http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg
http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg








امام خمینی: همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند.

/ باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

وقتی خـــدا غـریـبـــه-ست، آدم شـدن مـحـالـه ...



وقتی خـــدا غـریـبـــه-ست، آدم شـدن مـحـالـه ...

با مردم بودن قریحه-ی ادبی وَ هنری را بیشتر رشد مـیـدهـد ...






نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 31 فروردین 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

زندگى باغ تماشاى خداست...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

http://s8.picofile.com/file/8292617426/GONJESHK_HAA_ZENDEGY_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8292617634/HAMDARDHAA_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8292617800/GONJESHK_PARV8ZE_YEK_JOFT_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8292618284/DUST_PEYDAA_KARDAN_HAMR8HY_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8292618584/DUSTYE_T8MO_JERY_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8292618850/B8R8N_BARXY_HES_M3KONAND_1.jpg

 

 زندگى موسیقى گنجشک هاست / زندگى باغ تماشاى خداست ... 
 زندگى یعنى همین پرواز‌ها، / صبح‌ها، لبخند‌ها، آواز‌ها ... 
 زندگی ذره‌ی کاهیست، که کوهش کردیم، / زندگی نام نکویی ست، که خوارش کردیم، 
 زندگی نیست بجز نم نم باران بهار، / زندگی نیست بجز دیدن یار 
 زندگی نیست بجز عشق، بجز حرف محبت به کسی، 
 َورنه هر خار و خسی، زندگی کرده بسی، 
زندگی تجربه‌ی تلخ فراوان دارد، دو سه تا کوچه وُ پس کوچه وُ اندازه‌ی یک عمر بیابان دارد. 
 ما چه کردیم و چه خواهیم کرد در این فرصت کم؟  


« سهراب سپهری »

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 

برچسب ها: زندگی، باران، یار، عشق، محبت، خار و خس، سهراب سپهری،


نوشته شده در تاریخ سه شنبه 29 فروردین 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 با خدا فامیل نزدیکید؟ ...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

 

http://s8.picofile.com/file/8292419992/KUDAK_B8R8N_CHAKMEYE_SUR8X_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8292420376/XOD8YE_D8NEH8YE_AN8R_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8292420650/Y8DE_XODAA_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8292421126/KUDAK_SARMAA_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8292421326/OM3D_BE_AAYANDEH_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8292421876/KUDAK_KAFSHE_SUR8X_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8292423076/KUDAKE_V8KSY_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8292423342/KUDAK_P8BEREHNEH_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8292423734/KUDAK_KAFSHE_NO_1.jpg

 

  کودکی در گوشه ای کز کرده بود / آتشی روشن ز کاغذ کرده بود 
 سوز سرما بود وُ کودک بی لباس / صورتش سرخ وُ نگاهش آس و پاس 
 صد تَرَک در دستهای کوچکش / خط پیری بر جبینِ کودکش 
 ضَجّه میزد ناله را در خویشتن / دردِ یک صد ساله را در خویشتن 
 ابر می بارید وُ سرما بس عجیب / باد هم شلاق میزد نانجیب 
 رهگذرها جملگی در کارِ خویش / یک به یک گمگشته در افکار خویش 
 زین میان یک تَن به کودک خیره بود / غصهٔ کودک به جانش چیره بود 
 اشک در چشمان مستش حلقه بست / بر سر کودک کشید از مهر دست 
 مثل یک مجنون لباسش را درید / اشک ریزان بر تن کودک کشید 
 کودک بی چاره با یک آه سرد / با صدایی زخمی از چنگال درد 
 دیده بالا برد وُ با آن مرد گفت / از خدا کُت خواستم او هم شنفت 
 با خدا فامیل نزدیکید نیست؟ / از کنار او مرا دیدید نیست؟ 
 گفت آری بندهٔ اویم رفیق / گر چه طاعت را از او کردم دریغ 
 خنده بر لبهای کودک نقش بست / داد بر آن مرد اشک آلود دست 
 گفت می دانستم از انجام کار / نسبتی دارید با پروردگار

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 

برچسب ها: فامیل، رفیق خدا،


نوشته شده در تاریخ دوشنبه 28 فروردین 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 کوته فکری عوام الناس ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

 

http://s9.picofile.com/file/8292273184/JAHL_KUTAHFEKRY_4.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8292273242/TAL8Q_KUTAHFEKRY_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8292273400/JAHL_KUTAHFEKRY_2.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8292273484/JAHL_KUTAHFEKRY_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8292273626/SARNEGUNYE_HOKUMAT_KUTAHFEKRY_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8292273750/TARZE_FEKR_TAQ_EERE.jpg

 

  روزى شاه_عباس صفوی به شیخ_بهایى گفت: «دلم می خواهد ترا قاضى القضات کشور نمایم تا همانطور که معارف را نظم دادى، دادگسترى را هم سر و سامانى بدهی، بلکه حق مردم رعایت شود». شیخ بهایى گفت : «من یک هفته مهلت می خواهم تا پس از گذشت آن و اتفاقاتى که پیش خواهد آمد، چنانچه باز هم اراده-ی ملوکانه بر این نظر باقى بود دست به کار شوم و الا به همان کار فرهنگ بپردازم ...».
شاه عباس قبول کرد و فردا شیخ سوار بر الاغش شده و به مصلای خارج از شهر رفت و افسار الاغش را به تنه درختى بست و وضو گرفت و عصای خود را کنارى گذاشت و براى نماز ایستاد، در این حال رهگذرى که از آنجا می گذشت، شیخ را شناخت، پیش آمد و سلام کرد. شیخ قبل از نماز خواندن جواب سلام را داد و گفت: «اى بنده خدا من می دانم که ساعت مرگ من فرار رسیده و در حال نماز زمین مرا مى بلعد!!! ... تو اینجا بنشین و پس از مرگ من الاغ و عصاى مرا بردار و برو به شهر به منزل من خبر بده و بگو شیخ به زمین فرو رفت و لیکن چون قدرت و جرات دیدن عزرائیل را ندارى چشمانت را بر هم بگذار و پس از خواندن هفتاد مرتبه قل هو الله احد مجددا چشم هایت را باز کن و آن وقت الاغ و عصاى مرا بردار و برو !!!». مرد با شنیدن این حرف از شیخ بهایى با ترس و لرز به روى زمین نشست و چشمان خود را بر هم نهاد و شیخ هم عمامه خود را در محل نماز به جاى گذاشته ، فوراً به پشت دیوارى رفت و از آنجا به کوچه اى گریخت و مخفیانه خود را به خانه خویش رسانیده و به افراد خانواده خود گفت: «امروز هر کس سراغ مرا گرفت بگوئید به مصلا رفته و برنگشته ، فردا صبح زود هم من مخفیانه می روم پیش شاه و قصدى دارم که بعداً معلوم می شود ...».
شیخ بهایى فردا صبح قبل از طلوع آفتاب به دربار رفت و چون از نزدیکان شاه بود، هنگام بیدار شدن شاه اجازه حضور خواست و چون به خدمت پادشاه رسید عرض کرد: «اعلیحضرت، می خواهم کوتاهى عقل بعضى از مردم و شهادت آنها را فقط به سبب دیدن یک موضوع، به شاه نشان دهم و ببینید مردم چگونه عقل خود را از دست می دهند و مطلب را به خودشان اشتباه می فهمانند!؟». شاه عباس با تعجب پرسید: «ماجرا چیست؟». شیخ بهایى ماجرای خود را در مصلا شرح داد؛ وَ گفت که از دیروز بعدازظهر تا به حال در شهر شایع شده که من به زمین فرو رفتم و این قدر این حرف تکرار شده که هر کس می گوید من خودم دیدم که شیخ بهایى به زمین فرو رفت!!! حالا اجازه فرمایید شهود حاضر شوند!
به دستور شاه مردم در میدان شاه و مسجد شاه و عمارتهاى عالى قاپو و تالارها و عمارت مطبخ و عمارت گنبد و غیره جمع شدند، جمعیت به قدرى بود که راه عبور بسته شد، لذا از طرف رئیس تشریفات امر شد که از هر محلى یک نفر شخص متدین و فاضل و مسن و عادل براى شهادت تعیین کنند تا به نمایندگى مردم آن محل به حضور شاه بیاید و درباره فقدان شیخ بهایى شهادت بدهند ...
بدین ترتیب ۱۷ نفر شخص معتمد و واجد شرایط از ۱۷ محله ی آن زمان اصفهان تعیین شدند و چون به حضور شاه رسیدند ، هر کدام به ترتیب گفتند : به چشم خود دیدم که چگونه زمین شیخ را بلعید!

دیگرى گفت: خیلى وحشتناک بود ناگهان زمین دهان باز کرد و شیخ را مثل یک لقمه غذا در خود فرو برد.
سومى گفت: به تاج شاه قسم که دیدم چگونه شیخ التماس می کرد و به درگاه خدا گریه و زاری می نمود.
چهارمى گفت: خدا را شاهد می گیرم که دیدم شیخ تا کمر در خاک فرو رفته بود و چشمانش از شدت فشارى که بر سینه اش وارد می آمد از کاسه سر بیرون زده بود!!!
به همین ترتیب هر یک از آن هفده نفر شهادت دادند.
شاه با حیرت و تعجب به سخنان آنها گوش می کرد و عاقبت آنها را مرخص کرد و گفت : بروید و مجلس عزا و ترحیم هم لازم نیست زیرا معلوم می شود شیخ بهایى گناهکار بوده است!
وقتى مردم و شاهدان عینى رفتند، شیخ مجدداً به حضور شاه رسید و گفت: «قبله ی عالم! عقل و شعور مردم را دیدید؟».
شاه گفت: «آرى، ولى مقصودت از این بازى چه بود؟».
شیخ عرض کرد: «به من فرمودید، قاضى القضات شوم».
شاه گفت: «بله ولى این موضوع چه ارتباطی به آن دارد؟».
شیخ گفت: «من چگونه می توانم قاضى القضات شوم با اینکه می دانم مردم هر شهادتى بدهند معلوم نیست که درست باشد، آن وقت حق گناهکاران یا بى گناهان را به گردن بگیرم. اما اگر امر می فرمایید ناچار به اطاعتم!». شاه عباس گفت: چون مقام علمى تو را به دیده-ی احترام نگاه کرده و می کنم لازم نیست به قضاوت بپردازى، همان بهتر که به کار فرهنگ مشغول باشى !!!

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 

برچسب ها: کوته فکری، عوام الناس، شایعه پردازی، یک کلاغ چهل کلاغ، قاصی القضات، شیخ بهایی، شاه عباس،



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 27 فروردین 1396 توسط عـبـــد عـا صـی




عصر ایران - این روزها، جریان دلواپس برای پیروزی در انتخابات می کوشد واقعیت ها را تحریف کند یا کتمان کند. آنها بر روی فراموشکاری مردم حساب ویژه ای باز کرده اند.

آنها به این موضوع امیدوارند که مردم درگیر روزمرگی ها هستند و یادشان رفته است که همین چند سال پیش، کشور در چه وضعیت قرمز و خطرناکی بود و فراموش کرده اند که ایران، از انگشت شمار کشورهای جهان بود که تحت قطعنامه های فصل هفتم منشور ملل متحد بود (فصل هفتم ناظر به تهدیدها علیه صلح و امنیت جهانی است).

خیلی ها به خاطر ندارند که روز به روز دامنه محاصره اقتصادی کشور تنگ تر می شد و به خاطر همین قطعنامه ها بود که کشتی های نفتکش ایران، با مخازن پر از نفت به جای آن که راهی کشورهای خریدار شوند بر روی خلیج فارس متوقف شده بودند و اگر همان وضعیت سابق ادامه می یافت، اکنون و درست در همین لحظه، حتی مواد غذایی هم در ایران جیره بندی شده بود چرا که آخرین منفذهای ارتباطی ایران با جهان نیز در حال بسته شدن بود.

فقط کافی بود یک یا دو قطعنامه دیگر نیز صادر شود تا اقتصاد ایران و معیشت مردم به کل زمینگیر شود چرا که تحریم ها "کاغذپاره" نبودند بلکه مکانیزم های اجرایی بودند که اندک اندک، کل جهان را در مقابل ایران قرار می داد و ایران را از دنیا جدا می کرد و از آن، جزیره ای دورافتاده می ساخت.

طناب هایی که از گردن ملت ایران باز شدند (+فهرست)
برای این که یادمان نرود دولت روحانی و همکارانش در وزارت خارجه (به سرپرستی محمدجواد ظریف) فقط با برجام چه خطرهایی را از کشور و مردم ایران دور کرده اند، در زیر فهرستی از قطعنامه ها و تحریم های لغو و متوقف شده علیه ایران را می آوریم تا یادمان نرود که 4 سال پیش در چه وضعیتی بودیم؟
به واسطه همین لغوهاست که امروز مراودات مالی و تجاری ایران با جهان برقرار شده و هر چند در برخی موارد، با مشکلاتی مواجه است، می توانیم هر آنچه نیاز داریم از جهان بخریم: از دارو و غذا گرفته تا قطعات صنعتی و هواپیما.
نکته اینجاست که با لغو این همه تحریم و قطعنامه، تازه رسیده ایم به دوران قبل از سال 84 که این تحریم ها وضع نشده بودند.

قطعاً هیچ کس دوست ندارد فهرست زیر دوباره احیا شود و این طناب ها بار دیگر به دور گردن ملت ایران پیچیده شوند.

قطعنامه هایی که لغو شدند:

 - لغو قطعنامه تحریم 1696 شورای امنیت سازمان ملل متحد مصوب سال 2006
  - لغو قطعنامه تحریم 1373 شورای امنیت سازمان ملل متحد مصوب سال 2006
  -لغو قطعنامه تحریم 1474 شورای امنیت سازمان ملل متحد مصوب سال 2007
  -لغو قطعنامه تحریم 1803 شورای امنیت سازمان ملل متحد مصوب سال 2008
  - لغو قطعنامه تحریم 1835 شورای امنیت سازمان ملل متحد مصوب سال 2008
  - لغو قطعنامه تحریم 1929 شورای امنیت سازمان ملل متحد مصوب سال 2010
  - لغو قطعنامه سپتامبر 2003 شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی
  - لغو قطعنامه نوامبر 2003 شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی
  - لغو قطعنامه مارس 2004 شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی
  - لغو قطعنامه ژوئن 2004 شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی
  - لغو قطعنامه سپتامبر 2004 شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی
  - لغو قطعنامه نوامبر 2004 شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی
  - لغو قطعنامه اوت 2005 شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی
  - لغو قطعنامه سپتامبر2005 شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی
  - لغو قطعنامه فوریه 2006 شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی
  - لغو قطعنامه نوامبر 2009 شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی
  - لغو قطعنامه نوامبر 2011 شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی
  - لغو قطعنامه سپتامبر 2012 شورای حکام
 
  لغو تحریم های اروپا شامل:

 - لغو تمامی تحریمهای مربوط به نقل و انتقالات مالی از مبدأ ایران و یا به مقصد ایران مصوب اتحادیه اروپا
 - لغو تمامی تحریمهای مربوط به فعالیتهای بانکی
 - لغو تمامی تحریمهای بیمه
 - لغو تحریم ارائه خدمات پیام رسانی مالی بانکی ( سویفت) به ایران
 - لغو تحریمهای ارائه خدمات مالی در تجارت با کشورها و موسسات بانکی و مالی و اقتصادی اروپایی با ایران
 - لغو تحریمهای مربوط به ارائه کمکهای مالی، اقتصادی و وامهای ترجیحی از سوی کشورها و موسسات اروپایی به ایران
 - لغو تحریمهای امکان دسترسی ایران به اوراق ضمانت و تضمینهای مالی و اقتصادی
 - لغو تحریمها و محدودیتهای ارائه هر یک از خدمات انتقال مالی و بانکی و بیمه ای
 - لغو کامل تحریم واردات نفت و گاز از ایران
 - لغو کامل تحریم واردات محصولات پتروشیمی از ایران
 - لغو تحریم صادرات تجهیزات کلیدی صنایع نفت و گاز و پتروشیمی به ایران
 - لغو تحریم سرمایه گذاری در صنایع نفت، گاز و پتروشیمی ایران
 - لغو تحریمها و محدودیتهای موجود برای ارائه هر یک از خدمات واردات و صادرات
نفت، گاز و پتروشیمی
 - لغو تحریمهای مربوط به کشتیرانی و کشتی سازی اروپا علیه ایران
 - لغو کامل تحریمهای مربوط به صنایع خودرو و حمل و نقل
  - لغو تحریمها و محدودیتهای موجود در ارائه هر یک از خدمات مرتبط با کشتیرانی، کشتی سازی و حمل و نقل
 - لغو تحریمهای مربوط به نقل و انتقال و خرید و فروش طلا، فلزات گرانبها، الماس، اسکناس و ضرب سکه
 - لغو تحریمهای مربوط به هر گونه ارائه خدمات شامل حمل و نقل و بیمه برای انتقال طلا، فلزات گرانبها، الماس، اسکناس و ضرب سکه توسط ایران
 - لغو تحریمهای مربوط به همکاریهای هسته ای صلح آمیز در اروپا با ایران
 - لغو تحریمها و محدودیتهای ارائه هر گونه خدمات برای انتقال فن آوری و تجهیزات هسته ای صلح آمیز به ایران
 - لغو تحریمهای وضع شده در اروپا نسبت به انتقال فلزات حساس برای استفاده در اهداف صلح آمیز به ایران
 -لغو تحریمهای ارائه خدمات حمل و نقل و بیمه و دیگر خدمات انتقال فلزات حساس به ایران
 - لغو تحریمهای نقل و انتقال و فروش نرم افزار و برنامه های نرم افزار برای اهداف صلح آمیز به ایران
 - لغو تحریمهای ارائه خدمات بیمه، حمل و نقل و ارسال بین المللی نرم افزار به ایران
 - لغو تحریمها علیه بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران و لغو مسدود شدن حسابهای بانک مرکزی ایران در تمامی کشورهای دنیا و آزاد سازی اموال و داراییهای آن
 - لغو تحریمها علیه شرکت نفت جمهوری اسلامی ایران و شرکت ملی گاز ایران شامل لغو انسداد حسابهای بانکی آنها و امکان آزاد شدن تمامی اموال شرکت نفت و شرکتهای وابسته آن
 - لغو تحریمها علیه شرکت ملی نفتکش ایران و امکان دریافت بیمه و حمل و نقل دریایی توسط این شرکت به تمامی نقاط دنیا
 - لغو تحریمها علیه سازمان کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران و امکان دریافت بیمه و حمل و نقل جهانی و عادی سازی فعالیتهای آن و رفع انسداد از حسابهای آن
 - لغو تحریمها علیه صدها شرکت صنعتی ایران و عادی سازی روابط اروپا با آنها
 - لغو تحریمها علیه بانک ملی ایران و شعبات آن در خارج از کشور و بسیاری از موسسات مالی ایرانی توسط کشورها و موسسات اروپایی
 - لغو تحریمها علیه بانک تجارت، ملت، رفاه کارگران، صنعت و معدن و دیگر بانکهای دولتی ایران و عادی سازی روابط بانکی با آنها
 - لغو تحریمهای مسافرتی و انسداد حسابهای بیش از چهارصد نفر از اشخاص حقیقی و حقوقی ایرانی

 توقف اجرای تحریم های آمریکا شامل:

- توقف کامل اجرای قوانین مربوط به تحریم های ریال
- توقف اجرای تحریم های مربوط به اسکناس
- توقف اجرای تحریم ها و محدودیت علیه درآمدهای ایران در خارج از کشور از جمله نقل و انتقال این منابع و درآمدها از سیستم های مالی و بانکی
-توقف اجرای تحریم های مربوط به اوراق بانکی و اوراق دولتی ایران
- توقف اجرای تحریم علیه ارتباط ایران با سیستم پیام رسانی بین بانکی ( سویفت)
- توقف اجرای هر گونه تحریم و محدودیت در ارائه خدمات در خصوص نقل و انتقال ریال، خریط و فروش و چاپ اسکناس، نقل و انتقال دارایی های ایران در خارج از کشور و خدمات مرتبط به اوراق بانکی و دولتی ایران
- توقف اجرای تحریم های مربوط به بیمه افراد و شرکتها
- توقف اجرای تحریم های مربوط به خرید و فروش نفت و تحریمهای مربوط به صادرات نفت خام ایران
- توقف اجرای تحریم های مربوط به سرمایه گذاری، مشارکت و ارائه خدمات به صنایع نفت، گاز و پتروشیمی ایران
- توقف اجرای تحریم های مربوط به خرید، اکتساب، حمل و نقل و بازاریابی نفت، پتروشیمی و گاز طبیعی از ایران
- توقف اجرای تحریم صادرات و خرید و فروش محصولات پتروشیمی
- توقف اجرای تحریم های مرتبط با ارائه هر گونه خدمات مرتبط با صادرات و واردات نفت، گاز و پتروشیمی اعم از بیمه و حمل و نقل و انتقال داراییهای آنها
- توقف اجرای تحریم های مرتبط با بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران
- توقف اجرای تحریم های مرتبط با شرکت نفت ایران و شرکتهای تابعه آن مانند نیکو و شرکت ملی گاز ایران، شرکت کشتیرانی نفت جمهوری اسلامی ایران، پتروپارس، شرکت نفت مسجد سلیمان و ...
- توقف اجرای تحریمهای مرتبط با کشتیرانی و کشتی سازی و توقف اجرای تحریم های کار با اپراتورهای بنادر ایران مانند بندرعباس
- توقف اجرای تحریمهای مرتبط با ارائه خدمات به کشتی سازی و کشتیرانی و کار با اپراتورهای دریایی مانند خدمات بیمه، حمل و نقل و غیره
- توقف اجرای تحریمهای بانکهای دولتی ایران شامل بانک ملی، تجارت، ملت، صنعت و معدن، کارآفرین، کارگشایی و غیره
- توقف اجرای تحریمهای مرتبط با بخش وسیعی از صنایع سنگین و سبک ایران شامل شرکت آلومینیم ایران، ماشین سازی اراک، شرکت سیمان مازندران، شرکت ساخت تجهیزات نیروگاهی و...
- توقف اجرای تحریمها علیه سازمان انرژی اتمی ایران و شرکتها و مهندسین تابعه این سازمان
- توقف اجرای ممنوعیت و محدودیتها و تحریم های مسافرت و انسداد حساب چند صد شخصیت حقیقی و حقوقی از کسانیکه در لیست تحریمهای مختلف بوده اند.
- توقف اجرای تحریم صنایع خودروی ایران
- توقف اجرای تحریمهای مرتبط با فلزات حساس و نرم افزار به ایران برای اهداف صلح آمیز و لغو ارائه خدمات مرتبط این نقل و انتقالها مانند بیمه و حمل و نقل آنها

بعد از تحریر:
 یک جریان سیاسی، باعث شد فهرست بلندبالای فوق علیه ایران شکل بگیرد و دولت کنونی، با تلاش شبانه روزی، همه این فهرست را لغو کرده است.
اینک از طنزهای روزگار این است که آن جریان اول، طلبکار هم شده است!


نوشته شده در تاریخ شنبه 26 فروردین 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

  _ در ستاد ثبت نام نامزدی ریاست جمهوری «شما هم به قانون-گرایی قسم میخورید؟»

 _ احمدی نژاد: مگه تا حالا غیر از این بوده!!! ... 

 

http://s9.picofile.com/file/8292153976/AHMADYNEG8D_ROH8NY_AXL8Q_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8292154242/AHMADYNEG8D_Q8NUNGA8EE_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8292154700/AHMADYNEG8D_DAKALE_NAFTYE_GOMSHODEH_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8292155068/AHMADYNEG8D_H8LEHYE_NUR_ENTEX8B8TE_96_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8292155350/AHMADYNEG8D_TORSHYE_ENTEX8B8TE_96_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8292155968/AHMADYNEG8D_WEK8LATE_BAQ8EE_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8292156618/AHMADYNEJ8D_ENTEX8B8TE_96_2.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8292157068/AHMADYNEJ8D_ENTEX8B8TE_96_3_Y8RE_DABEST8NY_1.jpg

 

  عـبـــد عـا صـی 

 

برچسب ها: احمدی نژاد، قانون-گرایی، دکل گمشده، هاله نور، بیت المال، سه یار دبستانی،


نوشته شده در تاریخ جمعه 25 فروردین 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

  شناسنامه گنجشکک اشی مَشی ...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

 

http://s8.picofile.com/file/8292001850/GONJESGAKE_ASHYMASHY_6.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8292002200/GONJESGAKE_ASHYMASHY_4.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8292002342/GONJESGAKE_ASHYMASHY_5.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8292002442/GONJESGAKE_ASHYMASHY_2.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8292002718/GONJESGAKE_ASHYMASHY_1.jpg

 

  ریشه شعر و موسیقی «گنجشکک اشی مشی»:
گنجشکک اشی مشی نام متلی ایرانی با ریشه کازرونی است که ابتدا پری زنگنه و بعد فرهاد مهراد ترانه‌ای بر اساس آن خوانده‌اند.
اهنگ این کار از اسفندیار منفردزاده بود. این ترانه در فیلم گوزن‌ها اجرا شده‌است.
داستان این متل سیاسی و اعتراضی بوده و در روایت‌های مختلفی منتشر شده‌است.
روایت کازرونی این متل که ساخته شاعر و نویسنده کازرونی حسن حاتمی است برای چاپ به احمد شاملو سپرده می شود که با گویش تهرانی توسط احمد شاملو در سال ۱۳۴۰ منتشر شده‌است.
خلاصه داستان:
گنجشکک اشی مشی از تاج شاه یاقوتی می‌دزدد تا به بچه‌هایش بدهد تا با آن بازی کنند. اما در میان راه آن را به پیرزنی می‌بخشد تا به زندگی‌اش سر و سامان بدهد.
پس از آن گنجشکک به دزدی رابین هود وار جواهرات شاه و بخشش این جواهرات به مردم ادامه می‌دهد. او برای اینکه شناخته نشود هر بار خود را در حوض نقاشی به رنگی دیگر در می‌آورد.
اشی مشی در گویش کارزونی مخفف «با شاه منشین» و به مفهوم کسی است که با شاه نمی‌نشیند و از حاکم و شاه و حکومت جانبداری نمی‌کند و طبع بالا و عزت نفس دارد.
داستان بار سیاسی و اعتراضی داشته و فرهاد مهراد نیز با جایگزین کردن کلمه «حاکم» به جای «حکیم» بر این بار سیاسی و اعتراضی افزوده‌است.
انتخاب یک پرنده آزاد به عنوان شخصیت اصلی داستان، رنگ به رنگ شدن و تغییر چهره او، تقابل رنگ‌هایی که گنجشکک خود را به آن می‌آمیزد "وجه مثبت رنگ‌ها" با رنگ‌های گوناگون جواهرات پادشاه "وجه منفی رنگ‌ها"، همگی از نکات برجسته داستان هستند.
در سال ۱۳۴۰ این متل "با روایت کازرونی در کتاب هفته کیهان به سردبیری احمد شاملو منتشر شد.
احمد شاملو گویش کازرونی آن را به گویش تهرانی برگرداند:
گنجشکک اشی‌مشی
لب بوم ما مشین
بارون میاد خیس می‌شی
برف میاد گولّه می‌شی
می‌افتی تو حوض نقاشی
می‌گیرتت فراش باشی
می‌کشتت قصاب باشی
می‌پزتت آشپزباشی،
می‌خورتت حاکم‌باشی...
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 

برچسب ها: گنجشکک اشی مشی، پری زنگنه، فرهاد مهراد، اسفندیار منفردزاده، متل سیاسی، حسن حاتمی، احمد شاملو،


نوشته شده در تاریخ سه شنبه 22 فروردین 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 درد بزرگ مرد تاریخ ... 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

 

http://s9.picofile.com/file/8291766442/ALI_FAZ8ELE_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8291766626/ALI_FAZ8ELE_2.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8291767442/ALI_FAZ8ELE_3.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8291767868/ALI_FAZ8ELE_4.jpg

 

 دکتر علی شریعتی : متاسفانه حضرت علی علیه السلام با این عظمت هنوز در بین شیعیانش نیز مجهول و ناشناخته مانده است. هنوز بسیاری از فضایل و ارزشهای انسانی ایشان را نیافته ایم.
اما به راستی ارزش های انسانی علی علیه السلام چیست؟
یكی از مسائلی كه درباره ایشان مطرح نشده، مساله تنهایی علی (علیه السلام) است.
 كسی كه به یك معبود، به یك معشوق عشق می ورزد، با همه چهره های دیگر بیگانه می شود و جز در آرزوی او نیست، خود به خود وقتی كه او نیست ، تنها می ماند و كسی كه با افراد و اشیای پیرامونش بیگانه است، متجانس نیست ، تنها می ماند، احساس تنهایی می كند. انسان هر چه به مرحله انسان بودن، نزدیكتر می شود، احساس تنهایی بیشتری می كند. و از جامعه و زمان فاصله می گیرد.
 در شرح حال نوابع می بینیم یكی از صفات شخصی آنان ، تنهائیشان در زمان خود آنها است. در زمان خود مجهول اند، غریب اند و در وطن خویش بیگانه اند، و آیندگان بهتر می توانند ، آنها، اثرشان ، سخنانشان و سطح اندیشه و هنرشان را بهفمند.
 چه كسی تنها نیست؟ كسی كه با همه، یعنی در سطح همه است، كسی كه رنگ زمان به خود می گیرد، رنگ همه را به خود می گیرد و با همگان تفاهم دارد و در سطح موجود است و با وضع موجود، به هر شكلش و هر بُعدش منطبق است.
 احساس تنهایی و خلاء ، مربوط به روحی است كه آنچه در این جامعه و زمان و در این ابتذال روزمرگی وجود دارد ، نمی تواند سیرش كند.
 درد انسان، درد انسان متعالی ، تنهایی وعشق است.
 و می بینیم علی(علیه السلام) ، همان علی (علیه السلام) كه می نالد و دائماً فریاد می زند و سكوتش درد آور است. سخنش درد آور است، و همان علی كه عمری شمشیر زده ، جنگ ها كرده ، فداكاری ها نموده و جامعه ای را با قدرت و جهادش پی ریخته و به وجود آورده است، حال در جمع یارانش تنهاست و نیز می بینیم كه نیمه شبهای خاموش مدینه را ترك می كند وسردر حلقوم چاه، می نالد.
 امام كسی را ندارد كه برایش حرف بزند، گوشی نیست كه سخنانش را بشنود، و فردی نیست كه او را بفهمد.
 رنج بزرگ یك انسان این است كه عظمت او و شخصیت او در قالب فكرهای كوتاه و در برابر نگاه های پست و پلید و احساس او در روحهای بسیار آلوده و اندك و تنگ قرار گیرد. و این مرد كه روی این زمین خودش را تنها می یابد، با این زمین و آسمان بیگانه است و فقط رسالت و وظیفه اش او را با این جامعه و این شهر پیوند داده است.
 علی در طول تاریخ ، تنها انسانی است كه در ابعاد مختلف و حتی متناقضی كه در یك انسان جمع نمی شود قهرمان است. مثل یك كارگر ساده با دست و بازویش خاك را می كند و در آن سرزمین سوزان بدون ابزار، قنات می كند ، مانند یك حكیم می اندیشد، همچون یك عاشق بزرگ و یك عارف عظیم عشق می ورزد، به سان یك قهرمان شمشیر می زند و همانند یك سیاستمدار رهبری می كند و مانند یك معلم اخلاق مظهر و سرمشق فضایل انسانی برای یك جامعه است. هم یك پدر است و یك دوست وفادار و هم یك همسر نمونه.
 چنین انسانی است كه در دنیا تنهاست.
 علی(علیه السلام) در میان پیروانش هم تنهاست، در اوج ستایش هایی كه از او می شود مجهول مانده است. درد علی (علیه السلام) دو گونه است: یك درد، دردی است كه از زخم شمشیر ابن ملجم در فرق مباركش احساس می كند، و درد دیگر، دردی است كه او را تنها در نیمه شب‌های خاموش به دل نخلستان‌های اطراف مدینه كشانده ... و به ناله در آورده است و ما تنها بر دردی می گرییم كه از شمشیر ابن ملجم در فرقش احساس می كند .
 اما، این درد علی (علیه السلام) نیست،
 دردی كه چنان روح بزرگی را به ناله آورده است، تنهایی است ، كه ما آن را نمی شناسیم!
باید این درد را بشناسیم، نه آن درد را؛
 كه علی(علیه السلام) درد شمشیر را احساس نمی كند، و ... ما
 درد علی را احساس نمی كنیم.
 پروردگارا ! قلبمان را با روح آسمانی اش ، پیوند زن.
 برگرفته از كتاب علی(علیه السلام)،‌دكتر علی شریعتی

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 

برچسب ها: درد علی، درد تنهایی، تنهایی وعشق، دکتر علی شریعتی،


نوشته شده در تاریخ دوشنبه 21 فروردین 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

  درس انسانیت وَ تمدن ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

 

http://s9.picofile.com/file/8291712534/DARSE_ENS8NYAT_4.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8291712750/DARSE_ENS8NYAT_3.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8291712842/DARSE_ENS8NYAT_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8291713018/DARSE_ENS8NYAT_2.jpg

 

«پائولو کوئیلو» :  در سالن غذاخوری دانشگاهی در اروپا یک دانشجوی دختر با موهای قرمز که از چهره‌اش پیداست اروپایی است،سینی غذایش را تحویل می‌گیرد وَ سر میز می‌نشیند. سپس یادش می‌افتد که کارد وُ چنگال برنداشته، وَ بلند می‌شود تا آنها را بیاورد. وقتی برمی‌گردد، با شگفتی مشاهده می‌کند که یک مرد سیاه‌پوست آنجا نشسته وَ مشغول خوردن از ظرف غذای اوست!
بلافاصله پس از دیدن این صحنه، زن جوان سرگشتگی و عصبانیت را در وجود خودش احساس می‌کند. اما به‌سرعت افکارش را تغییر می‌دهد وَ فرض را بر این می‌گیرد که مرد آفریقایی با آداب اروپا در زمینۀ اموال شخصی وَ حریم خصوصی آشنا نیست. او حتی این را هم در نظر می‌گیرد که شاید مرد جوان پول کافی برای خرید وعدۀ غذایی‌اش را ندارد. در هر حال، تصمیم می‌گیرد جلوی مرد جوان بنشیند وَ با حالتی دوستانه به او لبخند بزند. جوان آفریقایی نیز با لبخندی شادمانه به او پاسخ می‌دهد. دختر اروپایی سعی می‌کند کاری کند؛ این‌که غذایش را با نهایت لذت و ادب با مرد سیاه سهیم شود.
به این ترتیب، مرد سالاد را می‌خورد، زن سوپ را، هر کدام بخشی از کباب را برمی‌دارند، و یکی از آنها ماست را می‌خورد و دیگری پای میوه را. همۀ این کارها همراه با لبخندهای دوستانه است؛ مرد با کمرویی وَ زن راحت، دلگرم‌کننده وُ با مهربانی لبخند می‌زنند.
آنها ناهارشان را تمام می‌کنند. زن اروپایی بلند می‌شود تا قهوه بیاورد.
وَ اینجاست که کمی آن وَرتر پشت سر مرد سیاه‌پوست، در کنار میز بغلی کاپشن خودش را آویزان روی صندلی پشتی می‌بیند! ... وَ ظرف غذایش را که دست‌ نخورده وَ روی آن یکی میز مانده است! ...
توضیح پائولو کوئلیو:
من این داستان زیبا را به همۀ کسانی تقدیم می‌کنم که در برابر دیگران با ترس وُ احتیاط رفتار می‌کنند و آنها را افرادی پایین‌مرتبه می‌دانند.
داستان را به همۀ این آدم‌ها تقدیم می‌کنم که با وجود نیت‌های خوبشان، دیگران را از بالا نگاه می‌کنند و نسبت به آنها احساس سَروَری دارند.
چقدر خوب است که همۀ ما خودمان را از پیش‌داوری‌ها رها کنیم، وَگرنه احتمال دارد مثل کوته فکران رفتار کنیم؛ مثل دختر بیچارۀ اروپایی که فکر می‌کرد در بالاترین نقطۀ تمدن است، در حالی که آفریقاییِ دانش‌ آموخته به او اجازه داد از غذایش بخورد.
: زمین بهشت می شود...
روزیكه مردم بفهمند هیچ چیز عیب نیست جز قضاوت وَ مسخره كردن دیگران! ... هیچ چیز گناه نیست جز حق الناس! ...
هیچ چیز ثواب نیست جز خدمت به دیگران! ...
هیچ كس اسطوره نیست الا در مهربانى وُ انسانیت! ...
هیچ دینى با ارزشتر از انسانیت نیست! ...
هیچ چیز جاودانه نمی ماند جز عشق! ...
هیچ چیز ماندگار نیست جز خوبى ...

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 
نوشته شده در تاریخ شنبه 19 فروردین 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 بلانسبت شمآ ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

 

http://s8.picofile.com/file/8291520176/SY8SAT_VA_HOKUMAT_4.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8291520350/SY8SAT_VA_HOKUMAT_3.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8291520518/SY8SAT_VA_HOKUMAT_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8291520692/SY8SAT_VA_HOKUMAT_2.jpg

 

  بچه ای از پدرش پرسید سیاست یعنی چه؟ پدر میگه یه مثال در مورد خانواده خودمون برات میزنم: «من حکومت هستم ، چون همه چیز رو من تعیین میکنم. مامانت جامعه هست چون کارهای خونه رو اون اداره میکنه. کلفت مون ملت فقیر وُ بیچاره-ست چون از صبح تا شب کار میکنه وُ هیچی نداره. تو روشنفکری چون داری درس میخونی وُ پسر فهمیده ای هستی. داداش کوچیکت هم که دو سالش هست نسل آینده-ست ...».
پسرک نصف شب با صدای برادر کوچیکش از خواب بیدار میشه و می‌بینه که زیرش رو کثیف کرده،
میره تو اطاق پدر وُ مادرش، بعد میبینه پدرش تو تخت نیستش، وَ مادرش به خواب عمیقی فرو رفته، وَ هر کاری میکنه مآدرش از خواب بیدارنمیشه. میره تو اطاق کلفت شون که اونو بیدار کنه، می-بینه پدرش با کلفت شون خوابیده! ...
 فردا صبح باباش ازش می پرسه: پسرم فهمیدی سیاست یعنی چه؟
پسر میگه: بله پدر؛ سیاست یعنی اینکه حکومت خدمت ِ ملت فقیر وُ بیچاره رو میده ، در حالی که جامعه به خواب عمیقی فرو رفته، وَ روشنفکر هر کاری میکنه نمیتونه جامعه رو بیدار کنه، در حالیکه نسل آینده داره تو کثافت دست و پا میزنه! ...

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 
نوشته شده در تاریخ جمعه 18 فروردین 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 دختران فراری چهارساعته جذب باندهای فساد میشوند ...  

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  



http://s9.picofile.com/file/8291353592/DOXTAR8NE_FAR8RY_1.jpg

http://s8.picofile.com/file/8291353234/DOXTAR8NE_FAR8RY_11.jpg

http://s9.picofile.com/file/8291353442/DOXTAR8NE_FAR8RY_12.jpg

http://s8.picofile.com/file/8291353192/DOXTAR8NE_FAR8RY_2.jpg

http://s9.picofile.com/file/8291353384/DOXTAR8NE_FAR8RY_3.jpg

http://s9.picofile.com/file/8291353342/DOXTAR8NE_FAR8RY_4.jpg

http://s8.picofile.com/file/8291353334/DOXTAR8NE_FAR8RY_5.jpg

http://s8.picofile.com/file/8291353300/DOXTAR8NE_FAR8RY_6.jpg

http://s9.picofile.com/file/8291353400/DOXTAR8NE_FAR8RY_7.jpg

http://s9.picofile.com/file/8291353076/DOXTAR8NE_FAR8RY_8.jpg

http://s8.picofile.com/file/8291353534/DOXTAR8NE_FAR8RY_9.jpg



  به گزارش ایلنا، در نخستین همایش طرح «مادرانه»، که برای طرح معضل مادران آسیب‌دیده باردار، معتاد و حاشیه‌نشین، به همت اعضای جمعیت امداد دانشجویی- مردمی امام علی (ع)، برگزار شد. زهرا رحیمی مدیر عامل جمعیت امام علی در توضیح عوامل موثر در افزایش ازدواج دختران در سنین پایین و بارداری‌های زود هنگام در مناطق حاشیه‌ای گفت: مشکلات نگرشی و فرهنگی و همچنین مشکلات اقتصادی و حقوقی از جمله دلایل این ازدواج‌ها است.
 وی ازدواج در سنین پایین را بر میزان فرار دختران از خانه تاثیر گذار دانست و افزود: بسیاری از زنان کارتن خواب به دلیل همین نوع ازدواج‌ها از خانه فرار کرده‌اند و چون آموزشی ندیده‌اند، کمترین آگاهی از وضعیت جامعه ندارند.
 مدیرعامل جمعیت امام علی گفت: بر اساس نظر کار‌شناسان از زمان فرار یک دختر از خانه تا زمانی که به دست باند‌های فساد بیفتند در تهران تنها ۴ ساعت طول می‌کشد.
 رحیمی گفت: زنان اولین کسانی هستند که از چرخه تحصیل حذف می‌شوند بنا بر این توانمندی اقتصادی و توانمندی برای تصمیم گیری صحیح برای زنان محروم از تحصیل دور از دسترس قرار می‌گیرد و سبب می‌شود که بیش از دیگران در معرض آسیب‌های اجتماعی قرار بگیرند.
 وی با اشاره به اینکه زنان باردار کارتن خواب و زنان مناطق محروم در وضعیت بحرانی قرار دارند گفت: این افراد به دور از امکانات بهداشتی و پزشکی دوران بارداری و زایمان خود را طی می‌کنند و بسیاری آنان فرزندان معلولی به دنیا می‌آورند.
 مدیر عامل جمعیت امام علی ادامه داد: محدودیت‌های ایجاد شده برای جلو گیری از بارداری سبب شده است که این تعداد نوزادانی که به بهزیستی داده می‌شوند وبه باندهای خلاف فروخته می‌شوند افزایش پیدا کند.
 وی هشدار داد: مادران معتاد نوزادان معتاد و بیمار به دنیا می‌اورند و نکته قابل تامل این است که زنان معتاد به شیشه تمایل زیادی به فرزند آوری دارند به طوری که ممکن است هر سال یک بچه به دنیا بیاورند.
 در ادامه طراوت مظفریان، از اعضای جمعیت امام علی با اشاره به آماری که اعضای این گروه از وضعیت زنان در روستاهای سه منطقه شهرری، ورامین و اسلامشهر بدست آورده‌اند، اعلام کرد: ۵۶ درصد زنان زیر ۱۸سال ازدواج کرده‌اند و باردار شده‌اند که بیشتر آن‌ها درسین ۲۴، ۲۵ سالگی پنج یا شش فرزند دارند.
 وی افزود: ۶۱ درصد این مادران نیز بی‌سوادند که دلیل عمده این بی‌سوادی، عدم دسترسی به آموزش و نداشتن شناسنامه است.
 او تصریح کرد: رابطه مستقیمی بین افزایش سن و افزایش تعداد موالید در میان این زنان وجود دارد. هرچه سن مادر بیش ترشود، تعداد فرزندان بیش تری خواهد داشت.
 مظفریان گفت: طبق آماری که درباره اطلاعات مادران از روش‌های جلوگیری از بارداری به دست آمده است، اکثر آن‌ها به این روش‌ها دسترسی ندارند و راه حل پیش روی آن‌ها، فروختن یا اجاره دادن بچه‌های‌شان است.
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 

برچسب ها: مادران آسیب‌دیده، بارداری‌های سنین پایین، فرار دختران، مادران معتاد، نوزادان معتاد، بی‌سواد، فروختن بچه‌ها،




برچسب ها: مادران آسیب‌دیده، بارداری‌های سنین پایین، فرار دختران، مادران معتاد، نوزادان معتاد، بی‌سواد، فروختن بچه‌ها،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 16 فروردین 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

  برو کشک تو بساب ....

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

http://s9.picofile.com/file/8291219450/KASHKS8B_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8291219768/SERWATMAND_SHODAN_ELME_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8291220242/KET8BX8NY_OFTE_ARZESHE_1.JPEG

 

  می گویند روزی مرد کشک سابی نزد شیخ بهائی رفت و از بیکاری و درماندگی شکوه نمود و از او خواست تا اسم اعظم را به او بیاموزد. چون شنیده بود کسی اسم اعظم را بداند درمانده نشود و به تمام آرزوهایش برسد. شیخ مدتی او را سر گرداند بعد به او گفت :
 اسم اعظم از اسرار خلقت است و نباید دست نااهل بیافتد وَ ریاضت لازم دارد وَ برای این کار به او دستور پختن فرنی را یاد می دهد وَ می گوید آن را پخته وَ بفروشد بصورتی که نه شاگرد بیاورد و نه دستور پخت را به کسی یاد دهد.
مردک رفته پاتیل و پیاله ای خریده شروع به پختن و فروختن فرنی می کند وَ چون کار وُ بارش رواج می گیرد طمع کرده و شاگردی میگیرد وَ کار پختن را به او می سپارد.
 بعد از مدتی شاگرد رفته بالا دستش دکانی باز کرده مشغول فرنی فروشی میشود به طوری که کارش کساد میگردد. کشک ساب دوباره نزد شیخ بهائی میرود با ناله و زاری طلب اسم اعظم می کند. شیخ چون از چند وُ چون کارش خبردار میشود به او میگوید :
تو راز یک فرنی پزی را نتوانستی حفظ کنی، حالا میخواهی راز اسم اعظم را حفظ کنی ؛ برو همون کشک تو بساب ...

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 



برچسب ها: کشک سابی، شیخ بهائی، اسم اعظم، راز،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 فروردین 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 کفشهای لنگه به لنگه ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید


http://s8.picofile.com/file/8291043468/KAFSH_H8YE_LENGEH_BE_LENGEH_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8291043676/W8QE3YAT_HAA_PAZ3RESHE_2.JPG

 

http://s9.picofile.com/file/8291043934/KAFSH_H8YE_G8NDY_1.jpg

 

 میگن زمانی که گاندی میخواست خودشو به جلسه ای برسونه که قرار بود اونجا از حق ملتش در برابر انگلیسی ها دفاع کنه به قطار دیر میرسه و قطار در حال حرکت بوده که مجبور میشه دنبال قطار بدوه بالاخره به قطار میرسه و سوار میشه اما یک لنگه کفشش از پاش در میاد و میفته کنار ریل و خودش اون یکی لنگه رو هم میندازه وقتی میرسه به مقصد و وارد جلسه میشه تمام حضار به گاندی پابرهنه میخندن و یکی از انگلیسیها میگه آقای گاندی کفشهایتان کو؟ نکنه با پای برهنه میخواین از حقوق ملتتون دفاع کنید؟!!! مجددا همه خنده ی بلند و طولانی سر دادند و گاندی با نگاهی آرام و لبخندی بر لب آنها را نظاره میکرد وقتی خنده ی آنها تمام شد گاندی گفت وقتی به علت تاخیر بدنبال قطار میدویدم تا به اینجا برسم یک لنگه کفشم از پایم در آمد و من آن یکی لنگه را نیز درآوردم و نزدیک لنگه ی دیگر انداختم که اگر پابرهنه ای پیدایشان کرد یک جفت کفش داشته باشد نه یک لنگه ...  

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 

برچسب ها:، ،،

برچسب ها: گاندی، کفشهای لنگه به لنگه، لنگه کفش،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 فروردین 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 از همه اینها تلخ تر چیست؟ 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

http://s9.picofile.com/file/8290980734/SHARM_HAYAA_6.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8290980784/SHARM_HAYAA_2.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8290980884/SHARM_HAYAA_1.JPEG

 

http://s9.picofile.com/file/8290980984/SHARM_HAYAA_7.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8290981034/SHARM_HAYAA_5.jpEg

 وقتی همسرم را انتخاب کردم در نظرم طوری بود که گویا خداوند مانندش را در دنیا نیافریده.  وقتی نامزد شدیم، بسیاری را دیدم که مثل او بودند.  وقتی ازدواج کردیم، خیلی ها را از او زیباتر یافتم. چند سالی را که را با هم زندگی کردیم، دریافتم که همه زنها از همسرم بهترند.
 شیخ از او پرسید: آیا دوست داری بدانی از همه اینها تلخ تر و ناگوار تر چیست؟
 گفت: آری.
 شیخ گفت: اگر با تمام زنهای دنیا ازدواج کنی، احساس خواهی کرد که سگهای ولگرد محله ی شما از آنها زیباترند.
 لبخندی زد و گفت: چرا این حرف را زدی؟
 شیخ گفت: چون مشکل در همسر تو نیست،
مشکل اینجا است که وقتی انسان قلبی طمع کار وَ چشمانی هیز داشته باشد و از شرم خداوند خالی باشد، محال است که چشمانش را بجز خاک گور چیزی دیگر پر کند ...
 آیا دوست داری دوباره همسرت زیباترین زن دنیا باشد؟
 مرد گفت: بله.
 شیخ گفت: چشمانت را حفاظت کن ...

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 


برچسب ها: تلخ ترین، حیا، هیز، زیاده خواهی،
نوشته شده در تاریخ شنبه 12 فروردین 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 ﺧﺪﺍ ﮔﺮ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﺮ ﺩﺍﺭﺩ ﺯ ﺭﻭﻱ ﻛﺎﺭ آﺩﻣﻬﺎ! ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

http://s8.picofile.com/file/8290851418/SABRE_XODAA_1_png.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8290851434/AABEDE_F8SEQ_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8290851468/MOQAD_DASNAMAA_2.jpg

 

 

 

http://s8.picofile.com/file/8290851484/MOQAD_DASNAMAA_1.jpg

 

 

 ﺧﺪﺍ ﮔﺮ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﺮ ﺩﺍﺭﺩ ﺯ ﺭﻭﻱ ﻛﺎﺭ آﺩﻣﻬﺎ! / ﭼﻪ ﺷﺎﺩﻳﻬﺎ ﺧﻮﺭﺩ ﺑﺮﻫﻢ ... ﭼﻪ ﺑﺎﺯﻳﻬﺎ ﺷﻮﺩ ﺭﺳﻮﺍ ... 
 ﻳﻜﻲ ﺧﻨﺪﺩ ﺯ آﺑﺎﺩﻱ ... ﻳﻜﻲ ﮔﺮﻳﺪ ﺯ ﺑﺮﺑﺎﺩﻱ ... ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺟﺎﻥ ﻛﻨﺪ ﺷﺎﺩﻱ ... ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺩﻝ ﻛﻨﺪ ﻏﻮﻏﺎ ... 

  ﭼﻪ ﻛﺎﺫﺏ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﺻﺎﺩﻕ ... ﭼﻪ ﺻﺎﺩﻕ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﻛﺎﺫﺏ ... ﭼﻪ ﻋﺎﺑﺪ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ  ﻓﺎﺳﻖ ...

 ﭼﻪ ﻓﺎﺳﻖ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﻋﺎﺑﺪ ... ﭼﻪ ﺯﺷﺘﻲ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﺭﻧﮕﻴﻦ ... ﭼﻪ ﺗﻠﺨﻲ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﺷﻴﺮﻳﻦ ... 

 ﭼﻪ ﺑﺎﻻﻫﺎ ﺭﻭﺩ پایین ... ﭼﻪ ﺍﺳﻔﻠﻬﺎ ﺷﻮﺩ ﻋﻠﻴﺎ ... 

 ﻋﺠﺐ ﺻﺒﺮﻱ ﺧﺪﺍ ﺩﺍﺭﺩﻛﻪ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﺮ ﻧﻤﻴﺪﺍﺭﺩ!!! 
 « سهراب سپهری »

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 



برچسب ها: سهراب سپهری، عابد فاسق، مقدس نما،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 10 فروردین 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

  چه کسانی شعارهای مردمی را کنار میگذارند؟ ...  http://s8.picofile.com/file/8290742342/SHO8RY_KE_T8BE_E_SHO_UR_N3ST_1.jpg

 عـبـــد عـا صـی  

 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 9 فروردین 1396 توسط عـبـــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

  لطمات فساد اداری بیشتر است یا نفوذ دشمنان اجنبی؟ ... 


http://s8.picofile.com/file/8290663026/R8NTX8RY_2.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8290663192/R8NTX8RY_1.jpg

   عـبـــد عـا صـی  

 



برچسب ها: فساد اداری، نفوذ دشمنان،
(تعداد کل صفحات:215)      [...]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [8]   [...]  




درباره وبلاگ




گر در طلب لقمه نانی،
نانی /
گر در طلب گوهر كانی،
كانی /
این نكته رمز اگر بدانی،
دانی /
هر چیز كه اندر پی آنی،
آنی ...

مـــولانـــا


امام خمینی:

همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. /

باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :