما می دونم که عشقشون موقته و آخرش می رن با یکی دیگه. پس حالا که همه مثل همن بهتره لا اقل به یکی شوهر کنم که تو رفاه باشم. من یه شوهر پولدار و خون سرد و خشن می خوام. با این همه ناز وعشوه ای که از خودم سراغ دارم می تونم رامش کنم.
 پری آرزوی آهو رو برآورده کرد و آهو با یک الاغ پولدار ازدواج کرد.
 شش ماه بعد آهو و الاغ برای طلاق سراغ حاکم جنگل رفتند.
 حاکم پرسید: علت طلاق؟
 آهو گفت: توافق اخلاقی نداریم. این خیلی خره.
 حاکم پرسید: دیگه چی؟
 آهو گفت: شوخی سرش نمی شه. تا براش عشوه میام جفتک می ندازه.
 حاکم پرسید: دیگه چی؟
 آهو گفت: آبروم پیش همه رفته٬ می گن شوهرم خره. پولداریشو نمی بینن.
 حاکم پرسید: دیگه چی؟
 آهو گفت: خونمون به سلیقه مادرشه. خونم مثل طویله است.
 حاکم پرسید: دیگه چی؟
 آهو گفت: تا یه چیزی بهش می گم عر عر راه می ندازه.
 حاکم پرسید: دیگه چی؟
 آهو گفت: اعصابم رو خورد کرده. هر چی ازش می پرسم مثل خر بهم نگاه می کنه.
 حاکم پرسید: دیگه چی؟
 آهو گفت: از من خوشش نمیاد. همش می گه لاغر مردنی هستم چون موقع ... ٬ ...ش تا ته توی من جا نمی شه برای همین یه سر به من خیانت می کنه اما من تا به حال به روی خودم نیاوردم.
 حاکم رو به الاغ کرد و پرسید همسرت راست می گه؟
 الاغ گفت: آره.
 حاکم گفت: چرا این کارا رو می کنی؟
 الاغ گفت: زنمه٬ پولشو می دم. این اگه عشق سرش می شد با من خر ازدواج نمی کرد.

عکس، تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 

نوشته شده در تاریخ شنبه 25 دی 1395 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 
 

  اشتباهاتی که زندگی زناشویی را به طلاق می کشاند

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

 

  هر ساله میلیونها نفر در سراسر دنیا از یكدیگر جدا می شوند و خود، والدین و كودكان خود را دچار پیامدهای بعد از طلاق می كنند. متاسفانه آمار طلاق نیز در كشور ما به طرز وحشتناكی در حال گسترش است. پدیده طلاق از آنجائی برای جامعه شناسان حائز اهمیت است كه هسته مركزی خانواده های نسل آینده بشر در خطر است.   امروزه زوجهای جوان بدون توجه به عواملی كه والدین آنها در گذشته برای شناخت همسر مناسب استفاده می كردند ازدواج كرده و فكر می كنند كه روشهای مطمئن ولی قدیمی گذشته برای زندگی در عصر حاضر كاربردی ندارند. متاسفانه ازداوج های كه این روزها صورت می گیرد بیشتر از آنكه جنبه خانوادگی داشته باشد جنبه عاطفی داشته و بدون شناخت كافی از روحیات و ویژگی های اخلاقی طرف مقابل صورت می گیرد. در كنار مواردی كه از درون باعث از هم پاشیدگی خانواده می شود گاه عواملی از دنیای خارج باعث ایجاد مشكلات گوناگون در محیط خانواده و نهایتا طلاق می گردد. این مقاله بر اساس نظرات بیش از دهها خانم و آقائی نوشته شده است كه از همسران سابق خود جدا شده اند و زمانی متوجه اشتباهات خود شده اند كه دیگر دیر شده و فرصتی برای آنها باقی نمانده بود ولی شاید هنوز برای شما دیر نشده باشد و بتوانید با انجام اقدامات موثر زندگی خانوادگی تان را از تباهی نجات دهید. اولویت مطالب ذكر شده بر اساس بیشترین مواردی است كه زندگی زناشویی را به سمت دروازه طلاق هدایت می كند.
به والدین تان اجازه دخالت ندهید:
این قانون طبیعت است كه هرموجودی در طبیعت روزی باید مستقل شده و روی پای خود بایستد. این حقیقت همانقدر كه برای حیوانات صدق می كند برای انسانها نیز صادق است. انسانها ازدواج می كنند تا مستقل شوند.
اشتباهی كه تعدادی از والدین مرتكب می شوند این است كه آنها با نیت خیر خواهانه خود یا بعضا سنگ اندازی در زندگی فرزندان خود دخالت می كنند. والدین با دخالت در زندگی فرزندان خود تنها زندگی آنها را تلخ می كنند ((( یعنی وقتی توصیه میکنند که برای انتخاب همسر، به محسنات وَ ملاکهایی اهمیت بدهید که پایدارترند وَ همچون برخی ملاکهای عاطفی، مادی، وَ غیره گذرا وَ سُست-پایه نیستند، بی-ربط میگویند وَ کلاً با اینگونه توصیه-ها دارند موجب شکست وَ بدبختی فرزندشان میشوند!!!؟_ عـبـــد عـا صـی ))). بعد از ازدواج اگر زن یا شوهر به طور كامل از والدین خود جدا نشده باشند احتمال بروز این مشكل در زندگی زناشویی آنها بیشتر است (((  این ادعا در مواردی صادق-ست که عملاً برای جانبداری از فرزندشان یا دلسوزی برای او، دخالتهای بیجا وَ غیرمنصفانه میکنند. نکته-ی مهم این-ست که زوجین با احترام وَ نرمی از والدین مربوطه-شان تشکر کرده وَ به آنها بفهمانند که محبت-شان را درک کرده، ولی اجازه بدهند هر وقت نیاز به مشورت داشتند، خودشان مسأله را با آنها مطرح کرده وَ بهترین راه حل را انتخاب خواهند کرد. والدین اگر اشتباهی هم بکنند، غرض وُ مرضی در آن نیست، مگر برخی از آنها که به دلایل مختلف، از یکی از زوجین خوش-اش نمیآید وَ بی-جهت، ناسازگاری میکند _ عـبـــد عـا صـی ))). معمولا خانواده های تك فرزندی دوست ندارند كه فرزندان آنها بعد از ازدواج از آنها جدا شوند و بدون توجه به این نكته كه اینكار ممكن است باعث بوجود آمدن مشكلاتی در زندگی زناشویی شود سعی می كنند تا همسر فرزند خود را مجبور به زندگی در خانه مشترك كنند. ممكن است زوجین به علت بعضی از مشكلات مالی بخواهند تا در خانه اقوام یا والدین خود زندگی كنند. در چنین هنگامی نباید وضعیتی را برای زوجهای جوان درست كرد كه آنها به جز مشكلات مالی خود مشكلات دیگری نیز پیدا كنند. بسیاری از زوجهای كه از همسر خود طلاق گرفته اند به این موضوع اشاره می كنند كه دخالت های بیجای والدین نه تنها مشكلی را حل نمی كند ، بلكه باعث جدایی آنها از یكدیگر می شود. هنگامی كه شخصی ازدواج می كند باید قدرت تصمیم گیری مستقل داشته باشد و اجازه ندهد كه دیگران ( هر كسی كه می خواهد باشد) برای زندگی اوتصمیم بگیرند. خانم م. ك در صحبت هایش به این موضوع اشاره كرد كه نه در ازدواج و نه در طلاق نقشی نداشته است. والدین او شوهرش را به او تحمیل كردند و بعد از چند وقت او را مجبور كردند تا از شوهرش طلاق بگیرد.
از مشاور خانواده كمك بگیرید:
در واقع مشورت با متخصصان مسائل خانوادگی به یك ضرورت اجتماعی در دنیای امروز تبدیل شده است و نباید با بی توجهی از كنار آن گذشت. اگر امروز می خواهید كه زندگی آرامی داشته باشید و در پرورش و راهنمایی درست فرزندان و غیره راه خطا را نروید( همیشه ریشه همه مشكلات در روابط زناشویی نیست، گاهی مشكلاتی كه بوجود می آید و ریشه زندگی خانوادگی را خشك می گرداند بعلت اختلافاتی است كه بر سر نحوه تربیت فرزندان بوجود می آید) می توانید از نظرات یك كارشناس برای اداره هرچه بهتر زندگی خود كمك بگیرید. در گذشته اگر كسی چنین كاری را انجام می داد او را دیوانه و نادان فرض می كردند ولی در دنیای امروز اگر كسی مشكلی داشته باشد و برای یافتن راه حل به متخصص مراجعه نكند دیوانگی كرده است و از نظر مردم اجتماع چنین شخصی یك انسان نرمال و طبیعی نیست.
مشكلات در ابتدای زندگی به نسبت كم و بیش دامن همه زوجهای جوان را می گیرد و زوجهای جوان بعلت عدم تجربه كافی ممكن است عكس العمل های مناسبی از خود نشان ندهند. البته اكثر مشكلات به راحتی در كانون خانواده قابل حل است. برای اینكار زوجین فقط باید كمی انعطاف پذیری از خود نشان دهند و از گوش شنوای خود برای شنیدن نظرات درست طرف مقابل استفاده كنند. با این حال پرسشهای وجود دارند كه زوجها به تنهایی نمی توانند برای آنها پاسخی پیدا كرده و در این صورت باید به مشاوره خانواده مراجعه كنند. مشاور خانواده فقط برای تنظیم خانواده نیست. در كشورهای اروپایی مشاوره خانواده نقشی بسیار بیشتر از آن چیزی دارد كه مشاوران در كشورهای آسیایی دارند. طبق طبقه‌بندی‌های تشخیص روانپزشكی مسائل و مشكلات زناشویی و خانوادگی یكی از بالاترین علل رجوع به كلینیكها و مراكز خدمات مشاوره‌ای است كه این خود گواه صحت مطالب ذكرشده است.
 به همسر خود بی توجهی نكنید:
زوجین باید از هر طریقی كه می توانند به یكدیگر محبت كنند. بعضی از زوجهای جوان اینطور فكر می كنند كه فقط با خرید كادوهای گران قیمت است كه می توانند علاقه خود را به همسرشان نشان دهند.
گاهی یك شاخه گل سرخ و یا یك عبارت "عزیزم دوستت دارم" تاثیری بر روی همسر می گذارد كه گران قیمت ترین هدیه دنیا نمی تواند جای آنرا بگیرد. گفت و گو با زوجهای جوان نشان داده است كه آنها از طریق مادیات نمی توانند به عشق و عاطفه مورد نیاز برسند، چیزی كه آنها خواستار آن بودند محبت و صمیمیت بدون قید شرط همسرانشان بوده است.   روشهای مثل كادو دادن، گل خریدن، بیرون شام خوردن یا ... فقط جنبه كمكی دارد و به تنهایی نمی تواند در زندگی مشترك تولید عشق كند. یكی از خانمها در صحبت های خود به این موضوع اشاره كرد كه "شوهرم هر وقت من را كتك می زد بعدش برایم هدیه می خرید تا از من معذرت خواهی كند، من هم بخاطر زندگی مشتركمان او را می بخشیدم ولی این كار در او به عادت تبدیل شده بود. شوهر من پیش خود این طور فكر می كرد كه هر وقت بخواهد می تواند مرا كتك بزند و بعدش برای من یك هدیه بخرد و همه چیز را حل كند." این خانم علت شكست زندگی زناشویی خود را بی توجهی همسرش به نیازهای عاطفی زندگی خود می دانست، چیزی كه هیچ همسری تحمل آنرا ندارد.
انتطارات تان را از همسرتان مشخص كنید:
 به یاد داشته باشید كه نفرت نیازی به یاد گرفتن ندارد، فقط كافی است تا برانگیخته شود، در عوض باید محبت و دوست داشتن را آموخت. لازمه یك ارتباط خوب در زندگی زناشویی مشخص شدن خواسته ها و محدودیت هاست. اولین قانون زندگی مشترك این است كه انتظارات شما از همسرتان باید منطقی باشد و دوم اینكه همسر شما نیز دقیقا متوجه مفهوم انتظارات شما شده باشد تا جائی برای هیچ سوء تفاهمی باقی نماند. بسیاری از زوجین انتظار دارند كه بعد از ازدواج وارد یك سرزمین رویایی و پر از شادی شوند، غافل از اینكه گاهی اوقات در زندگی مشكلاتی پیش می آید كه ناشی از عدم درك صحیح طرف مقابل است. عدم درك نیازهای طرف مقابل باعث ورود سرزنش به مرز عاطفی زندگی مشترك و نهایتا از بین رفتن احساس احترام نسبت به یكدیگر می شود. یكی از سوالاتی كه زوجین باید از خود بپرسند این است كه برای جلوگیری از ایجاد تشنج در زندگی از چه چیزهایی باید صرفنظر كنیم؟ مطرح كردن این سوال خیلی مهم است. چون نه زن و نه مرد هیچكدام نمی توانند به تمام نیازهای یكدیگر پاسخ مثبت دهند و از این رو باید از تعدادی از خواسته های خود صرفنظر كنند. گاهی اوقات صرفنظر كردن از یك خواسته می تواند زندگی مشترك را از رسیدن به بن بست نجات دهد. هنگامی كه زوجین فكر میكنند تمام اقدامات و تلاش های آنها بی نتیجه است می بایستی موضع خود را عوض كنند. این یك اصل استراتژیك در زندگی زناشویی است. با این كار احساس عدم توانایی كاهش پیدا می كند و خشم و كینه ای در زوجین نسبت به یكدیگر بوجود نمی آید. فراموش نكنید هنگامی كه بخاطر همسرتان از خواسته ای می گذرید با این كار به او نشان می دهید كه چقدر او را دوست دارید و با شهامت مسئولیت زندگی تان را به دست گرفته اید.
 از اعتیاد دوری كنید:
پدیده شوم اعتیاد نه تنها باعث از بین رفتن فرد می شود بلكه كانون زندگی مشترك را نیز از بین می برد. متاسفانه زوجهای جوان زیادی وجود دارند كه بعد از ازدواج در اثر شرایط گوناگون ( مشكلات ، رفقای ناباب و ...) به سمت اعتیاد می روند. هر نوع اعتیادی ( چه اعتیاد به مواد مخدر، نوشیدنی ها الكی یا اینترنت و...) می تواند زندگی مشترك را به نابودی بكشاند. اعتیاد از هر نوعی كه باشد باعث بوجود آمدن بی اعتمادی در زندگی مشترك می شود و نهایتا روابط درون و برون خانوادگی را تحت الشعاع خود قرار می دهد. سوای از مسائل معنوی كه اعتیاد آنها را نابود می كند اعتیاد از نظر مالی نیز مشكلات سنگینی را به كانون خانواده تحمیل می كند.
نقش همسران در زمان اعتیاد در قبال یكدیگر بسیار مهم است. این درست نیست كه زندگی مشترك فقط به بهانه اعتیاد همسر به طلاق منتهی شود. در اعتیاد یك شخص عوامل مختلفی نقش دارند. بهترین كمكی كه كسی می تواند به همسر معتاد خود بكند این است كه به جای اینكه او را در این زمان ترد كند به او فرصتی بدهد تا سلامتی خودش را باز یابد. طلاق در زمان اعتیاد نه تنها وضعیتی را بهتر نمی كند بلكه سبب پیچیده تر شدن درمان برای همسر بیمار می شود. برای پدیده اعتیاد تعاریف مختلفی ارائه شده ولی ساده ترین تفكر كه به شما اجازه می دهد همسرتان را در این زمان مانند سابق دوست داشته باشید این است كه فكر كنید او فقط بیمار شده است و شما باید از او مراقبت و پرستاری كنید. فراموش نكنید كه همسرانی كه در لحظات بیماری وسختی همسر خود را رها نمی كنند و او را عاشقانه دوست می دارند همسران واقعی هستند. طلاق آخرین مرحله است:
متاسفانه
بزرگترین اشتباهی كه زوجهای جوان در ابتدای زندگی مشترك خود مرتكب آن می شوند این است كه فقط به تفاهمات اولیه و زود گذرخود فكر می كنند و به سراغ اختلاف نظرهای اساسی نمی روند و بعد از گذشت مدت زمان كوتاهی به این نتیجه می رسند كه به درد یكدیگر نمی خورند و تنها راهی كه برای آنها باقی مانده است طلاق است. در هر زندگی زناشویی مواردی پیش می آید كه همسری به وظایف خود عمل نمی كند و ممكن است رفتاری نامناسب نیز داشته باشد. این اتفاقات در زندگی غیره طبیعی نیستند. شاید به نوعی بتوان گفت كه این اتفاقات نوعی آزمایش الهی هستند و آزمون زوجین این است كه ببینند آیا می توانند سربلند بیرون بیایند! مشكلات زندگی زناشویی فقط در خانواده شما وجود ندارد بلكه در تمام خانواده ها و در مقیاس مختلف وجود دارد. تنها كاری كه زوجین باید در قبال این مشكلات انجام دهند این است كه زیاد سخت نگیرند و با حمایت و راهنمایی های خود به همسرانشان كمك كنند تا زودتر به مدار طبیعی زندگی شان برگردند. در واقع با واقع گرایی و نه آرمان گرایی می توان تمام مشكلات زندگی زناشویی را حل كرد، ولی مشكل این است كه زوجین زمانی را كه باید صرف ریشه یابی مشكلات خود كنند را هدر می كنند و به اصطلاح از این شاخه به آن شاخه می پرند و در نهایت فكر می كنند كه با عوض كردن همسر خود می توانند مشكلات را از بین برده و زندگی جدید لذت بخشی آغاز كنند. متاسفانه امروزه قانون طلاق برای فسخ ازدواج بسیار آسان است ولی آیا كسی می تواند بگوید كه بعد از طلاق و ازدواج مجدد خوشبخت خواهد شد؟ تحقیقات نشان داده است كه افرادی كه از همسر خود راضی نبوده ، به همان نسبت در ازدواج مجددشان از همسر جدید خود راضی نبوده اند.
 به جرات می توان گفت كه داروی مبارزه با سرطان طلاق حفظ تعهد اخلاقی در تمام شرایط ( سختی ها و خوشی ها ) است. زوجهای جوان بسیاری وجود دارند كه در ابتدای ازداوج به یكدیگر می گویند ‌‌‌" تنها مرگ می تواند ما را از یكدیگر جدا كند" ولی بعد از اینكه با مشكلات زیادی رو به رو شدند تعهدات اخلاقی خود را نسبت به همسر خود نادیده می گیرند و نهایتا طلاق به جای مرگ آنها را از یكدیگر جدا می كند. یك روش مناسب برای تقویت زندگی زناشویی صحبت كردن در مورد طلاق در ابتدای ازدواج است. ممكن است اینكار از نظر تعدادی از زوجهای جوان صحیح به نظر نیاید ولی زوجین باید بدانند كه نظر همسر آنها نسبت به پدیده طلاق چیست. این كار به آنها كمك می كند تا طرف مقابل خود را بهتر بشناسند. ( یكی از آقایانی كه همسر خود را طلاق داده بود در صحبت هایش به این موضوع اشاره كرد كه از نظر او یك مرد تا زمانی كه یكبار یك زن را طلاق ندهد مرد نمی شود!)
 حرف آخر: عشق وام بانكی نیست
خوشبختی در روابط زناشویی مانند پول است، به راحتی می توان آنرا به دست آورد اما نگه داشتن آن برای مدت زمانی طولانی كار هر كسی نیست. زوجین كار می كنند،پول در می آورند و هزاران سختی و مشكل را پشت سر میگذارند تا به خوشبختی برسند و بتوانند با كسی كه دوستش دارند به راحتی زندگی كنند. وقتی كه هنوز با یكدیگر ازدواج نكرده اند حاضرند برای جلب رضایت همدیگر خودشان را به آب و آتش بزنند ولی بعد از ازدواج دیگر از تب و تاب اولیه می افتند. چرا؟؟؟ عشق برترین اسم و دوست داشتن قشنگ ترین فعل دنیاست و جملاتی كه در آنها از این اسم و فعل استفاده شده باشد برای انسانها ارزش بسیاری دارد. شنیدن عبارت دوستت دارم حتی از زبان یك غریبه برای انسان خوشایند است ، چه برسد به اینكه همسری این جمله را از زبان كسی بشنود كه او را دوست دارد.   آیا زندگی مشترك كمتر از آن است كه نخواهید برای حفظ آن دوباره خودتان را به آب و آتش بزنید؟ مطمئن باشید یك پدر موفق بودن ، یك همسر فوق العاده بودن ارزش آن را دارد كه بخواهید بخاطر آن دوباره از خود فداكاری نشان دهید. فراموش نكنید كه با ازدواج به آخر خطر نرسیده اید بلكه تازه به شروع همه چیز رسیده اید و باید برای حفظ زندگی مشترك خود تلاش كنید تا نتیجه تمام زحمات گذشته شما به هدر نرود.
اكنون كه صاحب یك زندگی شده اید باید بدانید كه به بمنظور تقویت آن باید چه كارهایی انجام دهید تا بتوانید خوشبختی را در روابط زناشویی تان بیمه كنید. فراموش نكنید كه روابط شیرین و دوستانه در زندگی مشترك در حقیقت از رفتار شما نشات می گیرد و اگر شما قوانین و اصول مطرح شده در این موارد را بكار بگیرد می توانید صاحب شیرین ترین زندگی زناشویی شوید. متاسفانه در دنیای امروز خلا های عاطفی زیادی در كانون خانواده ها بوجود آمده و تنها چیزی كه می تواند این شكاف های عمیق را پر كند عشق توام با محبت است. برای برخی عشق مانند وامی بانكی است كه باید به اقساط پرداخت شود. عشق وام نیست. بعضی ها به غلط فكر می كنند كه نباید بیش از حد به همسر خود ابراز علاقه كنند زیرا ممكن است او از عشق آنها سیر شود و برای او عادی شود. این اشخاص فراموش كرده اند كه انسانها كبوتر نیستند كه برای اهلی كردن آنها بالهایشان را ببندیم و كم كم به آنها غذا بدهیم و این ترس را در آنها بوجود بیاوریم كه در صورت فرار كردن از این خانه از گرسنگی می میرند. در حقیقت چنین انسانهای از ترس اینكه مبادا همسرشان آنها را ترك كند اقدام به اینكار می كنند. همانطور كه كبوترها فقط بخاطر غذا در آن خانه می مانند نه بخاطر عشق به صاحب شان.
منبع : خبرگزاری آفتاب

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 

نوشته شده در تاریخ جمعه 24 دی 1395 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

   نه خدایی هست و نه پیغمبری! ... 

 سلطان عبدالحمید میرزا فرمانفرما(ناصرالدوله) هنگام تصدی ایالت کرمان چندین سفر به بلوچستان می رود و در یکی از این مسافرت ها چند تن از سرداران بلوچ از جمله سردار حسین خان را دستگیر و با غل و زنجیر روانه کرمان می کند. پسر خردسال سردار حسین خان نیز با پدر زندانی و در زیر یک غل بودند. چند روز بعد فرزند سردار حسین خان در زندان به دیفتری مبتلا می شود. سردار بلوچ هر چه التماس و زاری می کند که فرزند بیمار او را از زندان آزاد کنند تا شاید بهبود یابد ولی ترتیب اثر نمی دهند.
سردار حسین خان به افضل الملک، ندیم فرمانفرما نیز متوسل می شود.افضل الملک نزد فرمانفرما می رود و وساطت می کند، اما باز هم نتیجه ای نمی بخشد. سردار حسین خان حاضر می شود پانصد تومان از تجار کرمان قرض کرده و به فرمانفرما بدهد تا کودک بیمار او را آزاد کند و افضل الملک این پیشنهاد را به فرمانفرما منعکس می کند، اما باز هم فرمانفرما نمی پذیرد.
افضل الملک به فرمانفرما می گوید: قربان آخر خدایی هست،پیغمبری هست،ستم است که پسری درکنار پدر در زندان بمیرد. اگر پدر گناهکار است ،پسر که گناهی ندارد. فرمانفرما پاسخ می دهد: در مورد این مرد چیزی نگو که فرمانفرمای کرمان،نظم مملکت خود را به پانصد تومان رشوه سردار حسین خان نمی فروشد.
همان روز پسر خردسال سردار حسین خان در زندان در برابر چشمان اشکبار پدر جان می سپارد.دو سه روز پس از این ماجرا یکی از پسرهای فرمانفرما به دیفتری دچار می شود.هر چه پزشکان برای مداوای او تلاش می کنند اثری نمی بخشد.به دستور فرمانفرما پانصد گوسفند در آن روزها پی در پی قربانی می کنند و به فقرا می بخشند اما نتیجه ای نمی دهد و فرزند فرمانفرما جان می دهد.
فرمانفرما در ایام عزای پسر خود،در نهایت اندوه بسر می برد.درهمین ایام روزی افضل الملک وارد اتاق فرمانفرما می شود.فرمانفرما به حالی پریشان به گریه افتاده و به صدایی بلند می گوید:
افضل الملک!باور کن که نه خدایی هست و نه پیغمبری! والا اگر من قابل ترحم نبودم و دعای من موثر نبوده، لااقل به دعای فقرا و نذر و اطعام پانصد گوسفند می بایست فرزند من نجات می یافت.
افضل الملک در حالی که فرمانفرما را دلداری می دهد می گوید:
این فرمایش را نفرمایید، چرا که هم خدایی هست و هم پیغمبری، اما می دانید که فرمانفرمای جهان نیز نظم مملکت خود را به پانصد گوسفند رشوه-ی فرمانفرما ناصرالدوله نمی فروشد!


«منبع : تبیان»                      

 

عکس، تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 23 دی 1395 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 
 

به همین سادگی ...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

 

 وقتی بچه بودیم، مادرم یک عادت قشنگ داشت: وقتی توی آشپزخانه غذا می پخت برای خودش یواشکی یک پرتقال چهارقاچ می کرد و می خورد. من و خواهرم هم بعضی وقت ها مچش را می گرفتیم و می گفتیم: ها! ببین! باز داره تنهایی پرتقال می خوره. و می خندیدیم. مادرم هم می خندید. خنده هایش واقعی بود اما یک حس گناه همراهش بود. مثل بچه هایی که درست وسط شلوغی هایشان گیر می افتند، چاره ای جز خندیدن نداشت.
مادرم زن خانه بود (و هست). زن خانواده بود. زن شوهرش بود. تقریبا همیشه توی آشپزخانه بود. وقت هایی هم که می آمد پیش ما یک ظرف میوه دستش بود. حتی گاهگاهی هم که برای کنترل مادرانه بچه هایش سری به ما می زد. دست خالی نمی آمد: یک مغز کاهوی دو نیم شده توی دست هایش بود. یک تکه برای من، یک تکه برای خواهرم.
وقتی پدرم از سر کار می آمد، می دوید جلوی در. دست هایش را که لابد از شستن ظرف ها خیس بودند، با دستمالی پاک می کرد و لبخندهای قشنگش را نثار شوهر خسته می کرد. در اوقات فراغتش هم برایمان شال و کلاه و پلیور می بافت و من خواهرم مثل دو تا بچه گربه کنارش می نشستیم و با گلوله های کاموا بازی می کردیم.
مادرم نور آفتاب پهن شده توی خانه را دوست داشت. همیشه جایی می نشست که آفتابگیر باشد. موهای خرمایی اش و پنجه پاهای بیرون زده از دامنش زیر آفتاب می درخشیدند و دستهایش میل های بافتنی را تند و تند با ریتمی ثابت تکان می داد.
مادرم نمونه کامل یک مادر بود (و هست). مادرم زن نبود، دختر نبود، دوست نبود. او فقط در یک کلمه می گنجید: مادر.
یادم می آید همین اواخر وقتی پدرش مرد، تهران بودم. زود خودم را رساندم. رفته بود پیش مادربزرگم. وقتی وارد خانه پدربزرگم شدم محکم بغلم کرد و شروع کرد به گریه کردن. من در تمام مراسم پدربزرگم فقط همان یک لحظه گریه کردم. نه به خاطر پدربزرگ. به خاطر مادرم که مرگ پدرش برای اولین بار بعد از تمام این سال ها، از نقش مادری بیرونش آورده بود و پناه گرفته بود توی بغل پسرش و داشت گریه می کرد. و من به جز همین در آغوش گرفتن کوتاه چیزی به مادرم نداده بودم. چیزی برای خود خودش.
مادرم، هیچ وقت هیچ چیز را برای خودش نمی خواست. تا مجبور نمی شد لباس نمی خرید. اهل مهمانی رفتن و رفیق بازی نبود. حتی کادوهایی که به عناوین مختلف می گرفت همه وسایل خانه بودند. در تمام این سال ها تنها لحظه هایی که مال خود خودش بودند، همان وقت هایی بود که یواشکی توی آشپزخانه برای خودش پرتقال چهارقاچ می کرد. سهم مادرم از تمام زندگی همین پرتقال های نارنجی چهارقاچ شده ی خوش عطر یواشکی 
مادرم عادت داشت کارهای روزانه‌ش را یادداشت کند
و من از سر شیطنت، سعی می‌کردم دستی در لیست ببرم و یا چیزی را به آن اضافه کنم
فقط برای اینکه در تنهایی‌اش او را بخندانم.
مثلن اگر در لیست تلفن‌هایش نوشته بود زنگ به دایی جان، جلویش می‌نوشتم: ناپلئون
می‌شد زنگ به دایی جان ناپلئون..!
هر بار بعد از خواندنش که همدیگر را می‌دیدیم می‌گفت: اینا چی بود نوشته بودی؟ و کلی با هم میخندیدیم
یک روز شدیدا مریض بودم
به رسم مادر، کاغذی روی در یخچال چسباندم: مُسكّن برای دردم.
کنارش مادر نوشته بود: دردت به جانم!
عجب دردی بود جان مادر را گرفت و دیگر نخندیدم ...
 

«برگرفته ازکتاب به همین سادگی»
 

  تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 
(تعداد کل صفحات:208)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  




درباره وبلاگ




گر در طلب لقمه نانی،
نانی /
گر در طلب گوهر كانی،
كانی /
این نكته رمز اگر بدانی،
دانی /
هر چیز كه اندر پی آنی،
آنی ...

مـــولانـــا


امام خمینی:

همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. /

باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :