http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg

به حساب آوردن «داشته-های کوچک» هم هنر بزرگی است ...


ای دوست مرا دریاب ...
ای دوست مرا دریاب ...
با مردم بودن قریحه-ی ادبی وَ هنری را بیشتر رشد مـیـدهـد ...
نوشته شده در تاریخ شنبه 9 اردیبهشت 1391 توسط عـبـــد عـا صـی







برای مرجع روی عنوان کلیک کنید

 « الان داشتم می‌آمدم به من گفتند: مثلاً در شش ماه گذشته هفتاد و پنج هزار طلاق؟ هفتاد هزار طلاق در شش ماه گذشته. خوب یکسال می‌شود 140 هزار تا. چرا باید در جمهوری اسلامی در یکسال 140 هزار طلاق باشد؟ بخشی از این طلاق‌ها برای این است که دیر ازدواج می‌کنند.
پسر 35 ساله شده، 30 ساله. دختر 28 ساله شده،
تنه درخت، شاخه که کلفت شد دیگر پیوند نمی‌خورد، طناب که شد اینها به هم گره نمی‌خورند. نخ قرقره زود گره می‌خورد. ولی طناب... بعد وقتی پسر سن‌اش بالا رفت، چهار تا رابطه پیدا می‌کند. دختر چهار تا تلفن به او می‌شود. انوقت اینها حواسشان جای دیگر است. وقتی هم به هم نگاه می‌کنند، نمی‌خواهی جای دیگر می‌روم! قبل از تو سی جای دیگر بودم، سی و یکمی می‌روم!
 متأسفانه مملکتمان یک بیماری عجیبی دارد، این است که خیلی لفت داده می‌شود.  الآن یک خانه که می‌خواهی در ایران بسازی، با فرودگاه مالزی یکجور است. سفیر ما در مالزی گفت: بیا فرودگاه را ببین. ما را مالزی برد دیدیم اوه، چه فرودگاهی! با قطار از این طرف باید آن طرف رفت. یک شهر است. گفت: به نظر شما چند سال این فرودگاه را ساختند؟ گفتم: طبق فرودگاه امام خمینی اگر باشد، باید هشتاد سال باشد. گفت: اینجا را سه ساله ساختند. باور نکردم. بعد ما هم یک خانه می‌سازیم سه سال. یک سال را تقریباً در شهرداری گیر هستیم. می‌شود کارها را... صنعت ما هم همینطور است.
ما صرفه‌جویی نمی‌کنیم.  قدیم تنورها که بود سیخ می‌کردند در سیب‌زمینی، می‌گفتند: شاطر سلام این سیب‌زمینی‌ها را بپز. این می‌انداخت کنار تنور، همینطور که نان پخته می‌شد، سیب زمینی این هم پخته می‌شد. یک مقداری کارها را جمع کنیم.  صرفه‌جویی کنیم در زمان. به جوان‌ها بارها گفتم ولی باید صد بار دیگر هم بگویم که همه‌ی جوان‌های ایران بشنوند. آقا ورزش را تماشا نکنید. خودت ورزش کن. خسته شدی بلند شو ورزش کن. این نشسته یک کشور دیگر به یک کشور گل می‌زند. چه چیزی گیر تو می‌آید؟ هیچی! مثل اینکه به پولهای بانک نگاه کنیم. (خنده حضار) خوب به تو که نمی‌دهند. آخر تماشای پول که برای تو پول نیست. تماشای ورزش تلف عمر است. ((( حاج آقا خیلی مختصر وُ مفید حرفاشونو میزنند. منظورشون اینه که چرا ورزش رو در تمام کشور توسعه نمیدن، چرا ورزش رو همگانی نمیکنند؟ ))) بله اگر پایت در گچ بود.»
 «در خیابانی که نهضت سواد آموزی است. خیابان دکتر فاطمی، نه تا سالن است. یک سالن حالا سالگرد نهضت سواد آموزی است در همین سالن مراسم می‌گیرند. بعد وزارت کشور است. بعد جهاد کشاورزی است. بعد کانون فکری کودکان است. یک سالن، همه مثل یک تابوت همه می‌روند یک ساعت در آن می‌خوابند تمام می‌شود می‌رود. شما حاضر هستید برای هر خانه‌ای یک تابوت، برای هر انسانی یک تابوت، می‌شود از یک سالن چند منظوره ساخت. مهندسین ما سالن‌ها را طبقه‌ی چهارم می‌سازند.  قربانت بروم. من مهندس نیستم اما تو که مهندس هستی این سالن را پایین بساز، درش هم به خیابان باز شود. که مردم خیابان هم بتوانند اگر از مکه آمدند، افطاری دادند، مراسمی داشتند، عروسی داشتند، خنده‌ای، گریه‌ای، در همین سالن. وقتی سالن می‌سازی، در اداره، آن هم طبقه چهارم، این مخصوص کارمندهای دولت می‌شود.  کارمندهای دولت هم فقط باید سالروز تأسیس‌شان مثلاً روز آتش‌نشانی است، روز مادر است، روز وقف است، اینقدر سالن بی‌خود ساختیم، خدا می‌داند. اینقدر قرض بی‌خودی، اینقدر کتاب بی‌خودی

   اعتدال، حجت الاسلام قرائتی، درسهایی از قرآن 

 

 

 

برای مرجع روی عنوان کلیک کنید

   اعتدال: همشهری ماه در شماره اخیر خود به موضوع بدهی های معوقه دولت به شهرداری پرداخته است. در این گزارش می خوانیم: یکی از مهم‌ترین دلایلی که رئیس‌جمهور در آخرین چهارشنبه سال 90 مجبور شد در صحن علنی مجلس شورای اسلامی حضور پیدا کند و در مقام پاسخگویی قرار بگیرد، سوالی بود که نمایندگان مجلس از او درباره دلایل پرداخت نشدن اعتبارات مصوب مترو داشتند؛ سوالی که علی مطهری آن را این طور بیان کرد: «چرا در مواردی خلاف قانون اساسی انجام شده است؟ مثلا قانون پرداخت تسهیلات مترو چرا اجرا نشد و گفتید که این مصوبه مجلس را قانون نمی‌دانید؟ در حالی‌که این مصوبه مجلس به تایید مجمع تشخیص مصلحت رسیده است.
مجلس به ‌دلیل آلودگی هوای تهران که سالانه 4 هزار نفر جانشان را از دست می‌دهند، تصمیم به پیشبرد خطوط متروی پایتخت گرفت. تشخیص این‌که مصوبه‌ای قانونی است یا نه، بر عهده رئیس دولت نیست و رئیس‌جمهور باید آن را اجرا کند. از ابتدا دولت اراده‌ای برای اجرای این قانون نداشت و حتی در متمم‌های بودجه هم آن را نیاورد. ضمن این‌که مفاد این قانون، تسهیلات بود و دولت می‌توانست آن را تدریجی پرداخت کند.» در پاسخ به این سوال، رئیس دولت صراحتا اعلام کرد که حساب ذخیره ارزی موجودی‌اش صفر است! احمدی‌نژاد گفت: «چگونه به مترو وام بدهیم؟ از کجا بدهیم؟ از پول معلمان و عمران و آبادانی روستاها؟ باید می‌گفتید از کدام ردیف کم کنیم و به این‌جا بیفزاییم؟ این قانون بر خلاف اصل 75 قانون اساسی است.»
پول نداریم!
در حالی که نمایندگان مجلس از نحوه پاسخگویی احمدی‌نژاد در صحن علنی مجلس مبهوت بودند؛ رئیس دولت بعد از نشان دادن جیب خالی، لیستی از «پرداخت کرده‌ایم»‌ها را ردیف کرد؛ لیستی که بعدا به طور کامل توسط شهرداری تهران تکذیب شد. احمدی‌نژاد در صحن علنی مجلس گفت: «8 هزار میلیارد تومان بابت عوارض به مترو کلانشهرها و شش میلیارد دلار هم فاینانس داده‌ایم. 11هزار دستگاه اتوبوس با تخفیف به کلانشهرها داده‌ایم. در مورد تهران هم 4600 میلیارد تومان پول نفت را برای کار عمرانی به شهرداری داده‌ایم که 10 برابر کمک کل دولت‌های قبل است. به جای این همه فشار به دولت بهتر نبود یک سری به شهرداری می‌زدید ببینید کجا این پول‌ها را خرج کرده‌اند؟» شاید این جمله آخر رئیس‌جمهور بود که باعث شد مدیران شهری جوابیه‌ای برای این سخنان منتشر کنند.
اولین واکنش از سوی مهندس تشکری‌هاشمی، معاون حمل‌ونقل و ترافیک شهرداری تهران بود که گفت:
«کمک دولت به مترو حدود 50‌درصد دولت‌های قبل بوده
 نه هشت برابر! امکان استفاده از فاینانس هم هرگز میسر نشده است به گفته معاون حمل‌ونقل و ترافیک شهرداری تهران حدفاصل سال‌های 66 تا 84 قریب 1610 میلیون دلار کمک فاینانسی به متروی تهران انجام شده است. اگر این میزان را با نرخ دلار اعلامی از سوی دولت (1226 تومان) محاسبه کنیم، قریب 2000 میلیارد تومان در دولت‌های قبلی به متروی تهران کمک شده و این در حالی است که از سال 84 تا به امروز 1100 میلیارد تومان بابت توسعه مترو از سوی دولت پرداخت شده و این یعنی چیزی نزدیک به 50‌درصد مبلغ اعطایی دولت‌های قبلی! بر این اساس مشخص نیست چطور با توجه به وجود ارقام و آمار روشن، ادعای کمک هشت برابری به مترو تهران نسبت به دوره‌های قبل می‌شود؟
انباشت بدهی
«خوب بود آقای رئیس‌جمهور به این موضوع اشاره می‌کردند که این بدهی‌ها مربوط به چه زمان و چه دوره‌ای است! شهرداری تهران در دوره اخیر مدیریت خود، از سال 84 تمامی دیون خود را به بانک‌ها پرداخت کرده و شهرداری در واقع میراث‌دار 380 میلیارد تومان دیون و بدهی معوق دوره‌های قبلی مدیریت است که البته شامل دوره تصدی آقای احمدی‌نژاد در شهرداری هم می‌شود.
با احتساب جریمه دیرکرد این معوقات، امروز شهرداری تهران میراث‌دار 750 میلیارد تومان بدهی دوره‌های گذشته مدیریتی مربوط به سال‌های 66 تا 84 در این نهاد است. بااین‌حال برای حل این مشکل لاینحل (چراکه بانک‌ها صراحتا پرداخت فاینانس‌های آتی را به تسویه این بدهی‌های معوقه منوط کرده‌اند) مدیریت شهری تعهد کرده 25‌درصد بدهی گذشتگان را به صورت نقدی و مابقی را در مطالبات فی‌مابین حل و فصل کند که تاکنون بخشی از آن نیز به صورت نقدی به بانک‌ها پرداخت شده است.» این را تشکری‌هاشمی که از ادعاهای کذب دولت به تنگ آمده در جوابیه خود اعلام کرد. معاون شهردار تهران به‌طور مستقیم شهرداری دوران احمدی‌نژاد را مسبب بدهی‌های انباشته شده شهرداری می‌داند و تاکید می‌کند: «کاش ریاست محترم جمهوری به صورت شفاف مشخص می‌کردند که استمهال بدهی‌های شهرداری در کجا و چه موضوعی بوده است چرا که در این سال‌ها نه‌تنها بدهی استمهال نشده بلکه بدهی دوره‌های گذشته دولت و شهرداری‌های وقت از سال 66 تا 84 هم بر دوش مدیریت فعلی شهرداری گذاشته شده و هرگونه همکاری بانک‌ها موکول به تعیین و تکلیف آن شده است.» همه این بار اضافی را می‌توانید بگذارید در کنار فاینانس دو میلیاردی تصویبی مجلس برای کمک به مترو کلانشهرها که هرگز محقق نشد.
به گفته تشکری‌هاشمی در طول سه سال گذشته تلاش‌های مجدانه‌ای از سوی مجلس، شورای اسلامی شهر، شهرداری کلانشهرها و پیگیری‌های بسیاری از طریق مجمع تشخیص، دیوان محاسبات، سازمان بازرسی و... انجام شده اما هربار با طفره رفتن از قانون و فرافکنی هیچ پیشرفتی در زمینه این اعتبار انجام نشده و حالا برخی ابرازنظرها دراین‌باره عجیب و دور از انصاف است.
این در حالی است که دولت باید یک سوم هزینه هر سفر را به عنوان یارانه بلیت پرداخت کند اما در طول این سال‌ها این مبلغ هیچ‌گاه به طور کامل و به موقع پرداخت نشده و مبالغ ناچیزی که پرداخت شده گاه حتی کفاف حقوق یک ماه کارکنان شرکت واحد اتوبوسرانی را هم نمی‌داده است. تشکری معتقد است باید به مردم این پاسخ ارائه شود که حال که قیمت نفت چندین برابر قبل شده و یارانه‌ها هم حذف شده، چطور می‌شود که صندوق‌ها خالی باشند؟ این، سوالی است که مدیران شهری کلانشهرهای دیگر هم که چشم امیدشان به این بودجه است، هنوز از خود می‌پرسند و هیچ پاسخی برای آن پیدا نمی‌کنند!
مجلس، ضعیف است
به گفته قربانی عملکرد نمایندگان مجلس در سال گذشته به خصوص در مورد پیگیری‌های اجرا شدن مصوبات خود راضی‌کننده نیست. او اشاره‌ای نیز از انتظارات مسوولان شهری اصفهان از دولت می‌کند و می‌گوید: «امسال آخرین سال خدمت‌رسانی دولت است به همین دلیل انتظار می‌رود که بیشتر به اولویت‌ها و زیر ساخت‌ها به خصوص راه‌اندازی متروی کلانشهرها توجه کند چرا که هر چقدر در برای توسعه حمل‌ونقل عمومی هزینه شود سود آن به جیب دولت بر می‌گردد.» سخنگوی شورای شهر اصفهان معتقد است: «توسعه حمل‌ونقل عمومی کلید کاهش آلودگی صوتی و هوا در کلانشهرهاست و اساسی‌ترین راهکار حفظ محیط زیست و کاهش هزینه‌های ملی همچون انرژی گاز و گازوئیل است.» قربانی تاکید می‌کند: «این روزها مردم کلانشهرها با شلوغی و ازدحام و آلودگی هوا دست و پنجه نرم می‌کنند؛ به همین دلیل همه مسوولان چه دولتی چه غیر‌دولتی باید بدانند که کلانشهرهای کشور نیازمند راه‌اندازی مترو هستند.» قربانی درمورد سخنان رئیس‌جمهور در مورد خالی بودن حساب صندوق ذخیره ارزی نیز معتقد است: «این گفته فقط یک ادعاست و باید از سوی کمیسیون‌های مربوطه مجلس بررسی شود تا صحت و سقم آن مشخص شود. به نظر من از آن‌جا که نمایندگان مجلس در بودجه‌ریزی کشور دخالت دارند اما می‌توانند در مورد بررسی حساب صندوق ارزی نیز تحقیق کنند.»

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 4 اسفند 1390 توسط عـبـــد عـا صـی

 نوکر مردم که چوب لای چرخ مملکت نمیذاره! ...

 

برای مرجع روی عنوان کلیک کنید



   اگر قطارهای خوابیده در گمرگ، در خطوط مترو مشغول بودند، هر روز با 375 بار سرویس دهی 750 هزار مسافر را جابجا می کردند...اگر دولت قطارها را ترخیص کند،تعداد قطارها 30 درصد افزایش می یابد که رقم فوق العاده ای است و می تواند ازدحام جمعیت را بلافاصله یک سوم کاهش دهد...هر قطار هم 5.5 میلیون یورو قیمت دارد که با احتساب همه قطارها،بیش از 137 میلیون یورو از پول مردم بلااستفاده در گوشه گمرک افتاده است...
آیا خدمت به مردم این است که بگویند ما"نوکر مردم"هستیم و در همان حال،با مردم این گونه رفتار کنند؟!

اعتدال : در حالی که با افزایش قیمت بنزین و گسترده شدن محدوده طرح ترافیک در تهران ، تعداد مسافران مترو با افزایش چشمگیری مواجه بوده ،
عدم افزایش واگن های جدید به خطوط متروی پایتخت ، مردم را با فشارهای مضاعف مواجه کرده است به طوری که تراکم جمعیت در واگن ها به حد انفجار رسیده و مخصوصاً خانواده ها از این موضوع بسیار آزرده اند.
در این وضعیت اسفناک ، آنچه شرم آور است این که تعداد قابل توجهی واگن که با صرف هزینه میلیاردی از پول مردم ، از خارج خریداری و وارد کشور شده اند ، ماه هاست که در بندرعباس خاک می خورند و به جای آن که در خطوط مترو ، مردم را جابجا کنند ، بی هیچ استفاده ای در انبارهای گمرک در حال فرسوده شدن هستند!
علت این وضعیت بی سابقه هم آن است دولت می گوید تا عوارض گمرکی واگن ها را نگیرد ، اجازه نمی دهد حتی یک واگن هم وارد خطوط مترو شود! شهرداری تهران هم که این واگن ها را وارد کرده ، اعلام می دارد که آماده است هزینه گمرک را بپردازد. این هزینه هم در بودجه مصوب مجلس برای مترو دیده شده است ولی دولت به دستور شخص رئیس جمهور ، بودجه تصویب شده را نمی دهد!
خلاصه اش این است که دولت باید بودجه مترو را به شهرداری بدهد و شهرداری هم آن را دوباره به دولت (گمرک) برگرداند تا واگن ها را از گمرک بندرعباس به تهران ببرند و مردم را از عذابی که در واگن های متراکم مترو می کشند نجات دهند؛ اما رئیس جمهور مردمی ، امضا نمی کند!
چند واگن در گمرک خاک می خورند؟

سوال اینجاست که چقدر واگن در گمرک ، متروک مانده و آیا با آمدن آنها به مترو ، واقعاً گشایشی در کار مردم ایجاد می شود یا تعداد واگن های موجود در گمرک به حدی نیست که گره گشا باشد و آنچه مطرح می شود صرفاً هیاهوی سیاسی است؟
برای پاسخ به این سوال ، ابتدا مروری بر وضعیت موجود می کنیم:
*حدود 80 قطار در روز در خطوط مترو کار سرویس دهی به مسافران را انجام می دهند.
*بطور میانگین در روز هر رام قطار(7 واگن) 15 بار سرویس می دهد.
*بطورمیانگین هر رام قطار(7 واگن) در روز 25 هزار مسافر جابجا می کند.
(در خط یک ، 29 قطار در خط دو 27 قطار در خط چهار، 10 قطار و در خط پنج، 14 قطار که در مجموع 80 قطار در خطوط مترو سرویس دهی می کنند.)
* بطور میانگین، مجموع قطارها در روز حدود 1200 بار سرویس دهی انجام می دهند.
* بطور میانگین مجموع قطار ها در ماه 36 هزار بار سرویس دهی می کنند.
* با این حساب در روز بیش از 2 میلیون مسافر توسط قطارها جابجا می شود.
در این لحظه که شما این مطلب را می خوانید167 واگن (حدود 25 قطار) در گمرگ کشور خاک می خورند.
با این حساب اگر این تعداد قطار که در گمرگ است، در خطوط مترو مشغول فعالیت بودند در روز حدود 375 بار سرویس دهی انجام می دادند و حدود 750 هزار مسافر را جابجا می کردند که این رقم برای سرویس دهی در ماه می شود: 11000 بار سرویس دهی و جابجایی حدود 22 میلیون مسافر در ماه.
پس با عدم ترخیص این قطارها از گمرک حدود 750 هزار مسافری که باید با این قطارها جابجا می شدند در روز با همین تعداد قطار موجود در خطوط جابجا می شوند.
به عبارت دیگر
اگر دولت قطارها را ترخیص کند ، تعداد قطارها 30 درصد افزایش می یابد که رقم فوق العاده ای است و می تواند ازدحام جمعیت را بلافاصله یک سوم کاهش دهد.
هر قطار 7 واگنی هم 5.5 میلیون یورو قیمت دارد که
با احتساب همه قطارها ، بیش از 137 میلیون یورو از پول مردم بلااستفاده در گوشه گمرک افتاده است!
حال آیا رواست بخشی از پول مردم در کمرگ خاک بخورد و بپوسد و بخش دیگرش نیز توسط دولت بلوکه گردد و ملت هم در فشارهای روزانه و رو به تزاید مترو ، در عذاب دائمی باشند؟!
جالب این جاست دولت در حالی بودجه مترو را نمی دهد که اگر هم آن را پرداخت کند ، باز هم به عنوان عوارض گمرکی به خودش باز می گردد. دولت حتی می تواند اجازه ترخیص قطارها را بدهد و به میزان عوارض کمرگی اش ، از بودجه مترو را نزد خود نگه دارد.
واقعاً جای تأسف دارد که از یک سو ، تحریم های خارجی مانع از ورود برخی اقلام به کشور می شود و از سوی دیگر هم وقتی کالایی وارد می شود ، داخلی ها - آن هم از نوع دولتی - نمی گذارند به دست مردم برسد!
به راستی
کجای این رویکرد با شعار خدمت به مردم می خواند؟!  آیا خدمت به مردم این است که بگویند ما "نوکر مردم" هستیم و در همان حال ، با مردم این گونه رفتار کنند؟!

منبع: عصر ایران

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 4 اسفند 1390 توسط عـبـــد عـا صـی


ننه علی! باز هم دندون رو جیگرت بذار! ...

 

برای مرجع روی عنوان کلیک کنید



   چکار داری به فرزندت بگویی که تشنگی خدمت ، جای خود را به شیفتگی قدرت داده است؟ چکار داری برایش بازگو کنی که برای چهار روز نشستن بر روی یک صندلی چه کار ها که نمی کنند و چه تهمت ها و انگ ها که نثار خلق الله نمی کنند؟ چکار داری بگویی که بعضی ها آنقدر دروغ تحویل مردم داده اند که حتی آبروی نداشته دروغ را هم برده اند؟! چکار داری بگویی که از ارزش هایی که علی ات به قربان آنها رفته ، چه دکان هایی علم شده است؟

سلام مادر ! سلام ننه علی ! سلام اسطوره مهربانی ! دیروز خبر آمد که بالأخره پیش فرزند شهیدت رفتی ؛ نه این که از او دور بوده باشی و حالا به او برسی ، نه! تو در تمام سال هایی که پسرت آسمانی شده بود ، در زمین ، کنارش بودی و ماندی و خانه که چه بگویم ، کلبه ات را در کنار آرامگاه شهیدت بنا کردی و شب و روزت را در کنار جوان شهیدت به سر کردی تا تجسمی از مهرمادری باشی
در روزگاری که مهربانی ها به حراج روزمرگی ها رفته و رو به افسانه شدن گذاشته اند.
نمی دانم در آن شب های سرد زمستانی و در آن روزهای داغ بهشت زهرای تهران ، با "قربانعلی" ات چه نجواها کرده ای و در میانه اشک های مادرانه ات با او چه ها گفته ای.
این را نیز نمی دانم حالا که به وصال فرزند دلبندت رسیده ای و بعد از سال ها که سنگ قبر او را بغل می کردی ، اینک خودش را در آغوش گرفته ای ، به او چه ها خواهی گفت و داغ غربت سالیانت را چگونه برایش روایت خواهی کرد ؛ نباید هم بدانم ؛ حرف های مادری و فرزندی ، رازهایی دوست داشتنی بین خودشان است و بس!
اما ننه علی ! تو را به آن سال های فراق و به آن قرآن درشت خطی که بارها در کلبه ات ختمش کردی ، قسمت می دهم هر چه به شهیدت می گویی بگو ، اما حال و روز ایرانی که علی تو و علی های دیگر برایش فدا شدند را برایش باز مگو! بگذار روحشان آزرده نشود.

ننه علی
به پسرت نگو که او و همرزمانش هر چه رشته کرده بودند را عده ای دارند به اسم همان شهیدان پنبه می کنند! نگذار خبر دار شود که عده ای با اسم ارزش ها ،چنان به جان بیت المال افتاده اند و آن را چنان با حرص و ولع می بلعند که جهانی انگشت حیرت به دهان گرفته است و تازه کلی هم طلبکار هستند و قیافه هایشان حق بجانب! نگو که چنان دارند جوانان را از اسلام عزیز می رانند و بدان بدبین می کنند که میسونرهای مسیحی هم نتوانستند چنین کنند؟
چه نیازی هست اوقات قربانعلی را تلخ کنی و به او بگویی که با یاران انقلاب چه ها که نکرده اند؟! احتیاجی هم نیست درباره تازه به دوران رسیده هایی که حتی خدا را هم بنده نیستند به او چیزی بگویی. ناراحتش نکن ننه علی!
نگذار فرزندت بفهمد که هنوز که هنوز است ، خیلی ها در سرزمینش می میرند ، فقط به خاطر این که یک مشت اسکناس ندارند. هنوز کودکان معصوم سرزمینش ، تا نیمه شب در چهار راه ها فال و گل مریم می فروشند و در حسرت یک جفت دستکش قرمز رنگ اند تا نوک انگشتانشان از فرط سرما کرخت نشود. نگذار متوجه بشود که زنان و دختران زیادی تن می فروشند و نان می خرند؛ به غیرت پسر برومندت بر می خورد.

ننه علی مادر جان! بی خیال این باش که به علی ات بگویی مردمی که برای رفاه شان جنگیده ،
برای دادن نامه درخواست چندرغاز مساعده ، مجبورند کیلومترها پشت ماشین رؤسا بدوند و نفس نفس زنان ، نامه را به داخل ماشین شان بیندازند و بعد هم چشم به در بدوزند که جواب نامه شان کی خواهد آمد؟
تو را به خدا نگو جوان هایی مانند علی ات که روزگاری شاه بیرون می کردند و دماغ صدام بر خاک می مالیدند ، کرور کرور گرفتار تریاک و هروئین و کراک و شیشه و اکس و کوفت و زهرمار شده اند تا روزگارشان بین نئشگی و خماری بگذرد.

مهربان مادر! چکار داری به فرزندت بگویی که تشنگی خدمت ، جای خود را به شیفتگی قدرت داده است؟ چکار داری برایش بازگو کنی که برای چهار روز نشستن بر روی یک صندلی چه کار ها که نمی کنند و چه تهمت ها و انگ ها که نثار خلق الله نمی کنند؟ چکار داری بگویی که بعضی ها آنقدر دروغ تحویل مردم داده اند که حتی آبروی نداشته دروغ را هم برده اند؟! چکار داری بگویی که از ارزش هایی که علی ات به قربان آنها رفته ، چه دکان هایی علم شده است؟ چه کار داری از آزادی و ... .

اصلاً از آب و هوا برایش بگو ...
نه! این را هم نگو! علی و یاران شهیدش حتماً ناراحت می شوند اگر بدانند مردمشان با هر دم و بازدمی ، کلی سرب و دی اکسید کربن و ذرات معلق و ... تنفس می کنند؛ نگو که مبادا یاد خاطرات بمباران شیمیایی زمان جنگ بیفتند و خاطر نازنینشان آزرده شود.

ننه علی! مادر اسطوره ای سرزمین مادری من! اصلاً از ما و از کارهایمان هیچ به علی نگو! دلش می شکند،بگذار روحش آسوده باشد.نگذار حلاوت دیدار مادر با تلخی کارهای ما کم رمق شود... .

کلبه ننه علی
آه ...! چه می گویم من ننه علی!
لابد داری شماتتم می کنی که "پسر! مگر یادت رفته که شهیدان زنده اند و می بییند و می شنوند و اصلاً شهید نامیده شده اند چون شاهد مایند." و ادامه می دهی: "فکر می کنی اگر من هیچ نگویم این ها هم هیچ نخواهند دانست؟"

راست می گویی ننه علی! بر من ببخش! نگرانم، نگران علی های دیگر این ملک و فرزندان شان. می ترسم کاسه صبر شهیدان به سر آید و شکایت مان را بی هیچ گذشتی نزد خدا ببرند که "خدایا ببین! ما رفتیم و عزیزترین متاع مان که جانمان است را برای دین و میهن و ناموس این ها دادیم و به خون خود غلتیدیم و حال اینان به اسم ما چه ها که نمی کنند و چه مفسده ها که به نام مصلحت مرتکب نمی شوند و چه آبرویی که از دین خودت نمی برند؟خدایا! به عذابی سخت گرفتارشان کن و تاوان خون سرخ مان را از ایشان بگیر که سخت آن را هدر دادند."

راستی ننه علی !
فردای قیامت که علی تو و شهیدان دیگر چشم در چشم ما دوختند و گفتند: "بعد از ما چه کردید؟" چه خواهیم گفت؟ اصلاًچه داریم که بگوییم؟ بگوییم که بعد از شما افتادیم به جان هم ؛ هزار گروه شدیم و هزار کیسه دوختیم و هزار بیراهه رفتیم و کلاً یادمان رفت که حتی نفس کشیدن هایمان را هم مدیون کسانی هستیم که به خاطر ما از نفس افتاده اند و شد آنچه نباید می شد؟!

خوش به حالت ننه علی! و خوش به حالتان شهدا که رفتید و این روزهای تلخ را ندیدید!
آدم حتی رویش نمی شود که بگوید : شهیدان شفاعت مان کنید!

بدرود ننه علی
*جعفر محمدی
 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 3 اسفند 1390 توسط عـبـــد عـا صـی

 

 به پابرهنه-های رو بمرگ که بستنی

 "روکشدار-طلایی" پیشنهاد نمیکنند! ...

 

برای مرجع روی عنوان کلیک کنید



  دهقان کیا در ارتباط با برنامه ریزی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی برای واگذاری کارتهای اعتباری خرید 1 میلیون و 500 هزار تومانی به 230 هزار کارگر کشور و مشخص کردن اولویتها در این بخش، گفت: با اینکه صحبت از برنامه ریزی می شود اما تاکنون اقدام موثری نشده است.
عضو هیئت مدیره کانون عالی شوراهای اسلامی کار استان تهران اظهار داشت: ممکن است تا پایان سال جاری بخواهند این کار را انجام دهند اما نکته حائز اهمیت در این بخش این است که
کارت اعتباری نیاز امروز جامعه کارگری کشور نیست.
این مقام مسئول کارگری با تاکید بر اینکه
نگرانی های کارگران در بخش مربوط به تولید است و اینکه کاهش تولید می تواند در سرنوشت کاری آنها نیز تاثیرگذار باشد، بیان داشت: همچنین ما باید در شرایط پایان سال و برگزاری نشست های شورای عالی کار، موضوع مربوط به سبد هزینه های خانوار را مطالبه کنیم.
به گزارش مهر،وی خاطر نشان کرد:
هم اکنون شکاف بین واقعیت های هزینه ای در سبد معیشت خانوار و دریافتی ها چیزی در حدود 700 هزار تومان است. پرکردن این شکاف ها و اینکه نیروی کار بتواند هزینه های خود را تامین کند، از واگذاری کارت اعتباری مهم تر است.

منبع: مهر

 

 قفل وُ بندها، تابحال مشکلی را هم حل کرده؟!

 

برای مرجع روی عنوان کلیک کنید


   رسول جعفریان در یادداشتی نوشت:
مدتی است به هر بهانه ای و بدون هر گونه توضیحی، اینترنت و به ویژه سایت هایی که جنبه اطلاع رسانی دارند، دچار تعطیلی و کندی شده و اعصاب یک مشت جوان محصل و دانشجو و پژوهشگر را که روزانه با این قبیل وسائل به نقل و انتقال اطلاعات و جستجوی در سایت ها می پردازند را خرد و خمیر می کنند.
مدتی است به هر بهانه ای و بدون هر گونه توضیحی، اینترنت و به ویژه سایت هایی که جنبه اطلاع رسانی دارند، دچار تعطیلی و کندی شده و اعصاب یک مشت جوان محصل و دانشجو و پژوهشگر را که روزانه با این قبیل وسائل به نقل و انتقال اطلاعات و جستجوی در سایت ها می پردازند را خرد و خمیر می کنند.
این جدای از آن است که بسیاری از سایت ها که ضمن داشتن حجم بالایی از اطلاعات، به دلیل استفاده دوگانه از آن، مسدود شده و حتی دانشجویان و پژوهشگران ما از داشتن یک دهخدا آن هم به صورت آنلاین محروم هستند.
در عوض به خواندن سایت هایی هدایت می شوند که در همان لحظه اول مواجه با آنها، از شدت ناراحتی صفحه را می بندند و آهی می کشند و از پای رایانه بر می خیزند.
این قبیل اقدامات که به تدریج در حال تبدیل شدن به یک رویه و عادت شده و در ضمن هیچ کس خود را موظف به توضیح در باره چرایی آن نمی داند، تأثیر بسیار بدی در میان جوانان خواهد گذاشت.
یک جوان دانش پژوه که علاقه مند است اطلاعاتی در باره موضوع مورد نیاز خود به دست آورد، مقالات خود را به این استاد و آن دانشگاه بفرستد، با دوست خود مشورت کند و ... هرچه به سراغ ایمیل می رود آن را تعطیل دیده و به دنبال هر منبعی می گردد با مشکل مواجه می شود، در برابر این رویه چه خواهد کرد؟
ممکن است نسل میان سال نیاز به این کارها نداشته باشد، یا بسیاری از جوانان شاغل در بازار کار عادی شبانه روز سراغ کامپیوتر نروند، اما تعداد قابل ملاحظه ای از نسلی که به لطف این انقلاب در دانشگاه های مختلف دولتی و ملی دانشجو شده اند شب و روز نیازمند این ابزار و چشم به راه آن هستند که دریچه ای باز شده و دانشی به دست آورند.
این در حالی است که هیچ جایگزینی که بتواند نیم درصد از کار مورد نیازشان را انجام دهد وجود ندارد.
به نظر شما، عکس العمل این جوانان در برابر این رفتار چیست؟
آیا به مجموعه تصمیم گیر در این کشور خوشبین خواهند ماند و شعارهای آنان را در توسعه علم و جایگاه و رتبه علمی کشور خواهند پذیرفت؟ مگر قرار است علم از چه طریقی انتقال یابد؟ آیا باید به عصر حجر برگشت؟
وقتی این جوانان خود را با کشورهای پیشرفته و توسعه یافته مقایسه می کنند، چه احساسی در وجودشان در مقایسه میان خود و دیگران ایجاد خواهد شد؟
وقتی از کار و زندگی عادی شان که همین سرچ های رایانه ای و جستجو در یافته های علمی جدید و پیشرفت باز بمانند، جز افسردگی و ناراحتی و نگرانی چه چیزی در جان و روانشان پدید خواهد آمد؟
ممکن است کسانی تصور می کنند واکنش به رفتارها چندان مهم نخواهد بود،
اما بدانند برای نسلی نخبه و فرهیخته که در میان ایرانیان فراوان هستند، کمترین تصمیم برای این قبیل رفتارها این است که ای کاش در جای دیگر و در کشور پیشرفته ای بودیم که حداقل به یک اینترنت دسترسی داشتیم و این قدر برای یک جستجوی ساده تحقیر نمی شدیم.
وزارت علوم و ارشاد و قوه قضائیه و مخابرات و دیگر کسانی که دست اندر کار این قبیل اقدامات هستند، یک هزینه مختصری هم برای ارزیابی واکنش جوانان به این قبیل کارها داشته باشند و نتایج آن را در اختیار مقامات بالاتر بگذارند و این قدر این نسل را با کارهای عجیب و غریب خود دچار شگفتی و سردرگمی و در نهایت گریز از مرکز نکنند.
لااقل اگر توجیهی، طرحی، جایگزینی دارند، یا آن که وضعیت گشایش در اینترنت را فاجعه ای برای ملت می دانند، حرفشان را بزنند، بحث کنند و روشن کنند که برای پیشرفت چه باید کرد، از چه طریقی باید رفت و کدام در را باید گشود.

منبع: آفتاب

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی



نوشته شده در تاریخ سه شنبه 2 اسفند 1390 توسط عـبـــد عـا صـی

 

 آفرین بر این سلطان! ...

 

برای مرجع روی عنوان کلیک کنید



    رئیس سازمان بازرسی کل کشور: حال که دادگاه علنی این پرونده برگزار می‌شود بهتر است کل کیفرخواست در دسترس عموم قرار گیرد.
 بخشی از کیفرخواست متهمین خوانده شد. به نظر می‌رسد حال که دادگاه علنی برگزار می‌شود بهتر است کل کیفرخواست در دسترس عموم قرار گیرد. انتشار کیفرخواست نشان می‌دهد نظام در مبارزه با فساد جدی بوده و کاملاً موشکافانه مباحث را پیگیری کرده و با دقت و مستند حرف می‌زند.
 در این پرونده برای پنهان کاری، کارهای زیادی صورت گرفته بود؛ پولشویی‌های بسیار پیچیده و اقدامات گسترده توسط این افراد انجام شده بود ولی به هر حال وقتی اراده الهی تعلق می‌گیرد و انسان‌های مؤمن به میدان می‌آیند این لایه‌های تودرتو کشف می‌شوند.
رئیس سازمان بازرسی کل کشور با بیان این‌که متهم ردیف اول قبل از آنکه به سلطان رشوه مشهور شود از سوی برخی به عنوان قهرمان صنعت و کارآفرینی مشهور بود، گفت: در این دادگاه این مطلب عیان شد که متهم ردیف اول سلطان و قهرمان رشوه است. تأسف ما از آن است که متهم ردیف اول قبلاً به عنوان قهرمان صنعت و کارآفرینی شناخته می‌شد. بعدها که لایه‌های پنهان باز شد، مشخص شد که این قهرمانی‌ها به خاطر رشوه‌دادن او است. چرا که وی قهرمان زد و بند، جعل سند، اغوا گری، قانون‌شکنی و بی‌پروایی در فساد بود. این موضوعات نشان می‌دهد که این پرونده نیاز به کالبد شکافی دارد.
نباید اجازه داد فساد در جامعه نهادینه شود.
 نکته‌ای از سوی متهم ردیف اول در جلسه دادگاه بیان شد که نیازمند دقت بسیار زیادی است. او گفت پول‌ها و رشوه‌هایی که به مسئولان و متصدیان بانک‌ها دادیم کاملاً عادی بود و معمولاً این کار صورت می‌گیرد. این حرف بسیار نگران کننده است. البته معمولاً کافر همه را به کیش خود می‌پندارد؛ آدم فاسد دوست دارد همه فاسد و منحرف باشند.
نباید از کشمکش‌ها و مشکلات غرب غفلت کرد
 

 متن کامل

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1 اسفند 1390 توسط عـبـــد عـا صـی

برای مرجع روی عنوان کلیک کنید


((( هر کس که برای رفاه مردم تلاش میکند، خداوند کرامت، سلامت دنیا وَ آخرت را نصیبش کند. یکی از این انسانهای برجسته در مجلس هفتم،  استاد وَ مدرس اقتصاد، آقای دکتر سبحانی بودند که با توجه به جَـو ِ حاکم بر مجلس وَ اقتدار وکیل الدوله-ها، تلاشهایشان بجایی نرسید وَ بعدا عطای این وکالت را به لقایش بخشیدند وَ برای مجلس هشتم نامزد مردم خوب دامغان نشدند. دکتر افروغ وَ دکتر خوش چهره وَ چند نفری دیگرهم از جمله-ی چنین نمایندگانی بودند. این استاد اقتصاد بارها هنگام بحث راجع تعیین قیمت سوخت"هدفمند"، اعتراضشان این بود که « چرا نرخ سوخت را میخواهید به نرخ "فوب خلیج فارس" یا نرخ کشورهای غربی، مثلا آمریکا برسانید؟ مگر ما به کارکنان این مملکت طبق نرخ آن کشورها حقوق میدهیم!؟ » عده-ای فقط بَه بَه وُ چهچه زدند، ولی در دفاع از حقوق مردم حرفی نزدند وَ برخی هم دلشان را خوش کرده بودند که این افزایش قیمتها با شیب ملایم وَ طی ِ پنج سال با رُشد اقتصادی ِ چنین وُ چنان، مُرتفع خواهد شد وَ مشکلی ببار نخواهد آورد. دولت هم نه شیب ملایم افزایش قیمت را رعایت کرد وَ نه خیلی از مصوبه-های هدفمندی یارانه-ها ... هیچکس هم مانعشان نشد وَ اعتراضی به این تخلفات نکرد مگر تعداد انگشت-شماری از نمایندگان مجلس هشتم که نهایتا در این یکساله-ی اخیر حرفهایی زدند؛ ولی فریاد هیچکس بجایی نرسید تا به امروز که میشنویم دولت قرار است بنزین آزاد را در سال آینده به لیتری "هزار تومان" برساند ... یعنی نرخ "بی-کیفیت-ترین بنزین" را از بنزین سوپر استاندارد آمریکایی هم بالاتر ببرد. در مقاله ذیل می-بینید که فعلا گران-ترین بنزین آمریکا گالونی تقریبا سه وُ نیم دلار، یا بعبارتی از قرار لیتری حدود نـَوَد سنت است. لازم به ذکر است که کشورآمریکا با آن رکود اقتصادیش، نه  تنها تورمش کمتر از چهار درصد است، بلکه حداقل دستمزد ساعتی پـَست-ترین شغل، "بیش از ساعتی هشت دلار" است ... اهل تحقیق تمام اینها را می-توانند جستجو کنند؛ البته اگر "گوگل" جاسوس-شان هنوز در قفل وُ بـَنـــد نباشد! ... )))

 بی باک به نقل از آسوشیتد پرس میانگین قیمت هر گالن بنزین در بازار آمریکا به بیش از 3.53 دلار رسیده است که این بالاترین رقم از ابتدای سال 2012 به شمار می رود.
قیمت بنزین در آمریکا از ابتدای ژانویه تا کنون 25 سنت رشد داشته است. بر اساس این گزارش کارشناسان انرژی بر این باورند که قیمت هر گالن بنزین در آمریکا تا اواخر آوریل به بیش از 4.25 دلار خواهد رسید.
بر این اساس مایکل لینچ کارشناس ارشد موسسه تحقیقات اقتصادی و انرژی آمریکا تاکید کرد
افزایش قیمت بنزین به مرز 4 دلار در هر گالن موجب واکنش مردم خواهد شد. این مساله موجب خواهد شد تا هزینه بنزین خانوارهای آمریکایی از 60 دلار در ماه دسامبر به بیش از 80 دلار افزایش یابد و فشار مالی زیادی به مردم وارد خواهد شد .
افزایش قیمت بنزین بی شک موجب کاهش مسافرت در آمریکا و کاهش مصرف بنزین خواهد شد . افزایش قیمت جهانی نفت مهمترین و بیشترین تاثیر را در افزایش قیمت بنزین در این کشور داشته است . قیمت هر بشکه نفت برنت دریای شمال از ابتدای امسال تا کنون 12 درصد رشد داشته است .
افزایش تنش در روابط ایران و غرب و رشد تقاضا در بازارهای آمریکا و اروپا به علت سرمای زمستان نقش مهمی در افزایش قیمت نفت داشته است . قیمت نفت سبک آمریکا نیز نسبت به مدت مشابه سال قبل بیش از 19 درصد رشد داشته است . افزایش قیمت بنزین به ضرر هزینه های مصرفی بخش خصوصی و در نتیجه رشد اقتصادی آمریکا خواهد بود .
اگر روند صعودی قیمت بنزین در آمریکا طی یک سال آینده ادامه یابد و رشد 25 سنتی قیمت بنزین ادامه داشته باشد بیش از 35 میلیارد دلار هزینه بیشتر بر اقتصاد آمریکا تحمیل خواهد شد که این رقم معادل 0.2 درصد اقتصاد این کشور خواهد بود .
افزایش قیمت بنزین به مساله مهمی در انتخابات ریاست جمهوری تبدیل شده است .
نیوت گینگریچ نامزد جمهوری خواه ریاست جمهوری آمریکا تا کنون بارها خواستار افزایش تولید نفت در داخل این کشور و استقلال انرژی آمریکا شده است . وی در این باره تاکید کرد مهمترین هدف من کاهش قیمت بنزین در آمریکا به کمتر از 2.50 دلار در هر گالن است تا خانوارهای بازنشسته آمریکایی نیز بتوانند به راحتی از خودرو های شخصی خود استفاده کنند .
این گزارش حاکی است موسسه اطلاعات قیمت نفت آمریکا نیز پیش بینی کرد قیمت بنزین تا پایان آوزیل به بیش از 4.25 دلار خواهد رسید . این رقم در جولای 2008 میلادی نیز به بیش از 4.11 دلار رسیده بود .
میانگین قیمت بنزین در آمریکا در ابتدای امسال به 3.28 دلار رسیده بود که این رقم در ماه فوریه به 3.49 دلار رسیده است . این رقم در فوریه سال گذشته به 3.17 دلار رسیده است .
مردم آمریکا سال گذشته 8.4 درصد درآمد خود را برای خرید بنزین هزینه کردند که این رقم دو برابر بیشتر از ده سال گذشته است . پیش بینی می شود تقاضای بنزین امسال در آمزیکا به پایین ترین حد خود در یازده سال اخیر برسد .

 


 

درگیری در 800 متری کاخ اسد

برای مرجع روی عنوان کلیک کنید


 
 

اعتدال: مخالفان بشار اسد ، در دمشق تظاهرات کردند. این تجمع به درگیری کشیده شد.

به گزارش عصر ایران به نقل از رویترز، معترضین عصر روز شنبه تظاهراتی را در خیابان مزه دمشق، برگزار کردند. مزه یکی از مهمترین خیابان های دمشق است. در این خیابان، سفارتخانه های کشورهای متعدد از جمله ایران و کانادا قرار دارد. این بزرگترین تجمع مخالفان و معترضین در پایتخت سوریه است.

محل تظاهرات حدود 800 متر با کاخ جمهوری، مقر بشار اسد رئیس جمهور سوریه فاصله دارد. خیابان مزه همچنین در نزدیکی مراکز مهم حاکمیتی مانند مرکز امنیتی نیروی هوایی، مقر اصلی حزب حاکم (حزب بعث) و ساختمان رادیو تلویزیون دولتی سوریه قرار دارد.

در درگیری ها این تظاهرات ، یک نفر کشته و شمار دیگری زخمی شدند. این تظاهرات پس از تشییع جنازه سه نفر برگزار شد که در حلمه به تجمع محدود معترضین در دمشق، کشته شده بودند.

پلیس موفق به پراکندن تجمع کنندگان شد و هم اکنون نیروهای دولتی کنترل کامل دمشق را در دست دارند.

سوریه از 11 ماه پیش تاکنون با اعتراضات و مخالفت های داخلی روبه روست. مخالفان خواهان کناره گیری بشار اسد رئیس جمهور سوریه از قدرت هستند. دولت سوریه اما معترضان را شورشیان مسلح و تحریک شده از سوی غرب و برخی کشورهای عربی مانند عربستان می داند.

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 




نوشته شده در تاریخ شنبه 29 بهمن 1390 توسط عـبـــد عـا صـی

 

برای مرجع روی عنوان کلیک کنید


    در مسئله سؤال از رئیس جمهور وقتی می‌خواستیم از نماینده‌ها امضاء بگیریم، به ما می‌گفتند که آیا از آقا اجازه گرفته‌ای در حالی که این مسئله جزو وظایف مجلس است و خود رهبری هم فرمودند که مجلس وظایفی دارد که رهبری در آن دخالت نمی‌کند.

به گزارش فارس،
علی مطهری نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی امروز جمعه در میزگردی که با موضوع عملکرد مجلس هفتم و هشتم در دانشکده ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی و با حضور سعید ابوطالب برگزار شد، فلسفه وجود مجلس را جلوگیری از سرکشی دولت‌ها دانست و گفت:
قدرت اجرایی در دست دولت است و قدرت هم در طبیعت خودش فساد‌آور است.

مطهری در این میزگرد که یکی از برنامه‌های چهارمین نشست شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت بود،
قدرت مطلق در هر زمینه‌ای را فساد‌آور دانست و افزود: تنها در خصوص شخص معصوم قدرت فساد‌آور نیست چرا‌که معصوم از یک لطف الهی برخوردار است که البته این لطف هم نتیجه تلاش خود معصوم است.

وی با بیان اینکه معصومین به آثار مُخرب گناه واقف‌اند، اظهار داشت:
انسان‌های عادی اگر قدرت اقتصادی، سیاسی و مالی را در اختیار بگیرند، در معرض لغزش خواهند بود.

نماینده تهران در مجلس با بیان اینکه
مجلس برای کنترل قدرت به وجود آمده تا ناظر بر اعمال دولت باشد، ‌گفت: مجلس قانونگذاری و نظارت بر اجرای قانون را انجام می‌دهد لذا  نماینده‌ای که می‌خواهند وارد مجلس شود، باید ضمن تخصص، قدرت نظارت بر اعمال دولت را هم داشته باشد.

مطهری‌ خاطرنشان کرد:
نماینده باید دارای حریت و آزادی باشد تا حرفش را بزند، لذا اگر نماینده‌ای به کمک دولت وارد مجلس شود، نمی‌تواند مقابل دولت و تخلفاتش بایستد چرا‌که وامدار آنها شده است.

وی نحوه انتخاب شدن نمایندگان را مهم ارزیابی کرد و افزود:
اگر احزاب قوی در کشور وجود داشته باشد، کار مردم راحت می‌شود و مردم به فهرستی که حزب مورد اعتماد‌شان ارائه داده، رای می‌دهند.

نماینده مردم تهران گفت:
ما در کشورمان احزاب قوی نداریم و چند ماه مانده به انتخابات تشکل‌هایی به وجود می‌آیند و رای مردم را جذب می‌کنند و بعد از انتخاب شدن هم کار خود را ادامه می‌دهند.

مطهری مجلس را خلاصه ملت دانست و گفت:
مجلس باید از حقوق مردم دفاع کند و ‌هر چند ما دولت خوبی داشته باشیم، ولی نماینده وکیل ملت است نه دولت.

وی ادامه داد:
رابطه مجلس با ولی فقیه هم باید روشن باشد یعنی اگر ولی فقیه از دولتی تعریف کرد، دلیل نمی‌شود که مجلس مقابل تخلفات دولت نایستد و از رئیس جمهور و وزراء سؤال نکند.

نماینده تهران در مجلس با ذکر این مسئله که در کشور ما هر کس وظیفه خاص خود را دارد، اظهار داشت: اینکه کلیت دولت مورد تایید باشد و دولت تخلف هم کند، 2 مسئله جداست.

مطهری ادامه داد:
اگر قرار است ما صرفا سخنان رهبری را در مجلس تکرار کنیم، نیازی به وجود مجلس نیست. ما باید حرف خودمان را بزنیم و اگر مصوبه مجلس اشکال شرعی داشته باشد، شورای نگهبان به آن ایراد می‌گیرد یا اینکه رهبری اگر مصلحت بزرگتری را تشخیص دهند، در خصوص آن تذکر می‌دهند.

وی گفت: در زمان تصویب یک طرح یا لایحه نباید دائماً پای رهبری را وسط بکشیم؛
بنده در مدتی که در مجلس بودم، احساس کردم بزرگترین مانع مجلس برداشت غلط افراد از ولایت فقیه است و به همین دلیل مجلس همیشه حالت ایستا دارد.

نماینده تهران به سؤال از رئیس جمهور در مجلس اشاره کرد و گفت: در مسئله سؤال از رئیس جمهور وقتی می‌خواستیم از نماینده‌ها امضاء بگیریم، به ما می‌گفتند که آیا از آقا اجازه گرفته‌ای در حالی که این مسئله جزو وظایف مجلس است و خود رهبری هم فرمودند که مجلس وظایفی دارد که رهبری در آن دخالت نمی‌کند.

مطهری با بیان اینکه
برخی نمایندگان کاسه داغ‌تر از آش می‌شوند، اظهار داشت: در نظام جمهوری اسلامی ایران ولایت فقیه به معنای استبداد نیست و ولی فقیه مزاحم کسی هم نیست.

وی ضمن انتقاد از موضع‌گیری‌های سروش در مورد ولایت فقیه گفت:
اگر افراد حر و آزاد وارد مجلس شوند، ما می‌توانیم امیدوار به اصلاح امور در کشور باشیم، در غیر این صورت موفق نخواهیم شد.

این نماینده مجلس گفت: انتخابات از حساسیت خاصی برخوردار است و به خاطر شرایط ویژه کشور که با تحریم‌های اقتصادی و تهدیدات نظامی روبه‌رو شده‌ایم، از این جهت باید شاهد مشارکت حداکثری مردم در انتخابات آینده باشیم چرا‌که این مشارکت می‌تواند پیام بسیار مهمی را به غربی‌ها ابلاغ کند و این پیام آن است که مردم همچنان پای نظام خود ایستاده‌اند.

مطهری همچنین گفت: اشتباه فاحشی که اصلاح‌طلبان داشتند، این بود که در انتخابات شرکت نکردند و به خاطر اعتراض به حوادث سال 88 انتخابات را تحریم کردند، درصورتی که می‌توانستند با حضور در انتخابات نقش تأثیر‌گذاری را در ترکیب مجلس نهم ایفا کنند و مطالبات مردم را در مجلس نهم دنبال کنند.

نماینده مردم تهران در بخش دیگری از سخنان اظهار داشت:
بنده یک زمانی موضع‌گیری‌هایی داشتم که یک عده‌ از اصولگرایان خواستار بررسی وضعیت من در شورای داوری اصولگرایان شدند؛ اگر امثال من از اصولگرایان بیرون بیایند، جز تملق و چاپلوسی چیزی نمی‌ماند. باید مبانی اصولگرایی روشن شود.

وی ادامه داد:
در جریان انتخابات برای مجلس آینده بنده به آقای افروغ گفتم که برای مجلس نهم کاندیدا شود که وی در پاسخ گفت که اگر من مثل شما خونسرد بودم، می‌آمدم ولی من نمی‌توانم خونسرد باشم و در مقابل حمله‌ها مثل شما آرامش داشته باشم.

مطهری در ادامه سخنانش فشارهای بیرونی بر نمایندگان مجلس را مهم ارزیابی کرد و افزود: مثلا نمایندگان طرحی را تصویب می‌کنند و این طرح مخالف میل عده‌ای هم است.
در اینجا یک شبکه رسانه‌ای قدرتمند وجود دارد که نماینده‌های موافق این مصوبه را تحت فشار قرار می‌دهند و حتی آدم دم در مجلس می‌آورند تا نماینده تحت فشار قرار گیرد.

وی گفت:
در مسئله طرح وقف اموال دانشگاه آزاد عده‌ای از نمایندگان طرحی را برای این مسئله تهیه کردند که بعد از این مسئله مجلس متهم به ضدیت با رهبری شد در حالی که آن زمان کسی نمی‌دانست نظر رهبری در این مورد چیست.

مطهری اظهار داشت:
باید توجه کرد که این فشارها نماینده را در رسیدگی به انجام امور محول باز می‌دارد.

نماینده مردم تهران گفت:
بنده به آقای رسایی و کوچک‌زاده می‌گفتم که شما نماینده همه مردم حتی جنبش سبزی‌ها هستید و باید اگر ظلمی در حق آنها هم شده است، از حقوق‌شان دفاع کنید.

وی ادامه داد:
مهره‌چینی برای ریاست مجلس یکی دیگر از اشکالاتی است که باید به آن توجه کرد،  مثلا طوری لیست می‌دهند که یک آقا در نهایت رئیس مجلس شود که این مسئله خیانت به مردم است.

مطهری گفت: پدیده‌ای به نام احمدی‌نژاد در کشور ما به وجود آمد که خدمات زیادی هم داشت و مثلا بخشی از توفیقات انرژی هسته‌ای به دلیل نقش وی بود، همچنین کارهایی مثل سرکشی به استان‌ها نیز که توسط وی انجام شد، جای تقدیر دارد ولی باید توجه کرد که اینقدر قانون‌گریزی در دولت‌های گذشته وجود نداشت.

وی به تصویب قانون هدفمندی یارانه‌ها اشاره کرد و اظهار داشت:
 رئیس جمهور بر خلاف مصوبه قانونی مجلس نظر خودش را اعمال کرد که این مسئله مشکلاتی را به وجود آورد، باید توجه کرد که دولت مامور اجرای قانون است و حتی اگر قانون بد باشد، باید آن را اجرا کند.

نماینده مردم تهران تصریح کرد:
پدیده‌ای مثل احمدی‌نژاد محصول مجلس هفتم و هشتم است و اگر ما مجالس قوی داشتیم، چنین پدیده‌ای به وجود نمی‌آمد.

مطهری در پاسخ به سؤال یکی از دانشجویان گفت:
این تفکر در مجلس وجود دارد که عده‌ای نمی‌توانند معنی التزام به ولایت فقیه را درست تحلیل کنند.

وی افزود:
در مسئله آقای کردان اگر مجلس را به حال خودش می‌گذاشتیم، هیچ وقت این اتفاق نمی‌افتاد و در مسئله سؤال از رئیس جمهور هم ما پیگر بودیم.

این نماینده مجلس ادامه داد: نمایندگان شرایط کشور را خوب می‌دانند و حتی نماینده‌های موافق دولت نیز می‌دانند که سخنان منتقدان درست است.

مطهری گفت:
برخی نمایندگان فضایی را درست می‌کنند که جرات انتقاد به دولت وجود نداشته باشد و این غلط است.

وی تصریح کرد:
اگر دولت قانون‌گریزی و تخلف کرد، مجلس اقدام درست را باید انجام دهد.

نماینده مردم تهران اظهار داشت:
این طور نیست که نماینده فقط وظیفه داشته باشد که نقل کننده حرف مردم باشد و باید برای مصلحت مردم هم تصمیم‌گیری کند.

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 



نوشته شده در تاریخ جمعه 28 بهمن 1390 توسط عـبـــد عـا صـی

 

برای مرجع روی عنوان کلیک کنید


 مدیرکل نظارت بر سرویس های فناوری اطلاعات سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی در گفتگو با مهر، در مورد مشکلات اخیر کاربران اینترنتی برای عدم دسترسی مناسب به سایتهای اینترنتی و نیز مواردی که از آن به کم فروشی پهنای باند تعبیر می شود، گفته است: سرعت اینترنت "اینکه کاربران در بازکردن برخی سایتها مشکل دارند را نمی توان دلیلی بر کندی سرعت اینترنت دانست...بحث اینترنت بحثی احساسی نیست که کاربر احساس کند سرعتش پایین آمده است و یا خیر؛ بلکه تمامی ابزارهای سنجش سرعت اینترنت وجود دارد که به راحتی می توان مشخص کرد که کاربر با چه سرعتی به اینترنت دسترسی دارد... تاکنون با حجم قابل توجهی از شکایت در رابطه با کم فروشی پهنای باند اینترنت مواجه نبوده ایم... اگر کاربر یک سرویس 128 کیلوبیتی را با نرخ اشتراک 10 دریافت کند حداقل سرعتی که دارد 1.6 کیلوبایت یا 12.8 کیلوبیت و حداکثر 16 کیلوبایت یا همان 128 کیلوبیت خواهد بود و چنانچه در مواقع مختلف هر 10 نفر دارای این اشتراک، به صورت همزمان از این سرویس استفاده کنند به طور قطع سرعت سرویس کاربر از سرعت اینترنت دایل آپ هم پایین تر می آید...باز شدن و نشدن یک سایت به سرعت بستگی کامل ندارد و به راحتی نمی شود گفت که اگر به عنوان مثال یاهو و یا گوگل باز نمی شود پس سرعت اینترنت مشکل دارد."

آنچه این مقام مسوول در باب سرعت اینترنت گفته ، از نظر فنی کاملاً صحیح است و چه بسا ممکن است وجود مشکل در سرور یک سایت یا حتی ساختار فنی آن ، باعث کندی باز شدن آن شود که الزاماً ربطی به سرعت اینترنت ندارد یا همان گونه که بیان شده ، در سرویس های اشتراکی ، حضور همزمان چند کاربر می تواند سرعت بهره برداری را تحت الشعاع قرار دهد.

مع الوصف مسائلی فراتر از این نکات فنی وجود دارد که شایسته است مسوولان محترم بخش اینترنت کشور بدان ها توجه نمایند تا موهبتی به نام اینترنت که می تواند منشأ خیر و برکت و کارآفرینی و دانش افزایی باشد ، به خاطر برخوردهای سلیقه ای و تنگ نظرانه ، تبدیل به سوژه ای برای ناراضی تراشی نشود هر چند که تا کنون نیز از ندانم کاری ها ، کم آسیب ندیده ایم:
1 - سرعت دسترسی به اینترنت در سخنان این مسوول 64 ، 128 و 256 و 512 کیلوبیت بر ثانیه اعلام شده است. این ، نقطه شروع مشکل است و این سوال جدی مطرح می شود که چرا اساساً سرعت های ارائه شده به کاربران ایرانی در همین چند مورد اخیر محدود شده است(البته فارغ از امکان ارائه سرعت های بالاتر به برخی اشخاص حقوقی)؟
این که یک شهروند ، بعد از خرید اینترنت با سرعت مثلاً 512 ، واقعاً از این سرعت بهره مند می شود یا خیر ؟ یک بحث است که بدان خواهیم پرداخت ولی مقدم بر این بحث ، این است که چرا شهروندان اساساً حق ندارند مشترک سرعت های بالاتری شوند؟
مثلاً چرا یک ایرانی نتواند همانند شهروندان ترکیه و عراق و هند و کره جنوبی با پرداخت هزینه ای معقول ، در خانه اش از اینترنت 2 مگابایت و بالاتر استفاده کند؟ چرا باید سرعت بالای اینترنت یک رویا و یک حسرت برای ایرانی ها باشد؟
 اگر تا دیروز ، ایرانی ها بعد از بازگشت از سفرهای خارجی شان ، از جاذبه های توریستی و دیدنی های آن کشورها سخن می گفتند ، الان چند سالی است که با هیجان از این که در سفرشان "تا کلیک می کردند صفحه لود می شد و سرعت چنین بود و چنان" حرف می زنند و بقیه هم با اشتیاق ، دورشان جمع می شوند و به عجائب و غرائب "خارجه" گوش می کنند و آرزو به دل می مانند!
آیا این است شأن ملت بزرگ ، تاریخی و شهید داده ایران؟

 سرعت اینترنت
2 -
همین سرعت های اندک هم ، به درستی بین مشترکان توزیع نمی شود و کندی اینترنت به یک اپیدمی تبدیل شده است. مدیرکل نظارت بر سرویس های فناوری اطلاعات سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی می گوید: "شکایت عمده و عمومی راجع به مساله کم فروشی پهنای باند اینترنت به سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی گزارش نشده ، اما این سازمان در نظارت های دوره ای خود این موضوع را تحت بررسی قرار داده است."
این که مردم درباره کم فروشی در حوزه اینترنت شکایت حقوقی نمی کنند ، به دلیل رضایت آنها نیست بلکه
اولاً خیلی ها اساساً علم فنی اش را ندارند که کم فروشی های صورت گرفته را دقیقاً بسنجند و ثابت کنند. پهنای باند ، مانند نخود و لپه نیست که هر کسی بتواند آن را وزن کند و متوجه کم فروشی احتمالی بقال سرکوچه شان بشود.
ثانیاً اکثر مردم نمی دانند باید به کجا مراجعه کنند و با چه مکانیزمی حق خود را بستانند.
ثالثاً امیدی هم به احقاق حق و پاسخگویی ندارند کما این که تا کنون نیز هر گاه مشکلات در این حوزه مواجه تشدید شده ، مردم از مسوولان مربوطه ؛ چیزی جز فرافکنی و انداختن تقصیرها به گردن هم و به گردن خود مردم ، ندیده اند . به عنوان مثال در ماجرای قطع ایمیل ها ، آیا کسی جوابگو بود و کسی توضیحی به مردم داد؟
اتفاقاً وقتی مردم شکایت حقوقی نمی کنند ، الزاماً نه تنها به معنای رضایت شان نیست بلکه نشان دهنده آن است که کار از نارضایتی گذشته و به ناامیدی هم رسیده است!
در چنین شرایطی ، مسؤولان نباید منتظر شکایت شهروندان باشند یا به بازرسی های روتین دوره ای بسنده کنند ، بلکه از آنجا که با یک "اپیدمی" مواجه هستیم ، باید رأساً وارد گود شوند و اگر در ادعاهایشان صداقت دارند مشکل را به طور ریشه ای حل و فصل کنند تا دیگر کسی جرأت نکند دزدی و کم فروشی پهنای باند نداشته باشد.
3 - برغم کیفیت پایین اینترنت در ایران ، بهایی که ایرانیان برای خرید همین خدمات نامطلوب پرداخت می کنند ، ده ها برابر متوسط جهانی است. این امر باعث ناراحتی مردم است که هم پول زیاد بدهند و هم خدمات نازل بگیرند.
4 - گذشته از سرعت پایین و قیمت بالا ، قطع مکرر اینترنت هم مزید بر علت است تا کاربران ایرانی ، بیشتر و بیشتر اذیت شوند و جالب این که مجبورند برای زمان هایی که اصلاً اینترنت هم نداشته اند نیز هزینه بپردازند!
5 - عدم پاسخگویی ارائه دهندگان اینترنت هم نشان می دهد که برای اکثر آنان ، مشتری مداری حتی یک شعار هم نیست .
"مشکل سراسری است" ، " خدا را شکر کنید که همین سرعت را هم دارید" ، "به ما مربوط نیست" ، "مشکل از شرکت زیرساخت است" ، " لنگر کشتی به کابل اینترنت گرفته" ، "معلوم نیست کی وصل شود" و در نهایت صدای منشی تلفنی که "پشت خط بمانید" جواب های آشنایی هستند که کاربران اینترنت از بسیاری از ارائه دهندگان سرویس ها می گیرند و ره به جایی نمی برند!
 همه این عوامل در کنار هم جمع می شوند تا استفاده راحت و بی دردسر از اینترنت ، به یک دغدغه دائمی برای کاربران این عرصه تبدیل شود و وقت و اعصاب و پول میلیون ها ایرانی ، از بین برود و کسی هم به استناد حرمت "حق الناس" جوابگو نباشد ، گو این که نه قبری در کار است و نه قیامتی!

 

 

برای مرجع روی عنوان کلیک کنید


((( در دهه اول پیروزی انقلاب که اکثریت عظیمی از مردم به ارزشهای معنوی بیشتر رو-آوردند، مشکلات اخلاقی جامعه هم نسبت به قبل، بسیار کمتر شد. رُشد عاطفه وُ محبت، وَ صبر وُ گذشت در اجتماع وَ خصوصا خانواده-ها، پایه-های عشق وُ دوستی را محکمتر کرده بود. دهه-ای بود کاملا منحصر به-فرد وَ بیادماندنی ... در دهه-ی دوم با کمرنگ شدن ارزشهای حاکم وَ شروع رفتارهای مصرفگرایی وَ افراط در استقبال از مادیات، بتدریج نقش محبت وُ ایثار هم در خانواده وَ جامعه بیشتر وُ بیشتر کمرنگ شد؛ بطوریکه در پایان دهه-ی دوم آثار معنویات کمتر دیده میشد. در واقع، وقتیکه ارزشهای معنوی-مان را به راحتی با ارزشهای مادی وَ گذرا مبادله میکنیم، بقول "سوداگران بازار"، عاطفه را با مادیات «تاق» زده-ایم. وَ حالا، معنویات آنقدر کمرنگ گشته که آمار طلاقهای رسمی وَ عاطفی به یک مُعضل اجتماعی تبدیل شده وَ چه بسا که تا یک دهه-ی دیگر به آمارهای کشورهای غربی برسیم ... «عـبـــد عـا صـی» )))

 یک روانشناس خانواده با اشاره به اینکه هم‌اکنون طلاق عاطفی 2 برابر طلاق رسمی است، گفت: ‌طلاق عاطفی بیشتر در خانواده‌هایی مشاهده می‌شود که سال‌ها از زندگی مشترک آنها گذشته است.
مهدی محمدی در‌‌خصوص طلاق عاطفی و دلایل وقوع آن در میان برخی از خانواده‌های ایرانی اظهار داشت: در حال حاضر بسیاری از زوجین به‌خاطر حفظ ظاهر و فرار از حرف مردم از یکدیگر جدا نمی‌شوند و در زیر یک سقف اما به صورت جدا و بی‌تفاوت نسبت به هم زندگی می‌کنند.
وی افزود: هزینه‌های طلاق عاطفی برای خانواده و فرزندان بسیار بیشتر از طلاق رسمی است اما زن و مرد تنها برای فرار از پاسخگویی به سوالات دیگران ترجیح می‌دهند تا از هم طلاق نگیرند.
این روانشناس خانواده با بیان اینکه در شرایط کنونی رسانه‌ها به‌شیوه‌های گوناگون زندگی‌های نادرست را دامن می‌زنند، گفت: پرخاشگری و درگیری دائم زن و مرد با یکدیگر این روزها توسط رسانه‌ها منتشر می‌شود در نتیجه طلاق عاطفی نوع جدیدی از زندگی است که زن و شوهر با یکدیگر زندگی می‌کنند اما هیچ تعلق عاطفی و تعهدی نسبت به هم ندارند.
محمدی با اشاره به اینکه طلاق عاطفی در ایران دو برابر طلاق واقعی است و خانواده دیگر کانونی برای آرامش نیست، گفت: طلاق عاطفی تبعات مختلف اجتماعی، فردی و اخلاقی دارد که نباید از تبعات آن غافل شد.
وی ادامه داد: جوانان باید در فرآیند ازدواج و همسرگزینی دقت بیشتری کنند هم‌اکنون جوانانی که زندگی آنها نوپاست بیشتر به طلاق رسمی روی می‌آورند و طلاق عاطفی مربوط به زندگی‌هایی است که سال‌های طولانی از آن گذشته و زن و مرد کمتر جسارت و قدرت طلاق رسمی را دارند.

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 27 بهمن 1390 توسط عـبـــد عـا صـی

 

 

برای مرجع روی عنوان کلیک کنید


 مسوولان آنقدر برای مردم احترام قائل بودند که بی محابا و بدون اطلاع قبلی برق را قطع نمی کردند (مگر در موارد ضروری و اشکال فنی یا حملات هوایی). از این رو ، همواره قبل از قطعی ، برنامه خاموشی ها را در جدولی موسوم به " جدول خاموشی ها" در روزنامه ها منتشر می کردند.
عصرایران - "جدول خاموشی ها" ؛ این تعبیر برای نسل جدید چندان آشنا نیست اما کسانی که سال های دفاع مقدس را به یاد دارند ، این عبارت نوستالوژی خاصی دارد. در سال های جنگ ، کمبودها باعث شده بود حتی برق مصرفی خانه ها هم سهیمه بندی شود و قطعی برق ، بخشی از زندگی همه ایرانیان در آن سال ها بود.
با این حال ، مسوولان آنقدر برای مردم احترام قائل بودند که بی محابا و بدون اطلاع قبلی برق را قطع نمی کردند (مگر در موارد ضروری و اشکال فنی یا حملات هوایی).  از این رو ، همواره قبل از قطعی ، برنامه خاموشی ها را در جدولی موسوم به " جدول خاموشی ها" در روزنامه ها منتشر می کردند و دقیقاً مشخص می شد که فلان منطقه از شهر از چه ساعتی تا چه ساعتی برق نخواهد داشت.
بدین ترتیب ، مردم می توانستند کارهای خود از قبیل مهمانی و بهره گیری از وسایل برقی را تنظیم کنند تا دچار مشکل نشوند.
در چند روز گذشته ، میلیون ها ایرانی وقتی برای چک کردن ایمیل های خود سراغ یاهو و جی میل هایشان رفتند ، با درهای بسته
مواجه شدند: مسوولان بدون کوچک ترین اطلاع قبلی و بی هیچ توضیحی ، میل ها را بسته بودند و صد البته کسی هم پاسخگو
نبود!
بدین ترتیب ، کارهای بسیاری بر زمین ماند: از کسانی که کار و پیشه شان به ایمیل مربوط می شد تا کسانی که مراودات علمی
داشتند و مردمانی که ارتباطات عادی شان در ایمیل ها بود.

 اگر مردم در دوران جنگ در کنار مسوولان قرار گرفتند و حتی از نثار جانشان نیز دریغ نمی کردند ، "یکی از دلایل" اش ، این بود که احترام می دیدند و حتی در مساله ای به نام قطع برق که امری عادی در جنگ محسوب می شود ، مردم را در جریان زمان قطعی ها می گذاشتند تا کار کسی - حتی الامکان - لنگ نماند.
حفظ حرمت مردم - که از آموزه های مکتب امام (ره) است - درسی است که مسوولان نباید آن را به محاق بسپارند و مردم را
جمعی تصور کنند که با ایشان می توان هر رفتاری را انجام داد.
مثلاً اگر قطع ناگهانی ایمیل ها ، علت موجهی داشت ، آیا نمی شد آن را با مردم - که نامحرم هم نیستند - در میان گذاشت یا لااقل ، قبل از قطعی ، خبری به مردم داد که اگر کسی نامه ای ، فایلی ، فاکتوری و نظایر این ها را در میلش دارد ، بردارد و فکری به حال ارتباطاتش کند؟!
 این بی احترامی به میلیون ها شهروند ایرانی اعم از استاد دانشگاه و پزشک و وکیل و دانشجو و مهندس و کارمند و بازاری و بقیه
اقشار است که بدون کوچک ترین توضیح با عذرخواهی و اطلاع رسانی ، سیستم مبادلات الکترونیک آنها را ببندند و کار میلیون ها
نفر را به مشکل اندازند.
 لب کلام آن که هر چند بستن ایمیل ها ، اقدامی ناراحت کننده بود ، اما نارضایتی اصلی ، از احساس حرمت شکنی است که در ورای این کار نهفته است.
 در هر کشوری ممکن است در برخی موارد ، مشکلاتی پیش بیاد که قابل درک است اما آیا "احترام" انتطار زیادی است؟!

 

 

برای مرجع روی عنوان کلیک کنید


 " قربان قلی بردی محمد اف " رییس جمهوری ترکمنستان که در این انتخابات به عنوان "نامزد از قبل پیروز" شرکت کرده بود ، با کسب بیش از 97 درصد آرا در انتخاباتی که بنا به آمار دولت عشق آباد بیش از 97 درصد از مردم در آن شرکت داشتند ، به عنوان رییس جمهوری 5 سال آینده این کشور برگزیده شد.
کشور ترکمنستان که همسایه شمال شرقی ایران است با بیش از 5 میلیون نفر جمعیت یکی از بسته ترین کشورهای آسیای مرکزی است که از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی تنها دو رییس جمهور به خود دیده است .
صفر مراد نیازاف رییس جمهوری سابق ترکمنستان که از سال 1992 رییس جمهوری مادام العمر این کشور بود در سال 2006 درگذشت. وی در سال ‌١٩٩٢ در انتخاباتی كه تنها كاندیدای آن بود ‌با کسب بیش از 99 درصد آرا رییس جمهور شد و سپس در سال ‌١٩٩٩ از سوی پارلمان تركمنستان به عنوان "رییس جمهور مادام العمر" اعلام شد.
 پس از مرگ نیاز اف ، "قربان قلی بردی محمد اف" که وزیر بهداشت کابینه نیاز اف بود ، با برگزاری یک شبه انتخابات در فوریه سال 2007 با کسب قریب به 90 درصد آرا ، زمام امور این کشور را در دست گرفت .
 در انتخابات اخیر ریاست جمهوری 7 نامزد دیگر نیز حضور داشتند اما نکته جالب این بود که این نامزدهای به اصطلاح رقیب در واقع در حکم اعضای ستاد انتخاباتی رییس جمهوری ترکمنستان ایفای نقش می کردند ؛ چرا که همه این نامزدها یا از وزرای کابینه هستند یا اینکه اعضای ارشد شرکت دولتی " ترکمن گاز " می باشند. آنها در این دوره از انتخابات ، به جای تبلیغ خود ، مدام برای رئیس جمهور فعلی و رقیب شان(!) تبلیغ می کردند و از مردم می خواستند به وی رای دهند!
 در انتخابات روز یکشنبه ترکمنستان " یار محمد اوراز قلی‌اف " وزیر انرژی و صنعت این کشور با كسب 1.2 (یک و دو دهم) درصد از آراء مكان دوم را به دست آورد . وی در جریان تبلیغات انتخاباتی به جای اینکه برنامه های خود را تشریح کند مدام از رییس خود بردی محمد اف تعریف و تمجید می کرد.
انتخابات اخیر ترکمنستان بدون حضور هیچ ناظر خارجی برگزار شد و ناظران بین المللی از اساس شیوه رای گیری دولت ترکمنستان را رد کرده و آن را کاملا غیر آزاد و غیر دموکراتیک دانسته اند.
انتخابات روز یکشنبه سومین انتخابات ریاست جمهوری در تاریخ تركمنستان پس از فروپاشی شوروی سابق است.
 اپوزیسیون خارج از کشور ترکمنستان که در این دوره به دلیل شرایط غیر آزاد حاکم بر انتخابات هیچ نامزدی معرفی نکرده بودند ؛ از کشورها و نهادهای غربی به دلیل آنکه فشار چندانی به حکومت ترکمنستان برای برگزاری انتخابات آزاد وارد نکرده اند ؛ انتقاد کرده اند.

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 27 بهمن 1390 توسط عـبـــد عـا صـی

 

 

برای مرجع روی عنوان کلیک کنید



عاقد دوباره‌ گفت‌: «وكیلم‌؟...» پدر نبود!
ای‌ كاش‌ در جهان‌ ره‌ و رسم‌ سفر نبود
گفتند: رفته‌ گل‌.... نه‌... گلی‌گم‌... دلش‌ گرفت‌
یعنی‌ كه‌ از اجازة‌ بابا خبر نبود
"بیست و هشت " بهار منتظرش‌ بود و برنگشت‌
آن‌ فصل‌های‌ سرد كه‌ بی‌ دردسر نبود
ای‌ كاش‌ نامه‌ یا خبری‌، عطر چفیه‌ای‌
رؤیای‌ دخترانة‌ او بیشتر نبود
عكس‌ پدر، مقابل‌ آیینه‌، شمعدان‌
آن‌ روز دور سفره‌، جز چشمِ ‌تر نبود
عاقد دوباره‌ گفت‌: وكیلم‌؟... دلش‌ شكست‌
یعنی‌ به‌ قاب‌ عكس‌ امیدی‌ دگر نبود
او گفت‌: با اجازة‌ بابا... بله‌... بله
مردی‌ كه‌ غیر آینه‌ای شعله‌ور نبود!

 دختر شهید باکری این شعر و روز عقدش گذاشته توی صفحه ی فیس بوک ش...اشکهام همینطور ریخت و ریخت...
 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 27 بهمن 1390 توسط عـبـــد عـا صـی

 


برای مرجع روی عنوان کلیک کنید


 به نقل خبرگزاری ها، "سالم عبدالعزیز آل صباح" از اعضای خانواده حاکم در کویت، پس از ربع قرن حضور در راس بانک مرکزی این کشور در اعتراض به بی انظباطی اقتصادی دولت در رشد سریع هزینه های جاری از سمت خود استعفا کرد(!!!؟ ...). وی به شدت به اقدام اخیر دولت کویت در افزایش حقوق کارکنان دولت، معترض بود.
رئیس مستعفی بانک مرکزی کویت گفت که دولت کشورش در اجرای اصلاحات اقتصادی، ناکام بود و همین موضوع باعث اختلالات خطرناکی می شود به ویژه اگر منحنی افزایش قیمت جهان نفت تغییر کند.
هم اکنون درآمدهای فروش نفت، 85 درصد از درآمدهای کشور کویت را تشکیل می دهد. کویت هم اکنون روزانه دو میلیون و 900 هزار بشکه نفت خام تولید می کند.
سالم عبدالعزیز 60 ساله گفته بود:
چالش ها در مقابل اقتصاد داخلی کویت در سایه افزایش بسیار زیاد هزینه ها باعث می شود بانک مرکزی کویت نتواند به مسئولیت های خود به خوبی عمل کند.
کویت در سال گذشته میلادی با اعتصاب های زنجیره ای کارکنان بخش های مختلف دولتی روبه رو شد. اعتصاب کنندگان خواهان بهبود وضعیت مالی خود شده بودند. از جمله این حوادث می توان به اعتصاب کارکنان شرکت هواپیمایی کویت اشاره کرد که با تعهد دولت به افزایش 30 درصدی حقوق آنها، به پایان رسید.
پیش از این شماری از شخصیت های اقتصادی کویت از جمله رئیس وقت بانک مرکزی و وزیر اقتصاد، به صورت علنی از دولت خواسته بودند هزینه ها را بودجه سالانه کاهش دهد.
رئیس مستعفی بانک مرکزی کویت
پیش از این نتایج بررسی را منتشر کرده بود و نسبت به خطرات ادامه افزایش هزینه ها و بودجه سالانه به ویژه در بخش های پرداخت حقوق هشدار داده بود.
در این گزارش آمده بود که بودجه کویت در سال 2011 نسبت به سال 2000، چهار برابر شده است.
بودجه کویت در سال 2000 میلادی چهار میلیارد دینار بود اما این رقم در بودجه سال 2011 به رقم 16 میلیارد (57 میلیارد و 600 میلیون دلار) دینار کویت رسید.
رئیس وقت بانک مرکزی کویت درماه اکتبر گذشته به رویترز گفته بود کشورش نیازمند اصلاحات گسترده در بودجه، بازار کار و تقویت بخش خصوصی است تا شرایط بهتری برای رشد اقتصادی به وجود بیاید.

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 26 بهمن 1390 توسط عـبـــد عـا صـی

 

برای مرجع روی عنوان کلیک کنید


 یکی از رسانه های نوظهور جریان حامیان احمدی نژاد، اخیرا در مطلبی سرشار از اهانت به نمایندگان سوال کننده از دکتر احمدی نژاد، آنها را «منافقین و مفسدانی» خوانده که «با حیله و ترفند به خانه ملت راه یافته بودند». این سایت نمایندگان مذکور را «ایادی صهیون خبیث خوانده که آرزوی دیرینه دشمن دولت و ملت ایران مبنی بر طرح سوال از رئیس جمهور ۲۴ میلیونی را برآورده کرده اند.»
این در حالی است که سوال از رئیس جمهور یکی از بندهای معمولی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است و تاخیر تحقق آن در دو سال اخیر، جایگاه مجلس شورای اسلامی را با چالش مواجه کرده است.
در این مطلب در تشبیهی بی ربط و خلاف شان رسول اکرم (ص)، روز پاسخگویی احمدی نژاد به سوال نمایندگان به روز مباهله تشبیه شده است، اما بیش از همه کم سوادی این مریدان دوآتشه رییس جمهور است که در جای جای مطلب ظهور می یابد.
نویسنده کلمه ایادی را "اعیادی" نوشته و برای محمود احمدی نژاد به جای عبارت دامت برکاته، "دامه برکات" استفاده کرده و می افزاید:
"طرح سوال از رئیس جمهور محبوب ملت ایران در ۱۰ فصل توسط اعیادی اسرائیل در مجلس شورای اسلامی ایران اعلام وصول شد و تا ۱۸ اسفند ماه این خائنین به ملت ایران در یک نمایش مضحک به ایوب زمان ما فرصت داده اند؟!؟ که به سوالات ایشان در مجلس پاسخ دهد."
عوامل این جریان در پایان به خط و نشان کشیدن برای دستگاه قضایی پرداخته و می نویسند:
"بعد از آن روز است که مردم بی هیچ رو در بایستی از قوه قضائیه انتظار دارند که با تمام این مفسدان و جیره خوران استکبار جهانی به قاطعیت برخورد نماید، که اگر قصوری مشاهده کنند خود دست به عمل خواهند شد و سزای دشمنان ملت و ولایت و نفوذی های اسرائیل را خواهند داد(!) در آن روز نه دیگر نسب تان کمکتان خواهد کرد و نه نسبت تان… در آن روز که آقازادگان بی آقا می شوند و دزدان خانه این ملت بی خانه(!)"
گفتنی است این سایت که در ادبیات خود برای رهبر انقلاب از عنوان امام خامنه ای استفاده می کند، در مطلب دیگری با تیتر «منتظر افشاگری تاریخی و مناظره گونه احمدی نژاد باشید!» بر خلاف تصریحات رهبری علیه اقدامات غیرشرعی در مناظرات،
مناظره 13 خرداد 88 را شب قدر انقلاب نامیده و می نویسد: «در آن لیله القدر انقلاب ، دکتر باذن الله و چون موسی وساحران فرعون ، وارد شد و طومار موسوی و خاتمی و هاشمی را چنان درهم پیچید که دیگر سر بلند نکردند !»

تحلیلگران این همه ارعاب و تهدید جریان حامیان احمدی نژاد - مشایی را ناشی از ترس این جریان از تداوم مسیر نمایندگان در سوال از رئیس جمهور و پیگیری حقوق ملت ارزیابی می کنند.

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 26 بهمن 1390 توسط عـبـــد عـا صـی


 

 بعدا «پشیمونی» فایده نداره-آ آ ...

 تا فرصت نسوخته، بیا تو لیست ما! ...

برای تصویر کامل روی عکس کلیک کنید

   تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 25 بهمن 1390 توسط عـبـــد عـا صـی

 

برای مرجع روی عنوان کلیک کنید


افروغ، امروز عضو پژوهشگاه علوم انسانی، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تربیت مدرس و رییس گروه جامعه شناسی موسسه باقر العلوم است.وضعیت فعلی جریان های انتخابات، تعدد جبهه های اصولگرایی در عرصه انتخابات ، ریشه های عدم حضور اصلاح طلبان و راهکارهای برگزاری انتخابات سالم از محورهای گفت و گو با عماد افروغ است.


سوال: انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی با فضایی تقریبا متفاوت از تمامی انتخابات هایی که در طول عمر جمهوری اسلامی انجام شده به پیش می رود. در ادبیات بسیاری از مردم، برخی نمایندگان مجلس و حتی برخی از بالاترین مسئولان نظام،
نگرانی هایی از استفاده برخی از جریان ها از منابع قدرت و ثروت برای تاثیر گذاری بر فرایند انتخابات به چشم می خورد. چه پروسه ای در طی چند سال گذشته طی شد که امروز این نگرانی در جامعه شیوع پیدا کرده است؟ ریشه این التهاب فکری در چیست؟

افروغ :
از مدت ها پیش نسبت به دخالت دولت در عرصه انتخابات مجلس نگرانی وجود داشت. با توجه به مفاهیم و گونه شناسی قدرت به خصوص مفهوم کلیدی " اغوا" این هشدار جدی است که ممکن است از روش های غیر آشکار و غیر مستقیم، از قبیل عزل و نصب ها و ارائه خدمات در زمان و مکان خاص برای تأثیرگزاری بر انتخابات استفاده شود و به گونه ای نتایج انتخابات به نفع یک گروه تغییر داده شود.
نکته قابل تامل در مورد این روش ها این است که شاید نتوان به طورمشخص و واضح مهرغیر قانونی بر آن ها زد و شاید هیچ تصمیم رسمی هم برای اعمال این روش ها اتخاذ نشود. این روش های مرموز و مربوط به عرصه عدم تصمیم گیری در قدرت، به حد کافی شناخته شده هستند. از طرف دیگر مصلحت اندیشی و سکوت و توجیه عده ای در برابر به کارگیری این روش ها، به این مسئله دامن می زند.  حتی شاهدیم بر روی این مصلحت اندیشی ها، برچسب دفاع از نظام و مصالح نظام و انقلاب و جمهوری اسلامی زده می شود.
هیچ کدام از موارد بیان شده، دلیل موجهی برای توجیه این قبیل کارها نیست. اگر امروز در آستانه انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی
خطر استفاده عده ای از منابع قدرت و ثروت دولتی برای ورود به مجلس گوشزد می شود، به این دلیل است که علائمی دال بر این قبیل دخالت ها و استفاده از منابع قدرت و ثروت دولتی مشاهده شده است.
به طور مثال می توان به جریان رد صلاحیت های هیئت های اجرایی نسبت به برخی چهره های موجه اشاره کرد. کسانی که در اسلام خواهی و التزام به قانون اساسی و ولایت فقیه آنها ذره ای تردید نیست. این موضوع ما را به این نتیجه می رساند که ظاهرا دخالتهای غیر مستقیم از هم اکنون آغاز شده و بایستی مراقب و هشیار بود .
هوشیاری از جانب چه کسی؟
"هوشیاری مردمی" تا بدانند چه کسانی در حال استفاده های نا به جا از منابع قدرت و ثروت هستند یا نظارت قانونی از جانب نهاد های قضایی و نظارتی؟
این مراقبت و هوشیاری فقط محدود به نهادهای رسمی مسئول و ناظر نیست. تمام شهروندان و مسئولان که درد مصالح ملی و دین و نظام را دارند، باید مراقب باشند، چرا که این مسائل بر اعتماد مردم اثر می گذارد و مردم را برای کشیده شدن پای صندوق انتخابات سست می کند. امیدوارم با توجه به بیانات رهبری معظم در نماز جمعه که به حق یکی از سخنرانی های تاریخی ایشان بود، مراقبت و توجه لازم از جانب مردم و مسئولان مبذول شود. توجه به وسعت نظر در تایید کاندیداها، این که ممکن است خطایی در تایید صورت بگیرد، و این که اگر خطایی هم صورت گرفت، کسانی که به گونه ای در اثر این خطا دچار آسیب می شوند، بنا به مصلحت بالاتر سکوت اختیار کنند و تابع قانون باشند، و اگر کسی صلاحیتش احراز نشد، الزاماً به معنای ناصالح بودنش برای تصدی سایر مشاغل نیست، سخنان بسیار راهگشا و آرامش بخشی بود. امیدواریم دایره توجه به سخنان رهبری فقط به این چند نکته محدود نشود.
به هرحال، باید متوجه این معنا باشیم که اگر عزل و نصب ها، کمک ها و یا ارائه خدمات، نه به دلیل محتوای ضروری آن ها، بلکه بنا به جهات انتخاباتی صورت گیرد، باید مورد تأمل و نقد واقع شود. اگر دخالتی صورت گیرد، در وهله اول باید توسط نهادهای رسمی و در وهله دوم توسط نهادهای مدنی جلوی آن گرفته و با آن برخورد قضایی شود.

سوال: شاهد این بودیم که اصلاح طلبان به صورت گسترده و با لیست و پرچم وارد انتخابات نشدند. بعضا شاهد این گفتمان هستیم که برخی نمایندگان مجلس از عدم تمایل نخبگان برای حضور در انتخابات و کاندیدا شدن گلایه می کنند. عدم ارائه لیست واحد از جانب اصلاح طلبان را امتداد خط اعتراض به برخی رفتارها نسبت به این طیف می دانید یا به آن چیزی که از آن به عدم تمایل نخبگان برای ورود به مجلس تعبیر می شود ارتباط دارد؟

افروغ:
نخست باید تاکید کنم که مفهوم اصلاح طلبی یک مفهوم کشدار است که گروه‌ها و جناح‌های مختلف را در بر می‌گیرد. نمی‌توانیم ادعا کنیم که اصلاح طلبان به طور مطلق ، در صحنه حضور پیدا نخواهند کرد. اما قبل از پاسخ به این سوال لازم است نکته ای را روشن کنم. به طور کلی ، فارغ از بحث اصولگرایی و اصلاح طلبی و با توجه به شناختی که از تنوع سلایق و دیدگاه ها دارم ، ورود با یک پرچم خاص را به عرصه انتخابات چندان مطلوب نمی دانم. شاید این تفکر ذیل فرآیند تفکیک و توسعه سیاسی است که به آن باور دارم.
آن دسته از افرادی که خود را کاندیدا نکردند، حسب تشخیص و درکی که از وضعیت کنونی داشتند، این کار را نکرده اند، شاید با کاندیدا نشدن خود به دنبال اظهار گلایه ای بودند و یا خواستند از رد صلاحیت‌های محتمل پیشگیری کنند. کما این که این رد صلاحیت‌ها نسبت به برخی اصولگرایان نیز اتفاق افتاد. اطلاع دارید زمانی که برخی از آن‌ها با اعلام بیانیه‌ای به نوعی اتنخابات را تحریم کردند، نسبت به آن موضع گرفتم ، چرا که معتقدم، این کار نوعی خودکشی سیاسی است.
مملکت متعلق به گروه خاصی نیست واگر هر فردی چه اصولگرا چه اصلاح طلب ملتزم به این انقلاب است، نباید به خاطر برخی اتفاقات ناگواری که رخ می دهد، کناره گیری یا موضعی را اعلام کند که برای همیشه نوعی خودکشی برای او محسوب شود. این حوادث زودگذر هستند، این اتفاقات می آیند و می روند. ما نباید حالت قهر داشته باشیم.
خدا می داند که من خیلی از واقعیت ها را تلخ می دانم و خیلی از آنها را گوشزد کردم و حتی راه حل دادم که چه کنیم که از لحاظ شکلی و محتوایی شاهد یک حضور حداکثری باشیم، به رغم این که به بسیاری از این گوشزد ها توجه نشد، اما مصلحت ملی، انقلابی و معطوف به نظام ما ایجاب می‌کند که ما حضور پررنگ داشته باشیم و مطمئن باشیم که این شرایط عوض می شود. باید حضور داشت و خود را عرضه کرد و مردم را به شرکت در انتخابات تشویق کرد. باید به دنبال این باشیم که در حد ممکن اصلاحات درون سیستمی و درون گفتمانی صورت گیرد.
به دلیل این که در آستانه انتخابات هستیم، به صلاح نمی بینم که خیلی از حرف‌های گذشته خود را تکرار کنم چرا که امروز به دنبال ایجاد فضایی برای حضور حداکثری هستیم. امروز وارد فاز جدیدی شده‌ایم و باید از ظرفیت های فاز جدید نهایت استفاده را ببریم. باید از مردم دعوت کنیم با حضور در انتخابات از بین کاندیداهای موجود، پاک ترین، مستقل ترین و شجاع ترین را انتخاب کنند. قرار نیست فقط افراد خاص و شناخته شده، تداعی کننده این مفاهیم مورد قبول باشند. مهم این است که مردم از حق رای خود استفاده کنند و این رای را از سر یک حق به صندوق ها بریزند و نه از سر رفع تکلیف.
به هر حال اگر سازوکارهایی در خصوص اطمینان از سلامت انتخابات تعبیه نشود، خود به خود که نمی شود مطمئن بود. در خود قانون اساسی و قوانین مرتبط با قانون اساسی، حسب پیش بینی احتمال ناسالم بودن انتخابات و دخالت های ناموجه، هیات های نظارت تعبیه شده است.
همین امروز اگر احساس کنیم ممکن است دخالت هایی صورت گیرد، باید پیشگیری های لازم اعمال شود. قانون در مورد پاسداری از رای ملت پیش بینی هایی کرده است.
الان بحث مهم تری مطرح است و آن دخالت های قبل از انتخابات است.
باید نگران ولخرجی ها و حضور کانون های قدرت و ثروت دولتی و غیر دولتی نامشروع و تأثیرگذاری آنها در انتخابات باشیم. باید نگران دخالت ها و عزل و نصب ها و خدمات و کمک رسانی های سر بزنگاه انتخابات باشیم. چیزی که در گذشته هم شاهد بودیم. قانون برای صیانت و حفاظت از رایی که به صندوق ریخته می شود، پیش بینی هایی کرده است. اما برای این دخالت ها تمهید قانونی چیست؟ یعنی برای این که عزل و نصبی سر بزنگاه صورت نگیرد، از کانون های قدرت و ثروت استفاده نشود و ثروت های دولتی به گونه ای به کار گرفته نشود که در تغییر نتایج انتخابات یا تغییر نگرش مردم اثر گذار باشد، چه تدبیری اندیشیده شده است؟ باید سازوکارهایی باشد که مردم را مطمئن کند، نه از تقلب در انتخابات که از تخلف در انتخابات.
بحث امروز نگرانی از تخلفاتی است که چندان هم آشکار نیست.
بداخلاقی ها، بی اخلاقی ها، تهمت زدن ها و جو سازی ها همه می تواند بر رای مردم اثر بگذارد. علاوه براین ، بریز و بپاش هایی که صورت می گیرد و وعده و وعیدهایی که داده می شود، رأی خریدن هایی که صورت می گیرد، نیارمند توجه و رسیدگی است. خریدن رأی ها ممکن است با پول شخصی انجام شود که از نگاه من همان هم قابل قبول نیست، اما بعضاً شاهد هستیم که متاسفانه با پول های دولتی نیز خرید رای انجام می شود و این می تواند کار را به مراتب مساله دارتر کند. جلوی این قبیل مسائل باید گرفته شود.
بخشی از این جلوگیری مربوط به حضور و نظارت مردم است، اما باید واقع بین بود.
ما در جامعه امروز از نظارت مردمی فعالی برخوردار نیستیم. نهادهای مدنی متشکلی نداریم. پس باید نظارت را بیشتر به نهادهای رسمی بسپاریم و قوه قضاییه می تواند در این بین ذی نقش باشد و وظایفش را ایفا کند. مجاری محتملی که ممکن است از آن طریق، خطایی صورت گیرد را شناسایی کند و سازوکارهایی برای مقابله با این مجاری تعبیه کند. به همین خاطر می گویم قوه قضاییه حضوری فعال داشته باشد تا سر بزنگاه برخورد کند.

سوال:  اما گاهی به بهانه مصلحت و یا دیگر مسائل مانند جایگاه و یا وابستگی های فرد خاطی، ممکن است رسیدگی به خطاها انجام نشود. این طور نیست؟

افروغ: یک مسئله باید به طور کامل شفاف شود.
معمولا تخلف در چنین شرایطی به طور عمده از سوی مقامات دولتی سر می زند. به طور عمده اگر نخواهیم جزیی نگرانه با این مسئله برخورد کنیم، در شرایط ساختاری ما، قدرت و ثروت در قدرت دولتی تجمیع شده و معمولا در اینجاست که ممکن است عده ای بخواهند از این منابع در جهت رای آوردن استفاده کنند. حالا ممکن است کسان دیگری هم با اتکا به این قدرت ها خارج از عرصه تخلفات دولتی کارهایی بکنند که آنها نیز باید شناسایی شوند.
این شناسایی کار ظریفی است و دقت و اخلاق مداری بالایی را می طلبد. اگر قرار است نمایندگانی پاک و شجاع وارد مجلس کنیم، باید خیلی حساس باشیم. این حساسیت باید یک حساسیت ملی باشد، اما این به این معنا نیست که نهادهای قضایی در این بین نقش فعال خود را ایفا نکنند و یا منتظر دریافت شکایت باشند. باید رصد دقیق کرد و تخلفات را از نزدیک دید. یعنی نهادهای قضایی نیز باید بازوهای نظارتی برای انتخابات پیش رو داشته باشند.

سوال: با وجود این که اصولگرایان تلاش زیادی برای وحدت و ارائه یک لیست کردند اما امروز شاهد چند لیست مجزا در جریان اصولگرایی هستیم. تعدد لیست های اصولگرایی را چه طور ارزیابی می کنید؟

افروغ: با تعدد سلایق و تفاوت دیدگاه ها مخالفتی ندارم و حتی با نادیده انگاشته شدن این اختلاف سلیقه ها مخالفم. سلایق باید دیده شود. در واقع نه با وحدت گرایی صوری و نه با تفاوت گرایی مطلق موافق نیستم. اصولگرایان نیز می توانند در عین وحدت اختلافاتی هم داشته باشند. حتی با این فهرست های متفاوتی که ارائه شد نیز مشکلی ندارم.
مسئله من این است که عده ای به غلط بپندارند که خود یک هستند و بقیه صفر. عده ای فکر کنند، تنها نیروهای ولایی نظام اند و دیگران ضد ولایت فقیه هستند. اینان هرچند ظاهرا مخالف مفهوم ولایت صغارند، اما عملا به دلیل جاهل پنداشتن مردم، ولایت صغار را دامن می زنند، نه ولایت فقیه در بستری از عقل گرایی و بارور کردن عقول را.
درد این است که عده ای پشت جایگاه ولایت فقیه سنگر بگیرند و دیگران را به صرف اختلاف سلیقه اقتصادی و سیاسی و فرهنگی با خود، متهم به ضدیت با ولایت فقیه کنند. دلیل این حساسیت این است که این اتهامات در وهله اول آسیبی به خود جایگاه ولایت فقیه است. به این غیریت سازی های کاذب اعتراض دارم. به این خودی و دیگری کردن، سخت معترضم. دیگری را صفر پنداشتن و خود را یک پنداشتن، می تواند فاجعه بیافریند. باید نگاه طیفی داشت. خوب که نگاه کنیم می بینیم دیگران نه تنها صفر نیستند، بلکه به یک نزدیک اند و آنهایی که ادعای یک می کنند، نه تنها یک نیستند که به صفر نزدیک ترند. اینها نوعی به کار گیری ادبیاتی است که در مجموع، به سلامت اداره جامعه آسیب وارد می کند.
مهم این است که هر کس حرف خود را بدون توهین و تهمت به دیگری، بزند. نباید یکدیگر را متهم کنند که تو از جنس اسلام و انقلاب نیستی. این قبیل مسائل جای تامل دارد. هرکس خود را عرضه کند. هرگز نباید به بروز این تفاوت ها و اختلاف ها حساسیتی نشان داد.
این که از روش تخریب دیگری استفاده شود تا خودمان را یک نشان دهیم ، جای حساسیت و واکنش جدی دارد. به علاوه، واقع بینانه باید گفت این قبیل رفتارها که همراه با اغوا و فریب است، غالباً با اتکا به ثروت و سرمایه دولتی انجام می شود. این نگران کننده است که شاهد استفاده از زر و زور و تزویر باشیم. یعنی صاحب قدرت، صاحب زر و صاحب تزویر هم باشد. یعنی غیریت سازان با اتکا به قدرت و ثروت دولتی سعی کنند مجلس آینده را از آن خود کنند و این جریان، مقدمه ای شود برای کارها و تصاحب های بعدی. بر مجاری رسمی واجب است که نظارت جدی کنند و مانع شوند.
صاحبان زر و زرو و تزویر امروز کشور، جریانی است که می خواهد کل سرنوشت کشور را به سمت و سوی خاص هدایت کند. این سمت وسو هیچ نشانی از روشنایی ندارد. درواقع قوه مجریه فقط و فقط باید به مرّ قانون عمل کند و در این بین، از ترفند های غیر مستقیم برای دور زدن قانون استفاده نکند. قوه مجریه فقط باید مجری برگزاری یک انتخابات سالم باشد. اما چه کسی است که نداند دولت فعلی فقط به این بسنده نکرده است و در دوران اخیر شاهد بودیم که متاسفانه برخی از نمایندگان شناخته شده مجلس هم، بستر را برای دخالت دولت فراهم کردند.
فراموش نخواهیم کرد که تعدادی از نمایندگان مجلس با رئیس دولت برای انتخابات بعدی جلسات مشترک داشتند، این چه معنایی دارد؟ یعنی این که عملا برخی از نمایندگان پذیرفتند که قوه مجریه باید در انتخابات دخالت داشته باشد، نه برای این دسته از نمایندگان یک کارنامه قابل قبولی است و نه برای دولت علامت خوبی است.  همه ما می دانیم در انتخابات مجلس هشتم، دولت ذی نقش بود و سهمیه داشت و هم اکنون نیز متناوباً جلسات انتخاباتی دارند. این رفتارها چه محمل قانونی دارد؟ امیدواریم مجاری رسمی و قضایی جلوی این مسائل را بگیرند. این رخدادها بیانگر دخالت آشکار قوه مجریه در قوه مقننه است که باید با آن مقابله کرد. چه بخواهیم چه نخواهیم این بر اعتماد مردم، دیر یا زود اثر سوء می گذرد.

 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 24 بهمن 1390 توسط عـبـــد عـا صـی

 

علی بنایی: «دوری از تظاهر و شعار-زدگی در سیاست‌ها، لازمه پیشرفت و توسعه در کشور است»

 ناخواسته، این واقعیت تلخ یادم میاد:

 «برای کـَر خوندن، وُ برای کور رقصیدن» ...

 

برای مرجع روی عنوان کلیک کنید


 علی بنایی در گفتگو با خبرنگار خانه ملت گفت: بی‌شک تلاش‌های زیادی در عرصه فردی و اجتماعی برای نیل به اهداف مشخص صورت می‌گیرد ولی متأسفانه بسیاری از این تلاش‌ها ثمربخش نیست، علت یابی این موانع و تلاش برای رفع مشکلات، لازمه موفقیت ما در مسیر برنامه‌ها است.

نماینده مردم قم در مجلس شورای اسلامی گفت: تصمیمات کلان در سطح ملی هزینه‌های بسیار زیادی را به‌دنبال خواهد داشت. بنابراین دقت نظر و توجه ویژه تصمیم‌سازان و مجریان، به این امر ضروری به‌نظر می‌رسد. دولت به معنای وسیع آن یعنی تمامی نهادهای تصمیم ساز و مجری و ناظر در مورد طرح‌های مختلفی که با هزینه‌های سنگین از جیب بیت‌المال هزینه می‌شود مسئولیت خطیری را دارا هستند،
انتخاب سیاست‌های درست و اصولی و دوری از تصمیمات شتابزده، تا حدودی دستیابی به اهداف مورد نظر را تضمین می‌نماید.

وی اعلام کرد:
اشتغال یکی از مشکلات اساسی جامعه امروز ماست، چندین سال است که جامعه ما از بیکاری جوانان رنج می‌برد
و اگر چه بیش از پیش تاوان سنگین بیکاری را می‌پردازیم، اما هنوز این مشکل حل نشده است. اهمیت و تاثیرگذاری وضعیت اشتغال در رشد و توسعه اقتصادی، سبب شده است کارشناسانی که در این حوزه فعالیت می‌کنند، دستیابی به آمار و ارقام مربوط به این حوزه را یکی از اصلی‌ترین منابع ارائه راهکار‌ها برای برون رفت از نابسامانی‌های اقتصادی بدانند.

بنایی افزود: در سال‌های اخیر
وعده‌های امیدوار‌کننده‌ای از سوی مسئولین در مورد اشتغالزایی مطرح شد یکی از وعده‌های جنجالی سال‌جاری، ایجاد ۵/۲ میلیون شغل است که امیدواریم واقعا این اتفاق بیفتد،
اما تا به حال اکثریت کار‌شناسان عملی شدن این وعده را با توجه به میزان بیکاری فعلی و وضعیت اقتصادی کشورمان، مبهم می‌دانند.

وی گفت:
چندی پیش مرکز آمار
(به‌عنوان تنها مرجع اعلام آمار براساس مصوبه قانون پنجم توسعه فرهنگی، اجتماعی کشور) از نابودی یک میلیون شغل در سال ۸۹ خبر داد، مرکز آمار ایران در حالی این آمار را منتشر کرده که دولت مدعی است در سال گذشته بیش از یک میلیون و ۶۰۰ هزار شغل ایجاد کرده است. با بیکار شدن یک میلیون شاغل در سال گذشته، در مجموع تعداد بیکاران کشور در پایان سال گذشته به ۳ میلیون و ۴۰۰هزار نفر رسید. اما نکته مهم آمار قابل توجه شاغلان کشور در سال گذشته است که تعداد آنها از ۲۱ میلیون نفر در پایان سال ۸۸ به حدود ۲۰ میلیون نفر در پایان سال ۸۹ رسید. این آمار مرکز آمار کشور نشان می‌دهد که طی سال گذشته بیش از یک میلیون فرصت شغلی در کشور از بین رفته که این شغل‌ها در بخش کشاورزی و صنعت بوده‌اند. طی این مدت، جمعیت فعال کشور ۵۰۰ هزار نفر کاهش و تعداد بیکاران کشور ۶۰۰ هزار نفر افزایش یافته است. به عبارتی در مجموع بیش از یک میلیون و ۱۰۰ هزار فرصت شغلی کشور در سال گذشته کاهش یافته است. آمارهای رسمی نشان می‌دهد که حجم عمده مشاغل از بین رفته در بخش کشاورزی است. بر این اساس از پایان سال ۸۸ تا پایان سال ۸۹ تعداد شاغلان بخش کشاورزی کشور از ۴ میلیون و ۳۰۰ هزار نفر به ۳ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر کاهش یافته است. در مقابل این کاهش یک میلیون و ۱۰۰ هزار نفری تعداد شاغلان بخش کشاورزی و کاهش ۱۰۰ هزار نفری بخش صنعت، به شاغلان در بخش خدمات ۲۰۰ هزار نفر اضافه شده است. در مجموع در پایان سال گذشته سهم مشاغل خدماتی به ۵۰ درصد افزایش یافته و سهم مشاغل کشاورزی به ۳۳ درصد و مشاغل صنعت به ۳۳ درصد کاهش یافته است. بر این اساس بیش از ۳ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر کشاورز، ۶ میلیون و ۶۰۰ هزار نفر صنعتگر و ۱۰ میلیون و ۱۰۰ هزار نفر شاغل در بخش خدمات بوده‌اند.

عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس افزود:
این آمار در مورد نابودی یک میلیون شغل در سال گذشته از یکسو و وعده ایجاد ۵/۲ میلیون شغل از سوی دولت در سال‌جاری از سوی دیگر نشان‌دهنده یکجانبه‌نگری و بی‌توجهی دولت به وضعیت شاغلین موجود است که باید گفت: حفظ شغل مهم‌تر از ایجاد آن است چون از دست دادن شغل پیامدهای بسیار ناگواری را برای افراد و خانواده‌ها در پی خواهد داشت.

بنایی اعلام کرد:
برنامه‌های اشتغالزایی دولت بایستی هماهنگ با سایر سیاست‌های پولی و مالی در سطح کلان و توجه ویژه به بنگاه‌ها و بخش تولید در راستای نظم بخشی به بازار کالا و بازار کار و تسهیل در فرایند تولید به اجرا در آید. در هر صورت اشتغال مثل یک کالایی که ما به ازای خارجی داشته باشد و فقط با پول بتوان آن را ایجاد کرد نیست. اگر بخواهیم بهبودی در وضعیت اشتغال کشور ایجاد شود، باید از یک ساختار نهادی و یک فضای کسب و کاری برخوردار باشیم که گرایش به سمت سرمایه‌گذاری‌های مولد را تشویق کند. تا زمانی که واقعیت‌های ساختاری و نهادی ما عکس این قضیه است و دولت هم از طریق تکرار اشتباهات بزرگ مثل رویه‌های «شوک درمانی» یا «آزادسازی واردات» که خسارت‌های متعددی به کشور تحمیل می‌کند، ما با دشواری‌ها و چالش‌های ضروری‌تری در آینده روبه‌رو خواهیم بود.

نماینده قم خاطرنشان کرد: مدیریت اجرایی کشور درصدد حل مشکل بیکاری و افزایش اشتغالزایی است اما بعضا مسیرهای نادرستی برای نیل به این هدف انتخاب می‌شود.
یکی از طرح‌های اشتغالزایی که توسط دولت در سال‌های اخیر به اجرا درآمده، اعطای تسهیلات در قالب بنگاه‌های زودبازده بود که به‌دلیل اجرای غیراصولی و عدم‌نظارت بر عملکرد بنگاه‌ها در عمل از کارایی مؤثر و لازم برخوردار نبود.

عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس اعلام کرد:
دوری از تظاهر و شعارزدگی در سیاست‌ها لازمه پیشرفت و رشد و توسعه در کشور است. اما مشکل اساسی در سیاستگذاری‌ها، عدم‌رعایت مبنای متعارف علمی و بی‌توجهی به برنامه بلندمدت و اکتفا به دستاوردهای کوتاه مدت و زودگذر است که کشور را دچار روزمرگی مزمن کرده است.

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 24 بهمن 1390 توسط عـبـــد عـا صـی

 

برای مرجع روی عنوان کلیک کنید


 مجلس به تعطیلات انتخاباتی رفت. از امروز تا 12 اسفند که روز رای‌گیری است، 287 کرسی‌نشین بهارستان رفتند تا به قول خودشان آخرین حرف‌هایشان را با مردم بزنند، از عملکرد خود دفاع کنند و اگر توانستند آنها را قانع کنند و یک دور دیگر بمانند بر مسند راس امور بودن، البته سه هفته نفس گیر پیش رو دارند؛ رقبایی تازه نفس را در شهرستان‌ها پیش رو دارند که عموما دست‌شان در برابر نماینده‌ها «پر»تر است.

روزنامه اعتماد نوشت: جدا از اینکه آقایان نماینده باید بگویند در این سه سال و نیم برای حوزه‌های انتخابیه‌شان از وام و اشتغال گرفته تا آوردن بیمارستان و کارخانه و... چه کردند،
شاید ملزم شوند درباره عملکرد سیاسی‌شان هم توضیحاتی به مردم بدهند. اینکه در این سه و سال نیم با چه طیفی بودند، از چه کسی حمایت کردند و چرا؟

مجلس هشتم هر قدر از عمرش گذشت، زیر چتر «رایحه خوش خدمتی»ها (حامیان احمدی‌نژاد) خلوت‌تر شد و صف منتقدان افزون‌تر،
هر چند خیلی‌ها ترجیح دادند در این سیاست حمایت و عدم حمایت، بیرق «اصول‌گراییم؛ نه حامی احمدی‌نژاد، نه منتقدش» را در دست بگیرند تا ضرری از این طناب‌کشی سیاسی درون‌گروهی، نصیب‌شان نشود، اما به هر روی، در افکار عمومی، اصول‌گرا شناخته می‌شوند و باید از کارنامه مجلسی تمام اصول‌گرایان دفاع کنند.

گرچه با اعلام وصول طرح سوال از احمدی‌نژاد، بسیاری از آقایان نماینده عنوان می‌کردند با دستی پر به شهرشان برمی‌گردند و
اگر مردم از وعده‌های انجام نشده رییس‌جمهوری و مصوبه‌های خاک‌خورده سفرهای استانی و باقی انتظارات باقی مانده از دولت نهم و حال دهم، از آنها سوال کنند، جوابی خوب و شاید قانع‌کننده خواهند داشت: «احمدی‌نژاد را احضار کرده‌ایم؛ بعد انتخابات از او سوال می‌کنیم». پاسخی که مسلما خیلی از سوال‌ها و انتظارها و شاید بتواند اعتراض‌های مردم در حوزه‌های انتخابیه را چند هفته‌یی به عقب بیندازد.

گرچه آمدن موضوع طرح سوال از احمدی‌نژاد به صحن مجلس، دربرگیرنده موضوعات عمومی است و برای وعده‌های محلی و منطقه‌یی دولت در هر شهر و روستا کارایی ندارد،
اما شاید «پاسخی» غیرتکراری و جدید برای سوال‌های مکرر مردم در حوزه‌های انتخابیه باشد.

شاید به همین دلیل هم هست که دولتی‌ها این روزها مشتاق بودند طرح سوال از احمدی‌نژاد قبل از انتخابات اسفند در صحن مطرح شود تا به گفته آنها احمدی‌نژاد افشاگری‌هایی کند  و گرچه این درخواست، با تعطیلی مجلس در حد خواسته باقی ماند، اما در دو روز گذشته رسانه‌ها و افراد نزدیک به احمدی‌نژاد یک دستور کار مشترک را پیگیری می‌کردند: «چرا احمدی‌نژاد را قبل از برگزاری انتخابات به صحن دعوت نکردید تا از خود و کابینه‌اش دفاع کند؟»؛ سوالی که میرتاج‌الدینی، معاون پارلمانی احمدی‌نژاد پرسید، نماینده‌های رایحه خوش‌خدمتی مجلس هم مطرح کردند و حتی در شماره دیروز روزنامه ایران هم می‌شد گزارش‌ها و مصاحبه‌های فراوانی با همین مضمون دید.

دولتی که تا دیروز، از هر تلاشی برای مطرح نشدن طرح سوال از رییس‌جمهوری تلاش کرد، حال، عجله دارد و پیغام می‌دهد بهترین فرصت برای دفاع احمدی‌نژاد از خودش در برابر سوالات منتقدانش در مجلس هشتم، فرصتی پیش از برگزاری انتخابات است.  حتی میرتاج‌الدینی، معاون پارلمانی احمدی‌نژاد می‌گوید اگر مجلس هفته بعد را تعطیل نمی‌کرد، احمدی‌نژاد حاضر بود هفته آینده برای جواب دادن بیاید؛ «عجله برای شکستن تابویی که تاکنون در تاریخ 33 ساله کشور صورت نگرفته است». اشتیاقی برای جواب دادن که شاید جنبه تبلیغاتی خوبی می‌توانست برای احمدی‌نژاد در آستانه انتخابات داشته باشد؛ فرصتی سه‌ساعته و تریبونی مستقیم برای آقای رییس‌جمهور جهت دفاع از خودش.  به هر روی اصولگرایان با فراست خاصی این موضوع را به بعد از انتخابات موکول کردند تا باشد فرصتی برای آینده.

اختیارات احمدی‌نژاد یا بی‌قانونی دولت؟

معاون پارلمانی احمدی‌نژاد به باشگاه خبرنگاران جوان گفته نمایندگان سوال‌کننده نمی‌خواهند پاسخ‌های احمدی‌نژاد پیش از انتخابات در صحن علنی مطرح شود. میرتاج‌الدینی باز هم این موضوع را تکرار کرد که اصل سوال از رییس‌جمهوری سیاسی است که با محوریت تعدادی از نمایندگان مخالف دولت و جریان اقلیت شکل گرفته و تیم منتخب نمایندگان سوال‌کننده از یک طیف هستند و اکثریت نمایندگان در جریان پاسخ‌های نمایندگان رییس‌جمهوری قرار نگرفته‌اند.

وی با اشاره به اینکه در جلسات کمیسیون‌ها برای بررسی سوال از رییس‌جمهوری تنها سه چهار نفر از سوال‌کنندگان شرکت می‌کردند، ادامه داد: تصمیم‌گیری درباره قانع شدن یا نشدن هم از سوی تعداد محدودی صورت می‌گرفت و انصاف اقتضا می‌کرد پاسخ‌ها را می‌شنیدند و بعد اعلام می‌کردند قانع شده‌اند یا خیر.
حتی در بسیاری موارد در کمیسیون‌ها شاهد بودیم پاسخ‌های محکم و مستدل از سوی نمایندگان رییس‌جمهوری داده می‌شود اما چون تصمیم داشتند قانع نشوند اعلام می‌کردند قانع نشده‌اند.
میرتاج‌الدینی همچنین برخی موارد سوال را خلاف قانون اساسی می‌داند: «سوال نمایندگان باید درباره وظایف رییس‌جمهوری باشد در حالی که چند مورد از سوال‌ها از جمله سوال‌های پنجم، هشتم و نهم خارج از وظایف رییس‌جمهوری و درباره اظهارات یا اختیارات ایشان است.»

حسن نوروزی نماینده حامی دولت هم می‌گوید اکنون زمان طرح این مسائل گذشته و بیات شده؛ با توجه به اینکه بسیاری از مسائل را رییس‌جمهوری پذیرفته و اصلاح کرده، احیای مجدد مسائلی که فراموش شده صلاح نیست. صلاح نیست از فضای باز و آرام کشور سوءاستفاده شود و مسائل ساده و پیش پا افتاده‌یی را که گاهی در کلمات سیاستمداران بیان می‌شود به عنوان یک بحران سیاسی قلمداد و در مقابل آن جبهه‌گیری کرد.

کوثری هم به عنوان یکی دیگر از حامیان احمدی‌نژاد به ایسنا گفته بعضی از سوالات مطرح شده، از اختیارات رییس‌جمهوری است اما برخی سوالات همچون دلیل عدم اجرای قانون، قابل پیگیری است.

اما کوچک‌زاده نماینده دیگر حامی دولت از حقایقی سخن گفت که طراحان سوال از رییس‌جمهوری نمی‌خواهند احمدی‌نژاد به آن بپردازد. او به روزنامه دولت گفت که
در رفتارهای کسانی که سوال می‌کنند آنقدر کینه و بغض و عدم صداقت می‌بینیم که هر فسادی از آنها احتمال دارد و ممکن است با این قصد که حقایق پیش از انتخابات روشن نشود، زمان حضور رییس‌جمهور را به بعد از انتخابات موکول کرده باشند و در این زمینه هم صداقت و حسن نیتی از آنها نمی‌بینیم. به هر حال، با تمام این تعابیر مختلف و متناقض، درهای مجلس بسته شده و طرح سوال از احمدی‌نژاد می‌رود برای بعد از انتخابات تا دیگر انگ سیاسی‌کاری زده نشود و استفاده ابزاری برای انتخابات هم از آن نشود.

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 



(تعداد کل صفحات:122)      [...]   [5]   [6]   [7]   [8]   [9]   [10]   [11]   [...]  

درباره وبلاگ

ادبیات به مفهوم "ادبی" آن ، شامل هر نوع نوشتار یا حتی گفتاری میشود ...
در انتخاب وَ انعکاس آن هر چه مطلب بیشتر "از مردم " وَ "یا مردم" باشد ، ماندگارتر وَ اصیل-ترست ...

آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

دانلود اهنگ

دانلود

دانلود رایگان

دانلود نرم افزار

دانلود فیلم

دانلود

شادزیست

قالب وبلاگ

لیمونات

شارژ ایرانسل

تک باکس

دانلود نرم افزار