حاشیه نشینان بندر جاسك
متأسفانه راجع به خبر تأثرانگیز مرگ دلفین-ها در ساحل ماسه-ای جاسک ،
خبر یک زلزله-ی سه-چهار ریشتری ، گزارش تصویری حاشیه-نشینان جاسک ،
تا دلتان بخواهد در جستجوی اینترنتی ، لینک-های تکراری وجود داشت ؛ اما درباره
امور زندگی این مردم وَ نقاط قوت وَ ضعف آن ، مطلبی وجود ندارد ، چند وبلاگی هم
که علم شده-اند ، بعضی یا فیلتر شده-اند وَ برخی هم چیزی جز یک مُشت شعر نو وَ
سپید ، که نهایت افراط یا تفریط بودند ، مطلبی نداشتند ؛ غیر از این هم اگر مطلبی
بود ، تناسبی با چند وُ چون ِ زندگی مردم جاسک نداشت. ویکیپدیا هم خیلی محتاطانه
اظهار داشته بود که جمعیتش فلان قدر است وُ یک پایگاه مهم نیروی دریایی وَ
فرودگاه هم دارد! ... نمیدانم ، شاید من خیلی کج-سلیقه هستم ، ولی در جستجوی
گوگل ، سیزده صفحه را که بالغ بر یکصد وُ سی عنوان میشود ، کندوُکاو کردم ،
متأسفم که مطلبی بهتر از خبر مرگ دلفین-ها را در ساحل ماسه-ای جاسک ،
جهت ارائه ، پیدا نکردم. کمک دوستان اگر همراه با لینک مطلبی مناسب باشد،
موجب سپاس وُ دعای فراوان خواهد شد.
خواندن خبر تأثرانگیز ذیل ، شاید در نوع خود ، جالب باشد. نهایتا با کلیک
«ادامه مطلب» ، می-توانید گزارش تصویری برخی از این مردم شریف را
ببینید.
اختلال در سیستم سامانه رهیافت ،عامل مرگ دلفینهای بندر جاسک عنوان شد
تهران - خبرگزاری کشاورزی ایران
گروه: کشاورزی
پس از انجام آزمایشهای کالبد شکافی، MRI، سیتی اسکن و سایر بررسیها، اختلال در سیستم سامانه رهیافت، عامل مرگ صدها دلفین های بندر جاسک عنوان شد.
به گزارش ایانا دکتر عزیززاده، کارشناس سازمان دامپزشکی کشور و مسئول پیگیری مرگ دلفینهای بندر جاسک با اعلام این مطلب گفت : لاشههای اولین گروه دلفینهای مرده در بندر جاسک به دلیل فاسد شدن لاشهها قابل پیگیری نبود، اما بررسیهای انجام شده بر گروه دوم نشان داد که دلفینها به بیماری ویروسی خاصی مبتلا نبوده و گرسنگی هم عامل مرگ دستهجمعی آنها نشده است بلکه سیستم عصبی آنها دچار اختلال شده است.
وی با اشاره به اینکه بندر جاسک از جمله سواحل ماسهای کشور است و 80 درصد امواج توسط دلفین ها گرفته نمیشود و دلفینها فقط قادر به دریافت 20 درصد امواج مابقی هستند، گفت: از آنجاییکه حرکت دلفین نر جوان سرگله بر سایرین تاثیرگذار است ممکن است این اختلال در سیستم عصبی آن نیز اتفاق افتاده باشد.
او همچنین به غیرطبیعی نبودن این حادثه اشاره کرد و گفت: در سواحل ماسهای و با این نوع نقشه توپوگرافی که در بندر جاسک موجود است ، این عارضه دور از ذهن نیست و این رخداد بارها و بارها در سایر کشورها نیز اتفاق افتاده است./
خبرنگار: مژگان ستار
کد خبر: 11A-8610-0905
تعداد دفعات مشاهده این خبر: 1153 بارتهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
گرانفروشی سکه با اراده بانک مرکزی وَ به نفع دولت ...
یک کارشناس اقتصادی دلیل اصلی حباب بازار سکه در روزهای اخیر را ناشی از سیاستهای عمدی بانک مرکزی دانست.
آفتاب: یک کارشناس اقتصادی دلیل اصلی حباب بازار سکه در روزهای اخیر را ناشی از سیاستهای عمدی بانک مرکزی دانست و گفت: اگر دشمن بخواهد به ایران ضربه بزند در بازار ارز و یا سکه التهاب ایجاد میکند.![]()
محمد خوش چهره ضمن اینکه خروج سپردهها از بانکها و ورود آنها به بازار طلا را پدیده نامطلوبی عنوان کرد، اظهارداشت: تغییر سیاستهای اعتباری بانک مرکزی نباید به گونهای باشد که موجب نااطمینانی در بازار شود.
این کارشناس اقتصادی کاهش نرخ سود سپردهها را موجب خروج سرمایهها از شبکه بانکی و جذب آنها در بازارهای دیگر سرمایهگذاری از جمله اوراق مشارکت، سرمایه و طلا دانست و افزود: بانک مرکزی باید بتواند این سپردهها را مدیریت کند و نباید اجازه افزایش التهاب در بازارهای اقتصادی را بدهد.
وی ادامه داد: طبق اقتصاد امنیتی بازارهای ارز، سکه و طلا از جمله بازارهایی است که مورد هدف دشمنان قرار دارد؛ اگر دشمن بخواهد به ایران ضربه بزند در بازار ارز و یا سکه التهاب ایجاد می کند.
خوش چهره با تأکید بر حساس بودن و شکنندگی نرخ ارز و سکه در بازار داخلی، تصریح کرد: اگر بازار بورس و سایر بازارها مشابه اوراق مشارکت دچار التهاب شود به اندازه التهابات بازار طلا و ارز خطر ندارد.
این استاد دانشگاه ضمن اشاره به لزوم اهمیت شناخت منتفعین در نوسانات اخیر بازار سکه، گفت: نوسانات چند دهه اخیر بازار طلا نشان میدهد که در برخی مواقع منتفع اصلی دولت بوده که سعی میکرده با اجرای سیاستها و روشهای خاصی به بازارهایی مانند طلا و ارز التهاب ببخشد.
وی اضافه کرد: به دلیل اینکه دولتها عرضه کننده اصلی طلا و ارز است برای اینکه به منابع ریالی بیشتری دسترسی پیدا کند اقدامات مشابه فوق را انجام میدهد. این سیاست درحالی صورت میگیرد که آثار تورمی در درجه اول به ضرر دولت میشود.
این کارشناس اقتصادی با بیان اینکه التهابات اخیر بازار سکه نیز میتواند یکی از سیاستهای دولت باشد، تصریح کرد: بنابراین دولت (بانک مرکزی) خود به افزایش قیمتها در بازار سکه دامن میزند و بعد با ورود به بازار تحت عنوان مداخله در قیمتها حدود چند درصد نرخ ها را کاهش میدهد.
خوشچهره ضمن اشاره به قیمتهای اعلام شده درباره فروش سکههای بهار آزادی در بازار داخلی، بیان کرد: قیمتی که الان بانک مرکزی برای عرضه سکه اعلام میکند حدود 400 هزار تومان است این قیمت نیز با قیمت واقعی فاصله بسیار زیادی دارد.
این استاد دانشگاه در ادامه گفت: از بعد اقتصاد امنیتی نوسانات اخیر بازار سکه به اراده بانک مرکزی است به دلیل اینکه در این ایام برای انجام سیاستهای خود به ریال زیادی احتیاج دارند؛ در این شرایط هرچه سکه گرانتر فروخته شود به نفع بانک مرکزی خواهد بود.
خوشچهره درباره حباب سکه در بازار و وضعیت حراج در بانک کارگشایی، تصریح کرد: وضعیت موجود بازار و حراج نشان میدهد که رشد حبابی برای دولت مهم نیست بلکه افزایش قیمت پایه سکه و رساندن آن به 400 هزار تومان برای مقامات حائز اهمیت است.
وی به اهمیت افزایش قیمت پایه سکه یک بهار طی چند ماه اخیر تأکید و اضافه کرد: قیمت طلا در ایران اگر همراستا با قیمتهای جهانی افزایش پیدا میکرد الان باید رشد قیمتها مطابق بازار بینالمللی باشد اما الان رشد قیمتها در اقتصاد ایران بیش از 30 درصد است.
این استاد اقتصاد گفت: بزرگترین اشتباه استراتژیک این است که دولتها به خاطر محدودیت منابعی که با آن مواجه میشوند به قلمروهای در انحصار خود (بازار طلا و ارز) با ضعف کنترل در بازار و سایر ابزارها ورود پیدا کرده و اجازه افزایش قیمتهای کاذب را بدهند.
خوشچهره به سالهای دهه 70 اشاره و تصریح کرد: در آن سالها ارادهای در مدیریتهای ارزی بود که موجب استفاده نامناسب از ارز، افزایش قیمت ارز، کاهش قدرت خرید مردم، بالارفتن نرخ تورم و بحران بدهیها در آن دوره شد. سرانجام این ماجرا با تدابیر به موقع مقام معظم رهبری برطرف شد چراکه میتوانست به بحران قوی اقتصاد ملی منجر شود.
وی با تأکید براینکه سیاستهای مذکور افزایش جهشی تورم و بیثباتی در بازارهای دیگر را ایجاد میکند، افزود: این رویه خلاف وظیفه قانونی بانک مرکزی و دولت بوده چرا که حفظ ارزش پول ملی جزء وظیفههای این بانک است؛ افزایش جهشی قیمت ارز موجب تورم و کاهش ارزش قدرت خرید مردم میشود.
به گفته این کارشناس اقتصادی، باید از این اقدامات سهوی و تعمدی در مدیریت کلان اقتصادی و بخشهای مختلف آن خودداری کرد.
خوشچهره تأکید کرد: نگرانی این است که دولت در مقطعی اقدام به محدویت منابع برای انجام تعهدات خود از جمله هدفمندی یارانهها و رها کردن نرخ ارز و سکه روی بیاورد؛ در این شرایط قیمتها به شدت بالا میرود.
این اقتصاددان از دستگاههای نظارتی خواست که در این موارد هشدار باشند و به موقع تذکر خود را درباره بورس بازیها و سفته بازیها مطرح کنند.
وی درباره توجیه بانک مرکزی برای دیر اقدام کردن به منظور کنترل بازار سکه به خاطر سفر رئیس کل این بانک، بیان کرد: خروج رئیس کل بانک مرکزی از کشور به معنای نفی مسئولیتهای وی نیست؛ امروزه ارتباطات و تماسها به شدت در محافل جهانی برقرار است از همین رو هیچ دلیل و بهانهای برای عدم کنترل بازار وجود ندارد.
خوشچهره ادامه داد: این بهانهها هم میتواند دلیلی باشد بر اراده دولت به ایجاد التهاب در بازار طلا و سکه؛ گران فروختن کالا برای کسب پول بیشتر با توجیه جمعآوری پول اصلا درست نیست چراکه دولت باید برای جمعآوری نقدینگی بازارهای دیگری را انتخاب کند.
لینک مـرجـع : گرانفروشی سکه با اراده بانک مرکزی برای جمعآوری نقدینگی
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
شصت میلیون کیلو از مرغوب-ترین خرما ، خوراک دام میشود
نماینده مردم دشتستان از نابودی حدود 60 هزار تن خرمای مرغوب این شهر به دلیل فقدان سیستم خرید توافقی خرما خبر داد و گفت: خرمایی که تا دیروز سفره مردم را آراسته میکرد و میلیونها تومان درآمد ارزی برای کشور داشت، امروز خوشه خوشه تبدیل به غذای دام میشود.
به گزارش خانه ملت، "ایوب پاپری مقدم" از تولید سالانه حدود 125 هزار تن خرمای مرغوب در شهرستان "دشتستان"خبر داد و گفت: خرمای تولیدی نخلستانهای دشتستان از جمله مرغوبترین خرماهای تولیدی کشور است که حدود 50 تا 60 هزار تن آن در کشور مصرف و باقیمانده آن به کشورهای همسایه صادر میشود.
نماینده مردم دشتستان در مجلس شورای اسلامی با اشاره به سابقه خرید تضمینی خرما در این شهر، گفت: از سال 81 خرمای تولیدی مردم این منطقه بصورت تضمینی با قیمت حدود 225 تومان خریداری میشد که این روند با افزایش استقبال از خرمای دشتستان در سالهای بعد تبدیل به خرید توافقی خرما شد و همین موضوع موجب شد تا اطمینان خاطری در بین مردم برای تولید بیشتر خرما بوجود آید و آنان همواره چتر حمایتی دولت را بر بالای سر خود احساس کنند.
وی همچنین افزود: متاسفانه در سالهای گذشته روند مناسب خرید توافقی خرما با مشکلاتی روبرو شد و تأثیر نامناسبی نیز بر تولید خرما در منطقه دشتستان گذاشت، بگونه ای که امروز شاهد انبار شدن حدود 60 هزار تن خرما در انبارهای فاقد استاندارد و تبدیل شدن خرمای مرغوب به قضای دام هستیم.
عضو کمیسیون شوراها و سیاست داخلی مجلس با تأکید بر لزوم حمایت از کشاورزان و تولیدکنندگان داخلی، تصریح کرد: ایجاد سیستمهای حمایتی از تولیدکنندگان مانند خرید تضمینی و توافقی در کنار بازاریابی برای فروش محصولات ایرانی در بازار بینالمللی نه تنها موجب گسترش نفوذ ایران در منطقه و جهان میشود، بلکه میتواند بسیاری از مشکلات اقتصادی داخل را نیز حل کند.
شهرستان دشتستان پرجمعیت ترین شهرستان استان بوشهر و مرکز آن شهر برازجان با جمعیتی در حدود 310 هزار نفر است. این شهرستان در شرق بندر بوشهر و بر سر راه ارتباطی و بازرگانی شیراز به بوشهر و شیراز به عسلویه واقع شدهاست. دشتستان از سه بخش و هشت شهر و ۱۹۲ روستا تشکیل شدهاست. خرما مهمترین محصول کشاورزی این منطقه است و نقشی اساسی در اقتصاد این شهرستان و استان بوشهردارد.
سی فروردین جاریلینک مـرجـع : مرغوبترین خرما، خوراک دام میشود
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
فدک بهانه بود حضرت زهرا(س) برای بدبختی ما گریه می کردند
فدک بهانه بود حضرت زهرا(س) برای بدبختی ما گریه می کردند
آیت الله امجد :
فدک بهانه بود حضرت زهرا(س) برای بدبختی ما گریه می کردند
این همه این ور وآن ورنروید درس اخلاق ، کسی نیست کسی اخلاق ندارد به تو درس اخلاق بدهد/ حالا دست مرا می بوسند خیال می کنم چیزی شده ام / گفتند حاکم شرع نه حاکم شرّ / بزرگ ترین کرامات آقای بهجت این بود که بنده خدا بود این بوده که کراماتش رابپوشاند او رفت و همه چیز را با خودش برد حالا الان بعضی ها کرامات خود را می نویسند / امروز اگر کسی مسلمان از دنیا برود ملائکه تعجب می کنند/ ما نسبت به کافر هم مسئولیت داریم/ اگر مردم سر مرا در خیابان ببرند من می گویم مردم معذورند مردم بدبین شدند مردم ناراحت اند این چه وضعی هست در جامعه/ کسی بگوید من می توانم جامعه را درست کنم دروغ می گوید بیارید من تکذیبش کنم اینهمه مشکلات هست / اگر امام جمعه ای به تظلم مظلومی رسیدگی نکند از عدالت ساقط است/ ما از نظر زبان مسلمانیم ولی از نظر عمل ماتریالیستیم
آقا این همه این ور وآن ورنروید درس اخلاق ،کسی نیست کسی اخلاق ندارد به تو درس اخلاق بدهد آقای بهجت باید به تو اخلاق بگوید آقای بهاالدینی باید اخلاق بگوید ؛اخلاق ، دعای مکارم الاخلاق است که یک صفحه وبیست ودو فراز است وهر فراز هم یک صلوات دارد .
اگر کسی برای خودش امتیازی قائل شود در دستگاه خدا هیج امتیازی ندارد .
یک کلمه ،خدا زیباست ما هم عاشق خداییم .
اگر گفتند وحدت وجود کفر است بگویید هر کسی هرچه دارد از آن خداست این را بگویید و راحت شوید .
کسانی که نقدتان می کنند دوست داشته باشید تشکر کنید .
حالا دست مرا می بوسند خیال می کنم من چی . بدبخت معنویت را می بوسند عبایت را می بوسند به خاطر دین است باید بهتر شوی .
آن حقیقتی که خدا به ما داده فرقی با خدا ندارد. خدا نیست ، جلوه خداست.آیینه و تصویرش خود یک چیز نیست ، جلوه آن است.
کسی در حال احتضار بود، می گفت یا الله جواب آمد لبیک عالمی آنجا بود گفت برو گم شو ملعون تو شیطانی . عمری بندگی شیطان را کرده بود شیطان هم لبیک می گفت آن عالم فهمید آن صدای شیطان است الهامات ربّانی و الهامات شیطانی ملاک دارد الهامات ربانی همه جانبه است (ازهمه طرف).
آدم باید فراقت داشته باشد خدا خواه باشد انسان باید فکر بکند،ما توهّم می کنیم ، خیال می کنیم و می گوییم فکر کردیم ، فکر باید کرد ، اگر فکر کنیم نتیجه می دهد بیش از 20 الی 30 آیه قرآن درمورد اشاره به تفکر است .
گفتند حاکم شرع نه حاکم شرّ
قرآن کتاب تربیت است اگرچه کتاب خواندنی است باید زیاد خواند تا آدم باورش بیاید.وقتی قرآن کفته شده اگر گرفتگی باشد موجب گشایش است اثرش هم فوری است البته شرطی هم دارد که دل هم بگوید.
درس آقای بهجت یک کلمه بیشتر نبود که به علمتان عمل کنید یک نفر شاگرد الان ندارد . این کراماتی که برای آقای بهجت می گویند که پشت سرش رامی بیند برای ایشان چیزی نیست بزرگ ترین کرامات آقای بهجت این بود که بنده خدا بود این بوده که کراماتش رابپوشاند اورفت وهمه چیز را باخودش برد حالا الان بعضی ها کرامات خود را می نویسند.
آقای بهاءالدینی راجع به آقا مصطفی خمینی (ره) می گفت :هو ابن الامام بل الامام بل ...
طلبه باید علم متوسط داشته باشد بتواند کمک کند ولی صد درصد وکامل باید تقوی داشته باشد.
خداراداشته باش خدارفیق خوبی است ،رفیق باش با خدا و با خدا قهر نکن خیلی خدا خوبه آدم وقتی فکرمی کند می خواهد خودش را به دیوار بزند.
بیاپایین ،بشکن این پیش فرض هایت را کنار بگذار آن وقت می توانی تشخیص بدهی نمی گویم پیش فرض خود را باطل بدان موقتاً کنار بگذار اگر نظر و منافع شخصی را کنار بگذاریم می توانیم ...
تسبیحات حضرت زهرا (س)به اندازه هزار نماز ارزش دارد چرا ؟چون منصوب به حضرت زهرا (س) است .
اول جلسه بسم الله بگویید که گوینده کلام را درست بگیرد خصوصا که امروزه تهمت و....زیاد است آقا امروز روز اینترنت است اینترنت هم هیچ حرجی بهش نیست یکی گُل کاری می کند یکی گِل کاری و کار دیگر می کند حرف را طور دیگری منتشر می کند .
شیخ فضل الله نوری را نگذاشتند قرآن بخواند بعداز کشتنش دیدند از زیر قبرش صدای قرآن خواندن می آید.
پیامبر مؤسس است و امام صادق(ع) مبیّن است ماهرچه داریم از امام صادق (ع) و امام باقر(ع) داریم.
خدا اگر پیش ما بزرگ باشد همه مشکلات حل است همه مشکلات اینجاست .
نجس ترین نجس های روزگار تکبّر است.
کسی برای زن و بچه اش کار کند افضل از مجاهد و شهید است.
ریز بینانند در عالم بسی / واقف اندر کار و بار هرکسی
من امروز به طوری بدبین شدم که می گویم اگر کسی مسلمان از دنیا برود ملائکه تعجب می کنند.
جمله ای از آقای بهجت هست(برای همه علما صلوات) :نماز در حکم کعبه است و الله اکبر در حکم احرام است.
یک کتاب و پیامبر آمده که امام صادق(ع) را تربیت کرده است قرآن کتابی است که تمام علوم و رموز در آن هست شاگردش هم مشخص است کیست؟ علی (ع).
نفی تعلّق و تعیّن.
تمام دنیا و مردم دنیا رعیّت امام زمان(عج) است ما نسبت به کافر هم مسئولیت داریم.
فدک بهانه بود حضرت زهرا(س) برای بدبختی ما گریه می کردند.
من عقیده دارم کسی به اندازه ذره مثقالی به این خاندان(اهل بیت) محبّت داشته باشد اهل نجات است.
هیچ جا در قرآن نیامده یا محمد(ص) ، هرجا آمده یا ایّهاالرّسول آمده یا ایّهاالنبیّ آمده یا ....این ادب قرآن است به پیامبر که ما هم باید بگیریم.
بچّه ها حواستان باشد فردا باید خادم باشید نه اینکه خائن باشید ، حالا می خواهد همه عالم خائن باشند.
شما همه مکتب تشیّع را بگردید ببینید مثل آقای مطهّری را می توانید پیدا کنید.
موت اختیاری را کسی دارد که از خود سلب اختیار کند.
اگر مردم سر مرا در خیابان ببرند من می گویم مردم معذورند مردم بدبین شدند مردم ناراحت اند این چه وضعی هست در جامعه.
بعضی ها پَست اند آقا پَست اند ؛ به پُست رسیدند می گویند به قدرت رسیده ایم هرکار می خواهیم می کنیم. آدم خوب در جامعه زیاد ، این همه آدم خوب ، آدم فاضل ، عالم و اساتید ولی یک عده هم پَست هستند این مردم ، به این مردم دارد ظلم می شود ، من ناراحتم آقا من ناراحتم.
کسی بگوید من می توانم جامعه را درست کنم دروغ می گوید بیارید من تکذیبش کنم اینهمه مشکلات هست.
بعد از ایمان هیچ عملی مثل خدمت به مردم نمی شود وقت نماز که می گوید الله اکبر اگر کار مردم لنگ نمی شود نماز اول وقت.
آقای برقعه ای مجتهد بود مسلّماً ، در مقتل و مقتل نویسی .
یک خون بیجا از دماغ کسی بیاید کسی یک سیلی بیجا بخورد همه ما مسئولیم بخصوص علمای بزرگوار که من خاک پایشان هم نمی شوم امروز علما قدرت دارند چرانگوئید؟
معصوم و غیر معصوم در محک نقد معلوم می شود.
آقای بهاء الدینی به آقای بهجت گفته بود شما جلوه کنید.
ائمه جمعه باید پناه مردم باشند باید زبان گویای مردم باشند روحانیون باید مستقل باشند اگر امام جمعه ای به تظلم مظلومی رسیدگی نکند از عدالت ساقط است.
ما از نظر زبان مسلمانیم ولی از نظر عمل ماتریالیستیم.
امتحان کردم اگر آدم حرفی را که جایش نیست بزند تاریک می شود.
چشم گریان ، چشمه فیض خداست.
هیچکس به اندازه امام زمان(عج) مضطر نیست.مـرجـع
*** گزیده سخنرانی استاد محمود امجد در روز جمعه در مسجد الزّهراء تهران
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
تشکیل بی سر و صدای حزب توابین! ...
چنین به نظر می رسد که در زمان ما و بویژه درسالهای پر حادثه وعبرت آور اخیرهم نمونه هایی از ظهور توابین به چشم می خورد.
این توابین برخلاف اصطلاح رایج ،اعضای بریده سازمان منافقین خلق - که بریدگی آنها به دلیل آشکار شدن ماهیت سازمانی بود که به آن وابسته بودند - نیستند.
توابین جدید که - از قضا نمونه های آنها در دو سو دیده می شود - کسانی هستند که در این سالها مواضعی در حمایت و طرفداری از بعضیها! گرفته اند اما اکنون با اظهار نظرهایی که می کنند معلوم است ازحمایتهای خود پشیمان شده اند .
استاد اخلاق دولت ،همسر سخنگوی سابق دولت مداح معروف مسجدارک تهران - که در هر سفرهیئت دولت به استانها همراه اعضای محترم آن بود و دعای کمیل رادر شهر میزبان می خواند و در حمایت از دولت به این وآن حمله می کرد - و دهها نفر دیگر در زمره پیوستگان به این حزب می باشند .
بنظرمن در آینده ای نه چندان دور باید منتظر پیوستن دیگرانی هم به حزب جدید بی تابلو اما رسما تشکیل شده توابین بود تا جایی که می توان حدس زد به صورت فراگیرترین حزب سیاسی کشور درآید!
در عین حال باید این حرکت را که در آن رگه هایی از تدین و انصاف دیده می شود به فال نیک گرفت و هرگز از در طعن و طعنه و کنایه با آن روبرو نشد
استاد اخلاق حوزه علمیه قم گفت: اگر تنبلی کنیم زمانی از خواب غفلت بیدار میشویم که تیرگی فتنه همه جا را فراگرفته است و میبینیم همان کسانی فتنه را آغاز کردهاند که خود پرورش دادهایم. این عزل و نصبها از کجا در میآید؟
سخت بر این باورم که باید به مردم و بویژه نسل جوان که در این زمینه اطلاع چندانی ندارد در مورد ماهیت روشها نمونه عملکرد و.در نهایت خطراین افراد توسط کسانی که تریبونهای موثری در اختیار دارند و صدا وسیما هم با آنان بر سر مهر است ! و نیز دست اندرکاران رسانه های خبری وغیر خبری آگاهیهای لازم داده شود
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
در دنیای به هم پیوسته ای که هر روز بیش از پیش در هم ادغام می گردد؛ اینکه یه خودرو (+) یا لوکومتیو (+) بسازی تماما تولید داخل، همون قدر احمقانه است که بخواهی حساب و کتاب یه شرکت تجاری را با چرتکه بگیری....
یادتون هست قدیمها همش دنبال اجناس ساخت ژابن بودیم که کیفیت داشت اما دیگه جنس ژاپنی تو بازار نیست... چرا؟ چون کشورها به این نتیجه رسیدند این که یک کالا را از صفر تا صد، خودشون تولید کنند؛ احمقانه است و غیراقتصادی... نگاه می کنند که چه چیزی براشون "مزیت نسبی" داره اون را تولید می کنند و تقریبا اکثر تولیدات، جمعی شده و مبتنی بر همکاری... مگه همین قطعه سازهای خودمون نیستند که برای فرانسه قطعه خودرو می زنند... یعنی فرانسوی ها دستشون چلاقه یا تکنولوژی اش را ندارند.... نه! دنبال این هستند که چه چیزی سود بیشتر داره.
اما در یک دولت دون کیشوت وار که هنوز استلزامات دنیای جدید را نفهمیده و به جای تنش زدایی، تنش زایی می کنه؛ ساختن یک خودروی تماما ایرانی یه افتخاره!!
تبصره: امروزه خودکفایی فقط در برخی کالاهای استراتژیک مثل گندم توجیه اقتصادی داره و لا غیر.تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
همان کسانی فتنه را آغاز کردهاند که خود پرورش دادهایم
آیتالله مصباح یزدی در روزهای اخیر مواضع تندی را علیه گروهی که به نام جریان "فتنه جدید" خوانده میشوند، اتخاذ کرده و آنان را "بزرگترین تهدید علیه اسلام" دانسته است.
ارتباط با مؤسسه امام خمینی (قدس) موجب شده است که طی دو دهه اخیر، از نزدیک شاهد فعالیت¬های سیاسی حضرت ایشان، دانش پژوهان و دست¬اندرکاران این موسسه باشم. از این رو تردید ندارم که شخص آیتالله مصباح و مجموعه مؤسسه امام خمینی از عوامل بلکه بانیان اصلی به وجود آمدن شرایط موجود کشور هستند.
صرفنظر از مواضع ایشان و عملکرد برخی دانش پژوهان مؤسسه امام خمینی در دوره اصلاحات، حضرت استاد با مشاهده اوضاع آن زمان به این نتیجه رسیده بودند که انقلاب و نظام از مسیر اولیه خود دور شده، ارزش¬ها به ضد ارزش و ضد ارزش¬ها به ارزش تبدیل شده است.
همگان شاهد بودیم که در هنگامه انتخابات ریاست جمهوری 84، با تمام امکانات موجود قیام کرده، با سفرهای پرتعداد به اقصی نقاط کشور در صدد جایگزینی قدرت در رأس هرم اجرایی کشور بر آمدند. در این راستا جناب ایشان، نه تنها با بیان محسنات و کرامات طیف مورد حمایت خود بلکه با پرداختن به معایب و کاستی¬های مورد ادعا در اشخاص و جریانات مقابل تلاش کردند دیدگاه خاص خود را به کرسی نشانده، شرایط مطلوب را ایجاد نمایند. بالاخره پیروزی حاصل شد و شرایط مورد نظر مهیا گردید.
از نگاه آیتالله مصباح، دستاورد تلاش ایشان و شرایط نوپدید، نه تنها برگشت به ارزش¬های اول انقلاب بلکه "نفخه الهی"، از "عنایات ولی عصر"، "مرتبه¬ای از مراتب چیزی که در زمان پیامبر اسلام تحقق پیدا کرد" و از "کرامات و معجزات" بوده است.
ایشان تنها چند روز پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 84، در دیدار با رئیس جمهور منتخب میفرمایند: "خدای متعال را شاکریم که زمینه انتخاب چنین شخصیتی برای این دوره خاص از انقلاب را فراهم کرد و آیندگان به این نتیجه خواهند رسید که این انتخاب، مشحون به کرامات و معجزات بود و از این رو توفیق شکر این نعمت را از خداوند خواستاریم.
عجیب آن که، طی شش سال گذشته نه تنها انتقاد علنی و آشکار چندانی از روشنترین اشتباهات و برخی انحرافات جریان نوظهور از استاد سراغ نداریم بلکه علی الظاهر - حداقل از جانب موسسه و نشریه آن - از هیچ حمایتی نیز فروگذار نگردیده است. و عجیب¬تر آن که، دلسوزانی که به انحرافات پیدا و پنهان این جریان خاص اشاره میکردند با انواع هجمه¬ها مواجه شده به ضدیت با نظام، ولایت و توطئه چینی علیه دولت انقلابی متهم میشده و هنوز که هنوز است حتی پرسابقه¬دارترین افراد در انقلاب و نظام که این روزها را از قبل پیشبینی میکردند؛ از این هجمه¬ها مصون نیستند.
الآن میفرمایند: "امروزه در درون جامعه ما تشکیلاتی فراماسونری در حال شکل گرفتن است، و همانطور که در دوران مشروطه، فراماسونری با شعار قرآن و اسلام پیش آمد، امروز نیز فراماسونری با شعارهای انقلاب و اسلام جلوه میکند و تحت پوشش آن حرف خود را بیان میکند، یعنی قالب را حفظ و محتوا را عوض میکند.چگونه کسی که در عمرش با عالمی ارتباط نداشته و علاوه بر آن هر روز ضربهای به اسلام میزند، میتواند برای اسلام مفید باشد، و معلوم نیست چه شده که برخی نیز به آنها دل بستهاند.اگر تنبلی کنیم زمانی از خواب غفلت بیدار میشویم که تیرگی فتنه همه جا را فراگرفته است و میبینیم همان کسانی فتنه را آغاز کردهاند که خود پرورش دادهایم.
بسیاری از کسانی که قبلا اینان را میشناختند و سال¬ها پیش حرف الآن ما را میزدند رنجاندیم و طرد کردیم. به راستی چه کسی میتواند این همه حیثیت¬های بر باد رفته را بر گرداند؟! بله آب رفته را نمیتوان به جوی باز گرداند اما هیچ وقت برای حداقل جبران دیر نیست.
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
به این اطمینان خوابیده بودم که تو بیداری ...
روزی مردی رو به دربار خان زند میآورد و با ناله و فریاد میخواهد که کریمخان را فورا ملاقات کند. سربازان مانع ورودش میشوند. خان زند در حال کشیدن قلیان ناله و فریاد مردی را میشنود و میپرسد ماجرا چیست؟
پس از گزارش سربازان به خان خان بزرگوار زند دستور میدهد که مرد را به حضورش ببرند. مرد به حضور خان میرسد. خان از وی میپرسد که چه شده مرد که چنین ناله و فریاد میکنی؟ مرد با درشتی میگوید همه امولم را دزد برده و الان هیچ در بساط ندارم. خان میپرسد وقتی اموالت به سرقت میرفت تو کجا بودی؟ مرد میگوید من خوابیده بودم. خان میگوید خب چرا خوابیدی که مالت را ببرند؟
مرد در این لحظه پاسخی میدهد که فقط مردی آزاده عادل و دمکرات چون کریمخان تحمل و توان شنیدنش را دارد. مرد میگوید من خوابیده بودم چون فکر میکردم تو بیداری!!!
خان بزرگوار زند لحظهای سکوت میکند و سپس دستور میدهد خسارتش از خزانه جبران کنند. و در آخر میگوید این مرد راست میگوید ما باید بیدار باشیم.تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
فاطمه زهرا (س) پایهگذار اعتراض به فتنهی ظالمان و ستمگران
حضرت زهرا (س) مسیر اعتراض به قداست خلیفه را برگزیدند، که اگر سکوت میکردند و در برابر اشکالات حاکمیت ایستادگی نمیکردند، انحرافات به نام اسلام محمد(ص) بیشتر و بیشتر میشد. ایشان در جایی فرمودند: « بدانید که فتنه و بلا دو راه است، گرفتار آمدن به شمشیرهای برنده و تسلط تجاوزگران و ظالمان، و هرج و مرج و آشتفگی و استبداد ستمگران، بدانید که بیتالمالتان به غارت خواهد رفت و وحدتتان از هم پاشیده خواهد شد و بر باد خواهد رفت.»...
السلام علیک یا مُمتَحَنَةُ اِمتَحَنَکِ الذی خَلَقَکِ قَبلَ اَن یَخلُقک و کُنت لما امتحنک به صابرة
فاطمه زهرا سلام الله علیها شخصیتی گرانقدر و الگویی ارزنده هستند که رسالت زن مسلمان را در عرصه تاریخ به منصه ظهور رسانیدند.
سخنرانی ها و خطابه ها و برخوردهای مختلف ایشان نشان می دهد که آینده فرهنگی ، سیاسی ، اجتماعی و … مسلمین از اهمیت خاصی برای ایشان برخوردار است و شناخت حضرت از اوضاع و جریان های فکری حاکم را کاملاً روشن می سازد.
فاطمه زهرا سلام الله علیها سکوت نکردند چرا که اگر سکوت می کردند و در برابر اشکالات حاکمیت ایستادگی نمی کردند ، انحرافات به نام اسلام محمد (ص) بیشتر و بیشتر می شد.
پس ایشان در مقابل فاجعه ای که صبرها و طاقت ها را به یأس و نا امیدی بدل کرده بود ، با اتخاذ یک استراتژی واحد ، محور تغییر ارزش های اجتماعی و سیاسی قرار گرفتند و از یک سو ، تسلیم حرکات سازش کارانه و عافیت طلبانه نشدند و از سوی دیگر افق دید وسیع اهل بیت (ع) نسبت به سرنوشت مسلمین را در نظر گرفتند و مطابق با آن عمل کردند .
حضرت زهرا سلام الله علیها پایداری و اعتراض در مقابل انحراف را پایه گذاری کردند و چه نیکو معلمی برای شاگردانشان بودند. شاگردانی همچون زینب (س) ، حسین (ع) ، …..که هیچگاه ایستادگی حضرت زینب (س) در شام در برابر یزید از خاطره ها محو نمی شود.
مسیری که حضرت زهرا (س) برگزیدند اعتراض به قداست خلیفه بود، که اگر ایشان بستر اعتراض به خلیفه را که جای پیامبر نشسته بود ، هموار نمی کردند دیگر هر اعتراضی حکم گناه کبیره را پیدا می کرد!
ایشان در جایی فرمودند : « بدانید که فتنه و بلا دو راه است ، گرفتار آمدن به شمشیرهای برنده و تسلط تجاوزگران و ظالمان ، و هرج و مرج و آشتفگی و استبداد ستمگران ، بدانید که بیت المالتان به غارت خواهد رفت و وحدتتان از هم پاشیده خواهد شد و بر باد خواهد رفت . »
این جملات هشداری است برای مسلمین ، هشداری که نشانگر آن است که مسلمانانی که در زمان پیامبر اکرم (ص) از هیچ فداکاری و بذل جان و مال ، در راه ایشان دریغ نمی کردند ، چگونه بعد از حضرت رسول تسلیم جو تبلیغی شدند و جریان حاکم را پذیرفتند .
آیا همه انگیزه دنیایی داشتند ؟
آیا برای همه آنها قدرت و مقام زینت یافته بود؟
آیا اصحاب رسول الله (ص) مرعوب جو تبلغی زمان خویش شدند؟
آیا سخنان رسول الله (ص) در عید غدیر را فراموش کرده بودند؟
آیا همه اصحاب رسول الله (ص) با آن همه سفارش پیامبر نسبت به شایستگی امیر مومنان (ع) مردد بودند؟
آیا ما هیچ گاه به این واقعه تاریخی با یک تحلیل عمیق نگریسته ایم ؟
این سوال بزرگ تاریخ را چه پاسخی شایسته است ؟!
السلام علیک ایها الصدیقه الشهیده
مـرجـع
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
اگه همینطور پیش بریم ، سال دیگه مجبور
میشیم مُدیریت جهانی رو قبول کنیم!!! ...
چهار وزارتخانه ادغام شدند
طبق برنامه پنجم توسعه و با تصویب هیأت وزیران وزارتخانههای مسکن و راه و وزارتخانههای بازرگانی و صنایع در هم ادغام شدند. ۲۸ فروردین ۱۳۹۰ ساعت ۲۱:۴۲
به یکی میگن «مورچه ، چند-صد برابر وزن خودش رو می-تونه به کول بکشه وُ به لونه-اش ببره. فورا جواب میده : «اینکه چیزی نیس! فیلمای کارتونی ساختن که مورچه-خوار چند-صد کیلویی با یک مُشت ِ مورچه ، شوت میشه تو درّه»!!! ...
اون موقع که هر کدوم از این وزارتخونه-ها «یک وزیر کامل وُ درسته» داشت ، همیشه «هشت-شون گرو ِ نـُـه-شون بود»! وای به روزی که دو جفت از این وزارتخونه-های مهم وُ «مَرد-افکن» ، هر کدوم با یک وزیر اداره بشن!!! ...
عـبـــد عـا صـی
گنج دلالان : رنج فلاحان
به گزارش خانه ملت، "سیدعلی ادیانیراد" گفت: با پایان برداشت محصولات بحث حضور دلالان در خرید محصولات به یکی از معضلات اصلی مازندران تبدیل می شود و این امر در کنار نبود برنامهریزی و امکانات مناسب برای عرضه به روز محصولات کشاورزی موازی کاریهای مسئولان موجبات نارضایتی کشاورزان را فراهم میآورد.
نماینده مردم قائمشهر، سوادکوه و جویبار در مجلس شورای اسلامی، در مورد فروش محصولات کشاورزی به دلالان، گفت: متاسفانه کشاورزان به علت نبود سازمانی مشخص وهمچنین به دلیل بازپس دادن قرضها و سود بانکها، مجبورند بیشتر درآمد و سود خود را به دلالان بدهند.
وی در باره نرخ دلالان برای خرید محصولات، افزود: نرخی که دلالان برای خرید محصولات کشاورزی میدهند، بسیار ناچیز و ناعادلانه است .
ادیانیراد تصریح کرد: به علت نبود برنامهریزی مناسب حضور دلالان افزایش یافته است و از طریق خرید محصولات کشاورزی در سر مزرعه و فروش آن در بازار سودهای کلانی را کسب میکنند که در واقع حق کشاورزان است.
وی افزود: در سالهای اخیر بروز مشکلات فراوان در حیطه کشاورزی موجب شد تا بعضی از محصولات کشاورزی از قبیل مرکبات و گندم توسط دولت خریداری شود اما نرخ خرید تضمینی نیز نتوانسته مشکلی از مشکلات کشاورزان را حل کند و این نرخ به گونهای تعیین نمیشود که با هزینههای تمام شده محصولات همخوانی داشته باشد.
عضو کمیسیون انرژی در مجلس، یادآور شد: در معامله، تولید کننده و مصرف کننده زیان می بینند، اما واسطه سود میبرد.
با توجه به این که کشاورزی از محورهای اصلی توسعه استان به شمار میرود ادامه این روند موجب رکود این بخش شده که در گذشت زمان عواقب آن متوجه تمامی بخشهای استان میشود.تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
ندامت نامه یک احمدی نژادی
من با اینکه دیگر خودم را احمدینژادی نمیدانم، اما دشمن او هم نیستم. سیاست یعنی همین آزمون و خطاها. امروز احمدینژاد را فقط رییس جمهورم میدانم با محاسن و اشتباهات زیاد، همان طور که علی لاریجانی را هم رییس مجلسم میدانم؛ و به این نتیجه رسیدهام که دیگر به کسی اطمینان مطلق نداشته باشم مخصوصا در عرصه سیاست!
کد خبر: ۱۵۸۹۰۳تاریخ: ۲۷ فروردین ۱۳۹۰ - ۱۵:۳۱ امید حسینی وبلاگ نویس اصولگرا در وبلاگ شخصیش به نام «آهستان» نوشت:
اشاره: این مطلب فقط به منظور آسیب شناسی است. یعنی نقد اشتباهات پس قصد نادیده گرفتن محاسن و خوبی ها را ندارم.
دقیقا از شب سوم تیرماه ۱۳۸۴ یعنی همان شبی که مشتاقانه تا صبح بیدار ماندیم تا پیروزی احمدینژاد را در انتخابات ریاست جمهوری جشن بگیریم، جریانی به نام احمدینژادیها هم شکل گرفت. جریانی که به سرعت همه تار و پود و شاکله جریان اصولگرایی را دگرگون کرد.
برای ما پیروزی احمدینژاد یعنی نفس راحت کشیدن بعد از یک عقده ۸ ساله و شاید هم ۱۶ ساله! به همین دلیل شیرینی این پیروزی تاریخی را مدیون شخص احمدینژاد بودیم. پس اسممان را گذاشتیم احمدینژادی!
احمدینژادی صفتی بود که نشان میداد ما به هیچ یک از معیارها و ملاکهای چپ و راست، اصلاح طلب و اصولگرا پایبند نیستیم. احمدینژادی لقبی بود که ما را از دیگر افراد جریان اصولگرایی جدا میکرد. احمدینژادی یعنی اینکه تنها یک نفر میتواند انقلاب را از خطر سقوط و انحراف نجات دهد. احمدینژادی یعنی اینکه همه آدمها حتی اصولگراها برای نابودی احمدینژاد برنامه دارند و ما باید در برابر همه آنها بایستیم.
احمدینژاد هم یعنی نماد کامل یک آدم انقلابی و ولایتی. کمکم معیار سنجش ولایتمداری آدمها، دوری و نزدیکی آنها به احمدینژاد شد! هر کسی که جرات نقد احمدینژاد و دولت او را به خود میداد، باید برای بیرون رفتن از دایره اصولگرایی و حتی نظام و انقلاب و ولایتمداری آماده میشد. فرقی نمیکرد که خوشچهرهی مناظرهی با حسین مرعشی باشد و یا عماد افروغ اصولگرا؛ اصلاح طلبان که جای خود داشتند.
من از خودم مایه میگذارم و به دیگران کاری ندارم. خوشبختانه آرشیو وبلاگ من، همه نشانههای یک نیروی احمدینژادی متعصب را دارد. متهم کردن همه، ناحق پنداشتن همه، بدگمانی به همه. از نگاه من ِ احمدینژادی، همیشه و در همه حال، حق با احمدینژاد بود. اگر شخصی با مدرک جعلی و تقلبی وزیر میشد، حتما توطئه رییس مجلس بود برای لکه دار کردن آبروی احمدینژاد. اگر وزیری استیضاح میشد، حتما توطئه مجلس مدعی اصولگرایی بود برای ضربه زدن به دولت اصولگرا! اگر مثلا با طرح دولت درباره تغییر نکردن ساعت رسمی کشور مخالفت میشد، حتما مخالفت با نظرات کارشناسی دولت بود!
البته شکی نیست که دیگران هم گاهی عمدا و یا سهوا در کار دولت کارشکنی میکردند، اما از نگاه احمدینژادیها حق همیشه با احمدینژاد بود و احمدینژاد هم همیشه با حق! دیگران اگر با او همکاری میکردند قابل ترحم بودند وگرنه حتما ریگی به کفش داشتند. احمدی نژادی ها حتی به وزرای برکنار شده دولت احمدینژاد هم به دیده شک و تردید نگاه میکردند و هرگونه اظهار نظر آنها را بعد از برکناری، ناشی از کینه آنها نسبت به احمدینژاد میدانستند. چه پور محمدی وزارت کشور و چه صفار هرندی وزارت فرهنگ و چه متکی برکنار شده در سنگال!
البته ماجرا به همینجا ختم نشد. کم کم این نگاه شک آلود و اهانت آمیز، دامن علما و مراجع را هم گرفت و باز هم معیار قضاوت درباره مراجع، حمایت و یا عدم حمایت آنها از دولت و احمدینژاد شد. البته این فقط دیدگاه من نبود. کافیست همین امروز سری به نظرات حامیان متعصب بزنید. اگر من چهار سال پیش چنین نظراتی داشتم، آنها همین امروز چنین اعتقادی دارند. مثلا اگر مرجعی کمترین انتقادی به دولت و یا رییس جمهور بکند، از طرف احمدینژادیها متهم به بیبصیرتی میشود!
متاسفانه این نگاه، ناشی از تفکر حاکم بر دولت و اطرافیان رییس جمهور است. خود احمدینژاد از ابتدا به شخصیت های مطرح اصولگرا اهمیتی نمیداد. ارتباط او با علما و مراجع به تدریج کمتر شد. به نظرات آنها کماعتنایی و یا بیاعتنایی شد. مسائلی جنجالی پیش آمد که اعتراض مراجع را در پی داشت. احمدینژاد به جای کم کردن حاشیهها و راضی کردن مراجع، حاشیهها را بیشتر کرد. جالب اینکه نظرات رهبری را هم بهانه میکرد: یعنی فاصله قائل شدن بین نظرات رهبری و مراجع؛ یعنی آغاز یک انحراف خطرناک که «ما به عنوان دولت اصولگرا کاری به مراجع نداریم و تنها نظرات رهبری برای ما کافیست!» با اینکه رهبر انقلاب چند بار درباره این مساله و لزوم احترام و توجه به نظرات مراجع تقلید به دولت توصیههایی کردند.
کمترین تاثیر این رفتار، تغییر ذائقه، روحیه و اعتقاد حامیان و دوستداران دولت اصولگرا مخصوصا جوانان حزباللهی بود. چرا که به تدریج حس بدگمانی آنها را نسبت به همه شخصیتهای مذهبی و سیاسی انقلاب و از همه مهمتر نسبت به علما و مراجع بیشتر میکرد.
آنها که عمق مساله را میدیدند جانب احتیاط را گرفتند و گاهی به صراحت و یا به کنایه حرفی زدند اما فضای کلی، همچنان فضای اعتماد مطلق به احمدینژاد و تصمیمات او بود. البته جریان احمدینژاد بعد از انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ و مخصوصا بعد از انتخاب رحیم مشایی به عنوان معاون اول رییس جمهور از هم پاشید و به چند دسته مجزا تقسیم شد. گروهی با مساله کنار آمدند و گروهی هم کنار نیامدند. دسته دوم خودشان به چند دسته دیگر تقسیم شدند:
اول آنهایی که ادعا میکردند احمدینژاد گرفتار سحر و جادوی مشایی شده و اعتقاد داشتند که باید برای جدایی این دو نفر از هم دعا کرد! دوم آنهایی که میگفتند فعلا وظیفه داریم از دولت اصولگرا حمایت کنیم تا فلانی و بهمانی از آب گل آلود ماهی نگیرند، سوم آنهایی که به کلی ناامید شدند و چهارم آنهایی که فهمیدند در تحلیلها و قضاوتهای گذشته خود درباره افراد مختلف دچار افراط و تفریط شدهاند.
ما امروز بهتر و جامعتر میتوانیم این جریان فکری و عملی را تحلیل کنیم. چرا که فضا شفافتر شده و احمدینژادیهای رسمی و واقعی، به صراحت حرفهایشان را میزنند. امروز احمدینژادیهای واقعی خودشان را اصولگرا نمیدانند مثل جناب آقای جوانفکر. احمدینژادیهای واقعی ولایتمداری را تقسیمبندی میکنند. احمدینژادیهای واقعی بین احمدینژاد و مشایی فرقی قائل نیستند چرا که آنها هم بین خودشان فرقی قائل نیستند. احمدینژادی واقعی به همه بدگمان است. اعتقاد دارد که همه منحرف شدهاند. به مراجع و علمای دین احترام نمیگذارد. نظر آنها را نمیپذیرد. نگرانی آنها را کم اهمیت میداند. آنها را بیبصیرت میداند.
اما دیگرانی که هنوز از احمدینژاد دم میزنند، احمدینژادی واقعی نیستند؛ هرچند ترجیح میدهند هنوز به همین نام خوانده شوند! البته اینها از نظرات و تصمیمات احمدینژاد مخصوصا درباره مکتب ایرانی، احترام به علما، مشایی و … در بهت و حیرتند اما با این وجود، همچنان احمدینژاد را بر دیگر چهرههای اصولگرا ترجیح میدهند!
به نظر من اشتباه اینها کمتر از احمدینژادیهای واقعی نیست. چرا که به جای آسیب شناسی و تاکید بر محاسن و انتقاد از اشتباهات و اصلاح اشتباهات، صورت مساله را پاک میکنند. منظورم این نیست که مساله فرعی را اصلی کنند، منظورم این است که لااقل خودشان و دیگران را فریب ندهند!
من با اینکه دیگر خودم را احمدینژادی نمیدانم، اما دشمن او هم نیستم. سیاست یعنی همین آزمون و خطاها. امروز احمدینژاد را فقط رییس جمهورم میدانم با محاسن و اشتباهات زیاد، همان طور که علی لاریجانی را هم رییس مجلسم میدانم؛ و به این نتیجه رسیدهام که دیگر به کسی اطمینان مطلق نداشته باشم مخصوصا در عرصه سیاست!تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
مـَــــــن
به نظر من آدمها دو دسته هستن :
یا از من پولدارترن که بهشون میگم مال مردم خور و ...
یا بی پول ترن که بهشون میگم گشنه گدا و ...
یا بهتر از من کار میکنن که بهشون میگم خرحمال و ...
یا کمتر کار میکنن که بهشون میگم تنبل و ...
یا از من سرسخت ترن که بهشون میگم کله خر و ...
یا بی خیال ترن که بهشون میگم ببو و ...
یا از من هوشیارترن که بهشون میگم پرافاده و ...
یا ساده ترن که بهشون میگم هالــو و ...
یا از من شجاع ترن که بهشون میگم بی کله و ...
یا از من محتاط ترن که بهشون میگم بی عرضه و ...
یا از من دست و دل باز ترن که بهشون میگم ولخرج و ...
یا اهل حساب و کتابن که بهشون میگم خسیس و ...
یا از من بزرگترن که بهشون میگم گنده بگ و ...
یا کوچیکترن که بهشون میگم فسقلی و ...
یا از من مردم دار ترن که بهشون میگم بوقلمون صفت و ...
یا رو راست ترن که بهشون میگم احمق ...
کلا معیار همه چیز من هستم و نه حقیقت
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
هر که به فکر خویشه ،
کچل به فکر گیسه! ...
_ دوورووغه! ، دوروغ! ... دوروغ سیزدهه به این میگن!
_ آخه بدبینی تا این اندازه؟! به این هم میشه شک کرد؟
_ چرا که نه؟! ... اصلش رو با دوروغ شروع کردن. چرا نیومدن از ما بگن ، مگه خون اونا از ما قزمرتره؟
_ چه میدونم! قرعه به اسم اینا افتاده ، اصلا هم دروغ به نظر نمیآد.
_ مگه من انقدر هالو بودم که عقلم-مو بدم دست تو! با همین حرفا خرم کردی! هی گفتم بابا ، اینا گروه خون-شون به ما نمی-خوره! از جنس ما نیستن ؛ سنگ از ما بهترون رو به سینه میزنن ... فلان وُ بَهمان ... اونوقتم بخاطر چار کلاس سواد بیشترت ، هزار جور انگ وُ برچسب به ما زدی.
_ تا حالا چند بار بهت گفتم که منم خام شدم ، اشتباه کردم. ازت معذرب نخواستم؟
_ عـُرذخواهی تو به چه درد میخوره! این خبرا همش سرگرمیه ، شیره-مالیه! ... خبر قحط بود که با این ، میخوان مشغول-مون کنن! ...
_ مسلمون! مگه چی گفته؟
_ زن جماعت اصلا غیرت داره که فشار کار وُ زندگی بزنه قلب وُ مغزشو ناکار کنه! ...
_ چرا نداره صابر!؟ یکیش خود من! زن بی-درد وُ بی-غیرتی-ام؟!
_ تو حسابت با بقیه فرق میکنه ، حلیمه! ... تو سوای بقیه هستی.
_ خواهرم سلیمه چی؟! بیست سال خونه-بدوشی ، بیست سال کار وُ بیکاری خودش وُ شوهرش ، اداره-ی زندگی وٌُ چار تا بچه ... آخرش هم سَر ِ اون دو ماه مریضی-ش ، صنار گذاشتن کف ِ دستش وُ مثلا بازخریدش کردن! دیگه سلیمه نتونست سَر ِ پا بشه. نذاشتیم تو بفهمی ، ولی بخاطر سکته قلبی دو ماه بستری شد ، دکترا میگفتن اعصابش زده فشار خون وُ قندشو بالا برده ، بعدشم سکته قلبی! ... حالام می-بینی که کنج خونه داره مثل یخ آب میشه ... شوهرشم وضع بهتری نداره ، اما تحملش خیلی بیشتره ...
_ راست میگی ، انگاری کمی تند رفتم! دلم از اینجا می-سوزه که اگه به فکر سلامتی زن وُ مرد ممللکت هستن ، چرا کسی از درد ِ ما نمیگه! ...
_ چند بار گفتن ، تو مجلس هم مطرح شد ، ولی برای فوریت اول وُ دوم رأی نیآورد.
_ من ، دیگه عقل-مو دست تو نمیدم!
_ هیچکس نباید بده ، نه به من ، نه به تبلیغات کلیشه-ای رنگ وُ وارَنگ ...
عـبـــد عـا صـی
سکته در زنان شاغل 2 برابر زنان خانهدار است
پژوهشهای صورت گرفته در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی نشان میدهد که سکته مغزی و قلبی در زنان شاغل 2 برابر زنان خانه دار است.
«جنگ نرم این است» ...
مخالفتها و انتقادها شروع شد و اظهارنظرها هم بالا گرفت. یکی گفت از مصادیق کذب است، دیگری گفت مستندات آن ضعیف است، سومی گفت با هدف جلب آراء در انتخابات ساخته شده، چهارمی گفت دستگاه قضائی باید با تهیه کنندگان آن برخورد کند و...
عدهای معتقدند پشت این ماجرا دستهای سیاسی مرموزی وجود دارند که با سرگرم کردن مردم درصدد تحقق اهداف خود و تأمین منافع باندی و گروهی خود هستند.
بر آن نیستیم که بگوئیم دستاندرکاران و مباشران صف اول این جنگ خاموش قصد خیانت دارند و یا مأموران دشمن هستند. چه بسا اینان با نیت پاک و اخلاص کامل وارد این عرصه میشوند و هدفی جز خدمت ندارند، لکن نقش اصلی را دیگران بازی میکنند. چرا تعارف کنیم و این واقعیت تلخ را نیز اضافه نکنیم که ما نیز در این جنگ نرم و خاموش به دشمنان با سکوت و بیتفاوتی و بیعملی و حتی احیاناً با رضایت خاطرمان کمک کردهایم؟
اگر به مغازهها و پاساژهائی که کتابها، نوارها، فیلمها و سی. دیهای مذهبی در آنها به فروش میرسد سری بزنید خواهید دید که در این بازار، حرف اول را مقولهای به نام "کرامات" میزند. کرامات زمان ما که در این کتابها و فیلمها و نوارها و سیدیها به مردم عرضه میشوند، مجموعهای از خواب و خیال هستند که جز سست کردن پایههای اعتقادی مردم هیچ نقش دیگری ندارند. عدهای از مداحان جامعه ما هم با همین خواب و خیالها سر مردم را گرم و بازار خود را شلوغ میکنند و افراطکاریهای آنها حتی داد مداحان واقعی و سابقهدار را نیز در آورده است.
متن کامل
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی


