چه حسابی، چه کتابی! ...
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
روزنامه شرق نوشت: شاید آن زمانی كه محمود احمدینژاد در جمع مجلسیها از صفر بودن
موجودی حساب ذخیره ارزی سخن گفت تا بتواند پاسخگوی چرایی عدم پرداخت بودجه به متروی
تهران باشد، فكرش را هم نمیكرد كه همین
پاسخ پرسش جدیدی را مطرح كرده و عملكرد وی و دولتش را درست در سالهایی كه بهای نفت
در بازارهای جهانی، جهشی چشمگیر نسبت به دولتهای پیشین داشته است، زیر سوال
ببرد.
زمانی كه علی مطهری از دلیل عدم پرداخت
بودجه برای متروی تهران از احمدینژاد سوال كرد، رییس دولت با لحنی خاص اعلام كرد:
«موجودی حساب ذخیره ارزی صفر است، از كجا بیاورم به مترو تهران پول بدهم؟»
همین
پاسخ كافی بود تا تنها برای یكی از پاسخهای رییس دولت به مجلسیها، دو سوال جدی
مطرح شود كه قطعا پاسخی برای آن پیدا نخواهد شد، جز برداشت دولت از حساب ذخیره ارزی
كه قرار بود، پشتوانهای باشد برای روزهای مبادا.
اما اكنون سوال این است كه موجودی حساب ذخیره
ارزی كجاست؟ چرا موجودی حساب صفر شد؟ و چرا در سالهایی كه قیمت هر بشكه نفت
ركوردهای بیسابقهای از خود به جا گذاشته بود، نتوانستیم از روزهای طلایی نفت
استفاده كنیم؟ زیاد است سوالهایی از این دست درخصوص موجودی حساب ذخیره ارزی كه
محمود احمدینژاد صراحتا آن را صفر اعلام كرده بود و اكنون این سوالها جای تنها
پرسشی را كه در سالهای اخیر مطرح بود گرفتهاند.
از سال 87 كه محمود احمدینژاد موجودی حساب ذخیره ارزی
را محرمانه اعلام كرده بود، رقم این موجودی پرسشی بیجواب شده بود كه هر مرجعی
براساس برآوردهای خود رقمی را برای آن اعلام میكرد، چرا كه محمود احمدینژاد در
این خصوص گفته بود این حساب برای دو، سه سال كشور موجودی دارد و ما هیچوقت
نمیتوانیم برای حساب عددی بگوییم، زیرا محرمانه است. خبر محرمانه بودن موجودی حساب چندان دوامی نداشت چرا
كه شمسالدین حسینی وزیر اقتصاد حدود یك ماه پس از اظهارات احمدینژاد درخصوص
موجودی صندوق، رقم حساب ذخیره ارزی را 25میلیارد دلار دانست.
رقمی كه از سوی بانك مركزی
تایید نشد و این بانك در گزارشی آن هم یك ماه پس از اظهارات وزیر اقتصاد موجودی
حساب را 23میلیارد و 175میلیون دلار اعلام كرد. در جریان انتخابات سال 88، موجودی
حساب ذخیره روند دیگری به خود گرفت. خبرهایی از منفی بودن موجودی حساب ذخیره ارزی
به میان آمد و در آن روزها به جای آنكه با اعلام رقمی واقعی از موجودی حساب به این
خبرها پاسخ داده شود، محمود احمدینژاد با رد منفی بودن موجودی حساب در جمع
خبرنگاران اعلام كرد آن چیزی كه شما دیدید آن حساب تعهدی است. اگر حساب تعهدی حساب
كنیم، باز هم بیشترین رقم موجودی در این دولت هست.
در حالی كه بعضیها با قبل حساب نقدی را
مقایسه میكنند.
اگر حساب نقدی را مقایسه كنیم بیشترین رقم موجودی هفت، هشت، 10ساله، امروز
الحمدالله در حساب موجود است و پشتیبان برنامهریزیهای كشور است.
شاید همین تضمین ضمنی كه
محمود احمدینژاد درخصوص موجودی حساب داد كه پشتیبان برنامهریزیهای كشور باشد،
عاملی شد تا طرح استفاده از تسهیلات حساب ذخیره ارزی برای حمل و نقل عمومی كشور در
ماههای ابتدایی سال 88 مطرح شده و در مهرماه همان سال فوریت آن در صحن علنی تصویب
و اواخر سال نیز به دولت ابلاغ شود. ابلاغیهای كه دو سال پس از آن، محور سوالی شد
از محمود احمدینژاد.
سوالی كه پاسخ آن موجودی حساب ذخیره ارزی را صفر به
نمایش گذاشت و نگرانیها درخصوص موجودی حساب ذخیره ارزی را بار دیگر پررنگ كرد.
پاسخ محمود
احمدینژاد از سوی بسیاری نقض اظهارات گذشته وی معنی شد. پررنگ شدن این نگرانیها در حالی بود كه
حساسیتها درخصوص رقم این موجودی با طرح جدی منفی شدن موجودی حساب در جریان
انتخابات ریاستجمهوری سال 88، پس از انتخابات نیز ادامهدار شد، ماهها میگذشت و
اظهارنظرهای متفاوتی درخصوص موجودی حساب مطرح میشد تا اینكه در نیمه سال 89 جبار
كوچكی زاده یكی از نمایندگان مجلس رقم حدودی موجودی حساب را كمتر از 10میلیارد دلار
اعلام كرد.
این
در شرایطی بود كه برخی كارشناسان با اشاره به اینكه اگر مكانیزم قانونی برداشت از
حساب ذخیره ارزی یعنی اجازه از مجلس برای برداشت از حساب رعایت میشد، حساب ذخیره
ارزی حدود 100میلیارد دلار بود. رقمی كه بهمن آرمان عضو سابق هیات امنای حساب ذخیره
ارزی نیز آن را تایید میكند. ماجرا ادامه داشت تا پای صندوق توسعه ملی برای
جمعآوری ذخایر ارزی كشور به میان آمد و قرار شد دست دولتیها برای دسترسی به این صندوق
كوتاه باشد و اجازه برداشت از این صندوق نیز به دولت داده نشود. حتی علی لاریجانی
اعلام كرد كه اجازه نخواهد داد صندوق توسعه ملی به سرنوشت حساب ذخیره ارزی دچار
شود.
در پی
آن، اواسط سال 90
قاسم حسینی عضو هیات عامل صندوق توسعه ملی با اشاره به اینكه «موجودی حساب ذخیره
ارزی تا پایان سال 89 معادل 100میلیون دلار بوده است»، اظهار داشت: «بانك مركزی باید آخرین موجودی
را محاسبه و اعلام كرده و 50درصد آن را در اسفندماه سالجاری به حساب صندوق توسعه
ملی واریز كند.» وی تصریح كرده بود: «بر اساس اساسنامه صندوق توسعه ملی، 50 درصد از
منابع و موجودی حساب ذخیره ارزی باید به صندوق توسعه ملی واریز شود؛ ضمن اینكه اگر
دولت یا مجلس در یك سال از 50درصد باقیمانده برداشتی نكند، آن 50درصد نیز به منابع
حساب ذخیره ارزی در سال بعد اضافه میشود.»
عضو هیات عامل صندوق توسعه ملی در
مورد علت وجود منابع مالی در حساب ذخیره ارزی بعد از تشكیل صندوق توسعه ملی یادآور
شده بود: «مملكت را باید مدیریت اداره كرد؛ این در شرایطی است كه بر اساس اساسنامه
صندوق توسعه ملی، دولت و مجلس نمیتوانند از منابع صندوق برداشتی داشته باشند،
بنابراین كشور باید حداقل به اندازه اداره یك ماه كشور، ذخیره مالی داشته باشد تا
بتواند پنج تا ششمیلیارد دلار در شرایط اضطرار، كالا وارد
كند.» در این میان، هر چند كه خبرها بر اساس اساسنامه
صندوق توسعه ملی از عدم دسترسی دولت به این صندوق حكایت دارد اما با خبری كه محمود
احمدینژاد از صفر شدن موجودی حساب داده است، در كنار گزارش مركز پژوهشها از لایحه
بودجه 91 به نظر میرسد كه دولتیها اكنون قصد رسیدن به صندوق توسعه ملی را دارند.
مركز پژوهشهای مجلس با انتشار گزارشی تاكید كرده است كه دولت در لایحه بودجه سال
۹۱ با نقض اساسنامه صندوق توسعه ملی، جواز برداشت از صندوق را صادر كرده و به
عبارتی برای همه منابع حاصل از نفت در سال ۱۳۹۱ هزینه پیشبینی شده و حساب ذخیره
ارزی به صورت عملی تعطیل شده است.
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
مردی از خویش برون آید وُ کاری بکند
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
هر
سال روز احسان و نیکوکاری که میشود کلی یادداشت و مقاله و سخنرانی منتشر میشه که
فلان و فلان
من نخواستم مطلبی اینترنتی و بعضا تکراری بنویسم یا آیهای از قرآن
و حدیثی از ائمه بیارم. گفتم با ذکر خاطرهای به هرکس که احساس مسئولیت میکنه
بگویم جنوب شهرها را دریابید. چندین سال قبل بود کتاب خانهی عمومی شهرمان محل
مطالعه هر روزه من بود برای کنکور.
به علت کمبود جا در کتابخانه و تعداد زیاد
پشت کنکوری معمولا ۷ صبح کتاب خانه بودم. حدود یک ساعت که مطالعه میکردم برای رفع
خستگی برای پیاده روی بیرون می رفتم ضلع جنوبی خیابانی که در آن کتابخانه عمومی شهر
واقع بود به کوه منتهی می شد به همین دیل همان مسیر را برای پیاده روی انتخای می
نمودم اولین روزها صرفا جهت پیاده روی بود تا اینکه چند روزی کمی بیشتر از کتاب
خانه دور شدم صحنه هایی که میدیدم هر روز مرا بیشتر جلب و البته متأثر میکرد طوری
که دیگه ۷ صبح کتابخانه نبودم بلکه جای همیشگی میان مردمان فراموش شدهی شهر
بودم.
خانه های با طول ۲ متر و عرض یک متر به ارتفاع کمتر از یک متر با مصالحی
از گل و نی، فقط برای خوابیدن ساخته شده بود برای بیش از ۶ نفر. حیاط خانه دیوار
نداشت؛ کودکانی که هرگز غذای گرمی نخورده بودند، و... چشم های زول زده ای که من را
می نگریستند هنوز خاطرم هست. والله که این کلمات و حروف الفبا همهی حرف دل و
احساسم رو انتقال نمیده.
از اینکه پنج سالِ قبل کنکور قبول نشدم ناراحت نیستم
اگرچه کاری هم نتونستم بکنم اما همین قدر می دونم گذشت زمان باعث فراموشی آن
پابرهنگان جنوب شهرم نشد و هنوز بیادشان هستم. به هرحال هرکس که احساس مسئولیت
میکنه و مخصوصا کسانی که قانوناً در این کشور مسئولند بدانند که این موضوع رو هم
فراموش نکردیم که انقلاب ما برای پاه برهنگان بود.
فراموش نکردیم که دین ما
توصیه به احسان و نیکوکاری کرده. فراموش نکردیم که بیش از یک صد آیه از آیات قرآن
کریم احسان و نیکی کردن رو توصیه بلکه واجب کرده. فراموش نکردیم که همین دیروز با
شعار حمایت از اقشار ضعیف و بی بضاعت از ما رای
گرفتید.
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
خود را به کوچه-ی علی-چپ زدن
همیشه کارساز نیست! ...
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
پرسیدن سؤال از
رئیسجمهور کار درستی بود یا نه؟ این پرسشی است که پس از حضور محمود احمدینژاد در
مجلس بسیاری از افراد از هم میپرسیدند، چرا که برخی بر این باور بودند، با توجه با لحن و
ادبیات رئیس جمهور در پرده دریهای یک طرفه علیه اشخاص، نباید از وی سؤال پرسیده و
تریبونی در اختیار وی گذاشته میشد که ادعاهایی را مطرح کند، بدون اینکه افراد فرصت
پاسخگویی داشته باشند.
به گزارش
«تابناک»، اما سؤال از رئیسجمهور را نباید یک جلسه سخنرانی دانست، پرسش از دومین مقام عالیرتبه کشور برای این
است که وی آگاه شود، نظارتی بر او هست و او نمیتواند هر ادعایی را مطرح کند؛ بدون
اینکه پاسخگویی و مسئولیت پذیری نسبت به آن داشته باشد.
بیگمان، سؤال
از رئیسجمهور نخستین گام نظارت مجلس بر رئیسجمهور است و نباید گمان کرد که مجلس در مقابل رئیسجمهور
و ادعاهایش دسته و پا بسته است و ابزارهای نظارتی دیگری دارد. اکنون یک سؤال وجود دارد آیا آن گونه که نمایندگان طرفدار دولت مدعی هستند،
رئیسجمهور پیروز نهایی پرسش و پاسخ روز گذشته بود؟
رئیسجمهور
به اذعان نمایندگان مجلس و آنچه اکنون از آن بر جای مانده است، به پرسشهای
نمایندگان پاسخی نداد. البته پاسخ که داد، اما نه پاسخی که در جواب پرسشهای
نمایندگان باشد، بلکه در پاسخ به برخی از پرسشهای نمایندگان از آنان پرسید که
قانونا نمیتوانست بپرسد. به برخی دیگر پاسخهایی داد که ادعا بودند و نه پاسخی
مستند که تا امروز بخش عمدهای از آنان از سوی مقامات گوناگون تکذیب شده
است. آنچه برخی معتقدند احمدی نژاد پیروز شده است،
شوخیهای جدی و غم انگیز وی با نمایندگان ملت بود؛ شوخیهایی که جایش در مجلس نبود.
در مهمترین رخداد مجلس شورای اسلامی، رئیسجمهور به گفته خودش برای صفا کردن و شوخی
رفته بود؛ غافل از اینکه کار ملک و مملکتداری با شوخی و صفا اداره
نمیشود.
اما اگر پاسخ ندادن به پرسشهای نمایندگان و
تکرار مجموعه ادعاهایی را که از سوی شهرداری، دیوان محاسبات و... تکذیب شد، موفقیت
به شمار آوریم، بیگمان وی پیروز
و اگر طفره رفتن و به حاشیه کشاندن و متلک پرانی را
پیروزی بدانیم، بیگمان رئیسجمهور کنونی کامیاب شده است.
احمدی نژاد
برای کسانی بود که ادبیات وی را میپسندیدند و افقی برای ثبات و پایداری نظام سیاسی
کشور قائل نیستند، البته پیروز شد و چرا پیروز نشود؛ زمانی که عقلای مجلس و به ویژه ریاست مجلس، که
همه سیاست را سیاست بازی نمیدانند و ناگزیر برای جلوگیری از نزاع رو در رو، زبان
در کام کشیدند تا سخنان محمود احمدی نژاد پایان یابد و فقط برود، احمدی نژاد پیروز
شده است. نمایندگانی که به طرفداری از دولت، حقوق مردم را
بر زمین گذاشتند هم به یقین پیروز شدند، آنان که گفتند احمدی نژاد تلویحا معذرت
خواهی کرده است، مطمئن باشند گاه حادثه ای دیگر در میان است. آنان که گفتند احمدی نژاد توهین نکرده است،
منتظر باشند تا زمانی که هرم آتش، خود آنان را نیز گرفتار کند؛ چه آنکه همان نمایندگانی که اکنون دادشان بلند شده که
رئیسجمهور به آنان توهین کرده است، بسیاری کسانی هستند که در فردای انتخابات و
مناظرات انتخابات ریاست جمهوری سال 88 در تلویزیون از لحن و ادبیات احمدی نژاد علیه
رقبایش حمایت کرده بودند.
تا زمانی که قاعده بازی سیاست در ایران یک طرفه است،
احمدی نژاد پیروز است و پیروزیهای اینچنینی همچنان ادامه خواهد داشت؛ چه آنکه در
مناظرات و پرسش و پاسخ روز گذشته هم ادعاهایی مطرح کرد و رفت، بدون اینکه الزامی به
شنیدن پاسخ رقبا یا نمایندگان مجلس داشته باشد.
این یکسویه بودن بازی سیاست در ایران، گاهی به کوتاهی
نمایندگان مجلس با آیین نامههای عهد عتیقشان برمیگردد و گاه در کجسلیقگی مسئولان
رسانهای کشور؛ هر چه هست، احمدی نژاد این راه یکطرفه را به خوبی
میشناسد.
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
وقتی ریش هم قابلیت شرطی شدن پیدا میکند! ...
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
قاسمی از فرماندهان دفاع مقدس با اشاره به حکم هشت ماه زندان و 60 ضربه شلاق عامل
اهانت به فائزه هاشمی گفت: «اگر چنین حکمی را برای فائزه بریدند و نصف روز این خانم
زندان رفت، من ریشم را میتراشم!»
نظرات بازدیدکنندگان
....
1390-12-23 07:27
آقای قاسمی گرامی! ریشت را بگذار برای امورات زندگی
ات.
1390-12-23
07:46
شما به
فساد تاریخی این دولت نمره چند میدی برادر؟
1390-12-23 08:39
در مورد این جمله ایشان که
فرموده است سرباز ولایت صد کیلومتر جلوتر از رهبرش ایستاده است توجه ایشان را به
این جمله در یکی از صلوات شعبانیه جلب می کنم که می فرمایید: الْمُتَقَدِّمُ لَهُمْ
مَارِقٌ وَ الْمُتَأَخِّرُ عَنْهُمْ زَاهِقٌ وَ اللازِمُ لَهُمْ لاحِقٌ
پیش افتاده از آنها از دین خارج است و عقب مانده از
آنان نابود است،و همراه آنان
ملحق به حق است یعنی برادر
عزیز سرباز واقعی ولایت نه از امام خود عقب می ماند و نه جلوتر از او حرکت می کند
-شاید وجود همین تفکر در امثال شما برادران عزیز هست که گاه به گاه دل رهبری را خون
می کند.حمله به کوی که یادتان هست...فتح سفارت انگلیس چطور؟..فحاشی به ناموس مردم
و....!!!
1390-12-22 21:35
این باند
جبهه پایداری براحتی غیبت کرده و تهمت می زنند و بشدت دنبال تخریب آیت الله هاشمی
این استوانه نظام و مرد خدا هستند. اینها پایبند به اسلام واقعی نیستند و از خط
امام فاصله گرفته اند .این شخص بدلیل سخنان ناپسندش می بایست توسط دادسرای نظامی
احضار و برخورد قانونی با او صورت گیرد . عناصر این جریان منحرف تفکرات خطرناکی
دارند و دائما فتنه گری کرده و دیگران را متهم به فتنه و بی بصیرتی می کنند .
1390-12-22 17:54
شما نگران اجرای حکم ضارب حجاریان باش ریشت رو
هم نتراش
1390-12-22 13:42
اگه این آقا ریششو زد من هم قول
میدهم در اولین فرصت بزنم
1390-12-22 13:43
اگه به حوادث كری دانشگاه رسیدگی شد و اگر
جوانفكر به زندان رفت و اگر عاملین رسوایی ٣٠٠٠ میلیاردی شناسایی شدن و محاكمه شدن
و اگر احمدی نژاد برای پاسخ سوال نمایندگان به مجلس رفت.. من تمام ریش و سبیلو ابرو
و مو رو از ته میزنم .جریان انحرافی همون كسانی هستن كه حقایق رو با ربط دادن بی
منطق به رشادت های دفاع مقدس توجیه میكنن.
1390-12-22 13:53
اگر میخواهی ادای
روشنفكرهارو در بیاری برو بزن از فائزه مایه نگذار باباش ناراحت میشه
1390-12-22 14:12
امیدوارم برای تو هم یک آپدیت نسخه 2012 بیاید تا مثل
دهنمکی به روز شده فکر کنی !
1390-12-22 14:21
با عرض پوزش من به دلیل کوسه بودن و نداشتن ریش؛ اگر
این اتفاق افتاد ریش می زارم.
1390-12-22 14:22
واقعا" از یك سردار متاسفم كه برای جذابیت
حرفاش از دیگران مایه می گذارند
1390-12-22 14:29
سعید تاجیک سعید مرتضوی سعید
قاسمی بیایید هر سه ریشهایتان را بزنید.
1390-12-22 14:33
قاسمی عزیز مجلس
ششم هیچ وقت در فکری نبود که در کشور مشکلی بوجود آورد که بیگانه استفاده کند
اعتقادی داشت که بهتر از احمدی نژاد باید کشور اداره شود و اینگونه همدیگر را منکوب
نکنیم
1390-12-22 14:29
نه ریشتونو نزنید...بهتون نمی آد.
1390-12-22
14:38
ریشت را نگهدار................
1390-12-22 14:38
سعید تاجیک سعید مرتضوی سعید
امامی آقا سعید ریشها را بزن درنگ نکن.
bohlool@yahoo.com1390-12-22 14:45
آمین یا رب
العالمین. دعای پر محتوایی بود. احسنت
1390-12-22 14:46
ما نفهیدیم یكی به
خانم فائزه هاشمی فحش و بد و بیراه گفته انوقت ایشون محاكمه میكنند!!!؟
fifie1382@yahoo.com1390-12-22 14:54
البته باید دانست این حرفها را برای
بسیج دانشجویی زده ، اشكالی ندارد ، توهم انتهایی ندارد.
1390-12-22 15:24
اگه عاملین کوی دانشگاه رو محاکمه کردند من ریشم را با کبریت می سوزونم حاج
آقای قاسمی
1390-12-22 15:42
جانباز 70%دفاع مقدس جمعی لشکر محمد رسول الله گردان
انصار الحسین برای سعید قاسمی متاسفم
1390-12-22 15:47
ای خداوند!لطفا یک جو شعور به من
و امثال من عطا کن.
1390-12-22 15:53
ریشتو بذار وقتی رحیمی و مرتضوی محکوم که نه، فقط
دادگاهی که شدن بعد بتراش. این حکم هم نوش جان سعید تاجیک تا دیگه اون باشه که به
زن مسلمان توهین نکنه.
bohlool@yahoo.com1390-12-22 13:12
آمین یا رب
العالمین. دعای پر محتوایی بود. احسنت
1390-12-22 13:03
اگر سعید مرتضوی
محاکمه شد اگر احمدی نژاد جواب سئوال مجلسیان راداد منهم ریشم را از ته می زنم
1390-12-22 12:49
ریشتو حداقل واسه یه مرد مثل آقای مرتضوی گرو بذار نه
یه خانم!!!!!!!!!!
1390-12-22 12:46
ای خداوند! به علمای ما مسئولیت و به عوام ما
علم و به مومنان ما روشنایی و به روشنفکران ما ایمان و به متعصبین ما فهم و به
فهمیدگان ما تعصب و به زنان ما شعور و به مردان ما شرف و به پیران ما آگاهی و به
جوانان ما اصالت و به اساتید ما عقیده و به دانشجویان ما نیز عقیده و به خفتگان ما
بیداری و به دینداران ما دین و به نویسندگان ما تعهد و به هنرمندان ما درد و به
شاعران ما شعور و به محققان ما هدف و به نومیدان ما امید و به ضعیفان ما نیرو و به
محافظه کاران ما گستاخی و به نشستگان ما قیام و به راکدان ما تکان و به مردگان ما
حیات و به کوران ما نگاه و به خاموشان ما فریاد و به مسلمانان ما قرآن و به شیعیان
ما علی(ع)و به فرقه های ما وحدت و به حسودان ما شفا و به خودبینان ما انصاف و به
فحاشان ما ادب و به مجاهدان ما صبر و به مردم ما خودآگاهی و به همه ملت ما همت،
تصمیم و استعداد فداکاری و شایستگی نجات و عزت ببخش
1390-12-22 12:39
شما از بین اینهمه آدم با اتهامات جور واجور چرا فائزه
هاشمی را برای تراشیدن ریش خود انتخاب کردید ؟؟؟؟
1390-12-22 12:28
برادر گرامی حاج سعید
عزیز اگه اون شهدای عزیز زنده بودند وضع من وشما این نبود
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
مادر-مُرده، تو چه جوری صفر شدی!؟
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
در جریان بررسی سوال از
رییس جمهور در مجلس، موضوع مهمی اعلام شد که تا پیش از این از اعلام آن اجتناب
میشد. این موضوع، موجودی حساب ذخیره ارزی بود که مدتها از آن خبری در دست نبود.
((( در واقع، هربار راجع به آن سؤالی میشد، رئیس
دولت وَ بعضی دولتمردان همیشه از بالا بودن این رقم صحبت میکردند؛ بدون اینکه حتی
به مردم بگویند حدود فلان مبلغ است، برخوردی کاملا امنیتی-افراطی نسبت به آن
داشتند!؟ ..._ع.ع )))
رییس جمهور در خلال پاسخ به این پرسش که چرا تسهیلات ارزی مترو اختصاص نیافته است، اعلام کرد که موجودی حساب ذخیره ارزی صفر
شدهاست.
این در
حالی است که موجودی حساب ذخیره ارزی یکی از منابع صندوق توسعه ملی است. پیش از این
سازمانهای نظارتی مانند سازمان بازرسی کل کشور و دیوان محاسبات اعلام کرده بودند
که دولت از حساب ذخیره ارزی به عنوان قلک دولت استفاده کرده و هر جا که نیاز به
منابع داشته از آن برداشت کرده است.
این موضوع آن قدر جدی شد که رییس مجلس اعلام
کرد اجازه نخواهد داد صندوق توسعه ملی به سرنوشت حساب ذخیره ارزی مبتلا
شود.
همزمان با آغاز به کار
صندوق توسعه ملی، اعلام شد که حساب ذخیره ارزی نیز حفظ و از منابع آن در جای مناسب
استفاده خواهد شد.
صفر شدن
موجودی حساب ذخیره ارزی این بیم را ایجاد میکند که دولت برای تامین منابع مورد
نیاز خود به صندوق توسعه ملی رو بیاورد.
*سابقه حساب ذخیره ارزی*
حساب ذخیره ارزی در سال ۱۳۷۹
توسط دولت محمد خاتمی و پس از پشت سر گذاردن شوک ناشی
از کاهش شدید درآمدهای نفتی راه اندازی شد. دولت خاتمی تجربه تلخی از کاهش شدید درآمدهای نفتی در
سالهای آغازین فعالیت خود داشت.
وی در جریان معرفی و کسب رای اعتماد به کابینه
دولت دوم خود در مجلس پیرامون وضعیت اقتصادی ایران در سالهای ۷۸-۱۳۷۷ گفت
:«درگذر از سال ۷۷ به، ۷۸ شبهای متمادی خواب
نداشتیم و روزها نگرانی مان در اوج بود. چون فقط سه روز ذخیره گندم در کشور داشتیم
… آیا شما میدانید به خاطر نداشتن ارز، درجایی که نمیتوانستیم بدهیهایمان را
بپردازیم، با سیلی صورت خود را سرخ نگه داشتیم و در عین حال، به کالاهای مردم لطمه
نخورد.»
حساب ذخیره ارزی اهدافی نظیر ایجاد ثبات در میزان درآمدهای حاصل
از فروش نفت خام، تبدیل داراییهای حاصل از فروش نفت خام به دیگر انواع ذخایر و
توسعه فعالیتهای تولیدی و سرمایهگذاری و تامین بخشی از اعتبار موردنیاز طرحهای
تولیدی و کارآفرینی بخش غیر دولتی و فراهم کردن امکان تحقق فعالیتهای پیشبینی شده
در برنامه را مدنظر قرار میدهد.
بر اساس قوانین برنامه سوم و چهارم توسعه، دولت در صورتی مجاز به
برداشت از این حساب است که درآمد ارزی حاصل از صادرات نفت خام نسبت به ارقام
پیشبینی شده کاهش پیدا کند.
همچنین برداشت از حساب ذخیره ارزی برای تامین کسری ناشی از عواید غیر نفتی بودجه
عمومی ممنوع است.
در قانون پنج ساله چهارم
توسعه مقرر شدهاست به منظور سرمایهگذاری و تامین بخشی از اعتبارات موردنیاز
طرحهای تولیدی و کارآفرینی بخش غیر دولتی که توجیه فنی و اقتصادی آنها به تایید
وزارتخانههای تخصصی ذیربط رسیده باشد تا ۵۰ درصد حساب ذخیره ارزی از طریق شبکه
بانکی داخلی و بانکهای ایرانی خارج از کشور به صورت تسهیلات با تضمین کافی تخصیص
یابد.
فلسفه
شکلگیری این حساب در ایران بیشتر در راستای تعدیل فشارهای ناشی از نوسان قیمت نفت
بر اقتصاد ملی بوده تا ایجاد حساب پسانداز برای نسلهای آینده کشور و حاکمیت این
نگرش بر دیدگاه دولتمردان و برنامهریزان کشور نحوه عملکرد این حساب را به صورت
مستقیم تحت تاثیر قرار دادهاست.
*اطلاعاتی
درباره موجودی حساب و برداشت از آن*
اطلاعات
موجود نشان میدهد که طی سالهای برنامه چهارم
(1388-1384)، بالغ بر 108.6 میلیارد دلار از حساب ذخیره ارزی بر اساس تکالیف
بودجهای برداشت شده است.
عملکرد
حساب ذخیره ارزی طی دوره 1388- 1384 نشان میدهد، متوسط سالانه واریزی به حساب طی سالهای برنامه
چهارم معادل 26726 میلیون دلار بوده است.
مجموع قراردادهای منعقده برای اعطای تسهیلات
از حساب ذخیره ارزی طی سالهای برنامه بالغ بر 16 میلیارد دلار بوده است. مقایسه
سهم بخشهای اقتصادی در کل دوره نشان میدهد که بخشهای صنعت و حمل و نقل به ترتیب
با دریافت بیش از 84 درصد و 15 درصد از کل تسهیلات اعطایی طی دوره برنامه چهارم،
بالاترین سهم را به خود اختصاص دادهاند. سهم سایر بخشها کمتر از یک درصد بوده که
کمترین آن مربوط به بخش معدن (0.1درصد) است.
بر اساس طبقهبندی ارایه شده سهم هر
یک از موارد اصلی شامل تأمین اعتبار طرحهای عمرانی، شفافسازی قیمت حاملهای
انرژی، تعهدات ارزی، مقاومسازی مدارس، دو درصد منابع نفت برای مناطق نفت خیز و
محروم کشور، سه درصد ارزش نفت خام تولیدی برای تجهیز منابع سرمایهای طرحهای پارس
جنوبی و سایر برداشتها از کل برداشتهای انجام شده مطابق تکالیف بودجهای طی
برنامه چهارم به ترتیب 46.6، 25.4، 4.9، 3.4، 2.2، 5.7 و 12 درصد بوده
است.
سیر صعودی
برداشت از حساب ذخیره ارزی
در حالی که مجموع برداشت از حساب ذخیره ارزی در
سال 1379 معادل صفر و در سال 1380 معادل 0.9 میلیارد دلار بوده است، این میزان در
سالهای بعدی به شدت روند صعودی به خود گرفته است.
در سالهای 81 تا 84 میزان برداشت از این
حساب به ترتیب 5.1، 5.4، 9.4 و 11.5 میلیارد دلار بوده که نشان از دو برابر شدن
برداشتهاست. در واقع طی پنج سال بعد از
افتتاح این حساب برداشت از آن حدود دو برابر شده است.
در سال 85 میزان برداشت از حساب ذخیره بیش از دو برابر
نسبت به سال قبل آن رسید و عدد 23 میلیارد دلار برای آن ثبت شده
است.
موجودی حساب ذخیره ارزی پس از
سال 1387 اعلام نشده است. بر اساس آخرین اطلاعات، درحالی که موجودی حساب ذخیره ارزی در سال 1386
با 142.5 درصد رشد نسبت به سال قبل آن مواجه بوده، اما در پایان سال 1387 موجودی این حساب نسبت به
سال قبل 43.3 درصد کاهش یافت.
موجودی نقد حساب ذخیره ارزی در سال 1386 رقمی معادل
23 میلیارد و 175 میلیون دلار بوده که این رقم در سال بعد به 13 میلیارد و 142
میلیون دلار کاهش یافت.
همچنین میزان
برداشت از این حساب در سال 1386 معادل 28 میلیارد و 15 میلیون دلار بوده که این رقم
در سال 1387 به رقم 45 میلیارد و 924 میلیون دلار افزایش یافته که افزایش 63.9
درصدی را نشان میدهد.
در حالی میزان برداشتهای دولتی از این حساب در سال 87
نسبت به سال قبل 82.1 درصد رشد داشته که میزان برداشت برای اعطای تسهیلات 18.1 درصد کاهش
نشان میدهد.
در آخرین گزارش مشخص شده است که
برداشت از حساب ذخیره ارزی در سال 1387 به 45 میلیارد و 924 میلیون دلار افزایش
یافته است.
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
جمشید انصاری نماینده اصلاح
طلب زنجان درباره نحوه پاسخ دادن احمدی نژاد به سوالات نمایندگان گفت:
"آقای احمدی نژاد به طور کلی مخاطب خود را اقشاری از
جامعه می داند که به شکل استدلالی به مسائل نگاه نمی کنند. ایشان مجلس را هم در ردیف همان
افراد قرار داده و بنابراین نیازی نمی بیند که به نمایندگان مردم پاسخ های استدلالی
بدهد. ایشان با نوعی بازی سیاسی قصد
داشت بخشی از مخاطبان خود در خارج مجلس را راضی کند."
انصاری
افزود: من در زمان پاسخ دادن ایشان به سوالات یاد
فرمایشی از مولای متقیان افتادم که می فرمایند اگر نبود لزوم رعایت اخلاق و انصاف
همانا من بزرگترین سیاستمدار دنیا بودم.
وی در پاسخ به این سوال که رفتار امروز احمدی نژاد
محصول مدارای مجلس هشتم با اوست یا نه، تصریح کرد: "هر اتفاقی که در کشور می افتد برآیند عملکرد
عمومی ماست و همه در این برآیند نقش داریم. هم مجلس هم قوه قضائیه و هم سایر نهادها
در طول این سال ها عملکردی داشتند که برآیند این عملکرد تدریجی همین
است."
خلاف واقع بود
اولیاعلی اکبر اولیا از طراحان سوال نیز
درباره پاسخ های احمدی نژاد به سوالات نمایندگان گفت: "آقای احمدی نژاد پاسخ های خود را در یک لایه عوام
فریبانه مطرح کرد و کاملا مشخص بود که خلاف واقع می گوید."
وی افزود:
البته به دلیل اینکه پیش بینی می شد که ایشان این طور سخن بگویند برخی از دوستان
معتقد بودند نباید سوال را مطرح کنیم. اما اتفاقی که امروز در مجلس افتاد حداقل
فایده اش این است که نمایندگان به فکر اصلاح آئین نامه مجلس می
افتند.
اولیا در باره ادعای احمدی نژاد مبنی بر صفر
بودن حساب ذخیره ارزی هم گفت: این هم یکی
از حرف های نادرست و خلاف واقعی بود که آقای احمدی نژاد گفت در حالیکه موجودی صندوق
ذخیره ارزی صفر نبوده است.
نماینده
اصلاح طلب یزد در پایان تصریح کرد: "آقای
لاریجانی هم نمی خواست مسائل زیاد باز شود فقط می خواست جلسه طرح سوال برگزار و زود
همه چیز جمع شود."
این نماینگر نظام دموکراتیک است ...
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
رئیس مجلس شورای اسلامی در
واکنش به تذکرات و اخطارهای پی در پی نمایندگان به صحبتهای رئیس جمهور در صحن علنی
مجلس گفت: مجلس جای شوخی نیست، جای مسایل جدی و مهم است.
در جلسه علنی صبح امروز
مجلس شورای اسلامی پس از سخنان رئیس جمهور نمایندگان مجلس شورای اسلامی در قالب
اخطارهای آئین نامه یا اخطار قانون اساسی به سخنان رئیس جمهور واکنش نشان
دادند.
محمدرضا خباز اولین نماینده ای بود که با اعلام اخطار قانون اساسی گفت:
پاسخهای رئیس جمهور به سوالات نمایندگان غیرمستدل بود. وی
افزود: رئیس جمهور به جای پاسخ به سوالات نمایندگان برخی سوالاتی را که از نظر خودش
اهمیت داشت پاسخ داد و پررنگ کرد و به راحتی از سوالات دیگر گذشت.
وی با بیان اینکه رئیس جمهور اعلام کرد من نمی
دانم این پولها در کجا خرج میشود، گفت: رئیس جمهور مسئول اجرایی کشور است و دخل و
خرج کشور با ایشان است. خباز تصریح کرد: ایشان بیش از 10 دفعه کلمه شوخی را به
کار بردند مگر مجلس محل شوخی است؟ مجلس محل منطق است. بازخورد صحبتهای رئیس جمهور
در جامعه بینالملل بسیار بد خواهد بود. وی با بیان اینکه
رئیس جمهور در جای دیگری می گوید طراح سوال با فشار دادن شاسی فوق لیسانس گرفته،
افزود: آقای مطهری دکترا دارند.
یکی از طراحان سوال از رئیس جمهور خطاب به
لاریجانی گفت: ما انتظار داشتیم شما جلوی حرفهای غیرمستدل رئیس جمهور را بگیرید اما
این کار را نکردید.
وی افزود: آخرین جمله رئیس جمهور خیلی بد بود بسیار بعید است که
رئیس جمهور در جایگاه ارشد اجرایی کشور به مجلس و ملت ایران توهین
کند.
وی در پایان از هیات رئیسه مجلس خواست تا
از طی بیانیهای پاسخ توهینهای رئیس جمهور را بدهند.
علی لاریجانی رئیس مجلس در
پاسخ به تذکر خباز گفت: مجلس احتیاج به اینکه عده ای زیر بغلش را بگیرند و از آن
تعریف کنند، ندارد. وی افزود: مسئله مهم این بود که سوالی مطرح شد و رئیس جمهور
پاسخ داد که این نمایانگر نظام دموکراتیک است.
لاریجانی افزود: بنده هم فکر میکنم بعضی حرف ها
نباید اینجا زده می شد. وی تاکید کرد: این جایگاه، جایگاه
مجلس است که از رئیس جمهور سوال میکند، مجلس جای شوخی نیست. محلی برای طرح مسایل
جدی می باشد. رئیس مجلس با تاکید بر اینکه تعبیر رئیس جمهور
مبنی بر اینکه "شاسی را فشار دادند و فوق لیسانس گرفتند"، تعبیر غلطی است افزود:
این حرفها جایگاهش مجلس نیست. نمایندگانی که در مجلس هستند یا از حوزه علمیه
فارغالتحصیل شدند که مدارک حوزوی دارند یا از دانشگاهها فارغالتحصیل شدند که
مدارک دانشگاهی دارند. وی از نمایندگان خواست به متن آئین
نامه مجلس برای سوال از رئیس جمهور دقت کنند و گفت: طبق قانون اساسی رئیس جمهور به
سوالات شما پاسخ داد و آیین نامه هم دستور نداده که در پایان صحبتهای رئیس جمهور
رایگیری شود شما هم از ما انتظار نداشته باشید که خلاف قانون اساسی و آیین نامه
عمل کنیم.
محجوب: رئیس جمهور باید در موضوع
سئوال صحبت می کرد
علیرضا محجوب گفت: رئیس جمهور
باید در موضوع صحبت کند و از وظایفش باید سؤال میشد که همه سؤالات هم در مورد
وظایف رئیس جمهور بود ولی آقای رئیس جمهور گفت که در مورد وظایفش از وی سؤال
نشد. علیرضا محجوب نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی
امروز چهارشنبه طی تذکری در صحن علنی مجلس اظهار داشت: بنده به نحوه اداره جلسه
سؤال از رئیس جمهور اعتراض دارم. وی با بیان اینکه اعتراض
بنده با استناد به اصل ۸۸ است، گفت: رئیس جمهور باید در موضوع صحبت کند و از وظایفش
باید سؤال میشد که همه سؤالات هم در مورد وظایف رئیس جمهور بود ولی آقای رئیس
جمهور گفت که در مورد وظایفش از وی سؤال نشد. محجوب ادامه
داد: بر اساس قانون اساسی، وظایف رئیس جمهور در مقابل ملت مشخص است و بر اساس این
وظایف، هرگونه سؤالی را میشود از رئیس جمهور پرسید.
لاریجانی در پاسخ به تذکر
محجوب گفت: اگر سؤالات در حوزه وظایف نبود، ما اصلا نمیپذیرفتیم.
وی افزود: در هیئت رئیسه، موضوع سؤال، یک مسئول دارد که آن را بررسی کرد و
سؤالات را بر حوزه وظایف دانست.
زمانی که احمدینژاد لیسانس نداشت من دکترا
داشتم
نماینده زابل در خانه ملت با
بیان اینکه زمانی که آقای احمدینژاد لیسانس نداشت بنده دکترا داشتم، گفت: آقای
احمدینژاد در پاسخ به پرسشهای مطروحه در طرح سوال از رئیس جمهور قانون گریزی را
به برخی نسبت داد.
عباسعلی نورا نماینده مردم زابل در مجلس شورای اسلامی در جلسه
علنی امروز (چهارشنبه) در اخطاری با استناد به اصول ۶۷ و ۷۷ قانون اساسی و پس از
بررسی طرح سوال از رئیس جمهور و استماع پاسخهای احمدینژاد به پرسشهای نمایندگان
در این طرح خطاب به لاریجانی که ریاست این جلسه را بر عهده داشت گفت: هیات رئیسه و
همه نمایندگان مجلس طبق ایین نامه داخلی سوگند یاد کردند که پاسدار همه ارزش ها و
قانون اساسی باشند. وی افزود: رئیس جمهور در جریان پاسخ به
پرسشها در مواردی خارج از دستور بحث کرد و غیرمستقیم قانونگریزی را به برخی از
نمایندگان نسبت داد و به شکل به ما توهین کرد.
نورا یادآور شد:زمانی که آقای
احمدینژاد لیسانس نداشت بنده دکترا داشتم آیا بیان سخنی مانند فشار دادن شاسی و
گرفتن فوقلیسانس از سوی ریئس جمهور در مجلس، پذیرفتنی است.
لاریجانی در پاسخ به سخن نورا گفت: این سخن خوبی نبود.
نماینده زابل در
خانه ملت در بخش دیگری از سخنانش گفت:آقای رئیس جمهور به طور غیرمستقیم هم شورای
نگهبان، هم قوه قضاییه و هم مجمع تشخیص مصلحت نظام را زیر سوال برد،آیا این
پذیرفتنی است؟ آیا نباید رئیس مجلس در برابر رئیس جمهور به این سخنان احمدینژاد
پاسخ میداد؟! این نماینده مجلس همچنین گفت: برداشت از
صحبتهای آقای احمدینژاد این است که قوه قضاییه و بقیه درست عدالت را رعایت
نمیکنند و فقط ایشان عدالت را درست رعایت میکند.
علی لاریجانی رئیس مجلس نیز
در پاسخ به این اخطار نماینده زابل گفت: ما در اینجا مامور به قضاوت درباره سخنان
رئیس جمهور نیستیم، سوال در منظر عمومی مطرح و پاسخهای آقای احمدینژاد نیز در
منظر عمومی نیز داده شد، البته برخی ایرادات بیان شده توسط نمایندگان درست است اما
سیستم آییننامه این است که ما در مجلس قضاوتی در این زمینه نداشته
باشیم.
لاریجانی همچنین تاکید کرد: شوخیهایی مانند «کمپوت» که در اینجا مطرح
شد، درست نبود و جای این شوخیها در مجلس
نیست.
سخنگوی
طراحان سوال از رئیس جمهور از انتقاد طراحان سوال خبر داد و گفت: ادبیات رئیس
جمهور ادبیاتی اهانت آمیز بود که از رئیس مجلس تا نمایندگان و مردم و شهرداری را
شامل شد و همان طور که پیش بینی می کردیم پاسخ منطقی از رئیس جمهور دریافت
نکردیم.
رضاحسینی: ادبیات رئیس جمهور توهین آمیز
بود
مصطفی رضا حسینی با اشاره به نوع ادبیات رئیس
جمهور در پاسخ به طرح سوال از رئیس جمهور گفت: همان طور که از قبل می دانستیم رئیس
جمهور خود را برای پاسخ قانع کننده به مجلس آماده نکرده بود و به نوعی از جواب دادن
به سوالات طفره رفت. وی ادامه داد: رئیس جمهور به سفسطه
پرداخت و نشان داد سوالاتی که در طرح مطرح کردهایم به نوعی واقعیت دارد. ادبیاتی
که رئیس جمهور به کار برد اهانت به مجلس، رئیس مجلس، نمایندگان و حتی به نوعی حمله
به شهرداری بود.
این طراح سئوال از رئیس جمهور تاکید کرد: ادبیات به کار شده
توسط رئیس جمهور در سراسر زمان سخنرانی توهین آمیز بود.
قدرت الله علیخانی: آرزو
دارم رئیسجمهور در همین مجلس استیضاح شود عضو فراکسیون اقلیت
مجلس گفت: پاسخهای رئیسجمهور درباره سئوالات مجلس با شأن این جایگاه متناسب نبود
و آقای احمدینژاد مراعات جایگاه خود را نکرد.
حجت الاسلام
قدرتالله علیخانی نماینده قزوین و عضو فراکسیون اقلیت مجلس در جمع خبرنگاران
درباره ارزیابیاش از پاسخهای رئیسجمهور به سئوالات نمایندگان، گفت: اصل این
جلسه بسیار زیبا بود که در نهایت تابوی سئوال از رئیسجمهور در مجلس شکست و نشان
داده شد که مجلس در راس امور است.
وی با بیان
اینکه آقای مطهری بسیار مودب و متین سئوالات خود را مطرح کردند ولی رئیسجمهور
بیشتر به شوخی به سئوالات پاسخ دادند. وی با بیان اینکه
تعابیری که رئیسجمهور نسبت به نمایندگان داشتند مایه تاسف بود، گفت: به همین جهت
است که یک ساعت از وقت مجلس صرف اخطار دادن در این زمینه میشود.
وی که معتقد است فضای کنونی مجلس علیه رئیسجمهور تند است، اظهار داشت: فکر
میکنم ایشان برخوردش با شأن جایگاه رئیسجمهور متناسب نبود و ایشان مراعات جایگاه
خود را نکردند و به صورت کلی پاسخی به سئوالات ندادند. وی
همچنین عملکرد رئیس مجلس در مدیریت فضای مجلس را مناسب دانست و گفت: رئیسمجلس در
این فضا وزین برخورد کردند و به خوبی این مجلس را مدیریت کردند و فکر میکنم ما به
تکلیفمان عمل کردیم و امروز ثابت شد مجلس در راس امور است.
علیخانی درباره این عبارت از اینکه رئیسجمهور در این مجلس استیضاح شود هم
گفت: خدا را چه دیدی من آرزو دارم که رئیسجمهور در همین مجلس استیضاح
شود.
"سخنان احمدینژاد در شأن
رییسجمهور ایران نبود"
سیدعلی بزرگواری در خصوص گفت: ما از ابتدا مخالف حضور
رییس جمهور در مجلس شورای اسلامی برای طرح سوال بودیم، چرا که میدانستیم حرفهایی
میزند که جایگاه مجلس زیر سوال خواهد رفت. نماینده مردم
کهگیلویه و بهمئی افزود: سخنان آقای احمدینژاد در شأن رییس جمهوری اسلامی ایران
نبود و به همین دلیل اهانتهایی متوجه مجلس گردید. وی اضافه
کرد: آمدن آقای رییس جمهور در مجلس دموکراسی در جمهوری اسلامی ایران را نشان
میدهد، اما باید این نکته را یادآور شویم که ۱۵ دقیقه صحبت نمایندگان در مقابل یک
ساعت پاسخ رییس جمهور ضعف قانونی ماست. بزرگواری با تاکید بر
اینکه در سخنان آقای احمدینژاد اهانتهایی به نمایندگان مردم شد، افزود: اگر بناست
پاسخی به سخنان رییس داده شود هیات رییسه مجلس باید در مقابل این اهانتها واکنش
لازم را از خود نشان دهد. وی در پایان گفت: آقای احمدینژاد
باید با متانت بیشتر رعایت شان مجلس را میکرد، نه اینکه سخنان خود را در قالب
توهین و شوخی بیان میکردند.
رضا حسینی: احمدینژاد چند سال است که با مجلس و
کشور شوخی میکند
سخنگوی طراحان طرح سؤال از رئیس جمهور گفت که 79 نماینده مجلس
احتمالا پاسخ اظهارات رئیس جمهور را در قالب بیانیهای خواهند داد.
مصطفی رضاحسینی سخنگوی طراحان طرح سؤال از رئیس جمهور ظهر امروز چهارشنبه با
حضور در جمع خبرنگاران با اشاره به اظهارات احمدی نژاد در صحن علنی مجلس گفت:
طراحان سؤال از رئیس جمهور این اظهارات را به صورت معقولانه و در جلسه عصر امروز
مورد بررسی قرار خواهند داد. وی در پاسخ به این سؤال که آیا
امکان دارد موضوع استیضاح یا عدم کفایت احمدی نژاد مطرح شود، گفت: در مورد استیضاح
هم باید موضوع را بررسی کنیم ولی طراحان سؤال از احمدی نژاد به این نتیجه نرسیدند
لذا در جلسه عصر امروز این مسئله مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
سخنگوی طراحان سؤال از رئیس جمهور تصریح کرد: در عین حال طراحان سؤال از
رئیس جمهور احتمالا در قالب بیانیهای پاسخ اظهارات احمدینژاد در صحن علنی مجلس را
که احتمالا بعد از عید خواهد بود، میدهند. رضاحسینی اضافه
کرد: احمدینژاد چند سال است که با مجلس این کشور شوخی میکند و اظهارات امروز وی
نیز خوب نبود.
مسعودی: از پاسخهای احمدینژاد قانع نشدیم/ لاریجانی: لزومی
ندارد قضاوت کنیم
رئیس مجلس در پاسخ به اخطار نماینده اهر و هریس که پاسخهای
احمدینژاد به پرسشهای مطروحه در طرح سوال از رئیس جمهور را قانع کننده نمیدانست،
گفت: قضاوت در این مورد طبق آییننامه داخلی مجلس بر عهده ما نیست.
غلامحسین
مسعودیریحان نماینده مردم اهر و هریس در مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی امروز
(چهارشنبه) در اخطاری با استناد به اصول ۸۸ و ۱۲۳ قانون اساسی و پس از بررسی طرح
سوال از رئیس جمهور در صحن علنی، اظهار داشت: واقعا پاسخهای آقای رئیس جمهور به
سوالات برای مردم و مجلس قانعکننده نبود.
وی از لاریجانی در خصوص قانع کننده
بودن یا نبودن پاسخهای احمدینژاد درخصوص پرسشها سوال کرد که لاریجانی نیز پاسخ
داد: طبق آییننامه داخلی مجلس ما برای قضاوت در این زمینه وظیفهای نداریم و لزومی
ندارد که قضاوت کنیم.
مسعودی ریحان با تاکید بر اینکه قضاوت در این زمینه لازم
است، گفت: روشن است که مسئول اجرای این امور کیست، از شما آقای لاریجانی انتظار بود
وقتی رئیس جمهور میگوید تمام قوانین در کشور اجرایی میشود، میگفتید چه قوانینی
را اجرا نکردهاند و شما به قوه قضاییه فرستادید و یا چند قانون را آقای رئیس جمهور
ابلاغ نکرده و رئیس مجلس اقدام به ابلاغ آنان کرده است.
نماینده اهر و هریس در
خانه ملت در بخش دیگری از سخنانش گفت: باید دید مردم عادی و مسئولان پایه، قوانین
را اجرای میکنند یا نه و باید دانست که اگر قانون اجرا نشود و رئیس جمهور خود را
ملزم به اجرای قانون نداند، در کشور هیاهو ایجاد میشود.
علی لاریجانی رئیس مجلس
در پاسخ به این تذکر نماینده اهر و هریس گفت: طبق آییننامه داخلی مجلس ما وظیفهای
برای قضاوت در این زمینه نداریم.
مجلس جایگاه استفاده از کلمات "شاسی و ماسی"
نیست
رئیس مجلس در پاسخ به اخطار و
تذکر نماینده شاهرود که نسبت به بیان برخی سخنان از سوی احمدینژاد در مجلس انتقاد
کرد، گفت: جایگاه استفاده از کلماتی مانند «شاسی و ماسی» در مجلس نیست.
کاظم
جلالی نماینده مردم شاهرود و سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای
اسلامی در جلسه علنی امروز (چهارشنبه) در اخطاری با استناد به اصول ۸۸ و ۱۲۲ قانون
اساسی و در تذکری با استناد به بند ۱۱ ماده ۲۳ آیین نامه داخلی مجلس و پس از بررسی
طرح سوال سوال از رئیس جمهور و استماع پاسخهای احمدینژاد به پرسشهای مطروحه در
این طرح، اظهار داشت: اصل جلسه به لحاظ فکری خوب برگزار شد و هم نمایندگان سوال
کننده، با متانت سوالاتشان را مطرح کردند و هم آقای رئیسجمهور در جلسه حضور یافت
و به پرسشها پاسخ داد.
وی در ادامه با بیان اینکه لازم است آسیب شناسی نسبت به
این جلسه انجام شود، تصریح کرد: برای بررسی طرح سوال از رئیس جمهور در مجلس مشکل
آییننامهای وجود دارد که این مشکل باید با ارجاع به کمیسیون مربوطه برطرف شود اما
در جریان رسیدگی به این طرح، مسائلی در مجلس مطرح شد که باید به این مسائل پاسخ
داده شود و جملات کوتاه آقای لاریجانی کفایت نمیکند.
علی لاریجانی رئیس مجلس
نیز گفت: اگر قانون غیر دقیق هم باشد، باید در کشور اجرا شود و اصلاح قانون مسیری
دارد که باید این مسیر طی شود.
کاظم جلالی در بخش دیگری از سخنانش با ذکر این
نکته که بالاخره جمعی از نمایندگان یا معاونت قوانین مجلس باید پاسخ دقیق و متقنی
به صحبتهای رئیس جمهور آماده کنند و ارائه دهند، یادآور شد: مسائلی در این جلسه
مطرح شد که میتواند انعکاس وسیعی درباره مجلس داشته باشد و باید به این موضوعات
پاسخ دقیقی داده شود.
لاریجانی در پاسخ جلالی گفت: باید بگویم که کسی با فشار
دادن شاسی فوق لیسانس نمیشود.
نماینده شاهرود در خانه ملت نیز به لاریجانی گفت:
براساس سوگندی که یاد کردید باید از جایگاه مجلس دفاع کنید و پاسخ منطقی و مقبولی
به رئیس جمهور بدهید.
لاریجانی رئیس مجلس نیز در پاسخ به جلالی گفت: قوانین
مصوب مجلس با حضور کارشناسان دولت و غیره مشخص میشود اما اگر هم قانونی نقص داشته
باشد، کسی نباید بگوید که آنرا اجرا نمیکنم و این موضوع دال بر عدم اجرا
نیست. وی افزود: در مسائل دیگر هم به کار بردن کلمات دیگر
مانند «شاسی و ماسی» در مجلس درست نبود و جایگاه استفاده از این کلمات مجلس
نیست. رئیس مجلس همچنین گفت: مجلس هیچوقت تصویب نکرده که
اگر کسی نماینده مجلس شود، فوق لیسانس میشود و برای نمایندگان مجلس هم در این حد
قابل قبول است و مدرکی به کسی نمیدهند و آقایان اشتباه
فهمیدند.


تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
انقدر از خجالت مردم خیس عرق نشید،
نکنه ملت رو شب عیدی عزادار کنین! ...
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
رحیمی تصریح کرد: در شب عید
از خجالت در پیشگاه مردم عرق کردم، ما باید مقصد را در همین جلسه شناسایی کنیم تا
فردا و
در جلسه هیئت دولت در خصوص بررسی
و تصمیم مقتضی اقدام عاجل به عمل آید.
باشگاه خبرنگاران: معاون اول رییس جمهور
با اشاره به اینکه به ایام پایانی سال نزدیک می شویم از دستگاههای ذیربط و مسوولین
متولی تنظیم بازار خواست بر وضعیت بازار اشراف و نظارت کامل داشته
باشند.
محمدرضا رحیمی ظهر امروز (سه شنبه) در جلسه کارگروه تنظیم بازار تاکید
کرد: دولت تلاش دارد با برنامه ریزی و مدیریت صحیح
بر وضعیت بازار، آسایش و رفاه هرچه بیشتر مردم را بویژه در شب عید فراهم
کند.
وی با انتقاد شدید از افزایش قیمت ها
در بازار افزود: کار به جایی
رسیده است که دیگر باید با عوامل گرانی برخورد کنیم.
وی با بیان اینکه یک روز موضوع مرغ، یک روز
موضوع دلار و ارز مطرح می شود اظهارداشت: روزهای دیگر
نیز موضوعات دیگری که واقعیت ندارد مطرح می شود.
رحیمی تصریح کرد: در شب عید از خجالت در پیشگاه مردم عرق کردم،
ما باید مقصد را در همین جلسه شناسایی کنیم تا فردا و در جلسه هیئت دولت در خصوص
بررسی و تصمیم مقتضی اقدام عاجل به عمل آید.
در این جلسه گزارشی از وضعیت بازار ارائه شد و بازار
خدمات و کالا مورد تحلیل و ارزیابی قرار گرفته و دستگاههای ذیربط برنامههای خود
را برای حفظ تعادل در وضعیت بازار مطرح کردند.
در این نشست همچنین در خصوص میزان
تولید و تقاضای مرغ بحث و بررسی و دیدگاهها و راهکارهای افزایش تولید مرغ و عرضه
آن در بازار ارائه شد. باشگاه خبرنگاران: معاون اول رییس جمهور با اشاره به اینکه به
ایام پایانی سال نزدیک می شویم از دستگاههای ذیربط و مسوولین متولی تنظیم بازار
خواست بر وضعیت بازار اشراف و نظارت کامل داشته باشند.
محمدرضا رحیمی ظهر امروز (سه شنبه) در جلسه
کارگروه تنظیم بازار تاکید کرد: دولت تلاش
دارد با برنامه ریزی و مدیریت صحیح بر وضعیت بازار، آسایش و رفاه هرچه بیشتر مردم
را بویژه در شب عید فراهم کند.
وی با
انتقاد شدید از افزایش قیمت ها در بازار افزود: کار به جایی رسیده است که در شب عید
از خجالت در پیشگاه مردم عرق کردم، ما باید مقصد را در همین جلسه شناسایی کنیم تا
فردا و در جلسه هیئت دولت در خصوص بررسی و تصمیم مقتضی اقدام عاجل به عمل
آید.
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
با آنکه خداوند رحیم است وُ کریم
گندم ندهد بار، چو جـُو میکاری ...
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
رئیس کل بانک مرکزی گفت:
پس از بی پاسخ ماندن درخواست های مکرر کمیته ساماندهی بازار ارز از برخی بانک ها
برای ارائه مستندات نحوه توزیع ارز، مبلغی که مستندات آن ارائه نشده بود از حساب
واسطه آنها کسر شد.
محمود بهمنی در گفتوگو با فارس اظهار داشت: کمیته پنج نفره
ساماندهی بازار ارز از مدت ها پیش خواستار روشن شدن نحوه و محل فروش ارزهایی بود که
توسط بانک مرکزی در اختیار بانک ها قرار گرفته بود، بر همین اساس مکاتبات مکرری با
بانک ها انجام شد و تعداد زیادی از بانک ها هم مستندات خود را ارائه
دادند.
محمود بهمنی ادامه داد : در این میان متأسفانه برخی از بانک ها در ارائه
مستندات تعلل کردند و همین تعلل باعث شد تا این احتمال برای اعضای کمیته پنج نفره
ارزی تقویت شود که ارزهای توزیع شده میان این بانک ها در محل هایی غیر از آنچه که
باید صرف شده بنا براین با محاسبه مابه التفاوت ارز اختصاص یافته از سوی بانک مرکزی
و قیمت ارز در بازار آزاد در مقاطعی که بانک ها از ارائه مستندات اختصاص ارز در آن
زمان ها خودداری کرده بودند، این ارقام از حساب واسط بانک ها به عنوان بدهکاری به
بانک مرکزی کسر شد.
رئیس کل بانک مرکزی در ادامه با بی اساس دانستن گمانه هایی
که ارقام کسر شده از حساب های واسط را منبع تأمین بخشی از یارانه نقدی اسفند ماه
دانسته اند، گفت: این اقدامات کمیته پنج نفره و نامه نگاری بانک ها به اوایل بهمن
ماه بازمی گردد و انتشار اخباری در این باره در زمان توزیع یارانه نقدی بیشتر به یک
شیطنت شبیه است.
وی گفت: به بانک ها اعلام کرده ایم که الان هم اگر مستندات
توزیع ارزها را ارائه کنند، مبالغ کسر شده به حسابشان باز گردانده خواهد
شد.
رئیس کل بانک مرکزی در پایان افزود: به هر حال این اقدام در پی ابهام برای
کمیته پنج نفره ارزی انجام شده و از آنجایی که بانک مرکزی نهاد مرتبط و ناظر بر
بانک هاست، طبیعی است که پیگیری موضوع به این بانک محول شده
باشد.
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
به گزارش فارس به نقل از
خبرگزاری آلمان، دوازده عضو پارلمان اردن در اعتراض به تصمیم پارلمان در عدم
بازرسی قضایی مقامات ارشد این کشور به دلیل فساد اقتصادی از سمت خود استعفا
دادند.
این استعفاها پس از آن صورت گرفت که چهارشنبه گذشته در پارلمان این کشور
بحث داغی درباره پیشنهاد یکی از کمیتهها برای بازرسی قضایی از "معروف بخیت" نخست
وزیر سابق برای فروش غیر قانونی یک شرکت تولید فسفات به دولت برونئی وجود داشت و
پارلمان این پیشنهاد را رد کرد.
در این بحثها بازرسی از 7 وزیر دیگر و همچنن
"باسم عوادالله" رئیس سابق دربار مطرح شد.
"انور عجارمه" یکی از نمایندگان
مستعفی به خبرگزاری آلمان گفت: رای (مخالف برای بازرسی از متهمان) برخلاف درخواست
ها و خواسته مردم و کسانی که به عنوان نماینده انتخاب شدهاند، بوده است بنابراین
من نمیتوانم بیش از این در پارلمان باقی بمانم.
وی افزود: نیروهایی در کار است
که از فساد حمایت میکند و ما از پادشاه میخواهیم که به ما در اجرای قانون بدون
هیچگونه استثناء حمایت کند.
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
با بهانه-های تکراری، بیش از این
به شعور مردم توهین نکنید! ...
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
پیشنهاد ما به همکاران گرامی
سوال کننده و هیات رئیسه محترم این است که به جای طرح سوال از رئیس جمهور محترم، در
همین هفته رئیس جمهور محترم به مجلس دعوت شود و نمایندگان مجلس که صدایشان پژواک
گویای مشکلات عدیده مردم است با
دولتمردان به گفتگو نشینند و با
تعاملی دو جانبه برای چاره جویی مشکلات واقعی ،اهتمام ورزند. مشکلاتی
مانند:
احمد توکلی، حسین نجابت، پرویز سروری، الیاس نادران، زهره الهیان، حسین
فدایی و علی زاکانی با صدور بیانیه ای درباره سئوال از رئیس جمهور تاکید کردند:
نگرانی ما این است که خواسته و ناخواسته به رغم اهتمام و دقت خوبی که نمایندگان و
رئیس جمهور دارند، سئوال از حاشیه ها به اغراض متعارف سیاسی، آلوده شود که در این
صورت، فایده ای برای کشور و ملت نخواهد داشت.
به گزارش فارس متن مفاد بیانیه هفت
نماینده تهران در باره انتخابات و سئوال از رئیس جمهور که امروز در صحن علنی مجلس
از سوی الیاس نادران قرائت شد، به شرح ذیل است:
1-مشارکت گسترده مردم عزیز مان
در انتخابات مجلس نهم مهر تأیید جدیدی بود بر این واقعیت تاریخی که نظام اسلامی بر
رأی مردم استوار است.
12 اسفند نشان داد که مردم سرافراز ایران، به جمهوری
اسلامی اعتماد دارند. بر آرمان های بلند و خون بار انقلاب اسلامی و مسیر ترسیمی
حضرت امام پایبندند و پیمودن این مسیر را برای رسیدن به سعادت و پیشرفت، در پیروی
از مقام معظم رهبری می دانند. بصیرت و موقع شناسی حرکت حماسی مردم آنچنان
تأثیرگذار، تهدید زدا و اقتدار افزا بود که دشمنان در کمین نشسته زخمی نمی توانند
آن را انکار کنند هر چند که تلاش نمایند از شکوه و آثار مثبت آن بکاهند.
2-
انتخابات 12 اسفند سرمایه اجتماعی جدیدی را به مسئولان هدیه کرد تا به پشتوانه آن،
با همفکری و هماهنگی برای گره گشایی از مشکلات متعدد کشور و مردم، گام های مؤثرتری
بردارند. پیام حضور با شکوه مردم پای صندوق های رأی این بود که ما با مشکلات و
تنگناهای مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی دست به گریبانیم و از قصور و
تقصیرهای مسئولان اجرایی، تقنینی و قضایی ناراضی هستیم اما دل در گرو نمایندگان خود
نهاده ایم تا با تلاش پیگیر و دلسوزانه، با همراهی دولت قوانینی راهگشا به تصویب
برسانند و مسئولان مومن و متخصص و عاقل را انتخاب کنند و با نظارت مستمر ضمانت
اجرای قوانین را فراهم نمایند و برای گشودن گره از مشکلات کشور و مردم، بسیج شوند.
این پیام روشن و قاطع انتخابات 12 اسفند است. نه می توان و نه باید بر آن چشم فرو
بست. وقتی عموم مردم اینگونه به وظیفه دینی، انقلابی و ملی شان عمل کردند، آیا
وظیفه ما مسئولان و خدمتگزاران مردم، جز آن است که پیام مردم را درک کنیم و برای
تحقق آن تلاش نماییم؟
3- طرح سوال از رئیس جمهور محترم طبق اصل هشتاد و هشتم
قانون اساسی از سوی 79 نفر از همکاران گرامی مان تقدیم هیأت رئیسه شده و به موجب
ماده 196 آئین نامه داخلی در دستور کار این هفته قرار گرفته است. ناگفته پیداست که
سوال از رئیس جمهور محترم، حکم قانون اساسی و حق نمایندگان گرامی است و نباید آن را
به یک تابو تبدیل کرد.
سوال از رئیس جمهور محترم و پاسخ ایشان علی القاعده می
تواند در شفافیت مسایل و ابهام زدایی مفید باشد اما نگرانی ما آن است که چنین نشود
و خواسته و ناخواسته به رغم اهتمام و دقت خوبی که نمایندگان و رئیس جمهور دارند، از
حاشیه ها به اغراض متعارف سیاسی، آلوده شود. که در این صورت از طرفی فایده ای برای
کشور و ملت نخواهد داشت بلکه به تعامل سازنده و قانونمند و گره گشای مجلس و دولت
آسیب می رساند و فضا را احتمالا نا شفاف تر می سازد؛ به ویژه در شکل فعلی با وقت
نامتوازن اختصاص یافته به پرسش و پاسخ. و از سوی دیگر مستمسکی در اختیار دشمنان قسم
خورده ملت ایران قرار می دهد تا از گیجی ناشی از سیلی محکم انتخابات 12 اسفند ماه
خارج شوند و تیر های زهر آگین خود را به سوی مجلس و دولت رها کنند و بکوشند شیرینی
ناشی از حماسه انتخابات اخیر را در کام مردم تلخ نمایند.
پیشنهاد ما به همکاران
گرامی سوال کننده و هیات رئیسه محترم این است که به جای طرح سوال از رئیس جمهور
محترم، در همین هفته رئیس جمهور محترم به مجلس دعوت شود و نمایندگان مجلس که
صدایشان پژواک گویای مشکلات عدیده مردم است با دولتمردان به گفتگو نشینند و با
تعاملی دو جانبه برای چاره جویی مشکلات واقعی ،اهتمام ورزند. مشکلاتی
مانند:
آسیب شناسی اجرای قانون هدفمندی یارانه ها و چگونگی اجرای فاز دوم آن ،
علل و راه حل گرانی های افسار گسیخته اخیر، برنامه های ایجاد اشتغال ومبارزه با
بیکاری و اعتیاد ، چاره جویی برای جلوگیری از تکرار پرونده های اعتماد سوز فساد سه
هزار ملیاردی و حمایت عملی و مستمر از قوه قضائه در رسیدگی و محاکمه بدون انعطاف
متهمان در هر پست ومقام و لباس، اتخاذ تدابیر عملی وبرطرف کردن موانع حل مشکلات
کلان شهر ها بویژه تهران بزرگ از حاشیه نشینی و آلودگی محیط زیست گرفته تا مترو و
دیگر وسایل حمل و نقل عمومی.
رجاء واثق داریم تحقق این پیشنهاد، عزم مجلس را در
پیگیری مطالبات مردم به منصه ظهور می رساند، دولت را در پذیرش نظرات شفاف نمایندگان
ملت در نقد برنامه های اجرایی و اعمال اصلاحات و تعامل دو سویه تشویق می کند، کام
مردم را در آستانه سال جدید ،شیرین می نماید و خواب دشمنان را پریشان وامیدشان را
به یاس تبدیل می کند.
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
اصلا چه لزومی داشت که مردم بدانند!؟ ...
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
محمد حسین فرهنگی و
محمدرضا خباز از چهره های کمیسیون اقتصادی و برنامه و بودجه مجلس با بیان این که
نحوه گرفتن ال سی از طرف دولت چین، از سوی
دولت اعلام نشده و در جریان نیستند که در این چند سال به چه نحوی چین به ایران ال
سی می داده است، گفتند: این موضوع مهم بوده و در روزهای آینده از وزیر اقتصاد در
مورد این اتفاق سئوال میکنیم.
خباز میگوید نکات منتشر شده در سایت بازتاب و
بقیه رسانهها قابل تامل است اما به دلیل آن که از این اتفاق کاملا بی اطلاع بودند،
باید از وزیر اقتصاد بپرسند ماجرای ارزی ایران و چین چیست؟
بر اساس گزارش منتشر
شده در سایت بازتاب امروز، دولت چین برای این که برای ایران حساب ال سی باز کند در
یک قرارداد قابل توجه درامدهای ارزی حاصل از فروش نفت به این کشور را در اختیار خود
قرار می دهد و در متن قرارداد تاکید می کند که نحوه مدیریت ارز ایران در این کشور
جزو محدوده اختیارات چین است.
حتی دولت چین از ایران به خاطر ریسک نگه داری
درامدهای ارزی ایران، هر ساله پولی را تحت عنوان بیمه از ایران دریافت
میکند.
در عوض این سرمایه 25 میلیارد دلاری که ایران به تدریج از سال 87 در
اختیار چینی ها قرار داده و تا امروز ادامه دارد، چین ضمانت صدور برخی کالاهای مورد
نیاز ایران را از کشورش تضمین می کند.
فرهنگی در این باره می گوید: به هر حال ال
سی گرفتن امتیازاتی دارد اما این که واقعا ایران به چین این امتیازات را تا این حد
بالا برده یا نه از جمله مواردی است که باید وزیر اقتصاد پاسخ دهد.
اما یکی از
چهره های ارشد و مشهور اقتصادی مجلس با تایید جزئیات این قرارداد میگوید: این
اتفاق افتاده و برخی از مطلعان از راه های قانونی در حال پیگیری آن بودند، اما
نباید این موضوع به سطح رسانه ها کشیده می شد.
به گفته علی اکبر اولیا هم گرچه
این موضوع مهم و سئوال برانگیز شده، اما به دلیل مشخص بودن محورهای طرح سئوال از
احمدی نژاد، نمی توان آن را از احمدی نژاد پرسید. اما می توان در جلسه کمیسیون
اقتصادی از وزیر اقتصاد چند و چونش را جویا شد.
غلامرضا مصباحی مقدم البته در
گفت و گو با «بازتاب» می گوید، این موضوع را باید پیگیری کند. اما چون حساب و کتاب
درامدهای ارزی کشور به طور کامل دست دیوان محاسبات است و گزارش آن به دست روسای
کمیسیون انرژی و اقتصادی مجلس هم می رسد، بعید است چند ده میلیارد دلار به دست چینی
ها سپرده شده باشد، اما در داخل کشور کسی از ان باخبر نشده
باشد.
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
اینه کمک به مدیریت جهانی وَ
قدرت برتر جهان شدن!؟ ...
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
اختصاصی بازتاب: برملا شدن راز
قرارداد ترکمانچای ارزی با چین بعد از سه سال...سه سال قبل مطابق با یک قرار داد
عجیب وبی سابقه در تاریخ بانکی جهان ، دولت ایران درآمد حاصل از فروش نفت را نزد
دولت چین در اختیار این کشور می گذارد تا به عنوان ...
سرانجام بعد از گذشت
سه سال، جزئیات یکی از زیان بار ترین قراردادهای اقتصادی بعد از انقلاب با کشور چین
برملا شد.به گزارش خبرنگار بازتاب، سه سال
قبل مطابق با یک قرار داد عجیب، دولت ایران درآمد حاصل از فروش نفت را نزد دولت چین
در اختیار این کشور می گذارد تا به عنوان پشتوانه ال سی های خرید کالای چینی برای
ایران استفاده گردد.
بنابر این قرارداد، دولت چین علاوه بر آن که پول خرید نفت
ایران را نزد خود نگه می دارد ، مدیریت این پول را نیز به عهده دارد و خود این پول
را به ارزهای مختلف می تواند تبدیل کند.
یکی از نکات جالب و البته تاسف بار در
این قرارداد، این بوده است که دولت چین ، هیچ گونه تعهدی نسبت به نتیجه اقدام خود
ندارد و اگر به خاطر اشتباه سهوی یا عمدی دولت چین بخشی از سود یا اصل پول ایران با
نوسانات نرخهای ارز از بین برود، مسئولیت آن بر عهده ایران است.
اما ترکمانچای
بودن این قرارداد به اینجا ختم نشده و سایر مفاد قرارداد عجیب تر است؛ از جمله
اینکه دولت چین برای افتتاح ال سی یا فروش نسیه کالا به ایران، در حالی که پول نقد
ایران به عنوان پشتوانه در اختیار آن است، اقدام به دریافت بیمه از ایران می کند که
امری عجیب و کم سابقه در بانکداری جهان است.
این موضوع به این معناست که فروشنده
در حالی که مبلغی بسیار بیشتر از پول کالا به صورت نقد در اختیار دارد، اقدام به
کشیدن درصد قابل توجهی بر روی مبلغ کالا به عنوان حق بیمه یا هزینه ریسک کرده که
این مبلغ در سالهای قبل 4 درصد بوده و احتمالا در شرایط فعلی به دو برابر این رقم
افزایش یافته است که در مقیاس کلی میلیاردها دلار می شود.
محور سوم این قرارداد
ترکمانچای، عدم استفاده کامل ایران از انبوه سرمایه کشور است که نزد چین سرمایه
گذاری شده است و گفته می شود این رقم در حال حاضر از مرز 25 میلیارد دلار گذشته
است.
به بیان دیگر، 25 میلیارد دلار از سرمایه کشور طبق این قرارداد در اختیار
دولت چین می باشد، اما به جای پرداخت سود به ایران، از ایران مبالغ سنگینی به عنوان
بیمه و ریسک دریافت می شود.
برای مشخص شدن ابعاد زیان کشور از محل این قرارداد،
تنها به ذکر این نکته بسنده می کنیم که اگر این مبلغ هنگفت به جای سپرده گذاری نزد
برادران چینی به خرید طلا اختصاص یافته بود، طی این مدت ارزش آن چندین برابر شده
بود و علاوه بر آنکه اصل 25 میلیارد دلار موجود بود، حدود 50 میلیارد دلار دیگر که
یارانه دو سال مردم است، سود عاید ایران شده بود.
هرچند مطابق قانون امکان
افزایش محورهای سوال از رئیس جمهور نیست، نمایندگان سوال کننده از احمدی نژاد در
حاشیه سوالات خود به این موضوع هم اشاره ای کلی کنند، به ویژه که یکی از سوالات
مربوط به عدم پرداخت بودجه مصوب مترو از ذخیره ارزی است که مسوولان دولتی خالی بودن
این صندوق را بهانه می کردند و اینک برخی زمینه های آن روشن شده
است.
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
تجزیه و تحلیل سخنان آقای
احمدی نژاد در جشنواره ملی علامه طباطبائی (شامگاه سه شنبه 16 اسفند 90) از جهت
نشان دادن روحیات و افکار یک مسوول در ایران کنونی، می تواند در شناخت وی و موقعیت
ما میان جهانیان مؤثر باشد. داشتن ادعاهای گزاف، تأکید بر برتری طلبی ایرانی بر
سایر (یا اغلب) ملل، تصویر یک موقعیت استثنایی برای نقش ایران در جهان، و همزمان
ارائه شناختی شگفت از دنیای امروز با نگاه تاریخی و این که مثلا ما در پیچ تاریخ
هستیم، و این که خداوند رسالت خاصی به ملت ما داده تا نقش مهمی در جهان ایفا کنیم،
و این که الان جهان تشنه نظم جدید است و این ما هستیم که باید این نظم را پدید
آوریم، به ویژه این که در نظر او، ایرانیت یک فرهنگ و جهان بینی خاص (و بسیار مهمی)
است که می تواند نجات بخش عالم در این پیچ تاریخ باشد و ... اینها همه حرفهای بزرگی
است که اثبات آنها آسان (و حتی ممکن) نبوده و چندان تفاوتی با زدن میخ در وسط میدان
نقش جهان اصفهان وادعای که اینجا وسط جهان است ندارد.
دو نکته غیر مهم، یکی این
است که با تأمل در این ادعاها توجه داشته باشیم که ما بچه های خودمان را چگونه
تربیت می کنیم که می توانند چنین ادعاهای بزرگ غیر قابل اثباتی داشته باشند و صدای
آنها برای همه ملت منتشر شود. (گرچه به خاطر مشکلات یا دلایل دیگر گویا کسی چندان
جدی نمی گیرد).
و دیگر این که بدانیم ما چه آموزه هایی در باره ایران و تاریخ آن
و وضعیت فعلی اش در میان جهانیان به فرزندانمان می دهیم که وقتی یکی از آنها رئیس
جمهور می شود این چنین ادعاهای شگفتی را مطرح می کند و همزمان که ادعا می کند قصد
برتری طلبی ندارد و طرفدار عدالت و کرامت انسانی است، و ایرانیت را نژاد نمی داند
(بازی با الفاظ) اما ایرانیت را سرخط عالم می داند، درست مثل آدمی که هیچ کجای جهان
را ندیده و تاکنون چیزی از پیشرفت و فرهنگ و عقلانیت جز آنچه در اطرافش بوده نشنیده
است. (ایشان سفر زیاد رفته است)، اما یک جای کار باید اشکال داشته باشد که چنین
تربیتی به این آقا داده شده تا اینچنین سخن بگوید و از امکانی که دارد، آنها را به
درون جامعه سرازیر کند.
از اینها بگذریم. مسأله اندک مهم این که ، چه رخ داده
است که رئیس جمهور تا این اندازه ـ و به رغم مخالفت های متعدد علما که از قضا وی در
همین سخنرانی آنها را محور پیشرفت معرفی می کند ـ روی ایرانیت تأکید دارد؟ ایرانیت
را یک فرهنگ برتر و جهان بینی و امری برتر از نژاد می داند و در گزارشی که در سایت
اطلاع رسانی ریاست جمهوری آمده در کنار این ایرانیت، حتی نامی ازاسلام به میان نمی
آورد. (گو این که در جاهای دیگر اشاراتی به این مطلب هست. ایشان بیش از همه روی
ایران و مهدویت تکیه دارد). (البته طبق معمول از کرامت و عدالت و این جور کلمات که
میان همه ملل و فرهنگها شایع است و در ابزارآلات کاری مهم سیاستمداران هم فراوان
بکار رفته است).
یک مرور دقیق در فرمایشات امام راحل نشان می دهد که رفتن سراغ
ایرانیت در آموزه های آن بزرگوار نبود. امام در عین حال که به ایران علاقه داشت، به
ملت ایران احترام می گذاشت، (این کاری است که هر ایرانی وطن دوست می کند) و آبروی
خود را برای حفظ مرزهای ایران گذاشت، نه تنها این آموزه را مطرح نکرد، بلکه به
روشنی و وضوح و صرفا روی اسلام تکیه می کرد و از ملی گرایی، صرف از نظر این تعبیر،
همان جریانی که ایرانیت را برابر اسلام بزرگ می پنداشت، متنفر بود. (بحث بر سر اسم
واصطلاح نیست).
اما اکنون بعد از سی سال، رئیس جمهوری همین انقلاب، روی ایرانیت
و انسانیت تاکید دارد، کاری که اگر هر کسی در دوره قاجار کرده بود، مثلا میرزا حسین
خان سپهسالار یا میرز آقاخان کرمانی یا طالبوف یا ...، ... در برخی از همین رسانه
های امروز، متهم به وابستگی به لژهای فراماسونری و آدمیت می شد. حتما و یقینا جناب
آقای احمدی نژاد از این قبیل اتهام مبراست (گرچه یکی از علمای قم که مدافع وی هم
بود، دست کم یکبار و ضمن کنایه ابلغ من التصریح یکی از همراهان رئیس جمهور را متهم
به این اتهام کرد) چنان که بسیاری از افرادی هم از دوره قاجار که آن اتهام را می
خوردند و معمولا سند مکتوب یا اعتراف قابل قبولی برای اتهامشان وجود ندارد، ظاهرا
مبرا از این اتهامات هستند. (با این که رسانه ملی ما یا به عبارتی برخی از مدرسان
تاریخ معاصر درآن رسانه عادت دارند این کلمات را به راحتی به افراد بچسبانند و
بزرگشان کنند).
به نظر می رسد انگیزه طرح ایرانیت و انسانیت با هم چیز دیگری است
و شاید یکی از این دو باشد:
نخست آن که طراح این مسأله عمیقا بدان باور دارد و
انگیزه اعتقادی است، یعنی از روی ایمان این مطالب را مطرح کند که در این صورت نشان
از نوعی تجدید نظر طلبی در بنیاد های فکری انقلاب خواهد بود. در واقع، رئیس جمهور
قصد دارد عصبیت موجود در انقلاب را اصلاح کرده از نوعی اسلام گرایی به سمت و سوی
ایرانی گری و انسانیت گرایی سوق دهد. این تغییر عصبیت نوعی کار سیاسی هم هست که در
گذشته اتفاق افتاده و از قضا نوعی مشابهت با این طرز فکر امروزی هم در تزریق عصبیت
جدید دارد.
دوم آن که موضع ایشان ناشی از نوعی تاکتیک است ، آن هم در برابر موجی
که در جامعه ما و به خصوص میان جوانان در باره ایرانی گری آغاز شده و انتشار کتابها
و بسیاری از شواهد دیگر گویای آن است. اگر این انگیزه باشد، طبعا امری متفاوت خواهد
بود و کاری سیاسی. این که جدی هم گرفته نشده شاید به خاطر همین برداشت
باشد.
هرچه باشد، رئیس جمهور در میان دولتی ها، و احزاب رسمی و نیمه رسمی که
نفوذی دارند، در طرح این مدعا تنهاست، یار و یاوری ندارد، (از میان یارانه بگیر ها
هم) زیرا این ایده زمینه ای در میان نسل انقلابی از اول و دوم گرفته تا سوم جایی
ندارد. شاید برای همین است که مسوولان مملکتی خیلی از بابت این اظهارات نگران
نیستند و فقط منتظرند این یک سال آینده هم بگذرد تا بساط آن جمع شود. جالب آن که
سابقا هر بار که رئیس جمهور این قبیل مطالب را می گفت، اعتراضکی به آن می شد (حالا
هم اندکی در قم چنین می شود) اما در شرایط فعلی اغلب به سادگی از کنار آن می گذرند.
جعفریان، رسول
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
شما فحش تان را بدهید!!! ...
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
محمد مهاجری در وبلاگش
نوشت: این داستان معروف را ( اگرچه با اختلاف درجزئیات) همه شنیدهاند:
فردی با
یک چماق وارد داروخانه شد، از متصدی داروخانه پرسید: آقا نفت دارید؟» پاسخ متصدی
داروخانه منفی بود.مشتری با چوب روی ویترین کوبید و آن را شکست و گفت: مردهشور
داروخانهای را ببرد که در آن نفت نمیفروشند.
روز دوم وارد همان داروخانه شد از
همان آقا پرسید، نفت دارید؟ و باز هم پاسخ منفی شنید. مشتری دوباره با چماقش بخشی
از ویترین را شکست و گفت: مردهشور داروخانهای را ببرد که نفت ندارد.
روز سوم،
صاحب داروخانه برای جلوگیری از خسارت بیشتر، مقداری نفت تهیه کرد و در ویترین
گذاشت. مشتری وارد شد و گفت: آقا نفت دارید؟ متصدی گفت: بله. او چماقش را محکمتر از
دو روز گذشته بر ویترین زد و گفت: این داروخانه است یا نفتفروشی؟ مردهشور
داروخانهای را ببرد که نفت دارد!
روز چهارم باز هم مشتری وارد داروخانه شد. تا
خواست بپرسد که «نفت دارید؟» متصدی داروخانه گفت: نفت را بهانه نکن. زود باش شیشه
را بشکن و برو تا به کارمان برسیم.
حالا حکایت سیدمحمد خاتمی است.
چه از او
نقل شود که در انتخابات شرکت میکند، چه گفته شود که او تحریم کرده، چه روایت کنند
که میخواهد انتخابات را جدی نگیرد ،چه در دماوند رای بدهد و چه و چه و چه، عدهای
در داخل و خارج کشور، به او فحش میدهند. چهجوری رأی دادن و کجا پای صندوق رفتن و
دلیل رأی دادن و ندادن هم بهانه است.
کسی که بنایش بر فحش است، بجای نقد و گفتگو
، فحش می دهد.
پس آقایان محترم! فحش تان را بدهید و بروید دنبال
کارتان.
سیمین دانشور درگذشت
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
سیمین دانشور عصر امروز (پنجشنبه 18 اسفندماه) پس از یک دوره بیماری در
منزلش در سن 90سالگی از دنیا رفت. سیمین دانشور
به گزارش ایسنا، سیمین دانشور (متولد 8 اردیبهشت سال 1300خورشیدی در شیراز)
نویسنده و مترجم ایرانی است. وی نخستین زن ایرانی است که به شکل حرفهای در
زبان فارسی داستان نوشت.
مهمترین اثر او رمان سووشون است که نثری ساده دارد و به 17 زبان ترجمه شده
است و از جمله پرفروشترین آثار ادبیات داستانی در ایران محسوب میشود.
دانشور همچنین عضو و نخستین رئیس کانون نویسندگان ایران بود.
اخبار مراسم تشییع پیکر بانوی پیشکسوت ادبیات داستانی ایران متعاقبا اعلام
خواهد شد.
عصرایران درگذشت این بانوی بزرگوار ایرانی را به جامعه ادبی و هنری و
بازماندگانش تسلیت می گوید.
(((
یکی از بهترین آثار ترجمه شده-ی ادبی را آن مرحومه بنام «داغ ننگ» ، اثر
"هاتورن" ، انجام داده که کاری-ست ماندگار در تاریخ ترجمه-ی ایران-زمین_
ع.ع )))
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
روزى که احساس کردید می خواهید فشار
به مردم بیاورید، دارید دیکتاتور مىشوید
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
امام خمینی(س) :«آن روزى که دیدید و دیدند که انحراف در مجلس پیدا شد، انحراف از حیث قدرت-طلبى و از حیث مال-طلبى، در کشور در وزیرها پیدا شد، در رییس جمهور پیدا شد، آن روز بدانند که علامت این که شکست بخوریم، خودنمایى کرده، از آن وقت باید جلویش را بگیرند، رییس جمهورى که بخواهد سلطنت کند به این مملکت، خود مردم باید جلویش را بگیرند، مجلسى که بخواهد قدرتمندى نشان بدهد و آن مسایلى و آن افرادى که سابق در مجلس بودند، آن کارها را بکنند، خود مردم باید جلویش را بگیرند»
وقتى مردم یک خدمتگزارى را نخواستند باید کنار برود رابطه حضرت امام با مردم یک رابطه سیاسى و یا مرحلهاى و گذرا و موردى نبود. ایشان به طور عمیق و اعتقادى به مردم بها مىداد. با نگرشى موحدانه و خداپسندانه بود که با مردم برخورد مىکرد، در عین این که معتقد بودند باید زمینههاى ارتقا و تعالى افکار مردم را حاصل آورد، اما در عین حال به آراى عمومى بسیار اهمیت مىداد و اگر سایر جوامع زمان امام و اندیشههاى بلندش را نه از پى غبار شیطنت و عناد و کینه و غرضورزى که خالص و زلال و واقعى درک مىکردند، در آن صورت به میزان اعتقاد و اهمیت امام به دموکراسى واقعى پى مىبرند و صد افسوس که چنین امکانى تاکنون حتى براى ارادتمندان آن زعیم حاصل نیامده است. بارها تاکید فرمودند که در هر شرایط نگهدارى این دو سو و کفه لازم و ضرورى است و بدون پشتیبانى مردم کارى از پیش نمىرود؛ همان طور که براى روى کار آمدن اصالت را به مردم مىدهد براى نخواستن فرد یا افراد هم اصالت را به نظر مردم مىدهد. به این جمل امام توجه فرمایید: «وقتى مردم یک خدمتگزارى را نخواستند باید کنار برود.» در جایى دیگر مىفرماید: «در هر صورت ما باید دنبال این معنا باشیم که مردم را نگه داریم و همین طورى که آقایان مىگویند بدون پشتیبانى مردم نمىشود کارى کرد.» پیرامون حضور مردم در صحنه مىفرماید: «همه اطلاع دارید که آن چیزى که براى همه ما لازم است این است که در فکر این باشیم که مردم را در صحنه نگاه دارید و این یک سرش بسته به دولت است و رییس جمهور و مجلس، یک سرش هم مربوط به خود مردم، اگر این طرف را شما نگه دارید، از ملتمان مطمئن هستیم که به حسب غالب و اکثریت آن طرف را حفظ مىکنند ...»
اگر مردم را شریک خودتان نکنید، موفق نخواهید شد حضرت امام براى نگهدارى و حضور مردم در صحنه راه حل ارایه مىدهند. از جمله این که باید مردم را که خود در وزارتخانه-ها و ادارات به خدمت مشغولند در صحنه نگهداشت و با آنان به گونه-اى عمل نکرد که ناراضى باشند در آن صورت است که مردم از صحنه خارج مىشوند. همان اصلى که تحت عناوین دیگر چون جلوگیرى از ناراضى تراشى، بىتوجهى به مردم، فاصله گیرى از مردم ... نیز هشدار داده است. به عین سخنان امام توجه فرمایید: «... اما راجع به تجارت، راجع به صنعت، راجع به اینها اگر مردم را شریک خودتان نکنید، موفق نخواهید شد.» «اینها باید حال فکر این معنا باشند که مردم را داشته و یکى از راههایش این است که وزارتخانه-ها و ادارات یک جورى باشد که نارضایتى ایجاد نکند.» - امام امت بحث مردم و حضورشان در صحنه و فراز و نشیبهاى خاص انقلاب را به مراحل عمیق تر و باریکتر مىکشاند. تا آنجا که در فلسفه وجودى حضور مردم دقیق تر از یک جامعهشناس مسلط به روانشناسى اجتماعى راه حلهاى اجرایى و عملى بیان مىدارد. امام معتقد است که انقلاب از آن مردم بوده است و امروز هم قویترین پشتوانه انقلاب همان مردمند و صاحبان اصلى انقلاب را مردم مىداند. امام دقیق و باریک بینانه-تر از هر کس مىداند تا زمانى که این مردم انقلاب را مال خود ندانند، حافظ و پشتیبان آن نخواهند بود. امام مىفرماید: «امروز کارهایى که در ایران مىشود، کارهایى که مربوط به جمهورى اسلامى است، از باب این که مردم از خودشان مىدانند و جدا نمىدانند، هیج نهادى را از خودشان، از این جهت فعالند در کارها و ما باید هر چه بیشتر مردم را حفظ کنیم و مردم باید هر چه بیشتر در صحنه حاضر باشند.» این مردم بودند که افراد، به خصوص مسوولین را به جایى رسانده-اند نکته دیگر احترام مقرون به تواضعى است که از عبارات و بیانات امام نسبت به مردم مستفاد مىشود، احترامى که وقتى با شان و مقام امام به آن مىاندیشیم و در عباراتش فرو مىرویم در مىیابیم که بین آن امام، با برخى که هنوز در بستر تعلقات و حسابگرىهاى دنیوى اسیرند و هر چند ضعیف اما باد غرور و نخوت در سر دارند؛ فاصله بسیار است. برخوردى بىریا، صمیمانه آنهم از ابرمردى که در خمگرد هر نگاهش جهانى بهت موج مىزد و فریاد بلندش بر اندام استکبار لرزه مىانداخت و در ذهن هر شیداى موحدى که جان از مهر على زلال داشت، خصایل بلند انسانى الهى على را تداعى مىکرد. مردى که وقتى خنجر غضب از نیام خشم بیرون مىکشید یک تنه با تمام ابرقدرت ها در مىافتاد، همان مرد در برابر مردم مىفرمود: به من خدمتگزار بگویید بهتر است تا رهبر.
اصولا افرادى که افق و فضاى دید محدودى دارند با دیدن یک حرکت کوچک انحرافى از سوى مردم مایوس مىشوند و چه بسا زیر لب یا در خفا از دست مردم ناله کنند، تلقىهاى محدود زاییده ظرفیت هاى محدود است. امام با مردم بسیار دوستانه و صمیمانه حرف مىزد. «مردم، مردم خوبى هستند، ما از مردم تشکر باید بکنیم، ما همه مرهون آنها هستیم.» افراد معمولى تا وقتى کارى دارند با زبانى آرام و نرم حرف مىزنند و به قول معروف هنگامى که گیرشان رفع شد و مشکلشان حل و به وادى مراد قدم نهادند، عقبه-ها و مصایب و مشقات را در فراخناى آسایش و لحظه-هاى رفاه و نعمت از یاد مىبرند این را اصل غفلت یا غفلت زدگى یا نسیان باید گفت. امام با وجودى که چندین سال دور از مردم بودند رفتار و سلوکشان با مردم بسیار صمیمى و آگاهانه-تر از کسانى بود که در بین مردم زندگى کرده بودند. بارها تاکید فرمودند که بار سختىها و مصایب انقلاب را مردم ستمدیده به دوش کشیده-اند، همیشه از دیدار مردم به خصوص قشر مستضعف احساس شوق و شادمانى مىکرد. امام خدمت به مردم را وظیفه شرعى مىدانست، و معتقد بود هر کس به هر اندازه که توان و وسع دارد باید به این مردم خوب خدمت کند. هرگز فراموش نکرد که این مردم بودند که افراد، به خصوص مسوولین را به جایى رسانده-اند، البته از جهتى باید گفت به طریقى بسیار ظریف خط مشى حکومتى و اصول سلوک و رفتار با مردم را به مجریان حکومتى فرا مىداد. اگر در یک کف ترازوى انقلاب مردم بودند که قطعا در آن سو امام بود و یاران صدیق و در خط امام، «براى این مردم ستمدیده خدمت کنید، این مردمى که شما را به اینجا رسانده-اند و اگر اینها نبودند حالا یا در حبسها بودید یا در قبرستانها، براى اینها باید خدمت بکنیم، هر کس به اندازهاى که مىتواند.»
آنکه همه چیز است به دست آوردن رضاى خداست و آن به این است که رضاى مخلوق خدا را به دست بیاورید. نخست اینکه جلب رضایت مردم لازم است، همان گونه که پیامبر هم بدان اهمیت مىداد و دیگر اینکه تا مردم را نداشته باشى، تا با مردم رابطه تنگاتنگ و محکم برقرار نباشد نمىتوان آنها را به حق توجه داد این اصل را هم به مسوولین گوشزد مىکند که شما سرمشق واقعى و روشن را از پیامبر اکرم مىگیرید. از لا به لاى همین نصایح پدرانه برخى اصول تربیتى و سلوک حکومتى نیز استنباط مىشود: «آنکه همه چیز است به دست آوردن رضاى خداست و آن به این است که رضاى مخلوق خدا را به دست بیاورید.» در اهمیت جلب رضایت مردم مىفرمایند: «جلب نظر مردم از امورى است که لازم است. پیغمبر اکرم جلب نظر مردم را مىکرد، دنبال این بود که مردم را جلب کند، دنبال این بود که مردم را توجه بدهد به حق، شما هم به دنبال این معنا باشید.» «کارى باید بکنید که محبت مردم را جلب کنید، این هم رضاى خدا در آن هست.» دائما در نظرتان باشد که ما یک بنده خدایى هستیم که این مردم ما را به این محل رساندند ما براى آنها باید خدمت کنیم. حفظ وحدت و دعوت همیشگى مردم براى حضور در صحنه بى-تردید و اصل مهم و کارساز، هم در هر کار انقلاب و هم در تداوم آن بوده و خواهد بود. امام سعى داشت این مهم را لباس عمل بپوشاند که عظیمترین پشتوانه و سرمایه براى پیشبرد و نیل به اهداف بلند انقلاب حفظ مردم است، به صراحت مىفرمودند، بدون مردم در انجام کارى موفقیت حاصل نمىآید. از میان صدها شاهد و نمونه به برخى اشاره مىشود: «انقلابهایى که در دنیا مىشود، به یکى از این دو ابرقدرت متکى است ولى انقلاب مردم ما، انقلابى است متکى به خود مردم» ، جمعیت یا ملتى اگر بخواهند موفق باشند. علاوه بر این که براى خدا باید کار کنند و از دیگران چشمداشتى نداشته باشند باید با مردم باشند. بدون مردم نمىشود کار کرد و موفقیت حاصل نمىشود» ، «دائماً در نظرتان باشد که ما یک بنده خدایى هستیم که این مردم ما را به این محل رساندند ما براى آنها باید خدمت کنیم.» اصل قدر شناسى و تشکر از ایثار و زحمات و حضور بىدریغ این مردم بزرگوار همواره مورد توجه امام بوده است. به شواهد زیر توجه و تأمل فرمایید: «مردم را بپذیرید براى خودتان، بروید توى مردم، جدا نشوید از مردم، آنوقت این طور بود که مردم را نمىپذیرفتند، جدا بودند از مردم.»
«پیروزى را براى ما و شما اینها به دست آوردند و اینها ولینعمت ما هستند و ما باید این معنا را در قلبمان احساس کنیم که با این ولینعمتهاى خودتان رفتارى بکنیم که خدا از آن رفتار راضى باشد.» «جدیت بکنیم که با مردم رفتارتان خوب باشد.»
«اینها بندگان خدا هستند، با اینها رفتارمان خوب باشد»، «مردم دِین خودشان را به جمهورى اسلامى تاکنون ادا کردند، به تکلیف خودشان، مردم، عمل کردند، اشکال در ماست، باید ما جواب مردم را بدهیم.»
باید بدانید در میدانى که قدم گذاشته-اید مواجه هستید با مشکلات بسیارى که تنها مقاومتتان نجاتتان خواهد داد
«شما مردمى که با تمام وجود بر سر غرب و شرق جهانخوار شوریدید، شما عزیزانم به امید خدا پیروزید، شما مردم دلیر و آگاه سرمشقى هستید براى ملل زیر سلطه و باید بدانید در میدانى که قدم گذاشته-اید مواجه هستید با مشکلات بسیارى که تنها مقاومتتان نجاتتان خواهد داد.»
- امام در بسیج و آگاهى ملت سایر کشورها رهنمودى کارساز مىدهد که اصل دولت ها نیست، اصل ملتهایند و ملتهایند که با حق موافقند. به رهنمود زیر بنگرید: «متوجه باشید که در هر جا زورمندان و دولتها با ما مخالف باشند، ملتها با ما موافقند باید اساس را مردم و فکر مردم قرار داد و باید به فکر مردم بود نه دولتها» در تعریف کوتاه ولى جامعى که از ویژگیهاى جمهورى اسلامى به دست مىدهد باز به حضور هماره مردم اشاره دارند. «... ملت وظیفه دارد که در جمهورى اسلامى پشتیبانى از دولتها بکند که به خدمت ملت هستند. اگر دولتى را دید که خلاف مىکند، ملت باید به او تودهنى بزند.» آنچه از فحواى کلام ایشان مىتوان استخراج کرد عمل به احکام اسلامى و خواست مردم است.
جمهورى اسلامى یعنى این که رژیم به احکام اسلامى و به خواست مردم عمل کند
اصل دیگر، اعتقاد به نیروى عظیم مردمى در پیشبرد اهداف و جلوگیرى از انحراف و تعدى و حق کشى و عصیان است که در واقع مکمل قبول داشت قانون حضور مستقیم مردم است. نکته یا کنایت ظریف رهنمود مذکور و معیار حقانیت افراد و دولت ها، عمل به احکام اسلام است و نه تنها مردمند که به عنوان سلاح و نیروى بازدارنده مىتوانند از خلافها جلوگیرى کنند. غیر از بیان و طرح کلى مذکور امام حتى به مصادیق و موارد کوچک هم مىپردازد. امام معتقد است اگر خداى ناکرده رییس جمهورى یا وزیر یا مسوول یا حتى مجلس، قدرت طلب، مال طلب، و منحرف از مسیر حق شدند، یا در دامن رفاه در غلطیدند، مردم را باید مستقیما به صحنه فرا خواند. «آن روزى که دیدید و دیدند که انحراف در مجلس پیدا شد، انحراف از حیث قدرتطلبى و از حیث مال-طلبى، در کشور در وزیرها پیدا شد، در رییس جمهور پیدا شد، آن روز بدانند که علامت این که شکست بخوریم، خودنمایى کرده، از آن وقت باید جلویش را بگیرند، رییس جمهورى که بخواهد سلطنت کند به این مملکت، خود مردم باید جلویش را بگیرند، مجلسى که بخواهد قدرتمندى نشان بدهد و آن مسایلى و آن افرادى که سابق در مجلس بودند، آن کارها را بکنند، خود مردم باید جلویش را بگیرند.»
در موقعیت و شرایط دیگر مىفرمایند:
«اگر چنانچه یک وقت خداى نخواسته وسوسه-اى پیش بیاید یا کسى باشد که بخواهد وسوسه-اى پیش بیاورد در خارج و داخل تضعیف کند دولت را و نگذارد که مسائل پیش برود و همه چیزهایى که باید موافق با اسلام باشد، پیش برود، مردم مواظبند و مطلعند و شناسایى مىکنند و سکوت نمىکنند.»
«استفاده کنید از نیروهاى عظیم مردمى در بازسازى و بها دادن به مؤمنین انقلاب خصوصاً جبهه رفته-ها و ...» امام همواره رهبران و متفکران و خطبا و افرادى را که مردم از آنها حرف شنوى دارند بخصوص مسوولین و روحانیون بیدار را نسبت به ارشاد و هدایت مردم هشدار مىدهند. امام به خوبى مىدانند اگر نسبت به بیدارى و آگاهى مردم کوتاهى شود در اثر توطئه-ها و نیرنگ بازیها و صحنه-سازى و زمینه-چینى تدریجى دشمن، مردم را از صحنه و مسیر اصلى خارج کند و خداى ناکرده آنها را دلسرد و مأیوس و بدبین نماید، همان جنگ روانى که از سرمشقهاى دیگر استکبار و ستون پنجم آن است.
اعتقاد به بینشهاى مردم
امام در عین اینکه پیش از هر کس به بینش دینى و سیاسى و آگاهى مردم معتقد بود، اما هدایت و ارشاد مردم را نیز همیشه لازم مىدانست. به نمونه-هاى بیشترى مناسب این اصل نظر مىافکنیم. «مردم را با خطر آشنا کنید، با اخلاقى اسلامى آشنا کنید تا نتیجه بگیرید، ملت ما هم مادامى که همین حال را دارد همین حال راهیان کربلا را دارد، این رو به رشد مىگردد.» گمان کردند که حالا هم زمان قاجار است، حالا هم زمان پهلوى است که مردم بیدار نبودند. امروز زمان بیدارى مردم ماست، زمان هشیارى و شکوفایى ایمان است در این کشور. آقایان هم که از اهل علم و از علما هستید مردم را ارشاد کنید و اگر بناست که به جاهاى دیگر هم بروید، بروید به همه جا و مردم را ارشاد کنید و به آنها بفهمانید که مسئله مسئله عدل است. مسئله حکومت اسلامى است.» «باید مردم را روشن کنیم به کارى که کرده-اند، و سابقه نداشته، این کارى است که شما و ملت کرده-اید، نمونه است که در این سده-هاى اخیر به این شکل نبوده است که ملتى بخواهند خودش باشد و به آنچه که دارد بسازد و خودش را به جایى برساند که به دیگران احتیاج نداشته باشد، باید توده-هاى مردم به این کار بزرگ که کرده-اند آشنا بشوند، کار بزرگ است ولى زحمت زیاد دارد»، «خطبا تکلیف دارند که با خطبه و با صحبت مردم را بیدار کنند و حفظ کنند، علما و ائمه جمعه و جماعات با آن سنگرهایى که دارند مردم را در سنگر حفظ کنند و خود مردم هم بحمدالله حاضر هستند و ما باید از آنها تشکر کنیم و انصافا ما رهین این تودههاى بزرگوار هستیم که همه چیزشان را مىدهند و چیزى هم نمىخواهند».
آن روزى که شما احساس کردید که مىخواهید فشار به مردم بیاورید بدانید که دیکتاتور دارید مىشود
اصل مهم دیگر ذیل عنوانِ مردم و امام روحیه-شناسى مردم است. روانشناسىِ روحیات مردم توسط امام عجیب و شگفتآور است. از آنجا که امام به عنوان رهبر این مردم با مردم بوده است، از اوان جوانى با همین مردم کوچه و بازار زندگى کرده است، از شور و شوق این مردم و ارادت خالصانه آنها نسبت به اسلام و ولایت کاملا آگاهى دارد، از حضور و فریاد کربلایى این مردم در مراسم تاسوعا و عاشورا و سایر ایامالله دینى- سیاسى مطلع است. امام از دوران جوانى بارها از بلند منبر معرفت حقایق اسلام را به این مردم خوب درس داده است. طنین فریادها و شعارهاى یا مرگ یا خمینى را از خرداد 42 همیشه در گوش جان داشته، خاطر ایثار کفن-پوشان ورامین و باقر آباد و شهامت شهادت طلبان شهر خون و قیام (قم)، تبریز، مشهد، ... را در دوران انقلاب شکوهمند اسلامى و ... همه را به یاد داشته است. شما خوف از اینکه یک آسیبى این جمهورى اسلامى به آن برسد، از این خوف نداشته باشید. شما هر چه خوف دارید از خودتان بترسید هشدار نسبت به خطر تفرقه که از روزگار استعمار انگلیس در این مملکت دستور العمل طاغوت بوده است. تفرقه بین اقشار مختلف و اقوام گوناگون، تفرقه بین مردم و مسئولین و تفرقه بین روحانیون و مردم از موضوعات کلیدى است که امام روشنگرمان روى آن بطور ویژه دست مىگذارد و ما را به دورى از آن تذکر مىدهد. جلوهاى از همان تفرقه را در دوران پس از پیروزى انقلاب اسلامى باید سراغ گرفت که دهها و صدها گروه و فرقه با اعلان وجود قارچ گونه و شبدروار فضاى دانشگاهها و مراکز آموزش را آشفته و پریشان کرده بودند و تا آنجا پیش رفتند که منجر به تعطیلى دانشگاهها و زمینهساز انقلاب فرهنگى شد. امام دقیقاً به مسئولین تذکر مىداد که مبادا از مردم جدا شوند و مردمى بودن را فراموش کنند و تاکید داشت که مبادا دوباره دو قشر روحانى و دانشگاهى را در مقابل هم قرار دهند. به نمونههاى زیر بنگرید: «شما خوف از اینکه یک آسیبى این جمهورى اسلامى به آن برسد. از این خوف نداشته باشید. شما هر چه خوف دارید از خودتان بترسید، از اینکه مبادا خداى نخواسته مسیر، یک مسیر دیگر بشود. و راه یک راه دیگرى باشد و توجه به این خیرى که الان هست. از دست برود و مردمى بودن از دستتان برود، از این بترسید که اگر خداى نخواسته یک وقت این قضیه پیش آمد و شما از آن مردمى بودن بیرون رفتید و یک وضع دیگر پیدا کردید.»
در ایران اسلامى، مردم تصمیم گیران نهایى تمامى مسائلند احترام به نظر مردم از جمله اصولى است که باید اندکى شکافته شود. آنچه از پیامها و آثار شفاهى و مکتوب امام برمىآید این که امام در موردى با وجود آنکه مىدانست ممکن است مردم در انتخابشان دچار اشتباه شوند اما مستقیم دخالت نمىفرمودند، سعى داشت از این طریق در جهت رشد و بالندگى و کسب تجربه و شناخت علمى سیاسى و تعالى بینش آنها را حرکت دهد. امروز مشهور است که امام در انتخابات به بنىصدر براى رئیس جمهورى رأى نداده است، قطعاً امام با دلایل و قراینى به آن کار اقدام کرده است. مىدانیم که اگر امام کوچکترین اشارهاى مىکرد حتى غیر مستقیم اطرافیان از نظر امام آگاه مىشدند و مىتوانست حداقل 90% آراء را تغییر دهد ولى دیدیم که امام حتى پس از انتخابات به آرا و نظر مردم احترم گذاشت. اگر چه تجربه اندکى تلخ و گرانبار بود. تجربهاى که مردم و نمایندگانشان برسند به آنجا که بنىصدر، فاقد لیاقت و کفایت ریاست جمهورى است، بىتردید اگر امام از همان آغاز و روزهاى نخست، واقعیت بىکفایتى بنىصدر را اعلام مىکرد چه بسا که هنوز هم عوارض منفى آن در اذهان زدوده نشده بود.
آزادى حق مردم است
«این مردمى هستند که حق مىگویند. حق خودشان را طلب مىکنند، آزادى حق مردم است، استقلال یک مملکت حق اهل یک مملکت است که طلب استقلال مکتب در مملکت». «در ایران اسلامى، مردم تصمیم گیران نهایى تمامى مسایلند.» «ببینید مردم چه مىخواهند، آن را بدهید به مردم، بچه و بزرگ مىگوید: «آزادى و استقلال» شما آزادى و استقلال را بدهید.» «سیاست ما همیشه بر مبناى حفظ آزادى، استقلال و حفظ منافع مردم است که این اصل را هرگز فداى چیزى نمىکنیم.» خمینى را اگر دار بزنند تفاهم نخواهد کرد، با سرنیزه نمىشود اصلاحات کرد
عدم معامله بر سر خواستهاى بر حق اسلامى که از جهتى خواست و آرزوى دیرینه مردم هم بوده است. امام نه تنها معامله و سازشکارى نکرد بلکه تا پاى خون و قبولِ دار بر سر اصول ایستاده بود. این عبارتها جلوه-هایى از آن روحیه خشم و غضب روح الهى است که عین لطف و مهر بود علىرغم این که ممکن است برخى ضعیف طبعان کجاندیش و عافیتطلب را خوش نیاید. همانها که مبلغ اسلام سکوت و سازگارى همه جانبه بوده-اند، و زیرکانه و در خفا با اسلام ناب و اسلامى که بفرمود امام (س) نمازش بالاترین فریادهاست. «سیاست ما همیشه بر مبناى آزادى و استقلال و حفظ منافع مردم است، که این اصل را هرگز فداى چیزى نمىکنیم.»
«خمینى را اگر دار بزنند تفاهم نخواهد کرد، با سرنیزه نمىشود اصلاحات کرد.» «من اکنون قلب خود را براى سرنیزههاى مأمورین شما حاضر کردم ولى براى قبول زورگویىها و خضوع در مقابل جبارهاى شما حاضر نخواهم کرد.» اگر دموکراسى را به معناى مردم محورى واقعى و شرکت مردم در تعیین سرنوشت خود بدانیم، در کشور ما حتى نوجوانان هم با حضور خویش دموکراسى را عینیت مىبخشند. شرکت آنان در انتخابات یکى از روشنترین نمودهاى دموکراسى است. در روزهایى که هنوز نمود و صورت و تجرب روشنى از چگونگى حضور مردم نداشتیم، حتى مجریان و مسئولان حکومت اسلامى هم در ابتداى راه تدوین قانون و موازین براى ادار امور بودند و در پىجوییهاى متفاوت و مجدّانه راههاى مختلف نگهداشت و دعوتِ عنداللزوم مردم را، جویا مىشدند و حتى برخى از دولتمردان ذهنیت روشنى از دموکراسى و مردم سالارى نداشتند. حکومتها تابع مردم و براى مردم.
امام با زبانى بسیار ساده ولى عمیق و استادانه چگونگى دخالت مردم و وظیف حکومت را در قبال مردم بیان داشت:
«در حکومت هم یک حکومت اسلامى، یک حکومت عدل که حکومتها تابع مردم باشند و حکومتها براى مردم باشند نه مردم براى حکومتها، حکومت اسلامى حکومتى است که براى مردم خدمتگزار است و باید خدمتگزار باشد.» با اندک دقت و موشکافى از همان چند جمله امام مطالب و اصولى استخراج مىشود که مىتواند سر لوحه و دستور العمل خوبى براى دولتمردان و مجریان لشکرى و کشورى باشد نه براى یک بره خاص که براى همیشه حکومت اسلامى و به عنوانِ اصولى از مقررات و مبانى جمهورى اسلامى در حوز اجرا و عمل به موارد زیر بنگرید:
الف: غیر از سایر حکومتهاى موجود در جهان به حقانیت و واقعیت حکومت اسلامى نیز باید اعتراف کرد.
ب: حکومت اسلامى بر مبناى عدل تشکیل مىشود.
ج: حکومتها از جمله حکومت اسلامى باید تابع مردم باشند.
د: حکومتها باید براى مردم باشند نه مردم براى حکومتها.
ه: حکومت اسلامى حکومتى است خدمتگزار و وظیف حکومت خدمت به مردم است.
و: پیوند و رشت اتصال این اصول بر مبناى خدا محورى است زیرا در حکومت الهى است که عدل معنى مىشود. رضایت مردم عملى است، قبول و خدمت به مردم اصل و محور است و اصلِ حکومت حقانیت مىیابد. و مگر نه این که امروز هر دولت و حکومت کابینه و وزیر و مدیر و مسئولى باید به خدمتگزارى به این مردم افتخار کند. مگر نه اینکه یکى از علتهاى اصلى مخالفت امام با نظام طاغوت بىتوجهى و بىاعتنایى نسبت به مردم است و مقدسات و عقاید آنها بود و مگر نه این که یکى از نکات اصلى و ایرادهاى غیر قابل انکار در نظام طاغوت خروج و انحراف از محور عدالت و انصاف و تعدى به حقوق مردم بود. به رهنمودى روشنگر از آن معیار عدل و میزان انصاف امام راحل (س) بنگرید که چگونه از همان آغاز تشکیل نطف حکومت به آراء عمومى جمهورى اسلامى اهمیت مىدهد: «ما خواهان استقرار یک جمهورى اسلامى هستیم و آن حکومتى است مکتى به آراء عمومى، مشکل نهایى حکومت با توجه به شرایط و مقتضیات کنونى جامعه ما توسط خود مردم تعیین خواهد شد.»
«در جهت استقرار حکومت مردمى در ایران و حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش که از ضرورتهاى نظام جمهورى اسلامى است لازم مىدانم بىدرنگ به تهیه آئین نامه اجرایى شوراها براى ادار امور محل شهر و روستا در سراسر ایران اقدام و پس از تصویب به دولت ابلاغ نمایید تا دولت بلافاصله به مرحله اجرا در آورد».
از آنجا که در نظام اسلامى فاصله و شکاف طبقاتى به معناى وجود قشر مستضعف و مستکبر یا به تعبیر امام مرفه و بىدرد یا مستضعف و فقیر معنا ندارد و با روح کلى و فسلفه تشکیل حکومت اسلامى مغایرت دارد، امام از همان روزهاى نخست که هنوز وسوس قدرت و مقام دامن برخى از جاهطلبیها و قدرتطلبىهایى چون رئیس جمهورى مخلوع ننشسته بود، به خوبى مىدانست که قدرت خطرناک است، و حتى دیکتاتورى مىآورد، به همین جهت امام در ملاقاتهاى عمومى اصول رفتارى و موازین مسلوک و مشى دولتمردان اعم از لشکرى و کشورى را با مردم ترسیم مىکرد و راه حلش را رابطه دوستانه و صمیمى و پیوند و برادرى بین مردم و مسئولین مىدانست. به گونهاى که مردم مجریان را از خودشان بدانند، تأکید داشت در بین مردم بنشینند، با مردم صحبت کنند، تا آن وحشت طرفینىِ گذشته از بین برود و خداى ناکرده از همان آغاز دولتمردان به دام و اسارت مقام و پست و جاه-طلبى گرفتار نشوند و باورشان شود که فلان مسئولیت و مقام و تشکیلات جزء ارث پدر آنها نیست. در ویژگیهاى رفتار سرداران و مسئولین از عالیترین مقام تا پائینترین درجه مىگوید: «یک چنین چیزى ما مىخواهیم که کسى در رأس است او هم با مردم رفیق باشد و بنشیند و خودش را نگیرد و در بین مردم بنشیند با آنها صحبت بکند، هر کس حاجتى دارد به او بگوید، وقت داشته باشد با او صحبت بکند. آن هم که رئیس ارتش است و آن هم که رئیس ژاندارمرى است، آن هم در بین مردم همانطور باشد، وارد بشود بین مردم، نه او از مردم وحشت کند، نه مردم از او وحشت بکنند، این باید دستور باشد براى همه حکومتها و ملتها.»
امام با بیان اصول رفتارى حکومت در صدر اسلام و زندگى و مشى سرداران و استانداران و ... در آن روز با مردم به دولتمردان نظام اسلامى درس عبرت-انگیز دهد: «در هر صورت عمده این است که هم ما بدانیم که مسؤل هستیم پیش خداى تبارک و تعالى و همه بدانیم که عقل هم اقتضا مىکند همانطورى که اسلام دستور داده با مردم رفتار بشود حکومتها همانطور رفتار بکنند وقتى که در صدر اسلام مأمورین را مىفرستادند همان که سردار بود همان که استاندار بود امام جماعت هم بود یعنى اینقدر مورد اعتماد مردم بود و مردم او را به عدالت مىشناختند که به او اقتدا مىکردند و با او نماز مىخواندند و همان هم جنگ مىرفت و مردم به او احترام مىکردند.» امام در عین اینکه بر حضور و شرکت فعال و مستمر مردم در صحنه-هاى گوناگون انقلاب تاکید داشت اما هر وقت احساس مىکرد باید به تعبیر امروز به مردم خط بدهد یا متوجه بود که ممکن است به علت کم تجربگى یا احتمال شیطنت دشمنان قسم خورده و کار کشته یا دسیسه-هاى استعمار و استکبار انحرافى حاصل آید مستقیما و قاطعانه اظهار نظر مىکرد و رهنمود مىداد.
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
دیگه تموم شد؛ وضعیت سفیده! ...
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
اینجا در بیمارستان جانبازان اعصاب و روان
سعادتآباد، عقربهها و تقویمها اعتبار ندارند و گرچه سالها پیش، جنگ تمام شده
است و حتی خیلیها آن را از یاد بردهاند، این تکه از زمین، تسلیم زمان
نمیشود.
نمیدانم چند درصد از آنها که آغاز این گزارش را میخوانند،
نیمهکارهاش میگذارند و از ذهنشان میگذرد که لزومی ندارد نرسیده به بهار از حال
و هوای جانبازان اعصاب و روان بیمارستان نیایش چیزی بخوانند. من هم وقتی پس از
سالها، بار دیگر دلتنگشان شدم و عید را بهانه کردم تا باز به آسایشگاه بیایم، فکر
میکردم شاید این گزارش با عید غریبه شود؛ اما بعد
یادم افتاد که ما ایرانیها از سال 59 تا 67 هر سالتحویل، یادشان میافتادیم، آنها
سالتحویلهایشان را در پناه کیسههای شنی سنگر جشن میگرفتند و ما در پناهگاهها
یا زیرزمین خانههایمان، آنها صدای رگبار و انفجار میشنیدند و ما آژیر قرمز، آنها
دلواپس ما بودند و ما دلنگران از موشکهایی که بیامان فرود میآمدند. میبینید؟ ما
با آنها از لحظه نو شدن سال خاطرههای زیادی داریم، ما با آنها بزرگ
شدهایم.
خیلی از
همرزمهایشان در آن سالها شهید شدند و ما سنگمرمرهای مزارشان را با گلاب شستیم و
برایشان در اتاقهای حلبی بالای سنگ قبرها حجله و جانماز و هفتسین گذاشتیم،
خیلیها در توفان آتش گم شدند و ما پلاکهای نیمه و استخوانهایشان را سالها بعد
در آغوش فشردیم، لالایی خواندیم و به خاک سپردیم، خیلیها از نفس افتادند و
سرفههایشان رنگ خون گرفت، خیلیها چشم یا دست یا پایشان را در جبهه جا گذاشتند و
ما نفسشان شدیم، چشمشان شدیم، دست و پایشان شدیم، اما سرنوشت ساکنان این
بیمارستان به هیچ کدام از همرزمانشان شبیه نشد، ساکنان این خانه بزرگ با سنگهای
مرمر سپید و حیاطی خلوت و ساکت، تا همیشه در جنگ ماندند و موج انفجار یا خاطرات
فجایعی که دیده بودند، دگرگونشان کرد تا هر روز شهادت را تجربه کنند و بیتاب
شوند، اما ما، خیلی از ما، فراموششان کردیم و یادمان نماند که جنگ علاوه بر
جانبازان شیمیایی و قطع عضوی و شهدا و مفقودالاثرها، جانبازان اعصاب و روان نیز
دارد.
اینجا امن است
از 7 سال پیش که دربارهشان نوشتم، همیشه دلم میخواست
باز ببینمشان، بیمارستان نیایش 80 جانباز اعصاب و روان بستری دارد و به گروهی هم
سرپایی خدمات ارائه میکند. نگاههای آنها وقتی از حیاط میگذرم و به اتاق
فیزیوتراپی میروم غریبه است، اما کمتر از نیم ساعت بعد، وقتی حرفهایم با عبدالنبی
شریفپور، فیزیوتراپیست مرکز، درباره کاردرمانی جانبازها تمام میشود، انگار
سالهاست من و آنها که پشت دیوار شیشهای اتاق کنار هم ایستادهاند و تماشایم
میکنند، یکدیگر را میشناسیم.
در سالن کاردرمانی، تعدادی از جانبازها
خاطرههایی دور را در آدمکها و گلها و سبدهای سفالی خلاصه میکنند یا با
رنگهایی درهم، روی بوم میریزند.
فکر خودکشی و مرگ و روزهای ناخوش جنگ حالا روی
بوم آمده و شده است گلهای نیلوفر، پلها و پیادهروهای سنگفرش شده سپید،
دریاچههایی پر قو و کلبههایی چوبی در کوهستانهای برف گرفته.
آنطور که
شریفپور میگوید قرار است جانبازها در کارگاههای کاردرمانی با ورزش و هنر به
زندگی عادی برگردند. «کم پیش آمده که یکی از بچهها را از دوره جبهه به یاد
بیاورم... ولی وقتی خاطرهها را مرور میکنم، یادم میآید روزگاری با بعضیهاشان در
عملیاتهایی مشترک حضور داشتهام با این تفاوت که مناطق عملیاتیمان فرق داشته...»
میخواهم بدانم فیزیوتراپیست مرکز وقتی نام جانباز را میشنود، یاد کدامیک از
بیمارانش میافتد، شریفپور سکوت میکند و همکارش، الهام خطیبزاده، به کمکش میآید
«یکی از بچهها زمان جنگ غواص بود، با کسی حرف نمیزد، یک دنیا مهربان بود، به ما
پینگپنگ یاد داد، اما هنوز همان غواص جنگ باقیمانده بود.»
حرفش را نمیفهمم،
میگوید: «از پرستارها شنیدم که وقتی میرفت استخر، نفس میگرفت و به عمق 4 متری
آب میرفت و مدتها همانجا انگار دنبال تلههای انفجاری میگشت.» چرا غواص حرف
نمیزد؟ شاید چون ترسش از یک لحظه سهلانگاری و انفجار یکی از مواد منفجره زیر آب و
مرگ همرزمهایش آنقدر زیاد بود که حرف زدن را از یادش برده بود.
کارکنان زن در
بیمارستان جانبازان اعصاب و روان احساس امنیت میکنند؟ خطیبزاده پاسخ میدهد
«میدانی؟ همه بچههای ما یک ویژگی بخصوص دارند که حتی وقتی حالشان بحرانی باشد
رعایتش میکنند، آنها در هر شرایطی حرمت زنها را نگه میدارند، اینجا پرستارها و
کارشناسهای خانم، احترام ویژهای دارند.» مردان جبهه هنوز هم توی چشم زنهای
نامحرم نگاه نمیکنند و آرام و محجوب سرشان را پایین میاندازند. همان کمرویی
رزمندههای چند دهه پیش، همان حجب خاص که متفاوتشان میکرد. «اینجا احساس امنیت
میکنم، هیچ وقت پیش نیامده که برخورد ناشایستی با من داشته باشند.»
نوروزیهای
ما ،نوروزهای آنها
راه باریک فلزی، که سایبانی رنگی سقفش شده است، من و عکاس
را از اتاق شیشهای فیزیوتراپی میبرد تا سالنی که مجتبی روی یکی از صندلیهایش
خوابیده است.
بهروز اصغری، پرستار بخش، همیشه یادش هست که دست مجتبی اگر از
صندلی آویزان باشد، خواب میرود و آن وقت با گزگزش اوقات مجتبی را تلخ میکند، به
همین خاطر عادتش شده است. بیصدا میآید و دست او را، طوری که از خواب نپرد،
میگذارد روی سینهاش.
مجتبی قوی هیکل است، خوابی سبک دارد، لباس آبی نخی نازکی
پوشیده، کلاه بافتنی به سر دارد، زیر چشمهای درشتش طوقی تیره افتاده، هنوز مدرسه
میرفته که راهی جبهه شده و زیاد نگذشته که موج انفجار او را با خود برده است، اما
چیزی از لحظه موجیشدنش به خاطر نمیآورد. ما که میآییم بیدار میشود و با اصغری
دست میدهد.
پرستار مثل نجوا کردن رو به او میگوید: «آقا مجتبی، دلش میخواد به
جای تختش روی صندلیهای سالن بخوابه اما اگه دستش رو بد گذاشته باشه خواب میره،
مگه نه؟» مجتبی با لبخندی کمرنگ تاییدش میکند و به او خیره میماند.
مجتبی دلش
میخواهد دست پرستارش را ببوسد و او هیچ وقت اجازه نمیدهد. پرستار باز نجوا میکند
«میدونه که چقدر دوستش دارم.» مجتبی هنوز با لبخند به او زل زده است. پرستار
رزمنده لشکر 10 سیدالشهدا مثل بقیه پرستارهای این آسایشگاه عاشق جانبازهاست، اگر
نبود، شاید حتی یک لحظه هم طاقت دیدن بیتابیهایشان را نداشت. «ما که سعادت شهادت
نداشتیم، دست کم حالا باید به بچهها خدمت کنیم.» از 6 سال پیش تا امروز اصغری هم
همراه با بچههای مرکز پیر شده، آنقدر شکسته که انگار همه با هم از کولاک
گذشتهاند.
مجتبی همه دغدغههای زندگیاش را بریده بریده، برایم تعریف میکند:
«اگر خوب بشم، زن میگیرم.... موج که مییاد آدم روانی میشه .... من هی توی
نمازهام شک میکنم که رکعت چندم بودم.... میخوام پولهام رو جمع کنم که بعد از
مرگم نمازهام رو برام بخونن.... میخونن.... پدرم و مادرم فوت شدهاند.... عید
میرم خونه خواهرم.... مهمون مییاد...»
سید هم دلش میخواهد حرف بزند. او چند
روز پیش از آسایشگاه فرار کرده است و حالا برگشته. «اینجا حتی یکبار سرم داد
نزدهاند، حتی یکبار تهدیدم نکردهاند، آره! فرار کردم اما بعد برگشتم به خاطر
اینها برگشتم.»
پرستارش را نشان میدهد «ترسیدم اینها رو توبیخ کنند واسه همین
برگشتم.» سید دیگر دلش نمیخواهد فرار کند، میپرسم: «آقا سید! به نظرت مردم آن
بیرون، تغییر کردهاند؟» چند لحظه سکوت میکند: «مردم خوبند.»
سید دلش میخواهد
از نوروز بگوید: «عید که بیاد میرم خونه مادرم، اونجا میشینم تلویزیون تماشا
میکنم.» سید از لحظه موجی شدنش، انفجاری را به یاد دارد که پرتابش کرد روی زمین و
ابری مهیب از آتش، بالای سرش گسترده شد.
محمد، جانبازی که فقط به زمین نگاه
میکند، نوروز را خلاصه میکند: «عید یعنی شادی، حرف زدن، مهمانی رفتن، عیدی دادن
به بچهها، عیدی گرفتن» محمد هم ازدواج نکرده است دیگر کسی به ملاقاتش نمیآید،
پدرش، ماه رمضان امسال فوت شده و مادرش هم چند سال پیش.
محمد اما هنوز صبح تا
شب، چشمش به در آسایشگاه است تا آنها بیایند ملاقاتش.
مرد، بلند قد و لاغر و
سبزهروست. «کی به شما عیدی میده آقا محمد؟» با صدایی خفه پاسخ میدهد: «پدر و
مادرم... بهم عیدی میدن» و همان وقت یکی از بچهها یادش میافتد: «پدرت مگه امسال
فوت نشد؟ مادرت هم همینطور که!» محمد جواب نمیدهد. برمیگردد روی تختش و دیگر با
کسی حرفی نمیزند. اصغری میگوید: «گذشت زمان خیلی دردناکه، بچهها پدر و مادرشان
را از دست میدهند، خیلیها که مجردند دیگر ملاقاتکنندهای ندارند، تنها
میشوند.»
باید از جنس آنها باشی
اصغری دلش نمیخواهد با پرسشهایم از لحظه
موجی شدن، جانبازها را برنجانم، «هر کدام از اینها یک شیر بیشه بودهاند،
هرکدامشان یک بزرگمردند، خیلیها بسیجی بودهاند، تخریبچی، آرپیجیزن، تیربارچی.
باید حواسمان به همهشان باشد.»
حواس او و بقیه پرستارها، همیشه پی بچههاست.
حواس او، با بچهها توی حیاط راه میرود، سیگار میکشد، روی تخت کنارشان مینشیند،
بین راهروها قدم میزند و تو دلتنگیها و گریههایشان شریک میشود. غروب او و
رفقایش، سوغات آسایشگاه را به خانه میبرند، سوغات آسایشگاه بار غمی است که از
اعضای خانواده پنهانش میکنند، خستگی است که به رویشان نمیآورند، بغضی است که
نمیخواهند هیچ وقت گریه شود و دیگران را برنجاند و گاهی هم کبودیهای سر و صورت یا
شکستگی بینی است و... اصغری آخری را انکار میکند. «تجربه به من میگوید: آنها در
سختترین شرایط هم همه چیز را میفهمند، به مرور زمان به عنوان پرستار میفهمی در
شرایطی که یکی از بچهها در وضع بحرانی قرار گرفته یا تغییرات دارویی باعث
پرخاشگریاش شده، طوری جاخالی بدهی که ضربهای توی صورتت نخورد» بعد میگوید «حتی
اگر بزنند هم ما هیچ وقت دلخور نمیشویم، اینجا کینه معنی ندارد. مگر برادرها وقتی
با هم دعوا میکنند از هم کینه به دل میگیرند؟ این همان رابطه است.»همکارش حمید
دهقانی هم وقتی از احتمال کتک خوردنش میپرسم، به کاغذهای روی میز و اسامی جانبازها
نگاه میکند «خب وقتی میدانی این کارش دست خودش نیست، نمیتوانی ناراحت
شوی.»
یکی از جانبازها صدایش میکند: «به دستهام کرم بزنم؟» دهقانی
میگوید:«آره، بزن» آن دیگری سیگار میخواهد. «سیگار برای سلامتیت ضرر داره.»
دهقانی به یکی از بچهها لبخند میزند «این آقا فولاد، ما را پدر صدا میکند، به
پرستارهای خانم هم میگه مادر.»
پرستارهای بیمارستان نیایش، مثل پدر و مادرها،
فکر بچهها را نگفته میخوانند، دهقانی میداند کدام یک از بچهها خشمش را مشت
میکند و مشتش را آنقدر محکم به دیوار میکوبد که جایش گود میافتد، میداند کدام
یک دلش هوس سیگار کرده است و کدام به خودکشی فکر میکند یا دنبال خلوتی میگردد
برای گریستن. اصغری میداند کدام یک از بچهها شبها کابوس میبیند و مثل بید
میلرزد و دلش میخواهد کسی صدایش بزند «آرام باش، ما اینجاییم.»، میداند کدامشان
آرزو دارد با معجزهای شفا بگیرد و داماد شود، میداند کدام دلش میخواهد برود مشهد
و کدام یکی از غربتش در لحظه تحویل سال، غمگین شده و باور کرده دیگر کسی به ملاقاتش
نخواهد آمد. «گاهی باید زبانشان را ترجمه کنی.... ما فقط رنگ لباسهایمان با هم
فرق دارد وگرنه همه از یک جنسیم.»
از پرستارها درباره نوروز میپرسم، هر دو از
سفره هفتسینی تعریف میکنند که وسط سالن میاندازند و کارمندان مرکز و جانبازها
دورش جمع میشوند و گوش به زنگ «یا مقلبالقلوب والابصار» میمانند.اصغری از خاطره
نوروزهای گذشته حرف میزند. همه مراسم سالتحویل ـ که ما ایرانیها برایش
لحظهشماری میکنیم ـ یکی 2 دقیقه بیشتر نیست، اما بعضی از کارکنان مرکز،
خانوادههایشان را وقت تحویل سال به بیمارستان میآورند تا همان یکی 2 دقیقه را هم
با بچههایی که مرخص نشدهاند و تنها ماندهاند، شریک شوند.
اشکش را پنهان
میکند «تا وقتی کسی از جنس بچهها نباشد، نمیتواند به آنها کامل و درست خدمت کند،
باید تجربههایشان را لمس کرده باشی تا بفهمی چه احساسی دارند. مثل همین حالا که من
نتوانستم جلوی اشکهایم را بگیرم، شاید اگر روانشناسی غریبه و خارج از مرکز مرا
میدید میگفت این آدم کنترل احساسی ندارد. اما او چه میداند این احساس، تا چه حد
عمیق است؟»نرسیده به حیاط یکی از جانبازها پیام قدم تند میکند: «باز هم بیا، به
ما سر بزن.» رو بر میگردانم تا او و همرزمهایش را که بدرقهام آمدهاند ببینم،
نمیدانم چند تا از آنها برای نوروز به خانه برمیگردند تا سفر بروند، تلویزیون
تماشا کنند، عیدی بگیرند، با مهمانها گپ بزنند یا.... نمیدانم کدام یکی آنقدر
تنها شده است که لحظه سالتحویل در بیمارستان بماند و سر سفره هفتسینی که در یکی
از سالنها انداخته میشود، بنشیند.
از در سبز فلزی که میگذرم، وارد دنیای
دیگری شدهام، دنیایی که در آن، جنگ تحمیلی برای خیلیها ، بیش از 2 دهه پیش، تمام
شده است.
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

