http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg
http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg








امام خمینی: همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند.

/ باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

وقتی خـــدا غـریـبـــه-ست، آدم شـدن مـحـالـه ...



وقتی خـــدا غـریـبـــه-ست، آدم شـدن مـحـالـه ...

با مردم بودن قریحه-ی ادبی وَ هنری را بیشتر رشد مـیـدهـد ...






نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 28 اردیبهشت 1396 توسط عـبـــد عـا صـی


  بسم الله الرحمن الرحیم 

اول گوش دهید بعد به رأی دادن دعوت کنید


  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  


وبلاگ > روحانی، صادق - آیا تا کنون با مردم عادی کوچه و خیابان درباره انتخابات و نامزدهای حاضر در انتخابات سخن گفته‌اید؟ به نظر شما شعارهای نامزدهای انتخاباتی تا چه اندازه با واقعیت‌های ملموس و عینی زندگی روزمره مردم مطابقت دارد؟ یا تا چه اندازه مردم باور دارند که چنین شعارهایی در صورت عملی شدن گره از کار آنان باز می‌کند.

در هفته‌ای که گذشت من در چند نقطه از شهر تهران با مردم عادی کوچه و خیابان به گفت و گو نشستم و از آن‌ها درباره انتخابات سوال کردم. اگرچه نمی‌توان به آن‌هایی که مخاطب من بودند به عنوان یک نمونه آماری دقیق متوسل شد، اما دست کم برای من دیدن این اظهار نظرها شگفت انگیز بود.

یکی از این اظهار نظرهای شگفت انگیز که عمومیت بیشتری داشت، چیزی بود که من نامش را منجی‌گرایی می‌گذارم. بسیاری از مردم به دنبال شخصی بودند که بتواند یک شبه یا دست کم در مدت کوتاهی زندگی آنان را دگرگون کند. آن‌ها رئیس جمهوری می‌خواستند که برای مشکل عینی و روزمره‌ آنان راه حلی جادویی داشته باشد. اگر چه همگی دریافته بودند که مثلا پرداخت یارانه دردی از آن‌ها دوا نمی‌کند و حتی ممکن است بر آلام آن‌ها بیافزاید، اما همچنان انتظار داشتند رئیس جمهور بتواند راه حلی خارق العاده جلوی پای آن‌ها بگذارد.

نکته شگفت انگیز دیگر این بود که برای بسیاری از مردم، باور اینکه رای آن‌ها تاثیر گذار است سخت بود. خیلی‌ها گمان می‌کردند که از پیش تعیین شده است که چه کسی رئیس جمهور بشود و این بازی‌های انتخاباتی تنها برای این است که از مردم بر سر صندوق‌های رای عکس یادگاری گرفته شود. البته بسیاری از این افراد با اندکی صحبت درباره تفاوت روسای جمهور پیشین و میزان مشارکت در هر دوره از نظر خود باز می‌گشتند.

اما شاید شگفت انگیزترین نکته‌ای که من با آن برخورد کردم کسانی بودند که انتخابات را تحریم کرده بودند. این‌ها اگرچه تعدادشان کم نبود اما غالبا دلایلشان با هر آنچه که ما در ذهن خود داریم تفاوت داشت. شاید ما گمان کنیم که فردی که نظام را قبول ندارد، به این علت که نمی خواهد با رایش به مشروعیت نظام کمک کند، از این کار سر باز می‌زند. این‌ عده از تحریم کنندگان انتخابات واقعا در اقلیت محض بودند. اما دلایل پیش پا افتاده‌تری برای تحریم انتخابات وجود داشت. دلایلی دم دستی و گاه خنده دار. بودند افرادی که می‌گفتند که به زودی عازم مسافرت خارج هستند و نگران این هستند که مهر انتخابات در شناسنامه‌شان برایشان دردسر ساز شود. یا بودند افرادی که شلوغی صف انتخابات را دلیلی برای رای ندادن می‌دانستند. شهروند کُرد سنی مذهبی را دیدم که معتقد بود نظام من را قبول ندارد و نمی گذارد من نامزد انتخابات شوم، چرا من باید رای بدهم. بازنشسته‌ای را دیدم که معتقد بود چه تورم بالا برود چه ثابت بماند او نمی تواند گوشت بخرد پس برایش فرقی نمی‌کند که رای بدهد یا ندهد. جوانی را دیدم که معتقد بود برایش آزادی پوشش مهم است و این هم دست رئیس جمهور نیست پس رای نمی‌دهد. یا کسی را دیدم که سفید ماندن شناسنامه‌اش را یک رکورد تلقی می‌کرد و به آن افتخار می‌کرد. از همه عجیب‌تر فردی بود که معتقد بود اگر رای ندهیم ترامپ جنگ راه می‌اندازد و جمعیت ایران تعدیل می‌شود و او می‌تواند فرزندانش را به سر کار بفرستد.

دلایل کسانی که نمی‌خواستند رای بدهند بسیار زیاد بود و برای کسی که می‌خواهد مردم را به رای دادن ترغیب کند پیش از هرچیز شنیدن این دلایل واجب است. آدم‌های این جامعه در دنیاهای متفاوتی زندگی می‌کنند و شاید آن دلیلی که شما را وادار به مشارکت سیاسی می‌کند آنقدرها برای همه قانع کننده نباشد. پس اول گوش دهید بعد به رای دادن دعوت کنید.


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 توسط عـبـــد عـا صـی


کد خبر: 35726 | تاریخ : ۱۳۹۶/۲/۲۷ -
16:20

واکنش نماینده تهران به دیدار رییسی و تتلو

واکنش نماینده تهران به دیدار رییسی و تتلو

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی به دیدار یکی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری با خواننده زیرزمینی واکنش نشان داد.

قانون-نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی به دیدار یکی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری با خواننده زیرزمینی واکنش نشان داد.

به گزارش قانون به نقل از ایلنا، محمود صادقی در واکنش به این دیدار در توئیتر خود نوشت: «دیدار رییسی با امیر تتلو نمونه‌ای دیگر از رفتار ماکیاولیستی اصولگرایان است. استفاده ابزاری از فقرمردم و تنگناهایی که خود ساخته‌اند».






نوشته شده در تاریخ سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

25 دستاورد بزرگ اقتصادی دولت یازدهم


http://www.isna.ir/news/95050115536/25 

سعید لیلاز

نرخ رشد اقتصادی در بهار امسال به ۴.۴ درصد افزایش یافته و رشد بخش صنعت نیز ۸.۸ درصد شده؛ این در حالی است که در دوره‌های قبل، رشد بخش صنعت منفی بوده است.

به گزارش ایسنا، سعید لیلاز در روزنامه «ایران» نوشته است: روز گذشته مرکز آمار ایران نرخ رشد اقتصادی فصل بهار سال جاری را به صورت رسمی اعلام کرد که براساس آن، این شاخص در سه ماهه نخست امسال به ۴.۴ درصد افزایش یافته است که در این میان رشد بخش صنعت به ۸.۸ درصد رسیده است. این درحالی است که در دوره‌های قبل رشد بخش صنعت منفی بوده است.

ارقام اعلام شده در گزارش مرکز آمار ایران نشان‌دهنده بهبودی است که در اقتصاد ملی ایران در حال تحقق است. بدین ترتیب دولت یازدهم از زمانی که فعالیت خود را آغاز کرده توانسته است نرخ رشد اقتصادی را به عنوان مهمترین شاخص اقتصادی و یکی از اهداف اصلی سیاست‌های اقتصاد مقاومتی از منفی ۶.۸ درصد به مثبت ۴.۴ درصد برساند.

از آنجا که نرخ رشد اقتصادی برآیند فعالیت و وضعیت تمام بخش‌های اقتصادی است، می‌توان گفت که در ۳.۵ سال اخیر اقتصاد ایران بهبود قابل قبولی را تجربه کرده است. هرچند دولت نرخ رشد اقتصادی ۵ درصدی را برای سال جاری هدفگذاری کرده است، اما با توجه به روند شاخص‌های اقتصادی به یقین می‌توان گفت که در سه ماهه دوم امسال به رشدی به مراتب بالاتر از فصل بهار دست یابیم، به طوری که پیش‌بینی می‌شود این نرخ در فصل تابستان از ۵ درصد عبور کرده و ممکن است به ۶ درصد برسد.

همانگونه که اشاره شد بهبود چشمگیر نرخ رشد اقتصادی ماحصل تمام اقداماتی است که دولت یازدهم در دوره فعالیت خود انجام و بخشی از آنها را به سرانجام رسانده، است. در این راستا ۲۵ دستاورد بزرگ را می‌توان در کارنامه کاری دولت یازدهم ثبت کرد که هر یک از آنها به تنهایی مؤید موفقیت عملکرد کابینه یازدهم است. گفتنی است که بسیاری از این دستاوردها تحقق عینی سیاست‌های اقتصاد مقاومتی محسوب می‌شود به گونه‌ای که دولت یازدهم بهترین عملکرد را دراین بخش داشته است.

در ادامه به اختصار ۲۵ دستاورد بزرگ دولت که به طور عمده در بخش اقتصادی رخ داده است، فهرست می‌شود.

۱- افزایش رشد اقتصادی از منفی ۶.۸ درصد در سال ۱۳۹۱ به مثبت ۴.۴ درصد در سال ۹۵ (در راستای تحقق اقتصاد مقاومتی)

۲- کاهش نرخ تورم از ۳۵ درصد در سال ۱۳۹۲ به ۸ درصد در سال جاری.

۳- افزایش صادرات نفت از ۱.۱ میلیون بشکه به ۲.۵ میلیون بشکه در روز.

۴- پیشی گرفتن صادرات غیرنفتی از واردات پس از ۸۰ سال. (در راستای تحقق اقتصاد مقاومتی)

۵- کاهش هزینه واردات به میزان ۹ تا ۱۰ درصد در پی لغو تحریم‌ها.

۶- اجرای طرح سلامت برای نخستین‌بار در کشور و کاهش سهم پرداختی بیماران از ۵۰ درصد به ۸ درصد.

۷- تک‌نرخی شدن تورم مواد غذایی از ۶۰ درصد درسال ۱۳۹۱ پس از ۱۰ سال

۸- کاهش خالص واردات غذا از ۸.۲ میلیارد دلار در سال ۱۳۹۱ به ۳ میلیارد دلار در سال جاری. (در راستای تحقق اقتصاد مقاومتی)

۹- افزایش تولید گندم از ۴.۵ میلیون تن در سال ۱۳۹۲ به ۱۰.۵ میلیون تن در سال جاری. (در راستای تحقق اقتصاد مقاومتی)

۱۰- افزایش شاخص بورس از ۶۲ هزار واحد به ۸۰ هزار واحد در مدت ۸ ماه معادل ۳۰ درصد رشد.

۱۱- تکمیل ۵۰ درصد باقی مانده مسکن مهر بدون خسارت.

۱۲- کاهش قاچاق از ۲۵ میلیارد دلار به ۱۲ تا ۱۵ میلیارد دلار در سال جاری.

۱۳- تولید خودرو در سال جاری نسبت به سال گذشته ۱۵ درصد و در مقایسه با سال ۱۳۹۲ بالغ بر ۶۰ درصد افزایش دارد، به طوری که امسال تولید خودرو به ۱.۱ میلیون دستگاه می‌رسد.

۱۴- تثبیت نرخ ارز بدون پشتوانه دلارهای نفتی به مدت ۳.۵ سال.

۱۵- رشد منظم تولید فولاد و پتروشیمی از سال ۱۳۹۲ تاکنون.

۱۶- رشد حقوق کارگران و کارمندان به ۳ برابر مقدار رشد اقتصادی سال‌های ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۴.

۱۷- ثبات و پیش‌بینی‌پذیری اقتصاد پس از ۱۰ سال تلاطم.

۱۸- حذف سالانه ۲۰۰ تا ۲۵۰ هزار میلیارد تومان دزدی و اتلاف منابع با سه اصلاح اقتصادی بزرگ. (در راستای تحقق اقتصاد مقاومتی)

۱۹- رشد هزینه عمرانی به ۲۸ هزار میلیارد تومان در سال ۱۳۹۴ در برابر ۱۵ هزار میلیارد تومان سال ۱۳۹۱ با وجود نصف شدن درآمدهای نفتی.

۲۰- افزایش سهم درآمدهای مالیاتی نسبت به بودجه جاری از ۴۴ به ۵۰ درصد طی سال ۱۳۹۱ تا ۱۳۹۴

۲۱- کاهش کسری تراز خدمات خارجی (صادرات خدمات منهای واردات) از ۷.۴ میلیارد دلار در سال ۱۳۹۱ به ۴.۵ میلیارد دلار در سال ۱۳۹۴

۲۲- بهبود رتبه اعتباری ایران از ۷ به ۶

۲۳- افزایش ۲۵۰ میلیون متر مکعبی تولید سالانه گاز و دستیابی به تولید ۷۵۰ میلیون متر مکعب گاز.

۲۴- خودکفایی در تولید بنزین پس از چند دهه (در راستای تحقق اقتصاد مقاومتی.)

۲۵- احیای محیط زیست در مدتی کوتاه مانند بهبود وضعیت دریاچه ارومیه و آلودگی هوای شهر تهران.


نوشته شده در تاریخ سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 توسط عـبـــد عـا صـی
 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

 مردی که خدا را باور نداشت ...

   جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  


http://s8.picofile.com/file/8295087884/XODAA_DAR_JOSTEJUYE_8.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8295088050/XODAA_DAR_JOSTEJUYE_7.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8295088384/XODAA_DAR_JOSTEJUYE_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8295088784/XODAA_DAR_JOSTEJUYE_10.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8295089068/XODAA_DAR_JOSTEJUYE_2.jpg

 

   مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت. در حال کار، گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت. آنها به موضوع «خدا» رسیدند؛ آرایشگر گفت: “من باور نمی‌کنم خدا وجود داشته باشد.” مشتری پرسید: “چرا؟” آرایشگر گفت: “کافی است به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد. اگر خدا وجود داشت آیا این همه مریض می‌شدند؟ بچه‌های بی‌سرپرست پیدا می‌شدند؟ این همه درد و رنج وجود داشت؟ نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه دهد این چیزها وجود داشته باشد.” مشتری لحظه ای فکر کرد، اما جوابی نداد؛ چون نمی‌خواست جروبحث کند. آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت. در خیابان مردی را دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده ...
    مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت: “به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند.” آرایشگر با تعجب گفت: “چرا چنین حرفی می زنی؟ من این‌جا هستم، همین الان موهای تو را کوتاه کردم!” مشتری با اعتراض گفت: “نه! آرایشگرها وجود ندارند؛ چون اگر وجود داشتند، هیچ کس مثل مردی که آن بیرون است، با موهای بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمی‌شد.” آرایشگر گفت: “نه بابا؛ آرایشگرها وجود دارند، موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمی‌کنند.” مشتری تایید کرد: “دقیقاً! نکته همین است. خدا هم وجود دارد! فقط مردم به او مراجعه نمی‌کنند وَ دنبالش نمی‌گردند. برای همین است که این همه درد وُ رنج در دنیا وجود دارد.
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 

برچسب ها: وجود خدا، انکار خدا،



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

  رفتگری که ویلای آنچنانی گرفته ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

 

طنز و کاریکاتور،  خبرآنلاین : در حاشیه مناظره سوم و ادعای جالب شهردار تهران، مهدی عزیزی این کارتون را در شهروند منتشر کرد.
 
 

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 

برچسب ها: قالیباف، ویلاهای نجومی اهدایی،


نوشته شده در تاریخ یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 توسط عـبـــد عـا صـی
 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

 حماقتی که هیچ پشتوانه علمی‌ای نداره ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  


http://s8.picofile.com/file/8294861868/BORJE_M3L8D_VA_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8294861926/BORJE_M3L8D_VA_2.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8294861968/BORJE_M3L8D_VA_5.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8294862118/BORJE_M3L8D_VA_4.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8294862350/BORJE_M3L8D_VA_3.jpg

 

 دوستی داشتم كه مهندس پروژه برج میلاد بود. او تعریف میکرد : یه گروه ژاپنی اومده بودن برای بازدید از برج میلاد. حدود 14یا 15 نفر بودن ، من هم با دو نفرشون رفتم و شروع به توضیح دادن كردم و اینكه حدود ٤٥٠ تا ٥٠٠ میلیون دلار هم هزینه ساخت برج شده به اضافه اینكه ٨ سال هم از موقع شروع تا پایانش طول كشیده ،بعد هم رفتیم توی اسانسور كه قسمتهای كلاهك و pinnacle رو بهشون نشون بدم كه توی اسانسور یكیشون پرسید از این قسمت shaft چه استفاده ای میشه؟؟؟ من هم نیشخندی زدم و گفتم كه خوب معلومه دیگه این قسمت كلاهك ٢٥٠٠٠ تنی رو كه بزرگترین كلاهك برج مخابراتی در دنیا هست رو نگه میداره. اون گفت نه منظورم این نیست، یعنی اینكه اینجا مسكونی هست یا اداری ؟؟ من گفتم نه این قسمت خالیه و راه پله و اسانسور اینجاست. اون هم دیگه چیزی نگفت و رسیدیم به بالای برج.
 روی تراس كه بودیم ژاپنی اولی ازم سوال كرد كه این كوهها مال كشور شماست؟؟؟ من هم بادی در غبغب انداختم و گفتم بله تمام اونها مال كشور ماست. گفت ارتفاعشون چقدره ؟؟ گفتم ٤٠٠٠ متر حدودا . گفت چقدر از اینجا فاصله داره ؟؟؟؟ گفتم حدودا ٨ كیلومتر. گفت تله كابین هم داره؟؟ گفتم بله داره ، میخواین ببرمتون اونجا؟ گفتن نه احتیاجی نیست. اون اولی از من پرسید كه شما مسوول پروژه هستین؟؟؟ و من هم كه خیلی جو گرفته بودم گفتم بله خودم هستم ( البته نبودم و فقط مسوول یه قسمت كوچیكش بودم) بعد یه چیزی به ژاپنی به هم گفتن و شونه هاشون رو بالا انداختن، اولیه رو به من كرد و گفت
شما گفتین این برج shaft اش خالیه یعنی استفاده اداری ومسكونی نداره؟؟ گفتم بله برای مخابرات ساخته شده. گفت شما گفتین اون كوهها هم مال شماست و كمتر از ١٠ كیلومتر با اینجافاصله داره؟؟؟؟ گفتم بله گفت خوب اگه شما مسوول این پروژه بودین چرا این برج رو روی اون كوهها نساختین؟؟؟ گفتم اخه این كه خیلی واضحه توی اون شرایط جوی این همه مصالح برای ساختن برج اونجا رو چه جوری ببریم؟؟ گفت خوب من و دوستم هم همینو داشتیم بحث میكردیم
شما اصلا احتیاجی به ساختن برج نداشتین یه دكل اونجا میذاشتین.
یه دكل مخابرات در ارتفاع ٤٠٠٠ متری بهتر از یه دكل روی یك برج ٤٠٠ متری عمل میكنه. Shaft این برج كه خالیه كاری انجام نمیده. گفتم شوخی میكنین، خوب اگه اینطوریه شما چرا خودتون بلندترین برج مخابراتی دنیا رو دارین میسازید؟؟؟ گفت توكیو یه شهریه كه در كنار اب های ازاده. بلندترین منطقه اون ١٠٠ متر ارتفاع نداره . در ضمن تا ٦٥ كیلومتریش هم هیچ كوهی نیست. گفتم این همه برج مخابراتی تو دنیا هست... حرفم تموم نشده بود كه گفت برج رو كه برای رقابت نمیسازن ، برای نیاز میسازن. تمام اونهای دیگه هم از این قاعده مستثنی نیستن. ..... یك كم فكر كردم .. برج مسكو ، تیانشان، تورنتو، كوالالامپور .. راست میگفت!!!! همه اینها در زمینهای flat land ساخته شدن و حتی تا فاصله ده ها یا صد ها كیلومتر اصلا یك تپه ٤٠٠ یا ٥٠٠ متری هم نیست!!!!!!!! گفتم اخه ما نیاز به یك سمبل ملی داشتیم ،،،، گفت شما میتونستین یه سمبل ملی با ١٠ یا١٥ میلیون دلار درست كنین نه یك برج ٥٠٠ میلیون دلاری !!! دیدم هیچ کاری بجز سکوت نمیتوان کرد، سکوتی سنگین و غم انگیز ... سکوتی به وسعت ۳۰ سال حماقت. حماقتی که هیچ پشتوانه علمی‌ای نداره و هرگوشه‌‌ی ایران پروژه ای سر باز میکنه از بی لیاقتی گروه مطالعاتی و عدم طرح جامع تفصیلی. سکوت ...

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 
نوشته شده در تاریخ جمعه 22 اردیبهشت 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

  نـیـــا نـیـــا گـل نـــرگـس ... 


 http://s9.picofile.com/file/8294712334/EM8ME_ZAM8N_NAYAA_NAYAA_GOLE_NARGES_3.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8294712600/EM8ME_ZAM8N_NAYAA_NAYAA_GOLE_NARGES_2.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8294713342/EM8ME_ZAM8N_NAYAA_NAYAA_GOLE_NARGES_7.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8294713550/EM8ME_ZAM8N_NAYAA_NAYAA_GOLE_NARGES_6.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8294713734/EM8ME_ZAM8N_NAYAA_NAYAA_GOLE_NARGES_5.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8294713992/EM8ME_ZAM8N_NAYAA_NAYAA_GOLE_NARGES_4.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8294714334/EM8ME_ZAM8N_NAYAA_NAYAA_GOLE_NARGES_1.jpg

 

 

نیا گل نرگس جهان که جای تو نیست / دو صد ترانه به لبها یکی برای تو نیست 

 نیا نیا گل نرگس که در زلال دلی / هزار آینه نقش و یکی ز خال تو نیست 

 نیا نیا گل نرگس تو را به خاک بقیع / که شهر ما نه مُهیای گامهای تو نیست 

 نیا نیا گل نرگس به آسمان سوگند / قسم به نام و نهادت دلی برای تو نیست 

 نیا نیا گل نرگس ز رنجمان تو مکاه / کسی ز خلق و خلائق فدای راه تو نیست 

 نیا نیا گل نرگس بدان و آگه باش / که جای سجده گه ِ ما هنوز مال تو نیست 

 نیا نیا گل نرگس که چون علی تنها / به فجر صبح ظهورت کسی کنار تو نیست 

 نیا نیا گل نرگس به مجلس ندبه / که ندبه ، ندبه خرقه است و پایگاه تو نیست 

 نیا نیا گل نرگس دعای عهد کجاست؟ / نه این نماز جماعت به اقتدای تو نیست 

 نیا نیا گل نرگس به جان تشنه عشق / دعا دعای ظهور است ولی برای تو نیست 

 نیا نیا گل نرگس سقیفه ها برپاست / ردای سبز خلافت ولی برای تو نیست 

 نیا نیا گل نرگس به مادرت زهرا / کسی برای شهادت به کربلای تو نیست 

 نیا نیا گل نرگس نیا به دعوت ما / هزار نامه کوفی یکی برای تو نیست 

 نیا نیا گل نرگس فدا شوی مولا / برای عصر عجیبی که خواستار تو نیست 

 «علی اکبر رائفی پور»

تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 

برچسب ها: نیا گل نرگس، فدای راه، صبح ظهور، ندبه خرقه، دعای عهد، دعای ظهور، سقیفه،


نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 توسط عـبـــد عـا صـی
 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

  خدایا اگر این مرد امشب مهمان من بود ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  


 مردی با پدرش در سفر بود که پدرش از دنیا رفت. از چوپانی در آن حوالی پرسید: «چه کسی بر مرده های شما نماز می خواند؟». چوپان گفت: «ما شخص خاصی را برای این کار نداریم؛ خودم نماز آنها را می خوانم». مرد گفت: «خوب لطف کن نماز پدر مرا هم بخوان!».
 چوپان مقابل جنازه ایستاد و چند جمله ای زمزمه کرد و گفت : «نمازش تمام شد!».
مرد که تعجب کرده بود گفت: این چه نمازی بود؟
چوپان گفت: بهترازاین بلد نبودم.
مرد از روی ناچاری پدر را دفن کرد و رفت.
شب هنگام، در عالم رؤیا پدرش را دید که روزگار خوبی دارد.
از پدر پرسید: «چه شد که این گونه راحت و آسوده ای؟».
پدرش گفت: «هر چه دارم از دعای آن چوپان دارم!».
مرد، فردای آن روز به سراغ چوپان رفت و از او خواست تا بگوید در کنار جنازۀ پدرش چه کرده و چه دعایی خوانده؟ چوپان گفت: «وقتی کنار جنازه آمدم و ارتباطی میان من و خداوند برقرار شد، با خدا گفتم : « خدایا اگر این مرد، امشب مهمان من بود، یک گوسفند برایش زمین می زدم. حالا این مرد، امشب مهمان توست. ببینم تو با او چگونه رفتار می کنی ؟».

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 توسط عـبـــد عـا صـی
 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

   ای خدای گنهکاران ... 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  


  صدا زد ای خدای جهانیان , جواب شنید : بله , صدا زد ای خدای نیکوکاران , جواب شنید : بله , صدا زد ای خدای اطاعت کنندگان , جواب شنید : بله , این بار صدا زد ای خدای گنهکاران , جواب شنید : بله بله بله , با تعجب گفت : خدایا تورا خدای جهانیان , خدای نیکوکاران , و خدای اطاعت کنندگان خواندم , یکبار فرمودی بله , ولی تو را خدای گنهکاران خواندم , سه بار گفتی بله , حکمتش چیست ? جواب امد : مطیعان به اطاعت خود , نیکوکاران به نیکوکاری خود , و عارفان به معرفت خود اعتماد دارند , گنهکاران که جز به فضل من پناهی ندارند , اگر از درگاه من نا امید گردند , به درگاه چه کسی پناهنده شوند .

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 

برچسب ها: مطیعان، نیکوکاران، عارفان، گنهکاران، کرم خدا،



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 توسط عـبـــد عـا صـی
 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

لکه-های کهنه وُ ماندنی دل ...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  


   یک شلوار سفید دوست داشتنی داشتم که یک روز ابری پوشیدمش و موقع  بازگشت به خانه باران گرفت ... گلی شد. و من بی خیال پی اش را نگرفتم به هوای اینکه هر وقت بشویم پاک می شود، ولی نشد ...
 بعدها هر چه شستمش پاک نشد ؛ حتی یکبار به خشکشویی دادم که بشویند ولی فایده نداشت !!! آقایی که توی خشکشویی کار میکرد گفت : «این لباس چِرک مرده شده!». گفت : «بعضی لکه ها دیر که شود ، می میرند ؛ باید تا زنده اند پاک شوند !».
 چرک مُرده شد ... وَ حسرت دوباره پوشیدنش را به دلم گذاشت !
بعید نیست اگر بگویم دل آدم هم کم ندارد از لباس سفید! حواست که نباشد لکه می شود ؛ لکه-اش می کنند !!! وقتی لکه شد اگر پی اش را نگیری ، می شود چرک ...
 به قول صاحب خشکشویی «لکه را تا تازه است ، تا زنده است ، باید شست وُ پاک کرد ...!». 
 

 « ا حمد  شا ملو »

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

کد خبر: 34754 | تاریخ : ۱۳۹۶/۲/۲۰ - 12:25
قالیباف مدت‌هاپیش باید ازمسئولیت كنار گذاشته می‌شد
جمیله کدیور در گفت و گو با «قانون»:

قالیباف مدت‌هاپیش باید ازمسئولیت كنار گذاشته می‌شد

روحانی فرصت مناظره سوم را از دست ندهد.

قانون-گروه سیاسی- سعید شمس

کمتر از دو هفته دیگر به برگزاری دو انتخابات مهم و تاثیرگذار ریاست‌جمهوری و شوراهای شهر و روستا مانده است و به همین دلیل، نه تنها در محافل سیاسی بلکه در هر کوی و برزنی شاهدیم که مردم از هر طبقه و سطحی «گپ‌های انتخاباتی» را به جمع خود‌‌‌ آورده‌اند. در چنین فضایی سوال‌هایی از قبیل «کدام طیف می‌توانند در هر دو انتخابات موفق شوند»،«آیا روحانی می‌تواند دولتش را برای چهار سال دیگر تمدید کند»،«شوراها چقدر جدی است»،«شورای پنچم اکثریتی اصلاح‌طلب خواهد داشت، یا اصولگرا» و پرسش‌های دیگری که این روزها به‌گونه جدی ذهن جامعه را به خود مشغول کرده است.

جمیله کدیور، فعال‌سیاسی اصلاح‌طلب که سابقه شورا‌نشینی و نمایندگی مجلس را در فعالیت‌‌های سیاسی خود به ثبت رسانده است، می‌گوید: «اگر آرامش به كشور برگشته و هر روز از طرف رییس‌جمهور و دولتش، تنشی داخلی و منطقه‌ای ایجاد نمی‌شود، از نقاط مثبت دولت روحانی است. نكته مثبت دیگر ثبات بخشی، كاهش التهاب‌های سیاسی- اقتصادی موثربر حوزه اقتصاد، رشد شاخصه‌های اقتصادی و مهار تورم است. همه این نكته‌ها و بسیاری موارد دیگر كه در این مجال نمی‌‌گنجد از جمله دلایلی است كه در این دوره نیز به روحانی رای دهیم». وی در گفت‌‌‌‌و‌‌گویی با «قانون» به مسائل بالا اشاره و در رابطه با موضوعات مختلف كشور نیز تحلیل‌هایی را ارائه كرده است كه در ادامه پی می‌گیریم.

با توجه به اینكه حدود 2 هفته از تبلیغات كاندیداها گذشته است، فضای انتخاباتی را چگونه تحلیل می‌كنید؟

فضای انتخاباتی را در چند سطح می‌شود تحلیل كرد. اول در سطح مردم شهر و روستا كه با نزدیك‌تر‌شدن به زمان رای‌گیری، فضا انتخاباتی‌تر می‌شود. نامزدها نیز در این بین بی‌تاثیر نیستند و ما شاهد آن‌هستیم كه برخی كاندیداها در این عرصه فعال‌ترند. برای مثال برخی سفر استانی نرفته و خود را متمركز بر تبلیغات رسانه‌ای خاص كرده‌اند و عده‌ای دیگر مسیر فعالیت‌شان متفاوت است. دوم در سطح شبكه‌های مجازی كه طرفداران همه كاندیداها تاحدودی بسیار فعالند و سومین بخش، به فعالیت در سطح استفاده از برنامه‌های صدا و سیما منتهی می‌شود. كاندیداها نیز از مجال‌های دیگر استفاده می‌كنند و بعضی به دلیل نقاط ضعفی كه دارند، نگران طرح پرسش‌هایی از سوی خبرنگاران هستند كه نتوانند پاسخ مناسب یا قانع كننده‌ای بدهند و این باعث شده است خود را فقط به بیان مواضع در سطح شبكه‌های اجتماعی و صدا وسیما محدود كنند. جدای از اختلافات سیاسی كه بین كاندیداها وجود دارد و طبیعی نیز هست، به نظرم فضای قالب بر تبلیغات، تقابل دو گفتمان اخلاق و بی‌اخلاقی است. یك طرف به بیان مواضع و عملكرد می‌پردازد و طرف دیگر درصدد تخریب و عوام‌فریبی و دادن وعده‌های غیرقابل تحقق است.

وضعیت روحانی به عنوان رییس جمهور مستقر در فضای رقابتی چگونه است؟

دوباره به همان سه سطح تحلیل بالا ارجاع می‌دهم. در سطح مردم وضعیت خوب‌است. البته ضرورت دارد وقتی از مردم صحبت می‌كنیم، میان كلانشهرها، شهرهای كوچك و روستاها تفاوت قایل شویم. به نظرم در دو حوزه شهرهای كوچك و دهستان‌ها نیاز به فعالیت افزون‌تری وجود دارد. مسئولان باید نتایج ملموس كارهایی كه كرده‌اند را به مردم اطلاع دهند. طرفداران روحانی باید با سفرهای استانی به شهر و روستاهای دور افتاده در این روزهای پیش‌رو نقایص اطلاع‌رسانی را جبران كنند و تفاوت‌ها و اتفاقات مثبتی كه در این چهار سال رخ داده را به مردم اطلاع دهند. به‌عبارتی خود را متمركز بر شهرهای بزرگ و مراكز استان‌ها نكنند و از سویی، كار را بیشتر روی اقشار آسیب‌پذیر و ضعیف، مانند كارگران تمركز دهند. در سطح شبكه‌های اجتماعی نیز وضع روحانی خوب بوده و این فضا به نفع روحانی است. البته این مساله نباید باعث شود كه كاربران شبكه‌های اجتماعی خود را محدود به فضای مجازی كنند و از فضای شهر و روستا غافل شوند. در حال حاضر اقدام مناسبی كه صورت گرفته است اینكه، دست‌كم هركاربر روی سه نفر دیگر برای رای‌دادن كار كند. لازم است جزواتی مختصر با زبان ساده تهیه تا اقدامات دولت را تشریح كند و در سطح گسترده توزیع شود.

در سطح صدا و سیما و برنامه‌ها، به نظرم با توجه به بی‌اخلاقی‌های جریان رقیب و تعهد روحانی و كاندیداهای جریان اصلاح‌طلب به رعایت موازین اخلاقی و عدم ورود به نقاط ضعف كاندیداهای جریان مقابل، فضا سخت‌تر است و باید در فرصت پیش‌رو بیشتر كار شود. مناظره سوم به نظرم برای بیان ناگفته‌ها بسیار كلیدی است و روحانی نباید این فرصت را از دست بدهد. مشاوران به‌خصوص بخش رسانه‌ای روحانی باید فعال‌تر شود و نكاتی را كه اقشار مختلف مردم تشنه شنیدن آن هستند، به او یادآور شوند.

كارنامه كلی دولت یازدهم به گونه‌ای هست كه برای روحانی رای آور باشد؟

برای پاسخ به این سوال به دو بعد باید توجه كنید. اول اقدامات مثبتی كه انجام شده است. دوم توقف كارهای منفی‌‌‌ای كه در دوره قبل از روحانی انجام می‌شد و به اصطلاح، آوار‌‌برداری از ویرانی‌های بازمانده است. مهم‌ترین دستاورد روحانی بازگرداندن عقلانیت به مدیریت كشور و تزریق امید به جامعه ایران و ارتقای جایگاه ایران در جامعه بین‌المللی است. این نكته را وقتی در خارج از ایران باشید بهتر می‌توانید درك كنید. درست است كه برجام مهم‌ترین دستاورد دولت‌روحانی است اما موضوع، فقط محدود به برجام و دستاوردهای فراوان آن در حوزه داخل و خارج نیست. ایران در این چهار سال از خود چهره منطقی و معقول نشان داد. تعامل با دنیا باعث شده كه توریست‌های بیشتری جذب ویژگی‌های ایران شوند و در همین مسیر نیز سرمایه بیشتری وارد كشور شده و اشتغال نیز برای تعداد زیادی فراهم كرده است. افزون بر این، به نظرم در زمینه سلامت و بخش بهداشت و بیمه‌های همگانی اقدامات خوب و مهمی انجام شده‌است. وزارت خارجه و وزارت نفت نیز موفق عمل كرده‌اند. معاونت زنان روحانی نیز اقدامات خوبی در حوزه زنان و دفاع از حقوق آن‌ها انجام داده است. در حوزه سیاست داخلی مجال فعالیت آزادانه‌تر احزاب در قیاس با قبل به مراتب بهتر و بیشتر شده است و سازمان‌های غیردولتی و مردم نهاد فراوانی در این دوره مجوز فعالیت گرفتند. در حوزه فرهنگ نیز فضای هنری-كتاب، موسیقی، تئاتر و سینما-قابل قیاس با دولت قبلی نیست. مطبوعات نیز در قیاس با گذشته به مراتب از فضای بهتری برای فعالیت برخوردارند. اینكه آرامش به كشور برگشته و هر روز از طرف رییس جمهور و دولتش تنشی داخلی و منطقه‌ای ایجاد نمی‌شود، از نقاط مثبت دیگر است. نكته مثبت دیگر ثبات بخشی، كاهش التهاب‌های سیاسی اقتصادی مؤثر بر حوزه اقتصاد، رشد شاخص‌های اقتصادی و مهار تورم است. همه این نكته‌ها و بسیاری موارد دیگر كه در این مجال نمی‌گنجد از جمله دلایلی است كه در این دوره نیز حكم می‌كند به روحانی رای دهیم.

حضور اسحاق‌جهانگیری در رقابت‌های انتخاباتی تاچه حد می‌تواند به روحانی كمك كند؟

هم حضور آقای جهانگیری و هم آقای هاشمی‌طبا تا اینجا بسیار خوب و موثر بوده است. باید هماهنگی بیشتری در بین كاندیداهای جریان اعتدال و اصلاح‌‌طلب وجود داشته‌باشد. شما اگر دقت كنید سه كاندیدای اصولگرا هماهنگ عمل می‌كنند. به تعبیری یكی پاس می‌دهد و دیگری به سمت دروازه می‌برد و این هماهنگی را من در این طرف ندیدم. به نظرم لازم است برای مناظره سوم منسجم‌تر كار شود. آقای جهانگیری با توجه به سوابق اجرایی ارزنده‌ای كه داشته و اشراف به اطلاعات و عملكرد دولت، حضورش بسیار موثراست.

با توجه به همراهی اصلاحات با روحانی، آن‌ها می‌توانند در دولت آینده توقع حضوری پررنگ‌تر داشته‌باشند یا موضوع، سهم خواهی قلمداد می‌شود؟

من با چنین سهم خواهی‌هایی موافق نیستم. باید به‌گونه‌ای عمل كرد تا رییس‌‌جمهور دستش برای انتخاب شخصیت‌های اصلح و توانمند باز باشد. چه اصلاح‌طلب باشد یا نباشد، مهم این‌است كه در چارچوب عقلانیت و اعتدال برای خدمت به مردم آماده باشد و صلاحیت لازم برای پذیرش مسئولیت را داشته باشد.

اصلاح طلبان برای توفیق در انتخابات شورا باید چه اقداماتی را مد نظر خود قرار بدهند؟

باید شخصیت‌های موثر، متخصص و مجرب را برای رفاه و پیشرفت حوزه شهر و روستا را معرفی كنند و درگیر رودربایستی‌های متعارف سیاسی نشوند. نتیجه مخرب و منفی چنین رویكردی در چند مورد مشخص هم در شورا و هم در مجلس دیده‌ایم. كسانی كه امتحان خود را در گذشته ناموفق پس داده‌اند، دوباره امتحان نكنند.

عملكرد شورای چهارم را چگونه تحلیل می‌كنید؟

اقدامات خوبی توسط شورا انجام شده است. برای مثال اقدامات تخصصی در زمینه حمل و نقل و زیرساخت‌ها صورت گرفته است. البته در بسیاری زمینه‌ها نیز اقداماتش تاثیر قابل توجهی بر مدیریت شهری نداشته است. در قبال نابودی فضای سبز و پارك‌ها و ساخت و سازهای بی‌رویه منفعل عمل كرده است و از این جهت شریك جرم شهرداری تلقی می‌شود. تا جایی كه اخبار را دنبال كردم، آلودگی هوا و جمع آوری زباله و پسماندهای شهری مشكلاتی‌ به حساب می‌آید كه شورا باید در این‌باره بیشتر كار كند. از سوی دیگر، به نظرم شورای شهر چهارم، در حوزه نظارت بر عملكرد شهرداری موفق نبوده و بعد نظارتی شورا دست‌كم در مواردی تابع یك‌سری بده بستان‌ها بوده است.

امكان دارد بعد از شكست احتمالی قالیباف در انتخابات ریاست جمهوری،او دوباره شهردار شود؟

شك نكنید شكست قالیباف قطعی است. همچنین تصور نمی‌كنم اصولگرایان در شورای تهران رای اكثریت را به دست بیاورند. به نظرم یكی از برنامه‌های جدی اعضای شورای شهر پنجم باید انتخاب شهردار جدید باشد. غیر از عملكرد ضعیف و غیرقابل دفاع قالیباف در دوران شهرداری تهران، صحبت‌های دروغ و اظهار نظر‌‌های عوام‌‌فریبانه و غیر موجه و غیر اخلاقی او در برنامه‌های تلویزیونی نشان داد، صلاحیت و شایستگی مسئولیت شهر بزرگی مثل تهران را ندارد.

یك شهردار مطلوب برای شهر مهمی مثل تهران باید از چه ویژگی‌هایی برخودار باشد؟

مردم انقلاب كردند تا ارزش‌‌های اخلاقی یا دینی را به‌جای دروغ، نفاق و عوام فریبی و نیرنگ بر كشور حاكم كنند. به نظرم مهم‌ترین خصلت شهردار این است كه امانتدار باشد و در چارچوب اخلاق و قانون عمل كند. من اولویت را در انتخاب شهردار به مراعات اخلاق می‌‌دهم. قالیباف در آزمون اخلاق مردود است. هر چند از ابتدا نیز در حد شهرداری تهران نبود. حضور امروز قالیباف در شهرداری تهران نتیجه زدوبندهای سیاسی-اقتصادی پشت پرده است. او مدت‌هاست كه باید از این مسئولیت كنار گذاشته می‌شد.

باور به شورا و همكاری با شورای شهر از ویژگی‌هایی است كه شهردار جدید باید دارا باشد. قدرت بالای مدیریت ادارات زیرمجموعه شهرداری از مولفه‌های دیگر شهردار مطلوب است. برای همه اقشار شهر از جمله اقشار معلول، سالخورده، جوان، كودك، زنان و ...برنامه داشته باشد. به نظر كارشناسان و متخصصین حوزه‌های مختلف توجه دارد و تصمیمات شهری را بر اساس نظر مشورتی با متخصصین هر حوزه اتخاذ می‌كند. علاوه بر این، به نظرم شهردار به جای داشتن پیشینه امنیتی- انتظامی باید شاكله فرهنگی-اجتماعی داشته باشد. شهردار مطلوب باید نگاهی توسعه محور داشته باشد و در پی مدیریتی مبتنی بر توسعه باشد، نه فقط انجام اقدامات خدماتی و عمرانی شهری را در دستور كار داشته باشد.شهردار باید ارتباط خوب با مردم شهر داشته باشد و به دنبال مدیریت شهروند محور باشد. سابقه و یا آشنایی با كار در حوزه شهری از مولفه‌های موثردیگر برای انتخاب شهردار است.

 

 

قالیباف مدت‌هاست كه باید از این مسئولیت كنار گذاشته می‌شد

حضور قالیباف در شهرداری، نتیجه زدوبندهای سیاسی- اقتصادی پشت پرده است

مسئولان باید نتایج ملموس كارهایی را كه كرده‌اند، به مردم اطلاع دهند

شك نكنید شكست قالبیاف قطعی است

باید هماهنگی بیشتری میان كاندیداهای جریان اعتدال و اصلاح‌طلب وجود داشته‌باشد

باید به گونه‌ای عمل كرد تا رییس جمهور، دستش برای انتخاب شخصیت‌های اصلح باز باشد

شهردار به جای داشتن پیشینه امنیتی- انتظامی باید شاكله فرهنگی- اجتماعی داشته باشد


نوشته شده در تاریخ سه شنبه 19 اردیبهشت 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

 تاوان رئیس جمهور شدن دیگران از جیب مردم! ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  


http://s8.picofile.com/file/8294423676/PAY8MADH8YE_Y8R8NEH_NAQDY_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8294424176/PAY8MADH8YE_Y8R8NEH_NAQDY_4.jpeg

 

http://s9.picofile.com/file/8294424526/PAY8MADH8YE_Y8R8NEH_NAQDY_6.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8294424900/PAY8MADH8YE_Y8R8NEH_NAQDY_7.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8294425518/PAY8MADH8YE_Y8R8NEH_NAQDY_9.jpeg

 

http://s9.picofile.com/file/8294425742/PAY8MADH8YE_Y8R8NEH_NAQDY_2.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8294426000/PAY8MADH8YE_Y8R8NEH_NAQDY_3.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8294426342/PAY8MADH8YE_Y8R8NEH_NAQDY_8.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8294426742/PAY8MADH8YE_Y8R8NEH_NAQDY_5.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8294427126/SEF8RATE_ARABEST8N_HAMLE_BE_1.jpg

 

 عصر ایران : وقتی دولت قبل، شروع به توزیع یارانه نقدی کرد، بسیاری از مردم خوشحال شدند چرا که به ازای هر عضو خانواده، ماهانه مبلغ 44500 تومان به حساب شان واریز می شد، آن هم بدون این که کاری انجام دهند. این اولین باری بود که چنین اتفاقی در تاریخ ایران رخ می داد و خیلی ها نمی دانستند چه پیامدهایی در انتظار معیشت مردم است.
 دیری نپایید که مردم متوجه شدند چه بلایی بر سرشان آمده است:
آنها بیش از یارانه ای که می گرفتند را باید خرج قبض های آب، برق، گاز، تلفن، موبایل، بنزین و ... می کردند. این البته همه ماجرا نبود چرا که موج گرانی که از حامل های انرژی شروع شده بود، فراگیر شد و در اندک زمانی، قیمت همه چیز بالا رفت به طوری که یارانه ها، فقط اندکی از هزینه های جدید را پوشش می داد.
 قیمت بنزین 7 برابر شد، نان لواش که 25 تومان بود به 160 تومان رسید. تخم مرغ از 55 تومان به 350 تومان افزایش قیمت یافت
و با سه برابر شدن قیمت دلار، بناگاه سرمایه همه ایرانی ها، یک سوم شد.
قیمت مسکن در تهران 459 درصد بالا رفت و در ایران به طور متوسط 2.6 برابر شد.
 بدین ترتیب،
فقرا فقیر تر شدند ولی دلال ها که سودشان در جهش قیمت هاست، در مدت زمان کوتاهی به ثروت های نجومی رسیدند. خیلی ها نیز که برنامه ریزی کرده بودند برای خانه دار شدن، ناگزیر شدند پولی که برای خرید پس انداز کرده بودند را صرفاً هزینه رهن خانه استیجاری کنند.
 چنین شد که مردم گفتند یارانه ها را قطع کنید ولی قیمت ها را به قبل از آن برگردانید؛ اما غول تورم از چراغ بیرون آمده بود.
کاری که دولت روحانی انجام داد، مهار تورم بود، نه به این معنا که قیمت ها کاهش یابد بلکه به جای آن که قیمت ها با سرعت تورم 50 درصدی بالا بروند، به طور متوسط با سرعت تورم 9 درصدی افزایش یابند.
 اینک برخی از کاندیداها، به جای عبرت گرفتن از گذشته و آثار تورمی توزیع یارانه نقدی و صرفاً برای رسیدن به آرزوی ریاست جمهوری، وعده یارانه 150 هزار تومانی می دهند.
آنها یا نمی دانند که یارانه نقدی با افزایش چند برابری قیمت ها، چه بلایی بر سر مردم می آورد که در این صورت، نادان هستند یا می دانند ولی برای این که چند صباحی حکومت کنند، چوب حراج به مملکت و معیشت مردم می زنند که در این صورت خیانت می کنند.
 افزایش یارانه ها، شاید برای کسانی که حافظه تاریخی ندارند یا قدرت تحلیل ندارند جذابیت داشته باشد ولی قطعاً تیرخلاصی خواهد بود بر معیشت مردم به ویژه اقشار کم درآمدی که آقایان ادعای حمایت شان را دارند.
 اگر چنین طرحی اجرا شود، دیر نخواهد بود روزی که مردم همانند قبل بگویند یارانه ها را به همان حالت قبلی برگردانید ولی قیمت های سال 92 را احیا کنید!
 قیمت ها چند برابر شوند و پدرهای بیشتری شرمنده خانواده هایشان شوند تا کسی  که سال هاست آرزوی رئیس جمهور شدن دارد، به خواسته اش برسد؟ آیا ما باید  تاوان آرزوهای شخصی دیگران را بدهیم؟!

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 

برچسب ها: تاوان یارانه از جیب مردم، معضلات هدفمندی یارانه ها، افزایش تورم بعد از هدفمندی، افزایش فاصله فقیر و غنی، تورم افزایش یارانه، مهار تورم، تورم 50 درصدی،


نوشته شده در تاریخ دوشنبه 18 اردیبهشت 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

   صاحب این کاندیدا کیست؟

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  


http://s9.picofile.com/file/8294366934/Q8LYB8F_AHMADYNEJ8D_M3SHAVAD_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8294369118/Q8LYB8F_AZ_K8QAZP8REH8YE_TAHR3MHAA_BARQ_M3GEREFTAM_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8294369376/BARQE_ZOB8LEHEE_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8294369668/Q8LYB8F_YEKY_BEXAR_2_TAA_BEBAR_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8294372384/Q8LYB8F_V8GOZ8RYE_B8QO_ZAM3N_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8294372592/Q8LYB8F_V8GOZ8RYE_V3L8H8YE_DOLATY_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8294373150/Q8LYB8F_TAXR3BE_DERAXT8N_1.jpg]

 

 

وبلاگ فاضلی، محمد، خبرآنلاین: محمود احمدی‌نژاد وقتی که یازده‌ روز خانه‌نشینی کرد، بعد هم که مملکت را ویرانه تحویل داد، و دست آخر وقتی علی‌رغم توصیه‌ رهبری در انتخابات ثبت‌نام کرد، مسابقه‌ای بین اصولگراها راه افتاد که هر کسی بیشتر از او اعلام دوری کند و هیچ کس حاضر نشد مسئول و «صاحب سیاسی» او شود. راستش محمود احمدی‌نژاد از روز اول هم «صاحب سیاسی» درست و حسابی نداشت. او خود را مستقل خواند و به اتکای وعده‌های نجومی‌اش پیروز انتخابات شد. احمدی‌نژاد خودش بود و حساب حرف و عملش را هم نمی‌کرد. او میراث‌دار یک حزب و جریان باسابقه نبود که آبروی حزب برایش مهم باشد. او مثل تولیدکننده‌های لواشک تقلبی بود که نام و نشان و کارخانه‌ای ندارند و نگران نیستند که آبروی‌شان به خطر بیفتد و بنابراین هر آشغالی را دست مردم می‌دهند. هر روزی هم به یک اسمی تولید می‌کنند و کل بساط‌شان هم شاید به اندازه یک زیرپله باشد.
 سیاست هم عین تجارت و تولید است. تشکیلات سیاسی سابقه‌دار هر حرف بی‌ربطی را به اسم شعار سیاسی به خورد مردم نمی‌دهد چرا که می‌داند همین یک انتخابات نیست و مملکت هم که قرار نیست زیر وعده‌ها و شعارهای یک انتخابات له شود و از بین برود. مملکت باید باقی بماند و رقابت سیاسی هر چهار سال یکبار تکرار می‌شود.
 مصطفی میرسلیم نماینده حزب مؤتلفه اسلامی است. مؤتلفه اسلامی یک نام سیاسی رگ و ریشه‌دار است و بیشتر از 50 سال در ایران سابقه دارد. مصطفی میرسلیم «صاحب سیاسی» دارد، به آبروی حزبش فکر می‌کند و می‌داند بعد از انتخابات هم باید پاسخ‌گو باشد. مؤتلفه 50 سال بوده و بعد از انتخابات هم خواهد بود و می‌خواهد در سیاست ایران مؤثر باشد. اسحاق جهانگیری و حسن روحانی هم پشتوانه دیرینه اصلاح‌طلبی و اعتدال‌گرایی منسوب به محمد خاتمی و اکبر هاشمی رفسنجانی دارند.
 اما دو کاندیدا هستند که نسبت حزبی و ریشه سیاسی آن‌ها مشخص نیست.
محمدباقر قالیباف ژست اصلاح‌طلبی می‌گیرد، حرف‌های اصولگرایی می‌زند، با ثروتمندان از شهر پول درمی‌آورد و رأیش را در جیب فقرا جست‌وجو می‌کند. هیچ تشکل اصولگرای جدی هم تا به امروز مسئولیت او را نپذیرفته و حتی مشاوران اقتصادی و سیاسی و فرهنگی‌اش هم معلوم نیستند. کدام اقتصاددانی پای ادعای ایجاد 600 هزار شغل مستقیم و غیرمستقیم از یک میلیون تن محصول پتروشیمی، یا قول رشد 26 درصدی اقتصاد ایران را امضا کرده است؟ کدام اقتصاددان محاسبات ادعای 4 درصد در برابر 96 درصد را تأیید کرده است؟
 ابراهیم رئیسی هم کم‌وبیش همین وضعیت را دارد. او می‌گوید فراجناحی است، با اصلاح‌طلب و اصولگرا کار می‌کند و حتی رفتن زیر چتر جمنا را هم نپذیرفته است. اقتصاددانان و مغزهای متفکر تیم او هم هنوز رونمایی نشده‌اند.
 همان‌طور که وقتی محمود احمدی‌نژاد به وعده‌هایش برای گسترش عدالت، آوردن پول نفت روی سفره مردم، تبعیت از ولایت و ده‌ها وعده دیگر عمل نکرد، هیچ اصولگرایی مسئولیت او را نپذیرفت و مسابقه برای فرار از انگ احمدی‌نژاد شروع شد؛
روزی که وعده‌های محمدباقر قالیباف و ابراهیم رئیسی نیز عملی نشود، هیچ کس مسئولیت‌شان را به عهده نخواهد گرفت.
 واقعیت این است که این وعده‌ دادن‌ها - سه برابر کردن یارانه، دادن 250 هزار تومان به بیکاران، و سایر وعده‌ها - از سر «بی‌صاحبی سیاسی» است. این کاندیداها اگر برخاسته از یک حزب رگ‌و ریشه‌دار مثل مؤتلفه یا جبهه اصلاحات و اعتدال بودند که سابقه اداره کردن مملکت داشتند، و قصدشان این بود که در سیاست ایران باقی بمانند و کار کنند، چنین وعده‌هایی نمی‌دانند و مثل یک شرکت تجاری با آبرو و اعتبار عمل می‌کردند و وعده‌ای نمی‌دادند که اعتبارشان را به خطر اندازد.
 محمدباقر قالیباف می‌خواهد به هر قیمتی رئیس‌جمهور شود و کسی هم از او نمی‌پرسد اگر وعده‌هایت عملی نشد ما با آبروی رفته خود چه کنیم؟ او درست مثل لواشک‌ساز متقلب زیرپله عمل می‌کند. هم شعار احمدی‌نژادی می‌دهد و هم جمله میرحسین موسوی را در مناظره تکرار می‌کند. این بار هم که نشد، دفعه بعد یک زیرپله دیگر پیدا می‌کند و شاید کلمات حسن روحانی را تکرار کند.
 همان گونه که محمود احمدی‌نژاد یک کاندیدای بی‌صاحب بود؛ زد و برد و ما را با اقتصاد و جامعه و سیاستی ویران تنها گذاشت بدون آن‌که بدانیم مسئولیت کارهای او با کیست؛
محمدباقر قالیباف هم زیرپله بی‌نام و نشانی برای سیاست‌بازی خود انتخاب کرده است.
هر رأی‌دهنده‌ای باید برای رأی دادن به هر کاندیدایی از خودش بپرسد «صاحاب این کاندیدا کیه؟»

 

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 
نوشته شده در تاریخ شنبه 16 اردیبهشت 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 دیگه امثال او جایی در ایران ندارند ...  

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  


http://s6.picofile.com/file/8218053992/AW8MFAR3BEE_1.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8229810984/AHMADYNEJ8D_TAXR3B_TAHD3D_1.jpeg

 

http://s6.picofile.com/file/8266937400/Q8L3B8F_VA_HAV8D8R8N_2.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8293304900/Q8L3B8F_WA_ADEH8YE_AANCHEN8NY_1.jpg

 

http://s4.picofile.com/file/7987739779/TAWARROM_IRAN_REKORD_D8RE_TAWARROME2013.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8289005076/EXTELAAS_1.jpg

 

http://s1.picofile.com/file/8289005326/EXTELAAS_2.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8275805450/B8BAKE_ZANJ8NY_AGAR_1.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8238342442/B8BAKE_ZANJ8NY_1.jpg

 

 وبلاگ دکترمرتضی بهشتی، حقوقدان و پژوهشگر، خبرآنلاین: در سال 1384 و انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری در کشور ایران اتفاقی رخ داد که با گذشت 12 سال از آن تاریخ ، آثاز آن همچنان باقی است، اما قراراست که دیگر چنین نشود و محمود دیگری برجان ومال و نوامیس وفرهنگ مردم حکمرانی نکند زیرا :
1- اصولاً قبل از سال 1384 محمودی وجود نداشت که صاحبان اندیشه بخواهند راه بزرگ شدن حبابی او را بگیرند و چنین عجوبه ای در سپهر سیاست پنجاه ساله ایران تجربه نشده بود که روش مهار او تجربه شده باشد اما امروز ملت و حاکمیت با اندکی تفاوت روش های سقط جنین های این چنینی را به خوبی فراگرفته اند .
2- آن دسته از اصحاب صدا و دارندگان تریبون های رسمی و دینی به خوبی دانسته اند یا به ایشان الهام شده است که دیگر خواب نبینند و خواب نما نشوند وتاکسی هم سوارنشوند که خواب مادر تاکسیران را بشنوند و از مردم بخواهند به محمود رآی دهند .
3- دیگر قرارنیست برای به حاکمیت درآوردن محمود دیگری ، به دامان نورانی و ساحت صاحب الزمان ( عج ) دست درازی کرد و او را نظر کرده آن امام مهربان معرفی کرد .
4- دیگر سرمایه معنوی برای مدعیان و تاجران دین نمانده است که بخواهند به پای کوتوله های سیاسی بریزند و داشته ونداشته های خودرا قربانی محمود نامی کنند و باور و ایمان پاک مردمان را به سخره بگیرند و فضا را به گونه ای آلوده کنند که طلبه جوانی در راهپیمایی پلاکاردی را به دست بگیرد که درآن نوشته باشد : بدون احمدی نژاد به بهشت نمی روم !!!
5- ملت ایران قوه اندیشه و تفکر و بیداری را جایگزین قوه بویایی خویش کرده است و دیگر بوی رجایی و بهشتی و.. را استشمام نمی کنند بلکه کسی را برمی گزینند که اندیشه و خاصیت و درایت و وزانت و اصالت رجایی و بهشتی را داشته باشد حتی اِسانس رجایی و بهشتی را هم مطالبه نمی کنند . رهرو رجایی وبهشتی بودن نامزد ریاست جمهوری ، می تواند ملت ایران را به آرامش برساند نه بوی آنها .!!!
6- ملت ایران از قلدران و صاحبان صدا ، که در دولت های نهم و دهم از مردم می خواستند که برای ایستادگی در مقابل تحریم های ظالمانه ، یک وعده غذا بخورند و یا اشکنه و پیاز مشهدی را ترویج می کردند و یا می گفتند : مگر ما برای شکم و اقتصاد انقلاب کردیم . وبرعکس در دولت یازدهم رکود و گرانی که عمدتاً محصول دولت سیاه رویان می باشد را برنمی تابند و آسمان ریسمان می کنند که چرا به فکر اقتصاد و کار مردم نیستید ؛ گریزان شده اند و این دست از فریاد زنان ، نمی توانند محمود دیگری را بر مردم تحمیل کنند .
7- حاکمیت پیام نورانی امام علی ( ع ) را با تمام وجود شنید و احساس خطر کرد که ، حضرت از عوامل چهارگانه فروپاشی حکومت ها ؛ مقدم دانستن فرومایگان بر فرزانگان را برشمرده است و دیگر حاضر نیست اعتبار و سرمایه خویش را صرف فرومایگان کند بلکه در صد د است فرزانگان را احترام وتکریم کرده و نگذارد سنگ ریزه ها خود را کوه پنداشته و کوس انا الحق بزنند زیرا اگر غیراز این باشد بلایی بر سرکشور خواهد آمد «که نه از تاک نشان بود نه از تاک نشان »
8- دیگر حکمرانی بر مردم با شرافت ایران زمین که هشت سال تمام با صلابت و استواری و مجاهدت کم نظیر از سرزمین و نوامیس خود دفاع کردند و در این راه شهیدان سروقامت و جانبازان بی توقع واسیران صبور فراوانی را نثار پایداری کشور کردند ؛ با رمز و اصطرلاب ودعا نویسی ویاری از لشگر جنیان ومرتاض ها و .... میسر نیست و هرکس و هر مقامی که توان اندیشیدن داشته باشد و قدرت بکارگیری خرد جمعی در او باشد می تواند رآی مردم را از آن خود کند .
9- مردم می خواهند با حفظ کرامت و احترام به ایرانی بودن و ایرانی زندگی کردن ؛ ارتباط با دنیا داشته باشد و ازاین بابت نگران نیستند که دشمن چه می خواهد بلکه به قدرت دیپلماسی خود باور دارد و می تواند پیروز میدان سیاست و تعامل با دنیا باشد و از این رو دولتی را می خواهد که ضمن احترام به حقوق جامعه جهانی با قدرت تمام از منافع کشور دفاع کند و فرار از رویارویی با دشمن را نمی پسندد .
10- دیگر دوران حاکمیت فریب به سرآمده است که استاندار نادان و فریبکاری مدعی شود در منطقه زلزله زده روستایی دیوار خانه ای را دیدم که از سه جهت خراب شده بود ولی دیواری که عکس احمدی نژاد بر آن نصب بود سال مانده بود و هیچ مقامی هم آن را انکار نکرده و گوینده را مواخذه نکردند بلکه ارتفاء مقامش دادند !!!
مطمئن باشیم به شرط بیدار بودن و طرد چاپلوسان و متملقان ورشد معلومات دینی و اجتماعی و سیاسی و عبرت گرفتن از تاریخ دیروزمان ؛ محمود های دیگری نمی توانند بر سرمایه ها و تاریخ گرانسنگ این مرزو بوم مسلط شوند .
به امید رشد و بالندگی دینی و سیاسی مردم عزیزمان.

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 

برچسب ها: تریبون های رسمی، خواب نما، احمدی نژاد، قلدران، دولت یازدهم، قدرت دیپلماسی، حاکمیت فریب،

نوشته شده در تاریخ جمعه 15 اردیبهشت 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

  روابط آزاد دختر و پسر ... 


  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  


http://s8.picofile.com/file/8294025192/R8BETEYE_DOXTAR_VA_PESAR_6.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8294025368/R8BETEYE_DOXTAR_VA_PESAR_11.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8294025118/R8BETEYE_DOXTAR_VA_PESAR_10.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8294025818/R8BETEYE_DOXTAR_VA_PESAR_12.JPEG

 

http://s8.picofile.com/file/8294025968/R8BETEYE_DOXTAR_VA_PESAR_5.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8294026218/R8BETEYE_DOXTAR_VA_PESAR_7.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8294026342/R8BETEYE_DOXTAR_VA_PESAR_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8294027150/R8BETEYE_DOXTAR_VA_PESAR_8.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8294026634/R8BETEYE_DOXTAR_VA_PESAR_4.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8294026900/R8BETEYE_DOXTAR_VA_PESAR_2.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8294027726/R8BETEYE_DOXTAR_VA_PESAR_9.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8294028168/R8BETEYE_DOXTAR_VA_PESAR_3.jpg

 

  دکتر کیهان نیا : روابط آزاد دختر و پسر و شکسته شدن قبح چنین روابطی، باعث ایجاد روحیه بی اعتمادی و بدبینی نسبت به همسر می شود و این ذهنیت آزار دهنده در فرد شکل می گیرد که آیا همسرش پیش از این، چنین رابطه ای را تجربه کرده است یا نه؟ و یا ممکن است همسرش در زندگی به او خیانت کند؟ این بی اعتمادی و شک هیچ گاه فرد را رها نمی کند.
چرا روابط دختر پسر و دوستی های قبل از ازدواج اشتباه است؟
میگنا: غریزه جنسی بسیار نیرومند است و در هر دو جنس زن و مرد قرار داده شده است و بسیاری از امور عاطفی، روانی و رفتاری انسان را درگیر خود می‌ کند آنچه می ‌تواند به چنین نیاز مهم انسان پاسخ دهد ازدواج است، اگر مسیر این نیازهای عاطفی و جنسی به جای ازدواج به روابط دختر پسر و دوستی با جنس مخالف ختم شود، بزرگترین آسیب‌ها و مشکلات متوجه دختران و پسران جوان شده که تا آخر عمر ممکن است دامن آن ‌ها را گرفته و جبران آن به سختی و گاهی غیر ممکن خواهد بود، از این رو به بعضی از آسیب ها و نتایج تلخی که روابط دختر پسر برای هر فرد به دنبال دارد می‌پردازیم. البته پیامدهای این روابط به دلیل لطافت روح بیشتر متوجه دختران است.
**پیامدهای‌ روابط دختر پسر:
1- آسیب های روحی و روانی و ابتلا به افسردگی
برقراری عاطفی و احساسی روابط دختر پسر مخصوصاً در سن نوجوانی، از آن جا که اغلب به ازدواج نمی انجامد، فرد را دچار افسردگی می کند.
گاهی دختری به پسری علاقه مند شده و تنها به این خاطر که فکر می کند آنها فقط برای هم هستند حتی خود را در اختیار او قرار می دهد اما بعد از بی‌ وفایی پسر، به شدت دچار سرخوردگی و افسردگی شدید می شود و نیز اعتماد چنین شخصی از جنس مخالف به خاطر بیوفایی هایی که در نتیجه آن ارتباط دیده، سلب خواهد شد و حتی در زندگی آینده نمی تواند به همسرش اعتماد کند و همیشه فکر می کند ممکن است همسرش هم روزی به او خیانت کند و او را رها کند.
2- جاذبه ها، احساسات و عشق کاذب مانع شناخت صحیح طرفین از یکدیگر می شود
در روابط دختر پسر ممکن است دختر و پسری که با هم رابطه دوستی و عاشقانه برقرار می کنند دوستان خوبی برای هم باشند اما زمانی که در نقش همسری قرار می گیرد، متفاوت رفتار کنند.
بسیاری از زنان و مردان جوان بعد از آغاز زندگی مشترک و رفتن به زیر یک سقف متوجه ایرادات و نقایص طرف مقابل و تضادهایشان با هم می شوند. بنابراین این نکته را همیشه به یاد داشته باشید که جاذبه و وابستگی در دوستی ها و روابط قبل از ازدواج مانع دید بهتر شما از طرف مقابل می شود.
3- از دست دادن فرصت ها و کم شدن میل به ازدواج
بسیاری از دختران وقتی با جنس مخالف خود دوست می شوند و
وعده ازدواج پسران را جدی می گیرند فکر می کنند که شریک زندگی و همسر آینده خود را پیدا کرده اند بنابراین خواستگاران خود را حتی با بهترین شرایط رد می کنند اما آنها نمی دانند با این کار از مسیر درستی که می توانند با انتخاب شریکی شایسته فرصت برقراری یک رابطه احساسی و عاطفی باثبات را فراهم کنند دور می شوند و بازیچه روابط ناپایدار می شوند و چه بسا سالها عمر و جوانی خود را به پای پسری تلف می کنند و در آخر هم یا پسر او را رها می کند و ازدواجشان به هم می خورد یا ازدواجی ناموفق و ناپایدار دارند. پسر هم وقتی با یک دختری دوست می شود با تامین نیازهایش دیگر به دنبال ازدواج نمی رود و شرایطی به وجود می آید که از ایجاد رابطه صمیمانه، پایدار و متعهدِ چارچوب دار، مانند ازدواج، طفره می رود.
کم شدن میل به ازدواج، بالا رفتن سن ازدواج و از دست دادن فرصت های خوب در ازدواج از نتایج و پیامدهای دوستی با جنس مخالف و روابط دختر پسر است.
4- اتلاف وقت
دختر و پسر فرصتی را که می توانند با مطالعه، تفریح یا ورزش سپری کنند با پیامک بازی و چت کردن های طولانی مدت و بیهوده تلف می کنند که در انتها جز خستگی و ضرر مادی سودی برایشان ندارد.
5- آسیب ‌های اجتماعی
دختری که در شهری کوچک با پسری ارتباط دارد و ارتباط او آشکار می شود، چنین شخصی وقتی ازدواج کند ممکن است از طرف همسر و خانواده او سرزنش ‌شود و به هر بهانه‌ای، روابط قبلی وی را به رخش بکشند. این پدیده می ‌تواند تهدیدی برای پایگاه خانواده باشد.
6- ضعیف شدن حس اعتماد، بی اعتمادی و بدبینی
دختران و پسرانی که بر اثر آشنایی در خیابان یا محیط های دیگر و ایجاد علاقه و دوستی بین آنها، به ازدواج اقدام می کنند،
گاهی در زندگی آینده دچار بی اعتمادی و بدبینی می شوند، زیرا با خود می گویند همسر او که به راحتی با او دوست شده و با او ارتباط برقرار کرده است، آیا امکان دارد که قبلاً با فرد دیگری نیز دوست شده باشد؟ و یا بعداً با شخش دیگری رابطه برقرار کند؟ این فکر همیشه برای زوجین آزار دهنده است و در روابط و تصمیم های زندگی نیز خود را به صورت های مختلف نمایان می سازد. حتی اگر این دوستی به ازدواج ختم نشود، چون خود با این مسئله مواجه بوده است، احتمال می دهد که شاید همسر او نیز با شخص دیگر پیش از ازدواج رابطه داشته است.
روابط آزاد دختر و پسر و شکسته شدن قبح چنین روابطی، باعث ایجاد روحیه بی اعتمادی و بدبینی نسبت به همسر می شود و این ذهنیت آزار دهنده در فرد شکل می گیرد که آیا همسرش پیش از این، چنین رابطه ای را تجربه کرده است یا نه؟ و یا ممکن است همسرش در زندگی به او خیانت کند؟ این بی اعتمادی و شک هیچ گاه فرد را رها نمی کند.
7- افت تحصیلی
دختر و پسری که در سنین پایین تر با هم ارتباط برقرار می کنند ذهن آنها مدام درگیر این گونه ارتباطات است و باعث بروز عشق و عاشقی و خیال پردازی می شود که نتیجه آن در اغلب موارد افت شدید تحصیلی است.
8- نگرانی ترس از بر ملا شدن روابط و دوستی با جنس مخالف
اولاً به خاطر اینکه این گونه روابط دختر و پسر به دور از چشم والدین برقرار شده است، در هر دو طرف یک حالت ترس و اضطراب به خاطر آشکار شدن آن به وجود می آید که می تواند در روند زندگی طبیعی فرد تاثیرات منفی بر جای گذارد. ثانیاً این نوع روابط دختر پسر زندگی زناشویی و آینده فرد را نیز تحت تاثیر خود قرار می دهد زیرا همیشه فرد به خاطر دوستی و روابطی که قبل از ازدواج داشته
می ترسد و پیش خود فکر می کند که نکند دوست پسر و یا دختر قبلی اش باز سروکله اش پیدا شود و زندگی او را تباه کند و یا همسرش به رابطه های او در دوران مجردی اش پی ببرد و یا مدرکی علیه او بر جای مانده باشد که همسرش همه چیز را بفهمد.
9- وابستگی عاطفی
در روابط دختر پسر و این نوع دوستی ها، افراد تمام عواطف خود را چنان نثار هم می ‌کنند که
بعد از مدتی این تصور در آنها ایجاد می ‌شود که هیچ کس به اندازه او نمی تواند او را خوشبخت کند و به او عشق بورزد و مبادا در آینده با فردی جز این فرد ازدواج کند که به این اندازه او را دوست نداشته باشد. حال آنکه این رابطه عاطفی دختر و پسر تنها یک نوع وابستگی است که به طور طبیعی شکل می ‌گیرد.
در دوستی و رابطه دختر و پسر فکر می کنند هرگز فرد دیگری آنها را به این اندازه دوست نخواهد داشت.
10- عدم شناخت واقعی و صحیح طرف مقابل
معمولا
اینگونه روابط دختر پسر و دوستی با جنس مخالف به انگیزه شناخت بیشتر شکل می گیرد ولی اهدافی که در این نوع دوستی ها دنبال می شود، شهوت و هوسبازی است. ممکن است در این دوستی ها شناخت ظاهری از جنس مخالف بالا رود، اما وقتی پای احساسات و عشق های کاذب به میان می آید میزان شناخت واقعی و صحیح کم می شود و این ارتباطات نه تنها کمکی به شناخت افراد از یکدیگر نمی کند بلکه با بروز احساسات در بین دو طرف، باعث می شود آنان از شناخت یکدیگر فاصله بگیرند. میگنا دات آی آر، پس بهترین روش شناخت فرد، تکیه بر عقل و منطق و همراه با نظارت خانواده هاست.
11- ازدواج ‌های ناپایدار
ارتباط دختر و پسر اغلب بر اساس جاذبه‌ های ظاهری شکل می‌گیرد و
شرط اصلی یک ازدواج موفق که کفویت و همسان بودن طرفین است در نظر گرفته نمی شود، در نتیجه میزان موفقیت در ازدواج کاهش خواهد یافت، از سوی دیگر، ارتباط عاطفی پسر و دختر به هم به وابستگی ختم شده و نقص‌ها دیده نمی‌شوند. اما وقتی هیجانات و احساسات کاذب فروکش کند، ایرادات آشکار می شود و به اختلافات خانوادگی می ‌انجامد.
پیامبر اکرم (ص) فرمودند: حبّك للشّی‏ء یعمی و یصم‏
«دوست داشتن هر چیزی، انسان را کر و کور می‌کند»
12- آسیب رسیدن به دختران
در روابط دختر پسر بیشترین آسیب‌ ها متوجه دختران است. با «دوستت دارم» ، «از شما خوشم آمده»، «تو همان همسر رویاهایم هستی» شروع می ‌شود و نتیجه اش برقراری ارتباطات جنسی نامشروع، تلخی، شکست و پشیمانی است.
13- مانعی برای رشد و پیشرفت فرد
این گونه ارتباط دختر و پسر و دوستی ها گاهی به خاطر سرگرمی، به قصد گذراندن وقت و تفریح شکل می گیرد و باعث می شود که دو طرف تمام فکر و توجه خود را صرف این ارتباط بکنند و با درگیری های ذهنی و عاطفی که در اثر این نوع دوستی ها به وجود می آید بزرگترین مانع برای پیشرفت و ترقی فرد در زمینه های مختلف است.
کسانی که به راحتی دوست می شوند و ازدواج می کنند و بی آنکه از ارزش و اهمیت بنیان خانواده آگاه شوند آن را به راحتی ترک می کنند. علاوه بر این گاهی اتفاق می افتد که دختر و پسری در اثر این گونه ارتباط ها، به هم علاقه مند می شوند ، اما به دلایل متعدد این ارتباط ها به ازدواج ختم نمی شود. چنین افرادی حتی پس از ازدواج نیز عشق و علاقه قبلی را در ذهن و دل خود دارند و به طور طبیعی نمی توانند وظایف خود را به عنوان یک همسر در درون خانواده به انجام برسانند.
به گفته مولوی:
عشق هایی کز پی رنگی بود عشق نبود عاقبت ننگی بود

فقط در یک رابطه رسمی و جدی و تحت نظارت خانواده ها که همان نامزدی است طرفین به شناخت بهتری دست می یابند. آشنایی به تنهایی برای ازدواج کافی نیست. آشنایی شرط لازم ازدواج است. اما شرط کافی نیست. یادگیری و آموزش در ازدواج موفق بسیار موثر است.
منبع: به سوی كمال - دكتر كیهان نیا

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 

برچسب ها: روابط دختر و پسر، سلب اعتماد، خیانت همسر، عشق کاذب، شکست عاطفی، بالا رفتن سن ازدواج، فرصت ازدواج،



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 13 اردیبهشت 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 دشمن چهاردرصدی-های زالوصفت ... 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  


 طنز، حسام حیدری: آن خلبانِ پرآوازه، آن شهردارِ سازه، آن منجی آسمانی، آن محمود ثانی، آن تولیدکننده برق از زباله، آن تجمیع‌کننده نخاله، آن ثبت‌نام‌کننده در انتخابات‌ متعدد، آن زده رو دست رضایی، آن دارای مدرک جغرافیای سیاسی، آن کارهایش اساسی، آن رفته در محاق، آن زخم خورده از اسحاق، آن دشمن چهاردرصدی‌های زالوصفت، آن دوبرابر کننده درآمدهای نفت، آن چوب‌زنِ دشمنان، آن موتورسوار مهربان، آن پدیده نادرِ پرینت به دست، آن آبادکننده تهران و هرچی که هست، آن برج ساخته از بالای شهر تا به ناف، شیخنا و مولانا شهردار- خلبان- سردار- دکتر محمدباقر قالیباف (حفظه‌ا... من حملات الگازانبری)، هم خوشگل و هم بور بود و منتقد رییس‌جمهور بود.
مناقب او بسیار و محامد او فراوان است. از معتبران مشایخ اصولگرا بود و سوپر هیروی ابرشهر تهران بود و حرارت و آتش در برابرش چون آب سرد بود و او همان است که شاعر در منزلت مقام او فرماید:
رای مامان و بابا قالیباف قالیباف
دوست خوب بچه‌ها قالیباف قالیباف
در عظمت شأن او همین بس که مولانا تتلو (حفظه‌ا... جیگیلی جیگیلیه) از او حمایت کرد و او را نامزد اصلح دانست و جمله مریدان در موافقت فریاد «بغ بغو» سردادند. رحمه‌ا... علیهم اجمعین.
نقل است که روحی مهربان و دستی گشاده داشت و از ملک و املاک هرچه داشت به سائلان می‌داد و از بخشش هیچ ابا نداشت. او را دیدند که مشغول ساخت‌وساز است. گفتند: «چه می‌سازی؟» گفت:«این‌ها املاک برای نجوم است» و بر این طریق چندین رصدخانه ساخت.
مریدی از اعضای شورای شهر او را گفت: «مرا نصیحتی کن که با آن به هرچه ‌خواهم رسم». لختی اندیشید و گفت: «از زمین خوردن نترس» و گفت: «من خودم بارها زمین خوردم و نترسیدم و هربار که زمین خوردم به روی خودم نیاوردم و دوباره تلاش کردم». نقل است که مرید این وصیت به کار بست و چندی نگذشته از متمولان دوران خود شد.
نیمه شبی قبل از مناظره او را دیدند که با خود می‌گفت: «نیمه راهیم برنمی‌گردیم» و می‌گفت: «کلید مشکلات در دست من است» و می‌گفت: «من حقوقدانم و سرهنگ نیستم».
 او را گفتند: «چه می‌گویی؟ ماذا فازا؟ و چرا شعارهای رقیب را سر داده‌ای؟».
 آهی کشید و گفت: «تقلید همه را در مناظره کردم... فقط خود حسن مانده است».
 نقل است که عاشق مردم بود و دولتش «دولتِ مردم» بود و هرکاری که می‌توانست برای مردم انجام می‌داد. پس چون در میانه مناظره دید که مردم خسته شده‌اند و گروهی دست‌شویی خواست رفتن، از جای بشد و در دمای 200 درجه، میله داغ را بگرفت و با مرتضی حیدری وارد مذاکره شد و با رایزنی‌هایی که کرد، برای مردم 15 دقیقه وقت استراحت گرفت. اعلی‌ا... مقامه.
نقل است که مولتی‌تسک بود و با یک دست ایرباس می‌راند و با دست دیگر فاصله شمال-جنوب تهران را کم می‌کرد و همزمان در کانال‌های فجازی کامنت می‌گذاشت و نه تنها تحمل یک رقیب و دو رقیب که تحمل ده تا را هم داشت.
در انتهای کار او آورده‌اند که پس از مناظره دیگر آن باقر سابق نشد و کابوس بسیار می‌دید و نیمه شب از خواب می‌پرید و فریاد می‌زد: «اسحاق... اسحاق». آب قندش می‌دادند اما هیچ افاقه نمی‌کرد. می‌گفتند: «می‌خوای همه اتوبان‌ها رو دو طبقه کنی؟ مجوز تراکم بدم امضا کنی؟» ولی هیچ پاسخ نمی‌داد و خیره می‌نگریست. رحمه‌ا... علیه.

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 13 اردیبهشت 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

  همیشه خوشحال، همیشه خوشبخت ... 



   یکی بود یکی نبود. مردی بود که سالهای سال جستجو میکرد که یکی از اولیا الله رو پیدا کنه تا اون بشه مرشد وُ مرادش ... یکروز که خیلی دلتنگ وُ مشتاق شده بود، بهش الهام شد تا به سَمتی بره وُ اون آدمو پیدا کنه. رفت وُ رفت تا رسید به مردی که ظاهری ژنده وُ فقیر داشت. شک کرد که اون همون گمشده-اش باشه، به رسم ادب سلامی کرد وُ روز بخیری گفت. جواب شنید:

_ تمام روزهای عُمرم خیر بوده! ...

 با تعجب گفت: «خدا خوشبخت وُ عاقبت بخیرت کنه». مرد فقیر گفت: _ خدا خودتم خوشبخت وُ عاقبت بخیر کنه، من که همیشه خوشبخت بودم!

بازم تعجبی کرد وُ گفت: «همیشه خوش وُ سَر حال باشید». او هم جواب داد:

_ انشاالله خدا به شما هم همیشه این نعمت رو عطا کنه، به من که الحمدلله همیشه عنایت کرده.

 مَرد کنجکاو بیشتر تعجب کرد وُ گفت: «عجب! میشه بیشتر توضیح بدی»!؟ در جواب شنید که «هر چی که برام آرزو کردی، خداوند کریم به من تفضل کرده» ... «برام روز بخیر آرزو کردی، هیچ روز شَری نداشته-ام، بنده-ی خدا هر چی پیش بیآد، شاکره ... از سرد وُ گرم روزگار، از داشتن وُ نداشتن، از سرما وُ گرما، از اذیت وُ آزار خلایق، از مریضی وُ تنهایی، شکایتی نکرده-ام، به همین خاطر، تمام روزها برام خیر بوده» ... «برام آرزوی خوشبختی کردی، من هیچوقت بدبخت نبوده-ام، به خدا توکل وُ توسل کردم، هر چه پیش آید خوش آید، من کار وُ تلاش خودمو کردم، پس هر چه از دوست رسد خوش-ست. کار ما بندگی-ست وُ کار خدا خدایی وُ کـَرم وُ رحمت» ... «برام سَرخوشی وُ دلخوشی آرزو کردی، چیزی که همیشه داشته-ام. بزرگترین آرزو وُ دعای من خشنودی وُ عاقبت بخیری بوده؛ راضی بودن به رضای خدا» ...

 

 عـبـــد عـا صـی

 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 12 اردیبهشت 1396 توسط عـبـــد عـا صـی


  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

 زلالی ِ دل ِ من، تو، وَ او ... 



  جهت مراجعه به متن یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید


http://s8.picofile.com/file/8293778368/NAS3ME_KUYE_DELBAR_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8293778750/DELH8YE_ZOL8L_2.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8293779300/DOAA_ESTEJ8BATE_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8293779592/XODAA_Y8RE_MAN_AST_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8293779984/DELH8YE_ZOL8L_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8293780550/DELH8YE_ZOL8L_3.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8293780734/DELH8YE_ZOL8L_4.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8293780984/QEFLAT_AZ_EM8ME_ZAM8N_S_A_1.jpg

 

 

 حکایت است که پادشاهی از وزیرش در مورد پرستش خدا پرسید: «بگو خداوندی که تو می پرستی چه می خورد، چه می پوشد ، و چه کار می کند و اگر تا فردا جوابم نگویی عزل می گردی». وزیر سر در گریبان به خانه رفت. وی را غلامی بود که وقتی او را در این حال دید پرسید که او را چه شده؟ و او حکایت بازگو کرد. غلام خندید و گفت : «ای وزیر عزیز این سوال که جوابی آسان دارد». وزیز با تعجب گفت : «یعنی تو آن میدانی؟ پس برایم بازگو ؛ اول آنکه خدا چه میخورد»؟
_ غم بندگانش را، که میفرماید من شما را برای بهشت و قرب خود آفریدم. چرا دوزخ را برمیگزینید؟
_ آفرین غلام دانا.
_ خدا چه میپوشد؟
_ رازها و گناه های بندگانش را ...
_ مرحبا ای غلام.
 وزیر که ذوق زده شده بود سوال سوم را فراموش کرد و با شتاب به دربار رفت و به پادشاه بازگو کرد. ولی باز در سوال سوم دَرمآند، رخصتی گرفت وَ شتابان به جانب غلام باز رفت وَ سومین را پرسید. غلام گفت : «برای سومین پاسخ باید کاری کنی».
_ چه کاری؟
_ رَدای وزارت را بر من بپوشانی، و ردای مرا بپوشی و مرا بر اسبت سوار کرده و افسار به دست به درگاه شاه ببری تا پاسخ را باز گویم.
 وزیر که چاره ای دیگر ندید قبول کرد وَ با آن حال به دربار حاضر شدند. پادشاه با تعجب از این حال پرسید ای وزیر ای چه حالیست تو را؟
 وَ غلام آنگاه پاسخ داد که «این همان کار خداست ای شاه که وزیری را در خلعت غلام وَ غلامی را در خلعت وزیری حاضر نماید».
 پادشاه از درایت غلام خوشنود شد وَ بسیار پاداشش داد وَ او را وزیر دست راست خود کرد.

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 12 اردیبهشت 1396 توسط عـبـــد عـا صـی



  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  





روابط عمومی سازمان غذا و دارو، اسامی تعدادی از فرآورده های غذایی را که فاقد مجوز بهداشتی بوده یا اقدام به جعل مستندات نموده اند، اعلام کرد.

به گزارش عصرایران به نقل از روابط عمومی سازمان غذا و دارو در اطلاعیه‌ای فرآورده های غذایی روﻏﻦ زﯾﺘﻮن با نام تجاری KIRSAL محصول کشور ترکیه و ﻋﺴﻞ اﻋﻼ (Alaa) ﺧﻮاﻧﺴﺎ، ﭘﺸﻤﮏ وﺣﺒﻮﺑﺎت  اﻫﻮرا، ﻧﺎن ﺧﺮﻣﺎﯾﯽبا نام تجاری ﺛﺎﻣﻦ و رﻧﮓ ﺧﻮراﮐﯽ ﻣﻤﺘﺎز با نام تجاری  ﺻﻤﯿﻢ را به دلیل نداشتن مجوزهای بهداشتی غیرمجاز و تقلبی معرفی کرد.

در این اطلاعیه همچنین محصولاتی چون ﻣﺮﺑﺎی ﻫﻮﯾﺞ  ﺷﺮﮐﺖ ﺣﮑﺎک با نام تجاری  ﻧﻮﺑﺮ، ﺑﺎﻣﯿﻪ ﺳﻨﺘﯽ  ﻣﻬﺪی، ﻗﻨﺪ ﮐﻠﻮﺧﻪ با نام تجاری ﺟﺎم ﻧﻘﺪه، زردﭼﻮﺑﻪ  با نام تجاری  ﻣﻬﺴﺘﺎن، ﭘﻨﯿﺮ ﭘﯿﺘﺰا ﭘﺮﭼﺮب  ﺷﺮﮐﺖ ﻓﺮآورده ﻫﺎی ﻟﺒﻨﯽ ﺧﺎور، ﮐﻨﺠﺪ ﻋﺴﻠﯽ با نام تجاری ﺳﺎﺟﯽ ﻋﺴﻠﯽ، ﭘﯿﺮاﺷﮑﯽ ودوﻧﺎت  ﺷﺮﮐﺖ ﺻﻨﺎﯾﻊ ﻏﺬاﯾﯽ ﻣﻤﺘﺎز، ﭘﻨﯿﺮ ﺳﻔﯿﺪ ﻟﯿﻘﻮان ۴۰ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪی ﻣﺤﺮم زاده، ادوﯾﻪ ﺟﺎت ﺷﺮﮐﺖ اﺧﻮان ﭼﺎﺷﻨﯽ ﺳﺎز، ﭼﺎﺷﻨﯽ با نام تجاری ﭘﺎرﺳا به دلیل جعل مستندات مورد نظر اداره کل نظارت و ارزیابی فرآورده‌های غذایی، آرایشی و بهداشتی سازمان غذا و دارو غیرمجاز شمرده می شوند.

روابط عمومی سازمان غذا و دارو در ادامه با اعلان اینکه این معرفی اسامی به قصد مبارزه با ارائه محصولات غیر مجاز در سطح عرضه صورت می گیرد؛ از افرادی که محصولات نامبرده را در مراکز فروش مشاهده می‌کنند خواست که معاونت‌های غذا و داروی دانشگاه‌های علوم پزشکی سراسر کشور و نیروی انتظامی را مطلع سازند تا نسبت به جمع‌آوری آنها اقدام لازم را به عمل آورند.در پایان، شماره تلفن ۶۶۴۰۵۵۶۹ روابط عمومی سازمان جهت دریافت مشخصات مکان‌های عرضه فرآورده‌های غیرمجاز اعلام شده است.


تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 11 اردیبهشت 1396 توسط عـبـــد عـا صـی
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 11 اردیبهشت 1396 توسط عـبــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 معصومیت کودکانه ...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  


http://s8.picofile.com/file/8293613076/MA_ASUMY_YATE_KUDAK8NEH_3.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8293613234/MA_ASUMY_YATE_KUDAK8NEH_4.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8293613384/MA_ASUMY_YATE_KUDAK8NEH_7.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8293613500/MA_ASUMY_YATE_KUDAK8NEH_6.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8293613650/MA_ASUMY_YATE_KUDAK8NEH_2.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8293613800/MA_ASUMY_YATE_KUDAK8NEH_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8293614092/MA_ASUMY_YATE_KUDAK8NEH_5.jpg

 

یکی بود یکی نبود، دختر کوچولویی بود که تقریبا همه جور عروسکی داشت. یکروز که مادر بزرگ مهربونش اومده بود خونه-شون، بهش گفت:

 _ مامان جون دوست دارین عروسکهامو ببینین؟

 _ بعله عزیز دلم، چی بهتر از این ...

  دست مادر بزرگش رو گرفت وَ بُردش تو اتاق خودش. مامان جونش پرسید:

 _ کدومشونو بیشتر دوست داری؟

 _ اینو که مریض وُ تنهاست! ...

 مادر بزرگ دید که نوه-اش به عروسکی اشاره میکنه که اوضاع ظاهریش اصلا جاذبه-ای نداشت وَ یک دستش هم افتاده بود. «مامان جون» دخترک پرسید:

 _ حالا من فکر میکردم که اونی که از همه خوشگلتره بیشتر دوست داری!؟

 _ آخه مامان جون، این جور دیگه-س، انگار از همه پیرتر شده، حیوونکی یک دست هم نداره! ... کسی هم باهاش زیاد بازی نمیکنه.

 _ خب، اینا که گفتی درست، ولی اون خوشگلتره، ملوس-تره، حسودیش نمیشه؟

 _ مآمآن جووون! ... اگه با این بازی نکنم، حرف نزنم، دلش میشکنه، گناه داره! ...

 

  بازنویسی کامل : عـبـــد عـا صـی

 

برچسب ها: معصومیت کودکانه، دل رحمی،


نوشته شده در تاریخ یکشنبه 10 اردیبهشت 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 آخه اینم عدالته؟! ...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

 

http://s8.picofile.com/file/8293550318/HEDYEH_EL8HY_1.jpeg

 

http://s9.picofile.com/file/8293550668/HEDYEH_EL8HY_2.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8293551126/RAHMATE_EL8HY_1.jpg


    یکی بود یکی نبود ؛ یکروز زنی به حضور پیامبری رفت وَ گفت :

_ سؤالی دارم ...

_ خب، بپرس ...

_ خدا عادله؟! 

_ هیچکس از او عادل-تر نیست. چی شده ، مگه شک کردی؟

_ بعله ... بیوه زنی هستم با سه بچه-ی صغیر. کارم بافتن طنابهای دریانوردی بود، با فروش اونا، نون ِ بخور وُ نمیری داشتیم، زندگی-مون میگذشت ... تا اینکه یک پرنده-ی بزرگ دریایی، عینه برق پرید رو زنبیل طنابی که رو سَرم بود، وَ چنگ زد وُ طناب رو قاپید وُ پَر زد وُ رفت تو دل ِ آسمون ... الان درمونده وُ دست-خالی شده-ایم. آخه این عدالته؟! ...

 حرفهای زن به اینجا رسیده بود که عده-ای دَق-الباب کردند وُ به حضور پیامبر خدا رسیدند. مختصر وُ مفید عرض کردند: «ما ده نفر تاجریم که دچار طوفان ِ بلا وُ کشتی-شکستگی شده بودیم که پرنده-ی بزرگی بالا سرمون پیدا شد وُ طنابی رو تو کشتی ما انداخت. دَکل شکسته-ی کشتی رو با اون بستیم وَ نذر کردیم اگه سالم به ساحل برسیم، هر کدوم از ما، صد دینار به مستحق بدیم. حالا از پیامبر خدا میخواهیم این هزار دینار رو به اهلش عنایت کنند».

 پیامبر پول را گرفت وَ به بیوه زن فقیر گفت:

_ اینم برای شما، هدیه-ای از جانب خدای حکیم ... شما تلاش خودتون رو کردین وَ خداوند کریم وُ حکیم هم به رحمت الهی خود ...

 

 بازنویسی کامل: عـبـــد عاصـی 


برچسب ها: عدالت، نذر، رحمت الهی، هدیه الهی،


نوشته شده در تاریخ شنبه 9 اردیبهشت 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 فکر نان کنیم که خربزه آب است! ...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

 

http://s9.picofile.com/file/8293304900/Q8L3B8F_WA_ADEH8YE_AANCHEN8NY_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8293305192/Q8L3B8F_BAA_LEB8SE_NEZ8MY_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8293305468/N8MZADE_POR_ED_DE8YE_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8293305900/ENTEX8B8T_REQ8BATE_N8JAV8NMARD8NE_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8293306034/GER8NYE_ENERGY_1.jpg

طرح هدفمندی جز کاهش قدرت خرید مردم تأثیر مثبتی نداشته؛ کمک به

 دهک-های واقعا نیازمند را هم میشد با توزیع بُن خرید سراسری جبران

  کرد.

http://s8.picofile.com/file/8293307084/N8MZADH8YE_RY8SATJOMHURYE_12OM_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8293307342/ENTEX8B8T_AXL8QE_1.jpg

 

 مهرداد خدیر، عصر ایران:  اگر روند 8 ساله 84 تا 92 در ایرانِ ما و توزیع پول بدون سرمایه گذاری ادامه یافته بود بعید نبود که امروز ما هم با مشکلاتی شبیه ونزوئلا روبه رو شویم. منتها کسانی باز امروز در ایرانِ ما به جای بیان این واقعیت وعده های تو خالی می دهند. حال آن که توسعه در گرو برنامه و آینده پژوهی است نه شعار و وعده توخالی.
 آنان که انقلاب 1357 را از نزدیک درک کرده و در نوجوانی یا جوانی در آن حضور داشته یا ناظر بوده اند خوب به خاطر دارند که گروه های چپ شعار می دادند: آمریکا توخالی است/ ویتنام گواهی است.
 چنان که پیش از این هم نوشته ام شعار «مرگ بر آمریکا» با این شکل و فرم مربوط به بعد از پیروزی انقلاب و پس از اشغال سفارت آمریکا در آبان 1358 است و اگر چه انقلاب اسلامی وجه ضد امپریالیستی و ضد استعماری داشت که در قالب شعار «استقلال» متبلور بود اما شعار «مرگ بر آمریکا» با این سه واژه در تظاهرات 6 ماهِ توفانی سال 57 سر داده نمی شد بلکه احساسات ضد آمریکایی و ضد استعماری در قالب این شعارها ابراز می شد:
 این شاه آمریکایی اعدام باید گردد/ بعد از شاه نوبت آمریکاست و آمریکا توخالی است/ ویتنام گواهی است.
 وعده ها توخالی است/ ونزوئلا گواهی است ...
 شعار اول مردمی و شعارهای بعدی ساخته گروه های سیاسی بود و البته مذهبی ها ترجیح می دادند این شعار را سر دهند: «چین، شوروی، آمریکا/ دشمنان خلق ما» تا با گروه های مارکسیستی و مائوئیستی هوادار چین مرزبندی کرده باشند. شعار « آمریکا تو خالی است/ ویتنام گواهی است» اما پژواک بیشتری داشت چون حضور آمریکا در ویتنام طولانی تر و شکست و ناکامی و تلفات شان زیان زد بود و یک مثال ملموس پیش چشم مردم قرار می داد تا از مداخله احتمالی نترسند.
 این نوشته اما نمی خواهد به احساسات ضد آمریکایی در آن دوران و وضعیت ویتنام امروز و دوستی دو دولت سابقا متخاصم ایالات متحده و ویتنام بپردازد.
یادآوری این شعار اما به خاطر سه واژه است: توخالی، ویتنام و گواهی ...
 زیرا این روزها و در فصل تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری وعده هایی می شنویم که با هیچ منطقی تخقق پذیر و واقعی به نظر نمی رسند و مصداق کلمه «توخالی» اند. اما چرا می گوییم تو خالی اند؟
 به دو دلیل: نخست این که این نوع پوپولیسم (ادعای راه حل ساده برای مشکلات پیچیده) را مردم ایران طی 8 سال احمدی نژاد با پوست و گوشت خود لمس کرده اند و از پایان آن دوره تنها 4 سال می گذرد و تازه در آن زمان قیمت نفت به بشکه ای 150 دلار رسید و وقتی بودجه را با نفت 50 دلاری می بندی و نفت به 150 دلار می رسد یعنی با آن 100 دلار اضافه به ازای هر بشکه از دو میلیون بشکه در روز دست دولت باز است و نه حالا که قیمت نفت 50 دلار است و اضافه ای در کار نیست و تازه همین را تحریم کرده بودند و اگر برجام نبود همین را هم نمی توانستیم بفروشیم یا با مدل پدیده بابک زنجانی باید می فروختیم!
 دلیل دوم و اصلی اما وضعیت امروز اقتصاد و سیاست و جامعه ونزوئلاست.
ویتنام اگر در نگاه انقلابیون گواهی شد بر توخالی بودن قدرت نظامی آمریکا، در نگاه کارشناسان هم امروز ونزوئلا گواهی است بر توخالی بودن وعده بهبود اقتصاد با توزیع پول آن هم پولی که نیست و باید چاپ کنند (از بانک مرکزی استقراض کنند).
 هوگو چاوز نفت می فروخت و پول آن را به جای سرمایه گذاری صرف دو کار می کرد: طرح های بلند پروازانه خود و توزیع بین فقرا. با این منطق که مگر کار را برای تامین هزینه های غذا و و تفریح و مسکن نمی خواهند؟ غذا را در هر محله خانه ای که از دولت بودجه می گرفت تأمین می کرد. تفریح و مسکن هم ارایه می شود. دیگر چه می خواهند؟!
 دوست تهیه کننده تلویزیونی که به کاراکاس سفر کرده بود می گفت در هر محله در خانه ای دیگی گذاشته بودند وسط حیاط یا کوچه و غذایی شبیه آش و سوپ ما در آن طبخ می کردند و مردم سر ظهر یک کاسه و پیاله می گرفتند و می رفتند. منظور از خانه هم آلونک هایی بود که در آن روزگار می گذراندند و غروب که می شد می ریختند در خیابان و زن و مرد می زدند و می رقصیدند و تفریح می کردند و شاید از جانب دولت «نوشاک» ی هم می رسید تا سرخوش باشند و در واقع پول نفت خود را می خوردند و می نوشیدند و حتی نمی پوشیدند.
 اما این خاصه خرجی ها زمانی میسر بود که قیمت نفت 150 دلار بود و وقتی قیمت نفت سقوط کرد این کمک ها کم و کم تر و بعد یک سره قطع شد و حالا شاهد صف های طولانی برای یک بسته پوشک بچه یا یک قوطی روغن هستیم و معلوم است که چنین کشوری نمی تواند روی درآمد توریسم هم حساب کند چون گردشگر به مناطق امن سفر می کند و ونزوئلای امروز دچار بحران است و در آتش می سوزد و دیر و دور نیست که بحران های عمیق تر سیاسی هم سراغ آن بیاید.
 وعده ها توخالی است/ ونزوئلا گواهی است ...
 وقتی ونزوئلای نفت خیز پیش چشم ماست که به نفت مان دل بسته ایم و همین حالا که این نوشته را می خوانید مردم در کاراکاس به دنبال تأمین مایحتاج اولیه اند و دولت دیگر نمی تواند با پول نفت مانور بدهد و غذای مجانی توزیع کند آیا نمی توان در اصالت شعارهایی چون ایجاد 5 میلیون شغل در کوتاه مدت و چند برابر کردن یارانه نقدی تردید کرد؟ بر این اساس آیا نمی توان گفت این وعده ها توخالی است و ونزوئلا را گواه این مدعا دانست؟
 اگر روند 8 ساله 84 تا 92 در ایرانِ ما و توزیع پول بدون سرمایه گذاری ادامه یافته بود بعید نبود که امروز ما هم با مشکلاتی شبیه ونزوئلا روبه رو شویم و مهم ترین دستاورد روحانی را می توان جلوگیری از « ونزوئلاییزه» شدن ایران دانست منتها کسانی باز امروز در ایرانِ ما به جای بیان این واقعیت وعده های تو خالی می دهند. حال آن که توسعه در گرو برنامه و آینده پژوهی است نه شعار و وعده توخالی.
 پوپولیسم یعنی ترجیح منافع آنی بر مصالح آتی. پوپولیسم یعنی ارایه راه حل ساده و سریع برای مشکلات پیچیده و زمان بر.
 پوپولیسم گاهی در هیأت هوگو چاوز رُخ می نماید و زمانی در قامت نیکلاس مادورو. روح پوپولیسم اما همان است. شاید وعده های پوپولیسمِ نو شیرین باشد اما واقعیت ونزوئلای امروز تلخ است، خیلی تلخ ...

 

تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی


برچسب ها: شبیه ونزوئلا، وعده توخالی، پوپولیسم، نفت 150، اقتصاد و سیاست ونزوئلا، یارانه 250 تومانی،


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 باز هم وعده-های توخالی وَ عوامفریبی بعضیها ...
  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  



http://s8.picofile.com/file/8293187550/ROH8NY_WA_ADEH8YE_ENTEX8B8TY_1.jpg

 در شآن شما نیست که وعده-های سنگین وَ غیرشفاف بدهید

 

http://s8.picofile.com/file/8293187992/JAH8NG3RY_WA_ADEH8YE_ENTEX8B8TY_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8293188276/RA3SY_WA_ADEH8YE_ENTEX8B8TY_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8293188550/Q8LYB8F_WA_ADEH8YE_ENTEX8B8TY_1.jpg

 

 وعده پنج میلیون شغل گرفته تا مقابله با سرمایه‌داری و بهبود وضعیت دهك‌های پایین درآمدی. شعار افزایش ٢ و نیم برابری درآمد مردم در شرایطی كه وضعیت معیشتی رضایت بخش نیست، بارها شنیده شده است. طبیعی است كه این شعارها از سوی هر جناحی كه مطرح ‌شود، دو ماه بعد از انتخابات هم موضوعیت خود را از دست نخواهد داد.
اقتصاددانان، پوپولیسم را اولویت دادن به منافع كوتاه‌مدت در تقابل منافع بلندمدت تعریف می‌كنند. به بیان دیگر، سیاستمداران پوپولیست با ولخرجی‌های بسیار در كوتاه‌مدت، بهبودی را به زندگی‌ها می‌آورند اما با خرج بی‌حساب و كتاب آینده را امروز به فروش می‌رسانند؛ ...
 برخی‌ها زودتر، اهم برنامه‌های خود را اعلام كرده‌اند، مثل شهردار تهران. محمدباقر قالیباف هنوز نیامده، بیش از دیگر كاندیداها به اقتصاد پرداخته و در صدر شعارهایش وعده انقلاب اقتصادی داده است.
  وعده انقلاب اقتصادی با ٤ محور، ایجاد ٥ میلیون شغل، تغییر نظام مالیاتی به نفع ٩٦ درصد مردم، افزایش دو و نیم برابری درآمد كشور و برنامه مدون و دقیق برای حل مشكلات فوری اقشار كم درآمد داده است. هرچهار وعده از نگاه اقتصاددانان پوپولیستی است.
چه آنكه همه می‌دانند ظرف اقتصاد ایران با درآمدهای نفتی كه محدود است و قیمت‌هایی جهانی كه نوسان دارد، قابل اجرا نیست.
 

  متن کامل 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 5 اردیبهشت 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

  ﺁﻧﭽﻪ که می-بخشی ﺩﺭ ﺩﻝ توست ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

 

http://s9.picofile.com/file/8293105192/TOU_AANY_KE_DAR_JOSTEJUYE_AANY_1.JPG

 

http://s8.picofile.com/file/8293105368/TAWAJ_JOH_KARDAN_NESH8NEYE_MOHAB_BAT_AST_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8293105592/XODFORUSH_VA_WATANFORUSH_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8293105850/CHASHME_DONY8DUST_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8293106092/DARYAA_BE_ESB8TE_BOZORGY_B3NY8Z_AST_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8293106584/MAA_KE_RAA_GUL_M3ZAN3M_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8293106826/BAXSHANDEGYE_FOQARAA_1.jpg

 

 ﺭﻭﺯﯼ ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﯽ ﯾﮏ ﺳﺒﺪ ﺭﺍ ﭘﺮ ﺍﺯ ﻏﺬﺍﻫﺎﯼ ﻓﺎﺳﺪ ﮐﺮﺩ ﻭُ ﺑﻪ ﻓﻘﯿﺮﯼ ﺩﺍﺩ!  ﻓﻘﯿﺮ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩ، ﺳﺒﺪ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﻭُ ﺿﻤﻦ ﻋﺮﺽ ﺗﺸﮑﺮ ﺑﻪ ﻣﺤﻀﺮ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺍﺯ ﻗﺼﺮ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺭﻓﺖ؛ ﺳﭙﺲ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﻏﺬﺍﻫﺎ ﺭﺍ ﺧﺎﻟﯽ ﮐﺮﺩ ﻭُ ﺳﺒﺪ ﺭﺍ ﺷُﺴﺖ ﻭُ ﺑﻪ ﺟﺎﯾﺸﺎﻥ ﮔﻠﻬﺎﯾﯽ ﺯﯾﺒﺎ ﻭ ﻗﺸﻨﮓ ﻭُ ﺧﻮﺷﺒﻮ ﺩﺭ ﺳﺒﺪ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻭُ ﺭﺍﻫﯽ ﻗﺼﺮ ﺷﺪ ... ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺷﮕﻔﺖ ﺯﺩﻩ ﺷﺪ ﻭُ ﮔﻔﺖ : ﭼﺮﺍ ﺳﺒﺪﯼ ﮐﻪ ﭘﺮ ﺍﺯ ﻏﺬﺍﻫﺎﯼ ﮐﺜﯿﻒ ﺑﻮﺩ ﺭﺍ ﭘﺮ ﺍﺯ ﮔﻞ ﺯﯾﺒﺎ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼ ﻭُ ﻧﺰﺩﻡ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﯼ؟!  ﻓﻘﯿﺮ ﮔﻔﺖ : ﻫﺮ ﮐﺲ ﺁﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﺩﻝ ﺩﺍﺭﺩ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﺪ ... 

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 4 اردیبهشت 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 ما گرفتار نادانی خود شدیم ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

 

http://s9.picofile.com/file/8293021768/D8D8NYE_IR8NY8N_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8293021934/N8D8NY_GEREFT8RE_2.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8293022134/N8D8NY_GEREFT8RE_4.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8293022426/N8D8NY_GEREFT8RE_3.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8293022618/N8D8NY_GEREFT8RE_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8293022868/N8D8NY_GEREFT8RE_5.jpg

 

 روزی امتحان جامعه شناسی ملل داشتیم استاد سر کلاس آمد و میدانستیم که 10 سئوال از تاریخ کشور ها خواهد داد. دکتر بنی احمد فقط 1 سئوال داد و رفت: «مادر یعقوب لیث صفار از چه نظر در تاریخ معروف است؟»...
از هر که پرسیدم نمیدانست. تقلب آزاد بود چون ممتحنی نبود اما براستی کسی نمیدانست. همه 2 ساعت نوشتیم از صفات برجسته این مادر، ازشمشیر زنیش، از آشپزی برای سربازان، از بر پا کردن خیمه ها در جنگ، از عبادت هایش و ...

 استاد بعد 2 ساعت آمد و ورقه ها را جمع کرد وُ رفت. 14 تیر 1354 برای جواب آزمون امتحان تاریخ ملل رفتیم در تابلو مقابل اسامی همه نوشته شده بود با خط درشت مردود ...
 برای اعتراض به ورقه به سالن دانشسرا رفتیم استاد آمد گفت کسی اعتراض دارد ؟  همه گفتیم آری ... گفت: «خوب پاسخ صحیح را چرا ننوشتید؟». پرسیدیم پاسخ صحیح چه بود استاد؟ گفت: «در هیچ کتاب تاریخی نامی از مادر یعقوب لیث صفار برده نشده پاسخ صحیح " نمیدانم" بود. همه 5 صفحه نوشته بودید اما کسی شهامت نداشت بنویسد " نمیدانم".
 ملتی که همه چیز میداند ناآگاه است بروید با کلمه زیبای نمیدانم آشنا شوید، زیرا فردا روز گرفتار نادانی خود خواهید شد ... «ما گرفتار نادانی خود شدیم».

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 

برچسب ها: نادانی، نمیدانم، گرفتار نادانی، کبر و غرور،


نوشته شده در تاریخ یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

  جور دیگر باید دید ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

 

http://s8.picofile.com/file/8292883818/Z3RE_B8R8N_B8YAD_RAFT_2.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8292884126/Z3RE_B8R8N_B8YAD_RAFT_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8292891976/ENS8NYATE_PESAR_X8LEH_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8292892168/CHESHMHAA_RAA_B8YAD_SHOST_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8292892492/DONY8YE_V8RUNEH_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8292893250/HAQ3QAT_AZ_ZAW8Y8YE_MOTEF8WET_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8292893900/ESHTEB8H_RAFE_AAN_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8292894334/D3DO_DARKE_MOXTALEF_1.jpg

 

  مردی با دو چرخه به خط مرزی میرسد. او دو کیسه بزرگ همراه خود دارد. مامور مرزی میپرسد:« در کیسه ها چه داری؟» پاسخ میدهد: « شن» .مامور او را از دوچرخه پیاده میکند و چون به او مشکوک بود،او را بازداشت میکند.ولی پس از بازرسی فراوان واقعاً جز شن چیز دیگری نمییابد.بنابراین به او اجازه عبور میدهد.هفته بعد دوباره سر و کله همان شخص پیدا می شود و مشکوک بودن و بقیه ماجرا...این موضوع به مدت سه سال هر هفته یک بار تکرار میشود و پس از آن، مرد دیگر در مرز دیده نمی شود.یک روز آن مامور در شهر او را می بیند و پس از سلام و احوال پرسی ، به او میگوید: من هنوز هم به تو مشکوکم و میدانم که در کار قاچاق بودی ، راستش را بگو چه چیزی را از مرز رد می کردی؟ قاچاقچی لبخند زنان میگوید : دوچرخه!!!بعضی وقت ها موضوعات فرعی ما را به کلی از موضوعات اصلی غافل میکند . بقول سهراب"چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید.

 

 من نمی دانم / که چرا می گویند: اسب حیوان نجیبی است، کبوتر زیباست 
 وَ چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست / گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد 
 چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید / واژه ها را باید شست 
 واژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشد 
 چترها را باید بست / زیر باران باید رفت 
 فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد 
 با همه مردم شهر، زیر باران باید رفت / دوست را، زیر باران باید دید 
عشق را، زیر باران باید جست / زیر باران باید با زن خوابید 
زیر باران باید بازی کرد
 زیر «باید» باید چیز نوشت، حرف زد، نیلوفر کاشت 
 زندگی تر شدن پی در پی، / زندگی آب تنی کردن در حوضچه «اکنون» است 
 رخت ها را بکنیم: / آب در یک قدمی است 

 «سهراب سپهری»

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 

برچسب ها: سهراب سپهری، باران، آب تنی، زندگی، چترها، چشم ها، قاچاقچی،


نوشته شده در تاریخ جمعه 1 اردیبهشت 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 چو ناکس به ده کدخدایی کند ... 

 

http://s8.picofile.com/file/8292713634/AJNABYE_Q8RATGAR_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8292713950/HOK_K8ME_SHEKAMPARAST_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8292714334/AHMADYNEJ8D_V38NYE_IRAN_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8292714768/ASB8B_B8ZYE_KUDAKE_FAQ3R_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8292715134/RAHBAR8NE_AADEL_1.jpg

 

 در این خاک زرخیز ایران زمین / نبودند جز مردمی پاک دین 
 همه دینشان مردی و داد بود / وز آن کشور آزاد و آباد بود 
 چو مهر و وفا بود خود کیششان / گنه بود آزار کس پیششان 
 همه بندهٔ ناب یزدان پاک / همه دل پر از مهر این آب و خاک 
 پدر در پدر آریایی نژاد / ز پشت فریدون نیکو نهاد 
 بزرگی به مردی و فرهنگ بود / گدایی در این بوم و بر ننگ بود 
 کجا رفت آن دانش و هوش ما / که شد مهر میهن فراموش ما 
 که انداخت آتش در این بوستان / کز آن سوخت جان و دل دوستان 
 چه کردیم کین گونه گشتیم خوار؟ / خرد را فکندیم این سان زکار 
 نبود این چنین کشور و دین ما / کجا رفت آیین دیرین ما؟ 
 به یزدان که این کشور آباد بود / همه جای مردان آزاد بود 
 در این کشور آزادگی ارز داشت / کشاورز ، خود خانه و مرز داشت 
 گرانمایه بود آنکه بودی دبیر / گرامی بد آنکس که بودی دلیر 
 نه دشمن دراین بوم و بر لانه داشت / نه بیگانه جایی در این خانه داشت 
 از آنروز دشمن بما چیره گشت / که ما را روان و خرد تیره گشت 
 از آنروز این خانه ویرانه شد / که نان آورش مرد بیگانه شد 
 چو ناکس به ده کدخدایی کند / کشاورز باید گدایی کند 

 

 «مصطفی سر خوش»
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 

برچسب ها: مردی و داد، بزرگی، گدایی، مردان آزاد، سلطه بیگانه، روان و خرد، کدخدایی ناکس،


نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 31 فروردین 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

زندگى باغ تماشاى خداست...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

http://s8.picofile.com/file/8292617426/GONJESHK_HAA_ZENDEGY_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8292617634/HAMDARDHAA_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8292617800/GONJESHK_PARV8ZE_YEK_JOFT_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8292618284/DUST_PEYDAA_KARDAN_HAMR8HY_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8292618584/DUSTYE_T8MO_JERY_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8292618850/B8R8N_BARXY_HES_M3KONAND_1.jpg

 

 زندگى موسیقى گنجشک هاست / زندگى باغ تماشاى خداست ... 
 زندگى یعنى همین پرواز‌ها، / صبح‌ها، لبخند‌ها، آواز‌ها ... 
 زندگی ذره‌ی کاهیست، که کوهش کردیم، / زندگی نام نکویی ست، که خوارش کردیم، 
 زندگی نیست بجز نم نم باران بهار، / زندگی نیست بجز دیدن یار 
 زندگی نیست بجز عشق، بجز حرف محبت به کسی، 
 َورنه هر خار و خسی، زندگی کرده بسی، 
زندگی تجربه‌ی تلخ فراوان دارد، دو سه تا کوچه وُ پس کوچه وُ اندازه‌ی یک عمر بیابان دارد. 
 ما چه کردیم و چه خواهیم کرد در این فرصت کم؟  


« سهراب سپهری »

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 

برچسب ها: زندگی، باران، یار، عشق، محبت، خار و خس، سهراب سپهری،


نوشته شده در تاریخ سه شنبه 29 فروردین 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 با خدا فامیل نزدیکید؟ ...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

 

http://s8.picofile.com/file/8292419992/KUDAK_B8R8N_CHAKMEYE_SUR8X_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8292420376/XOD8YE_D8NEH8YE_AN8R_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8292420650/Y8DE_XODAA_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8292421126/KUDAK_SARMAA_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8292421326/OM3D_BE_AAYANDEH_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8292421876/KUDAK_KAFSHE_SUR8X_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8292423076/KUDAKE_V8KSY_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8292423342/KUDAK_P8BEREHNEH_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8292423734/KUDAK_KAFSHE_NO_1.jpg

 

  کودکی در گوشه ای کز کرده بود / آتشی روشن ز کاغذ کرده بود 
 سوز سرما بود وُ کودک بی لباس / صورتش سرخ وُ نگاهش آس و پاس 
 صد تَرَک در دستهای کوچکش / خط پیری بر جبینِ کودکش 
 ضَجّه میزد ناله را در خویشتن / دردِ یک صد ساله را در خویشتن 
 ابر می بارید وُ سرما بس عجیب / باد هم شلاق میزد نانجیب 
 رهگذرها جملگی در کارِ خویش / یک به یک گمگشته در افکار خویش 
 زین میان یک تَن به کودک خیره بود / غصهٔ کودک به جانش چیره بود 
 اشک در چشمان مستش حلقه بست / بر سر کودک کشید از مهر دست 
 مثل یک مجنون لباسش را درید / اشک ریزان بر تن کودک کشید 
 کودک بی چاره با یک آه سرد / با صدایی زخمی از چنگال درد 
 دیده بالا برد وُ با آن مرد گفت / از خدا کُت خواستم او هم شنفت 
 با خدا فامیل نزدیکید نیست؟ / از کنار او مرا دیدید نیست؟ 
 گفت آری بندهٔ اویم رفیق / گر چه طاعت را از او کردم دریغ 
 خنده بر لبهای کودک نقش بست / داد بر آن مرد اشک آلود دست 
 گفت می دانستم از انجام کار / نسبتی دارید با پروردگار

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 

برچسب ها: فامیل، رفیق خدا،


نوشته شده در تاریخ دوشنبه 28 فروردین 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 کوته فکری عوام الناس ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

 

http://s9.picofile.com/file/8292273184/JAHL_KUTAHFEKRY_4.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8292273242/TAL8Q_KUTAHFEKRY_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8292273400/JAHL_KUTAHFEKRY_2.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8292273484/JAHL_KUTAHFEKRY_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8292273626/SARNEGUNYE_HOKUMAT_KUTAHFEKRY_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8292273750/TARZE_FEKR_TAQ_EERE.jpg

 

  روزى شاه_عباس صفوی به شیخ_بهایى گفت: «دلم می خواهد ترا قاضى القضات کشور نمایم تا همانطور که معارف را نظم دادى، دادگسترى را هم سر و سامانى بدهی، بلکه حق مردم رعایت شود». شیخ بهایى گفت : «من یک هفته مهلت می خواهم تا پس از گذشت آن و اتفاقاتى که پیش خواهد آمد، چنانچه باز هم اراده-ی ملوکانه بر این نظر باقى بود دست به کار شوم و الا به همان کار فرهنگ بپردازم ...».
شاه عباس قبول کرد و فردا شیخ سوار بر الاغش شده و به مصلای خارج از شهر رفت و افسار الاغش را به تنه درختى بست و وضو گرفت و عصای خود را کنارى گذاشت و براى نماز ایستاد، در این حال رهگذرى که از آنجا می گذشت، شیخ را شناخت، پیش آمد و سلام کرد. شیخ قبل از نماز خواندن جواب سلام را داد و گفت: «اى بنده خدا من می دانم که ساعت مرگ من فرار رسیده و در حال نماز زمین مرا مى بلعد!!! ... تو اینجا بنشین و پس از مرگ من الاغ و عصاى مرا بردار و برو به شهر به منزل من خبر بده و بگو شیخ به زمین فرو رفت و لیکن چون قدرت و جرات دیدن عزرائیل را ندارى چشمانت را بر هم بگذار و پس از خواندن هفتاد مرتبه قل هو الله احد مجددا چشم هایت را باز کن و آن وقت الاغ و عصاى مرا بردار و برو !!!». مرد با شنیدن این حرف از شیخ بهایى با ترس و لرز به روى زمین نشست و چشمان خود را بر هم نهاد و شیخ هم عمامه خود را در محل نماز به جاى گذاشته ، فوراً به پشت دیوارى رفت و از آنجا به کوچه اى گریخت و مخفیانه خود را به خانه خویش رسانیده و به افراد خانواده خود گفت: «امروز هر کس سراغ مرا گرفت بگوئید به مصلا رفته و برنگشته ، فردا صبح زود هم من مخفیانه می روم پیش شاه و قصدى دارم که بعداً معلوم می شود ...».
شیخ بهایى فردا صبح قبل از طلوع آفتاب به دربار رفت و چون از نزدیکان شاه بود، هنگام بیدار شدن شاه اجازه حضور خواست و چون به خدمت پادشاه رسید عرض کرد: «اعلیحضرت، می خواهم کوتاهى عقل بعضى از مردم و شهادت آنها را فقط به سبب دیدن یک موضوع، به شاه نشان دهم و ببینید مردم چگونه عقل خود را از دست می دهند و مطلب را به خودشان اشتباه می فهمانند!؟». شاه عباس با تعجب پرسید: «ماجرا چیست؟». شیخ بهایى ماجرای خود را در مصلا شرح داد؛ وَ گفت که از دیروز بعدازظهر تا به حال در شهر شایع شده که من به زمین فرو رفتم و این قدر این حرف تکرار شده که هر کس می گوید من خودم دیدم که شیخ بهایى به زمین فرو رفت!!! حالا اجازه فرمایید شهود حاضر شوند!
به دستور شاه مردم در میدان شاه و مسجد شاه و عمارتهاى عالى قاپو و تالارها و عمارت مطبخ و عمارت گنبد و غیره جمع شدند، جمعیت به قدرى بود که راه عبور بسته شد، لذا از طرف رئیس تشریفات امر شد که از هر محلى یک نفر شخص متدین و فاضل و مسن و عادل براى شهادت تعیین کنند تا به نمایندگى مردم آن محل به حضور شاه بیاید و درباره فقدان شیخ بهایى شهادت بدهند ...
بدین ترتیب ۱۷ نفر شخص معتمد و واجد شرایط از ۱۷ محله ی آن زمان اصفهان تعیین شدند و چون به حضور شاه رسیدند ، هر کدام به ترتیب گفتند : به چشم خود دیدم که چگونه زمین شیخ را بلعید!

دیگرى گفت: خیلى وحشتناک بود ناگهان زمین دهان باز کرد و شیخ را مثل یک لقمه غذا در خود فرو برد.
سومى گفت: به تاج شاه قسم که دیدم چگونه شیخ التماس می کرد و به درگاه خدا گریه و زاری می نمود.
چهارمى گفت: خدا را شاهد می گیرم که دیدم شیخ تا کمر در خاک فرو رفته بود و چشمانش از شدت فشارى که بر سینه اش وارد می آمد از کاسه سر بیرون زده بود!!!
به همین ترتیب هر یک از آن هفده نفر شهادت دادند.
شاه با حیرت و تعجب به سخنان آنها گوش می کرد و عاقبت آنها را مرخص کرد و گفت : بروید و مجلس عزا و ترحیم هم لازم نیست زیرا معلوم می شود شیخ بهایى گناهکار بوده است!
وقتى مردم و شاهدان عینى رفتند، شیخ مجدداً به حضور شاه رسید و گفت: «قبله ی عالم! عقل و شعور مردم را دیدید؟».
شاه گفت: «آرى، ولى مقصودت از این بازى چه بود؟».
شیخ عرض کرد: «به من فرمودید، قاضى القضات شوم».
شاه گفت: «بله ولى این موضوع چه ارتباطی به آن دارد؟».
شیخ گفت: «من چگونه می توانم قاضى القضات شوم با اینکه می دانم مردم هر شهادتى بدهند معلوم نیست که درست باشد، آن وقت حق گناهکاران یا بى گناهان را به گردن بگیرم. اما اگر امر می فرمایید ناچار به اطاعتم!». شاه عباس گفت: چون مقام علمى تو را به دیده-ی احترام نگاه کرده و می کنم لازم نیست به قضاوت بپردازى، همان بهتر که به کار فرهنگ مشغول باشى !!!

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 

برچسب ها: کوته فکری، عوام الناس، شایعه پردازی، یک کلاغ چهل کلاغ، قاصی القضات، شیخ بهایی، شاه عباس،



(تعداد کل صفحات:116)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  




درباره وبلاگ




گر در طلب لقمه نانی،
نانی /
گر در طلب گوهر كانی،
كانی /
این نكته رمز اگر بدانی،
دانی /
هر چیز كه اندر پی آنی،
آنی ...

مـــولانـــا


امام خمینی:

همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. /

باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :