http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg

به حساب آوردن «داشته-های کوچک» هم هنر بزرگی است ...


ای دوست مرا دریاب ... - مطالب فروردین 1389
ای دوست مرا دریاب ...
با مردم بودن قریحه-ی ادبی وَ هنری را بیشتر رشد مـیـدهـد ...
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 31 فروردین 1389 توسط عـبـــد عـا صـی


یـکی بَـر سَـر شـاخـه بـنـشـسـتـه

 بُـن مـیـ بُـــریـد

( افزایش جمعیت به نفع کشور نیست )
 


     اظهارات رئیس‌جمهور :

*آمادگی کشور برای مدیریت 150 میلیون نفر جمعیت(!؟)

هرچند تمام اظهارات رئیس‌جمهور قابل احترام است و حتما

با پشتوانه کارشناسی (!؟) بیان می‌شود ولی ...

*اگر به سال‌های دهه شصت برگردیم، تجربه‌های زیادی دراین مورد به چشممان می‌خورد ،

 چرا که فرزندانی که در آن سال‌ها به دنیا آمده بودند ، وقتی به مدرسه رفتند ،

مجبور بودند به مدرسه‌هایی بروند که دوشیفته و یا حتی سه شیفته بودند با کلاس‌هایی شلوغ.

*چندسال بعد وقتی این دانش آموزان می‌خواستند به دانشگاه بروند

به خاطر تراکم بیش از حد داوطلبان و نبودن امکانات کافی ، برایشان رفتن به

 دانشگاه تبدیل به یک آرزو شده بود.

 *بعد از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه ، برای این افراد نه بازار کاری وجود داشت

 و نه شرایطی برای ازدواج و تشکیل خانواده.

 *اگر الان هم به آمار طلاق و ازدواج در کشور توجه کنیم می‌بینیم که چقدر

 تعداد طلاق‌ها بالا رفته و به چه اندازه قبح این کار در میان جوانان ما از بین رفته است.

*بر اساس آخرین اطلاعات اعلام شده دو میلیون کودک بازمانده از تحصیل

 در کشور وجود دارد و طلاق نیز نسبت به سالهای قبل رشد 134 درصدی

 داشته است و مسأله بیکاری نیز تشدید شده با این وجود خانواده‌ها و جوانان

 پیش از هر اقدامی با آموزش شیوه‌های همسرپروری ، فرزند‌پروری و مهارت‌های

 زندگی نیاز دارند.
*بنابراین با یک جمع بندی معمولی می‌توان به این نتیجه رسید که در دهه شصت ،

زیرساخت‌هایی مانند کار، مسکن و... برای زاد و ولد مهیا نبود و به همین خاطر

مشکلات زیادی دامن متولدان این دهه را گرفت.

*در حال حاضر هم باید به این نکته توجه کرد که اگر می‌خواهیم جمعیت کشور را

بیشتر از این کنیم که هست ، آیا زیرساخت‌ها برای این اقدام وجود دارد؟

 *آیا مدارس ما آن ظرفیت را دارند که دوباره چند شیفته شوند؟

 *آیا آنقدر دانشگاه‌ها را گسترش داده‌ایم که وقتی میلیون‌ها متقاضی برای ورود به

 آن‌ها هجوم آوردند ، دچار سرخوردگی نشوند.

*آیا زیرساخت‌های فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی جوابگوی این افرادی که

می‌خواهند در حجم زیاد به دنیا بیایند ، می‌تواند باشد؟

 

محمدحسین نژادفلاح ،

 عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی

 

« تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی »

مــتـــن کامـــل  

 



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 30 فروردین 1389 توسط عـبـــد عـا صـی

 

بیكاری اتوكشیده‌ها

 
 

بیكاری این روزها شكل دیگری دارد. او غالبا اتوكشیده است، سلیس و روان صحبت می‌كند و لابه‌لای كلامش از اصطلاحات تخصصی خالی نیست. دستخط خوبی دارد و حافظه‌اش قوی است. او را نه كارگر كه نیروی ماهر می‌نامند. بازار كار ایران شاهد ورود نیروهای ماهر به جمع بیكاران فصلی و دائمی است.

طی سال‌های اخیر در كنار تمام عوامل بیكاری ، رشد ظرفیت دانشگاه‌ها بخصوص در مقاطع تحصیلات تكمیلی ، تركیب نیروهای سرگردان در بازار كار را برهم زده است.

براساس نتایج پژوهشی در مركز تحقیقات استراتژیك ، سالانه بیش از 350 هزار دانشجو از دانشگاه‌ها و مراكز آموزش عالی فارغ‌التحصیل می‌شوند كه با كمی خوشبینی بیش از نیمی از آنها در سال‌های اول فارغ‌التحصیلی موفق به یافتن شغل مناسب با رشته خود نمی‌شوند. نتیجه این امر 705 هزار فارغ‌التحصیل بیكاری است كه تا پایان سال به شمار آنها افزوده می‌شود.

طبق آمارهای رسمی، جمعیت جوان و فعال كشور تا سال 1400 بالغ بر 61 میلیون نفر خواهد شد كه نیمی از آنان جوانان فارغ‌التحصیل مراكز دانشگاهی یا همان نیروهای ماهر هستند. بنابراین تا 12 سال آینده دولت باید 29 میلیون فرصت شغلی جدید ایجاد كند كه نیمی از آنها به دانش‌آموختگان و متخصصان اختصاص دارد؛ اما متاسفانه سیاست سال‌های اخیر وزارت علوم در رشد كمی دانشجویان و تعداد دانشگاه‌ها می‌تواند این روند را با شتاب بیشتری پیش ببرد.

این روزها هرچه داوطلبان آزمون‌های سراسری بیشتر به دانشگاه‌ها راه یابند، بر مباهات مسوولان آموزش عالی افزوده می‌شود، این مباهات به حدی رسیده كه قرار است در آزمون سراسری سال 88 تعداد صندلی‌های دانشگاه بیش از شمار یك میلیون و 320 هزار نفری داوطلبان باشد و این به معنی ورود چند برابر بیشتر فارغ‌التحصیلان و دانش‌آموختگان به بازار كار كشور است؛ بازار كاری كه در حال حاضر از پاسخگویی به جمعیت ماهر و غیرماهر ناتوان مانده است.

خوابگاه: اقامت 4 یا 5 ساله در خوابگاه‌های دانشجویی معمولا جزئی از خاطرات افرادی است كه در شهری غیر از محل سكونت خانواده تحصیل كرده‌اند و البته در عین حال جزئی از سخت‌ترین دوران زندگی همین افراد محسوب می‌شود؛ چراكه خوابگاه‌های دانشجویی در اغلب موارد از دسترسی به امكانات اولیه زندگی محروم یا حداقل فقیرند. در حالی كه به نظر می‌رسد در كنار افزایش تعداد مراكز دانشگاهی اهمیت به امكانات رفاهی و اقامتی ضروری است.

یكی از دانشجویان رشته پرستاری دانشگاه علوم پزشكی خراسان شمالی درباره كمبودهای موجود چنین می‌‌گوید: خوابگاه ما یك ساختمان استیجاری بدون غذاخوری و فضای كافی برای كتابخانه و مطالعه است.

تعداد دستگاه‌های رایانه آنقدر كم است كه گاهی بچه‌ها بر سر استفاده از آن باهم بگو مگو می‌كنند. به گفته این دانشجو، در حالی كه سالانه پذیرش دانشجو از سوی این دانشگاه بیشتر می‌شود، توجهی به افزایش ظرفیت خوابگاه‌ها نمی‌شود.

این مشكل فقط محدود به خراسان شمالی نیست. بسیاری از خوابگاه‌های دانشجویی حتی در تهران كه به نظر می‌رسد وضعیتی بهتر از دیگر شهرها دارد، از كمبود امكاناتی چون دسترسی به اینترنت، سالن مطالعه، تراكم دانشجو، بالا بودن نرخ اجاره ساختمان و كمبود نیروهای خدماتی در عذابند.

خبر اعتراض دانشجویان به غذای دانشگاه آنقدر تكراری است كه كمتر خبرنگاری را وامی‌دارد تا از اعتراض دانشجویان به وضعیت سلف سرویس‌ها خبر یا گزارشی بنویسد؛ اما وبلاگ‌های دانشجویان سرشار از شكوه و شكایت آنان از غذای دانشگاه است؛ بخصوص دانشجویانی كه در خوابگاه اقامت دارند، بیش از دانشجویان بومی از وضعیت نامطلوب غذا آسیب می‌بینند.

دانشجوی دیگری با تصریح این كه اعتراض ما به كیفیت غذا به معنی برخورد سیاسی نیست، می‌گوید: اغلب غذاها مشكل بهداشتی دارد. فضای سالن غذاخوری دانشگاه ما كافی نیست. حتی اگر غذا را گران كنند، باز هم مشكل غذای نامطلوب سلف سرویس‌‌ها حمل نمی‌شود.

دانشجوی ریاضی از دانشگاه دیگری می‌گوید: «تعداد كتاب‌ها كم است، در هر حوزه تعداد كتاب‌ها بسیار كم و اغلب قدیمی است. وقتی از معاونت فرهنگی دانشگاه می‌خواهیم كتاب‌های جدید برایمان بخرند، می‌گوید، بودجه نداریم.»

«گاهی تعداد بچه‌ها آنقدر زیاد می‌شود كه مجبوریم پشت سر پسرها بنشینیم، آن‌وقت چون قدمان كوتاه‌تر است، نه صدای استاد را می‌شنویم، نه او را می‌بینیم.» یكی از دانشجویان دختر دانشگاه آزاد این نكته را می‌گوید كه در این فضای تنگ و شلوغ و پرسروصدا حتی استادان هم از تهویه نامطلوب هوا گله می‌كنند، ولی كو گوش شنوا؟»!

صرف‌نظر از مشكلات داخلی دانشگاه‌ها، هنوز بین ظرفیت فعلی پذیرش دانشجو و نیازهای آتی بازار كار تناسب و هماهنگی وجود ندارد. ادعای مسوولان وزارت علوم و سیاستگذاران نظام آموزش عالی این است كه براساس رسالت تعیین شده این وزارتخانه مسوول ارتقای آگاهی و سطح تحصیلات عمومی است و نمی‌توان به صرف كمبود فرصت شغلی، افراد را از ادامه تحصیل بازداشت.

نظام آموزش چه در مقطع متوسطه یا دانشگاهی در بیشتر كشورها با اهداف خاصی طراحی شده كه مهم‌ترین آن ارتباط با مراكز كارآفرینی و بنگاه‌های خدماتی و تولیدی یا كانون‌های تحقیقاتی است، دانشگاه در كشور‌های پیشرفته به گونه‌ای طراحی نظام تحصیلی خود می‌پردازند كه ورود به آن چندان دشوار نیست، اما خروج از آن، كار هر كسی نخواهد بود، این وضعیت بویژه در مقاطع تحصیلات تكمیلی بیشتر دیده می‌شود. دانشجوی تمام وقت پس از فارغ‌التحصیلی به سطحی از مهارت می‌رسد كه توانایی پذیرش مسوولیت‌های تخصصی را دارد، در حالی كه در ایران، دانشگاه‌های داخل نه‌تنها با مراكز و بنگاه‌های خدماتی، تولیدی، كارآفرینی و تحقیقاتی ارتباط اندكی دارند، بلكه ضرورت این ارتباط هم احساس نمی‌شود. شاید به همین خاطر دانشگاه‌های داخلی از نیاز روز جامعه بی‌خبرند و در بیشتر موارد، مهارت دانشجویان دردی از بازار كار دوا نمی‌كند و بسیاری از كارفرمایان، دانش‌آموختگان تازه‌وارد را افراد بی‌تجربه‌ای می‌دانند كه از سپردن امور تخصصی به آنان ابا دارند.

در بخشی از پژوهش و گزارش راهبردی مركز تحقیقات استراتژیك هم آمده است: نقصان برنامه‌ریزی كافی و لازم در نظام آموزش عالی برای تربیت و جذب نیروی متخصص، نبود جهتگیری كلان بر رسیدن به اهداف سند چشم‌انداز، نبود جهتگیری در گرایش برنامه‌ریزان آموزش عالی در جهت كاربردی كردن همه رشته‌ها اعم از علوم انسانی و تجربی، بی‌انگیزگی دانشجویان برای فراگیری دروس عملی به دلیل عدم اطمینان به كاربردی بودن واحدهای عملی در زمان كاریابی و ... از جمله زمینه‌های بی‌توجهی به علمی  كاربردی كردن آموزش در دانشگاه‌هاست.

كتایون مصری

 

مـــتـــن کامـــل  

 



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 29 فروردین 1389 توسط عـبـــد عـا صـی

 

 

نـفـت بـخـَــرم؟

 

ـ

 

 
 

امروز یک خبر خوب شنیدم . قرار است به زودی سری جدید کلاه قرمزی ساخته شود . حتما صندوق پست یادتان هست . هنر بی نظیر حمید جبلی در صدا پیشگی و چهره ی فوق العاده مهربان ایرج طهماسب . شاید جالب باشد بدانید که مثلث جبلی - طهماسب - معتمد آریا با هم هم دانشکده ای بوده اند.

به هر حال .... چند وقت پیش یک گفتگوی تلویزیونی با ایرج خان انجام دادم . تازه از فرنگ برگشته بود . زیاد سر حال نبود . انگار زندگی در خارج از ایران برایش خوشایند نبوده . از هر دری حرفی زدیم . از کلاه قرمزی گرفته تا رفیق بد . لابلای حرفها به آقای طهماسب گفتم که احساس می کنم فیلم سینمایی رفیق بد به قدرت کارهای قبلی نیست . ایشان هم پاسخ مشخصی ندادند و گفتند که این نظر شخصی من است

در فاصله ی پخش آگهی های بازرگانی ایرج خان حسابی از من گلایه کرد که چرا چنین حرفی را روی آنتن گفته ام . دلیل دلخوری اش برایم مفهوم نبود . ایشان معتقد بودند که حرفهای مجری روی ذهن مردم تاثیر شدید می گذارد که البته من موافق نبودم . به اعتقاد من مردم با هوش تر از آنند که حرف امثال بنده را بدون تحقیق و تدبیر شخصی بپذیرند

باز هم به هر حال (!) .... دلم برای صداقت ناب و سمبولیکی که در گفتگوی بین کلاه قرمزی و آقای مرجی (!) وجود داشت تنگ شده . شما چطور ؟


 

مـــرجـــع

 



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 29 فروردین 1389 توسط عـبـــد عـا صـی

 

خضر هم از شکن زلف تو در گمراهی است
 

خضر هم از شکن زلف تو در گمراهی است

 بعد از این زخم و عطش رهزن مرگ آگاهی است

در نماز همه حتی من ِ من بی او نیست

به صنم صور و بی قبله ثمن نیکو نیست

بعد از این نکته زاهد به قلندر گیرند

 زمره مدرسه در میکده لنگر گیرند

"بعد از این خرقه صوفی به خرابات آرند"

 "شطح و طامات به بازار خرافات آرند"

بعد از این زخم در آدینه شگون خواهد بود

 شنبه تا شنبه وضویی است به خون خواهد بود

مستحب است در آیینه جراحت دیدن

 بهر اخیار ز اغیار صراحت دیدن

بعد از این موجب اشک است تماشا هشدار

 از پس پرده اشک است تماشا هشدار

قحبه است عشرت دیروز الا بیگانه است

 تاب کابینت اگر هست بلا در خانه است

جوش شوق است و شبابست که را آمیزه است

 بیوه پای است دلا نیست بلا دوشیزه است

بعد از این زخم و عطش رهزن مرگ آگاهی است

 خضر هم از شکن زلف تو در گمراهی است

"من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم"

 "چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم"

بعد از این از من وُ دل رنگ ملامت برخاست

 تقیه از تیغ تو تا صبح قیامت برخاست

بعد از این سجده به گل، غسل به می خواهم کرد

 ذکر تسبیح و دعا با دف و نی، خواهم کرد

پایکوبان سر بی تن به حرم خواهم برد

 رکعتی سجده بی من، به صنم خواهم برد

دست افشان دل مسکین به دعا خواهم سوخت

 تا سپندی به سر کوی شما خواهم سوخت

هله خیزید که ما بر سر بازار شویم

دگر از مسجد و از مدرسه بیزار شویم

نه کلیساست نه کعبه نه کنشت است اینجا

 فهم پیمانه حدیث سر و خشت است اینجا

قبله اهل سعادت در عیاران است

 ورنه در صومعه سودای تبهکاران است

من چه دانم که بود خواجه مسلمان یا نیست

 در احد هر که ز احمد نبود سفیانی است

هله خیزید که ما راه قلندر گیریم

 زمره از مدرسه در میکده لنگر گیریم

در حرم آتشی از ناله نی اندازیم

 یا شبی صومعه را در خم می اندازیم

خیز تا نیم شبی دامن دولت گیریم

 رهروانیم چرا چله عزلت گیریم

شوق پیش سبق از ذوق پشیمانی برد

 باز پای آبله از پینه پیشانی برد

زاهدا! شرمی از آن چشم شراب آلوده

 پیش کوثر به هل این آب تراب آلوده

راهرو گر خضر است ابن سبیل است اینجا

 دو دماغی بر سان باده سبیل است اینجا

زاهدا! نخوت این دلق مزور تا کی

 ای خمار در خمار مکدر تا کی

چون گل از آب گرفتند که را پست افتاد

 خواجه هفتاد بهار است که در شصت افتاد

خواجه هفتاد بهار است حنا می بندد

 به نسیم گلی احرام منا می بندد

ای خوش آن غنچه که در باغ سنانش گیرند

 حیف رمحی که بتابند و کمانش گیرند

ملح یک عربده از شور جهانی خوشت

ر عرصه ننگ است کلوخی ز کمانی خوشتر

خواجه گر سایه دولت به گمان خواهد

 زد پنبه ریش بدین کهنه کمان خواهد زد

ای جوانان چمن فرصت بالیدن نیست

 وهم این یک دو نفس جز پی نالیدن نیست

به زبان گل و مل نامیه خون می گرید

 گوش اگر می شنود صبر وسکون می گرید

واحه از ولوله وادی ز سخن خامش نیست

 چشمه از غلغله یک چشم زدن خامش نیست

نه ز گل بود و نه از غنچه سراغی در باغ

 غم دهانی بدرید از سر داغی در باغ

غنچه لعلی است ز خون رسته که بنمودندش

 گل دهانی است به خون شسته که بگشودندش

به زبانی که زبان بند شود هوش آنجا

 ده زبان است عجب سوسن خاموش آنجا

گرنه گنگید و نه گیجید و به غش آلوده

 جوش نطق است در این عطش آلوده

بشنوید این دژ جادو تهی از رازی نیست

 هر کجا نیست دهان خالی از آوازی نیست

ای بسا مست که از شرب عدم آسوده است

 وی بسا نطق که از ذهن کلام آسوده است

شش جهت این چمن آواز فنا می خواند

 نه فلک بی دهن آواز فنا می خواند

چرخ صفر است اگر کوی زمین می گردد

 رقص مرگ است اگر چرخ برین می گردد

عمق این دشت بریدیم به کرات از وهم

 صرعیانند در این بادیه ذرات از وهم

کوی لیلی است که از غم مجنونی یاد است

 قصه کوته کنم این واحه جنون آباد است

ای جوانان چمن مشغله خون باید داشت

 بعد از این مشغله اهل جنون باید داشت

عقل با واهمه آغشته و فهم آلوده است

 و اگر اینجا سخنم بیهده وهم آلوده است

یک نمک مرهم و صد لاله جراحت دارم

 بی نمک نیست اگر شور صراحت دارم.

ای جوانان چمن روح بهاران بگذشت

 چشمه ابر سترون شد و باران بگذشت

خشک رود است در این مزرعه جیحون زین پس

 خشکسال است هلا تا چه کند خون زین پس

قحط آب است تو از آب چه می دانی هان

 از گدار و تک و پایاب چه می دانی هان

قحط آب است تو از قحط چه می فهمی هیچ

 از تموز و عطش رهط چه می فهمی هیچ

گرنه بر مرکب سودا و جنون خواهی رفت

 قحط آب است در این بادیه چون خواهی رفت

هله منشین که سواران تف اینسان رفتند

 تا پدید است یلان صف به صف اینسان رفتند

درد دین را نه به ما سیل هرات آورده است

 این علم را عطش شط فرات آورده است

خواب دیدم که شب این بنگره طی خواهد کرد

 پاره سرخ کسی بر سر نی خواهد کرد

پیک صبحیم اگر غنچه اگر گل در باغ

 قحط آب است ببندیم ز خون مل در باغ

پیک صبحم چو گل حربه عریان داریم

 وی بسا دشنه که در چاک گریبان داریم

آستینها چو نیام است و ید بیضا تیغ

 در شب تیه شود معجز موساها تیغ

خشت بالین مسیحا پی آسودن نیست

 بعد از این هستی مردانه پی بودن نیست

باز یک هاله مه از هرم تب آما سیده است

 یک افق لاشه مسموم شب آما سیده است

جوش تبخاله و پای آبله اخترهاست

 بویناک است هوا از نفس اژدرهاست

چاک چاک است دل مرده صحرا در باد

 بوی خون می چکد از کرده صحرا در باد

پیشه در یورش ناسور عفونت خسته است

 رفتن از قافله از جاده سکونت خسته است

رشته رود روان پشت به دریا دارد

 چشمه سلسله در سلسله در پا دارد

جام دریای دل از دست سبو لغزیده است

 قبله زان سو که نماز است فرو لغزیده است

فارغ از مصر در آیینه و غربت چون ماه

 یوسف اشتر مستند عزیزان در چاه

گفتم ای شب پدرم گفت که شب ماتم نیست

 یله کن شتر به بازار تو را از عالم نیست

گفتم این تب پدرم گفت مکاهش جاوید

 شیر و نیزار به کار است ببین در خورشید

گفتم: آتش; پدرم گفت مجوی از شبتاب

 کم بوزینه و سرما به دروگر مشتاب

گفتم: آئین; پدرم گفت: که با آیینه است

 گفتم این دل پدرم گفت اگر بی کینه است

گفتم: ایمان; پدرم گفت: که باور باقی است

 بنگر دان دل و هشدار که اختر باقی است

گفتم: انسان; پدرم گفت: که نسیانش کشت

 این همان مرغ بهشتی است که عصیانش کشت

گفتم: آبا پدرم گفت: ملاک آینده است

بعد از این حرمت اینجاست اگر پاینده است

گفتم: اینا; پدرم گفت: بر ابناشان گیر

 کام و ناکام به میزان مهاباشان گیر

گفتم: آفت; پدرم گفت: دلیری با اوست

 گفتم: آهو; پدرم گفت: که شیری آهوست

گفتم: اقران; پدرم گفت: کریمان بهتر

 گفتم: اعوان; پدرم گفت: عزیمان بهتر

گفتم: اسما; پدرم گفت: که در اثنا بین

 شو در این آینه هم صورت و هم معنا بین

بر لب کنگره آواز کبوتر یاهوست

 در دل منظره تقوای پلنگ از آهوست

ماکیانها به غضب ساز خروسان دارند

 شیرمردان عجب ناز عروسان دارند

شو در این سوق رم طاقیه پوشان بنگر

 جوش دستار به پاهنگه فروشان بنگر

خار بن جلوه فروش آمده در گلشنها

 سر کشی دوخته بر قامت گل جوشنها

وای کوفان شنو از نای هزاران در باغ

 قهر طوفان نگر از باد بهاران در باغ

تب و شب بین که به یک جام عجین افتاده است

 وز تعب لرزه در اندام زمین افتاده است

تب و شب صورت و معناست در اثنا آنک

 ظاهر با هر اسمی است از اسما آنک

تب و شب عین ستوه است دریغا خورشید

 عطسه در پوزه کوه است دریغا خورشید

 

علی معلم - مشهد خرداد 69

پانوشت:

خورآیان: خورآسان، خور+ آیان: برآینده در شانم: شان: منزلت ثغر: مرز کاژ: کاش اتراکم: جمع ترک مزکت: مسجد شفت: رشتکاری
 


 

مـــرجـــع

 



نوشته شده در تاریخ شنبه 28 فروردین 1389 توسط عـبـــد عـا صـی


 

آیت‌الله جوادی آملی:

جامعه را باید با احترام اداره کرد
 

اداره جامعه با ترحم ، هنر نیست ، جامعه را باید با احترام اداره کرد.
 

 غذا دادن و حل مشکلات از راه ترحم در نظر نگرفتن حیثیت جامعه است.
 

ما تا وقتی کارمان مبنای علمی نداشته باشد در حد یک عمل معمولی است

و آن کار پر برکت اسلامی نخواهد بود ما باید جامعه را از منظر احترام تأمین کنیم.

اگر بخواهیم فقرزدایی کنیم جامعه را تنها از منظر ترحم نگریسته‌ایم.

وقتی جامعه را حقیقتا تأمین کرده‌ایم که بتواند بر روی پای خودش بایستد.

الان آقایان بازنشسته از شما کریمانه حقوق می‌گیرند ، چرا که روزی این پول را به شما داده‌اند.

 اما اگر جامعه احساس کند که کار شما هم مثل بهزیستی یا شیرخوارگاه است

این حالت کریمانه به احساس حقارت تبدیل می‌شود.

خداوند می‌فرماید که انسان را با دو دستم خلق کرده‌ام ، خداوند که از داشتن دست منزه است

 لکن این کلام نشان دهنده جلال و ظرافت انسان در نگاه خدا و تکریم او نسبت به این آفریده است.

 انسانی که احساس کرامت نکند آینده‌ای ندارد ، به این دلیل می‌گویند قرض الحسنه

 ثوابش از رایگان کمک کردن بیشتر است

که در قرض الحسنه احترام فرد بیشتر حفظ می‌شود.

 جامعه‌ای حقیقتا تأمین اجتماعی دارد که تأمین شغلی دارد ؛

 چرا که فردی که حقوق دارد به شما پول می‌دهد و شما نیز روزی به او یاری می‌رسانید،

 اما در جامعه بدون شغل شما صدقه می‌دهید.

به اندازه کافی منابع داریم اما نیازمند هنر مدیریت هستیم.

علی(ع) می‌فرماید: ملتی که آب و خاک دارد اما غذای خود را از دیگران می‌گیرد

 از رحمت حق دور است.

 ما به اندازه کافی منابع داریم اما نیازمند هنر مدیریت هستیم

 تا بتوانیم از آن به درستی استفاده کنیم.

البته شما گوشه‌ای از کار را بر عهده دارید

و وظیفه اصلی با کسانی است که برنامه‌های کلی دست آنها است.

 این مال مال دولت نیست و شما تنها توزیع کننده‌اید و نمی‌توانید بر مردم توقعی داشته باشید.

 

٢٦ فروردین ١٣٨٩
 

 

مـــرجـــع

 



نوشته شده در تاریخ جمعه 27 فروردین 1389 توسط عـبـــد عـا صـی

 

طرز مشکوک  
 


 

من اسباب‌بازی هامو برداشتم و خواستم برم گوشه‌ی اتاق باهاشون بازی کنم.
بابایی گفت: "بچه اونجا نرو جیزه."
من گفتم: "بابایی، جیزه یعنی برق داره؟"
بابایی با بی‌حوصلگی گفت: "آره."
من پرسیدم: "یعنی مثل باتون برقی؟"
یهو چشمهای بابایی دراومد و یه جوری منو نگاه کرد. بابایی به مامانی گفت: "خانم،این گوشه‌ی اتاق کثیف شده لطفا تمیزش کن."

من گفتم: "چرا کثیف شده؟ شربت ریخته؟"
بابایی: "نه."
من: "خاک گرفته؟"
بابایی: "نه."
من: "آها پس خس و خاشاک افتاده روش."
بابایی چشمهاش بیشتر دراومد و بیشتر یه جوری منو نگاه کرد. بابایی به مامانی گفت: "من دارم می‌رم خونه‌ی یکی از دوستام. شب دیرتر میام."
مامانی پرسید: "خب چرا؟"
بابایی گفت: "پدر امید فوت شده. پیشش می‌مونم دلداریش بدم."
مامانی: "آخی."
من: "چرا فوت شده؟ مریض بود؟"
بابایی: "نه."
من: "تصادف کرده؟"
بابایی:نه."                                                                         
zohrebigdelo9876.jpg
                          زهره بیگدلو از تهران

 

من: "به طرز مشکوکی کشته شده؟"
بابایی از جاش پرید و دست منو کشید و حرکت کرد به طرف اتاقم. توی راه گفت: "خانم یادم بنداز دارم برمی‌گردم یه ماهواره بخرم. این تلویزیون خودمون که همش شده بد آموزی."

رضا مرادی‌نژاد از تهران
 

۲۵ فروردین ۱۳۸۹


 

مـــرجـــع

 



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 26 فروردین 1389 توسط عـبـــد عـا صـی


حذف رقبایی که استوانه انقلاب-اند

با انگ سران فتنه! ...




     نماینده جلفا ؛عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس : « هیچ دادگاهی این آقایان را متهم نکرده، اما یک عده می‌خواهند تاریخ و گذشته این مملکت و اعتقادات شرعی ما در احترام به بزرگان را زیر سئوال ببرند.»

     « چگونه وقتی دادگاهی تشکیل نشده و حکمی صادر نگشته آقایان به خود اجازه می‌دهند در سایت ها اسم فتنه‌گر به استوانه‌های نظام و انقلاب بدهند.»

     سازدار تصریح کرد:« اتهاماتی که مطرح شده و القابی نظیر سران فتنه جرم قضایی دارد و دستگاه قضائی قانونا و شرعا موظف به پیگیری این ادعاهاست.»
 

     عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس با بیان اینکه جریان خاصی سعی در حذف رقیب و خط دادن به شورای نگهبان برای رد صلاحیت نمایندگان دارد، گفت:« جالب است که برخی همکاران نماینده، همنوا با این سایت‌ها این اظهارات را تایید می‌کنند و سعی دارند رقیب را از صحنه خارج کنند.»

     دستگاه قضایی شرعا و قانونا موظف به برخورد با استفاده‌کنندگان از لقب سران فتنه است.
  
  حمله به فراکسیون خط امام(ره)مجلس به دلیل دیدار با استوانه‌های نظام و انقلاب با هدف زیر سئوال بردن خط امام و تاریخ نظام است.

     وی با بیان اینکه فراکسیون خط امام به دیدار یاران امام رفته و این نمی‌تواند ملاک جرم نمایندگان مردم باشد، اظهار داشت:«هیچ کس به اندازه مهندس موسوی نتوانست حمایت امام را در دوران خود جلب کند و آقای هاشمی از معتمدان امام بود و طرح این مسائل و حمله به فراکسیون خط امام(ره)مجلس با هدف زیر سئوال بردن خط امام و تاریخ نظام است.»

   
 سیروس سازدار در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، در خصوص حملات سایت‌های دولتی و تهدید به رد صلاحیت نمایندگانی که به دیدار نوروزی آقایان هاشمی،خاتمی، موسوی و کروبی رفته‌اند اظهار داشت:« افرادی که فراکسیون خط امام(ره)مجلس به دیدار نوروزی آنها رفت از ستون‌های نظام و انقلاب بوده و هستند، آقای موسوی نخست وزیر محبوب امام بودند، آقای خاتمی 8 سال رییس‌جمهور محبوب ملت و آقای کروبی رئیس مجلس بود و آقای هاشمی نیز که اکنون ریاست بر مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس خبرگان رهبری را برعهده دارند.»
     عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس با انتقاد از جریان‌سازی سایت های حامی دولت علیه دیدار های نوروزی این فراکسیون با چهار چهره‌ای که نقشی موثر در پیروزی انقلاب و بعد آن توسعه کشور داشتند، گفت:« فراکسیون خط امام(ره)مجلس با آقایان هاشمی رفسنجانی ،میرحسین موسوی، خاتمی و کروبی که از حلقه یاران امام بودند دیدار کرد، اما متاسفانه جریانی به دنبال زدن خط امام و حذف یاران امام راحل است تحمل این موضوع را ندارد.»

سازدار خاطر نشان کرد:« قضاوت درباره این امور را باید به مردم واگذار کرد زیرا آنها بهترین مرجع برای قضاوت هستند.»


 

مــتـــن کامـــل  

 



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 25 فروردین 1389 توسط عـبـــد عـا صـی

سفره-های سرشار از پول نفت ،
تا منشأ پولهای فاسد حلقه فاطمی!!!



     در کنار شعار آوردن نفت بر سر سفره مردم ، مبارزه با مفاسد اقتصادی از مهمترین شعارهایی بود که محمود احمدی نژاد از انتخابات سال ۸۴ وسپس در انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ مطرح کرد و در طول این دوران در صدها سخنرانی و مصاحبه خود بر آن مانور داد .احمدی نژاد همواره از حضور مافیایی در اقتصاد و وزارت نفت سخن گفت و لیستی از اسامی مفسدان اقتصادی که در جیب خود دارد و افشا خواهد کرد.

 
    در پی افشاگری نماینده اصولگرا و همسو با احمدی نژاد در مجلس پیرامون نقش محمدرضا رحیمی در یک پرونده کلان فساد اقتصادی و حضور وی در راس باند فساد اقتصادی میدان فاطمی این شعار احمدی نژاد به پاشنه آشیل او و دولتش تبدیل شده است.

     اکنون معاون اول محمود احمدی نژاد در دولت نه تنها با شکایت سه نماینده شاخص اصولگرا، پرونده ای در کمیسیون اصل نود مجلس در خصوص جعلی بودن مدرک دکترای خود دارد ؛ بلکه با افشاگری الیاس نادران او متهم به دست داشتن در پرونده های کلان مفاسد اقتصادی و ریاست بر حلقه فساد خیابان فاطمی است.

انتشار اطلاعات جدید پیرامون عملکرد اقتصادی محمدرضا رحیمی ،

انتقاداتی که مجلسیان به مدرک جعلی دکترای او دارند ،

ابهاماتی که پیرامون عملکرد مالی و عدم شفافیت ثروت میلیاردی صادق محصولی در جلسه رای اعتماد مجلس مطرح شد ،

گزارشات تفریغ بودجه دیوان محاسبات که خبر از گم شدن بیش از یک میلیارد و نیم دلار در آمد ناشی از فروش مازاد نفت در سال ۸۶ و عدم واریز درآمدهای فروش نفت و بنزین به خزانه دارد و ده ها موارد مشابه دیگر،

 حلقه یاران احمدی نژاد و دولت او را در تیر رس اتهاماتی قرار داده که روزی احمدی نژاد وعده افشاگری و برخورد قاطع با آنها را می داد.

 

     زمانی که رییس دولت نتوانست اسفندیار رحیم مشایی را به دلیل اعتراضات شدید نمایندگان مجلس و سخنان صریح رهبری برخلاف میل قلبی به معاون اولی برگزیند ، بهترین گزینه ای که شاید می توانست پاسخ کوبنده به مخالفان باشد ، انتخاب رحیمی برای این سمت بود .
     به هر ترتیب محمدرضا رحیمی و اسفندیار رحیم مشایی هر دو از یاران نزدیک احمدی نژاد هستند که با عملکرد ها و اظهاراتشان منتقدان جدی در بین مجلسیان همسو و حامیان رییس دولت دارند. به همین دلیل انتخاب رحیمی بجای مشایی واکنش اعتراضی احمدی نژاد تلقی شد.

     مجلس هفتم: رحیمی مجیز گوی دولت است

 
      محمدرضا رحیمی به واسطه اظهارنظرهایش در دیوان محاسبات کشور بود که بر سر زبان ها افتاد. او در زمان ریاستش بر این نهاد، در یکی از جلسات در دفاع از احمدی نژاد گفت یک مرد سوری را دیدم که می گفت اگر یک پیامبر دیگر داشته باشیم، او احمدی نژاد است.

   
 این اظهارات رحیمی از سوی عماد افروغ نماینده اصولگرای مجلس به مجیز گویی و تملق گویی تعبیر شد و بیش از ۱۰۰ نماینده با امضای نامه ای خواستار برکناری رحیمی از دستگاه نظارتی دیوان محاسبات شدند.

    
موضع گیری رحیمی موجی از انتقادها را در میان اصولگرایان، علما و سیاسیون ایجاد کرد و انتقادهای زیادی را به دنبال داشت. اما رحیمی بر مشی خود پابرجا بود.

    
چک پول های ۵ میلیون تومانی و وعده برخورد احمدی نژاد که باز هم عملی نشد

     اما ماجرا به همین جا ختم نشد چون در این اثنا «عوض حیدرپور» نماینده شهرضا از پرداخت چک پول های ۵ میلیون تومانی به نمایندگان توسط مدیر کل امور مجلس ریاست جمهوری خبر داد که تلاشی برای پس گرفتن استیضاح کردان بود.

     معاون رحیمی در مجلس فردی بود که مامور پس گرفتن امضای نمایندگان از پای طرح استیضاح کردان شد. با افشای این پروژه مجلس برای اولین بار در طول تاریخ انقلاب مدیر کل امور مجلس دولت را از پارلمان اخراج کرد.
     این موضوع رحیمی را به چهره یی حاشیه ساز تبدیل کرد.اما موضوع مدرک جعلی دکترای رحیمی در میان اعتراضات به اقدام معاون او در پرداخت چک پول ۵ میلیون تومانی به فراموشی سپرده شد. احمدی نژاد نیز که وعده پیگیری این موضوع را داده بود هیچ گاه به این مساله رسیدگی نکرد.

     دو قلوی مدرک دکترای جعلی کردان در دست رحیمی

    فعالیت های رحیمی در مجلس کمرنگ شد اما موضوع مدرک وی چیزی نبود که از یادها برود.
در شهریور سال گذشته پس از درخواست الیاس نادران برای بررسی مدرک دکترای رحیمی ، این درخواست مورد موافقت هیات رئیسه مجلس قرار گرفت و احمد توکلی رئیس مرکز پژوهش های مجلس نیز مدعی شد مدرک رحیمی قطعاً مدرکی نادرست است.

  
     نادران در صحن علنی مجلس در خصوص استفاده غیرمجاز رحیمی از عنوان «دکتر» و برخی موضوعاتی دیگر تذکر داد و در مصاحبه ای ادعا کرد از دانشگاه آزاد، دیوان محاسبات، نهاد ریاست جمهوری و همچنین کانون وکلا که آقای رحیمی از آنجا مدرک وکالت دارد در خصوص مدارک تحصیلی وی سوال کردم و مشخص شده ایشان حتی مدرک کارشناسی ارشد ندارد و از دانشگاه بلفورد هم که یک دانشگاه اینترنتی است مدرکی ندارد. (جام جم آنلاین، ۲۴ آبان ۸۸)

   
 شکایت رحیمی برای از ارائه مدرک دکترای جعلی به کمیسیون اصل نود مجلس

     در ادامه کشمکش های الیاس نادران ، احمد توکلی و علیرضا زاکانی ، سه نماینده اصولگرای مجلس با محمدرضا رحیمی ، بهارستانی ها پاییز سال گذشته از رحیمی به اتهام «جعل مدرک دکترا، دروغگویی، دادن پول به نمایندگان از منابع نامعلوم» و برخی موارد دیگر به کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شکایت کردند و در ادامه نیز معاون اول احمدی نژاد توانست ابتکار عمل را در دست گیرد و با اعلام شکایت از این سه نماینده، توپ را به زمین آنان بیندازد.

    
 «موسسه فرهنگی آموزشی زبانسرا در تاریخ ۲۰ شهریور سال ۱۳۷۸ دکترای افتخاری از دانشگاه آکسفورد به آقای رحیمی داده که در صدر و ذیل این نامه ، دستخطی وجود دارد که در آن گیرنده اعلام می کند عنوان نامه از مشاور قوه قضائیه به استاندار سابق کردستان تغییر کند ، ضمن اینکه این نکته نیز اضافه شود «این موسسه معمولاً هدیه خود را به روسای جمهور کشور تقدیم می کند و به پاس خدمات ارزشمند شما در استان کردستان» و من با واسطه از آقای رحیمی سوال کردم تقاضای تصحیح متن نامه دستخط خود وی است که وی جوابی نداد.»(سایت خبری الف، ۱۵ شهریور ۸۸)

 
    مدیریت رحیمی ؛ به احمدی نژاد رای داده اید ،پول بیشتر می گیرید

     نادران همچنین در این تذکر با اشاره به اظهارات رحیمی در یکی از روستاهای کشور گفت: آقای رحیمی در یکی از استان ها حضور یافته و گفته چون نرخ رای استان شما به آقای رئیس جمهور بیشتر است برای شما امتیازات مالی قائل می شویم. این نماینده اصولگرا چندی پیش نیز معاون اول رئیس جمهور را یک مفسد مالی همچون شهرام جزایری خوانده و گفته بود چنین کسی نمی تواند پرچم دار مبارزه با مفاسد اقتصادی باشد. (خبرگزاری ایلنا، ۱۰ آبان ۸۸)

     نادران آنگاه با اشاره به اظهارات رحیمی در یکی از روستاهای کشور خاطرنشان کرد ؛
آقای احمدی نژاد هنگام معرفی وزرا در مجلس اعلام کرد در انتخاب وزرا ظرفیت ها، صلاحیت های فردی و کارآمدی آنها را سنجیده است و کاری به این موضوع ندارد که آنها در انتخابات به چه کسی رای داده اند اما آقای رحیمی در یکی از استان ها حضور یافته و گفته چون نرخ رای استان شما به آقای رئیس دولت بیشتر است برای شما امتیازات مالی قائل می شویم. سوال این است که آیا اگر استانی به آقای احمدی نژاد رای نداده باشد باید مورد تنبیه قرار گیرد؟

   
 نادران سپس از هیات رئیسه مجلس خواست این موضوع را رسیدگی و نتیجه آن را در صحن علنی مجلس اعلام کنند. محمدحسن ابوترابی فرد نایب رئیس اول مجلس که ریاست جلسه علنی را بر عهده داشت نیز در پاسخ به این تذکر گفت؛ حتماً هر دو مورد را بررسی و گزارش آن را تقدیم خواهیم کرد. البته اینک قبل از آنکه پیگیری ها و بررسی های مجلس به نتیجه برسد و گزارش آن ارائه شود، «محمدرضا رحیمی» ارتقای رتبه پیدا کرده و به سمت معاونت اولی رئیس دولت دهم رسیده است.

   
 حلقه فساد خیابان فاطمی ؛ منشا پول های فساد کجاست؟

   
نمایندگان مجلس به دنبال این خبر خواستار این شدند ریشه تمام این فساد های مالی کنده شود. دادستان تهران نیز در زمینه آخرین وضعیت رسیدگی به اتهام فساد اقتصادی یکی از مدیران ارشد دولت اظهاراتی بیان داشت.

     در چنین شرایطی در هفته گذشته یک بار دیگر نام الیاس نادران و محمدرضا رحیمی مقابل هم قرار گرفت.
نادران در راهروهای مجلس گفته بود: رحیمی رئیس حلقه خیابان فاطمی است که در مورد منابع فاسد و توزیع آنها تصمیم‌گیری می‌کرد و تقریبا تمام اعضای این حلقه به جز وی دستگیر شدند و اینکه کسی را به دلیل مسوولیت اجرایی مستثنا کنند نه عادلانه است و نه اقدام درستی است.

   
 شکایت دولت از نادران به دلیل افشاگری علیه رحیمی

    
پیرو این افشاگری معاون حقوقی دولت از نادران شکایت کرد. اما یکی از اعضای هیات رییسه مجلس در حمایت از نادران گفت که اظهارات او بر اساس مدارک و اسناد است.

 
    محمود احمدی نژاد که در مناظره تلویزیونی و در جریان انتخابات به مردم وعده افشای اسامی مفسدان دانه درشت اقتصادی را داده است اکنون در برابر میلیون ها چشم ناظر قرار دارد که چگونه با حلقه نزدیک یاران خود که به اتهام رهبری فساد اقتصادی متهم شده اند برخورد و سرانجام این پرونده را به کجا می رساند.

 
    باید منتظر ماند و دید همچنان که احمدی نژاد علی رغم پافشاری مجلس هشتم برای برکناری علی کردان به دلیل ارائه مدرک دکترای جعلی به دفاع از وزیر کشور خود پرداخت و در اقدامی بی سابقه و به نشانه اعتراض در جلسه استیضاح او حاضر نشد و حتی از او به عنوان یک بسیجی تقدیر کرد به حمایت از رحیمی خواهد پرداخت و یا به انتقادات و اتهامات وارد شده به او رسیدگی خواهد شد.

     وَ سوال اساسی تر اینکه آقای احمدی نژاد دست به جیب خواهد شد تا لیست مفسدان را در آورد و آنان را رسوا کند یا اینکه هر چهار سال یکبار به چنین وعده ای نیاز است؟ و باز هم از آن مهمتر آنکه آیا نماینده-ی آقای احمدی نژاد درانتخابات بعدی می تواند وعده ی بیرون آوردن نام مفسدان اقتصادی را از جیب خود بدهد؟

 

"مـتـــن کامـــل" : عــنـوان را کلیک کنید

 



نوشته شده در تاریخ سه شنبه 24 فروردین 1389 توسط عـبـــد عـا صـی

 

 روز هـَفـتـُــم





بس که از غَما ملولم ، بس که از گریه ها خیسم

گِلِه دارم از تو اما ، نمی تونم بنویسم



گفته بودی روزِ جمعه خبرِ خوبی می آرن

آخه تقویمایِ دنیا که هزار تا جمعه دارن


جمعه هایِ بی نشونی ، جاده هایِ آسمونی

نعشِ خورشید رویِ ابرا ، رد ِ یـــه پیرهنِ خونی


ای قرارِ عصرِ جمعه ، ای شکستنی تَر از دِل

خیلی وقته بی قرارن ، شهرایِ شَرقیِ کاگل


پا بذار تو کوچه ها مون ای غریبِ بی نشونه

شبایِ روشنِ جمعه ، شبایِ نذری پزونه


خونه هایِ کاگلی مون شب و روزُ می شمارن

درایِ چوبیِ کُهنه غیرِ تو کسی ندارن


پا بذار تو کوچه هامون رویِ تقویمایِ پاره

رویِ برگایِ سیاهی که هزار تا جمعه داره.

   عبدالجبار کاکایی ،

جمعه بیستم فروردین 1389


http://jabbarkakaei.blogfa.com/post-155.aspx 


 



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 فروردین 1389 توسط عـبـــد عـا صـی

سال 89 ، سال بحرانهای اجتماعی خواهد بود ،
اگر چاره-ای اندیشیده نشود



 

«وقتی فضا بسته شد و دلسوزان یا نمی‌توانند صحبت کنند و یا صدایشان به جایی نمی‌رسد،  جامعه به سمت رسانه‌ شایعه و رسانه‌های بیگانه گرایش پیدا می‌کنند و در نتیجه شاهد نوعی آشفتگی و هرج و مرج خواهیم بود.»

« متاسفانه رفتارها، روش‌ها و کارهای اشتباهی که به نام نظام صورت می‌گیرد ممکن است این ذهنیت را برای دوستان جوان ما ایجاد کند که اصل انقلاب برای چه بود؟»
« بر اثر این اشتباهات و رفتارها، برخی که سوءنیت هم ندارند، دین‌دارهم هستند، می‌گویند دین نمی‌تواند و نباید در عرصه حیات اجتماعی بیاید و رفتارهای اجتماعی را تعیین کند.»
خاتمی با بیان اینکه «باید اندیشه را نقد کرد نه اینکه به راحتی هر تهمتی را به هر فردی زد»، اظهار داشت:«برداشت ما این است که دین در عرصه حیات اجتماعی هم نظر دارد و هم دخالت.»
 

«در انقلاب اسلامی آنچه بسیار مهم بود این بود که دین و مردم‌سالاری نه تنها می توانند سازگار با هم باشند بلکه دین می‌تواند پشتوانه استوار مردم سالاری باشد.»

«آزادی و دین وقتی در مقابل هم قرار بگیرند هر دو زیان می‌بینند»،« این دو اگر با هم باشند، هم آزادی تلطیف می‌شود و هم دین از تصلب نجات پیدا می‌کند.»

«آزادی از دین سئوال می‌کند و دین باید جوابگو باشد و در نتیجه تفکر دینی؛ مثل هر تفکر دیگری که در فضای آزاد باشد خود را لحظه به لحظه تقویت و اصلاح می کند.»

اگر واقعا معتقد به حضور دین در عرصه زندگی هستیم، این دین می‌بایست جوابگوی نیازهای انسان باشد و در طول زمان نیازها و سئوال‌های انسان متفاوت می‌شود.
«دین باید بتواند به سئوال‌ها و نیازهای انسان‌ها در قرون گذشته وَ حال ، جواب بگوید، انسان امروز با انسان دیروز فرق می‌کند و چه بسا پاسخ ها با نیازها و پرسش های امروز تناسب نداشته باشد.»
«این مساله‌ای که امام فرمودند زمان و مکان دو عنصر تعیین کننده در اجتهاد هستند بسیار بنیادی و مهم است که مثل بسیاری از اندیشه‌های امام بعد از ایشان مورد غفلت قرار گرفت و در این زمینه‌ها بحث نشد و بیشتر به همان ظواهر و تعصباتی که وجود داشت و مرزبندی‌های عوامانه‌ای که در جامعه وجود دارد پرداخته شد.»

«معتقدم امروز در شرق و غرب عالم انسان به بلوغی رسیده است که دیگر امکان ندارد حکومت‌های استبدادی را که از بالا دیکته میکنند و از پایین اطاعت میشود ، بپذیرد.»
به گفته خاتمی این دستاورد بسیار بزرگی است که انسان فهمیده است حق دارد و به همین دلیل است که می گوئیم اصل طلایی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل 56 است.
وی در توضیح جمهوری اسلامی گفت:« این نوع نظام یعنی حق با مردم است، مردم حکومت را سر کار می‌آورند، مردم باید آزادی داشته باشند و حکومت کنند، ارکان حکومت باید مستقیم و غیر مستقیم متکی به اراده مردم باشد و مردم حق بازخواست دارند.»
« امام علی(ع) می‌فرماید، وظیفه شماست که انتقاد کنید، این خیلی مساله مهمی است، می‌فرماید حق والی بر مردم این است که مردم در پنهان چنین او را نصیحت کنند.اگر جهان امروز به این اصل مهم رسیده است که آزادی اندیشه و انتقاد حق شهروندان است امام علی آن را حق والی می‌داند و وظیفه مردم. یعنی مردم نه تنها می‌توانند امور را نقد کنند بلکه موظف به نقد آن هستند و این نقد هم نباید هیچگونه هزینه‌ای برای مردم داشته باشد.»
« نسل امروز بداند می‌شود دین‌دار بود وحکومت سازگار با دین داشت در عین حال ، انسان حرمت و آزادی و پیشرفت و علم  داشته باشد و اتفاقا این حکومت می‌تواند بسیاری از نقص‌های دنیای امروز را نداشته باشد.»

«رعایت معیار اسلامی در حکومت، اخلاقی بودن و عدالت آن است»، اظهار داشت:«اگر فضا بازتر باشد راجع به همه مسائل می‌توان مطالب تازه‌تری را مطرح کرد.»
خاتمی در بخش دیگری از سخنانش، به انتقاد شدید از رواج دروغ و تهمت در کشور پرداخت.
«
شاهد هستیم که رسما عده‌ای که تریبون‌های رسمی هم در دست آنهاست استراتژی دروغ را در پیش گرفته‌اند و هر نسبتی را به یاران امام و دلسوزان این نظام و انقلاب می‌دهند، آیا این‌ها معیارهای اسلامی است؟»
 

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، حجت الاسلام و المسملین سیدمحمد خاتمی در دیدار با گروهی از دانشجویان دانشگاه تهران بر تلاش برای خروج از فضای بسته و امنیتی حاکم تاکید کرد.

وی گفت:« مدت‌هاست که شاهد دستگیری‌‌ها و ایجاد فضای ناامنی برای اساتید و دانشجویان و بخش‌های مختلف جامعه هستیم و همچنین
تفکر غلطی به دنبال قطب بندی جامعه است، تفکری که یک طرف را یکسره خوب و طرف دیگر را برانداز جلوه می‌دهد.»

«اصلاح‌طلبان  نظام و انقلاب و راه امام و قانون اساسی را قبول دارند، قانون اساسی مبنای عمل آنهاست و معتقدند همه اصول آن باید و به درسی اجرا شود.»

اصلاحات به دنبال تحقق آن اهداف اصل انقلاب که درخواست های تاریخی ملت متبلور بود می باشد و معتقد است اگر اشکالاتی هم در این مسیر وجود دارد در درون همین نظام اصلاح شود.

«موقعیت کشور بعد از انتخابات بد است و ملت هزینه بسیار بالایی در این ایام پرداخته است، عواقب مدیریت موجود در جامعه مطلوب نیست  واگر چاره‌ای اندیشیده نشود ،سال 89 ،سال بحران‌های اجتماعی خواهد بود.»
 

رئیس بنیاد باران تاکید کرد:«اگر همه دست به دست هم دهیم، دولت به قانون تن دهد و مجلس قوی عمل کند ، شاید جلوی ابعاد وسیع بحران را بتوان گرفت.»

سیدمحمد خاتمی با بیان اینکه
«ما خواهان براندازی نظام نیستیم و خواست ما حفظ نظام است»، خاطر نشان کرد:« باید کشور از فضای امینتی خارج شود، باید به سمت آرامش رفت به خواست‌ها و مطالبات مردم پشت نشود و همچنین آزادی زندانیان و آزادی فضا و انتخابات تامین گردد، در صورت تحقق این موارد کشور از این فضا خارج خواهد شد.»
 

٢٠ فروردین ١٣٨٩

 

 

"مـتـــن کامـــل" : عــنـوان را کلیک کنید

 



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 22 فروردین 1389 توسط عـبـــد عـا صـی

ماجرای هدفمندی یارانه ها ،
قبل وَ بعد از انتخابات



  
  مسئله ای که ذهن هر متفکری را به خود مشغول کرده آنست که چرا احمدی نژاد در زمان انتخابات ریاست جمهوری و قبل از آن قول باز پرداخت ماهانه 70- 80 هزار تومان یارانه نقدی را به هر ایرانی می داد و به این طریق دائماً از ایده اقتصادی دولت خود دفاع می کرد، امروز در آستانه عملیاتی شدن آن وقتی می بیند در خوشه2 و 3، 49 میلیون نفر حضور دارند - که قریب به 80- 90 درصد کارمندان شامل آن نمی شوند- و رقم واقعی بازپرداخت زیر 20 هزار تومان است به انحای مختلف سعی در بر هم زدن بازی دارد؟
دولت از قِبل اجرای هدفمندکردن یارانه ها چشم اندازی رویایی را مقابل دیدگان ترسیم می کند و مدعی است با انجام این شوک درمانی اقتصاد بیمار کشور سرزنده و پویا خواهد شد. بهینه شدن مصرف انرژی، آب، دارو و نان، رقابت پذیری کالاهای تولیدی با کالاهای مشابه خارجی، بکارگیری یارانه های اصلاحی در زیرساخت ها، توزیع عادلانه یارانه ها و کاهش تورم به زیر 5 درصد، بستر سازی برای جذب سرمایگذار داخلی و خارجی و ...

 از جمله وعده هایی است که مجریان طرح به مردم نوید می دهند و علت تحقق این چشم انداز را هم توفیق در انجام بی نقص سهمیه بندی بنزین بر می شمرند. این در حالی است که همه کارشناسان و آگاهان طرح سهمیه بندی سوخت را شکست خوده می دانند که به هیچ یک از اهداف خود نرسید. در اینکه اقتصاد ایران تافته ای جدا بافته است و همیشه در برابر اِلمان های جهانی واکنش های غیرقابل پیش بینی از خود بروز می دهد هیچ شکی نیست اما آنچه دولتمردان نسبت به آن غفلت می ورزند قبول علمی به نام علم اقتصاد است.

  همان اوایل رئیس جمهور وزیر اقتصاد و دارایی، طراح اولیه طرح تحول اقتصادی، را از کار برکنار کرد و بعداز آن نیز رئیس بانک مرکزی را تغییر داد. از طرفی با انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی بزرگترین بدنه کارشناسی کشور در این حوزه منهدم شد و همه امور زیر نظر شخص رئیس دولت قرار گرفت.

 عوامل تدوینگر مدعی بی نقص بودن آن هستند اما در مقابل زمانی که اخذ 3 درصد مالیات بر ارزش افزوده به اجرا گذاشته می شود عمر این اقدام به یک هفته هم نکشید یا نحوه خوشه بندی دهک ها جهت باز توزیع یارانه ها هنوز اجرا نشده با شکست مواجه شد.

علاوه بر این، دولت در زمان تصویب لایحه با آزادسازی یارانه ها تا سقف20 هزار میلیارد تومان در هر سال موافقت کرد ولی دو هفته بعد که لایحه بودجه را به مجلس داد یارانه ها را تا 40هزار میلیارد تومان اصلاح کرد و این اقدام را برای موثر واقع شدن هدفمندسازی لازم دانست.
قاعدتاً عواقب علمی و قابل پیش بینی هدفمندسازی یارانه ها، تشدید وضعیت رکود تورمی، بیکاری، افزایش بزه اجتماعی و نارضایتی طبقات پایین دست جامعه به خصوص طبقات متوسط و فقیر است. این حقیقت از آنجا قابل اثبات است که طبق برنامه چهارم توسعه می بایست رشد اقتصادی کشور به 8 درصد می رسید لکن به استناد آمار بانک مرکزی تنها 2/3 درصد محقق شده است لذا بعداز اصلاح قیمت ها این رشد منفی خواهد شد به طوریکه سونامی ورشکستگی صنایع را شاهد خواهیم بود. به این ترتیب روشن است که اتفاق مذکور طبقه کارگر را زمین گیر می کند.
عده ای می گویند هدف احمدی نژاد شانه خالی کردن از اجرای قانون است. برخی دیگر معتقدند شخص اول اجرایی کشور قصد دارد با این کارها فشارهای اقتصادی، اشکالات کاری مجریان و ضعف برنامه را به گردن مجلس بیاندازد تا سبد رأی 24 میلیونی خود را برای انتخابات بعدی محفوظ نگه دارد از طرفی تحلیلگرانی هم هستند که علت اصرار رئیس جمهور به اصلاح 40هزار میلیاردی یارانه ها را در جهت تأمین منابع مالی برای ریاست جمهوری یازدهم می دانند.

 بررسی درست یا غلط بودن این تحلیل ها هدف این مقاله نیست بلکه می خواهد به رئیس دولت دهم یادآور باشد که آرامش اقتصادی جامعه بیش از دو سال است که با طرح این تصمیم به چالش کشیده شده و حداقل سرمایه گذاران تا 5 سال دیگر برای سرمایه گذاری در عرصه های مختلف اقتصادی دغدغه جدی خواهند داشت. از این رو کش دادن این وضعیت اصلاً به صلاح کشور و مردم نیست.

مهندس امید کرمانی ها

"مـتـــن کامـــل" : عــنـوان را کلیک کنید

 



نوشته شده در تاریخ شنبه 21 فروردین 1389 توسط عـبـــد عـا صـی



آیت الله محمود امجد :

توجیه المسائل را ببندیم


1.
مواظب باشیم! برخی، ما طلبه‌ها را نمی‌خواهند و بعضی هم به ما احترام می‌كنند، با اینها حواسمان پرت نشود، باید دید ما كه بوده‌ایم؟ این احترام‌ها همه مسولیت می‌آورد. همه كمالات مخصوص خداست.

2.
انشاء الله خدا ما را هدایت کند اگر ما عمل و اخلاق می خواهیم همین است ولی اگر سخنرانی بخواهیم فرق می کند . با سخنرانی کاری درست نمی شود؛ چون سخنران زیاد است . حجاج وقتی به منبر می رفت و سخنرانی می کرد ، چنان صحبت می کرد « خلقتم للبقاء لاللفناء» ولی در عین حال وقتی خون می ریخت به شکرانه آن روزه می گرفت.


3.
بر مردم سخت نگیرید چشم پوشی کنید . حدیث محکم بخوانید . آیات متشابه برای مردم نخوانید.

4.
آدم باید متواضع باشد ؛ یعنی برای خودش امتیازی قائل نباشد و حق را ولو از یک بچه قبول کند نه اینکه گردنش را کج بگیرد و کج و معوج راه برود.

5.
جامعه دینی نباید دروغ بگوید. حق نداریم در انتخابات ، تهمت به نامزدهای دیگر بزنیم.

6.
هرکس هر حرف خوبی زد از آن استقبال کنید و نیز دفاع بی خود و نفی بی خود هم نکنید براساس علم و یقین رفتار کنید.

7.
حرفی نزنیم که عمل نکنیم.

8.
خداوند همه اش رحمت است ؛ چرا ما آن را با وحشت به مردم معرفی می کنیم.

9.
کو ، شاه که تمام دنیا برایش گهواره بود؟ کارش به جایی رسید که در خیابانهای ایران هم جایی نداشت! عبرت بگیریم.

10.
حق ملاک است نه شخص . امام راحل (رضوان الله تعالی علیه) را می خواهیم برای حق .رهبر معظم (دامت برکاته)را می خواهیم برای حق.

11.
اگر ما اهل استماع و شنیدن باشیم بیشتر دردهای مردم حل می شود.

12.
توجیه المسائل را ببندیم توضیح المسائل را بگشائیم.

13.
ما از انتقاد بدمان می آید و از تملق خوشمان! باید به عکس شود تا رشد پیدا کنیم.

14.
مخالف و موافق در پیشگاه علامه طباطبائی علیه الرحمه خضوع داشتند.

15.
تمام مشکل ما این است که از آن چیزهایی که داریم نمی خواهیم دست بکشیم.

16.
اصلاحات باید از خود شروع شود.

17.
اگر سخت بگیری خداوند از تو سخت گیرتر است اشدّ المعاقبین

18.
از احدی کینه ندارم حتی اگر پدر و فرزندم را هم بکشند و معذرت خواهی کنند در می گذرم.

19.
اگر روضه ای که برای رهبر معظم می خوانی با روضه ای که برای یک بچه می خوانی فرق کند مرخّصی!

20.
به مطالب بولتن ها و ... خیلی ترتیب اثر ندهید . با یک جمله روزنامه که نمی توان حکم صادر کرد . فردای قیامت از ما حجت می خواهند فقط علم (یقین) حجّت است.


*** منتخب سخنرانیهای حضرت آیت الله محمود امجد در امامزاده صالح تهران
 

مـــرجـــع   

 



نوشته شده در تاریخ جمعه 20 فروردین 1389 توسط عـبـــد عـا صـی


 

ملاقاتهای اقشار مختلف

با آیت الله موسوی اردبیلی

(2)
 


ملاقات جمعی از فراکسیون روحانیون مجلس با حضرت آیت الله العظمی موسوی اردبیلی(مدظله العالی)

 
 
« یکی از مطالبی که باید مدّ نظر همه باشد هوشیاری نسبت به تشخیص واقعی دشمنان اسلام و روحانیت است که این امر درایت و ذکاوت خاص خود را می طلبد».  «دشمن متوجه شده است که مرجعیت و روحانیت دارای جایگاهی است که در میان توده های مردم مسلمان رسوخ کرده است و بر همین مبنا تصمیم به تخریب این جایگاه گرفته است که این کار مقدمه تخریب اسلام است؛ لذا در هر برهه ای که خواستند به جنگ اسلام بروند با تخریب روحانیت و مرجعیت شروع کردند».
 

    «آنچه در مورد (لایحه هدفمند کردن یارانه ها) که در مجلس مورد بررسی است، باید مورد توجه همه نمایندگان و خصوصاً شما نمایندگان روحانی قرار بگیرد، توجه به وضعیت معیشت مردم است که متأسفانه وضعیت نامطلوبی است، به نحوی که گرانی در مملکت غوغا می کند».
     مرجعیت دینی در بخش دیگری از سخنان خود با انتقاد از واردات بی رویه فعلی فرمودند:
« یکی از نابسامانی هایی که الان وجود دارد، واردات بی رویه کالاهای خارجی به کشور است، که همین امر باعث تعطیلی بعضی از کارخانه های کشور شده است و این کار ضربه مهلکی به اقتصاد کشور خواهد زد که در نهایت هم کارخانه دار ضرر می کند و هم مردمی که مواد اولیه برخی از این کارخانه ها را تأمین می کنند؛ لذا وظیفه مجلس و دولت است که نسبت به این امر اهتمام بورزند که امیدواریم بتوانند اقدام مناسبی انجام دهند».
    
«بعضی فکر می کنند مشکل کشور را با شعار می شود حل کرد که این فکر نادرستی است که علاوه بر این که ثمر نمی دهد، مردم هم این حرف ها را باور نمی کنند. مردم ما مردم فهیمی هستند و فرق بین شعار و کار را به خوبی تشخیص می دهند، لذا باید با برنامه ریزی دقیق و حساب شده به حل مشکلات کشور پرداخت».


دیدار جمعی از وکلا و حقوق دانان کشور با حضرت آیت الله العظمی موسوی اردبیلی(مدظله العالی)

    آیت الله العظمی موسوی اردبیلی(مدظله العالی) با اظهار تاسف از وضعیت کنونی کشور فرمودند:
«وضعیت فعلی کشور وضعیت مطلوبی نیست و امیدوارم کشور از این نابسامانی کنونی بیرون بیاید و به مشکلات و نیازمندیهای مردم رسیدگی شود.»
معظم له
با تاکید بر نظر حضرت امام مبنی بر استقلال دستگاه قضایی کشور با بیان خاطره ای از امام (رحمت الله علیه) فرمودند: «آنچه مورد توجه ایشان بود این بود که دستگاه قضایی از هر جهت مستقل باشد و خود حضرت امام هم در عمل پایبند به این امر مهم بود.»
    
«یکی از مشکلات فعلی کشور فرهنگ چاپلوسی و تملق‎گویی است که متأسفانه به شکل گسترده‎ای رواج پیدا کرده و همین امر هم مانع از بروز انتقادات سالم است که خود باعث مشکلاتی برای کشور می شود.»
    
 «روشی که امام(رحمت الله علیه) در برخورد با چاپلوسی و تملق داشتند روشی روشن و بدون ملاحظه بود به نحوی که اگر کسی به تعریف و تمجید بی‎جا می‎پرداخت حتی اگر این تعریف و تمجید نسبت به خود امام صورت می‎گرفت ایشان بدون ملاحظه برخورد می‎کرد و به صورت جدی دیگران را از این امر ناپسند نهی می‎کردند که نمونه هایی از این برخورد وجود دارد و البته این روش امام برگرفته از سیره معصومین و شخص امیرالمؤمنین(علیه السلام) است که آن بزرگواران یکی از خصلت‎های ناپسند را تمجید و تعریف چاپلوسانه مردم نسبت به حاکمان و صاحبان قدرت می دانستند و به صورت جدی افراد را از چنین روشی نهی می‎فرمودند. یکی از این نمونه‎ها برخورد امیر المؤمنین(علیه السلام) با مردم شهر انبار است که روش آنها را روش برخورد با جباران و ظالمان توصیف کرد و حاکم دینی را از این روش مبرا دانست.»
حضرت آیت الله العظمی موسوی اردبیلی(مدظله العالی) با تاکید بر پسندیده بودن تحزّب در کشور فرمودند: «اگر چه متأسفانه آن گونه که مطلوب است بحث تحزّب در کشور ما جا نیفتاده است ولی اگر این کار به خوبی صورت بگیرد یکی از وظایف مهم احزاب نقد منصفانه حکومت است که همین امر باعث جلوگیری از خودکامگی دولت‎ها می‎شود و باعث رشد و شکوفایی کشور و جامعه خواهد شد.»
 

بیانات حضرت آیت الله العظمی موسوی اردبیلی (مدّ ظلّه العالی) در جلسه تفسیر قرآن شب‌های ماه مبارک رمضان

    
«برگزاری راهپیمایی و گرامیداشت روز قدس از یادگارهای حضرت امام رحمت الله تعالی علیه است و کاری بسیار پسندیده و شایسته است که هر ساله توسط بخشی از مسلمانان مورد توجه قرار می‌گیرد و تاکنون تأثیرات بسیار زیادی داشته است.»
    
 «اگر همه مسلمانان جهان که تعدادشان بسیار زیاد است به این امر اهتمام می‌ورزیدند، تا کنون مشکل فلسطین را حل کرده بودند ولی متأسفانه همه دولت‌ها و ملت‌ها این هماهنگی را پیدا نکرده‌اند.»
     «خبرهای مسرّت بخشی در ارتباط با گرایش افراد مختلف به دین مبین اسلام می‌رسد که این مایه امیدواری است و در جای خود بسیار نیکو و پسندیده است ولی آنچه مهم و قابل توجه است، توسعه کیفی اسلام است که متأسفانه مورد بی‌توجهی وغفلت خیلی از ما مسلمانان قرار گرفته است.»
معظم له با تأکید بر این که نباید فقط به بعضی از ظواهر بپردازیم فرمودند:
«آنچه مهم و حائز اهمیت است توجه همه جانبه به دین و توسعة فرهنگ دینی در بین ما مسلمانان است به نحوی که دین در بخش‌های مختلف زندگی ما وارد شود و زندگی ما یک زندگی کاملاً دینی بشود.»
    
 «آنچه مورد توجه پیامبر اسلام و امیرالمؤمنین بود، حاکمیت دین بر بخش‌های مختلف زندگی بشر بود که این کار را این بزرگواران در قدم اول با عمل خودشان و تبلیغ دین در مرحله بعد به اثبات رساندند به شکلی که وقتی افراد تطابق گفتار و عمل این بزرگواران را می‌دیدند گروه گروه به اسلام گرایش پیدا می‌کردند.»
    
 «امروز ما شاهدیم کارهایی در جامعه ما صورت می‌گیرد که هیچ گونه سازگاری با فرهنگ دینی و روش پیامبر و امیرالمؤمنین ندارد و مردم این تضاد بین فرهنگ دینی و عمل برخی از ماها را نمی‌پذیرند.»
    
 «پیامبر اهل محبت و مدارای با مردم بود، پیامبر کسی بود که در بخشش از همه پیش‌قدم‌تر بود به نحوی که مسلمانان و غیر مسلمانان از بخشش پیامبر در حیرت بودند. این در حالی بود که پیامبر از همه شجاع‌تر بود به شکلی که امیرالمؤمنین که خود اسوة شجاعت است می‌فرماید: در جنگ‌ها وقتی عرصه بر ما تنگ می‌شد ما به پیامبر تکیه می‌کردیم. این پیامبر با این شجاعت ولی در برخورد با افراد اهل مدارا و بخشش و عفو بود.»
    
از زندگی پیامبر و امیرالمؤمنین و دیگر ائمه که بگذریم با نگاهی اجمالی به زندگانی عالمان دینی و علمای سلف می‌بینیم آنها هم در استفاده از اخلاق نبوی و سیره علوی که توأم با بخشش و مدارا و رأفت و حسن خلق بود، اهل عمل بودند.

 «نمی‌شود ادّعای پیروی از فرهنگ نبوی و علوی داشت ولی در گفتار کلمات ناشایست و قبیح به کار برد و آبروی برادران دینی خود را مورد توجه قرار نداد که این کار با فرهنگ دینی سازگاری ندارد.»

دیدار برخی از اعضای کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی با حضرت آیت الله العظمی موسوی اردبیلی(مدظله العالی)

   
 آقای بروجردی ضمن ارائه گزارشی از اقدامات انجام شده توسط کمیسیون امنیت ملی مجلس و دیدارهایی که با برخی از شخصیت‌ها جهت ایجاد آرامش داشته‎اند، خواهان نقطه نظرات مرجعیت دینی جهت حل مشکلات به وجود آمده شدند. سپس جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای ابراهیمی با بیان این نکته که ما در پی استفاده از تمام ظرفیت‎های نظام جهت حل معضلات موجود هستیم گفت: «از آنجایی که نفس مراجع همواره التیام بخش بوده و طرفین نیز نسبت به فرمایشات مراجع عظام تمکین دارند، از شما خواهش می‎کنیم که به هر نحو که صلاح می‎دانید جهت حل این معضل اقدام نمایید.»
    
حضرت آیت الله العظمی موسوی اردبیلی ضمن تشکر از حضور آقایان فرمودند که ایشان کاندیداهای محترم ریاست جمهوری در دوره دهم را به خوبی می‎شناسند ؛ «متأسفانه روند این انتخابات به همان نحوی که می‎دانید پیش رفت و تا امروز نیز ادامه پیدا کرده است.»
معظم له فرمودند: «من نسبت به این که حق در این نزاع با کدام طرف است نمی‎خواهم قضاوتی نمایم و در این صدد نیز نیستم، ولی مسأله-‎ای که در این جا وجود دارد این است که ما نباید کاری کنیم که مقابل مردم قرار بگیریم. نباید کاری کنیم که بگویند حکومت اسلامی کارآمد نیست یا اسلام نمی‎تواند نسبت به مسائل ما پاسخگو باشد. این که فلان آقا برنده انتخابات است یا نیست مسأله اصلی ما نیست، مسأله اصلی این است که مردم گمان نکنند مطالبات آنان بی‌پاسخ می‎ماند. باید مردم را نسبت به مسائل پیش آمده راضی و اقناع کرد.»
مرجعیت دینی ادامه دادند: «یکی از راههایی که می‎تواند برای برون رفت از وضعیت موجود مدّ نظر قرار گیرد این است که گروهی که مورد قبول و اعتماد جمیع اطراف باشند، مسأله را پیگیری نمایند و حکم آنان فصل الخطاب قرار گیرد.»
ایشان فرمودند:
«این که اجانب نسبت به ما چه می‎گویند هیچ اهمیتی ندارد، بالاخره دشمن دشمنی خواهد کرد و خیرخواه ما نیست؛ آنچه موجب نگرانی است این است که مردم از ما روی برگردانند. ما اگر در داخل آرامش داشته باشیم و مردم راضی باشند هیچ ترسی از خارج نخواهیم داشت.»

ملاقات برخی از اعضای محترم شورای نگهبان با حضرت آیة الله العظمی موسوی اردبیلی

     این ملاقات روز پنج شنبه مورخ 4/4/88 در دفتر معظم له در قم انجام گرفت،
جناب حجةالاسلام و المسلمین آقای کعبی و آقایان دکتر کدخدایی و مغیثه گزارشی از روند نظارت شورای نگهبان بر انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و همچنین بررسی اعتراضات برخی از کاندیداهای محترم ارائه دادند و خواهان رهنمودهای مرجعیت دینی شدند.
در ادامه
حضرت آیت الله العظمی موسوی اردبیلی(مد ظله) ضمن اشاره به این که مسئولین محترم انتخابات در برابر مردم مسئول می باشند فرمودند: «اتفاقاتی که در این انتخابات رخ داد متأسفانه موجب تضعیف نظام شد در حالی که به راحتی امکان آن وجود داشت که قضایا حل شده و در یک مسیر منطقی قرار گیرد.»
      «باید اشکالاتی را که معترضین به انتخابات وارد می‎کنند از آنها بشنوید و بخواهید که آنها را کتباً و همراه با استدلالهای منطقی ارائه دهند. باید اجازه دهید که مردم حرف خود را بیان نمایند. هر اشکالی که وارد بود باید آن را قبول کرد و هر اشکالی که وارد نبود باید پاسخ آن به نحو مستدل و منطقی بیان شود.»
مرجعیت دینی ضمن ابراز ناراحتی از خشونتهای رخ داده و با بیان این مطلب که پاسخها باید به گونه-‎ای باشد که مردم را قانع سازد نه این که بدون تفاهم و با قوه قهریه بخواهیم اعتراض را ساکت نماییم  

     «شورای نگهبان باید به نحوی جواب این اعتراضات را بدهد که در معرض اتهام قرار نگیرد.»
    
 «مطالب خود را با مردم در میان بگذارید و اجازه دهید مردم در مورد آن قضاوت نمایند. از معترضین بخواهید که مطالب خود را مکتوب نمایند و آن را با مردم در میان بگذارند و شما نیز پاسخ آنها را در برابر افکار عمومی بیان نمایید. از این که مردم از این مطالب مطلع شوند نهراسید. چنانچه مطلب حقی گفته شد آن را بپذیرید و اگر مطلب باطلی عنوان شد پاسخ آن را به نحو منطقی بیان نمایید.»
 

معظم له ضمن بیان این مطلب که باید این اعتراضات را از سطح خیابانها به مجاری طبیعی آن بازگرداند و امنیت را در جامعه تأمین کرد فرمودند: «راه جلوگیری از کشانده شدن اعتراضات به خیابانها این است که مجرایی جهت بیان اعتراضات معترضین قرار داده شود. باید اجازه داد که مطالب از طریق صدا و سیما یا اجتماعات قانونی مطرح شود و پاسخ آنها نیز از طریق وسائط ارتباط جمعی به سمع و نظر مردم رسانده شود. مطمئن باشید که کلام منطقی از جانب مردم مقبول واقع خواهد شد و کسی که بدون منطق صحبت کند مقبولیت نخواهد یافت.»


 

"مـتـــن کامـــل" ، عــنـوان را کلیک کنید



 



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 19 فروردین 1389 توسط عـبـــد عـا صـی

 

ملاقاتهای اقشار مختلف

با آیت الله موسوی اردبیلی

 

 دیدار شورای مرکزی انجمن اسلامی معلمان ایران

     در ادامه حضرت آیة الله العظمی موسوی اردبیلی ضمن تشکر از حضور آقایان فرمودند: «این موضوع که اوضاع جاری کشور اوضاع مطلوب و بسامانی نیست مورد اجماع تمام اطراف قضیه است و کسی در این مورد اشکال ندارد، ولی آنچه که مورد اختلاف است این است که منشأ این مسائل و راه حل آنها چیست.»
 
   «متأسفانه آنچه در حال حاضر محسوس است این است که آن خلوص و اعتقادی که در آن ایام در بین افراد وجود داشت بسیار کمرنگ شده و شاید سرمنشأ بسیاری از مشکلات همین امر باشد.»
   
 «مردم نباید گمان کنند که مراجع نسبت به این شرایط بی ‎تفاوتند و اقدامی انجام نمی‎دهند، هرکدام از آقایان به فراخور امکانات و شرایط خویش در این زمینه فعالیت کرده‎-اند که در بسیاری از موارد نیز اقدامات آقایان مراجع بی-‎نتیجه نبوده است، اگرچه ممکن است مردم از جزئیات آن بی‎خبر باشند. البته این به معنای مطلوب بودن شرایط نیست و برای این که اوضاع کشور به آرامش برسد احتیاج به فعالیت زیادی از جانب تمام افراد مؤثر و دخیل در قضیه وجود دارد.»
   

در پایان درس خارج فقه روز سه شنبه 26/8/88 حضرت آیت الله العظمی موسوی اردبیلی(مدظله العالی) مطالبی فرمودند :

گاهی بنده دغدغه-‎هایی دارم که ذهنم را مشغول می‎کند و دلم می‎خواهد با آقایان مطرح کنم تا از فکر شما استفاده کنم و آرام بگیرم.
 هر کس در مسیر زندگی خود راهی را انتخاب می‎کند، ما هم راه تعلیم و تعلم دین و ترویج دین و دفاع ازکیان اسلام را انتخاب کرده‎ایم راه حل مشکلات دینی مردم را.  

     در این بی-‎امکاناتی و بی-‎برنامگی و عدم اطمینان از نتایج کار، مصیبت بزرگتر این است که شرط اول کار هم آسیب دیده است و آن فداکاری و عشقی است که رهپویان راه خدا باید داشته باشند.

     گاهی به نظر می‎رسد که افراد با عشق و علاقه راه را ادامه نمی‎دهند بلکه خدا و رسول را پلی قرار داده-‎اند تا بتوانند به دنیا برسند. البته تشخیص اغراض و نیت‎ها کار آسانی نیست ولی در فرصت‎هایی این گرایشات درونی خود را نشان می‎دهد. در بحران‎ها و در روزهای دشواری.

      از امام(ع) می‎پرسند این سه چهار یا هفت نفر چه کسانی بوده-‎اند. امام(ع) از سلمان و ابوذر و مقداد نام می‎برند. یعنی امتحان دشوار است و فقط افراد خالص موفق می شوند. دوستان، سختی‎ها و بحران‎ها برای آزمودن ماست. مشکلات ما نه اولین بحران است و نه آخرین آنها.

دیدار جمعی از فرماندهان بسیج با

حضرت آیت الله العظمی موسوی اردبیلی(مدظله العالی)
 

     در این ملاقات ابتدا سردار نقدی ضمن معرفی حاضران به گذشت سی سال از صدور فرمان امام(ره) مبنی بر تشکیل بسیج اشاره کردند و خطاب به حضرت آیت الله العظمی موسوی اردبیلی(مدظله العالی) گفت: ما خدمتتان رسیده ایم تا در آستانه این روز هم تجدید پیمان کنیم با جنابعالی که یادگار دفاع مقدس یادگار انقلاب و ارزشهای آن هستید و هم از رهنمودهای شما برای ادامه راه استفاده کنیم.
حضرت آیت الله العظمی موسوی اردبیلی(مدظله العالی) ضمن تقدیر از حاضران فرمودند : شاید شما در خاطرتان باشد برای جوانترها عرض می کنم. بعد از پیروزی انقلاب امام به بنده فرموند: شما سپاه را تشکیل بدهید البته اوّل اسمش سپاه نبود این نام را بعداً مطرح کردند. ما با مرحوم کلاهدوز و آقای ابوشریف و بعضی دوستان دیگر مشغول کار شدیم. یک آقایی هم آمده بود که من باید سپاه را تشکیل بدهم و از ماها می خواست دخالت نکنیم من به امام عرض کردم که کار مشکل است و افرادی هم سنگ اندازی می کنند. بالاخره با امر امام(ره) ما ادامه دادیم و در واقع سپاه بوجود آمد. بعد از مدتی به امام گفتم: من اهل نظامی گری نیستم و سنخیّتی با این کار ندارم و شاید دیگران بهتر از من از عهده برآیند امام هم قبول کردند. رفقایی که از اوّل سپاه بودند در جریان ماجراها هستند. بعداً که بسیج هم تشکیل شد مرحوم آقای بهشتی اولین فردی بود که ثبت نام کرد و من دومین نفر ما دلمان می خواست که بسیج یک شرطه الخمیس باشد برای انقلاب.

     حضرت امیر(ع) یک گروه ویژه داشت که یاران خالص او بودند و به آنها شرطه الخمیس می گفتند. آنها به امام علی(ع) عرض کرده بودند شما به ما قول بهشت بدهید و حضرت فرموده بودند: به شرطی که بارتان بر دوش دیگران نباشد کارتان را خودتان انجام دهید. و اینها اگر در میدان جنگ سلاحشان می افتاد به کنار دستی نمی گفتند آن را بده خودشان از اسب پیاده می‎شدند و بر می داشتند. خلاصه از اول هدف این بود که سپاه و بسیج منزّه باشند و خالص باشند و محبوب باشند موفقیتهای سپاه ما را خیلی خوشحال می کرد ما اصرار داشتیم که سپاه و بسیح پاک بماند. خیلی اصرار داشتیم افراد ناخالص وارد نشوند. هدف این بود که از صف بندی‎ها دور باشند. در میدان سیاست وارد نشوند در فعالیت‎های اقتصادی وارد نشوند. این دو امر انسان را در مظانّ اتهام قرار می دهد. در سیاست و اقتصاد درست کار کنی یا درست کار نکنی اتهام در میان می آید و مصرّ بودیم سپاه از این دو حوزه بر کنار باشد تا پاک بماند نظر امام هم همین بود. حتی من به امام عرض کردم اجازه بدهید اینها در غیر وقت ضرورت حمل سلاح نکنند چون مردم را می ترساند و این حیف است سپاه نعمت خداست و باید آن را حفظ کرد. حالا من کنار هستم و نمی دانم. آیا همان راهی را که مرضی امام بود ادامه می دهند یا نه؟ نباید کاری بشود که مردم سپاه و بسیج را در مقابل خودشان ببینند. باید مردم اینها را مال خودشان و از خودشان و در کنار خودشان ببینند.

     از اول دنیا زننده و خورنده بوده است. از زمان هابیل و قابیل تا حالا یکدسته می زده اند و یکدسته می خورده اند و هیچ کدام هم نمانده اند همه رفته اند ولی نامشان باقیمانده است از دوره حضرت آدم تا حالا خیلی فاصله هست ولی این مانده است که هابیل پسر خوب آدم بود و قابیل پسر بد آدم. راهش راه خوبی نبوده است از خداوند توفیق بخواهید و امیدواریم خدواند هم به شما و رفقایتان توفیق بدهد امیدواریم وحدت و همدلی در کار باشد در مقابل هم و در مقابل ملّت صف آرایی نکنیم. الآن مردم مشکلاتی دارند مثلاً همین اوضاع اقتصادی که خیلی ها به ما مراجعه می کنند و از مشکلات زندگی شکایت دارند. و ما باید فکری بکنیم مردم نباید ناراضی باشند. جواب نارضایتی را نباید با تندی داد. نمی دانم شما ها به فکر این مشکلات هستید یا نه؟ اگر نباشید خدا رحمت نمی فرستد.  

نصایح امام را از یاد نبریم با خدا باشیم و حفظ کنیم حدود را. امیدوارم خداوند برکات و رحمت خود را برما نازل بفرماید و ما را از رحمت خود مایوس نکند.

 

"مـتـــن کامـــل" ، عــنـوان را کلیک کنید

 



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 18 فروردین 1389 توسط عـبـــد عـا صـی

 

علل ظهور سکولاریسم :

 آخوندهای درباری ، وعاظ السلاطین ،

 مراجع خود خوانده وَ خرافات دینی
 

من معتقدم خرافات دینی که ابزاردعانویس ها، رمال ها، مداحان و روضه خوان های بی سواد برای فریب مردم بود، موجب ظهور سکولاریسم شد، دخالت و شراکت آخوندهای درباری و وعاظ السلاطین و مراجع خود خوانده و استفاده ابزاری از احکام دین برای سلطه - تا جایی که گالیله را به پای دار می برند و حلاج را بر دار می کشند- موجب شد که لائیسم و حکومت سکولار شکل گیرد.
 
اما اسلام چیزی منزه از این هاست، در این آوردگاه اخیر، باید اسلام را از خرافه زدود، استبداد دینی را ریشه کن کرد، نگذاریم تا شیخ و شاه از دین، استفاده ابزاری کنند،  بدانیم دین یک بسته کامل است و نمی توان " نومن ببعض و نکفر ببعض" باشیم، اسلام احکام فردی، اجتماعی، اخلاقی و حکومتی دارد، نمی توان به بعضی ایمان آورد و به بعضی خیر، این دینداری نیست، این که شما پذیرفته اید، شیر بی یال و دم اشکم بود، این چنین شیری خدا هم نافرید!
 
باور کنیم که اسلام با آزادی اندیشه و بیان موافق است، به همه ادیان و مذاهب احترام می گذارد، همه از حقوق یکسان برخوردارند و می توانند مناسک خود را بجا آورند، اسلام تا اکثریت مردم نخواهند تشکیل حکومت نمی دهد و این عین دموکراسی است، مردم با انتخاب حکومت اسلامی به نظام مبتنی بر احکام اسلام رای می دهند، خلاف رای اولوالالباب وضمیر روشنفکران است که با رای مردم بستیزند! اگر چنین بگوییم، با دیکتاتور های دینی و غیر دینی چه تفاوت داریم؟ 
  باز هم می گویم: اسلام عین دموکراسی و آزادی است و آنچه امروز جریان دارد هیچ سنخیتی با اسلام ندارد، در آوردگاه آخر" سکولاریسم دینی"  بر ماست تا دین را پیرایش کنیم و با آشتی میان سکولاریسم و دین ، دنیا و آخرت مان را آباد کنیم.
 

88/12/20

دکتر مهدی خـزعـلی
 

مــتـــن کامـــل  

 



(تعداد کل صفحات:3)      [1]   [2]   [3]  

درباره وبلاگ

ادبیات به مفهوم "ادبی" آن ، شامل هر نوع نوشتار یا حتی گفتاری میشود ...
در انتخاب وَ انعکاس آن هر چه مطلب بیشتر "از مردم " وَ "یا مردم" باشد ، ماندگارتر وَ اصیل-ترست ...

آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

دانلود اهنگ

دانلود

دانلود رایگان

دانلود نرم افزار

دانلود فیلم

دانلود

شادزیست

قالب وبلاگ

لیمونات

شارژ ایرانسل

تک باکس

دانلود نرم افزار